تاريخ : شنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

 

 

سراب(اذربایجان شرقی)

 

 

سَراب یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان سراب در شرق این استان است. این شهر با ۴۲٬۰۵۷ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵، هفتمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.شهر زیبای سراب به دلیل واقع شدن در بین دو کوه سبلان و بزقوش، آب و هوایی سرد و کوهستانی دارد. این شهر در منطقه‌ای به وسعت ۱۳ کیلومتر مربع گسترده شده‌است. شهر سراب در ۸۶ کیلومتری غرب اردبیل، ۱۳۴ کیلومتری شرق تبریز و ۶۵۹ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.از آن‌جایی که سراب در کنار رود بنا شده‌است، نام آن را برگرفته از سر + آب می‌دانند.جنگ امیر وهسودان با غزها در سال ۴۳۶ قمری در کنار شهر سراب رخ داد. در حملات چنگیزخان مغول سراب نیز در سال ۶۱۷ ه. به شدت قتل و غارت شد. ترک‌زبان شدن شهرستان سراب از زمان سلجوقیان و کوچ ایل‌های ترک به منطقه آغاز شد.

وجه تسمیه
سراب مانند بسیاری از شهرهای ایران در کنار رود بنا شده‌است و احتمال می‌رود نام خودش را نیز از این جهت گرفته باشد به واسطه وجود آب‌های جاری فراوان که از دامنه کوه‌های سبلان و بزقوش در دشت سراب جاری می‌شود شاید نام سراب را بر این شهر گذاشته اند اما حمداله مستوفی در کتاب معروف خود یعنی نزهع القلوب می‌نویسد سراو شهریست از شرق سبلان مایل به قبله افتاد چو هوایش سرد است و آب آن از رودی که بدان شهر منسوب است از کوه سبلان برخیزد و در دریاچه چی چست (ارومیه) رود مردمش سفید چهره اند و سنی مذهب. یاقوت حموی این شهر را «سراو» یا «سرو» ضبط کرده و گوید در سال ۶۱۷ هجری مغول به آن شهر حمله کرد آن شهر خراب شد و بیشتر اهالی کشته شدند. مورخین نیز سراب را سراو ذکر کرده اند که در کنار رودخانه سراو بنا شده و از این نام اسم شهر را سراو یا سراب گذاشته اند جغرافی نویسان قدیم به جای نام سراب لغت سرالو را ذکر نموده اند. ابن حوقل در وصف این شهر گفته است سراو شهری است نیکو و دارای چند آسیاب و گرداگرد آن مزارع غله خیز و باغستان ها پر فراگرفته و مهمانخانه‌ای پاکیزه و بازار های خوب دارد.استان آذربایجان شرقی یکی از استان‌های ایران است. این استان بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین استان ناحیهٔ شمال غربی ایران (آذربایجان) محسوب می‌شود. استان آذربایجان شرقی از سمت شمال به جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، از سمت غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی، از سمت شرق به استان اردبیل و از سمت جنوب شرق به استان زنجان محدود شده‌است. این استان دارای آب و هوای سرد کوهستانی بوده و کل محدودهٔ استان را کوه‌ها و ارتفاعات تشکیل داده‌اند. مساحت استان آذربایجان شرقی، ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع است که از این جهت، یازدهمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود. این استان محل اتصال دو رشته کوه مهم و اصلی کوه‌های ایران، یعنی البرز و زاگرس است و بلندترین نقطهٔ آن، قلهٔ کوه سهند است. مرکز استان آذربایجان شرقی، کلان‌شهر تبریز است. از شهرهای مهم و اقماری این استان می‌توان به مراغه، مرند، میانه و اهر اشاره کرد.

 

 

آبش احمد(اذربایجان شرقی)

 

  • جمعیت :
    ۲۳۲۹
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    04274

 

آبش احمد یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش آبش‌احمد شهرستان کلیبر واقع شده‌است.این شهر با ۲٬۳۲۹ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان دومین شهر شهرستان کلیبر و پنجاه و یکمین شهر استان آذربایجان شرقی مطرح می‌گردد.شهر آبش‌احمد در منطقه‌ای سرسبز و خوش آب و هوا و در حاشیه رودخانهٔ ارس واقع شده‌است. نام قدیم این شهر «احمدلو» بوده‌است. البته عده‌ای نیز بر این باورند که بنای این شهر توسط دو برادر به نام‌های «آبش» و «احمد» بوده‌است و این دو برادر اولین ساکنان آبش‌احمد بوده‌اند. از این‌رو نام این شهر را آبش‌احمد گذاشته‌اند.
شهر کوچک آبش‌احمد در 54کیلومتری خمارلو، 34کیلومتری هوراند و ۶۳ کیلومتری کلیبر قرار گرفته‌است. از آثار تاریخی این شهر می‌توان به «قلعه‌کندی» در جنوب شهر اشاره کرد. آب‌گرم معدنی «یل‌سویی» که در شمال شرقی قلعه‌کندی واقع شده‌است، از نقاط دیدنی و تفریحی آبش‌احمد محسوب می‌شود. «سد خاکی ارسباران» در 8کیلومتری این شهر قرار گرفته‌است. همچنین «امامزاده قاسم» نیز در ۱۰ کیلومتری آبش‌احمد واقع شده‌است. شغل اغلب اهالی این شهر کشاورزی و دامداری می‌باشد

آذرشهر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    107579
  • نام قدیمی :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    04124

آذر شهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان آذرشهر می‌باشد. این شهر با ۳۶٬۸۰۱ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، به‌عنوان هشتمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. شهر آذرشهر در شرق دریاچهٔ ارومیه و غرب کوه سهند واقع شده‌است و آب و هوای بسیار مطبوعی دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱٬۳۹۰ متر می‌باشد. آذرشهر در ۶۰ کیلومتری جنوب غرب تبریز و ۶۸۴ کیلومتری شمال غرب تهران قرار گرفته‌است. 

وجه تسمیه
واژهٔ «آذرشهر» که امروزه به این شهر اطلاق می‌شود، در دورهٔ سلطنت رضاشاه پهلوی و پس از آن‌که روستای قبلی به شهر تبدیل شد و ساختمان شهرداری در آن احداث گردید، بر آن گذارده شد. نام قدیم این شهر «دهخوارقان» بوده‌است که البته به اسامی مختلف دیگر از قبیل «ده‌خرقان» و «توفارقان» نیز مشهور بوده‌است. معنای واژهٔ دهخوارقان همان‌گونه که در خود واژه نیز به آن اشاره شده‌است، ده یا محل سکونت ایل «خوارقان» یا «خرقان» می‌باشد که به احتمال زیاد به‌دلیل سکونت این ایل در منطقهٔ آذرشهر، دهخوارقان خوانده شده‌است.

جغرافیا
شهر آذرشهر در غرب کوه سهند و در شرق دریاچهٔ ارومیه و در منطقه‌ای بسیار حاصل‌خیز واقع شده است. این شهر از یک سو به‌دلیل نزدیکی به کوه سهند از آب و هوایی نسبتاً سرد برخوردار گشته‌است و از سوی دیگر به‌جهت نزدیک ‌بودن به دریاچهٔ ارومیه آب و هوای نسبتاً مرطوب و ملایمی دارد. به‌طور کلی آب و هوای آذرشهر در زمستان‌ها سرد و در تابستان‌ها مرطوب و خنک است.
 

محصولات
عمده‌ترین محصول کشاورزی شهر آذرشهر که در واقع اصلی‌ترین سوغات این شهر به‌شمار می‌آید، لپهٔ آن است که در سراسر ایران باعنوان «لپهٔ آذرشهر» شهرت فراوانی پیدا کرده‌است و به‌عبارت دیگر به مهم‌ترین منبع درآمد مردم این شهر تبدیل شده‌است.
از محصولات دیگر آذرشهر می‌توان به‌گردو اشاره کرد که غالباً در اطراف این شهر و در دهستان‌های قبله‌داغی و قاضی‌جهان ینگجه و نیز در بخش گوگان تولید می‌شود.

مشاهیر
از مشاهیر آذرشهر می‌توان به «آشیق عباس توفارقانلی» و «سعیده آهنگری دهخوارقانی» اشاره کرد

آق کند(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    2029
  • کد تلفن :
    424

آق‌کند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش کاغذکنان شهرستان میانه واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش کاغذکنان است

 

 

اسکو(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    98988
  • کد تلفن :
    412
  • سایت شهرداری :
    www.oskucity.ir

اُسکو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اسکو می‌باشد.این شهر در ناحیهٔ غربی استان و در نزدیکی دریاچه ارومیه واقع شده‌است و از آب و هوای نسبتاً مناسبی بهره‌مند گشته‌است. شهر اسکو در میان باغات مختلفی به‌وجود آمده‌است و منظرهٔ این شهر از کوه‌های مجاور این واقعیت را اثبات می‌کند که اسکو یکی از باغ‌شهرهای ایران می‌باشد. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بوده‌است که از این جهت پانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.اسکو در ۳۳ کیلومتری جنوب غرب تبریز واقع شده‌است. 

پیشینه
اسکو یکی از قدیمی‌ترین شهرهای آذربایجان است. قدیمی‌ترین منبعی که در آن از اسکو نام برده شده‌است، کتیبه‌ای است مربوط به‌حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح که در لشکرکشی پادشاه آشور نوشته شده‌است. در این کتیبه به وجود قلعه‌ای پیرامون شهر اشاره شده که در حملهٔ سپاه آشور به همراه یک‌صد و یازده روستای دیگر به آتش کشیده شده‌است.
 

مردم
ساکنان شهر اسکو از نژاد ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. دین ساکنان این شهر اسلام و مذهب آنان شیعه دوازده‌امامی می‌باشد.
جمعیت اسکو برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بوده‌است که از این تعداد ۸٬۰۴۰ نفر مرد و ۸٬۱۰۰ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۴٬۹۲۸ خانوار بوده‌است. براساس همین سرشماری از مجموع ۱۶٬۱۴۰ نفر جمعیت ساکن اسکو، ۱۲٬۷۸۴ نفر باسواد و ۲٬۰۴۹ نفر بی‌سواد بوده‌اند

اهر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    150111
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    426
  • سایت شهرداری :
    www.e-ahar.ir

اهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اهر است. این شهر با ۸۵٬۷۸۲ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان پنجمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی پس از شهرهای تبریز، مراغه، مرند و میانه مطرح می‌گردد. شهر اهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ ارسباران است و به عنوان مرکز این منطقه شناخته می‌شود.

جغرافیا
شهر اهر در مرکز منطقهٔ سرسبز و خوش آب و هوای ارسباران و در فضایی به وسعت ۱۵ کیلومتر مربع گسترده شده‌است و به همین دلیل، از آب و هوایی خوش بهره‌مند گشته‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا، ۱۳۴۱ متر می‌باشد. شهر اهر در ۸۹ کیلومتری شمال شرقی تبریز و ۷۶۵ کیلومتری شمال غربی تهران واقع شده‌است.

مردم
ساکنان شهر اهر، همانند اهالی سایر شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. شغل اصلی آنان، باغداری، دامداری و کشاورزی است. البته به دلیل تأسیس ادارات گوناگون دولتی و خصوصی در این شهر، عده‌ای نیز به کار در این‌گونه مراکز مشغولند. طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت این شهر بالغ بر ۸۵٬۷۸۲ نفر بوده‌است که از این تعداد ۴۲٬۷۹۶ نفر مرد و ۴۲٬۹۸۶ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۲۰٬۸۴۴ خانوار بوده‌است.

وجه تسمیه
در دوران پیش از اسلام، این شهر با نام «میمد» خوانده می‌شد که پس از ورود اسلام به ایران، نام آن به اهر تغییر پیدا کرد. معنای لغوی واژهٔ اهر در زبان عربی، گیاه زبان گنجشک است که به احتمال زیاد به دلیل فراوانی این گیاه در این منطقه به این نام، خوانده شده‌است.

محله‌ها
درگذشته، مجموعه شهر اهر از سه محله تشکیل می‌شده‌است: کوی سادات‌لو، کوی نخجوان‌لو و کوی باغبان‌لو. هر سه محله مسکونی بوده و در حدفاصل آن‌ها باغات انبوهی وجود داشته‌است. آب شهر از چند قنات تأمین می‌شده که در محله‌های مختلف شهر مانند قنات محلهٔ چلب‌وردی وجود داشته‌است. امروزه تقریباً همه آن‌ها از بین رفته‌است

ایلخچی(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    13985
  • کد تلفن :
    412

ایلخچی یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش ایلخچی شهرستان اسکو واقع شده‌است. این شهر در ۲۵ کیلومتری جنوب غرب کلان‌شهر تبریز قرار گرفته‌است.جمعیت این شهر، براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۱۳٬۹۲۷ نفر بوده‌است، که از این جهت، شانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

مردم
طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، از مجموع ۱۳٬۸۲۷ نفر جمعیت ایلخچی، ۷٬۱۵۲ نفر مرد و ۶٬۷۷۵ نفر زن بوده‌اند که در ۴٬۰۱۴ خانوار ساکن این شهر بوده‌اند. هم چنین ۷۷ درصد از مردم باسواد و ۲۳ درصد بی‌سواد بوده‌اند.

اقتصاد
دراین شهر علاوه بر بانک‌های دولتی مؤسسات قرض‌الحسنه فعالیت چشم‌گیری دارند که از جمله صندوق قرض‌الحسنه الغدیر و صاحب‌الزمان از فعال‌ترین آن‌ها می‌باشد. ضمناٌ دانشگاه پیام نور نیز از اول مهر ۱۳۸۶ فعالیت خود را با پذیرش دانشجو شروع کرده‌است با وجود مراکز دانشگاهی و مؤسسات اقتصادی سرعت توسعه این شهر سریع‌تر گشته‌است و همچنیین کارخانه‌های صنعتی در اطراف این شهر، از جمله کارخانه ایران خودرو نیز وجود دارد. شهر ایلخچی علاوه بر قرار گرفتن در جاده ترانزیتی شاهرگ اتصال استان‌های کردستان و آذربایجان غربی به‌وسیله بزرگراه شهید کلانتری که از وسط دریاچه اورمیه می‌گذرد به استان آذربایجان غربی متصل می‌باشد. هچنین به‌وسیله ایستگاه زارعی که در ۳ کیلومتری شهر ایلخچی قرار گرفته به شبکه راه‌آهن سراسری کشور دسترسی دارد

باسمنج(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    10736
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    411

باسمِنْج یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده‌است. این شهر در ۱۰ کیلومتری جنوب شرق کلان‌شهر تبریز قرار گرفته‌است.جمعیت شهر باسمنج، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۱۰٬۷۳۶ نفر بوده‌است، که از این جهت، بیست و یکمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

وجه تسمیه
از قرن هشتم به‌بعد، واژهٔ باسمنج به‌صورت‌های «اوسبنج»، «وهوسفنج»، «فهوسفنج»، «اسفنج»، در بعضی متون دیده می‌شود.به‌نوشتهٔ رشیدالدین فضل‌الله، در دورهٔ او، قریهٔ اوسبنج مشهور به«‌ترک‌دیه»، از دیه‌های ناحیهٔ مهران‌رود شمرده می‌شد و حدودش متصل به‌شارع خراسان و به‌اراضی زرنق و شادباد علیا و شارع قریهٔ مرده‌ناب و فتح‌آباد بود.در یکی از قباله‌های مانده از 987، از همنام آن، مزرعه یا ده «اُسفنج» در ناحیهٔ بروانان (در مسیر جادهٔ قدیمی (میانه-بستان‌آباد-تبریز) نام برده‌شده‌است.در منابع تاریخی دورهٔ صفویه نیز نام فهوسفنج آمده‌است. به‌نوشتهٔ اسکندرمنشی در 989 هجری، سلطان محمد خوارزمشاه از سعیدآباد کوچ کرد و وارد فهوسفنج شد.
در زمان سلطان محمد خوارزمشاه، در جنگ میان قزلباش‌ها و سپاهیان عثمانی، در کنار رود فهوسفنج، عثمانی‌ها شکست خوردند و عقب‌نشینی کردند.شاه عباس یکم که در 998، بر اثر صلح با عثمانی، قسمت‌هایی از آذربایجان و شیروان و بنادر دریای خزر و کردستان و لرستان، یعنی متصرفات عثمانی‌ها در فاصلهٔ سال‌های 985 و 998 را به‌آن دولت واگذار کرده‌بود، در 1012، برای بازپس گرفتن آذربایجان از عثمانی‌ها، پیش از ورود به‌تبریز و پس از اقامت در کاروانسرای شبلی، وارد فهوسفنج شد.در 1027 هجری، قوای عثمانی به‌سرداری «خلیل پاشا»، شهر تبریز و در پی آن، قریهٔ فهوسفنج را تسخیر نمودند.در جنگ‌های ایران و روس در زمان فتح‌علی‌شاه قاجار، قشون روس، پیش از معاهدهٔ ترکمانچای، باسمنج را تصرف کرند، ولی پس از مدتی عقب نشست. به نوشتهٔ اعتمادالسلطنه، در 19 شوال 1264 هجری، ناصرالدین شاه قاجار با اردویی مرکب از 10٬000 نفر از شهر تبریز بیرون آمد و وارد باسمنج و در سفر به‌اروپا (از راه میانه-ترکمانچای-باسمنج) وارد شهر تبریز شد.
به‌نوشتهٔ «عبدالعلی ادیب‌الملک»، در دورهٔ ناصری، باسمنج یک حمام و دو مسجد و هفت خانوار رعیت و ده دکان داشت و مالیات دیوانی آن به 160 تومان می‌رسید.باسمنج در جریان جنگ‌های انقلاب مشروطیت و لشکرکشی قوای دولتی به‌آذربایجان، به لحاظ موضع سوق‌الجیشی، مدتی مقر حکم‌فرمایی عین‌الدوله بود و میان قوای ستارخان و قشون دولتی، بارها در آن‌جا زدوخورد روی داد. باسمنج بعدها مرکز بلوک مهران‌رود و جادهٔ تبریز به‌بستان‌آباد از وسط آن می‌گذشت.

مردم
در گذشته، کشاورزی و دامداری از کارهای پررونق و سودآور مردم این شهر محسوب می‌شد که در ۳۰ سال اخیر، به علت تأمین آب مشروب شهر تبریز از سفره‌های زیرزمینی منطقهٔ باسمنج، این مشاغل رونق خود را از دست داده‌اند. امروزه عدهٔ کثیری از اهالی این شهر، در کارخانجات صنعتی شهر تبریز فعال هستند و کارهای قدیمی از رونق افتاده‌اند.

گردشگری
به خاطر سرسبزی و وجود چشم‌اندازهای زیبای طبیعی در کناره‌های رودخانه مهران‌رود، در محور باسمنج به روستای سفیده‌خان و آب‌وهوای لطیف منطقه و همچنین نزدیک بودن این شهر به مرکز استان، در سال‌های اخیر این منطقه از نظر گردشگری اهمیت خاصی پیدا کرده‌است، به طوری که در چند سال گذشته ساخت و ساز ویلاها و سایر مکان‌های تفریحی در کناره‌های رودخانه مهران‌رود چند برابر شده‌است. همچنین در روزهای تعطیل، این شهر پذیرای عدهٔ زیادی از اهالی شهر تبریز است.

توسعه‌ شهر
به منظور اسکان سرریز جمعیت کلان‌شهر تبریز و تصمیم مسئولان امر برای احداث شهرک‌های مسکونی از جمله شهرک‌های شهرک آذران، شهرک خاوران و شهرک مهران‌شهر در مابین حوزهٔ استحفاظی شهرداری‌های تبریز و باسمنج، بر اهمیت این شهر افزوده شده‌است. چرا که با شروع ساخت‌وساز در این ۳ شهرک، شهر باسمنج به مرکز استان آذربایجان شرقی متصل خواهد شد و به‌عنوان منطقهٔ ۹ شهرداری تبریز شناخته خواهد شد. ولی به‌دلیل برخی مشکلات، از جمله طرح تبدیل شهر باسمنج به مرکز بخش، مجوز ساخت‌وساز در این شهرک‌های ۳گانه از سوی مقامات استانی و کشوری صادر نمی‌شود.

رونق شهر
قبل از احداث جادهٔ جدید تبریز - تهران، راه تهران از داخل این شهر می‌گذشت که رونق خوبی هم به شهر داده بود. ولی پس از به راه افتادن جادهٔ جدید، شهر باسمنج از توسعه مطلوب بازمانده‌است. ولی پیش‌بینی می‌شود با افتتاح آزادراه تبریز - زنجان - تهران که از حاشیهٔ جنوبی این شهر می‌گذرد، شهر باسمنج بار دیگر از رونق خوبی برخوردار شود.

محصولات
خیار باسمنج از نظر طعم و مزه بهترین خیار تولید کشور محسوب می‌شود که در گذشته قسمت عمدهٔ آن به خیارشور تبدیل می‌شد. ولی در سال‌های اخیر به علت کاهش شدید تولید، بیشتر به صورت خیار سبز روانهٔ بازار مصرف می‌شود. «خیارشور باسمنج» و «پنیر لیقوان» از مهم‌ترین محصولات تولیدی و تجاری این منطقه می‌باشد

بخشایش(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    5758
  • کد تلفن :
    432

بخشایش  یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان هریس واقع شده‌است. جمعیت این شهر، طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر ۵٬۷۵۲ نفر می‌باشد که از این جهت، سومین شهر پرجمعیت شهرستان هریس و سی و چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.
زبان
زبان مردم بخشایش، همانند سایر اهالی شهرستان هریس و استان آذربایجان شرقی، ترکی آذربایجانی است که در میان مردم به لهجهٔ محلی بخشایش تلکم می‌شود.
 یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی در حوزه فرمانداری شهرستان هریس، بخشایش می باشد که در فاصله 80 کیلومتری مرکز استان – تبریز – و 37 کیلومتری شهرستان بستان آباد واقع شده است. بخشایش در منطقه جلگه ای بنا شده و دارای آب و هوای کوهستانی با تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و طولانی است. خاک حاصلخیز بخشایش برای تولید غلات بسیار مساعد است.  این شهر در بین دو رودخانه معروف آذربایجان موسوم به «اوجان چای» و «آجی چای» قرار گرفته است رودخانه اوجان که از ارتفاعات سهند شمالی سرچشمه می گیرد پس از طی مسافتی در نزدیکی این شهر وارد آجی چای می شود و بخشایش را می توان به عنوان محل تلاقی این دو رود معروف شناخت. به علت وجود طبقات نمکی در اراضی مجاور بخشایش آب آجی چای در این منطقه تلخ و غیر قابل استفاده کشاورزی و غیر مناسب برای شرب انسانی است.  همسایگان بخشایش:  بخشایش از طرف شمال با روستای بزرگ اربطان، از طرف جنوب با تازه کند و اشتلق سفلی و علیا، از سمت غرب با بخش نو و جانقور و از سمت شرق با شهر کلوانق همسایه می باشد. بخشایش به عنوان مرکز روستاهای فوق الذکر از شهرت و اعتبار خاصی برخوردار می باشد و این روستاها از لحاظ امور اقتصادی، اداری و خدماتی از طریق بخشایش تأمین و سرویس دهی می گردند.   جمعیت بخشایش:  بخشایش در حدود 25000 نفر جمعیت دارد که حدود 10000 نفر آن در بخشایش و 15000 نفر آن در مراکز تهران، تبریز، کرج، قم و ... زندگی می کنند که نوعاً با زادگاه خود در رفت و آمد و ارتباط دائمی می باشند و اگر در پاره ای از منابع خارجی نفوس بخشایش را 15000 نفر معرفی کرده اند شاید بر این اساس بوده باشد. بخشایش در وضعیت کنونی از شهرهای تابع حوزه فرمانداری هریس می باشد و بزرگترین و پرجمعیت ترین آبادی آن فرمانداری به شمار می رود، که شاید از نظر نفوس کمتر از خود مرکز فرمانداری نباشد.   وضعیت اجتماعی:  بخشایش را با توجه به بافت اعتقادی و مذهبی اش، می توان یکی از شهرهای مذهبی نامید. در این شهر، تمام آداب و رسوم و سنن مردم به مذهب و اعتقادات دینی آنان باز می گردد. این آبادی با توجه به موقعیت جغرافیایی خاصی که دارد و در آخر نقشه جغرافیایی آذربایجان و در یک منطقه بن بست قرار گرفته است، از این رو یک نوع انزوای اجتماعی و فرهنگی بر آن منطقه حاکم بوده و مردم آن نوعاً نتوانسته اند همگام با پیشرفتهای جامعه شهری از پیشرفت لازم برخوردار شوند. حاکمیت ارباب و رعیتی قرون وسطایی با شدیدترین روشهای استبدادی خود، بر افکار و اندیشه های مردم این منطقه سایه افکنده است، به حدی که برخی گفته اند پس از الغای سیستم ارباب و رعیتی خشن، بازهم رعایایی بودند که چندین سال بعد از آن تاریخ، عایدات مالکانه هر ساله را به نمایندگان آنان به صورت پنهانی می پرداخته اند.    بخشایش و همسایگان مجاور آن، به علت انزوا و دور بودن از شریانهای ارتباطی کشور و دور افتادن آنها از مراکز فرهنگی شهری، از نعمت سواد و دانش تا پیروزی انقلاب اسلامی نوعاً محروم بوده اند. در اثر این محرومیت و در پی این عارضه مهم اجتماعی، از تعدادی از حقوق اجتماعی و سیاسی خود محروم مانده اند، به حدی که تا این اواخر پدیده های تمدن مانند برق و تلفن و آسفالت و بهداشت عمومی و آب شهری در آنجاها وجود نداشت.  مردم بخشایش و حومه در حرکت اسلامی و انقلابی که به رهبری امام بزرگوار و مراجع عالیقدر تقلید شروع گردید، همراهی و همکاری کامل نمودند. آنان با تمام وجود به حکم وظیفه دینی و اعتقادی پشت سر مراجع تقلید حرکت نموده و در این راه از بذل مال و امکانات مادی و از بذل جان و نفس و روان دریغ نداشته اند. چه اعیاد و نوروزهایی را به حکم وظیفه دینی و فرمان مراجع به عزاداری و سوگواری پرداختند، و چه راهپیمایی ها و تظاهراتی که در مقابل چشمان تیزبین ساواک و سازمان مخوف دستگاه جبار ستمشاهی انجام دادند و هرگز به جان و مال خویش نیاندیشیدند. تا اینکه در جشن پیروزی انقلاب اسلامی، حضور شادمانه پیدا کردند.  مردم بخشایش با پیروزی انقلاب اسلامی به برخی از منویات و خواسته های قلبی خویش نایل آمدند، ولی هنوز بسیاری از مسائل و مشکلات آنان پابرجاست و در انتظار ایامی هستند که به برکت حاکمیت عدل اسلامی و الهی، به آن خواسته ها و امیال نایل آیند، که بخشی از آن خواسته ها، ریشه کن شدن خودسری ها، حاکمیت قانون الهی، از بین رفتن بیسوادیها در تمام منطقه، تعمیم عدالت اجتماعی و اقتصادی، ایجاد اشتغال برای جوانان، تامین خواسته های واقعی کشاورزان، تسهیل امور ازدواج جوانان و ... می باشد.  تحولات فرهنگی و فعالیتهای آموزشی و تربیتی که اخیراً در آن نقطه و مناطق هم جوار آن از طریق روحانیون متعهد و آموزگاران دردمند و جوانان پرذوق و احساس آغاز گردیده است، نوید بخش تغییرات و تحولات بنیادی است که تمام منطقه، از آن میان بخشایش را در برمی گیرد. ولی برخی از رسوبات باقی مانده از دوران طاغوت، از مهم ترین موانع پیشرفت و ارتقای زندگی مادی و معنوی مردم آن سامان به شمار می رود که با حسن تدبیر از بین رفتنی هستند.  موقعیت اقتصادی:  «بخشایش» یکی از مراکز مهم تولید قالی می باشد و فرشهای آن پس از هریس، از شهرت مطلوبی برخوردار می باشند. در اواسط قرن نوزدهم، قالی ایران به تدریج جای خود را در کشورهای خارجی – مغرب زمین – باز کرد. بازرگانان تبریزی شعبه ای در استانبول داشتند و کار اصلی آنها خرید مصنوعات کشورهای اروپائی و فرستادن آنها به ایران بود. در شهرها و مناطق مهم ایران نیز نمایندگانی داشتند که قالیها را جمع آوری کرده و به خارج می فرستادند. مناطق مهمی که قالیهای آنها بیشتر صادر می شد، عبارت بود از: آذربایجان، کرمان، مشهد، کاشان و ... . منظور از آذربایجان، بیشتر قالیهای شهر تبریز و ناحیه هریس بود.  ناحیه هریس: در چهل میلی شرق تبریز، یکی از جالب توجه ترین و بکر ترین نواحی بافندگی ایران واقع گردیده است، که آن را ناحیه هریس یا گوراوان، مهربان و بخشایش هم می نامند. قالیهایی را که نام روستاها و شهرهای سابق الذکر و سایر روستاها بر آن اطلاق شده، هر روز برای داد وستد به بازار تبریز می آوردند. بعضی از این نامها در کشورهای مغرب زمین نیز متداول است و مورد استعمال دارد. لکن در بین این سی و چند روستا که ناحیه را تشکیل می دهد، هریس بزرگترین و مهمترین آنها محسوب می شود و بهترین قالی از نظر ثبات رنگ و نقشه را تهیه می کند. آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، ناحیه را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فرآورده های دامی، مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی، بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.   سابقه صنعت قالی بافی در بخشایش از سایر روستاهای ناحیه بیشتر است. اغلب طرحهای بافته شده در بخشایش، هراتی است و بیشتر مایه های زیبایی از آبی یا نخودی و یا ارغوانی روشن دارند. چنانچه سراندازه های نخودی رنگ را از نزدیک مورد معاینه قرار دهیم، ثابت خواهد شد که رنگ اصلی آنها قرمز بوده که با گذشت زمان اکسیده شده و به این رنگ درآمده است.  تجار آذربایجان می دانستند که کشورهای مغرب زمین به جای تخته های باریک و دراز با طرحهای تکراری، که تا آن زمان در روستاها تهیه می گردید، خواستار قالیهایی هستند که با طرح ترنج بافته شده باشد. بنابراین ضروری به نظر می رسید که یکی از تجار متهور آن منطقه طرحی از طرحهای معمول گردان یعنی طرح لچک ترنج را به گوراوان یا بخشایش و یا هریس بفرستد و مشاهده کنند که قالیبافان روستایی چگونه از آن استفاده می کنند. آنچه انتظار می رفت، به وقوع پیوست، یعنی قالیبافان این ناحیه روستایی، این طرح را به طرح شکسته تبدیل کردند. یعنی آن را به صورت خط عمودی و افقی و اریب 45 درجه درآوردند. تمایل قالیبافان ناحیه هریس به تغییر خطوط منحنی به مستقیم یا تبدیل طرح گردان به شکسته را امروز می توان در هر یک از روستاها مشاهده کرد.  در بخشایش نیز فرشهایی مشابه با هریس، منتها در بافت خشن تر و تراکم کمتر، اغلب در اشکال شبه چهارگوش و با رنگهای کلاسیک منطقه که نسبت به گذشته تا حدودی ملایم تر شده اند بافته می شوند.  طرح و نقشه قالیهای ناحیه هریس، معمولاً لچک و ترنج است که در اصطلاح محلی به آن «گوشه گوبک» می گویند. حاشیه معروف به «توسباغا» یا «بالوق شاماما» و یا «سماوری» نیز از جمله حواشی متداول و رایج است. نقشه «قاچ خاتون» یا «داش خاتون» با ترنجی کف ساده و حاج عظیمی با ترنجی لوزی و صمدخانی با ترنجی مدور و نوعی اسلیمی و افشان که هر دو با طرحهای اسلیمی و افشان شهری متفاوتند و بالاخره نقشه تاجری از جمله مهمترین نقشه های متداولند.      
بخشایش از نظر تولید کناره های زیبا و دلفریب، که بازی رنگهایی با مایه های آبی و قرمز نخودی و آجری آنها را از زیبایی خاصی برخوردار می سازد، در بین مناطق حوزه هریس دارای مرتبه ای والاست. نقشهای بزرگ گیاهی که از نقشهای هریس الهام گرفته اند بر خلاف تولیدات سراب، در سرتاسر متن تکرار می شوند. تار و پود تمام قالیهای هریس و گوراوان، مهربان و بخشایش از پنبه است و نخها اصولاً زمخت هستند. در بعضی قالیچه ها مثل قالیچه های بیلوردی، به طور استثنا به جای یک پود، دو پود از بالای ردیف گره ها می گذرد: یکی کشیده و پنهان و دیگری به رنگ آبی که از پشت قالی قابل رویت است.  تراکم گره حاکم بر منطقه ترک باف از 600 تا 1000 گره در دسی متر مربع می رسد. در برخی از قالیچه ها که از سفتی و زمختی بیشتری برخوردارند، این تعداد گره از 1000 تا 1500 گره در دسی متر مربع در تغییر است. قالیبافان این مناطق بر حسب عادت به هنگام چیدن پرز آنها را بلندتر می چینند و به اصطلاح آنها را پرگوشت می گیرند. درشت بافی و زمختی از صفات ظاهری و مشخصه فرشهای هریس، گوراوان، مهربان و بخشایش است.  بافت گلیم و قالیچه نیز در زمانهای سابق معمول بوده که کم کم کنار گذاشته شده و جای خود را به فرش داده است. آن زمان قالیچه هایی بافته می شد در قطعهای خیلی بزرگ 3.5 *2.5 متر و 4*3 متر و کناره های 3*1 ذرع و 4*1 ذرع با رج بین 18 تا 25 گره. 
در سالهای پیشین، فرش بخشایش از جایگاه بالایی برخوردار بوده است و علاوه بر منطقه و استان، در کشورهایی چون سوئد، آلمان و ایتالیا نیز از اهمیت و شهرت خاصی برخوردار بود، اکثر فرشهای بافته شده در این شهر به کشورهای آسیایی و اروپایی صادر می شد. آقای آرتور اپهام پوپ، دو تخته قالی قدیمی، یکی در موزه پنسیلوانیا (مجموعه ویلیامز) و دیگری متعلق به ادیب راکفلر مک پورمیک را به ناحیه بخشایش متعلق دانسته است.  کمبود مصالح و مواد اولیه و کمبود راه و امکانات ارتباطی، این امکان را نمی داد تا همه خانواده ها دار قالی را در خانه خود برپا کرده، به بافت قالی بپردازند، لذا به بافت گلیم و جاجیم- که وسایل اندک و ساده تری را نیاز داشت- رو می آوردند. این امر قبل از سالهای 1300 شمسی رواج بیشتری داشت و از هر بیست خانوار، دو الی پنج خانوار به بافت قالیچه می پرداختند که درآمد حاصله از فروش آنها تامین کننده قسمتی از نیازهای خانواده ها میشد.  در فاصله بین سالهای 1320 تا 1335 فرش و قالیچه بخشایش مقام و کیفیت عالی خود را در بین فرشهای شناخته شده استان حفظ کرده بود. فرش بخشایش در این سالها، پس از فرش هریس، دومین مقام را در استان به خود اختصاص داده بود و با اهمیت فوق العاده، جزو فرشهای صادراتی به خارج محسوب می گشت. این سالها اوج ترقی فرش بخشایش از لحاظ کیفیت بافت و رنگ، همچنین میزان صادرات آن به خارج به شمار می آید در این سالها بود که وضع ارتباط جاده های بین شهرها و آبادی ها برقرار، و امکانات و مصالح و مواد اولیه فرشبافی در مقایسه با سالهای قبل پیشرفت داشت. اغلب خانواده ها به تولید فرش و قالیچه اشتغال داشتند و این صنعت منبع درآمد مهمی برای اهالی محسوب می شد. در این سالها کم کم دارهای گلیم و جاجیم جای خود را به بافت فرش و قالیچه دادند. مرغوب ترین و ظریف ترین فرشهای بخشایش مربوط به سالهای 1330 تا 1350 می باشد که الآن تعداد انگشت شماری از آنها را می توان در برخی از منازل یا تجارتخانه ها رویت نمود. از عوامل اصلی رشد و ارتقای کیفیت و نوع بافت فرش در سالهای یاد شده، توسعه بیش از حد این صنعت و خرید و فروش آن در کیفیت و سطحی بالا، همچنین توجه صاحبان حرفه و تاجران فرش به کیفیت تولیدات فرشی بوده است.  فرشهای بافته شده در بخشایش، که رجهای آن از شماره 16 تا 20 تجاوز نمی کند، دارای یک نقشه ثابتی است که اکثر اهالی به بافت این نوع فرشها اشتغال دارند. همه زنان و دختران که با پنجه های سحرآفرین خود اثری ماندگار و زیبا خلق می کنند، این نقشه را در ذهن خلاق خود دارند و نیازی به استفاده از پوستر و نقشه ندارند. این نوع فرشها به «فرشهای خانگی» معروف است. اخیراً برخی از بافندگان که پسران نوجوان نیز جزو این گروه می باشند، فرشهای ریز نقش با شماره رجهای 70-50 نیز می بافند که دارای نقشه های متفاوت با نقشه اصلی فرش بخشایش می باشد و عموماً از نقشه های تبریز، هریس و بناب استفاده می کنند.  نقشه ها: نقشه هر فرش آئینه تمام نمایی از اندیشه و تفکر و میزان خلاقیت بافنده آن است. اصالت، زیبایی و جذابیت هر فرش بسته به نقشه بکار برده شده در آن است. اجرای طرحهای گوناگون، استفاده از انواع رنگها، بر زیبایی هرچه بیشتر فرش می افزاید. نقشه هر فرش در واقع نشان دهنده منطقه بافت آن می باشد، به حدی که اغلب افرادی که در کار خرید و فروش این کالا هستند، با یک نگاه به نقشه و نوع بافت فرش به راحتی تشخیص می دهند که آن فرش مربوط به کدام منطقه یا چه دوره و زمانی می باشد. قالیهای بخشایش دارای دو نوع نقشه با دو نوع بافت متفاوت می باشند. نوع اول که آن را «فرش خانگی» می نامند، دارای بافت تقریباً زبر و خشنی است. این نوع فرش، سابقه ای بس طولانی دارد، یعنی در واقع سابقه اش به بافت نخستین فرش در بخشایش می رسد و نقشه آن نیز سالیان سال است که در ذهن بافندگان آن نقش بسته و آنان در پیاده کردن این نقشه، نیازی به استفاده از طرح ندارند. شهرت صنایع دستی بخشایش نیز به جهت بافت این نوع فرشها می باشد. نوع دوم که چند سالی است در بخشایش رایج شده، دارای طرحها و نقوشی است که بیشتر جنبه صادراتی دارند و اهالی برای بافت این فرشها از طرح و نقشه ای که قبلاً در اختیار می گیرند، استفاده می کنند.  طبع قالی بخشایش سخت و استخوانی است، یعنی اگر به آن دست زده شود، فرش زبر و سفت و خشن است. درشت بافی صفت شخصی و ظاهری این فرش است. پرزهای قالی بلند است و تعداد بافت به نسبت رج در گره کم می شود. رنگهای تند و تلخ در فرش این منطقه به کار می رود. زمینه های قهوه ای سیر و سبز تند و سرمه ای تیره مورد علاقه بافندگان آن شهر است. یعنی طرح قالی اغلب مهندسی است و برای استفاده در اماکن پر رفت و آمد بسیار مناسب است. این فرشها سنگین هستند و حمل و نقل آنها به سختی صورت می گیرد. این قبیل فرشها نوعاً در مساجد و مراکز عمومی و سالنها مورد استفاده قرار می گیرد.    
کشاورزی:  کشاورزی بخشایش با توجه به کم آبی و شوره زار بودن اراضی آن، بسیار محدود و بسیط و چندان تعریف و توصیفی ندارد، و نوعاً به صورت تک محصولی است، با اینکه کشاورزان پرتلاش و زحمتکش فراوانی دارد. کشاورزی بخشایش به دو صورت آبی و دیمی انجام می پذیرد:  الف) اراضی آبی: اراضی آبی به علت داشتن لایه های املاح و شور بودن رسوبات زیرزمینی نوعاً از آبهای سطحی و رودخانه ها استفاده می کنند، چون هرچه به عمق زمین بیشتر نزدیک شویم، به همان مقدار به املاح زیرزمینی نمک نزدیکتر می شویم. از اینرو در بخشایش از چاههای عمیق و نیمه عمیق خبری نیست، فقط از آبهای بهاری و چاههای کم عمق 4 تا 5 متری استفاده می کنند. محصولات مردم در حد متوسط و اغلب در حد نیاز شخصی به دست می آید، از اینرو کمتر کشاورزی یافت می شود که از طریق کشت و کار و فروش محصولات غلات، نیاز ضروری خود را تامین نماید، بلکه نوعاً از طریق صنایع دستی است که امرار معاش می کنند. البته در سالهایی فروش فرش به کندی صورت گیرد، در مضیقه و تنگنا خواهند بود.  ب) اراضی دیمی: بخشایش از زمینهای دیمی وسیع و گسترده ای برخوردار می باشد، به حدی که روند گسترش برخی از آنها در بعضی از محورها 20 کیلومتر نیز فراتر می باشد و چون این اراضی از تپه ها و شیبهای تند برخوردار است، اراضی مسطح و قابل کشت دیمی مرغوب کمتر وجود دارد، و در آن زمینها فقط جو و گندم کشت می گردد و با وسایل ابتدایی و احیاناً کمباین جمع آوری و برداشت می شود. در کنار محصولات عمده کشاورزی که گندم و جو می باشد، صیفی جات از قبیل خربزه و هندوانه و خیار و هویج و کاهو و چغندر نیز در حد مصرف داخلی خود کشاورزان، نه برای صادرات و فروش کاشته می شود. تره بار و سبزیجات بخشایش با توجه به شوره زار بودن خاک آن، از طراوت و شادابی خاصی برخوردار می باشد که کمتر در دیگر مناطق آذربایجان یافت می شود.  دامداری و دامپروری:  مردم بخشایش در کنار کشاورزی کم حاصل و کم عاید خویش، به دامداری و تربیت حیوانات اهلی نیز می پردازند. در بین دامها، گوسفند، بز، گاو و گاومیش از اهمیت خاصی برخوردارند. دامداران به صورت گروهی هر 20 تا 25 نفر چوپانی را به عنوان مسئول چرای گله تعیین می کنند و هر گله نوعاً از پانصد تا ششصد رأس گوسفند و بز و بزغاله تشکیل می شود و به این ترتیب هر سال 10 تا 12 گله گوسفند با مسئولیت چوپان و همیار او به مراتع و چراگاهها می روند. بخشایش دارای مرتعی به نام چمنزار عمومی می باشد که از اموال عمومی است و تمام مردم حق استفاده از آن را دارند، ولی در گذشته این چراگاه در انحصار نمایندگان ارباب و وابستگان آنها قرار داشت که تعداد استفاده کنندگان آن از دو سه نفر تجاوز نمی کرد. در واقع اموال عمومی را غصب و به تصرف شخصی خود درآورده بودند، ولی این چمنزار الآن در اختیار شهرداری قرار گرفته است که درآمدآن صرف هزینه های عمومی آبادانی شهر می گردد.    
نقش زنان در اقتصاد خانواده:  بخش موقعیت اقتصادی را نمی توان بدون اشاره به نقش مفید و سازنده زنان زحمتکش و بردبار بخشایش به پایان برد، چون واقعیت امر این است که اقتصاد خانوادگی مردم هم بدون حضور زن، سامان پذیر نبوده و نیست.  زن بخشایشی بسیار زحمتکش و بردبار و متحمل و مونس همسر در جریان امور زندگی و تولیدی می باشد. چه روزهایی را که تا شب پشت دار قالی به پایان می برد و گاهی چه شبهایی را تا پاسی از آن مشغول بافندگی می گردد. از اینرو اگر در بخشایش 1500 یا نزدیک به 2000 خانه وجود داشته باشد، یقیناً به همان تعداد و شاید بیشتر کارخانه تولید قالی وجود دارد که مدیریت آن مطلقاً از آغاز رنگرزی خامه تا پایان، با زنان و دختران سرفراز و فعال آن ناحیه می باشد.  زن بخشایشی از فعالترین و پرکارترین اقشار جامعه کشورمان به حساب می آید که بدون منت محصول تلاش شبانه روزی خود را در اختیار خانواده اش قرار می دهد. گاهی در عرض 3 ماه، قالی 9 ذرعی را به پایان می آورد و این کار تولیدی، افزون بر مسئولیتهای اداره خانه، تربیت فرزندان، تنظیف و ترتیب امور خانه و سرویس دهی خوراک و پوشاک می باشد. از اینرو با توجه به مسئولیتهای فراوان او، کمتر می توان او را در کوچه، بازار، خیابان و معابر عمومی مشاهده نمود، جز در عروسیها و سوگواریها و بر خلاف اغلب مناطق همجوار، هرگز او در مزارع کشاورزی حضور پیدا نمی کند، ولی در محدوده چاردیواری منزل، در تهیه ابزار کشاورزی و ترتیب غذا و خورد و خوراک کشاورزان و دوشیدن حیوانات و ... کمال همکاری و همدلی را با کشاورزان و دامپروران دارد. از اینرو اگر او را شریک زندگی مرد به معنای واقعی و حقوقی کلمه بدانیم و بشماریم، نه تنها راه دوری نرفته ایم، بلکه بخشی از حقوق و مزایای او را پرداخته ایم، هرچند او با مناعت طبع و گذشتی که در ادامه و استمرار زندگی مشترک دارد، طالب این حقوق و درخواست کننده این مزایا نبوده و نیست

بستان آباد(اذربایجان شرقی)

بُستان‌آباد یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و همچنین مرکز شهرستان بستان‌آباد است. این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۶٬۵۹۲ نفر در سال ۱۳۸۷ خورشیدی، سیزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. آبگرم طبیعی بستان‌آباد، سالانه پذیرای تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی است. این شهر در ۵۳ کیلومتری تبریز واقع شده‌است.

تاریخچه
بستان آباد در محل شهر باستانی و گمشده تاریخی «اوجان» بنا شده‌است. اثری از این شهر قدیمی برجای نمانده‌است. نام اوجان از قرن ششم به بعد در اکثر کتاب‌های تاریخی و جهانگردی آمده‌است. اوجان پایتخت ییلاقی در دوره ایلخانان مغول بوده که بعداً در اثر حوادث روزگار، به کلی منحدم شده‌است.

جغرافیا
شهر زیبای بستان‌آباد در بین کوه‌های سهند و بزقوش واقع شده‌است و به همین دلیل در بیشتر ماه‌های سال، آب و هوایی بسیار سرد و کوهستانی بر آن حاکم است. این شهر از سطح دریا، ۱٬۷۴۰ متر ارتفاع دارد.

مردم
اکثر اهالی شهر بستان‌آباد، به کشاورزی و دامداری مشغولند. البته عده‌ای نیز به کار در کارخانجات صنعتی و نیز ادارات دولتی و خصوصی روی آورده‌اند. همچنین قسمتی از مردم شهر، به‌خصوص بانوان، به قالی‌بافی مشغولند.
زبان مردم این شهر، همانند سایر نقاط منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی است که به لهجه محلی بستان‌آباد تلکم می‌شود.
جمعیت شهر بستان‌آباد طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۶٬۵۹۲ نفر بوده‌است که از این تعداد ۸٬۵۰۸ نفر مرد و ۸٬۰۸۴ نفر نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۳٬۹۳۷ خانوار بوده‌است

بناب(اذربایجان شرقی)

بُناب یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان بناب است. این شهر در سال ۱۳۸۵ با ۷۵٬۳۳۲ نفر جمعیت، ششمین شهر پرجمعیت در استان محسوب می‌شود. شهر بناب در فضایی به وسعت ۱۷ کیلومتر مربع در شرق دریاچه ارومیه و در جلگه‌ای حاصل‌خیز واقع شده‌است. این شهر از دو قسمت کاملاً متمایز از نظر فرهنگی «مهرآباد» و «گزاووش» تشکیل گردیده‌است. در شهر بناب یکی از مراکز سازمان انرژی اتمی ایران (تحقیقات کشاورزی) واقع شده‌است.

مردم
جمعیت شهر بناب طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۷۵٬۳۳۲ نفر بوده‌است که از این تعداد، ۳۸٬۴۰۰ نفر مرد و ۳۶٬۹۳۲ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱۹٬۹۲۲ خانوار بوده‌است.

جاذبه‌های تاریخی
براساس نشانه‌ها و آثار شناخته شده در شهر بناب، قدمت تاریخ و تمدن این شهر به شش هزار سال پیش می‌رسد که به‌احتمال زیاد، اولین قوم آریایی، این محل را به‌جهت آب و هوای معتدل و بارندگی‌های سالیانه و زمین‌های مسطح و هموار و قرارگرفتن اراضی در دامنه‌های زیبای سهند و سواحل دریاچه ارومیه، برگزیده باشند.
این نکته لازم به ذکر است که برابر شواهد به‌دست آمده از نقاط مختلف شهر، آثاری از هزاره اول قبل از میلاد، نشانگر غنای تاریخی این شهر در گذشته‌های دور می‌باشند.

از جمله بناهای تاریخی موجود در شهر بناب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
مسجد مهرآباد
مسجد جامع گزاوش
مسجد زرگران
مسجد اسماعیل‌بیگ
مسجد کبود
مسجد قرمز
گرمابه مهرآباد
حمام حاج فتح‌الله
پل پنج چشمه
خانه سیف‌اللعماء

مراکز آموزشی
شهر بناب از لحاظ دارابودن مراکز آموزش عالی، نسبت به شهرهای اطراف خود موقعیت بهتری دارد. دانشکده فنی و مهندسی بناب با دارابودن رشته‌های فنی و مهندسی از جمله مهندسی برق، الکترونیک و کامپیوتر، فضای علمی بناب را متحول کرده‌است. همچنین مجتمع دانشگاه آزاد بناب که اکنون به یک واحد بسیار بزرگی تبدیل شده‌است، سالانه پذیرای چندین هزار دانشجو در رشته‌های مختلف از سراسر کشور است. همچنین بناب دارای دانشگاه پیام نور و دانشگاه علمی و کاربردی (تحت نظر دانشگاه صنعتی سهند) می‌باشد.


کشاورزی
بناب شهری با پیشینه کشاورزی است که سریعاً در حال صنعتی شدن است. موقعیت مطلوب جغرافیایی، باعث رشد شدید کشاورزی منطقه شده‌است. بیشتر محصولات کشاورزی تولیدی بناب را کشمش، پیاز و سیب زمینی تشکیل می‌دهند. به طوری که هر ساله هزاران تن پیاز و کشمش و دیگر محصولات به کشورهای همسایه صادر می‌شود.

غذاهای محلی
امروزه بناب به‌خاطر کباب‌های باکیفیت خود معروفیت دارد. کباب بناب به صورت دستی و سنتی بر روی آتش زغال پخته می‌شود و دارای طعم و عطر بسیار خوبی است. دلیل این عطر و طعم استفاده از گوشت خالصی است که در خود منطقه بناب تولید می‌شود

بناب جدید(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4430
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    492

بناب جدید یکی از شهرهای بخش مرکزی شهرستان مرند در استان آذربایجان شرقی است. جمعیت این شهر در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۴٬۴۳۰ نفر بوده‌است.بناب جدید در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۳ خورشیدی با تصویب هیأت دولت از روستا به شهر تبدیل شده‌است.
از جمله سوغات بناب جدید زعفران می‌باشد. این شهر در ۱۲ کیلومتری مرند و ۷۳ کیلومتری تبریز واقع شده‌است

تبریز(اذربایجان شرقی)

تبریز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال غرب کشور و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود.براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، شهر تبریز با جمعیتی بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد.این شهر به‌دلیل جای‌دادن بسیاری از کارخانجات مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از ۶۰۰ شرکت قطعه‌ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران به‌شمار می‌رود و به‌دلیل صنعتی‌بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود.شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و تقریباً جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال شرق به کوه‌های «گوزنی» و باباباغی، از سمت شمال به کوه‌های «پکه‌چین» و عون بن علی، از سمت شرق به «گردنهٔ پایان» و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدود ‌شده‌است.آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است؛ اگرچه حرارت به‌دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در اطراف شهر تعدیل می‌شود.

نام تبریز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به‌ثبت رسیده‌است. این شهر در طول تاریخ بار‌ها ویران و تجدید بنا شده‌است. بنای تبریز به‌دوران اشکانی و ساسانی می‌رسد؛ ولی در آغاز دوران اسلامی ده کوچکی بیش نبوده‌است.این شهر در طی حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد»، به شکوفایی رسید.اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده‌است.شهر تبریز در سده‌های گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک بوده‌است.این شهر پایتخت آق‌قویونلوها و قراقویونلوها، اولین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه برعلیه استبداد محمدعلی شاه بوده‌است.

شهر تبریز به‌سبب موقعیت مناسب خود، در گذشته از مراکز تجاری منطقه بوده‌است و هم‌اکنون نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده‌است و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزه‌کردن ایران داشته‌است. مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌نمایند. هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم می‌شده‌است.

وجه تسمیه
یاقوت حموی در «معجم‌البلدان» گزارش می‌دهد که نام شهر در زمان دیدار یاقوت از تبریز در زبان محلی «تِبریز» تلفظ می‌شده‌است.با توجه به این، مینورسکی معتقد است که تلفظ تِبریز باید به گویش ایرانی آذری قدیم تعلق داشته‌باشد. این گویش به گویش‌های موسوم به گویش‌های ایرانی جنوب دریای خزر وابسته‌است؛ یا به احتمال بیش‌تر، تلفظ تِبریز معرب‌شدهٔ نام شهر در باب فِعلیل (در زبان عربی) است. همچنین شیوهٔ نگارش نام این شهر در زبان ارمنی و تجزیه و تحلیل صیغهٔٔ ارمنی، نمایانگر وابستگی واژهٔ تَوریژ به «زبان پهلوی شمالی» می‌باشد. مینورسکی در پایان چنین نتیجه می‌گیرد که این مسأله نشان می‌دهد که ریشهٔ نام شهر به زمان‌های بسیار دور تا اوایل سلسلهٔ ساسانی یا شاید قبل از اشکانیان برمی‌گردد.

بنابر گفتهٔ مصطفی مؤمنی در دانشنامهٔ اسلامی، اهالی بومی آذربایجان تبریز را توری (چشمه یا رود گرم) می‌خوانده‌اند. تا اوایل قرن چهاردهم خورشیدی نیز روستاییان اطراف تبریز این شهر را توری می‌نامیده‌اند. حتی در حال حاضر مردمان «قنبرآباد» در اطراف تبریز به این شهر توری می‌گویند. در نوشته‌های کهن (برای نمونه ابوالفداء) نام این شهر به‌شکل «تُوریز» آمده‌است و هنوز هم در زبان‌های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به‌کار می‌رود. عده‌ای از شرق‌شناسان و منابع کهن، نام شهر را دارای ریشه‌ای کهن در پارسی میانه و کهن و مرتبط با گرما و فعالیت‌های گرمایی کوه سهند دانسته‌اند. همچنین منابع ارمنی که نام شهر را در قرن پنجم (بلکه چهارم) میلادی، «تورژ» و «تَوْرِش» دانسته‌اند و به‌فارسی هم تَورز تلفظ کرده‌اند و با توجه به‌معنای متداول فارسی «تب‌ریز» و «تب‌پنهان‌کن» و احتمالاً نام تبریز «پنهان‌کنندهٔ تف و گرما» و با «جنبش‌های آتشفشانی کوه سهند» مرتبط بوده‌است.

دانشنامهٔ بریتانیکا نیز نظری مشابه دارد و تبریز را در اصل «تپ + ریز» می‌داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می‌شود و احتمالاً به‌خاطر چشمه‌های آب‌گرم اطراف آن است.

در مورد نام شهر توجیه مصطلح ولی عامیانهٔ دیگری وجود دارد؛ از جمله این‌که زبیده زن هارون‌الرشید به بیماری تب نوبه مبتلا شده‌بود؛ چند روزی در آن حوالی اقامت کرده‌، در اثر هوای لطیف و دل‌انگیز آن‌جا بیماری وی زایل شده، فرموده شهری در آن‌محل بنا کنند و نام آن‌را «تب‌ریز» بگذارند.[۱۶] هرچند احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان توجیهات از این دست را عامیانه و نادرست می‌داند.

پیشینه
ارتباط شهر تبریز با گروهی از شهرها و قلعه‌های همزمان با دوران مادها، در میان محققین مورد مشاجرهٔ فراوان قرار گرفته‌است.تعدادی از محققین بر این عقیده‌اند که دژ «تارویی-تارمکیس»، که نام آن در کتیبهٔ سارگن دوم -پادشاه آشور در بین سال‌های ۷۰۵ تا ۷۲۱ پیش از میلاد مسیح- آمده‌است، در محل شهر کنونی تبریز قرار دارد. این دژ بنابر کتیبهٔ سارگن، محل نگه‌داری اسب‌های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده‌است که در حملهٔ آشوری‌ها ویران شده‌است.

شهر کنونی تبریز برروی خرابه‌های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بنا شده‌است. تورژ یکی از بااهمیت‌ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده‌است و به‌عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته‌است. این شهر در زمان حکمرانان اشکانی‌تبار ارمنستان، پایتخت این منطقه بوده‌است.هرچند ولادیمیر مینورسکی در دانشنامهٔ اسلام این نظریه را رد کرده و بیان می‌کند این داستان که شاه اشکانی‌تبار ارمنستان به‌خاطر انتقام کشته‌شدن اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به‌دست اردشیر بابکان (بنیان‌گذار سلسلهٔ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده‌است، تنها براساس نوشته‌های واردان -تاریخ‌نگار ارمنی در قرن چهاردهم میلادی- در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده‌است و این روایت ریشه‌ای عامیانه دارد.

در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده‌است که شهر تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده‌است و یا به احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده‌است.

از فتح آذربایجان توسط اعراب تا ایلخانان
در زمان فتح آذربایجان به‌دست اعراب در سال ۲۲ هجری، آن‌گونه که در کتاب فتوح (نوشتهٔ البلاذری) آمده‌است، توجه سپاه اعراب بیش‌تر متوجه شهر اردبیل بوده‌است و حتی نامی از تبریز در فهرست شهرهایی که مرزبان پارسی از آن‌ها سربازگیری کرده‌بود، نیامده‌است. چنین پیداست که تبریز همان‌گونه که «فاستوس بیزانسی» اشاره‌کرده‌است، در قرن چهارم میلادی ویران شده‌بود و در زمان حملهٔ اعراب، قریه‌ای کوچک بیش نبوده‌است.

پس از فتح آذربایجان، گروهی از اعراب در آذربایجان ساکن شدند. در زمان خلافت منصور عباسی (۱۳۶ـ۱۵۸)، و در حدود سال ۱۳۷ هجری، مردی به‌نام «رَوّاد» از قبیلهٔ «اَزْد» از قبایل مشهور یمن در تبریز مسکن گزید و پسران او اقدام به ساخت نخستین دیوار شهر کردند.به گفتهٔ یاقوت حموی، تبریز قریه‌ای بود تا آن‌که رواد ازدی در زمان متوکل عباسی به آن درآمد. پس از رواد، پسرش «وجنا» با برادرانش در آن‌جا قصرها ساختند و گرد شهر دیوار کشیدند. سپس مردم به آن شهر درآمدند.نویسندگانی مانند ابن خرداذبه، بلاذری و طبری، تبریز را در بین شهرهای کوچک آذربایجان نام برده‌اند.درحالی‌که مقدسی شهر را تحسین کرده و هم‌عصر او ابن حوقل (حدود ۳۶۷ هجری) تبریز را آبادتر از اغلب شهرهای کوچک آذربایجان می‌شمارد.این شهر از نیمهٔ اول سدهٔ سوم هجری روبه گسترش نهاد و اهمیت آن در منطقهٔ آذربایجان به اندازه‌ای بود که متوکل عباسی پس از زمین‌لرزهٔ سخت و ویرانگر تبریز در سال ۲۴۴ هجری، بی‌درنگ فرمان بازسازی شهر را صادر نمود.تبریز که در دورهٔ فرمانروایی «ابومنصور وهسودان روادی» روبه گسترش و آبادانی نهاده‌بود، در اثر زمین‌لرزهٔ سال ۴۳۴ هجری مجدداً به‌شدت آسیب دید.به‌طوری‌که ناصرخسرو که در ۴۳۸ هجری از این شهر دیدن کرده‌است، مساحت تبریز را ۱۴۰۰ در ۱۴۰۰ گام بیان کرده که بر این اساس به‌نظر نمی‌رسد مساحت شهر متجاوز از یک کیلومتر مربع بوده‌باشد.اعضای خاندان روادیان تا ۴۴۶ هجری با چند وقفه، حاکمان تبریز بوده‌اند. در این سال طغرل سلجوقی، وهسودان روادی را خراج‌گزار خود کرد و به گفتهٔ ابن اثیر، طغرل در سال ۴۵۰ هجری «مملان بن وهسودان» را به حکمرانی آذربایجان گماشت. الب ارسلان (جانشین طغرل) در ۴۶۳ حملان را از حکومت آذربایجان برکنار نمود و نزدیک به چهارصدسال فرمانروایی خاندان روادی را در این سرزمین پایان داد.

در نوشته‌های تاریخی از دوران سلجوقی، اشاره‌های زیادی به تبریز یافت نمی‌شود. در راحةالصدور آمده که طغرل جشن ازدواج خود را با دختر خلیفه در نزدیکی این شهر برپا ساخت.بعد از وفات سلطان محمود غزنوی (به‌سال ۵۲۵ هجری) بین داود پسر سلطان محمود و مسعود برادر وی تنشی جهت تصاحب تبریز پیش آمد که در این میان داود پیروز شد و تبریز را مقر حکومت خود ساخت. آن‌چنان که از شواهد تاریخی برمی‌آید از زمان قزل ارسلان (۵۸۲-۵۸۷ هجری) به بعد تبریز برای همیشه پایتخت آذربایجان گردید.

در ابتدای قرن هفتم هجری مغول‌ها دوبار به تبریز حمله بردند ولی با دریافت غرامت بازگشتند. در سال ۶۲۷ هجری مغول‏ها در نهایت بر تمام آذربایجان و به‌خصوص تبریز دست یافتند.

از ایلخانان تا جنبش مشروطه
اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود؛ یعنی زمانی که این شهر پایتخت قلمرویی بود که از نیل تا آسیای میانه گسترده شده‌بود. تبریز در دوران تیموریان، قراقویونلوها و اوایل سلسلهٔ صفویه نیز پایتخت ایران بوده‌است.این شهر به‌سال ۱۵۰۰ میلادی (۹۰۶ هجری) به تصرف شاه اسماعیل درآمد و اولین پایتخت ایران جدید در دورهٔ صفویه شد. نزدیکی این شهر به مرز ایران و عثمانی موجب شد که تبریز در برابر تهدیدهای این حکومت آسیب‌پذیر شود؛ به‌طوری که چندین‌بار به تصرف عثمانیان درآمد تا این که شاه تهماسب صفوی در سال ۱۵۱۴ میلادی (۹۲۰ هجری) پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل نمود.تبریز در دورهٔ قاجار ولی‌عهدنشین این سلسله بود و ولی‌عهدان سلسلهٔ قاجار در این شهر اقامت می‌گزیدند.

از جنبش مشروطه تاکنون
تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهمی برعهده داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان (سردار ملی)، باقرخان (سالار ملی)، و شیخ‌الاسلام به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد. پس از سرکوب مشروطه توسط محمدعلی شاه قاجار تمام حرکت‌های مشروطه‌خواهانه در تهران خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محلهٔ آن، هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست‌آورد پاسداری کنند. ستارخان و پیروانش در محلهٔ امیرخیز، باقرخان از محلهٔ خیابان و مارالان و ارامنهٔ این محله‌ها و حدود یک‌صد داوطلب مسلحی که توسط روشنفکران ارمنی شهر از قفقاز سازماندهی شده‌بودند، شروع به مقاومت کردند و به‌تدریج چند محلهٔ دیگر نیز به آن‌ها پیوستند. مقاومت آن‌ها در مقابل نیروهای طرفدار محمدعلی شاه، به سرکردگی امام جمعهٔ تبریز و با حمایت طایفهٔ شاهسون و دیگر مدافعان استبداد، ماه‌ها ادامه داشت تا این‌که در اصفهان و گیلان نیز مردم به‌پا خواستند و مشروطه‌خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند. در واقع شروع قیام مشروطه‌خواهان برعلیه استبداد محمدعلی شاهی، از شهر تبریز بوده‌است.

رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها، به پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده‌است. به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به‌سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به راه‌های ارتباطی غرب، نقطهٔ آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است. در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهاد‌های مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت. بسیاری از اولین‌های تاریخ ایران مانند اولین چاپخانه، اولین سینمای عمومی،اولین کودکستان و اولین مدرسهٔ کر و لال‌های ایران، ادبیات نوین، نمایشنامه‌نویسی به زبان فارسی و آذری، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد و... در تبریز بوده‌اند.

در سال ۱۳۲۴ خورشیدی فرقهٔ دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپایی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت‌های این گروه بود. ولی با بیرون‌رفتن نیروهای شوروی، این فرقه نیز با شکست سختی روبه‌رو شد.سیاست دوران شوروی کمونیستی و استالین موسوم به «دیوار آهنین» و بسته‌شدن مرزهای شمالی ایران در این دوران، ضربهٔ بزرگی به رونق شهر -به‌عنوان مرکز مبادلات منطقه با همسایگان شمالی ایران- وارد نمود.در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ خورشیدی، تظاهرات مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز کشته‌شدگان ۱۹ دی ۱۳۵۶ تظاهرات قم به درگیری کشید و معترضین عملاً بیش‌تر نقاط شهر را تسخیر نمودند.در سال‌های نخست بعد از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، طرفداران «حزب جمهوری خلق مسلمان ایران»، برخی ناآرامی‌ها را در این شهر پدید آوردند که با دخالت دولت ایران و تعطیلی حزب مذکور، این ناآرامی‌ها خاتمه یافت. تبریز در سال‌های جنگ تحمیلی عراق با ایران نقش بارزی داشت و حضور نیروهای داوطلب از تبریز در آن دوران درخور توجه بود. بنابر آمار رسمی موجود، شمار شهدا این شهر در این جنگ بیش از ۴٬۲۰۰ تن بوده‌است

ترک(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    2041
  • کد تلفن :
    424

 ترک یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی در شمال غرب ایران است. این شهر مرکز بخش کندوان شهرستان میانه می‌باشد.

ترکمان چای(اذربایجان شرقی)

ترکمان‌چای یکی از شهرهای ایران واقع در استان آذربایجان شرقی است که در بخش ترکمان‌چای شهرستان میانه واقع شده‌است. این شهر در دامنه‌های جنوبی کوه‌های بُزقوش (پرنده خاکستری) قرار دارد و آب و هوای آن کوهستانی و معتدل است، در فصل زمستان به شدت سرد، با بارش فراوان برف همراه است

تیکمه داش(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    2578
  • کد تلفن :
    432

تیکمه‌داش یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش تیکمه‌داش است. شهر تیکمه‌داش در ۳۰ کیلومتری بستان‌آباد، ۸۳ کیلومتری تبریز و ۵۴۱ کیلومتری تهران، واقع شده‌است.

جمعیت تیکمه‌داش در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۲٬۴۶۸ نفر بوده‌است که از این میان، ۱٬۲۷۰ نفر مرد و ۱٬۱۹۸ نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین تعداد خانوارهای این شهر، ۶۳۳ خانوار بوده‌است.زبان مردم تیکمه‌داش، ترکی آذربایجانی است.

جلفا(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    55166
  • کد تلفن :
    492
  • سایت شهرداری :
    www.jolfa.ir

جلفا یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در شمال شهرستان جلفا واقع شده‌است. این شهر در دشت وسیع جلفا جای گرفته‌است و ارتفاع آن از سطح دریا ۷۱۰ متر می‌باشد. رودخانهٔ ارس از شمال شهر جلفا با جهت غربی-شرقی عبور می‌کند و در چهل‌کیلومتری غرب شهر و در منطقهٔ قزل‌قشلاق، «سد ارس» قرار گرفته‌است. این شهر در سال ۱۳۳۴ خورشیدی به شهر و در سال ۱۳۷۴ خورشیدی به شهرستان تبدیل شده‌است.جمعیت جلفا در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بوده‌است که از این جهت، سی و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.

شهر جلفا در ۲ کیلومتری جنوب جلفای نخجوان، ۹ کیلومتری شمال هادی‌شهر، ۲۹ کیلومتری غرب سیه‌رود، ۶۹ کیلومتری جنوب شرق پلدشت، ۷۱ کیلومتری شرق قره‌ضیاءالدین، ۱۲۰ کیلومتری شمال شرق خوی و ۱۵۰ کیلومتری شمال غرب تبریز واقع شده‌است.

شهر کوچک و مرزی جلفا در حاشیهٔ جنوبی رودخانهٔ ارس و در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع شده‌است. این شهر به‌دلیل مرزی‌بودن، اهیت ویژه‌ای پیدا کرده‌است و از این‌رو بازارچه‌های متعددی در آن ایجاد شده‌اند. آب و هوای جلفا نسبت به سایر شهرهای آذربایجان، گرم‌تر و ملایم‌تر است و تابستان‌هایی نسبتاً گرم و زمستان‌هایی نسبتاً ملایم و سرد دارد.

اهالی شهر جلفا ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند. شغل اکثر ساکنین این شهر کشاورزی و دامداری است. البته به‌دلیل مرکزیت و اداری بودن جلفا و وجود ادارات مختلف دولتی و خصوصی در آن، عده‌ای نیز به‌کار در این‌گونه مراکز مشغول شده‌اند. جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بوده‌است که از این میان ۲٬۵۷۴ نفر مرد و ۲٬۴۰۹ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱٬۳۶۵ خانوار بوده‌است

 

خاروانا(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1962
  • کد تلفن :
    427
  • سایت شهرداری :
    www.kharvana.ir

خاروانا یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش خاروانا شهرستان ورزقان است

خامنه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    3161
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.khameneh.ir

خامِنه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر است.خامنه در ۵ کیلومتری شبستر ۷۵ کیلومتری تبریز قرار دارد.

فرهنگ و امکانات
خامنه دارای فرهنگی کهن می‌باشد اولین مدرسه کل منطقه (مدرسه معرفت خامنه) حدود ۱۲۰ سال پیش در این شهر بنا شده این شهر دارای مساجدی کهن و درخت چناری با قدمت بیش از ۵۰۰ سال می‌باشد.این شهر دارای دانشگاه کارخانه بزرگ نساجی بیمارستان مجهز و هنرستان شبانه‌روزی می‌باشد.طبق آمار سال ۷۵ خامنه پس از شاهین‌شهر و جلفا سومین شهر باسواد کشور شناخته شده‌است که درصد کمی از مردم که بیسواد یا کم سوادند مهاجرانی هستند که برای اشتغال به خامنه آمده‌اند.

بناهای تاریخی
حمام قدیمی خامنه پس از مرمت و بازسازی به موزه هدایای خامنه تبدیل شده‌است. در این موزه علاوه بر اموال اهدایی مهندس موسوی از اهالی خامنه، اموال مربوط به میرپنج که در دورهٔ قاجار در شهر خامنه می‌زیست، به نمایش در می‌آید.

خراجو(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1557
  • کد تلفن :
    422

خَراجو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است.این شهر مرکز بخش سراجو شهرستان مراغه است

خسروشهر(اذربایجان شرقی)

خسروشهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش خسروشهر شهرستان تبریز واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش خسروشهر است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۲٬۷۹۴ نفر، نوزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

نام قدیم این شهر خسروشاه بوده که پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، به خسروشهر تغییر نام داد. نام خانوادگی اکثر اهالی این شهر کلمه‌ای دوبخشی است که بخش دوم آن خسروشاهی است همانند کرمی خسروشاهی، صبوری خسروشاهی، محمدی خسروشاهی، مصطفوی خسروشاهی و غیره. خود اهالی شهر معمولا از بخش اول نام خانوادگی برای نام بردن از هم استفاده می‌کنند.

تاریخچه
شهری که اکنون خسروشهر نامیده می‌شود در هزاره اول قبل از میلاد، منطقه مسکونی قبیله‌ای بوده و نامش در آن زمان «آنیاشتانیا» بوده‌است. مطابق نوشته دیاکونف، مورخ مشهور روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده است. Anyustania و آنیاشتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده‌است. بنابراین آنیاشتانیا در منطقه‌ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع ۵ الی ۷ ذرع و عرض ۲ الی ۳ ذرع و برج‌هایی به فاصله ۲۰۰ ذرع از همدیگر به‌صورت مضرس و دندانه‌دار بنا شده بود.

این قلعه را مانند قلاع دیگر، رئیس ویس (قبیله) اداره می‌کرد و کنترل تمامی آن و همچنین باز و بسته بودن دروازه‌ها با دستور رئیس ویس امکان‌پذیر بوده‌است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می‌شد و دامداران رمه‌های خود را به چرا می‌بردند، اما شب‌ها دروازه بسته می‌شد.

در مراسم و جشن‌های مخصوص کشاورزان و دامداران به‌دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می‌شد، اما هنگام احساس خطر و حمله قبایل دیگر فوراً دروازه‌ها بسته می‌شد و قلعه حالت جنگی به خود می‌گرفت. در فاصله‌ای نه چندان دور، قلعه دیگری به نام «قلعه دینگو» قرار داشت که در آن قلعه نیز که کوچک‌تر از آنیاشتانیا بوده، قبیله دیگری می‌زیستند که گاهی مورد هجوم قلعه آنیاشتانیا و یا بالعکس قرار می‌گرفتند.

شهر خسروشهر در منتهی‌الیه ارتفاعات کوه‌های سهند قرار گرفته‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا، ۱٬۳۵۷ متر می‌باشد. قسمتی از شهر در داخل دره قرار دارد. این شهر در فاصله بین کوه‌های سهند و دشت تبریز قرار دارد. به‌علت موقعیت ممتاز شهر خسروشهر، کلیه امکانات مورد نیاز مرکز استان از محدوده این شهر و مناطق تابعه آن می‌گذرد. به‌عنوان مثال، آب شرب شهر تبریز، شبکه گازرسانی، خط‌آهن تبریز-تهران، محور تبریز-میاندوآب-سنندج از اهم این موارد است.

مشاهیر
آیت‌الله سیدابولحسن خسروشاهی
آیت‌الله سیدعلی خسروشاهی
آیت‌الله حاج سیداحمد خسروشاهی
آیت‌الله حاج سیدهادی خسروشاهی
آیت‌الله سید ابولفضل خسروشاهی
آیت‌الله حاج میرباقر مرتضوی خسروشاهی
حاج میرزامحمد شیخ‌الشریعه
محمد گازر خسروشاهی (بابا گازر)
طفاجار
شرف‌الدین
یعقوب رومی
مولانا عبدلعلیم
جلال‌الدین اخی شمس‌المحققین
جمال‌الدین احمد
امیراسماعیل شنب‌غازانی
عفیف‌الدین محمد قصاری
عمادالدین وحید
شیخ‌سلار دیلمی
قطب راوندی
مضفر بن وارانی
امیر مضیر بن عجیل

خمارلو(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1373
  • کد تلفن :
    427

خمارلو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش خداآفرین شهرستان کلیبر می‌باشد

دوزدوزان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    3561
  • کد تلفن :
    432

دوزدوزان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. دوزدوزان از شهرهای بخش مهربان شهرستان سراب است.

موقعیت جغرافیایی
شهر دوزدوزان ۳۲ کیلومتری شهرستان سراب و ۳۷ کیلومتری شهرستان بستان آباد، در قسمت شمال جاده اصلی تبریز – اردبیل که بصورت غربی – شرقی کشیده شده‌است قرار دارد. این شهر یکی از شهرهای چهارگانه شهرستان سراب می‌باشد و از طرف غرب به شهرستان بستان آباد، از طرف شرق به شهرستان سراب، از طرف شمال به شهر مهربان و از طرف جنوب به شهر شربیان محدود می‌شود. همسایه‌های دیوار به یوار شهردوزدوزان از طرف غرب روستای خاکی، از طرف شرق روستاهای ارزنه، دولت آباد و داراب، از طرف شمال روستاهای زنگیل آباد و آردالان و از طرف جنوب شهر شربیان و روستای ایوق می‌باشد.

آب و هوا
شهر دوزدوزان بواسطه قرارگرفتن در منطقه کوهستانی (نزدیکی به رشته کوه بزقوش و ارتفاعات سبلان دارای آب وهوایی سردوکوهستانی است که در تابستان معتدل و در زمستان‌ها دارای آب و هوای سرد می‌باشد و یکی ازنقاط سردسیر کشور به شمارمی رود. تعداد روزهای یخبندان در شهر دوزدوزان حدود ۵ ماه درسال می‌باشد. مقداربارندگی سالانه از ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلی متر متغیر می‌باشد، بارش در جوی‌ها و رودهای فصلی جاری شده و به سمت تلخه‌رود سرازیر و توسط آن ازمنطقه خارج می‌شود

 

خواجه(اذربایجان شرقی)

خواجه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر مرکز بخش خواجه شهرستان هریس می‌باشد.
شهر خواجه در دلتای تلخه‌رود و در مسیر استراتژی جادهٔ اصلی تبریز-اهر قرار گرفته‌است.
از مهم‌ترین محصولات کشاورزی آن می‌توان به هندوانه، گندم و جو اشاره کرد.
مردمان خواجه در بافت قالی مهارت خاصی دارند و درآمد اکثر مردم این شهر از طریق کشاورزی، قالی‌بافی و دامداری است. البته در کنار این‌ها، عده‌ای به‌فعالیت‌های متفرقه‌ای مثل رانندگی و تجارت هم مشغول شده‌اند.
از جاهای دیدنی شهر خواجه می‌توان به «مسجد جامع خواجه» و «مزار خواجه محمد» (معروف به سلطان خوجا) اشاره کرد.
شهر خواجه هم‌اکنون دارای بخشداری، شهرداری، کتابخانهٔ عمومی، ورزشگاه و سازمان‌های بهزیستی، کمیتهٔ امداد امام خمینی و آموزش و پرورش می‌باشد

 

زرنق(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4766
  • کد تلفن :
    432

زرنق یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان هِریس قرار دارد.

شهر رزنق با جمعیتی معادل ۱۲۰۰۰ نفر یکی از شهر‌های زیبای شهرستان هریس است.این شهر از لحاظ صنعتی مهمترین شهر این شهرستان محسوب می‌شود.در این شهر حدود ۲۴کارخانه وجود دارد که ۱۴ کارخانه آن در حال تولید و بقیه نیز در حال اتمام کارهای احداث می‌باشند. فعالیت‌های تولیدی این کارخانه هاعباتند از گل مصنوعی پلی اتیلنی ،گل کاغذی،شانه تخم مرغ،بسته بندی حبوبات،ظروف یخ مصنوعی و... . از لحاظ تاریخی قدمت این شهر بسیارزیاد بوده وهمچون شهر هریس قدمتی بیش از ۲۰۰۰سال دارد، که یکی از آثار قدیمی در این شهر مسجدی است که قدمتی در حدود ۱۳۰۰سال دارد. شهر زرنق به دلیل داشتن منابع آبی بسیار خوب(پنج چشمه که همیشه جاری هستند وبیش از ۱۵عددچاه که پر آب بوده که توانایی آّبرسانی به تمامی زمینهای کشاورزی وتامین آب شرب شهری را دارا هستند)از لحاظ تولیدات کشاورزی در حد مناسبی است. منابع آب شهرزرنق علاوه بر تامین نیازاین شهر در آبرسانی به شهرها وروستاهای همجوار نیز نقشی مهم دارد.

زنوز(اذربایجان شرقی)

زُنوز یکی از شهرهای کوچک استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده‌است.

جمعیت این شهر بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۲٬۶۱۸ نفر بوده‌است که از این تعداد ۱٬۲۴۲ نفر مرد و ۱٬۳۷۶ نفر زن بوده‌اند، که از این که در قالب ۸۲۶ خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.امروزه به‌دلیل مهاجرت بی‌رویهٔ مردم زنوز به‌شهرهای بزرگی همچون تهران و تبریز، جمعیت این شهر روزبه‌روز کاهش پیدا می‌کند.

شهر زنوز در ۲۵ کیلومتری شمال مرند و ۱۰۰ کیلومتری شمال تبریز واقع شده‌است.

اقتصاد
اقتصاد زنوز برپایهٔ کشاورزی، دامداری و زنبورداری استوار است و محصولاتش، به ویژه‌ سیب آبدار زنوز، شهرت جهانی پیدا کرده‌است. صنعت سرامیک‌سازی زنوز، از دیرباز در سطح کشور معروف بوده‌است، ولی امروزه از رونق خوبی بهره‌مند نیست.

معادن
زنوز دارای معادن غنی و سرشار کائولن می‌باشد و ذخایر معادن این شهر، به شهرهای دیگر ایران و به کشورهای دیگر، صادر می‌شود.

شهرداری
شهرداری زنوز از سال ۱۳۲۲ خورشیدی دایر شده‌است و این شهر، یکی از اولین شهرهای استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود که صاحب شهرداری شده‌اند. اولین شهردار زنوز، «علی‌اکبر احمدی زنوز» بوده‌است

 

سردرود(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    24932
  • کد تلفن :
    411
  • سایت شهرداری :
    www.sardroud.net

سَردْرود‌یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده‌است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 24,853 نفر، دومین شهر پرجمعیت شهرستان تبریز و یازدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.نام محلی این شهر، سَردَری است.سردر نام یکی از قرائ شهر بخارا در جمهوری ازبکستان است و سردری یعنی منسوب به سردر.در سال‌های اخیر با توجه به گسترش محدوده کلان‌شهر تبریز و نزدیک‌شدن آن به این شهر، طرح تبدیل شهر سردرود به یکی از مناطق تبریز در دستور کار مسئولین استانی و کشوری قرار گرفته‌است، ولی تاکنون این طرح عملی نشده‌است.

این شهر دارای باغ‌های بسیار زیبا و پرمحصول می‌باشد که یکی از میوه‌های معروف آن که محصول همین باغ‌ها است، گوجه سبز می‌باشد. پارک جنگلی مره‌خونی نیز از گردشگاه‌های بسیار زیبا و دیدنی این شهر است.

قالی‌‌بافی
در این شهر علاوه بر بافت و تولید فرش‌های معمولی در ابعاد و اندازه‌های مختلف، قالی‌های حجمی، برجسته، دورویه، دو فرش در یک فرش با رج‌شمار متفاوت (که صرفاً جنبه هنری دارند) نیز بافته می‌شود.

قالی‌های کنونی سردرود دارای تاریخچه حدود یکصدساله ‌است. طبق تحقیقات به عمل آمده، قالی‌بافی در دهه‌های گذشته، نخستین بار توسط «محمود آقاحکیم» وارد زندگی اهالی سردرود شده‌است و بعد از آن، توسط افراد دیگری مانند «حاج میرباقر اسحقی»، «کربلایی عباس‌علی مقیمی»، «اعلاباف» و... پیگیری و گسترش یافته‌است. سردرود را می‌توان به عنوان مهد هنر تابلوفرش دستباف جهان نام برد و دلیل بر این مدعا، وجود حداقل 15,000 دار قالی تابلوفرش، فقط در خود سردرود و برگزاری اولین نمایشگاه تابلوفرش در سطح کشور و برگزاری دومین جشنواره گره زرین آذربایجان و ایجاد اشتغال‌زایی حداقل بر 50,000 نفر در چندین استان کشور و شهرها و مناطق محروم ار جمله استان کردستان و مناطق کردنشین کشور، دلیل محکمی بر اصالت و ارزش تابلوفرش‌های این شهر می‌باشد.[نیازمند منبع]

سهند(اذربایجان شرقی)

شهر جدید سَهَند یکی از شهرهای جدید استان آذربایجان شرقی است. این شهر که در ناحیه شمال غربی شهرستان اسکو واقع شده‌است، براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، با جمعیتی بالغ بر 13,610 نفر، هجدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.[1] هدف از احداث این شهر، اسکان دادن سرریز جمعیت کلان‌شهر تبریز بود که با استقبال گسترده مردم این کلان‌شهر رو به رو شد. شهر جدید سهند در تاریخ 5 تیر 1387 خورشیدی، با افتتاح ساختمان شهرداری و انتخاب شهردار، به عنوان پنجاه و هشتمین شهر استان آذربایجان شرقی و سومین شهر شهرستان اسکو، پس از شهرهای اسکو و ایلخچی شناخته شد.

جغرافیا
شهر جدید سهند در 20 کیلومتری جنوب غربی تبریز و بر سر راه آذرشهر واقع شده‌است. ارتفاع آن از سطح دریا 1600 متر می‌باشد و در شهرستان اسکو قرار دارد. شهر جدید سهند در دامنه رشته‌کوه‌های سهند و تحت تأثیر آب و هوای کوهستانی واقع شده‌است. این شهر بسیار خوش‌منظر، در دره‌های سرسبز منطقه واقع شده‌است.

سیس(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    5130
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.siscity.ir

سیس یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است.
این شهر در بخش مرکزی شهرستان شبستر قرار دارد. این شهر در 14 کیلومتر شبستر واقع شده.

سنگ قیزیل‌داشن، مزار پیر رجب و مسجد محمد حنیفه از دیدنی‌های تاریخی سیس است.دامنه میشو و چشمه‌های آن و طبیعت ظهرآباد نیز از دیدنی‌های طبیعی آن است.

سیه رود(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1511
  • کد تلفن :
    492

سیه‌رود یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش سیه‌رود شهرستان جلفا واقع شده‌است. این شهر در کناره جنوبی رودخانه ارس و در شمال کوه کیامکی‌داغ قرار گرفته‌است. این شهر مرکز اداری بخش سیه‌رود بوده و صاحب بخشداری می‌باشد. در آن سوی ارس و در مقابل سیه‌رود، شهر اردوباد که یکی از شهرهای جمهوری آذربایجان می‌باشد، قرار گرفته‌است. جاده مرزی جلفا-پارس‌آباد از سیه‌رود می‌گذرد.

جمعیت شهر سیه‌رود برپایه نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 1354 نفر بوده‌است که از این جهت سومین شهر کم‌جمعیت استان آذربایجان شرقی پس از شهرهای نظرکهریزی و خمارلو محسوب می‌گردد. بر همین اساس شمار خانوارهای ساکن این شهر در این سال بالغ بر 366 خانوار بوده‌است. همچنین شمار افراد باسواد سیه‌رود بالغ بر 983 نفر و شمار افراد بی‌سواد بالغ بر 229 نفر بوده‌است.

اهالی سیه‌رود مسلمان و پیرو مذهب شیعه دوازده‌امامی هستند. زبان آنان همانند ساکنان سایر نواحی منطقه آذربایجان، زبان ترکی آذربایجانی می‌باشد. همچنین اهالی زبان فارسی را به‌دلیل رسمی‌بودن و تدریس آن در مدارس به‌راحتی درک کرده و قادر به سخن‌گفتن به این زبان می‌باشند؛ البته پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به‌دلیل نفوذ نیروهای این حکومت در منطقه و رفت‌وآمد روزانه آن‌ها در سطح شهرها و روستاها، اهالی سیه‌رود و به‌خصوص افراد مسن، به زبان روسی نیز تا حدودی آشنایی دارند. شغل اکثر اهالی شهر کشاورزی و دامداری می‌باشد؛ به‌طوری که آلوی سیه‌رود در سراسر آذربایجان شهرت پیدا کرده‌است و قسمتی از این محصول جنبه صادراتی دارد و به خارج از کشور صادر می‌شود.

شبستر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    14412
  • کد تلفن :
    471
  • سایت شهرداری :
    www.shabestar.ir

شبستر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان شبستر واقع شده‌است. این شهر، مرکز شهرستان شبستر است. شبستر در 30 کیلومتری صوفیان و 60 کیلومتری تبریز، واقع شده‌است.

مردم
ساکنان شهر شبستر، همانند سایر مناطق آذربایجان، به‌زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. جمعیت این شهر، در سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 13,857 نفر (7,080 نفر مرد و 6,777 نفر زن) بوده‌است که از این‌جهت، هفدهمین شهر پرجمعیت در استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. همچنین 11,641 نفر از مردم شهر، باسواد و 1,051 نفر، بی‌سواد بوده‌اند. اهالی شهر شبستر به کشاورزی، دامداری و قالی‌بافی می‌پردازند. البته به‌دلیل اداری‌بودن شهر، عده‌ای نیز در ادارات و سازمان‌های دولتی، مشغول به‌کارند.

مشاهیر
از مشاهیر شبستر، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
شیخ محمود شبستری (شاعر و صاحب کتاب گلشن راز)
شیخ محمد خیابانی (مبارز دوران مشروطیت)
مهندس میرحسین موسوی (از مسئولان نظام)
پرفسور زهتابی
میرزا علی معجز شبستری (شاعر

شربیان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4374
  • کد تلفن :
    432

شَرَبیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش مهربان شهرستان سراب قرار دارد.

شربیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که از مرکز استان حدود 100 و از سراب 40 کیلومتر فاصله دارد از لحاظ آب و هوا دارای آب و هوای سرد زمستانی و معتدل تابستانی و دارای طبیعتی بسیار بکر و سرسبز و منطقه‌ای حاصلخیز است.با این وجود در سال های اخیر بعلت فروکش نمودن سطح آبهای زیرزمینی بواسطه استفاده وسیع از منابع آبی زیرسطحی، آینده کشاورزی به شیوه کشت آبی در این منطقه با چالش جدی روبرو شده است.

شربیان مرکزیت روستاهای ایوق، برنج‌آباد، لنجوان، اسماعیل‌آباد، سرچشمه، و راه ارتباطی دهدولان و کهدولان به مرکز استان و شهرستان است.

عمده محصولات آن شامل گندم، جو، سیب زمینی و سیب درختی و از صنایع دستی مهم آن می‌توان به فرش شربیان اشاره کرد.

در سال های اخیر اکنون دیگر فقط شربیان با فرش هایش شناخته نمی‌شود

شرفخانه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    3880
  • کد تلفن :
    472

بندر شَرَفخانه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان شَبـِستَر قرار دارد.

این بندر در جوار دریاچه ارومیه و رشته‌کوه می‌شو واقع است و از نظر آب‌وهوا تحت تأثیر این ارتفاعات آّب هوای آن نسبت به اطراف به دلیل رطوبت حاصل از تبخیر دریا معتدل تر می‌باشد.واز نظر کشاورزی نیز حائز اهمیت است. این بندر با روستاهای تابعه در حدود 15 هزار نفر جمعیت دارد.

امکانات
این بندر دارای ایستگاه راه آهن و همچنین اسکله برای رفت و آمد کشتی‌ها (نه چندان بزرگ) می‌باشد. همچنین در این بندر هتل به نسبت بزرگی وجود دارد که از امکانات رفاهی نسبتاً خوبی برخوردارست.

در قدیم
فرهنگ جغرافیایی ایران جلد 4 در مورد شرفخانه می‌نویسد:
شرفخانه قصبه مرکز دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز واقع در 18 کیلومتری باختری بخش است. سکنه آن 1436 تن و آب آن از چشمه و رودخانه‌های محلی تامین می‌شود. محصول عمده آنجا غلات و حبوب و بادام و زردآلو، آلبالو ، گیلاس ،گلابی ، آلوچه و سیب است. این قصبه در ساحل خاوری دریاچه رضائیه واقع و دارای اسکله برای راه آهن و کشتی‌رانی و مدرسه و شعبه پست و تلگراف و ژاندارمری ، مرکز بهداشت و ایستگاه هواشناسی می‌باشد.این شهر در سالهای حمله ارتش روسیه به ایران محل ذخیره غلات ارتش روس بوده است

شندآباد(اذربایجان شرقی)

شندآباد یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش مرکزی شهرستان شبستر واقع شده‌است. برپایه آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 8,797 نفر، بیست و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی و دومین شهر شهرستان شبستر -پس از مرکز شهرستان- محسوب می‌گردد. شندآباد در ساحل شمالی دریاچه ارومیه و در جنوب کوه‌های میشو واقع شده‌است. این شهر در 5 کیلومتری جنوب غرب شبستر، 71 کیلومتری شمال غرب تبریز و 695 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.

پیشینه
باتوجه به وجود آثاری چون قوچ سنگی کنار مسجد جامع باقی مانده از دوران قراقویونلوها، وجود محله سادات، آرامگاه امام‌زاده داود شندآباد، مسجد جامع سابق شندآباد (معماری این مسجد براساس الگوی مسجدالقصی طراحی شده بود که براثر سهل‌انگاری مسئولان میراث فرهنگی تخریب و نوسازی گردید) و محله‌های قدیمی شهر شندآباد، تاریخ آن را می‌توان تا قبل از دوران گورکانی و قرون هشتم و نهم هجری تخمین زد.

وجه تسمیه
در زبان محلی قدیم به آن «شیندیوار» یا «شن دیوار» اطلاق می‌شد (مکانی که دیوارهای آن شنی می‌باشد). علت آن نیز این بود که خاک شندآباد برای کشاورزی خوب ولی برای ساخت دیوار مناسب نبود و دیوارهای منازل آن ترک‌ها و منافذ فراوانی داشت که باعث جلب توجه کسانی که از خارج وارد آن می‌شدند، می‌گردید.

مردم
مردم این شهر اکثراً به شغل کشاورزی مشغول هستند. طبق سرشماری سال 1385 خورشیدی، از مجموع 8,797 نفر جمعیت این شهر، 4,244 نفر مرد و 4,553 نفر زن بوده‌اند که در قالب 2,220 خانوار ساکن این شهر بوده‌اند. براساس همین آمار 71 درصد از جمعیت این شهر باسواد و 29 درصد بی‌سواد بوده‌اند.

فرهنگ
از نظر فرهنگی، عموم شندآبادی‌ها مردمانی معتقد و متدین می‌باشند که همچون مناطق همجوار، مراسم فرهنگی و رسم و رسومات خود را انجام می‌دهند و همانند اکثریت مردم فرهنگ‌دوست شهرستان شبستر به امور خیریه و مدرسه‌سازی اشتغال دارند. از جمله خیرین آن می‌توان به مرحوم حاج حیدر شفائی اشاره نمود و از شخصیت‌های مهم مذهبی شندآباد می‌توان به «سید اسماعیل اصفیایی شندآبادی» و فرزند وی اشاره نمود.

در سال‌های اخیر بی‌کاری سبب مهاجرت بسیاری از جوانان این خطه به شهر‌های بزرگ به‌خصوص تهران گردیده‌است. البته در کنار این، شندآباد مهاجرپذیر نیز بوده و در سال‌های اخیر تعدادی از ساکنان جزیره اسلامی و نیز تعداد زیادی کرد از شهرستان بوکان در این شهر سکنی گزیده‌اند.

محصولات
از مهم‌ترین محصولات آن می‌توان به میوه‌های سردرختی در انواع مختلف اشاره نمود که مهم‌ترین آن‌ها میوه هلو با بیش از صد نوع تنوع می‌باشد. مرغوبیت هلوی شندآباد به‌حدی است که شهرت کشوری یافته و به بازارهای اقصی‌نقاط کشور و کشورهای همجوار صادر می‌شود.

البته در کنار محصولات باغی، محصولات جالیزی و صیفی‌جات شندآباد هم مرغوبیت و محبوبیت خاص خود را در میان مردم شهرستان شبستر داراست.

اقتصاد
در سال‌های اخیر با رونق‌گرفتن کار باغداری در شندآباد، وضعیت اقتصادی و معاش ساکنان آن بهبود یافته و باعث نوسازی اماکن و منازل شهری و مسکونی گردیده‌است. البته مشکلاتی همچون خشکیدگی عمومی درختان هلو از جمله عواملی است که بر روند رونق و شکوفایی شندآباد تأثیر منفی می‌گذارد. از دیگر مشکلاتی که برامر توسه شندآباد تأثیر می‌گذارد، فرار سرمایه‌ها به سمت مرکز شهرستان می‌باشد. شندآبادی‌ها بیش‌ترین سهم را در سرمایه‌گذاری‌هایی که طی سالیان اخیر در مرکز شهرستان صورت گرفته، دارا می‌باشند.

ایجاد شهرک صنعتی در منطقه شندآباد، فرصت بزرگی برای این شهر و آبادی‌های اطراف آن محسوب می‌گردد که در صورت برنامه‌ریزی اصولی و بلندمدت می‌تواند باعث اشتغال‌زایی، کاهش مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ و عمران و آبادی هرچه بیش‌تر شهر شندآباد گردد

صوفیان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    8980
  • کد تلفن :
    472

صوفیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش صوفیان شهرستان شبستر واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش صوفیان است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، صوفیان با جمعیتی بالغ بر 8,733 نفر، بیست و هفتمین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی و سومین شهر پرجمعیت شهرستان شبستر، پس از شهرهای شبستر و شندآباد محسوب می‌گردد.[1] شهر صوفیان در بین محور ارتباطی تبریز به مرند و تبریز به شبستر واقع شده‌است. این شهر در 20 کیلومتری شرق شبستر، 45 کیلومتری شمال تبریز و 679 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.

پیشینه
شهر صوفیان به‌استناد نوشته برخی مورخان -ازجمله «رحیم رییس‌نیا» مؤلف کتاب «آذربایجان در سیر تاریخ»- همان شهر سوبیا یا صوفیای ماد بوده‌است که در لشگرکشی سارگن دوم پادشاه آشور(716 سال قبل از میلاد مسیح) به اورارتو، از این شهر یاد شده‌است.

حمدالله مستوفی در توصیف تبریز و نواحی اطراف آن، از ناحیه ارونق و قصبه صوفیان یادکرده‌است و چنین نوشته‌است: «چهارم ناحیت ارونق بر غرب شهر (تبریز) است آغازش سه فرسنگی شهریست تا پانزده فرسنگی وعرضش پنج فرسنگی باشد و حاصلی نیکو دارد از غله و انگور میوه، مدار تبریز بر ارتفاعات آن‌جا باشد وسی پاره دیه‌است واکثرش معظم که هریک قصبه‌ایست چون سیس و شبستر و وایقان و کوزه‌کنان و صوفیان و غیره.»

در سفرنامه ونیزیان (1471-1478 میلادی مطابق با 876-883 هجری قمری) که در زمان حکومت اوزون‌حسن آق‌قویونلو به‌ایران آمده‌است، چنین نوشته‌است: «به‌فاصله یک‌روز از مرند به‌محل کوچک دیگری به‌نام صوفیان که در دشت تبریز در دامنه کوهی قرار دارد رسیدیم. صوفیان روستایی است زیبا و جوی و باغ فراوان دارد.»

«ژان پاتیست تاورنیه»، جهانگرد فرانسوی که در فاصله سال‌های 1632 -1668 میلادی 6 بار به‌مشرق‌زمین سفر کرده‌است و در این سفرها 9 بار از ایران دیدن کرده‌است (در زمان شاه عباس یکم، شاه عباس دوم و شاه سلیمان)در سفرنامه خود نوشته‌است: «شهر صوفیان به‌قدر کفایت بزرگ است و تا داخل آبادی نشوند شهر پیدا نیست. به‌واسطه اشجاری که در کوچه‌ها و اطراف آن کاشته شده‌است، به این جهت قیافه آن جنگل می‌نماید تا به‌شهر.»

«شوالیه شاردن» سیاح فرانسوی که در حدود سال 1665 میلادی به‌ایران مسافرت کرده‌است، در سفرنامه خود می‌نویسد: «صوفیان به‌طور حیرت‌آوری حاصل‌خیز است. بعضی مؤلفین عقیده دارند که این همان شهر صوفیای ماد باستان است؛ ولی برخی دیگر مدعی هستند که این کلمه مشتق از صوفی می‌باشد و هنگامی که شاه اسماعیل یکم، اردبیل را ترک گفت و دربار را به تبریز انتقال داد، صوفی‌ها در محل مذکور سکونت گزیدند.»

«جملی کارری» سیاح ایتالیای که در زمان شاه سلیمان به‌سال 1694 میلادی برابر با سال 1105 هجری قمری به‌ایران آمده‌است و در مراسم تاج‌گذاری شاه سلطان حسین شرکت کرده‌است، در سفرنامه خود می‌نویسد: «در شهر صوفیان که از دور مثل جنگل به‌نظر می‌رسید، پیش راندیم. این شهر واطراف آن به‌قدری از اشجار متنوع مستور بود که حتی دیواره‌های منازل را هم از چشم پنهان می‌ساخت.»

این شهر به‌خاطر قرارداشتن بر سر راه اروپا، هموراه مورد بازید سیاحان بوده‌است و نیز به‌خاطر موقعیت راهبردی آن، هموراه مورد تاخت‌وتاز نیز قرار داشته‌است که حمله عثمانی‌ها در زمان صفویه و افشاریه (نادر شاه افشار در سال 1140 هجری قشون مصطفی پاشا را در سهلان شکست داد) حمله روس‌ها در زمان قاجار و در جنگ‌ جهانی اول و جنگ‌ جهانی دوم، این شهر تحت اشغال قرار داده‌بود. صوفیان درسال 1341 به‌شهر تبدیل و در سال 1372 مرکزیت بخش صوفیان را دارا شد.

مشاهیر
از مشاهیر این شهر می‌توان به باله خلیل صوفیانی عارف نامی قرن پنجم اشاره کرد که یکی از چهار عارف ناظر بازسازی شهر تبریز بعداز زلزله ویران‌گر سال 434 هجری به‌دستور «امیر وهسودان» حاکم وقت تبریز بود. مزار این عارف نامی به عنوان «امامزاده ابراهیم خلیل» در شهر صوفیان واقع شده و هم‌اکنون مورد ارادت خاص‌وعام است .ازدیگر چهره‌های دینی این شهر می‌توان به «حجت‌الاسلام نوروزی»، مفسر معاصر قرآن و مرحوم «حجت‌الاسلام ابوترابی» اشاره نمود. همچنین می‌توان از «دکتر حسن حسن‌زاده» فوق تخصص اورولوژی و رییس سابق بیمارستان صوفیان و «محمود عکاسی» شاعر معاصر وسراینده منظومه «اسکوندوزدانیشماسی» که از چهره‌های روشن‌فکر منطقه محسوب می‌شوند نام برد.

نقاط دیدنی
چشمه معدنی صوفیان
مجسمه‌های سنگی
پارک ملت صوفیان
مسجد جامع صوفیان
مسجد ولیعصر صوفیان
ساختمان سابق شهرداری صوفیان
آبشار زیبای گوورچین نیق در روستای مهتر احمد

اقتصاد
در حومه شهر صوفیان، به دلیل نزدیکی به کلان‌شهر تبریز، صنایع بسیار بزرگی فعالیت می‌کنند. صنایعی مانند کارخانه سیمان صوفیان، کارخانه آذریت، کارخانه آجرماسه آهکی آذربایجان، کارخانه گچ گروس، کوره‌های آهک‌پزی، شهرک مصالح ساختمانی با تولید انواع آجرهای ساختمانی و نما و سایر مصالح ساختمانی و نیز شهرک سرمایه‌گذاری خارجی که درآن انواع کارخانجات از قبیل کامیون‌سازی، خودروسازی، لوازم خانگی، گونی‌بافی، تولید کنسانتره و سایر صنایع از این قبیل هستند.

از لحاظ کشاورزی، کشت گندم، جو، آفتابگردان و پیاز در منطقه رواج دارد. برزگ‌ترین سیلوی استان، در این شهر قرار دارد. از صنایع غذایی صوفیان می‌توان به کارخانه‌های ماکارونی، کیک، لواشک و آردسازی اشاره کرد. این شهر به لحاظ موقعیت جغرافیایی و قرارگرفتن در تقاطع مسیر شبستر و مرند و تبریز و جاده ترانزیتی ایران و اروپا و مسیر تردد زائران سوریه، دارای اقتصاد توریستی نیز است

تسوج(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    7437
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.tasujcity.ir

یکی از شهرهای شهرستان شبستر در غرب استان آذربایجان شرقی و همچنین مرکز بخش تسوج می‌باشد. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۷٬۳۳۲ نفر، بیست و نهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی و چهارمین شهر پرجمعیت شهرستان شبستر -پس از شهرهای شبستر، شندآباد و صوفیان محسوب می‌گردد. این شهر در ۲۱ کیلومتری غرب شبستر، ۸۷ کیلومتری غرب تبریز و ۷۲۱ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.نام تسوج عربی‌شده تسوگ فارسی است که در زمان ساسانیان به معنای دهستان بوده‌است. تسوج به معنای ساحل دریا می‌باشد

عجب شیر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    26847
  • کد تلفن :
    422
  • سایت شهرداری :
    www.ajabshir.ir

عَجَب‌شیر یکی از شهرهای غربی استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان عجب‌شیر است. این شهر کوچک و سرسبز در 35 کیلومتری شمال غرب مراغه، در 37 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی، 45 درجه و 55 دقیقه طول شرقی و در ارتفاع 1330 متری از سطح دریا قرار گرفته‌است. دریاچه ارومیه در سمت غربی عجب‌شیر قرار گرفته‌است و آب و هوای آن محلی بوده و منابع آب آشامیدنی و کشاورزی این شهر از طریق رودخانه دیزج‌رود، چشمه‌های موجود در پیرامون شهر و نیز چاه‌های نیمه‌عمیق تأمین می‌شود.

عجب‌شیر با 26,235 نفر جمعیت در سال 1385 خورشیدی، به‌عنوان دهمین شهر استان آذربایجان شرقی شناخته می‌شود.[1] بسیاری از ساکنان این شهر کشاورز هستند؛ البته برخی نیز به قالی‌بافی و تولید صنایع دستی مشغول‌اند. از مهم‌ترین محصولات کشاورزی عجب‌شیر می‌توان به بادام، حبوبات، غلات، کشمش و میوه‌های درختی اشاره کرد.

قلعه باستانی بارازلو که در روستای بارازلو قرار گرفته‌است، یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی عجب‌شیر به‌شمار می‌رود و قدمت آن به دوره ساسانیان و اوایل اسلام برمی‌گردد. در یک حفاری که در محوطه این قلعه صورت گرفته‌بود، اشیای برنزی متعددی مربوط به سده‌های ششم و هفتم هجری پیدا شده‌بودند. از دیگر آثار تاریخی عجب‌شیر می‌توان دژ و روستای تاریخی جنباداق، قلعه باستانی رویین و مسجد جامع عجب‌شیر را نام برد.

این شهر تا حدود یک قرن پیش روستایی کوچک و عقب‌افتاده بود؛ ولی امروزه پیشرفت بسیاری کرده‌است و از امکاناتی نظیر آب و برق، ادارات دولتی، ایستگاه راه‌آهن، پادگان ارتش، درمانگاه، راه آسفالت، کتابخانه، کتابفروشی، مدرسه و مراکز خرید بهره‌مند گشته‌است.

قره آغاج(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4892
  • کد تلفن :
    424

قَره‌آغاج یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان چاراویماق واقع شده‌است و مرکز این شهرستان می‌باشد. جمعیت این شهر برطبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی بالغ بر 4,157 نفر می‌باشد که از این جهت، پرجمعیت‌ترین شهر شهرستان چاراویماق و سی‌ونهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی به‌شمار می‌آید.شهر قره‌آغاج در 70 کیلومتری جنوب هشترود و 193 کیلومتری جنوب تبریز واقع شده‌است.

وجه تسمیه
واژه قره‌آغاج در زبان ترکی آذربایجانی به‌معنی درخت نارون است که به‌دلیل رشد درختان بلند نارون در این منطقه و مخصوصاً در اطراف شهر قره‌آغاج، این شهر بدین نام معروف شده‌است. البته عده‌ای به‌اشتباه واژه قره‌آغاج را به‌معنی «درخت سیاه» معنا می‌کنند؛ در حالی‌که این معنی کاملاً اشتباه می‌باشد. چنین اشتباهی در مورد قره‌چمن نیز دیده می‌شود که آن‌را به اشتباه به‌معنی «چمن سیاه» یاد می‌کنند، در حالی‌که نام این روستا حکایت از زیادی چمنزارهای اطراف آن دارد

کشکسرا(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    7446
  • کد تلفن :
    492

کُشک‌سَرای یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان مرند قرار دارد.
این شهر در مسیر جاده ابریشم قرار دارد.

اطلاعات قدیمی
لغتنامه دهخدا به نقل از جلد چهارم فرهنگ جغرافیایی ایران می‌نویسد: کُشک‌سرای دهی است از دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند واقع در 18هزار گزی باختری مرند و پانصد گزی شوسه خوی به مرند دارای 2892 تن سینه. آب آن از رودخانه و قنات و راه شوسه است

کلوانق(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    6344
  • کد تلفن :
    432

کلوانق یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان هریس قرار دارد.

کلوانق دارای جمعیتی در حدود هفده هزار نفر می‌باشد و دارای 21 کارخانه صنعتی و تو لیدی می‌باشد ویکی از شهرهای مهم و صنعتی شهرستان هریس می‌باشد. دارای یک گورستان قدیمی که حدود 1500سال قدمت تاریخی می‌باشد و همچنین سنگهایی که ایات قران در ان به خط تقریباً نااشنا درج شده‌است در این مکان وجود دارد . تاکنون بعلل متفاوت از جمله سیل و زلزله سه بار (حداقل) تغییر مکان داده‌است.

کلوانق شهری است از شهرهای شهرستان هریس که بر اساس سرشماری سال 1385 به عنوان دومین شهر پرجمعیت شهرستان هریس، دارای 6344 نفر جمعیت می‌باشد. این شهر به علت قرار گرفتن در بین شهرهای بخشایش از طرف غرب و شهر زرنق از سمت شرق، بهترین موقعیت را جهت دارا بودن بخشداری به خود اختصاص داده است. اکثر قریب به اتفاق مردمان این شهر به کشاورزی، آرماتوربندی، قالب بندی بتنی ساختمان و تعداد اندکی نیز به دامداری اشتغال دارند. وسعت زمین های حاصلخیز این شهر در بین سایر شهرهای شهرستان هریس بی همتا و از لحاظ مرغوبیت خاک و مقدار آبهای زیرزمینی موقعیتی استثنایی را دارا می‌باشد. از بزرگترین افتخارات این شهر، می‌توان به اشتغال جوانان آن و وجود کمترین جرم و جنایت در بین شهرهای شهرستان اشاره داشت. چرا که جوانان این شهر اغلب در شهرهای مختلف برای کسب روزی حلال خود در کارهای سنگین و فنی ساختمان سازی و برج سازی اشتغال داشته و کمتر کسی از روی بیکاری به بزهکاری روی می‌آورد. کلوانق دارای یک قبرستان قدیمی است که وجود سنگ های بزرگ که دارای خطوط عربی و اسلامی فراوانی است، نشان از قدمت بلند این شهر دارد. بزرگترین افتخار کلوانق، تقدیم 8 شهید بزرگوار بسیجی در جنگ تحمیلی است که به عنوان داوطلب در مقدم ترین خط جبهه‌ها با رشادت تمام به سنگر سازی برای رزمندگان اسلام همت گماشته و خون پاک خود را فدای میهن کرده اند. عبور مهرانرود از حاشیه جنوبی این شهر، جلوه زیبایی از طبیعت سبز را در طول مسیر این رود در کلوانق بوجود آورده است.

 

 

کلیبر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    9700
  • کد تلفن :
    427

کَلِیبَر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان کلیبر است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 9,030 نفر، بیست و پنجمین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی می‌باشد. کلیبر در منطقه سرسبز ارسباران واقع شده است. این شهر در 63 کیلومتری شمال غرب اهر، 210 کیلومتری شمال شرق تبریز و 812 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده است و دور ترین مرکز شهرستان به مرکز استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

شهر کلیبر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است و سراسر پیرامون این شهر را جنگل های تنک و مراتع پوشانیده است

کوزه کنان(اذربایجان شرقی)

 این شهردر قسمت غربی شهرستان شبستر و در بخش موسوم به گونئی مرکزی قرار دارد. گونئی به معنای آرانک و در نهایت ارونق می باشد.یاقوت حمدی در معجم البلدان آورده است که در کوزه کنان 75000 خانوار زندگی می کنند . مسلما این ارقام قابل توجه و در واقع حکایت از قدمت و اهمیت کوزه کنان دارد کلاویخو در سفرنامه خود راجع به این روستا آورده است که : شب را در کوزه کنان که سابقا محل بزرگی بوده و فعلا بیشتر قسمتهای آن ویران است خوابیدم گویند باعث این ویرانی ، امپراطور طغتمش خان بود که از امیر تیمور شکست یافت و از قدرت افتاد . در کوزه کنان بسیاری از ارمنیان را دیدم که در آنجا مسکن داشتند .  از جمله مشاهیر این خطه می توان از : نقشبندی کوزه کنانی ، ملتجی کوزه کنان ، همت کوزه کنانی و ملا ابو محمد کوزه کنانی حاج مهدی کوزه کنانی رجل مشهور قاجار که خانه اش در تبریز به خانه مشروطیت شناخته شده و تاکنون پابرجاست نام برداهالی شهر معتقدند که : همانگونه که از مرحوم آیت الله نجفی مرعشی روایت شده است بعد از اسلام سه سادات اصیل به آذربایجان قدم نهاده اند که از آن سه یک نفر در کوزه کنان سکنی گزیده است و از این جهت کوزه کنان را دروازه سید نیز نام نهاده اند ظاهرا کوزه کنان همانگونه که ازنامش پیداست مهد سفالگری بوده چرا که در حفاریهای مختلف این روستان ، کوزه های بزرگی که غالبا درحدود 100 لیتر آب در خود جای می دهند به ضخامت 7-6 سانتی متر بدست آمده است . برای مثال(خرابه لر ) که در قسمت جنوب شرقی روستای کوزه کنان قرار دارد . ابتدا مسکونی بوده اما مشخص نیست چه حادثه ای رخ داده که مردم از آن ناحیه کوچ کرده اند . به هرترتیب به هنگام حفاری زمین در این منطقه و یا به هنگام کشاورزی در اراضی همجوار با خرابه آثار سفالینه زیبا و قابل توجهی بدست آمده است

گوگان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    11103
  • کد تلفن :
    412

گوگان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش گوگان شهرستان آذرشهر واقع شده‌است. جمعیت این شهر بر پایه سرشماری سال 1385 خورشیدی بالغ بر 10,949 نفر بوده‌است که از این لحاظ نوزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی و دومین شهر پرجمعیت شهرستان آذرشهر -پس از مرکز شهرستان- محسوب می‌گردد.

نام قدیم این شهر «گاوگان» بوده‌است که بعدها به «گوگان» تغییر نام داده‌است. شهر گوگان در 4 کیلومتری غرب آذرشهر، 60 کیلومتری جنوب غرب تبریز و 694 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است. این شهر در ساحل شرقی دریاچه ارومیه واقع شده‌است و ارتفاع آن از سطح دریا 1340 متر می‌باشد.

از محصولات تولیدی گوگان می‌توان به گردو اشاره کرد که به نقاط مختلف کشور صادر می‌شود. پیش‌شماره تلفنی این شهر 0412 می‌باشد. شهر گوگان در سال 1336 خورشیدی با ارتقای درجه از روستا به شهر، صاحب شهرداری دولتی شده‌است و هم‌اکنون یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.

تاریخچه
شهر باستانی لیلان که پس از اسلام به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان مطرح می‌شد، بر اثر زلزله‌ها، سیل‌ها و سایر بلایای طبیعی از بین رفته‌است و امروزه تنها شهری متروکه در معرض دید قرار دارد. تاریخ شهر کنونی لیلان بسیار کوتاه است. در واقع سال‌ها پیش، یکی از ایلات، در نزدیکی شهر باستانی لیلان سکنی گزیده‌اند و مسئولین کشوری به‌دلیل نزدیکی این روستا به شهر باستانی لیلان، نام لیلان بر آن گذاشته‌اند. در سال‌های اخیر هم با توجه به باستانی بودن منطقه، کاوشگران و مورخان بسیاری در محل شهر باستانی لیلان مشغول به تحقیق و جست‌وجو شده‌اند. این خود عاملی برای جذب جمعیت در این روستا شده‌است، تا جایی که علاوه بر این که تعداد بسیار مردودی از اهالی روستا به سایر نقاط کوچیدند، مهاجرانی نیز از روستاهای مجاور وارد این روستا شدند. تا این‌که در سال 1374 خورشیدی بر اساس آمارهای جمعیتی که جمعیت آن بیش از 5,000 نفر برآورد شده بود و با توجه به باستانی بودن منطقه، روستای لیلان به شهر تبدیل شد. امروزه لیلان پیش‌رفت‌هایی را متحمل شده‌است و در واقع لیلان امروزی، وارث آن شهر باستانی است.

هانری راولین سون (افسر انگلیسی در حدود سال 1254 هجری قمری) می نویسد: در دوره های خیلی قدیم ناحیه گوگان در ردیف مراکز بسیار زیبا و خرم آن روزگار بوده است و از چندین دهکده آباد و پیوسته به هم تشکیل شده است. روزبهی و ترقی گوگان را باید از آنجا قیاس و محاسبه کرد که معمولاً میزان مالیات هر خانواده 8 تا 9 تومان به پول روزگاران قاجاریه (شاهزاده عباس میرزا) بوده است.    این جغرافی دان آماری دقیق از باغها و وضعیت معاش گوگان ارائه نموده است و می گوید باغداران و بازرگانان در مقابل هر طناب زمین یا 96 ذرع مبلغ یک پناباد (ده شاهی و نصف یک ریال) به دولت مالیات می دادند.    
چالز استوارت جغرافیدان و جهانگرد انگلیسی در سال 1251 قمری (1835 میلادی) به ایران آمده و اینگونه می نویسد: عطر گل سنجد به قدری در هوا آمیخته بود که هر مسافری را از خود بیخود می کرد ، هوا پاک و طرب افزا و آسمان صاف به محیط اطراف و دشت گوگان لطفی وصف ناپذیر بخشیده بود ، خاک زمینهای حاصلخیز و مستعد، آب کافی ، چشمه ها ، رودخانه ها و چاهها ، هوای معتدل ، فعالیت مردم گوگان ، همه و همه گوگان را به صورت یک منطقه زراعی در آورده بود. و یکی از مراکر کشاورزی ، باغداری و دامپروری آذربایجان محسوب می شود.   
یاقوت حموی سیاح و جهانگرد رومی در باره گوگان می نویسد: ده نجیر جان یا اخیر جان (اخی جهان) یکی از روستاهای نزدیک گاوگان در 3 کیلومتری آن قرار دارد که درقدیم شاه نشین بود و خزانه شاه در حدود قوم باغی (باغی نزدیک روستای فیروز سالار) به زیر خاک فرو رفته و پادشاه ترک آن دیار کرده است.    
یکی از بزرگترین و قدیمی ترین روستاهای بخش ، روستای تیمورلو می باشد که بنابر شواهد و قراین و نقل قول قدما حدوداً 13 قرن سابقه تاریخی دارد. وجود سنگ نوشته های بزرگ در روستا و وجود قبرستان مجوسان در کنار قبرستان بزرگ روستا و نیز مقبره دو نفر از شهیدان صدر اسلام در اراضی بالوجای تیمورلو و حفاریهایی که در سطح روستا در عمق ده متری انجام شده و وجود سفالها و تنورها حاکی از این ادعاست که در اثر پس روی و پیشروی آب دریاچه ارومیه به دفعات مکرر زیر آب رفته و تخریب و بازسازی شده است.    
در زمان حمله مغول گوگان نیز مانند سایر شهرهای ایران مورد تجاوز و قتل و غارت قرار می گیرد ، در زمان هلاکو خان که شهر مراغه پایتخت ایلخانیان شده بود گوگان و دهستانهای اطراف آن به علت آب و هوای خوش و باغستانهای پر میوه جهت استراحت و خوشگذرانی مورد توجه خانان مغول قرار می گیرد . بعد از زوال ایلخانان به احتمال قوی خزائن خانان مغول پای کوه قزل داغ در میان دره ای به خاک سپرده می شود.    

موقعیت جغرافیائی منطقه گوگان
 

این منطقه از لحاظ ساختمانی و وضعیت طبیعی زمین ، به صورت کفة گسترده ای است و بر روی مخروط افکنة رودخانه نوشین چای (توفارقان چای-گنبرچای) قرار گرفته است که در مجموع جلگه رسوبی و آبرفتی شرقی دریاچه ارومیه را تشکیل می دهد و با شیب ملایمی از ارتفاعات حاشیه غربی سهند تا ساحل دریاچه کشیده شده است . این جلگه فاقد چین خوردگی وارتفاع بلند است و غالبا پستی وبلندی قابل ملاحظه ای ندارد . زمین آن تقریبا مسطح وهموار ،خاک آن حاصلخیز و یکی از مراکزمهم کشاورزی به شمار می رود .    
- نزدیکی روستاهای اطراف (کمتر از 3 کیلومتر ) با محصولات کشاورزی و دامی فراوان چون تیمورلو ، دستجرد ، فیروز سالار ، قاضی جهان ... و همجواری شهرک صنعتی شهید سلیمی و دانشگاه تربیت معلم آذربایجان همچنین برپائی هفته بازار پنجشنبه ها بر رونق اقتصادی منطقه اهمیت بسزائی داشته است .     - زمستانها در منطقه گوگان مثل اکثر شهرهای استان زودرس و سرد و طولانی است و از آذرماه شروع وتا نیمه دوم فروردین ( اکثر سالها ) ادامه دارد . تابستانها هم به لحاظ وجود باغات فراوان حاصل از مستعد بودن منطقه و نزدیکی به دریاچه ارومیه ملایم و مطبوع می باشد .   
- بارندگی سالیانة این منطقه حدود 260 میلیمتر بوده ، حداقل مطلق دما در ماه ژانویه (دی ماه ) حدود 30- درجه و حداکثر مطلق دمایی ثبت شده در ماه اوت (مرداد ماه) حدود 43 درجه می باشد . حداکثر بارش در اردیبهشت ماه و حداقل آن در تیرو مرداد بوده و همچنین تبغیر وتعرق پتانسیل سالانه حدود 750 میلیمتر وحداکثر آن نیز در تیرماه و 170میلیمتر می باشد .
 منطقه گوگان فاقد جنگل می باشد البته باغات اطراف رودخانه را می توان بعنوان اراضی نیمه جنگلی بحساب آورد. مراتع بخش حدود 8450 هکتار واکثر گونه های گیاهی در این مراتع عبارتنداز تیپ گون ، اسفند ،خارشتر، شیر سگ ، خانواده گرامینه و ...     خاکهای مرغوب زراعی جلگه آذرشهر که منطقه گوگان نیز بر روی آن قرار دارد حاصل نزولات جوی دوران چهارم و جریانات رودخانه ای ناشی از نزولات فوق می باشد که با فرسایش ارتفاعات ، موجب تراکم نهشته های سطحی در محل فعلی مخروط افکنه آذرشهر شده است و ارتباطی با اقلیم فعلی ندارد. آب وهوای منطقه طبق نقشه بیوکلیماتیک ایران جزء مناطق استپی سرد محسوب می شود.    وجه تسمیه گوگان  به اعتقاد برخی اصل این کلمه به صورت گیوکان که از ترکیب دو کلمة گیو به معنی پهلوان ، دلیر و رشید و کان به معنی سرزمین می باشد.( سرزمین پهلوانان و دلیران)   
در مقابل ، نظریة دیگری هم هست که چنین عنوان شده است : قبل از استیلای اعراب به ایران و آذربایجان مناطق زیادی بودند که به پسوند گان ختم می شدند مانند: زنگان ، زدگان ، گوگان ، گاوگان و . . . که بعد از استیلای عرب ها رواج یافته است از آنجا که در خط و رسم عرب بجای گ از حرف ج استفاده نموده‌اند که در نتیجه زنگان به زنجان تغیر می یابد و کلمه گوگان یا گاوگان به کوکان و یا کاوکان تغییر می یابد.    نظریه سوم: در این منطقه بدلیل نزدیکی به دریاچه ارومیه و وجود مزارع و آبهای روان محل پرورش گاو بوده است که کلمة گان نیز بمعنای محل پرورش یا محل و میهن بوده است که جمع کلمه به معنی سرزمین پرورش می باشد ولی در این مورد مدرک مستندی در دست نمی باشد و خود اهالی منطقه نیز این نظریه را تأیید نمی کنند.    اما به نظر می رسد کلمه گاوگان از کلمة بکاول که مخفف کلمة کاوُل (به معنی سفره چی باشد) که ترکان به آن اطلاق می کردند گرفته شده باشد و با توجه به اینکه مسیر جادة باستانی ابریشم از این شهر می گذشته و بر سر راه کاروانیان و گذرگاهان بود به معنی سفره‌چی ها آمده باشد و همچنین به احتمال قوی گاوگان از کلمة کاوگان که در شاهنامه فردوسی آمده است گرفته شده و منسوب به خاندان کاوگون باشد که در این مناطق می زیسته‌اند:    سپهدار چون قارَن کاوگان به پیش سپاه اندرون آوکان  پتانسیل گردشگری گوگان  - مخزن تغذیه مصنوعی فیروز سالار: که دارای ظرفیت 3 ملیون متر مکعب بوده وآب به صورت کانال انحرافی از رودخانه به آن وارد می شود . پرورش ماهی و ماهیگیری در آن رونق دارد .  
3- چشمه معدنی شورسو: این چشمه به فاصله اندکی از ائل میدانی واقع شده ودر فلات آهکی قرار دارد . آب و املاح آن برای بسیاری از دردهای مفصلی مفید است .  
4- معادن غنی سنگهای مرمر و تراورتن (لیموی وگردوئی وقرمز ) در اطراف شهر علاوه بر استخراج آن مناظر زیبای را نیز بوجود آورده اند که خود حاصل چشمه های معدنی چون شورسو وتاپ تاپان در روی فلات آهکی می باشد .   
5- مقبره زینب خاتون (زوجه پیامبر اکرم وبه روایتی مادر اسامه بن فرقه) در کوهپایه های روستای دستجرد که سالانه پذیرای خیل عظیم عاشقان اهل بیت عصمت وطهارت می باشد .   
6- مقبره صدیقه خاتون خواهر زینب خاتون در روی تپه ای مشهور به شوشلی در قسمت جنوبغربی گوگان.   
7- مسجد جامع گوگان که قدیمی ترین ساختمان بجا مانده از دوره ولیعهدی عباس میرزا که معماری آن منحصر به فرد می باشد.   
8- زیارتگاه مسجد حضرت ابوالفضل : این مسجد یکی ازمساجد مهم شهر بحساب آمده و از نقاط مختلف استان برای زیارت آن و دادن نذری ، بخصوص در ماههای محرم و صفر به این مسجد می آیند .   
9- غارهای مختلف در روی فلات آهکی در گوگان – دستجرد و قاضی جهان که به عنوان نمونه می توان به یددی کهل (هفت غار) وساری کهل (غار زرد )اشاره نمود .   
10- وجود اراضی و باغات در اطراف رودخانه گنبرچای این منطقه را به صورت یک منطقه نیمه جنگلی به حساب آورده و در بهار و تابستان پذیرای گردشگران مختلفی از اقصی نقاط استان به این منطقه میباشد   
11- وجود آثار باستانی چون کوحنه دیمان (آسیاب خرابه) دلیحلی داش (سنگ سوراخ) وآثار با قیمانده از قناتهای قدیمی می تواند مناطق خوبی برای گردشگری و افراد علاقمند به طبیعت باشد .   
12- پلایای گوگان که در انتهایی ترین قسمت جلگه قرار گرفته ودارای اشکال کم نظیری از نمک و همچنین کویر در آن قابل مشاهده است (تا نزدیکی دریاچه ارومیه).

مردم
اکثر مردم شهر لیلان به کشاورزی و باغداری مشغولند. زبان مردم این شهر، همانند سایر نقاط منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی است. طبق آمار سال 1385 خورشیدی از مجموع 6,079 نفر جمعیت این شهر، 2,962 نفر مرد و 3,117 نفر زن هستند که در مجموع، 1,468 خانوار را تشکیل می‌دهند. هم‌چنین طبق همین آمار، 71 درصد از مردم این شهر باسواد و 29 درصد بی سواد هستند.آمار مردان و زنان شهر، نشان‌دهنده این است که به‌علت این‌که شغل اکثر مردان پیمانکاری است، در سایر نقاط کشور ساکن می‌باشند

لیلان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    6091
  • کد تلفن :
    422

لِیلان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش لیلان شهرستان ملکان واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش لیلان است. لیلان در 20 کیلومتری جنوب شرق ملکان، 163 کیلومتری جنوب غرب تبریز و 678 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است. جمعیت این شهر، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی،بالغ بر 6,079 نفر بوده‌است که از این جهت، سی و دومین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.

تاریخچه
شهر باستانی لیلان که پس از اسلام به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان مطرح می‌شد، بر اثر زلزله‌ها، سیل‌ها و سایر بلایای طبیعی از بین رفته‌است و امروزه تنها شهری متروکه در معرض دید قرار دارد. تاریخ شهر کنونی لیلان بسیار کوتاه است. در واقع سال‌ها پیش، یکی از ایلات، در نزدیکی شهر باستانی لیلان سکنی گزیده‌اند و مسئولین کشوری به‌دلیل نزدیکی این روستا به شهر باستانی لیلان، نام لیلان بر آن گذاشته‌اند. در سال‌های اخیر هم با توجه به باستانی بودن منطقه، کاوشگران و مورخان بسیاری در محل شهر باستانی لیلان مشغول به تحقیق و جست‌وجو شده‌اند. این خود عاملی برای جذب جمعیت در این روستا شده‌است، تا جایی که علاوه بر این که تعداد بسیار معدودی از اهالی روستا به سایر نقاط کوچیدند، مهاجرانی نیز از روستاهای مجاور وارد این روستا شدند. تا این‌که در سال 1374 خورشیدی بر اساس آمارهای جمعیتی که جمعیت آن بیش از 5,000 نفر برآورد شده بود و با توجه به باستانی بودن منطقه، روستای لیلان به شهر تبدیل شد. امروزه لیلان پیش‌رفت‌هایی را متحمل شده‌است و در واقع لیلان امروزی، وارث آن شهر باستانی است.

جغرافیا
شهر لیلان در ناحیه جنوب شرقی دریاچه ارومیه و در منطقه‌ای حاصل‌خیز و پر‌آب پدید آمده‌است. آب و هوای این شهر در بیش‌تر ماه‌های سال سرد است و تنها در اواخر فصل بهار و اوایل فصل تابستان از شدت سرمای آن کاسته می‌شود. رودخانه فصلی لیلان‌چای، از دامنه‌های کوه سهند سرچشمه می‌گیرد و پس از گذشتن از شهر خراجو و تعدادی روستا، از داخل شهر لیلان عبور می‌کند و سپس به دریاچه ارومیه می‌ریزد.

مردم
اکثر مردم شهر لیلان به کشاورزی و باغداری مشغولند. زبان مردم این شهر، همانند سایر نقاط منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی است. طبق آمار سال 1385 خورشیدی از مجموع 6,079 نفر جمعیت این شهر، 2,962 نفر مرد و 3,117 نفر زن هستند که در مجموع، 1,468 خانوار را تشکیل می‌دهند. هم‌چنین طبق همین آمار، 71 درصد از مردم این شهر باسواد و 29 درصد بی سواد هستند.آمار مردان و زنان شهر، نشان‌دهنده این است که به‌علت این‌که شغل اکثر مردان پیمانکاری است، در سایر نقاط کشور ساکن می‌باشند

مراغه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    149929
  • کد تلفن :
    421
  • سایت شهرداری :
    www.maraghe.com

مَراغه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مراغه است. مراغه در کنار رودخانه صوفی چای و در مشرق دریاچه ارومیه و بر دامنه جنوبی کوه سهند قرار گرفته‌است. این شهر با 149,929 نفر جمعیت و 20 کیلومتر مربع مساحت، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از کلان‌شهر تبریز است. شهر مراغه در 135 کیلومتری مرکز استان، واقع شده ‌است.

تاریخچه
اوج شهرت نام مراغه به عهد هلاکوخان می‌رسد. در دوره هلاکوخان و در زمانی که مراغه به عنوان پایتخت برگزیده شده بود با تقاضا و تشویق دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیر الدین طوسی معتبرترین مرکز علمی جهان یعنی رصدخانه مراغه در یکی از تپه‌های شمال غربی مراغه احداث گردید که قبل از ویرانی یکی از بزرگ‌ترین مراکز پژوهشی و نجومی زمان خود در جهان بود.

مردم
زبان اصلی اهالی شهر مراغه، همانند سایر ساکنان منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی می‌باشد.

آب و هوا
وجود ارتفاعات بر تغییرات آب و هوای شهر تاثیر گذاشته، آب و هوای شهر را معتدل (متمایل به‌سردی و نسبتاً نیمه مرطوب) ساخته‌است. حداکثر درجه حرارت در این شهر در روزهای گرم تابستان، 35 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن در روزهای سرد زمستانی (20-) درجه سانتی‌گراد می‌باشد.

بارندگی
بارش برف در این شهر معمولاً از دی ماه شروع و تا اواسط اسفند ماه ادامه دارد که در بعضی از سال‌ها بارش برف از آذرماه شروع و تا اواسط فروردین ماه مخصوصاً در قسمت‌های کوهستانی ادامه می‌یابد که خود بر عوامل آب هوایی منطقه موثر است.

بارش باران‌های بهاری که در اصطلاح محلی به «لیسان» مشهور است از اوایل فروردین ماه شروع شده و تا اواسط اردیبهشت ماه، ادامه می‌یابد. متوسط سالانه بارش در شهر مراغه، حدود 300 تا 1000 میلی‌متر می‌باشد و ایام یخبندان آن، حدود 114 روز در سال است. شما اگر از فراز بلندی به شهر مراغه نگاهی بیندازید. شهر را ساختمانی در قلب یک باغ خواهید دید. مراغه را بزرگترین باغ شهر ایران نیز لقب داده‌اند.

آثار باستانی
از آثار تاریخی شهر مراغه، می‌توان به‌موارد زیر اشاره کرد:
رصدخانه مراغه
گنبد سرخ
گنبد کبود
گنبد مدور
گنبد غفاریه
کلیسای هوانس
معبد مهر
مقبره اوحدی مراغه‌ای
مقبره آقالار (موزه سنگ‌نگاره‌ها)
مقبره مادرهلاکوخان
مساجد مراغه
کاروانسراها و خانه‌های قدیمی مراغه
موزه‌های مراغه
قلعه و غار قیزقلعه‌سی
گویجه قلعه
حمام صفوی
تپه‌های باستانی مراغه
یخچال مرادیان
پل مردق

موزه‌ها
موزه تخصصی ایلخانی
موزه سنگ‌نگاره‌ها
موزه تاریخ طبیعی و فسیل شناسی
موزه صحرایی فسیل‌ها

جاذبه‌های طبیعی
غار کبوتر (هامپوئیل)
دریاچه سد علویان
منطقه فسیل مراغه
کوه سهند
چشمه‌های معدنی مراغه
رودهای مراغه
دهکده توریستی
روستاها و چشم‌اندازهای طبیعی مراغه
چشمه‌های معدنی معروف اطراف شهر مراغه : شورسو، گشایش، ایستی‌بلاغ، قره‌پالچیق و ساری‌سو
موزه تخصصی نجوم ایران

مراکز آموزش عالی و تحقیقاتی
سردر دانشگاه پیام نور مراغهدانشگاه مراغه
مرکز تحقیقات نجوم و اختر فیزیک ایران
مرکز تحقیقات فسیل شناسی ایران
مرکز تحقیقات کشت دیم غرب آسیا
دانشگاه آزاد اسلامی مراغه
دانشگاه پیام نور مراغه
دانشگاه جامع علمی کاربردی مراغه
جهاد دانشگاهی مراغه
دانشکده پرستاری و مامایی مراغه

رسانه‌هامرکز صدا و سیمای مراغه
باشگاه خبرنگاران جوان مراغه
دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی
هفته‌نامه رصد
هفته‌نامه بهاریه
هفته‌نامه سیمای مراغه

مرند(اذربایجان شرقی)

مرند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مرند است. این شهر با 114,165 نفر جمعیت در سال 1385 خورشیدی، سومین شهر پرجمعیت و بزرگ استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز و مراغه محسوب می‌گردد. شهر مرند با مساحتی بیش از 20 کیلومتر مربع، در 65 کیلومتری شمال غرب تبریز، واقع شده‌است.

پیش از اسلام
یر اساس اسناد اورارتویی، سابقه شهرنشینی در مرند تا اواسط هزاره سوم قبل از میلاد می‌رسد، در حالی که در تپه‌های باستانی «گرگر»، ظروف سفالی و ابزارهایی از هزاره پنجم قبل از میلاد دیده شده‌است. هم‌چنین در تپه خاکستری (قلعه مرند) نیز آثاری از هزاره چهارم قبل از میلاد به دست آمده‌است. «ولادیمیر مینورسکی» با استفاده از نظر باستان‌شناسان، این قلعه خاکی فروریخته را از سلسله قلاع خاکی اورارتویی می‌داند.

آن‌چه از مدارک و نظرات باستان‌شناسان و مورخین به دست می‌آید، این است که شهر مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق بسیاری برخوردار بوده و به دلیل اهمیت خاصی که در ایالت آتورپاتکان داشته، همواره مورد توجه حکومت مرکزی بوده‌است. هم‌چنین در دایرة‌المعارف اسلامی آمده‌است که مرند مرکز حکومت اقوامی مهم در دوره «کلده» و «آشور» بوده‌است.

پس از اسلام
آن‌چه که از مدارک تاریخی بر می‌آید، فتح آذربایجان به دست اعراب در سال‌های 18 تا 22 هجری قمری صورت گرفته‌است، اما مورخین اسلامی از مرند برای نخستین بار در سال 160 هجری نام برده‌اند. بنا به نوشته بلاذری، مرند در هنگام فتح آذربایجان، قریه کوچکی بود که «ابوالبیعت حلبس» به آبادی آن‌جا همت گماشت و پس از او پسرش محمد در سال 200 هجری، حاکم مرند شد و برای توسعه شهر کوشش بسیار کرد. این مرد فرهنگ دوست، دلیر و شجاع بود و بنا به نوشته طبری، او شعرهایی به زبان فارسی آذری داشته که در آذربایجان معروف بوده‌است.

در روزگار قیام بابک خرمدین به سال 201 هجری، شهر مرند سال‌ها یکی از مناطق تحت نفوذ وی بوده‌است. چند سلسله مهم و محلی در این زمان بر مرند حکومت می‌رانده‌اند که از جمله آن‌ها «سالاریان»، «روادیان» و «شدادیان» را می‌توان نام برد. در اواخر قرن چهارم هجری، در کتاب‌های «حدودالعالم» و «صورة‌الارض»، از مرند به عنوان شهری آباد یاد شده‌است و ابوعبدالله مقدسی نیز مرند را شهری مستحکم نامیده و حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته‌است: «مرند شهر بزرگی است که دور بارویش 800 گام است و باغ‌های پرمیوه دارد. بالاخره شاردن، سیاح فرانسوی می‌نویسد: «مرند شهر خوبی است و دارای 2500 باب خانه و باغچه می‌باشد و بوستان‌هایش بیش‌تر از عمارت و آبادی است»‍. هم‌چنین بسیاری از مورخین اسلامی از جمله ابن حوقل بغدادی، یاقوت حموی، حمدالله مستوفی قزوینی، ابراهیم اصطخری، الفداء قزوینی، ناصر خسرو قبادیانی، ابن واضح یعقوبی، یحیی بلاذری و ابن خرداذیه، همگی در کتب خود از مرند یاد کرده و آن را توصیف کرده‌اند.

در سال 602 هجری قمری، مرند در یک یورش سهمگین توسط گرجیان به ویرانی کشیده شد و در سال 622، «سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» در مرند استقرار یافت.

در دوره ایلخانان بر رونق و آبادی مرند افزوده شد. به طوری که بنای کاروانسرای آیراندیبی و قلعه هلاکو در شمال مرند نیز از بناهای اواخر دوره ایلخانی، یعنی زمان ابوسعید بهادرخان به سال 731 است که کتیبه محراب مسجد جامع مرند نیز شاهد این مدعاست.

مرند در زمان حکومت امرای محلی قراقویونلوها، محل پیکارهای مختلفی واقع گردید. در سال 807 هجری، مرند به دست سپاهیان «میرزا ابوبکر گورکان» غارت گردید. قرایوسف در سال 809، پس از جنگ با ابوبکر در مرند، زمستان را اتراق کرد. در سال 837، شهر مرند پس از نبردی طولانی بین آق‌قویونلوها و تیموریان به دست آق قویونلوها فتح گردید. جهانشاه میرزا قرایوسف، هنگام جنگ با برادر خود -اسکندر میرزا- در مرند اقامت گزید. در دوره صفویه، هنگام جنگ بین شاه تهماسب صفوی با عثمانیان، مرند مرکز فرماندهی سپاه ایران بود. در سال 1011 هجری، شاه عباس صفوی حکومت مرند را به «جمشید سلطان دمبلی» سپرد. در سال 1014 تا 1016 در هنگام جنگ بین صفویه و عثمانیان، شاه عباس مدتی در مرند مستقر شد. در بین سال‌های 1045 و 1135 هجری، شهر مرند در جنگ‌های بین ایران و عثمانی مورد تعرض و قتل و غارت قرار گرفت. در زمان ضعف دولت صفویه و حکومت نادرشاه افشار، شهر مرند به دست حکام خاندان دنبلی اداره می‌شد. در دوره زندیه، کریم خان زند در سال 1205 هجری توانست آذربایجان، از جمله مرند را از دست حکام محلی درآورد. در دوره قاجاریه نیز حسین خان دنبلی حاکم مرند و خوی از فتحعلی شاه قاجار پذیرائی کرد. در زمان عقد معاهده ترکمانچای به سال 1243، نماینده عباس میرزا با «پاسکویچ»، فرمانده روسی در مرند ملاقات کرد. در دوره مشروطیت، سردار ملی سال‌ها در مرند با «میرزا حسین خان یکانی» و «رضاقلی سرتیپ یکانی» فرزند «زال خان» روابط نزدیک داشته‌است. از دیگر مجاهدین آزادی خواه دوره مشروطیت در مرند از اشخاص زیر می‌توان نام برد: «میرزا عیسی حکیم‌زاده»، «اسماعیل یکانی»، «نورالله یکانی»، «حبیب‌الله شاملوی مرندی»، «حاج ابراهیم ذوالفقارزاده»، محمدولی صراف»، «حاج حسین صراف»، میرزا محمود»، برادران «میرزا صابر مرندی» معروف به مکافات، صاحب روزنامه مکافات به سال 1327 هجری در خوی، «حاج جلال مرندی»، «محسن خان»، «مصطفی خان اسفندیاری»، «حاج ملاعباس واعظ قره‌آغاجی»، «حاج علی‌اکبر صدیقی»، «میرزا کریم‌زاده» و «میرزا نصیر رئیس‌السادات» و پسرش «میرزا احمد رئیس‌السادات».

جغرافیا
شهر مرند در ناحیه شمال غربی استان آذربایجان شرقی و در شمالی‌ترین منطقه ایران واقع شده‌است که از سمت شمال و جلفا، از سمت شرق به ارسباران، از سمت جنوب به تبریز و شبستر و از سمت مغرب به استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. این شهر در 45 درجه و 46 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 26 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته‌است و حدود 20 کیلومتر مربع وسعت دارد.


مردم

اهالی شهر مرند، همانند ساکنان سایر نواحی استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجه محلی خود سخن می‌گویند.

شغل اکثر مردم این شهر، کشاورزی است. کشاورزی در این منطقه ترکیبی از باغداری و کشت گندم و جو است. از محصولات مهم این شهر می‌توان به گیلاس، زردآلو، گلابی و سیب اشاره کرد.

شهر مرند نسبت به شهرهای دیگر استان، بیشتر جنبه تجارتی دارد. به‌طوری‌که بیشترین پاساژها و مراکز خرید پس از مرکز استان در این شهر قرار دارد. افزودنی است که بزرگترین بازار مدرن شمال غرب کشور در این شهر در حال ساخت می‌باشد.

جمعیت شهر مرند در سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 114,165 نفر بوده‌است که از این میان 57,151 نفر مرد و 57,014 نفر زن بوده‌اند که در قالب 29,755 خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.

این شهر جمعیت زیادی حاشیه‌نشین دارد که این جمعیت از خدمات شهری محرو‌مند. محله‌های حاشیه‌نشین شهر مرند عبارتند از: آغ زمین، باغ عراقی و باغ سرهنگ


وجه تسمیه

بطلیموس، جغرافیادان یونانی که قبل از میلاد می‌زیسته، از این شهر به نام «ماندگار» نام برده و آن را یکی از آبادترین شهرها در تاریخ می‌خواند. در روایات باستانی ارامنه آمده‌است که حضرت نوح(ع) در مرند مدفون شده و کلمه مرند از یک فعل لغت ارمنی به معنای تدفین اشتقاق یافته‌است.

ولی ارامنه امروزی را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در نخجوان فرود آمد و در این شهر نیز مدفون شد و قبر همسرش هم در مرند واقع شده ‌است.

مطابق نوشته‌های تورات، مادر حضرت نوح(ع) در مسجد بازار مرند مدفون است. برخی نیز بنای شهر مرند را به امر دختر ترسائی به نام «ماریا» می‌دانند و بنای اولیه مسجد جامع فعلی مرند را نیز، کلیسایی می‌شمارند که وی بنا کرده‌است و نام مرند را هم برگرفته از نام ماریا با اندکی تغییر می‌دانند.

قالی‌بافی
شهر مرند همانند سایر شهرهای منطقه آذربایجان، یکی از کانون‌های مهم قالی‌بافی در سطح کشور محسوب می‌شود. در شهر مرند و نیز در تمام شهرها و روستاهای حومه آن، کارگاه‌های بزرگ و کوچک بافت قالی و قالیچه، گلیم و خورجین دایر است. این صنعت به استناد منابع تاریخی، قرن‌هاست که در این منطقه رواج داشته و همواره یکی از منابع عمده درآمد مردم محسوب می‌شده‌است. قالی‌ها و قالیچه‌های نفیس بافت مرند و روستاهای حومه‌اش، نه تنها در بازارهای فرش داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز شهرت بسیار دارد و از نظر صادرات نیز اهمیت بسزایی دارد. صنعت قالی‌بافی در شهر مرند به صورت کارگاهی و در روستاها به صورت تک‌بافی، یکی از مشاغل فراگیر مردم به شمار می‌رود و محصولات آن‌ها در طرح‌ها و نقش‌های متنوع و بافت‌های گوناگون به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‌شود.

سبدبافی
از دیگر صنایع دستی شهر مرند، بافت انواع سبدها برای حمل نان و میوه از ساقه گندم است که به نوبه خود از شهرت زیادی برخوردار است.

فانوسکابافی
روستای هوجقان، یکی از مناطقی است که سال‌های سال، مردم آن‌جا در بافتن فتیله‌های چراغ، مهارت کامل داشته و تولیدات خود را به سراسر کشور عرضه می‌کردند. با گسترش نیروی برق و روشنایی الکتریسیته و رکورد فروش فتیله، مردم صنعت‌گر این روستا به بافتن «فانوسقه» یا کمربندهای نظامی و نوار کفش پرداختند و در حال حاضر، یکی از مراکز مهم تولید این محصول می‌باشد.

سفال‌گری و سرامیک‌سازی
محصولات سرامیک، در چند کارگاه شهر زنوز تولید می‌شود. استادکاران سرامیک زنوز، از نوعی خاک مرغوب (کائولن یا خاک چینی) استفاده می‌کنند و به نقاط دیگر جهت فروش، صادر می‌نمایند. علاوه بر کارگاه‌های سرامیک‌سازی، کارگاه‌های سفال‌گری نیز در بعضی از مناطق شهر مرند و روستاهای اطراف وجود دارند.

کتابخانه‌ها

در داخل شهر مرند تعدادی کتابخانه وجود دارد که «کتابخانه پارک شهر مرند»، بزرگ‌ترین کتابخانه این شهر و جزء کتابخانه‌های درجه یک کشور است که در سال 1378 خورشیدی، در محوطه پارک شهر مرند با زیربنای 1200 متر مربع، افتتاح گردیده و دارای 2 سالن مطالعه و یک مخزن کتاب و یک سالن آمفی تئاتر و اتاق اینترنت است. تعداد کتاب‌های این کتابخانه به حدود 15,000 جلد در موضوعات متنوع و تعداد اعضای آن 3,700 نفر بوده و کلیه خدمات فنی به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد و همه روزه از ساعت 7 و نیم شب، آماده ارائه خدمات می‌باشد. بیشتر مراجعین این کتابخانه را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دهند.

«کتابخانه عمومی کوثر» واقع در خیابان امام خمینی مرند، در سال 1330 با زیربنای حدود 200 متر مربع تأسیس گردیده‌است. در حال حاضر این کتابخانه دارای یک مخزن و یک سالن مطالعه به ظرفیت 120 نفر است که مجموعه کتاب‌های آن به حدود 6,500 جلد می‌رسد و تعداد اعضای آن 2,700 نفر می‌باشد. این کتابخانه مخصوص خواهران است و روزانه حدود 150 نفر مراجعه کننده دارد و همه روزه از ساعت 7 و نیم صبح لغایت 8 و نیم شب، آماده ارائه خدمات به مراجعین می‌باشد. کلیه خدمات فنی این کتابخانه به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد.

اماکن تاریخی و دیدنی
از اماکن تاریخی و باستانی این شهر می‌توان به قلعه مانداگارانا، مسجد جامع مرند، تپه سیوان و بازار کوزه‌چیلر اشاره کرد. در تپه سیوان، یک ته‌ستون ترکان اورارتو و سفالینه‌های ترکان پارتی یافته شده‌است.پیوند مرده

از مناطق بسیار زیبا و تفریحی مرند نیز می‌توان به گردنه پیام، روستاهای ملایوسف و کندلج در 5 کیلومتری شمال مرند و چشمه باش کهریز و قنات بزرگ و بسیار معروف بَی گوزی (=چشمه داماد) در شمال روستای دیزج‌ علیا که از دل کوه میشو بیرون می‌آید اشاره کرد.

آب و هوا
از آن‌جایی که مرند در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده‌است، از آب و هوایی هر چند سرد و خشک، ولی نسبتاً مساعد برای کشاورزی بهره‌مند گشته‌است. از اوایل پائیز، تمام مناطق کوهستانی اطراف این شهر را برف سنگینی فرا می‌گیرد که تا اواخر بهار در قلل کوه‌ها باقی می‌ماند.

کارخانجات
در سال‌های اخیر با توجه به پیشرفت‌هایی که شهر مرند داشته‌است، کارخانجات مختلفی در اطراف این شهر احداث شده‌اند که از این میان، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:کاشی تبریزکف
خاک‌چینی
آناکنسرو
آبمیوه تکدانه
پارس پروفیل
رب سانیا
پلاستوفوم فخر مرند

ملکان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    24680
  • کد تلفن :
    422

مَلِکان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان ملکان است. این شهر با 23,989 نفر جمعیت در سال 1385 ، به عنوان دوازدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. نام قدیم شهر ملکان، «ملک کندی» بوده است که پس از تبدیل آن به شهر، به نام کنونی تغییر نام داد. این شهر در 41 کیلومتری مراغه، 143 کیلومتری تبریز و 658 کیلومتری تهران واقع شده است.

محصولات
شهر ملکان به دلیل آب و هوای خوش و زمین حاصل خیز، محصولات کشاورزی و باغی فراوانی دارد. از جمله آن ها می‌توان به میوه، غلات و خشکبار اشاره نمود. مهم ترین محصول تولیدی در شهر ملکان، انگور است که به کشورهای خارجی نیز صادر می‌شود

ممقان(اذربایجان شرقی)

ممقان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش ممقان شهرستان آذرشهر واقع شده‌است. جمعیت این شهر در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 12576نفر بوده‌است که از این جهت بیستمین شهر پرجمعیت استان محسوب می‌گردد. تاریخ بنیاد ممقان دقیقاً معلوم نیست؛ ولی قدمت زاویه «باباجابر» -که قدیمی‌ترین اثر تاریخی این شهر محسوب می‌گردد- به سده هفتم هجری می‌رسد. از آثار تاریخی ممقان می‌توان به «آرامگاه پیرحیران»، «مسجد حاجی‌یعقوب» و «بیجووور» اشاره کرد. «آشاقی کوچه»، «امشج»، «یوخاری محله» و «مزیدلو» از مهم‌ترین محله‌های این شهر به‌شمار می‌روند.

مردم
هم‌اکنون بیش‌ترِ مردم ممقان به کشاورزی، دامداری و پخت و فراوری نخود مشغول هستند و جو، خربزه، زردآلو، گندم، نخودچی و هندوانه از عمده‌ترین محصولات کشاورزی این شهر محسوب می‌شوند. همچنین «سوزن‌دوزی»، «جاروبافی» و «قالی‌بافی» نیز از مهم‌ترین صنایع دستی این شهر به‌شمار می‌روند. از جمله مشاهیر شهر ممقان می‌توان به «شیخ محمدحسن ممقانی»، «ملایوسف ممقانی» و «آیت‌الله ممقانی» اشاره کرد.

اماکن مهم
از اماکن مهم این شهر می‌توان به «ایران‌خودرو آذربایجان»، «پارک بزرگ ایرینجی»، «دانشکده فنی سما»، «دانشگاه آزاد اسلامی ممقان»، «دانشگاه پیام نور ممقان»، «دانشگاه تربیت معلم آذربایجان»، «دانشگاه جامع علمی-کاربردی ممقان»، «شهرک صنعتی شهید سلیمی»، «فولادسرام»، «مادخودرو» و «معدن دیاتومیت» اشاره کرد.

وجه تسمیه
نقل قول‌های مختلفی درباره وجه تسمیه ممقان ذکر شده‌است؛ از جمله این‌که نام واقعی این شهر «مامقان» و به‌معنای «شهر مادر قازان‌خان» بوده‌است و بعدها به «ممقان» تغییر یافته‌است. عده‌ای نیز بر این عقیده‌اند که نام واقعی ممقان «مامغان» و به‌معنای «شهر مغان» بوده‌است. نقل قول دیگری که معقول‌تر به‌نظر می‌رسد، حاکی از آن است که نام شهر در گذشته «مامگان» بوده‌است و پس از یورش اعراب به «مامقان» و بعدها به «ممقان تغییر پیدا کرده‌است.

مهربان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    6258
  • کد تلفن :
    432

مِهرَبان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مهربان شهرستان سراب واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش مهربان است. برپایه آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، شهر مهربان با جمعیتی بالغ بر 6,000 نفر، دومین شهر شهرستان سراب و سی و سومین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.این شهر در سال 1341 خورشیدی از روستا به شهر تبدیل شده‌است، ولی با این وجود امروزه به‌عنوان یکی از شهرهای کوچک و کم‌جمعیت ایران به‌شمار می‌رود. مهربان در 30 کیلومتری غرب سراب، 100 کیلومتری شرق تبریز و 600 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.

مردم
اهالی شهر مهربان به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. برپایه سرشماری سال 1385 خورشیدی، از مجموع 6,000 نفر جمعیت این شهر، 3,013 نفر مرد و 2,987 نفر زن بوده‌اند. شمار خانوارهای این شهر نیز 1,542 خانوار بوده‌است. برپایه همین آمار از مجموع کل جمعیت شهر مهربان، 4,275 نفر باسواد و 1,168 نفر بی‌سواد هستند. به‌عبارت دیگر بیش از 70 درصد از مردم این شهر باسوادند.

شغل قسمت عمده‌ای از اهالی شهر مهربان کشاورزی و دامداری است. البته قالی‌بافی نیز در بین گروهی از اهالی (به‌خصوص بانوان) رایج است؛ به‌طوری که قالی مهربان در سطح منطقبرپایه آذربایجان شهرت فراوانی پیدا کرده‌است و در بازارهای تبریز با قیمت بسیار بالایی به فروش می‌رسد.

مکانهای دیدنی
امامزاده حاج‌علمدار
برج ایل‌باغی
مسجد اسنق
مسجد جمال‌آباد

میانه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    89796
  • کد تلفن :
    423
  • سایت شهرداری :
    www.miyaneh.ir

میانه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان میانه می‌باشد. این شهر با 87,385 نفر جمعیت در سال 1385 خورشیدی، به‌عنوان چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز، مراغه و مرند محسوب می‌شود.ارتفاع شهر میانه از سطح دریا 1,100 متر است. نام قدیم این شهر میانج بوده‌است و امروزه به‌عنوان «دروازه آذربایجان» شناخته می‌شود.

از محصولات کشاورزی شهر میانه می‌توان به گوجه فرنگی و خیار اشاره نمود که در شهرهای مختلف ایران توزیع می‌شود. مهم‌تر از همه برنج این شهر است که به‌خصوص در میان ساکنین آذربایجان شهرت فراوانی دارد.

از آثار باستانی میانه می‌توان به «مسجد سنگی ترک»، «پل دختر»، «قلعه دختر»، «شهر سوخته کاغذکنان»، «کاروانسرای جمال‌آباد» و «بقعه امامزاده اسماعیل» اشاره کرد.

پیشینه
پیشینه و سابقه تاریخی شهر میانه به ده‌ها سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد و بعضی نوشته‌ها سابقه تاریخی میانه را تا 720 سال پیش از میلاد نیز نقل می‌کنند. وجود کتیبه‌های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین در شهر میانه، قدمت تاریخی آن را به دوره‌های پیش از تشکیل دولت ماد می‌رساند. در پی حفاری‌هایی که در سال 1352 شمسی در یکی از قریه‌های اطراف میانه به‌نام آرموداق انجام گرفت یک مجسمه سفالین مربوط به دوره ساسانیان کشف شد. این تندیس توسط رئیس اداره باستان‌شناسی وقت به موزه باستان‌شناسی تبریز منتقل گردید.

در کتاب‌های تاریخی و سفرنامه‌های جهانگردان نام این شهر را میانج (که گویا میانه عربی شده آن است) ثبت کرده‌اند چون این شهر به نوشته برخی، پیش از میلاد مسیح در خط مرزی دو سرزمین ماد و پارت قرار گرفته بود.دکتر معین در فرهنگ خود این گونه می‌نویسد: «میانه یکی از شهرهای قدیمی است و نام آن به‌واسطه واقع شدن در میانه راه زنجان و تبریز است» و در زیر عنوان «میانج» نیز به همین شهر و دهی در «دهستان انگوران» استان زنجان اشاره می‌کند. با این حال شهر میانه در قرن‌های هفتم و هشتم هجری علاوه بر میانج نام دیگری چون «گرمرود» داشته و در برخی از کتاب‌های آن زمان برای شناسایی آن از هر دو نام (گرمرود و میانه) استفاده شده‌است

نظرکهریزی(اذربایجان شرقی)

نظر کهریزی از شهرهای ایران در استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش نظرکهریزی شهرستان هشترود قرار دارد.
جمعیت این شهر در سال 1385، برابر با 1,887 نفر بوده است
این شهر در سال 1383 با ارتقاء روستای نظر کهریزی به شهر، تأسیس شده‌است

 

وایقان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4091
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.vaighan.ir

وایْقان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر است.شهر وایقان در 3 کیلومتری جنوب شرقی شهر شبستر واقع شده‌است. جمعیت آن بالغ بر 5 هزار نفر ودر فصل کاری (خرداد-تیر-مرداد-شهریور) حدود 4500 نفر جمعیت شناور به آن اضافه می‌شود. کار و فعالیت اکثریت مردم وایقان، آجرپزی بوده و اکثر خانواده‌ها دارای کوره آجرپزی هستند و برخی نیز به کشاورزی و دامپروری مشغول می‌باشند

ورزقان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4088
  • کد تلفن :
    427
  • سایت شهرداری :
    www.varzeghan.ir

وَرْزَقان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان ورزقان واقع شده‌است و مرکز این شهرستان می‌باشد. جمعیت این شهر برپایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 3,549 نفر بوده‌است که از این جهت چهل و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.شهر ورزقان در 40 کیلومتری غرب اهر و 78 کیلومتری شمال تبریز واقع شده‌است. از مشاهیر این شهر می‌توان به ستارخان (سردار ملی) و باقرخان (سالار ملی) اشاره کرد.

وجه تسمیه
واژه «ورزقان» با شکل قدیمی‌تر «ورزگان» نامی فارسی و به معنای «محل برزگری» است. گمان‌های عامیانه کوشیده‌است واژة? «قان» ترکی به معنی خون را در بخش دوم آن ببیند و آن را برپایه حدس به جنگ‌هایی در زمان اورارتوها نسبت بدهد.

مردم
اهالی ورزقان از نژاد ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. لهجه ورزقانی‌ها قره‌داغی می‌باشد که تفاوت‌های اندکی با لهجه تبریز دارد.

شغل اکثر اهالی شهر ورزقان کشاورزی و دامداری می‌باشد؛ همچنین عده‌ای در مراکز دولتی مستقر در این شهر مشغول به‌کار هستند.

جمعیت شهر ورزقان در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 3,549 نفر بوده‌است که از این میان 1,776 نفر مرد و 1,773 نفر زن بوده‌اند؛ همچنین شمار خانوارهای این شهر 930 خانوار بوده‌است.

برپایه سرشماری سال 1385 خورشیدی، از مجموع 3,549 نفر جمعیت شهر ورزقان، 2,678 نفر باسواد و 449 نفر بی‌سواد بوده‌اند

هادیشهر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    28555
  • کد تلفن :
    492

هادی‌شهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان جلفا واقع شده‌است. جمعیت این شهر در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 27,842 نفر بوده‌است که از این جهت نهمین شهر پرجمعیت استان محسوب می‌شود.شهر هادی‌شهر از اتصال دو شهر «گرگر» و «علمدار» تشکیل یافته‌است.

هریس(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    10057
  • کد تلفن :
    432

هِریس یکی از شهرهای کوچک و باستانی استان آذربایجان شرقی و همچنین مرکز شهرستان هریس است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 9,513 نفر، پرجمعیت‌ترین شهر شهرستان هریس و بیست و دومین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.جمعیت شهر هریس در طی سال‌های گذشته، ثابت باقی مانده‌است که به‌دلیل مهاجرت مردم این شهر به شهرهای بزرگ‌تری نظیر تبریز و تهران بوده‌است. این شهر در 82 کیلومتری اهر و 65 کیلومتری تبریز واقع شده‌است.

نام هریس در وقف‌نامه ربع رشیدی، در زمان حکومت غازان خان مغول، قید شده‌است که این امر از قدمت تاریخی این شهر در گذشته‌های دور حکایت می‌کند.

فرهنگ
هریس مهد هنر و دانش در اعصار گذشته بوده‌است.فرش هریس با تاریخی چند هزار ساله و شهرتی جهانی جلوه خاصی به‌نام هریس بخشیده ‌است.

از سوغات شهر هریس می توان فطیر سنتی وقالیچه کوچک (پشتی)و ماست گاو میش نام برد.

آثار باستانی
از جمله نقاط باستانی شهرستان هریس می‌توان به‌ این مناطق اشاره نمود: بقعه شیخ اسحق در روستای خانقاه، حوضلی‌قلعه در روستای اسماعیل کندی که بزرگترین بنای ارکی آذربایجان به حساب می‌آید، آی‌قلعه‌سی در شیران که مربوط به عصر حجر و زمان اورارتوها می‌باشد، بقعه آرمیای پیغمبر در روستای شهرک، گورستان تاریخی هیق، و گورستان‌های خانقاه، مینق و نمرور، آرامگاه خواجه محمد خوشنام، برج خشتی چنار و ... . اما نقاط طبیعی شهرستان عبارتند از: آب معدنی اکوزداغی، دربند هرزه ورز و چشمه آب معدنی آن، آبشار شیرلان و طبیعت بکر آن، آبشار اسماعیل کندی، آبشار بلند و زیبای دربند گوراوان، کوه ساپلاغ، چشمه سوقالخان و ... .

هشترود(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    19655
  • کد تلفن :
    424

هشترود (سراسکند) یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان هشترود است. این شهر در بین مختصات جغرافیایی 36 درجه و 45 دقیقه و 37 درجه و 24 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 25 دقیقه و 47 درجه و 24 دقیقه طول شرقی واقع شده و به‌طور متوسط 1150 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. هشترود در 101 کیلومتری غرب میانه و 134 کیلومتری جنوب شرق تبریز واقع شده و مساحت آن 6,24 کیلومتر مربع می‌باشد.

جمعیت این شهر برپایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 18,413 نفر برآورد شده‌است که از این جهت، سیزدهمین شهر آذربایجان شرقی محسوب می‌شود. برطبق همین آمار، از مجموع جمعیت شهر هشترود 9,337 نفر مرد و 9,081 نفر زن بوده‌اند؛ همچنین شمار خانوارهای این شهر 4,493 خانوار بوده‌است.

هشترود به وسیله چند رودخانه فرعی سیراب می‌شود. در این میان، رودخانه قرانقوچای که از پیرامون این شهر می‌گذرد، بزرگ‌ترین رودخانه منطقه بوده و یکی از شاخه‌های سفیدرود محسوب می‌شود. همچنین در هشترود و اطراف آن، چندین چشمه آبگرم معدنی وجود دارد.

کوه‌های هشترود که در امتداد کوهستان سهند کشیده شده‌اند، در سمت غربی این شهر قرار گرفته‌اند؛ از میان این کوه‌ها، ارتفاع پنج کوه بیش از 2000 متر بوده و بلندترین آن‌ها «آق‌داغ» با 2950 متر ارتفاع است. در لایه‌های مختلف این کوه‌ها ذخایر معدنی متعددی نظیر آهک، آهن، گچ و نمک یافت می‌شوند.

آب و هوای هشترود کوهستانی بوده و میانگین سردترین دمای آن 3- درجه سانتی‌گراد و مربوط به ماه ژانویه و میانگین گرم‌ترین دمای آن 34+ درجه سانتی‌گراد و مربوط به ماه اوت است. همچنین متوسط بارندگی سالیانه در این شهر بین 300 تا 500 میلی‌متر متغیر است.

برپایه اولین تقسیمات کشوری در ایران، هشترود از شهرهای تابعه شهرستان مراغه به‌شمار می‌رفت؛ در سال 1948 از این شهرستان جدا شده و به شهرستان تبریز پیوست؛ سرانجام در سال 1960 مستقل شد و به‌عنوان یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی شناخته‌شد.

عموم ساکنان هشترود به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و غالب آن‌ها پیرو مذهب شیعه دوازده‌امامی هستند. از محصولات تولیدی این شهر می‌توان به حبوبات، عسل، غلات، کره، میوه‌جات، علوفه و محصولات حیوانی اشاره کرد.

صنعت در هشترود ضعیف بوده و درآمد حاصل از آن بسیار ناچیز است و از این شهر از این نظر یکی از عقب‌مانده‌ترین شهرهای استان محسوب می‌شود؛ با این وجود، قالی‌بافی در هشترود و روستاهای تابعه آن بسیار پررونق است

هوراند(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4142
  • کد تلفن :
    427

هوراند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش هوراند شهرستان اهر واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش هوراند است.
جمعیت شهر هوراند در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 3,876 نفر بوده‌است که از این تعداد، 1,946 نفر مرد و 1,930 نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین تعداد خانوارهای این شهر، 907 خانوار بوده‌است.
قلعه پشتاب از آثار تاریخی روستای پشتاب، در نزدیکی هوراند است.

وجه تسمیه
واژه «هوراند»، از واژه فارسی «اهوراوند» ساخته شده‌است که در طول هزاران سال به هوراند تبدیل شده‌است. گفته می‌شود که معنی واژه اهوراوند، خدای زیبایی‌ها است که شاید به‌دلیل زیبایی کم‌نظیر این شهر، به این نام خوانده شده‌است

یامچی(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    9320
  • کد تلفن :
    492

یامچی یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر مرکز بخش یامچی شهرستان مرند است.
یامچی واژه‌ای مغولی به معنای چاپارخانه است

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

 

مهردشت(یزد)

 جمعیت :

  • 7207
  • کد تلفن :
    352

 مِهردَشت یکی از شهرهای استان یزد ایران است. این شهر در بخش بهمن شهرستان ابرکوه واقع شده است.شهر مهردشت از تجمیع سه روستای مهرآباد، اِردی و نصرت‌آباد تشکیل شده است. هر کدام از این هسته‌ها خود از محلات مختلف تشکیل شده است. شهر مهردشت در نزدیکی کویر ابرکوه قرار گرفته است.
محله‌ها
اردی:
دروازه ، دوازده امام ، رحمت آباد ، قلعه بی بی . شهرک
مهرآباد:
درب قلعه ، ناد علیا ، باغ دشتی ، باغ رضی ، صدرآباد ، محله بالا ، حاجی آباد ، حسینیه ، دَم امام زاده ، محله پایین ، شیخ حسینی و حاج فصی
نصرت‌آباد:
درب قلعه ، قلعه نو و پشت قلعه

مهریز(یزد)

مهریز یکی از شهرهای استان یزد در ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان مهریز واقع است.این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیتی برابر با ۲۶٬۳۶۴ نفر بوده‌است.
وجه تسمیه
مهریز از نام مهرنگار دختران انوشیروان گرفته شده‌است.
سوغات
انار
پسته
قالی
دانشمندان
سید رضا حسینی نسب، ۱۳۳۹ شمسی،

ملا محمد حسین مهریزی، قرن سیزدهم هجری

میبد(یزد)

  • جمعیت :
    58872
  • کد تلفن :
    352

پیشینه
این شهر دارای پیشینه‌ای چندین هزار ساله است. این شهر دومین مرکز شهری و تجاری استان یزد محسوب می‌شود و به واسطه بافت تاریخی ارزشمند خود تمام شهر در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده. لازم به ذکر است شهرک جهان آباد نیز از عمده ترین مراکز صنعتی این شهر می‌باشدواین شهرستان با تولید نیمی از کاشی وسرامیک کشور قطب این محصول محسوب می‌شود. میبد یکی ازکانون‌های اولیه یکجانشینی درایران است که درواحه پهناوریزد واقع شده‌است. روزگاری درکناردریای ساوه قرار داشته‌است که از ساوه تا حاجی آباد نمک کشیده شده بود و ساکنان آن ازطریق این دریاچه رفت و آمد می‌کردند.(تاریخ یزد، جعفری) با توجه به پیداشدن سکه ضرب میبد دردوره ساسانی مشخص می‌شود که میبد دراواخردوره ساسانی شهری معتبر و با اهمیت بوده‌است زیرا ازیکصدو یازده شهری که در ایران قبل از اسلام شناسایی شده ازتعداد معدودی ازآنها شرایط ضرب سکه و یا اجازه آن را داشته‌اند.(شهرهای ایران، پیکولوسکایا) دلایل متعددی را می‌توان نام برد که میبد و به ویژه نارین قلعه آن بیش ازمناطق دیگریزد، مسکون شده و اولین نقطه یکجانشینی دراین ناحیه بوده‌است. جعفری، اولین مورخ یزدی قرن هشتم درمورد بنای نارین قلعه حکایت اسطوره‌ای و افسانه‌ای عنوان می‌نمایند که نشانگر آن است که حتی درآن زمان هم عامه و خاص ازدیرینه بودن این مکان مطلع بوده‌اند. وی می‌گوید که سلیمان نبی نارین قلعه را برای اختفای دفینه وگنج خود ایجاد نمود.نقش نگاره‌ای که اخیراً درهمین مکان برروی تکه سفال پیدا شده‌است نشانگرواقعیت‌های بسیاری است. نقش نیمه انسان – نیمه حیوان حک شده براین سفال مربوط به نوع اعتقادات مذهبی مردم این ناحیه بوده که شبیه همان نقش نگارهایی است که درتمدن هزاره سوم پیش ازمیلاد عیلامی‌ها می‌باشد.(تاریخ عیلام، شیرین بیانی) نارین قلعه میبد درقرون اولیه اسلامی هم ازعظمت و اهمیت زیادی برخورداربوده ازقلاع غیرقابل نفوذ برای دشمنان بوده‌است.
در مورد نام میبد سه نظر وجود دارد: ۱- در روزگارانی که میبد شهری بندری و مهم و دارای تاکستانهای بسیار وسیعی بوده‌است انگور این تاکستان‏ها به جاهای دیگر صادر می‏شده و لذا آن را صاحب می‌(می‌+ بد) نامیده‏اند. ۲-می بد همان تغییر یافته «موبد» در دین زرتشت می‏باشد. ۳-یزدگرد سوم دارای سه سردار نامدار به نامهای میبدار، بیدار و عقدار بوده که هر کدام به آبادانی میبد، بیده و عقدا کوشیده ‏اند. درتاریخ محلی یزد شهرساسانی میبد به عهد چند تن ازشاهان این خاندان ازجمله یزدگرد، قباد و انوشیروان نسبت داده‌اند و به نام یکی ازسرداران و یا فرزندان شاه می‌خوانند از جمله آنکه یکی ازسرهنگ‌های یزدگرد را بانی شهردانسته‌اند اما احمد کاتب روایتی دارد که بنای مدینه میبد به عهد پادشاهی قباد نسبت داده‌است. بنای مدینه میبد به واسطه شاه موبد شد و چون شاه موبد مدینه میبد تمام کرد او را «موبدگرد» نام نهاد و به مرور ایام (گرد) را محذوف کردند و موبد را میبد گفتند. به طورکلی نام میبد (میبذ) به نوبه خود مهرو نشانی ازدوره ساسانی است، به روایتی دیگر به دلیل مساعد بودن آب و هوای این شهر یکی از سرهنگان یزدگرد همان مهبود ازسپهبدان نامدار عهد قباد و انوشیروان در این شهرسکنی گزیده و نام این شهر درگذر زمان بعد از دگرگونی میبد تغییریافته‌است.البته دیدگاه دیگری بر این باور است که این سرهنگ لقب میبدار را به واسطه فرماندهی این ناحیه بدست اورده‌است نه اینکه میبد بواسطه این سرهنگ. متاسفانه بعلت ندانم کاریها و کوته بینی‌های مقامات شهری، بالاخص شهرداری، عدم درک ارزش آثار باستانی و سلطه نوعی تفکر وهابی گری که در مقابل اماکن مذهبی بقیه آثار قدیمی را بر نمی‌تابد بافت تاریخی شهر که یادگار ایران باستان بوده بطرز فاجعه باری صدمات فراوانی دیده‌است که غیر قابل جبران می‌باشد. سیاستهای ابلهانه تعریض کوچه‌ها، تخریب قلعه و استفاده از زمین آن برای بنیاد مدرسه، احداث خیابان در مرکز محلات، ثبت آثار تاریخی بعنوان املاک فردی و آنگاه تخریب آنها توسط جمعی فرصت طلب و سودپرست و عدم ممانعت از آن توسط ادارات و مقامات فاسد محلی میبد را اکنون بصورت ده-شهری در آورده‌است که اکثر یادگارهای تاریخی آن قربانی شده‌اند.

میبد و صنعت

اساس اقتصاد شهر میبد بر صنعت استوار است. مهمترین صنایع میبد عبارتند از سفالگری، کاشی و سرامیک و ذوب آهن. کارخانه ‏های متعدد کاشی و سرامیک سازی، میبد را به قطب صنعت کاشی و سرامیک ایران تبدیل کرده‌است. هم اکنون بیش از یک چهارم کاشی ایران در میبد تولید می‏شود. سفالگری پیشه دیرینه مردمان این دیار بوده‌است و امروزه نیز سفال میبد به سرتاسر دنیا صادر می‏شود. به طور کلی رونق صنعت سفالگری و کاشی و سرامیک در میبد را باید در چهارچوب پیوند صنعت و سنت ارزیابی کرد. بزرگترین مرکز پرورش بلدرچین کشور که رتبه دوم خاورمیانه را نیز دارا می‌باشد در شهرستان میبد واقع است.

آموزش عالی
میبدیان تقریبا هر ساله از نظر ضریب پذیرش در کنکور سراسری دانشگاه‏ها رتبه اول کشور را احراز کرده‏اند. آمار، رقم پذیرش ۵/۱۶ درصد را به ما نشان می‌دهد. میبد دارای چندین واحد آموزش عالی می‌باشد که نزدیک به ۹۰۰۰ دانشجو در آنها مشغول به تحصیل می‏باشند.

جغرافیا و اقلیم شهرستان میبد
مخوف‌ترین کویرهای جهان در داخل لگن بزرگ و بسته فلات ایران واقع شده‌اند، که دشت رسوبی و پر دامنه یزد، یکی از حوضه‌های شاخص جغرافیایی آن است. گستره این دشت از دامنه‌های شیرکوه در جنوب آغاز می‌شود و با شیب ملایمی تا کویر سیاه‌کوه در شمال، در مسافتی بیش از یکصد کیلومتر ادامه می‌یابد. شهر میبد در بخش میانی این دشت واقع است. به طور کلی رشته کوههایی که دور تا دور فلات مرکزی را در برگرفته‌است سبب شده که دامنه‌های خارجی فلات، از رطوبت بیشتری برخوردار بوده و دامنه‌های داخلی آن خشک باشد. بنابراین کمبود نزولات جوی و آفتاب داغ آسمان صاف ایران، زندگی تب‌آلودی را در حاشیه کویر به وجود آورده‌است. میبد در ۵۴ درجه و ۲ دقیقه و ۱۰ ثانیه طول جغرافیایی و ۳۲ درجه و ۱۴ دقیقه و ۴ ثانیه عرض جغرافیایی واقع بوده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۲۳۴ متر می‌باشد. شهر میبد در شمال غرب شهر یزد، کنار جاده تهران - بندرعباس و راه‌آهن تهران - کرمان و در حاشیه کویر مرکزی ایران قرار دارد. اراضی خاوری آن دشت و هموار است و از سوی غرب به کوهپایه و ارتفاعات جنوبی عقدا منتهی می‌گردد. شهرهای یزد، صدوق و اردکان به ترتیب همسایگان جنوب شرق، جنوب و شمال این شهرستان هستند. مساحت کل شهر میبد بر اساس طرح هادی، ۵/۱۹ کیلومتر مربع (۱۹۵۲هکتار) می‌باشد که از این اراضی بخش‌های کشاورزی و باغات ۲۸۲ هکتار، اراضی مسکونی ۲۶۲ هکتار، موات و بایر ۴۵۲ هکتار است. بررسی میبد و نحوه استقرار آن نشان می‌دهد که توپوگرافی، آبهای تحت‌الارضی و استخراج آب (قنات) در شکل‌گیری شهر نقش مهمی داشته‌است. میبد در کنار مسیل رودخانه‌های قدیمی و در جوار راه قدیمی ری – کرمان به صورت مجتمع‌های زیستی اولیه شکل گرفته‌است. این شهر بر روی شیب طبیعی که از جنوب به شمال بوده قرار دارد. این شیب به صورتی است که روستای رکن‌آباد در جنوب شهر حدود ۲۰ متر بلندتر از روستای عشرت‌آباد در شمال شهر است.

وضعیت اجتماعی شهرستان میبد
این شهرستان به لحاظ تراکم نسبی جمعیت، بعد از یزد قرار دارد. در حال حاضر جمعیت این شهرستان بالغ بر ۶۲۲۸۶ هزار نفر است. شهرستان میبد بر پایه تقسیمات کشوری که توسط دفتر تقسیمات کشوری وزارت کشور انجام گرفته شامل یک بخش مرکزی شهر میبد و دو دهستان: بفروئیه و شهیدیه و ۹۷ آبادی است. کشاورزی میبد رونق دارد و از دیرباز کشاورزی از کارهای مهم آن بوده‌است و هنوز بخش بزرگی از زمین‌های پیرامون شهر در محله‌ها به کشت یا به باغ انار اختصاص دارند. در زمین‌های خارج از محدودهٔ شهری نیز کشت گندم، صیفی، یونجه، پسته، پنبه و دیگر فرآورده‌های کشاورزی رواج دارد. در گذشته کشت‌زارهای پنبه در این ناحیه زیاد بوده‌است، ولی امروزه به دلیل کمی درآمد اقتصادی آن و کم شدن آب میبد جای خود را به باغ‌های انار و... داده‌است. مهمترین نقاط دامپروری میبد، آبادی‌های کوهپایه‌ای باختر و روستای حسن آباد است. همچنین شماری مرغداری نیز در میبد وجو دارد که علاوه بر تأمین نیاز ناحیه به دیگر نقاط نیز مرغ صادر می‌شود. صنایع دستی مردم این دیار زیلوبافی، سرامیک‌سازی، سفال‌سازی، کرباس‌بافی، فرش‌بافی و موتابی است که از گذشته دور در این ناحیه رواج داشته‌است. همه ساله زیلوهای بافت میبد و فرآورده‌های سرامیک‌سازی آن به دیگر شهرهای استان یزد و سایر نقاط ایران صادر می‌شود. دانشگاه آزاد میبد با بیش از ۴۰۰۰ دانشجو در رشته‌های کارشناسی سرامیک، عمران، حقوق، مترجمی زبان انگلیسی، زراعت، مرتع و آبخیز داری، کامپیوتر و... فعالیت دارد. میبد یکی ازکانون‌های اولیه یکجانشینی درایران است که درواحه پهناوریزد واقع شده‌است.روزگاری درکناردریای ساوه قرار داشته‌است که از ساوه تا حاجی آباد نمک کشیده شده بود و ساکنان آن ازطریق این دریاچه رفت و آمد می‌کردند.(تاریخ یزد، جعفری) با توجه به پیداشدن سکه ضرب میبد دردوره ساسانی مشخص می‌شود که میبد دراواخردوره ساسانی شهری معتبر و با اهمیت بوده‌است زیرا ازیکصدو یازده شهری که در ایران قبل از اسلام شناسایی شده ازتعداد معدودی ازآنها شرایط ضرب سکه و یا اجازه آن را داشته‌اند. دلایل متعددی را می‌توان نام برد که میبد و به ویژه نارین قلعه آن بیش ازمناطق دیگریزد، مسکون شده و اولین نقطه یکجانشینی دراین ناحیه بوده‌است. جعفری، اولین مورخ یزدی قرن هشتم درمورد بنای نارین قلعه حکایت اسطوره‌ای و افسانه‌ای عنوان می‌نمایند که نشانگر آن است که حتی درآن زمان هم عامه و خاص ازدیرینه بودن این مکان مطلع بوده‌اند. وی می‌گوید که سلیمان نبی نارین قلعه را برای اختفای دفینه وگنج خود ایجاد نمود.نقش نگاره‌ای که اخیراً درهمین مکان برروی تکه سفال پیدا شده‌است نشانگرواقعیت‌های بسیاری است. نقش نیمه انسان – نیمه حیوان حک شده براین سفال مربوط به نوع اعتقادات مذهبی مردم این ناحیه بوده که شبیه همان نقش نگارهایی است که درتمدن هزاره سوم پیش ازمیلاد عیلامی‌ها می‌باشد.(تاریخ عیلام، شیرین بیانی) نارین قلعه میبد درقرون اولیه اسلامی هم ازعظمت و اهمیت زیادی برخورداربوده ازقلاع غیرقابل نفوذ برای دشمنان بوده‌است. شخصیت‌های میبد: اندیشمندان، ادیبان، سیاست‌مداران و روحانیون بزرگی از این شهر برخاسته‌اند. ازجمله:ابوالفضل رشیدالدین میبدی صاحب تفسیر ارزشمند «کشف الاسرار» در قرن ششم هجری، قاضی میرحسین میبدی، خطیرالملک وزیر دربار سلجوقیان، آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری میبدی بنیانگذار حوزه علمیه قم و استاد امام خمینی، دکتر آیت الله مرتضی حایری و آیت الله مهدی حایری(فرزندان حاج شیخ عبدالکریم)، ایت الله حاج شیخ علی حایری بارجینی، حسین مکی، سرلشکر دکتر فیروزابادی وامامی میبدی... را می‌توان نام برد. متاسفانه بعلت ندانم کاریها و کوته بینی‌های مقامات شهری، بالاخص شهرداری، عدم درک ارزش آثار باستانی و سلطه نوعی تفکر وهابی گری که در مقابل اماکن مذهبی بقیه آثار قدیمی را بر نمی‌تابد بافت تاریخی شهر که یادگار ایران باستان بوده بطرز فاجعه باری صدمات فراوانی دیده‌است که غیر قابل جبران می‌باشد. سیاستهای ابلهانه تعریض کوچه‌ها، تخریب قلعه و استفاده از زمین آن برای بنیاد مدرسه، احداث خیابان در مرکز محلات، ثبت آثار تاریخی بعنوان املاک فردی و آنگاه تخریب آنها توسط جمعی فرصت طلب و سودپرست و عدم ممانعت از آن توسط ادارات و مقامات فاسد محلی میبد را اکنون بصورت ده-شهری در آورده‌است که اکثر یادگارهای تاریخی آن قربانی شده‌اند.

سوابق و پیشینه تاریخی میبد
بر اساس شواهد موجود و یافته‌های بررسی‌ها، بنیاد اولیه شهر میبد متعلق به ادوار کهن تاریخ ایران است. بر اساس یک افسانه، میبد در روزگار «کیومرث» بنیانگذاری شد و نخستین ساکنان این سرزمین یعنی اهالی فیروزآباد، مهرجرد، بیده، میبد و بارجین در دهانه رودخانه‌های قدیمی میبد یا به فاصله‌ای نزدیک از مصب آن‌ها استقرار یافته و از راه آب و دریا به این سرزمین پا گذاشتند. به دلیل آنکه‌ امکان تأمین نیازهای اولیه از جویبارهای دائمی یا فصلی بستر این رودخانه میسر بود. ولی پس از تغییرات اقلیمی و کاهش آب‌های سطحی منطقه، اهالی آن به فنون‌ آب‌یابی و کاریزکنی دست یافتند. «میبد» یکی از نمونه‌های نادر شهرهای باستانی ایران به شمار می‌رود، هرچند که بافت سنتی آن گزندهای فراوان دیده‌است، امّا هنوز بسیاری از پدیده‌ها و عناصر شهری قدیم، مانند راه‌های باستانی، بناها و تشکیلات وابسته به آن، کهن‌دژ، شارستان، بیرونه‌ها و آثار گسترش شهری و بازمانده بناهای کهن را می‌توان در آن تشخیص داد. کهن‌ترین سند هویت تاریخی و آغاز شهرسازی در سرزمین یزد، «نارین قلعه» میبد است. این کهن دژ همچون پیری خسته و خاموش سرگذشت سالیان درازِ رنج و آسایش مردمان این دیار را به یاد دارد. گسترش شهر بر اساس طرح و نقشه سنجیده‌ای صورت گرفت که در آن زمان برای پی‌ریزی یا توسعه شهرها به کار می‌بردند و در همه جای ایران کم و بیش همانند بود. نقشه منظم شهرهای ساسانی بیشتر بصورت شبکه مستطیل مانند با محورهای اصلی متقاطع و فرم چلیپایی بودند که خندق و حصاری محکم آن را فرا می‌گرفت. ابتدا و انتهای محورهای اصلی (شاهراه‌ها - شاهکوچه‌ها) به چهار دروازه می‌رسید. در این دوره، بر اساس یک باور ایرانی بر آن بودند که جهان چهار بخش دارد و شهرها را باید طوری بسازند که درهای آن به چهارسوی جهان گشوده باشد. این چهار سو را «چهارکوستیک» می‌خوانند. طرح گسترش شهر میبد در زمان ساسانیان دارای همین ویژگی‌هاست، تقریباً تمامی شالوده دیوارهای گرداگرد شهر و بخش قابل توجهی از خندق‌ها و دروازه‌های چهارگانه آن هنوز باقی است و با گذشت قرن‌ها و تغییرات گوناگون که غالباً تدریجی و گهگاه سریع و توسط فرمانروایان صورت گرفته‌است، شبکه اساسی شهر در محدوده «شارستان» هنوز آشکارا قابل شناسایی است. سکه‌های به جای مانده از دوران پوراندخت ساسانی که در این شهرستان ضرب می‌شد، از جمله اسناد تاریخی است که اهمیت سیاسی و مدنیت شهرستان میبد را در دوران ساسانی نشان می‌دهد.

میبد در کتب:
احمد بن‌حسین بن علی کاتب در کتاب تاریخ جدید یزد می‌نویسد سه سرهنگ یزدگرد به نامهای بیدار و عقدار و میبدار، در سه منطقه سه دیه به نامهای بیده و عقدا و میبد ساختند. سید عبدالعظیم پویا در کتاب سیمای باستانی شهر میبد می‌گوید نام میبد نیز خود مهر و نشان ساسانی دارد تا آنجا که می‌دانیم نام میبد (میبذ) که از واژه‌های فارسی میانه‌است در دوره ساسانی به این شهر اطلاق گردیده‌است. ابن اثیر مورخ قرن ۶ در گزارش جنگهای داخلی آل‌سلجوق آورده‌است. هنگام محاصره اصفهان توسط برکیارق، خطیر الملک میبدی وزیر سلطان محمد بن ملکشاه از دروازه‌ای که به او سپرده شده بود اصفهان را ترک و به زادگاه خود، میبد رفت. در زیر به شرح آثار و ابنیه میبد که مراد از آن آبادی وسطی این بخش است که به طور مطلق میبد گفته می‌شود و در دو طرف خیابان اصلی قرار دارد، می‌پردازیم:

نارنج قلعه (نارین قلعه)
مهمترین بنای میبد، قلعه تاریخی و قدیمی آن است که ذکر آن در کتب قدیم بدین شرح مذکور افتاده‌است: روایتی که در تاریخ جدید یزد در باب قلعه میبد آمده بدین شرح است: «اما قلعه در زمان سلیمان پیغمبر علیه السلام ساختند و آن چنان بود که در زمان سلیمان علیه السام، فارس تختگاه سلیمان بود.... چنانکه مشهور و مذکور است سلیمان بفرمود که دیوان، در کوهی که قابل قلاع باشد به جهت حفظ خزینه، قلعه بسازند.... دال دیو بدین کوه رسید..... خبر به سلیمان رسید. فرمود که بر این پشته، از گل و سنگ، قلعه حصین دال دیو بسازد. دال دیو به فرمان سلیمان، قلعه میبد بساخت... و چون سلیمان وفات کرد بوم لرزی پیدا شد... و اکنون که حصار او کنده‌اند همچنان سخت ترین قلاع است و او را قلعه دالان خوانند....» مطالب تاریخ جدید یزد که در تاریخ یزد و جامع مفیدی هم با تفاوت‌های مختصر دیده می‌شود، حکایت از قدمت قلعه دارد.مشاهده قلعه و مخصوصاً خشت‌های قطور و بزرگ آن خود نیز موید کهنگی آن است. امروزه در محل، قلعه موجود را با نسبت «دالان» نمی‌خوانند و نامی است که متروک شده‌است. این تسمیه قدیم باید ماخوذ از «دال» باشد که نام مرغان بزرگ شکاری از نوع عقاب است. نظیر این اسم به شکل «دالدون» بر کوهی در نزدیک میمند شهر بابک اطلاق می‌شود. اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه آنجا پناهگاه محلی آنان بود و بنابر قول مولف تاریخ جدید یزد، محمد بن مظفر در سال ۷۳۷ «خزینه‌ای که در یزد بود تصرف کرد و لشکر را مرسوم داد و قلعه دالان میبد را عمارت کرد و خندق دور کرد.» بقایای کنونی قلعه میبد، با وجود خرابی‌هایی که به مرور ایام بر آن روی آورده دیدنی است و متاسفانه در این سال‌ها به سبب ایجاد خیابان، قسمتی از آن خراب و تسطیح شده‌است. قسمت‌های مختلف قلعه بر سطح تپه‌ای در چهار طبقه قرار دارد و هر طبقه بر طبقه دیگر اشراف دارد. بنای ارگ آن در مرتفع ترین نقطه تپه واقع شده‌است و یک طبقه هم در قسمت زیر قرار که اطاقک‌های کنده شده در دل خاک است از نوع بوکن یا بوکنه. اطراف قلعه، خندق عظیمی بوده که بعضی قسمت‌های آن به باغ تبدیل شده‌است.

کاروانسرا
به رباط‌های بزرگ و جامع کاروانسرا می‌گویند چه در شهر و چه در بیرون از آن باشد. کاروانسرا علاوه بر اتاق و ایوان دارای باربند و طویله و انبار است و اغلب ورودی آنرا بازار کوچکی به نام علافخانه تشکیل می‌دهد و بر روی سر در آن چند اتاق پاکیزه قرار دارد که به کاروانسالار اختصاص دارد.

انواع کاروانسراها از لحاظ کاربری خاص

کاروانسراهای شاهی
هزینه بنای این کاروانسراها از موجودی خزانه کشور تامین می‌گشته. این نوع ابنیه باعث آبادی کشور و فزونی اعتبار خزانه شاهی می‌گردید.

کاروانسراهای خصوصی
به وسیله اشخاص یا اوقاف برای استفاده‌های خصوصی برپا شده‌است مانند مسافرخانه‌ها
کاروانسراهای خیریه
این دسته علاوه بر کاروانسرا شامل آب انبار و پناهگاه‌هایی نیز هست که به وسیله اشخاص خیر بنا شده‌است.
کاروانسراهای شهری
اتاق‌های این کاروانسرا به مبلغ دو درصد فروشی که در آنجا انجام می‌گیرد، اجاره داده می‌شد. برای کاروانسراهاعلاوه بر مقررات بالا عواید گمرکی و عوارض دیگری مانند عوارض راهداری هنگام عبور از پل‌ها یا گداره‌های رودخانه یا چشمه را باید اضافه نمود.
انواع کاروانسراها از لحاظ محل احداث
کاروانسراهای کوهستانی
این بناها معمولا شامل اتاق‌های کوچکی هستند که به آسانی گرم می‌شوند و در شب‌های سرد زمستان پناهگاه خوبی به شمار می‌آیند. بندرت در کنار این نوع پناهگاه‌ها حیاط کوچکی قرار دارد و تقریبا تمام این پناهگاه‌های کوهستانی با سنگ‌هایی که در همان جا قرار داشت، ساخته شده‌اند.
کاروانسرا در دشت
این کاروانسراها از یک سو محل اقامت موقت و استراحتی برای مسافران و کاروانیان بودند و از سوی دیگر در بسیاری از موارد مکان‌های بسیار مناسبی برای دفاع در برابر راهزنان به شمار می‌رفتند. در زیر به یک نمونه از معروفترین کاروانسراها که در میبد واقع است، اشاره می‌کنیم:
سامانه کاروانی میبد
سامانه کاروانی میبد، یک مجموعه معماری کهن است که کارکرد اصلی آن تأمین رفاه کاروانیان، خدمات سفر و گردشگری، راهداری و نیز انجام مبادلات پستی و ارتباطی قدیم بوده‌است. این مجموعه در مسیر شاهراه باستانی «ری – کرمان، در پشت دروازه غربی شارستان قدیم میبد شکل گرفته و از دوره‌های دور تاریخی تا پنجاه سال پیش، کارکرد پررونقی داشته‌است. رباط میبد، در واقع یک ایستگاه بزرگ کاروانی در مسیر این معبر شرقی – غربی ایران بوده‌است که از شرق به سوی یزد ـ کرمان و سیستان تا ماوراء النهر و از سوی غرب به عقدا، نائین و اصفهان، کاشان و ری تا بین النهرین می‌رسیده‌است. با توجه به موقعیت دوایالت مهم باستانی ایران یعنی (ری و کرمان) در این مسیر، آن را شاهراه ری – کرمان خوانده‌اند. این راه علاوه بر اینکه معبر دیرین نظامی و بازرگانی منطقه بوده‌است، پس از اسلام، مسیر عمدهٔ رفت و آمدهای زیارتی مکه و حجاز و نیز عتبات کربلا و نجف گردید ؛ چنانکه تا همین اواخر، به نام «راه کربلا» خوانده می‌شد و راهی پررفت و آمد بود با توجه به نیاز حیاتی کاروانیان به «آب» وجود سرچشمه کاریز کهن «کثنوا» را می‌توان عامل اصلی بنیاد این مجموعه دراین نقطه از شهر به حساب آورد. در این ایستگاه کاروانی، طی سده‌ها و سالیان گذشته، بر پایه واقعیت‌ها و نیازها، عناصر متعددی با کارکردهای ویژه پدید آمده که هر یک به نوعی در پایداری این سامانه مؤثر بوده‌اند و عبارتند از: ۱-سرچشمه و بخشگاه قنات ۲-برج و بارو ودروازه شارستان ۳-کاروانسرا (رباط) ۴-آب انبار ۵-چاپارخانه ۶-یخچال خشتی ۷-گورستان
سرچشمه و بخشگاه آب قنات
برای کاروانیانی که از پهنه بیابان می‌رسیدند، آب نخستین و مهمترین نیاز بوده‌است وسامان دهندگان راهها ناگزیر بوده‌اند به هر طریق ممکن، آب مورد نیاز منزلهای کاروانی را تأمین کنند و یا ایستگاهها را در آبگاههای پایدار بنا سازند. با این حساب، وجود سرچشمه کاریز خوش آب «کثنوا» عنصر اصلی و اولیه شکل گیری این سامانه کاروانی در این نقطه بوده‌است.
برج و بارو و دروازه شارستان
بخشی از برج و بارو و خندقها و نیز دروازه غربی شارستان قدیم میبد، درست در ضلع شرقی ستگاه کاروانی و چسبیده به‌آن، دیده می‌شود. این همسایگی بسیار نزدیک با شهر و امکان برخورداریهای گوناگون از آن در دنیای پر بیم و هراس قدیم، موقعیتی بسیار ویژه برای این ایستگاه به شمار می‌آمده‌است ؛ بنا بر این امتیازها، سامانه کاروانی میبد طی سده‌های گذشته همواره پایداری وتوسعه یافته‌است.
کاروانسرا رباط
این کاروانسرا که گویا بر جایگاه کاروانسرای قدیمی تری ساخته شده، از جمله کاروانسراهای سبک صفوی و یکی از کاملترین کاروانسراهای بین راهی به شمار می‌رود. ساختمان کاروانسرا شامل: ساباط (با پوشش یزدی بندی)، ایوانهای بیرونی، هشتی ورودی، حیاط مرکزی، حوضخانه و مهتابی و چهار هشتی زیبا و فضاهای سرپوشیده (سول) شرقی و غربی و جمعاً صد ایوان و اتاق و اجاق برای استفاده کاروانیان بوده‌است. هم اکنون اداره میراث فرهنگی میبد و یک مرکز فرهنگی (کتابخانه مرکز اسناد) در بخشی از بنا استقرار یافته و سول (سالن) شرقی آن جایگاه موزه زیلوهای تاریخی میبد و سول (سالن) غربی آن نیز به عنوان رستوران سنتی و کافی شاپ (سفره سرای شاه عباسی)زیر نظر «شرکت تعاونی جهانگردی جاده ابریشم میبد»مورد استفاده همگانی است.

برج کبوتر خانه
این بنا در جنوب شرقی باروی قدیم میبد واقع است(محل کنونی فرمانداری میبد)بنا از خارج به صورت برجی مدور و آراسته به نقشهای ویژه و از داخل دارای سه طبقه و مجهز به هزاران لانه برای جلب و نگهداری پرندگان مهاجر است.برج کبوتر خان هم به لحاظ حمایت از پرندگان بی پناه و هم به جهت استفاده‌ای که در گذشته از کود آنها برای کشاورزان می‌کردند شایان توجه‌است.

سلطان رشید (سلطون رشید)
در نزدیکی و روبروی قلعه، یک بنای قدیمی قرار دارد که بنا به اظهار مردم محل، مزاری بوده. ظاهر آن نیز همین حکم را می‌کند. همین قسمت بازمانده شباهت تام و تمام به چند بقعه تاریخی و مرتفع یزد و ابرقو و مروست دارد که همه مزار بزرگان و از آثار قرون هفتم و هشتم هجری است. بلندی بدنه باقی مانده که قسمت سردر ورودی است، هشت متر است و از قسمت داخل سفید کاری بوده و مختصری از تزیینات و رنگ آمیزی قدیم آن نیز باقی است.

قلعه بشنیغان
در قسمت شمال بشنیغان، در گودی کنار جاده کنونی، قلعه چهار ضلعی ای با هشت برج قرار دارد که اکنون نیز مورد استفاده برای انبار جنس است. در قسمت بالای برج‌های قلعه، نقوش زیبایی طرح شده‌است. ظاهراً این قلعه از اوایل عصر قاجاری است.

مسجد جامع میبد
مسجد جامع میبد مجموعه‌ای از چند مسجد است که گونه‌های فضایی متنوعی را با طرحهای چندگانه عرضه می‌نمایند. این مسجد از نوع مساجد ایوان دار مرسوم در منطقه یزد است که از صحن مرکزی (حیاط) رو باز با طرح تکرار طاقنما در بدنه‌ها، و فضاهایی چون گنبد خانه و ایوان وسیع و بلند و شبستان‌های کناری به عنوان بخش تابستانه در جهت قبله و شبستان‌های زمستانه (یا گرمخانه) در سه جهت دیگر تشکیل شده و ورودی اصلی آن با سر در نسبتاً بلندی از طرف کوچه شرقی، با گذر از یک فضای تقسیم (هشتی) به صحن باز می‌شود.مسجد کوچک حاجی حسنعلی در نبش شمال شرقی مجموعه، دارای صحن طاقنما دار و شبستانی در جهت شمال می‌باشد که به فضای مخروبه پشت، متصل است. مسجد حسنی (امام حسن ع) در شمال غربی مجموعه دارای گنبد خانه‌ای است، با دو ردیف شبستان در جهت غرب و شرق و یک ردیف در جهت شمال که ورودی این بخش، نیز از همین جبهه‌است. فضای بدون ساخت وساز غربی نیز در گذشته محل مسجدی بوده که اکنون وجود ندارد. به طورکلی ساختمان کهن مجموعه با خشت و گل بنا گردیده وچندان تنوع مصالح ندارد. پوسته داخلی ایوان، پیشانی سرپایه‌های نمای صحن، در چهار طرف و پوسته بیرونی گنبد، با طرحهای ساده هندسی آجری کارشده‌است. حداقل آرایه‌ها در فضای معماری اصیل مسجد به چشم می‌خورد. بر کتیبه کاشی معرق که در بدنه داخلی محراب، انتهای گنبد خانه نصب است تاریخ ۸۶۷ ه. ق و نام دوازده امام و بر کتیبه چوبی درب ورودی تاریخ ۹۱۳ ه. ق و آیه‌ای از قران نگاشته شده‌است. مسجد جامع میبد بنا به نوشته‌های تاریخی و مستندات معماری و باستان شناسی، از جمله مساجد کهن تمدن اسلامی ایران محسوب می‌شود. بنیان مسجد، مربوط به حدود سده دوم هجری است که شواهد و مدارک حکایت از طرح مسجدی شبستانی با صحن و فضای سر پوشیده دارد. عمق شبستان در جهت قبله برابر با دو فرش انداز بوده و نبش پایه‌ها، نیم ستون‌هایی داشته که قوس‌های باربر بر آنها استقرار داشته‌است. مسجد این زمان در کنار مساجد کهن نخستین فهرج، ساوه، اصفهان، دامغان و یزد قرار می‌گیرد. همزمان با تحولات معماری در گستره تمدن ایران و وارد شدن عناصر فضایی ایرانی، در طرح فضایی و نقشه مسجد جامع میبد نیز، تغییر ایجاد شد. به این صورت که بنا از طرح شبستانی به مسجدی گنبدی و ایوان دار تبدیل شده و به سوی غرب گسترش پیدا کرد و مناره‌ای قطور و بلند در انتهای ضلع شمالی به مجموعة فضایی افزوده گردید. (در حدود سده ششم هجری) اما گسترش تاریخی بنای مسجد جامع پس از سدة هفتم اتفاق افتاده‌است. گنبد خانة خشتی و شبستان اطراف آن که به نام امام حسن (ع) شهرت دارد، در شمال غرب به مسجد افزوده و فضای پشت مناره نیز جزء بخش سر پوشیده مسجد شد. مسجدی ایوان دار در سمت غربی مسجد قدیم الحاق گردید که آخرین حد گسترش فضایی بوده که تا چند سال پیش نیز آثار آن در زمین مسطح و خالی فعلی وجود داشت. جهت قبله در فضاهای مربوط به دورة گسترش، نسبت به مسجد قدیمی انحراف دارد. در حدود سدة نهم هجری تعمیرات و تغییراتی در بخشهای مختلف پس از آسیب‌های وارده به بنا صورت گرفته و محراب فعلی جایگزین محراب قدیمی شد؛ تاریخ ۸۶۷ نیز مربوط به همین زمان است. تغییر در طرح صحن مسجد و ساخت شبستان شمالی در جای فضاهای قدیمی و بخشی از مناره، بعدها در بنا بوجود آمد. آخرین تغییرات و تحولات اساسی مسجد مربوط به دورة قاجار می‌شود که شامل ساخت مسجد حاجی حسنعلی در شمال شرقی مجموعه و شبستان زمستانی حاجی رجبعلی در بخش غربی صحن، با جهت قبله‌ای متفاوت از فعالیتهای دو برادر خیّر میبدی است که جایگزین ساختارهای قدیمی گردیدند. مسجدی نسبتاً بزرگ، با حیاط و ایوان تابستانی و گرمخانه مفصل زمستانی است. آثار تاریخی و دیدنی آن به شرح زیر معرفی می‌شود: ۱- در بزرگ ورودی، ساخت سال ۹۱۳ هجری که بر دو لنگه آن در دو کتیبه به خط نسخ کنده شده‌است: قال الله تبارک و تعالی و تقدس، و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا، ۲- در محراب گرمخانه، سنگی قهوه‌ای رنگ به اندازه ۴۵ × ۷۶ سانتی متر نصب و بر سطح آن به کوفی کهنه‌ای عبارات زیر نقر شده‌است: حاشیه:بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد، ... کفواً احد. در قوس:لا اله الا الله، محمد رسول الله زیر قوس:الله اکبر کبیرا، الملک لله ×دنباله اش خوانده نشد. ۳-در محراب ایوان تابستانی یک قطعه سنگ قبر خوش تراش با خطوط کوفی تزیینی و نقوش، مربوط به قبر دختر مولف کشف الاسرار به اندازه ۴۸ × ۷۸ سانتی متر نصب است؛ با این عبارات: حاشیه اول:بسم الله الرحمن الرحیم. ان الذن قالو ربنا الله ثم استقامو، تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا... نحن اولئاوکم فی الحیوة. حاشیه دوم:بسم الله الرحمن الرحیم. الله لا اله الا هو... و ما خلقهم. حاشیه سوم: بسم الله الرحمن الرحیم. شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائماً بالقسط، لا اله الا هو العزیز الحکیم. پیشانی: لا اله الا الله، محمد رسول الله. درقوس: بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد، ... کفواً احد. متن: هذا قبر السعید فاطمه بنت الامام سعید رشید الدین ابی الفضل ابن ابی سعد بن احمد مهریزد، رحمة الله علیها، توفی فی جمادی الاولی سنه اثنی و ستین و خمس مائه. ۴- در قسمت فوقانی محراب، کتیبه کاشی معرقی به شکل مربع که وسط آن خالی است قرار دارد و حاشیه‌ای را تشکیل داده که در داخل آن دوازده امام نوشته شده. تاریخ این کتیبه صفر سال ۸۶۷ هجری است. ۵- یک قطعه زیلوی وقفی کهنه در صحن ایوان پهن است به اندازه ۷٫۴۰ × ۳٫۱۴ متر که نقش بیست و چهار سجاده در آن بافته شده‌است: وقف صحیح شرعی نمود جناب ستوده آداب، حاج الحرمین الشریفین، حاجی عبد الرشید خلف مرحوم عبد العلی میبدی این زیلو را بر پلیثه تحت قبه مسجد جامع مزبور. بیرون نبرند مگر در شبستان مسجد مزبور برند. تحریراً فی شهر ربیع الثانی سنه ۸۰۸، عمل استاد علی بیدک ابن حاجی میبدی.

یخدان میبد (یخچال میبد)
نرسیده به نارنج قلعه میبد، بر سر راه، در محله‌ای که به «محله یخدان» شهرت دارد، گنبد زرد رنگ مخروطی شکل نیمه خرابی به چشم می‌آید که سابقاً یخدان بوده‌است و از نظر شناخت یکی از وسایل تمدن و زندگی آن منطقه قابل ملاحظه‌است و مخصوصاً که بنای آن نیز قدیمی است. از این نوع یخدان چند تای دیگر در همین صفحات هست که همه رو به ویرانی می‌رود.

آب انبار کلار
آب انبار کلار روبروی رباط میبد و بر سر راه قدیم، در سال ۱۰۷۰ هجری ساخته شده‌است. سنگ تاریخ آن بر جرز سمت چپ مدخل نصب است؛ با این عبارات: معمار همت رفیع نهمت، خلف دودمان نجابت و شرافت، صاحب خلق وسیع میرزا محمد سمیع المغفور بغفران ربه الکرم حکیم کریما بن میرزا محمد ابراهیم، بنای این برکه عالیه به مقتضای «و من الماء کل شیئ حی» حیوة بخش مترددین گردید، فی سنه سبعین بعد الالف. به سرکاری خواجه محمد تقی فیروز آبادی اتمام یافت. کتبه العبد محمد ×خوانده نشد× الیزدی، غفر الله له. در جوار این آب انبار، ویرانه یک یخدان یا یخچال قدیمی نیز دیده می‌شود.

چاپارخانه
از دیگر ساختمان‌های مهم میان راهی چاپارخانه بوده که عملکرد اصلی آن جهت استراحت چاپارهای دولتی و تعویض اسب‌های خسته با اسب‌های تازه نفس بوده‌است. چاپارها، نامه‌ها و اوامر دولتی را از مرکز به ایالات و برعکس انتقال می‌دادند. سابقه چاپارخانه‌ها نیز در ایران به قرون پیش از اسلام می‌رسد. چنانچه هرودت و گزنفون هر دو در مورد چاپارخانه‌ها ایران توضیحات مفصل داده‌اند. هرودت می‌نویسد: «در منازل، اسب‌های تندرو تدارک شده. به این ترتیب که چابک سوارها نوشته‌های دولتی را از مراکز تا نزدیک ترین چاپارخانه برده، به چاپاری که حاضر است می‌رساند و او فوراً حرکت کرده، آن را به چاپارخانه دوم می‌برد و باز تسلیم چاپاری می‌کند. بدین منوال شب و روز چاپارها در حرکت اند و اوامر مرکز را به ایالات می‌رسانند. راجع به سرعت حرکت چاپارها مورخ مذکور گوید که نمی‌توان تصور کرد که جنبنده‌ای سریعتر حرکت کند.... گزنفون تاسیس چاپارخانه‌ها را به کوروش بزرگ نسبت داده و گوید که برای تعیین مسافت چاپارخانه‌ها از یکدیگر تجربه کردند که اسب در روز چقدر می‌تواند راه برود بی اینکه خسته شود و آن را میزان قرار دادند. اگر هم این گفته اغراق باشد، مسلم است که کسی نمی‌تواند به سرعت چاپارها حرکت کند.» در دوره سلطنت حکومت‌های اشکانی و ساسانی و بعد از اسلام نیز چاپارخانه‌ها برای دستگاه‌های دولتی اهمیت بسیار داشته‌اند و چاپارها علاوه بر انجام مراسلات، چشم و گوش حکومت نیز بوده‌اند و اخبار گوناگون را از نقاط مختلف به مرکز انتقال می‌دادند. «در دوره قاجاری مسافران ترجیح می‌دادند که در چاپارخانه‌ها اقامت کنند چون اطاق‌های آن تمیز تر از اطاق‌های کاروانسرا بوده. چاپارهای این دوره در مقابل دریافت وجهی مسافران را به مقصد می‌رساندند.» همانگونه که در قسمت قبل ذکر شد، تعداد بسیار زیادی از کاروانسراهای بین راهی در ایران باقی مانده؛ ولی چاپارخانه‌های اندکی از دوران قدیم در کشور باقی است و ماکسیم سیرو در کتاب خود دلیل آن را این گونه توضیح می‌دهد: «به علت‌های مختلف، این نوع ایستگاه‌ها اکنون از بین رفته‌اند و اگر اثری از ویرانه‌هایشان باقی مانده باشد زیاد قابل تشخیص نیست. در واقع این چاپارخانه‌ها بیشتر با خشت خام یا چینه ساخته شده بود و در بسیاری از موارد در میان آبادی‌ها سر راه بودند.گاهی نیز گوشه‌ای از آن اختصاص به چاپارها پیدا می‌کرد.» یکی از چاپارخانه‌های قدیمی که نسبتاً سالم مانده در کنار کاروانسرای میبد می‌باشد و همان گونه که در این اشکال مشخص است این ساختمان‌ها نیز مانند کاروانسراها دارای برج و بارو و محافظین، جهت تامین امنیت افراد داخل چاپارخانه بوده‌است. این ساختمان‌ها به تبعیت از سایر ابنیه فلات مرکزی ایران، دارای یک حیاط مرکزی بوده‌اند و آخورها در دورتادور این حیاط قرار داشته‌است. در سه طرف پشت آخورها، اصطبل‌ها قرار داشته که در زمستان و شب هنگام چهارپایان در آنجا نگهداری می‌شدند. در سمت چهارم که بین حیاط و جبهه ورودی ساختمان واقع شده، اطاق‌هایی برای اقامت چاپارها و احیاناً مسافران قرار داشته‌است.همانند کاروانسراها، این نوع تقسیم بندی فضایی و شکل کالبدی چاپارخانه‌ها، علاوه بر تسهیل انجام عملکرد چاپارخانه‌ها و حفظ امنیت آن، فضای داخلی ساختمان را در مقابل شرایط نامساعد اقلیمی محافظت می‌کرده؛ و در داخل چاپارخانه‌ها یک محیط زیست اقلیمی کوچک و مستقل به وجود می‌آورده و شرایط محیطی داخل بنا را در مقابل نوسانات بسیار زیاد درجه حرارت و باد و طوفان مصون نگاه می‌داشته‌است. با ورود اتومبیل و همچنین سیستم پست‌های جدید، عملکرد سنتی چاپارخانه‌ها و در نتیجه کالبد فیزیکی آنها در حال از بین رفتن است.

آب انبار
آب انبارها معمولا در مرکز محله‌های شهر واقع شده و از چهار عنصر اساسی تشکیل شده‌اند: ۱- خزینه- به شکل استوانه (محل ذخیره آب) که در دل زمین ایجاد شده، آب قنات بر آن مسلط است. در عین حال، زمین برای حفظ دمای آب نیز بوده‌است. ۲-گنبد- پوششی به شکل نیمکره بر روی خزینه به منظور حفاظت آب از آلودگیهای محیطی و خنک نگهداشتن آن. ۳-پاشیر- راهرویی پلکانی جهت برداشتن آب از خزینه ۴-بادگیر- وسیله‌ای برای هدایت جریان هوا به درون آب انبار برای جلوگیری از فساد آب است تعداد بادگیرها از یک تا شش با توجه به شرایط کار متفاوت است. یکی از عمده ترین مصالح در ساختمان آب انبار دیمه (deimah) است، که از آهک و خاکستر و ماسه بادی تشکیل شده‌است. این ملات ضمن آب بندی بنا، از فساد آب نیز جلوگیری می‌کند. بیشتر آب انبارها دارای یک ورودی و پاشیر هستند. اما برخی از آنها به لحاظ موقعیت شهرسازی و نحوه استقرار در بافت شهری، دارای دو یا سه ورودی می‌باشند. در منطقه میبد، هم در نواحی مسکونی و هم در کشتزارها و نواحی بیابانی، آب انبارها از عناصر شاخص هر محل هستند وبا توجه به نقش مهمی که در زندگی روزمره مردم داشته‌اند، از اعتبار و موقعیتی ویژه برخوردار بوده‌اند. آب انبارها از لحاظ شکل ساختمان و نحوه بهره برداری دو گونه‌اند: الف) آب انبار دستی یا آب انبار «رو» :شامل یک مخزن سرپوشیده و یک راهرو پلکانی که دسترسی به آب مستقیما از همین راهرو بوده‌است. ب) آب انبار شیری -شامل یک مخزن سرپوشیده و معمولا بادگیردار و یک راهرو پلکانی که در انتهای آن به توسط شیر به آب مخزن دسترسی دارند. آب انبارها را اصولا برای نگهداری و بهره برداری آب آشامیدنی میساخته‌اند، اما مواردی نیز بوده‌است که ازآب آنها برای استفاده‌های دیگر نیز سود میجسته‌اند. مثلا در محلاتی که آب قنات بطور متناوب و چندروز یکبار جریان داشته‌است، برای رفع نیازمندیهای روزمره معمولا در مرکز محلات و درکنار مساجد، مخزنی برای ذخیره آب به نام «انبار» یا «انبارک» وجود داشته‌است. این آب انبارها هر چندروز یکبار پر می‌شده‌اند، اما آب انبارهای آب آشامیدنی را قاعدتا هرسال یکبار پرآب می‌کرده‌اند. درنواحی مختلف میبد با توجه به موقعیت و جمعیت آبادی و مخصوصا دسترسی یا عدم دسترسی به آب شیرین، تعداد ونوع آب انبارها متفاوت است.به عنوان مثال در محوطه حصاربست قدیم یا شارستان با توجه به موقعیت مناسب و دسترسی به جریان آب چندرشته قنات و عدم تراکم جمعیت، بیش از ۴ آب انبار نساخته‌اند، اما در فیروزآباد و مهرجرد با توجه به جمعیت و مشکلات دسترسی به آب آشامیدنی جاری، هریک بیش از ۱۵ آب انبار ساخته‌اند. در بفروئیه به علت تراکم جمعیت و شوری آب قنات، بیش از۶۰ آب انبار بنا شده و تعداد آب انبارهای شورک به همین دلیل بیش از ۱۵ دستگاه بوده‌است. آب انبارهای مراکز مسکونی اصولا در مرکز محلات و در نقطه مناسبی از گذرهای اصلی و در کنار مساجد یا در میدانها میساخته‌اند، ولی آب انبارهای خارج از مراکز مسکونی را معمولا در کنار راهها و به فاصله‌های معینی برای استفاده رهگذران و یا کارکنان کشتزارها میساخته‌اند. در محوطه‌های آب انبارهای نوع دوم، معمولا «ساباط» یافضاهای سایه دار ومناسبی برای استراحت ونماز وتوقفهای کوتاه مدت رهگذران میساخته‌اند. درمیبد، مجموع آب انبارهایی که از دیرباز ساخته‌اند، بیش از ۱۷۰ دستگاه است.

هنرهای سنتی در میبد

سفالگری
سفال‌گری و سرامیک سازی امروزه یکی از پیشه‌های اصلی مردم در میبد است که از پشتوانه فرهنگی و تاریخ پر بار آن حکایت دارد. بررسی‌ها نشان از قدمت هزاران ساله هنر سفالگری در میبد دارد. در سازماندهی فضاهای شارستان کارگاههای سفالگری در محله بالا و در کنار خانه‌های سفالگران جای داده شده و قرنهای متمادی در این محله مستقر بوده‌اند.در اوایل قرن اخیر تعدادی کارگاههای سفالگری به بیرون دروازه شهر منتقل گردید.به تدریج سایر کارگاهها نیز به خارج از شهر انتقال یافت و مجموعه تازه ایی ساخته شد. در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ یک جابجایی تازه صورت گرفت و کارگاهها در مجموعه نوبنیاد اداره صنایع دستی استقرار یافتند. هم اکنون کارگاههای متنوع صنایع سفال و سرامیک میبد در این محوطه گرد آمده‌اند. نقاشی با رنگهای آبی و سبز بر زمینه سفید رنگ بدنه این ظروف، نشانه خاص سفال میبد است. در گذشته نه چندان دور سفال در زندگی مردم میبد کاربردهایی ازاین قبیل داشته‌است : ظروف منازل مثل: کوزه و سبو، تپو، دیگ ودیزی، کاسه، گاودوشه، ظروف لعاب دار مثل بشقاب، قندان، لیوان، دوری و... در معماری برای فرش حیاط، پوشش بامها، ساخت بدنه بادگیرها، تزیین سردرها، سبک سازی بامها آبروها و... از طرحهای معروف سفالهای میبدی که هم اکنون هم رواج دارد می‌توان از خورشید خانم، ماهی، مرغی، شطرنجی شویدی و...نام برد.


زیلوبافی
از هنرها و صنایع دستی خاص منطقه میبد می‌توان به نوعی زیلو که از نظر طرح و شکل، خاص منطقه‌است نام برد.کاربرد زیلو با توجه به اقلیم گرم و پر گرد وخاک منطقه تدبیر مناسبی بوده‌است. امروزه این صنعت که تا چندی پیش از مشاغل عده کثیری از مردم میبد بوده‌است تقریبا به فراموشی سپرده شده و افراد انگشت شماری را می‌توان پیدا کرد که به این حرفه مشغول باشند. از سنتهای حسنه مردم وقف و سفارش بافت زیلو برای اماکن مقدس، همچون مساجد و بقاع متبرکه بوده‌است که در موزه واقع در مجموعه رباط شاه عباسی تعدادی از این بافته‌ها در معرض نمایش عمومی قرار داده شده‌است. از جمله این زیلوها می‌توان به یکی از نمونه‌های زیبایی که متعلق به مسجد جامع میبد می‌باشد اشاره کرد. در حاشیه این زیلو تاریخ ۸۰۸ هـ. ق آمده‌است و ابعاد آن (۱۴/۳ * ۴۰/۷ متر) می‌باشد. رنگهای معمول استفاده شده در بافت زیلوها رنگهای آبی و سفید است. نقشهای متداول این زیلوها معمولأ سجاده‌ای، چلیپایی، و نقش سرو می‌باشد.


قنات‌ها و باغ‌ها
اولین ومهمترین عامل طبیعی در مکان یابی استقرارگاه برای انسان یکجانشین، وجود منابع آب جاری، بکارگیری پتانسیلهای این منابع در جهت ایجاد شهر و روستا وایجاد تدابیری در مقابل طغیان و سیل و ویرانگری آن بوده‌است. تکنولوژی احداث قنات در مناطق مرکزی فلات ایران از گذشته‌های بسیار دور روشی معمول جهت استفاده از منابع آب زیر زمینی است که شهر میبد با شبکه قنات گسترده‌ای که دارد، یکی از کانونهای مطرح در این زمینه‌است. سرچشمه اکثر قناتهای این شهر در ارتفاعات شیر کوه می‌باشد که هر قنات در بخش خاصی از شهر سر از دل زمین بیرون می‌آورد. به طور مثال سر حوض بازار، مظهر قنات خارزار، نقطه ایست که در آن قنات کرنان دهها متر در عمق زمین جریان دارد تا در پایین دست تر در محل آبادی مهرجرد، از دل خاک بیرون بجوشد. بدین ترتیب شیب قنات‌هایی که در اعماق مختلف در جریان هستند به گونه‌ای تنظیم می‌شود که آب، تا حد امکان در درون خاک که بستر طبیعی آن است جریان داشته باشد و تنها در نقطه مورد نیاز، خود را به نمایش بگذارد چهار قنات اصلی خارجار، شاخه‌ای از کثنوا، قنات قطب آباد و قنات صدر آباد در محله پایین و محله کوچک شارستان بر زمین ظاهر شده و آب مورد نیاز خانه‌ها و باغات شارستان را تأمین می‌کرده‌است. محلات بالادست با ایجاد پاکنه و پایاب و گودال باغچه به این قنات‌ها دسترسی دارند. قنات‌های کرنان، محمودی و یخدان پس از عبور از اعماق زمین زیر شارستان، به ترتیب در کشتخوانهای مهرجرد، بیرونه فیروز آباد و بیرونه یخدان در سطح زمین ظاهر می‌شوند قنات در تضمین موجودیت و زندگی انسانی به حدی اهمیت داشته که گاه بعضی افراد خیر و متمول که ساکن میبد یا یزد بوده‌اند، با احداث قناتی موجبات ایجاد یک آبادی را فراهم آورده‌اند که عموماً نام قنات و آبادی، به نام همان فرد نامیده شده‌است، مانند قنات بدر آباد در بیرونه بدر آباد، قنات مبازر آباد در بیرونه ده نو، قنات امیر آباد در بیرونه حسن آباد که موجبات ایجاد دو آبادی امیر آباد و حسن آباد را فراهم آورده‌است. باغ دومین عاملی است که امکان زندگی در دشت تفته کویررا فراهم می‌آورد و موجودیت آن به وجود آب وابسته‌است. در ساختار شهری میبد، باغ‌ها به بعنوان عناصر شهری انفکاک ناپذیر از سایر بخشها عمل می‌کنند بطوریکه بدون وجود آنها مفهوم کالبدی و معنوی این ساختار بطور کل نابود شده و در هم پیچیده می‌شود علاوه بر این گره خوردگی با کالبد شهری، باغات، با کالبد اقتصادی شهر نیز ارتباط تنگاتنگی دارند. معیشت کشاورزی بیرونه امکان حیات شهری شارستان را فراهم آورده و مانند پشتوانه‌ای ارزی از آن حمایت می‌کند. باغ در میبد بر خلاف بسیاری دیگر از شهرها که پیرامون کوشکی سلطنتی شکل گرفته و حالت انحصاری دارد، کاملاً دارای جنبه عمومی و مردمی بوده و به حیات انسانی پیوند خورده‌است. فضاهای مابین هسته‌های زیستی (مثل فضای میان شارستان و بیرونه‌ها)، با لکه‌های سرسبز باغ پر شده که مجموعا، ً باغ شهر میبد را ایجاد کرده‌اند. این گستره سرسبز در میان بیابان بی آب و علفی که پیرامون آن را محاط کرده در طی قرون متمادی ایجاد شده‌است. هر چه جمعیت گسترده تر شده و بر دامنه شهر افزوده گشته، وسعت باغات نیز افزوده شده‌است. بدین ترتیب باغها رکن جدایی ناپذیر از ایجاد وگسترش میبد هستند. از آنجا که تأمین آب برای آبیاری بسیار مشکل است، باغها و زمین‌های کشاورزی در قطعات کوچک تقسیم بندی شده و نسبت به جریان قنات به صورتی قرار دارند که آب در عرض زمین عبور می‌کند و بدین ترتیب با اشغال کمترین طول مسیر قنات امکان آبدهی آنها فراهم می‌شود. انار و انگور معروف میبد محصول اصلی این تعامل انسان با طبیعت است. == آسیاب‌های کویری == ایران- میبد بیشترین را دارد آسیاب در مناطق خشک ایران روی قنات ساخته می‌شود. تنوره آسیاب در ژرفای زمین کنده می‌شود، وحجم آن بستگی به میزان آب قنات دارد. مقدار آبی که از بالا به تنوره می‌ریزد و در آن جمع می‌گردد، سنگ آسیاب را به حرکت در می‌آورد. این گونه آسیاب‌ها آرد مصرفی منطقه را آماده می‌کرد. ایجاد آسیاب در روی قنات این امکان را می‌داده که بخشی و یا تمامی مخارج نگهداری، تعمیر و لایروبی قنات به دست آید و صاحبان قنات مجبور به پرداخت نفقه نشوند. این یکی از چرایی‌ها و شاید عمده ترین دلیل ایجاد آسیاب در روی قنات‌ها بوده‌است. گاه برخی از صاحبان آسیاب در گذشته، فقط با درآمد آسیاب قنات جدیدی ایجاد کرده‌اند. در گذشته بسیاری از مقنی‌ها به جای مزد خود حواله آرد از آسیاب دریافت می‌کرده‌اند. و زمانی که پول نیاز داشتند این حواله‌ها را می‌فروختند. آسیابان‌ها نزد مردم احترامی داشتند و گاه این شغل به فرزندان آن‌ها به ارث می‌رسید. کندن آسیاب گاهی برای آبرسانی به رمین‌های پست تر و اجباری بوده‌است بدین معنی که گاهی مظهر قناتی در دهی بوده‌است. شخص و یا اشخاصی قنات یا بخشی از قنات را خریداری می‌کرده‌اند و می‌خواسته‌اند آب را به زمینی که در پایین دست قرار داشته‌است برسانند، بهترین راه این بوده‌است که آسیابی ایجاد کنند. آب را به تنوره آسیاب بدهند و از تنوره تا محل جدید دالان‌های زیرزمینی بکنند. در حقیقت در اینجا تنوره آسیاب نقش مادر چاه را داشته‌است. گاه ساختن آسیاب هم چون حق عبور بوده‌است. مردم دهی می‌خواسته‌اند قناتی ایجاد کنند و می‌بایست چاه‌های قنات را در زمین‌های دهی دیگر بکنند. این مردم به شرطی رضایت می‌داده‌اند که چاه‌ها در روی زمین‌های آنها کنده شود که آسیابی برای آنها ساخته شود. در حقیقت ایجاد آسیاب حق عبور بوده، البته در بیشتر موارد همان مسیر چاه‌ها خریداری می‌شده‌است. گاه نیز ایجاد برخی از آسیاب‌ها تنهابه علل انسانی و نیاز یک منطقه به آسیاب بوده‌است. آسیاب کار آرد کردن گندم با دست را که بیشتر کار زنان بوده‌است، ساده می‌کرده‌است. فکر ایجاد آسیاب باید بین زن و مرد با هم پیدا شده باشد. کار آبیاری با مرد و کوبیدن گندم با زن بوده‌است و این دو در آسیاب به هم گره می‌خورده‌است. آسیاب هم چنین بین خانه‌های روستا و زمین‌های کشاورزی قرار دارد و گره گاه روستا و باغ و زمین کشاورزی است.آسیاب و چرخ کوزه گری هر دو از ابتکارات و اختراعات زنان است و یا کار مشترک زن و مرد. به گمان نخستین آسابان‌ها و سفالگران تاریخ زنان بوده‌اند. مردان در کار ابیاری و گله داری و کشاورزی بوده‌اند و زنان چرخ و سفالگری و آسیاب و ارابه را ساختند تا زندگی به را بیفتد. پژوهش‌های نخستین نشان می‌دهد که در برخی ازروستاهای یزد پس از ایجاد آسیاب آبی، پارچه بافی، سفالگری زیلوبافی و کارهای دستی رونق بیشتری یافته‌است. یکی دیگر از نتایج ایجاد آسیاب آبیدگرگونی است که در تقسیم کار از نظر جنس بین زن و مرد پدید می‌آید. کار کردن با آسیاب دستی کاری است زنانه و مختص به زن‌ها، و مردها در آن نقش چندانی نداشته‌اند. در برخی ده

ندوشن(یزد)

  • جمعیت :
    2381
  • کد تلفن :
    352

جمعیت
جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۶۵۰ خانوار) ۲٬۳۵۱نفر بوده‌است.
در قدیم
قدیمی ترین اثر تاریخ دار ندوشن منبر چوبی مسجد جامع است که مربوط به قرن ششم هجری است در کتب تاریخی یاد ندوشن در تاریخ یزد بکرات آمده است آل مظفر در شروع کار خود راه داری میبد وندوشن را برعهده داشتند و در دوران اتابکان یزد از شکارگاهای پر برکت ندوشن بارها نام بمیان آمده است وجود رباط خرگوشی که بنا به گفته ایرج افشار بزرگترین وخوش طرحترین رباط عهد شاه عباسی است نشان از اهمیت ندوشن و مسیر عبور آن در عهد مذکور را دارددر برخی از کتب تاریخی راه اصلی پارس به سمت سیستان از ابرقو ندوشن ومیبد می گذشته است. فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۱۰ در مورد ندوشن می‌نویسد: ده مرکزی دهستان ندوشن بخش خضرآباد شهرستان یزد است، در ۳۴۰۰۰ گزی شمال غربی خضرآباد در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۹۷۴ نفر سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کرباس‌بافی است در گذشته‌های دور شغل مردم ندوشن عمدتا استخراج فلز و صنعتگری بوده است آثار وبقایای این امر در معادن باستانی مس وآهن ندوشن مشهود است ولی با تغییر صنعتی این مشاغل در ندوشن رنگ باخته است همچنین بدلیل مراتع مناسب عده‌ای از عشایر به مراتع ندوشن کوچ کرده وسپس در ندوشن سکنی گزیده اند.
آثار باستانی
ندوشن دارای آثار باستانی زیادی است، که می‌توان از منارجنبان ندوشن نام برد[نیازمند منبع]. سایرآثار تاریخی شهر ندوشن شامل: برج وباروهای اطراف شهر قلعه سفیده با قدمت افشاریه خانه قلعه ایها خانه کلانتری خانه استاد حیدری ها باقدمت ایلخانی مسجدجامع با قدمت 636قمری مسجد آمنه گل با سنگ نوشته 777هجری قمری مقبره شیخ زین الدین علی خاموش که به دست مولانا سلطان حسین نوشنی در عهد شاه عباسی بنا شده است امامزاده ماما نیک، معدن استخراج مس، باستانی تپه آسنگلان با خشت های معماری هخامنشی، آسیابهای آبی، دهها سنگ قبر با قدمت 800تا 400ساله، منبر چوبی مسجد جامع با قدمت قرن ششم هجری، دهها منزل مسکونی در بافت قدیم با قدمت ایلخانی تا پهلوی، رباط خرگوشی، حسینه سورک...

نیر(یزد)

  • جمعیت :
    1657
  • کد تلفن :
    352

نَیر nayyer شهری است در بخش نیر شهرستان تفت استان یزد ایران.
نیر شهری است خوش آب و هوا در منطقه‌ای کوهستانی که امروزه با احداث چندین کارخانه رفته رفته به شهری صنعتی تبدیل می‌گردد. همچنین با دارا بودن مزرعه‌های متعدد پرورش گل رز یکی از مراکز اصلی تولید گل رز گلخانه‌ای در استان یزد می‌باشد که اغلب به شهرها و همچنین کشور های همجوار صادر می‌شود. شهر نیر دارای روستا های سرسبز و خوش آب و هوای زیادی می‌باشد که از آن جمله می‌توان از روستای دیدنی و زیبای « زردین » نام برد که هر ساله تعداد زیادی مسافر از آن دیدن می‌کنند. شهر نیر در 90 کیلومتری مرکز استان واقع شده است و دارای آب و هوای کوهستانی است اغلب مردم نیر کشاورز و دامدار هستند بخش نیر دارای 52 روستا است و اینکه اب و هوای نیر با مرکز استان قابل مقایسه نیست در کنار شیر کوه همیشه سرافراز که در خود زمستان را در تابستان جای می‌دهد همچنین دیدنی های همچون گردوی سوخته سنگ عروس درختی باعمر بیش از 3000 سال در ترکان اباد دریاچه خاکی

هرات(یزد)

  • جمعیت :
    10913
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

هرات شهری است در بخش مرکزی شهرستان خاتم استان یزد ایران.شهر هرات دارای تنها رودخانه دائمی استان یزد می باشد که دبی آب آن 360لیتر در ثانیه می باشدکه این رودخانه از مرکز شهر میگذرد  سوغات این شهر زردالو پسته می باشدو مهمترین مرکز کشاورزی استان که در استان یزد رتبه اول و در کشور رتبه دوم را دارد.

 

استان یَزد از استان‌های ایران است. مرکز آن شهر یزد است.یزد منطقه‌ای خشک و بیابانی است.گروه بزرگی از زرتشتیان ایران در استان یزد زندگی می‌کنند
 

 

 

ابرکوه(یزد)

 

  • جمعیت :
    21818
  • مساحت :
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    352
  • سایت شهرداری :
    www.abarkooh.ir

 

ابرکوه (نیز: ابرقو) شهری است در استان یزد ایران. این شهر مرکز شهرستان ابرکوه است و در بخش مرکزی این شهرستان قرار گرفته است.

ابرکوه یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که در مرکز ایران و در محدوده استان یزد واقع می‌باشد. در مورد تاریخ این شهر حکایتها و روایتهای بسیاری نقل می‌شود. آنچه مسلم است اینکه این شهر که هم اکنون تقریباً از رونق چندانی برخوردار نیست روزگاری از جمله مراکز پرآوازه و مشهور بوده‌است. آثار باستانی و تاریخی زیادی از روزگاران گذشته در این مکان بجای مانده‌است که نشان از تاریخ کهن منطقه دارد. از آن جمله است درخت سرو کهن سال و بلند است که بر پایه ارزیابی متخصصین (از جمله یک دانشمند روسی) عمر آن به بیش از ۴۰۰۰ سال بالغ می‌شود. این درخت که در مرکز شهر قرار دارد دارای ارتفاعی بالغ بر ۲۸ متر می‌باشد.

جمعیت
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهر ابرکوه در سال ۱۳۸۵ برابر با 21818 نفر بوده است. گنبد عالی ابرکوه به دست عمیدالدین شمس الدوله دیلمی از طایفه هزاراسبیان اشکور یکی از آثار منحصر به فرد ابرکوه می‌باشد.

وجه تسمیه ابرکوه
از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا «برِکوه» می گفتند (کنار کوه) که در گویش مردم به «ابرکوه» تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نامهای دیگر در گویش عربی ،کاف به قاف تبدیل و «ابرقو» خوانده شده است. نهایتا در سال 1350 این شهربه صورت رسمی «ابرکوه» نامیده شد. نام آن در منابع

 قدیم و جدید به صورت «ابرقو» «ابرکویه» «ابرقویه» «برقوه» و «درکوه» آمده است. «ابر» در فرهنگ دکتر معین چنین تعریف شده :1- بر-به 2-زبر-بالاروی-سر 3-با 4- برسر-در

پیشینه تاریخی
درباره بوجود آمدن و قدمت ابرکوه افسانه‌ها و داستان‌هایی نقل می شود که اغلب سند و مرجع علمی مقبولی ندارند ولی با توجه به آثار و ابنیه باقیمانده می توان پی به قدمت زیاد ابرکوه پی برد .ولی تاریخ دقیق آنرامی بایست در نوشته های پراکنده جستجو کرد.در کتاب «شناخت ابرکوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسین بن علی کاتب مولف کتاب تاریخ جدید یزد آمده زمانی که اسکندر کثه(یزد کنونی)به عنوان زندان قرار داد(یعنی زمانی که تازه یزد را بنیان نهاد)نایبی برای خود در «ری» تعیین نمود که از ایالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وی می فرستاد. در صورت صحت این گفته قدمت ابرکوه نه تنها از یزد بیشتر است بلکه در آن زمان هم سنگ و هم رده ایالت اصفهان و اصطخر قلمداد می شده.درباره ابرکوه در نگاشته های قدیم سخن فراوان رفته از آنجمله :« مسالک الممالک» اصطخری، «حدود العالم من المشرق الی المغرب» ،«فارسنامه»ابن بلخی، طمعجم البلدان» یاقوت حموی، «المسالک و الممالک» ابن خرداذبه، «اقلیم پارس»ایرج افشار ،«نزهه القلوب»حمدالله مستوفی ،«ٍسیاحت نامه جنوب ایران»،«فارس نامه ناصری» حاج میرزا حسن فسایی،«کتاب اثار ایران»آندره گدار ،«اقلیم پارس»محمد نقی مصطفوی،«تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده»عبدالرحیم شریف،«لغت نامه دهخدا»،«فرهنگ فارسی معین»

در کتاب آثار ایران درباره موقعیت جغرافیایی ابرکوه آمده:
ابرقو تقریبا در وسط راه استخر به یزد واقع است. بنابر روایت حمدالله مستوفی در ابتدا در پایان کوهی ساخته بوده اند و برکوه می گفتندش و بعد از آن بر صحرایی که اکنون هست این شهر کرده اند. شهری کوچک است. کسی که از راه سورمق یا دهبید بیاید هنوز هم در دامن کوهی سنگی، که در صحرا جامانده است آثار شهر قدیم،‌و در کنار خرابه های عتیق، شهر جدید را که مستوفی اشاره می کند می بیند. ابرقویی که در دشت واقع است از حیث آبادی شباهتی به ابرقوی عهد مغول ندارد بلکه در حقیقت میان آبادی کنونی او و ویرانه های اطرافش تفاوتی نیست، بنابر بعضی اقوال که بسیار متحمل هم است این شهر در حمله افغانها خراب شده است(1135 هجری). ولی علت حقیقی ویرانیش سابق بر هجوم افغانهاست. این شهر هم مثل بلاد بسیاری که پیش از این آباد و سر سبز بوده اند، بدرود حیات گفته یا بحال نزع افتاده است زیراکه تنها علت عمران این بلاد وقوع در سر راه تجارتی بوده و با انحراف تجارت رشته حیات آنها منقطع شده است، راه معروف کاروانی عهد مغول که از خلیج فارس تا دریای سیاه کشیده بود از هرز شروع و پس از عبور کرمان و یزد و سلطانیه و تبریز به سواحل دریای سیاه می رسید و ادویه چین و هند و نیل سوده و مشک و صمغ و اجناس ابریشمی و بنه کرمان و یزد و شیراز و سنگهای قیمتی را که شیراز و هرمز و سلطانیه بازار عمده آن محسوب می شد به اروپا می رسانید.

 

احمدآباد(یزد)

 

  • جمعیت :
    4758
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

 

این روستا در شمال شرقی شهر اردکان واقع گردیده است و فاصله آن تا مرکز شهر نزدیک به 5 کیلومتر می باشد و موقعیت جغرافیایی آن عبارت است از: 55 درجه طول و 33 درجه و 22 دقیقه عرض جغرافیائی و ارتفاع آن از سطح دریا 1020 متر می باشد.

احمدآباد توسط شیخ احمد یزدی «متوفی 635» هجری قمری احداث گردیده است و آیتی در تاریخ یزد در این مورد می نویسد:
شیخ احمد و شیخ محمد دو برادر فاضل و دانشمند بودند که از قریه اسفنجر به شهر مهاجرت کردند و در آنجا ساکن گردیدند و آثار خیری از خود به یادگار گذاشته اند از جمله مسجد روضه محمدیه معروف به حظیره ملا است که توسط شیخ احمد احداث گردیده قناتی در نزدیک اردکان موسوم به احمدآباد احداث نموده آن را وقف بر حظیره کرده است.متن قسمتی از وقفنامه آن چنین است:

وقف نمود تمامی قریه مدعوه دایره به احمدآباد واقعه به سفلی بلوک میبد از اعمال بلده یزد که قریه مذکور در آن ناحیه نزد ملاک به این اسم معروف و مشهور است و به اسم مذکور از حدود و اوصاف مستغنی با توابع و لواحق و منسوبات و مضافات و اراضی و جدران و آبار و جد اول و غیر ذالک مما یتعلق بها شرعاً و عرفاً و جملگی مزرعه دیگر واقعه به ناحیه مذکوره مدعوه به مزرعه مبارزآباد که از نهایت معرفت و غایت شهرت از تحدید و توصیف مستغنی است با آنچه از توابع و لواحق آن مزرعه مزبوره شمرند شرعاً و عرفاً و جملگی طاحونه دایره واقعه به ناحیه مزبوره مشهوره به طاحونه احمدآباد مذکوره که به این اسم از ذکر حدود مستغنی است با تمام لواحق آن از آلات خشبیه و حدیدیه و غیرها.

اما صاحب جامع مفیدی و دیگر متون تاریخی یزد بنای احمدآباد را مربوط به دوران آل مظفر دانسته و یکی از مستحدات امیر مبارزالدین محمد و فرزندان او قلمداد می کنند که در اواسط قرن هشتم احداث گردیده است. و به نظر می رسد هر دو مطلب صحیح باشد زیرا اولین قنات احمدآباد که به احمدآباد وقف مشهور است؛ توسط شیخ احمد احداث گردیده است و بنای اصلی احمدآباد مربوط به دوران آل مظفر می باشد و در متون تاریخی زردشتیان نیز آمده است که چندین خانوار زردشتی نیز در احمدآباد سکونت داشتند و حتی پرستشگاهی «درمهری» نیز در آنجا بنا نموده بودند.

اما به مرور زمان زردشتیان احمدآباد به شریف آباد کوچ نمودند و سنگ آتشدان درمهر احمدآباد نیز به شریف آباد منتقل کردند و هم اکنون در آنجا نگهداری می شود و محلی که قبلاً درمهر زردشتیان بوده بعد از ویرانی به صورت زمین صافی در آمده که تا چند سال قبل آن قطعه زمین به مهرگورها معروف بوده است.

در احمدآباد هیچ آثار تاریخی که نشانگر قدمت آن باشد وجود ندارد و خانه های قدیمی آن تماماً از خشت و گل بوده که بعضی از آنها بازسازی شده است و احداث خیابان و عریض شدن کوچه ها بافت قدیم آن را به کلی تغییر داده است و تنها در شمال این روستا قلعه مانندی وجود دارد که به قلعه حسین آباد مشهور است و بنا به گفته معمرین، بنای آن قبل از احداث احمدآباد بوده و به وسیله نقبی به قلعه «زردگ» متصل بوده است.

اهالی احمدآباد از استعداد ذاتی خوبی برخوردارند و در قرون اخیر مفاخر علمی بزرگی چون:حضرت آیت الله داماد و حضرت آیت الله فکور و حاجی سیدیحیی واعظ و ... از آن برخاسته اند.

احمدآباد در حال حاضر بزرگترین روستای موجود در حوزه شهرستان اردکان می باشد و از امکانات بسیار خوبی از قبیل دبیرستان شبانه روزی، درمانگاه، آب و برق و تلفن، کتابخانه، مدرسه راهنمایی و ابتدایی دخترانه و پسرانه و چند باب مسجد و ... برخوردار می باشد و شغل اکثر اهالی آن کشاورزی می باشد و پسته عمده ترین محصول آن محسوب می گردد

اردکان(یزد)

  • جمعیت :
    52881
  • مساحت :
  • نام قدیمی :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352
  • سایت شهرداری :
    www.ardakancity.ir

اردکان
شهرستان اردکان یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. شهر اردکان مرکز این شهرستان است. جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با  ۷۳٫۲۹۲  نفر بوده است. شهرستان اردکان 32% پهنه استان یزد (بیش از 24 هزار کیلومتر مربع) را در خود جای داده و وسیعترین شهرستان در استان یزد است. این شهر در روزگارآبادانی آن در محلی به نام زردک قرار داشته و دیوارهای تاریخی آن هنوز پا برجا ست. این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، بخش خرانق و بخش عقدا می باشد.معمار گفتگوی تمدنها آقای خاتمی متولد این شهرستان می باشد.

جغرافیا و اقلیم:
شهر اردکان در طول جغرافیایی 53 درجه و 48 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 32 درجه و 20 دقیقه شمالی واقع شده است. اردکان بر سر راه تهران به کرمان و بندرعباس واقع شده که این راه از مرکز شهر (جاده سنتو یا دکتربهشتی) می گذرد و در قلب کویر مرکزی ایران جای دارد. موقعیت قرارگیری شهر در دشت یزد- اردکان می باشد. در قسمت غربی شهر آبادی های دهستان عقدا، در قسمت جنوبی دهستان بفروئیه میبد ، درقسمت شرقی دهستان زرین قراردارند.
از نظر توپوگرافی، بخش عمده شهرستان با خط تراز تقریبی 1500 متر محدود می  شود. تنها حدود 5% مساحت شهرستان کوهستانی بوده و ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 1234 متر است. در محدوده شهرستان بلندترین نقطه ارتفاعی مربوط به کوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است. بلندی شهر اردکان از سطح دریا 1035 متر است.
ارتفاعات موجود در شهرستان اردکان به شرح زیر است:
کوه چک چک (ارتفاع 2745): 38 کیلومتری شرقی اردکان(در دامنه غربی آن محل زیارتگاه زرتشتیان، پیرسبز چک چکو )

وضعیت اجتماعی:
در سال 1375 در شهرستان اردکان نسبت شهرنشینی 79% بوده که به دو شهر اردکان و شهر تازه تأسیس احمدآباد اختصاص یافته است (شهر احمدآباد در حدود 4500 نفر جمعیت دارد). شهر اردکان در سال 75 دارای 9472 خانوار معمولی ساکن با 43708 نفر جمعیت بوده و نسبت جنسی شهر معادل 107 مرد در مقابل هر 100 زن بوده است. این میانگین در سطح کشور 4/104 است. شهر اردکان از نظر جمعیت و وسعت پس از مرکز استان (شهر یزد) اولین شهر استان است. جمعیت بافت قدیمی شهر اردکان حدود 8/1 جمعیت کل شهر است.

ویژگی های فرهنگی مردم اردکان:
مردم شهر اردکان سخت کوش، با ایمان، بردبار و پاک اندیش، ساده و بی پیرایه، متعصب در امور دینی و مقید به برپایی عزاداری در چند ماه از سال هستند. تعصب و وابستگی خاص به مذهب، پشتکار و سختکوشی، مهمانوازی، صرفه جویی، سوداگری، همکاری و تعاون، روحیه کار، روحیه قناعت پیشگی و اقتصادی بودن، اهل ریسک نبودن و بی اعتمادی به اقلیم و شرایط آب و هوایی و... ویژگیهایی هستند که تا حدودی متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه (اقلیم کویری و گرم و خشک) هستند.
مردم اردکان آریایی نژاد و ایرانی الاصل هستند و به زبان فارسی و لهجه شیرین یزدی سخن می گویند. بیشتر مردم شهر مسلمان و شیعه جعفری هستند و شماری زرتشتی نیز در ناحیه زندگی می کنند. از جمعیت شهر اردکان 6/99% مسلمان و 4/0% زرتشتی، مسیحی و... هستند.

سوابق و پیشینه تاریخی:
آنطور که از منابع و مآخذ بر می‌آید، اردکان در گذشته محلی در 10 کیلومتری شمال اردکان واقع شده و اکنون زردک Zardok نامیده می‌شود و به رغم گذشت زمان می‌توان خرابه‌های خانه‌های مسکونی، مسجد و بازار و قلعه و حسینیه قدیمی اردکان را در آن مشاهده کرد. علت تغییر محل شهر را بعضی جاری شدن آب شیرین در محل فعلی اردکان ذکر کرده‌اند. از متون تاریخی قدیم چنین مستفاد می‌شود که رودخانه بزرگی از زابلستان تا کرمان و یزد و نزدیکی نائین ادامه داشته است و همچنین دهها رودخانه فصلی و آبهای سطحی از جنوب به شمال در جریان بوده که اینها همه می تواند منشاء تجمع مردم در این منطقه باشد. از طرفی دیگر شیب ملایم زمین از جنوب به شمال موقعیت را برای احداث قنات مناسب می‌نموده به همین جهت عامل اقتصادی یا آب و زمین مناسب برای کشاورزی باعث بوجود آمدن این شهر کویری گردیده است. اولین هسته شهر فعلی اردکان از قرن هشتم هجری پایه گذاری شده، بطوریکه محلات اطراف میدان قلعه و محله چرخاب از محلات قدیمی و نسبتاً سالم این شهر محسوب می شوند. از شواهد بر می‌آید که پس از تعیین محل جدید شهر اردکان، اولین بنا در محل میدان قلعه فعلی بنا شده است. پس از گذشت مدتی بر اثر ازدیاد جمعیت میدان بالاده را در جنوب و مسجد زیرده از این میدان است. سپس در کنار مسجد جامع، بازار بزرگ و چهار سوق و حمام بازار را بنا کردند.

نخستین باری، که در تاریخ از این شهر یاد شده، سده 7 هـ. ق است که نامی از اردکان و خانقاه ساختن شیخ تقی الدین دادا محمد از بزرگان و سالکان راه دین به میان آمده است. پس از شیخ محمد و پسرانش، اردکان به گونه علم، حکمت و ادب درآمد و از آن پس، درستی واژه «یونان کوچک» به اردکان تحقق یافت و نام اردکان را بیش از پیش روشنایی بخشید. در دوران افشاریه (1163 هـ. ق) علی قلی خان، برادرزاده نادرشاه، علیه شاهرخ شاه افشار شورش کرد و عازم خراسان شد. پس از پیمودن مسیر تا نزدیکی اردکان، از سوی سپاهیان شاهرخ شاه سرکوب و دستگیر و به مشهد فرستاده و در آن جا کشته شد. درسال 1207 هـ. ق لطفعلی خان زند، در جریان جنگ های خود با آقا محمد خان طبسی، سپاه کوچکی تدارک دید و به سوی شیراز رهسپار شد. درنزدیکی یزد، محمد تقی خان یزدی، راه را بر لطفعلی خان بست. لطفعلی خان با دلاوران زند و سپاهیان طبسی، در ناحیه اردکان، برخان یزدی تاخت و آنان را شکست داده و رهسپار ابرکوه شد. در تمامی دوران قاجار، شهر اردکان و پیرامون آن، جزو حکومت یزد محسوب می شد. در سال 1236 هـ. ق شاهزاده محمد ولی میرزا، حکمران یزد شد و حاجی میرزا محمد خان قزوینی را به حکومت اردکان و میبد فرستاد. پس از قزوینی، ‌میرزا مهدی قلی وزیر و پس از او محمد کریم خان، حاکم اردکان شدند.

وجه تسمیه:
اردکان از دو کلمه «ارد» و«کان» تشکیل شده که «ارد» به معنی مقدس و «کان» یعنی معدن می‌باشد و با این ترکیب واژه اردکان به معنای سرزمین مقدس می‌شود، اما در جامع مفیدی «ارد» را به کسر الف به معنی دور معنی کرده و نوشته است چون اطراف اردکان معادن زیاد وجود دارد، در نزد مردم این منطقه به اردکان معروف گشته است.
مقارن با حمله مسلمانان به ایران و فرار ایرانیان از شهرهای بزرگ خراسان به طرف مرکز ایران، آنها در میبد، یزد و سایر مناطق مرکزی ایران ساکن شده‌اند. مردم نواحی اردکان چون این خطه را برای کشاورزی مساعد دیدند به احداث قنوات و بنادر این شهر (اردکان) اقدام نمودند. بنابراین ممکن است بانیان اردکان زرتشتیان بوده باشند. در این صورت ممکن است نام اردکان از کلمه ( ارتاکان) به معنی راستی و درستی آمده باشد که در آیین زرتشتی یکی از ایزدان است.

در کتب:
در کتاب یزد نامه به اردکان اشاره شده و از آن به محل توطن علما و حکما در قدیم الایام (حدود قرن هفتم هـ.ق) یاد شده که به یونان کوچک اشتهار داشته و دارای مساجد، خوانق، عمارات، باغات، بیوتات بوده و محل زندگی علما و فضلا بوده که هر یک منازل دلگشا و بساتین روح افزا در آن ساخته اند. در گذشته دور نیمه شمالی یزد محل دریاچه ای بزرگ بوده که از منطقه حوض سلطان در جنوب ری تا شمال دشت یزد ادامه داشته (دریاچه ساوه) که امروزه اثری از آن باقی نمانده است. خشکیدن این دریاچه را از وقایع هنگام میلاد پیامبر اسلام می دانند و سه دیه ی بیده، عقدا و میبد در کنار این دریا بودند و محل کنونی شهر اردکان زیرآبهای دریای ساوه قرار داشته است.

معادن:
از کارگاه های صنعتی اردکان می توان موزاییک سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنایع کوچک را نام برد. مهم ترین معادن اردکان و پیرامون آن اورانیوم، ‌باریم، آهن، سرب، روی، گچ و نمک هستند.فرآورده اردکان ارده و حلوا ارده است که در عصاری ها و کارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن کنجد تولید و صادر می شوند.در اردکان کارخانه های گندله سازی ، فولاد ارفع ،فولاد غدیر ،فولاد چادرملو ، معدن چادر ملو ،کارخانجات کاشی و کارخانه عظیم شیشه اردکان و کارخانه کیک زرد انرژی اتمی ساخته شده و نیروگاه 800 مگاواتی سیکل ترکیبی در استانه راه اندازی می باشد .  ضمناً هتل باغسرای شهرداری 4 ستاره ، مهمانسرای جهانگردی و هتل کاریز اردکان نیز از مراکز خدماتی می باشد   آماده ارائه اطلاعات و همکاری می باشم.

کشاورزی:
کشاورزی در اردکان به دلیل‌ نداشتن آب کافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم این شهرستان می توان انار، روناس، گندم، میوه، یونجه، پنبه و پسته را نام برد. پسته اردکان از گونه پسته مرغوب ایران به حساب می آید. با توجه به آب و هوای اردکان دام‌داری به گونه پراکنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با این حال گوسفند، گاو، شتر نیز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نیز در این منطقه رایج است.

آثار تاریخی:
منطقه زردک : که شامل آثاری از بناهای مربوط به قرن پنجم و ششم می باشد.

مسجد زیرده و جامع : از بناهای مربوط به قرن دهم هجری می باشد.

مسجد حاج محمد حسین : مربوط به دوره قاجاریه می باشد.

مسجد جامع عقدا : که مربوط به قرن ششم هجری می باشد.

موزه مردم شناسی اردکان : دارای بخشهای مختلف مردم شناسی، اشیاء عتیقه، گیاه شناسی، جانورشناسی و فرهنگی می باشد.

رباط خرگوشی : از بناهای دوره شاه عباس صفوی می باشد.

رباط شاه زاده و منار جنبان خرانق : دارای جاذبه توریستی می باشند.

پیر سبز چک چک : زیارتگاه زرتشتیان می باشد و همه ساله پذیرای جمع کثیری از زرتشتیان داخل و خارج از کشور می باشد.

پرستشگاه هریشت : از زیارتگاههای زرتشتیان می باشد.

غار شگفت یزدان : در 50 کیلومتری عقدا واقع و دارای ستونهای زیبای استلاگمیت و استلاگتیت می باشد. طول این غار 15 کیلومتر است.

از دیگر اثار تاریخی اردکان را میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
آب انبار دوراه، آب انبار قلعه، آتشکده شریف آباد، آتشکده احمد آباد، ، پیرسوز، چهارسوق، ، حسینیه بازار نو، خانقاه اردکان، دخمه ترک آباد، دخمه شریف آباد، زیارتگاه پارس بانو، زیارتگاه زرتشتیان شریف آباد، مدرسه علمیه ، مسجد کچیب، و میل ترک آباد .

ویژگیهای بافت تاریخی اردکان:
بافت تاریخی اردکان یکی از سالمترین بافتهای قدیمی ایران می‌باشد و به علت قرار گرفتن در موقعیت خاص جغرافیایی تا حد زیادی از حوادث روزگار مصون مانده است. این بافت از ویژگیهای کامل شهرهای کویری برخوردار ودر از بعضی خصوصیات منحصر به فرد می‌باشد. باروی زیبا ، دروازه‌های متناسب ، ساختمانهای موزون ، آب انبارهای متعدد ، کوچه‌های تنگ و باریک ، محلات منسجم ، در بندهای انحصاری و مساجد بزرگ و جالب از ویژگی‌های این بافت تاریخی محسوب می‌گردد.

بافت تاریخی اردکان به علت قرار گرفتن در منطقه کویری دارای ساختمانهای خشتی و گلی خاص مناطق کویری می‌باشد.کمی نزولات آسمانی ، عدم رخداد طبیعی خاص ، دور بودن از مرزهای جغرافیایی کشور و قرار نگرفتن در معرض هجوم بیگانگان باعث گردیده علی رغم گذشت زمان ، بافت تاریخی اردکان تا این اواخر سالم و دست نخورده باقی بماند. با روی کار آمدن رضاخان همراه سیاست به اصطلاح امنیت ملی وی تخریب بافت آغاز گردید و تا امروز نیز ادامه دارد؛ ولی هنوز بخش باقی مانده آن که زیباترین قسمت بافت محسوب می‌گردد دست نخورده و سالم می‌باشد. خوشبختانه اقدامات پیشگیرانه چند سال اخیر موثر واقع شده و در بعضی موارد نه تنها از تخریب بافت جلوگیری کرده بلکه بازسازی و مرمت موجبات احیا و رونق دوباره آن را فراهم آورده است.

نحوه و شکل گیری بافت قدیم:
از آثار موجود چنان بر می‌آید که احداث بافت قدیم اردکان حداقل در سه مرحله انجام شده و قسمت اصلی آن که همان مرکزیت و بخش اولیه بافت می‌باشد در محلی که امروز به میدان قلعه مشهور است بنا گردیده در حقیقت قلعه اصلی یا اولین بنا در اردکان در این منطقه بوده و تاریخ دقیق بنای آن مشخص نیست اما آثار موجود نشان می‌دهد که این قلعه حداقل در قرن ششم هجری قمری موجود بوده است. سپس محلات بالا ده و زیرده به آن اضافه شده است و محدوده اولیه اردکان عبارت بوده از محله زیرده در شمال ، میدان بالاده در جنوب ، رباط و آب انبار رباط در شرق، ولی غرب آن درست مشخص نیست ، طول محدوده تقریباً 450 متر و عرض آن در حدود 250 متر بوده است.
این محدوده کوچک دارای دو مسجد جالب و بزرگ و زیبا می‌باشد. مسجد جامع در جنوب و مسجد زیر ده در شمال و فاصله میدان قلعه تا مسجد جامع درست برابر است با فاصله مسجد زیر ده تا میدان قلعه ، در این بخش کوچک مدرسه علمیه با وسعت بسیار زیاد و حمام زنانه و مردانه ، بازار ، آب انبار و رباط نیز وجود داشته است.

حصار اول
حصار و خندق اولیه بطور کلی از بین رفته و تا اوائل قرن اخیر بخش کوچکی از خندق در ضلع جنوب شرقی در نزدیکی میدان بالا ده هنوز باقی بود که متاسفانه به مغازه تبدیل گردید.

حصار دوم
توسعه بافت قدیم در سالهای بعد بیشتر مربوط به شرق بوده است و خانه‌های دوره ایلخانی در شرق اردکان نشانگر این واقعیت است که در قرن هفتم این منطقه جزئی از بافت بوده است و حدود آن در شمال تا نزدیکی حسینیه کوشکنو و در جنوب تا نزدیکی حسینیه بازار نو امتداد داشته و طول و عرض آن درست مشخص نیست.

حصار سوم
حصار سوم که در واقع آخرین حصار و باروی بافت قدیم اردکان می‌باشدنشانگر توسعه از چهار طرف است: زیرا در شمال و جنوب محلات کوشکنو و بازار نو به بافت افزوده گردیده و در شرق محلات زین الدین و تیران و غرب محلات چرخاب و امیری به بافت اضافه گردیده است. توضیح اینکه قلعه سیف و دروازه سیف نیز در این توسعه در ضلع جنوب و جنوب غربی احداث شده است. در این توسعه طول بافت به 850 متر و عرض آن به 6500 متر رسیده است تاریخ دقیق این توسعه مشخص نیست ولی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که در قرن دهم این توسعه صورت گرفته بوده است.

بارو
یکی از ویژگیهای بافت قدیم اردکان وجود باروی بلند و زیبای آن می باشد.این بارو که به طول بیش از سه هزارمتراست، تمام اماکن داخل بافت رادربرمی گرفته است.ارتفاع دیوار7 الی 8 متروضخامت آن در قسمت پایین 5/1 و در بالاترین نقطه 20الی30 سانتیمتربوده است، دورتا دوراین بارو بیش از 50 برج تعبیه شده بوده که از آنها برای حفاظت و نگهبانی استفاده می کرده اند.
مصالح به کار رفته دربارو کلا ازخشت و گل بوده وفقط دربعضی موارد درپای برجها ازچند ردیف آجراستفاده شده است.در قسمت فوقانی باروکنگره هایی ازخشت و گل ساخته شده که به آن زیبایی خاصی می داده ودرپای کنگره ها تیرکش هایی برای تیراندازی و منفذهای متعددی برای ریختن سرب مذاب و غیره تعبیه شده بوده ;برای حفاظت ازاین بارو در قسمت جنوب حصار کوتاه تری به فاصله دومتری بنا گردیده بوده ودربعضی از قسمتها برجهای منفردی که به وسیله یک پل چوبی به بارو متصل می شده وجود داشته که از آن برای دیده بانی استفاده می شده است.

خندق
دور تا دور بارو خندقی به عرض 7 الی 10 متر و عمق 2 الی 3 متر حفر گردیده بوده که در مواقع خطر با آب قنوات آن را پر می کرده اند.تخریب این بارو از اوائل قرن اخیر آغاز شده و در حال حاضر فقط قسمت کمی از آن باروی بزرگ باقیمانده که در سالهای اخیر تعدادی از برجهای آن مرمت و بازسازی گردیده است.

دروازه
برای ورود به شهریا درحقیقت عبورازباروهشت دروازه دراطراف آن تعبیه شده بوده که دارای امکانات حفاظتی مناسب بوده است.
هردروازه دارای دو برج بزرگ در دو طرف بوده که از بناهای اطراف بارو بلندتر بوده است.این دو برج به وسیله سردر دروازه به همدیگر متصل می شده اند و در بالای برجها اطاقی بوده که تیراندازان و نگهبانان دروازه های شهرازآن استفاده می کرده اند.
هردروازه دارای دولنگه دربزرگ چوبی بوده که به وسیله نگهبانان که به دروازبان مشهوربوده اند بازوبسته می شده است.
دروازه بانها معمولا‍ در یک اتاق کوچکی که درکناردروازه قرارداشته اتراق می کردند و طبق معمول صبح زود در بزرگ دروازه بازمی کردند وپس از غروب آفتاب آن را می بستند و اگرکسی در ساعت غیرمقرر به دروازه می رسید حق ورود یا خروج از دروازه را نداشت.
درکنارهردروازه یک آب انبارویک باب مسجدکوچک قرارداشته که هنگام خروج و ورود به دروازه می توانستند ازآن استفاده نمایند.
درزمان هایی که شهرموردحمله قرارمی گرفته درهای دروازه های شهر را می بسته اند و برای اینکه دشمن نتواند آنها را باز کند درپشت درها تپه هایی از خاک می انباشتند و یک یا دو دررا برای ورود وخروج در نظرمی گرفتند و تنها دروازه میرصالح دارای یک درو یک برج بوده که دروازه در وسط برج تعبیه شده بوده است.
دروازه های اصلی اردکان عبارت است از:دروازه کوشکنو، دروازه علی بیک و دروازه امیری در شمال ، دروازه بازار نو و دروازه میرصالح در جنوب ، و دروازه های آخوند و خالو زمان در شرق و دروازه سیف درغرب و درسمت جنوب شرقی نیز در زمانهایی که خطری شهر را تهدید نمی کرد ، دروازه کوچکی تعبیه می کردند که به دروازه سوراخک مشهور بوده است.

منابع تامین آب
آب آشامیدنی داخل حصار بست از طریق آب انبار تامین می شده است.آب غیر شرب نیز توسط چهار رشته قنات که از جنوب وارد بافت می شده و پس از عبور از طول 850 متری بافت از شمال خارج می گردیده تامین می شده است.

این رشد قناتهااز منازل و اماکن عمومی شهر عبور می کرده و مردم با حفر پاکنه که در اصطلاح محلی به آن جوی (جوخ) گفته می شود به آن دسترسی پیدا می کرده اند.
مسیر قناتها تا حدی مستقیم بوده است.خانه ها و اماکن اطراف قناتها نیز با حفر کانالهای انحرافی بخشی از آب را به طرف خانه های خودشان منحرف می نموده اند و که در اصطلاح محلی به مسیر مستقیم قنات راسته و مسیر انحرافی آن کجه و مسیر انحراف دیگر جدا شده باشد کجه بر کجه می نامیده اند.از چهار رشته قنات که از داخل بافت عبور می کرده قناتهای شورآبه ، مورتین و بهاءالدین آباد در زیرزمین قرار داشته ولی قنات نیلی در سطح زمین جریان داشته از دروازه بازارنو وارد بافت شده و پس از عبور از طول بازار از دروازه کوشکنو خارج می شده و به علت عبور این قنات از کنار بازار و سایر اماکن عمومی، ماده تاریخ (آبرو یافت اردکان زین آب) برای آن در نظر گرفته شده است که بر اساس حروف ابجد سال 1040 قمری به دست می آید که سال احداث قنات علی آباد نیلی می باشد.

مراکز اقتصادی
بزرگترین مرکز اقتصادی شهر بازار بزرگ و چهار سوق زیبا و معروف آن بوده که از جنوب به شمال امتداد داشته و طول آن به 750 متر می رسیده است. تاریخ بنای این بازار مشخص نیست ولی صاحب جامع مفیدی (ج 3،ص726) که در سال 1085 کتابش را تدوین نموده از این بازار و چهار سوق و قنات نیلی نام برده است.
در محل چهار سوق دو بازارچه کوچک یکی در غرب و دیگری در شرق قرار داشته که یکی به دروازه آخوند و دیگری به دروازه سیف منتهی می شده است. در داخل بازار علاوه بر مغازه های مختلف چند تیمچه یا تجارتخانه نیز قرار داشته است همچنین در هر محله ای بازارچه کوچکی وجود داشته تامین کننده مایحتاج اهالی محله بوده است.

حسینیه یا میدان
در هر مرحله حسینیه های کوچک یا بزرگی قرار داشته که در اصطلاح محلی به آنها میدان میگفته اند،اگر چه در ماه محرم از این حسینیه ها برای عزاداری استفاده می شده ولی در طول سال اغلب آنها به صورت مراکز تجاری در می آمدن است، زیرا این میدانها در نزدیکی دروازه های ورودی شهر قرار داشته و هیزم و زغال و سایر اقلامی که در داخل مغازه نمی توانستند بفروش برسانند در این میدانها خرید و فروش می گردیده است.عمده ترین میدانهای اردکان عبارت بوده است از: حسینه(میدان) بازلرنو در نزدیکی دروازه بازار نو، میدان کوشکنو در نزدیکی دروازه کوشکنو ، میدان علی در نزدیکی دروازه سیف ، میدان بالاده در نزدیکی دروازه میرصالح ، میدان زین الدین در نزدیکی دروازه آخوند ، میدان علی بیک در نزدیکی دروازه علی بیک. دور تا دور اغلب میدانها نیز مغازه های وجود داشته که از آنها به عنوان کارگاههای زیلوبافی ، لبافی و حلاجی و... استفاده می شده است.

کاروانسرا
کاروانسراها نیز به عنوان مراکز تجارت و اسکان کاروانها محسوب می‌شده‌اند و اغلب آنها در نزدیکی مراکز تجاری بنا شده بودند چنانچه کاروانسراهای حضرتی، گودالگ و کوشکنو در مسیر بازار شمال به جنوب قرار داشته‌ و کاروانسرای میدان علی در مسیر بازار شرق به غرب و کاروانسرای علی بیک در نزدیکی میدان و بازارچه محلی علی بیک قرار داشته است.
در دوره قاجار کاروانسرای سلطان در کنار دروازه سیف و کاروانسرای دیگری در کنار دروازه بازارنو و کاروانسرای علی بیک در بیرون دروازه علی بیک بنا گردیده که این سه کاروانسرا چسبیده به حصار شهر بوده‌اند امّا راه ورودی آنها بیرون از دروازه بوده است.
رباط شاه عباسی هم که در مسیر راه یزد به اصفهان ساخته شده بوده حدود دویست متر تا دروازه بازارنو فاصله داشته است.

اماکن رفاهی
حمام به عنوان عمده‌ترین اماکن عمومی رفاهی در قدیم محسوب می‌گردیده و تمام حمامهای داخل بافت وقفی می‌باشد اغلب آنها برای تعمیر و بعضی از مصارف دیگر آن نیز دارای موقوفات می‌باشند. حمامهای داخل بافت نسبتاً‌ بزرگ و قسمت‌های زنانه و مردانه آن بصورت مجزا و نزدیک به هم بنا شده‌اند. قدیمیترین حمام داخل بافت، حمام بازار است که خوشبختانه تاکنون نیز سالم و مورد استفاده می‌باشد.
دیگر حمامهای داخل بافت عبارت است از: حمام حاج ملاحسن و حمام چرخاب در محله چرخاب، حمام کوشکنو در محله کوشکنو، حمام طالب در محله زین‌الدین و حمام بازار در کنار مسجد جامع و مسیر بازار شرق به غرب بوده است. جالب اینکه تمامی آنها تقریباً در ضلع غربی بافت قدیم قرار داشته‌اند.

آب انبار
آب انبارها به عنوان تأمین کننده آب آشامیدنی داخل و خارج از بافت قدیم بوده‌اند و اغلب آنها توسط افراد خیّر بنا شده بوده و دارای موقوفاتی جهت آبگیری و تعمیرات می‌باشند. این آب انبارها علاوه بر تأمین آب شرب مصرفی مردم، اغلب دارای پاکنه آب قنات بوده که از آنها برای شستشو و تجدید وضو استفاده می‌کرده‌اند و در بالای سردر آنها نیز مسجدهای کوچکی برای برگزاری نماز یا محلی برای استراحت تعبیه شده بوده است. استفاده از آب انبار بطور کلی رایگان می‌بوده و تمام آب انبارها دارای مسیرهایی بوده‌اند که در فصل زمستان از آب قنات صدرآباد و باغستان آبگیری می‌شده‌اند.
آب انبارهای اردکان اغلب دارای سه بادگیر یک طرفه می‌باشند که از این نظر در نوع خود حالت منحصر به فردی دارند که هیچ کجای ایران نظیر آنها دیده نمی‌شود. همچنین سقفهای خشتی و گنبدی شکل خزینه‌های آب انبارها و راه‌پله‌های آجری زیبای آنها نماد معماری اردکان محسوب می‌گردند.
اکثر آب انبارهای داخل بافت قدیم هنوز سالم و قابل بهره‌برداری می‌باشند و در مواقع قطع آب از آنها استفاده می‌گردد.

مسجد
از نکات بسیار جالبی که در بافت قدیم اردکان دیده می‌شود وجود مساجد متعدد و بسیار بزرگ است که علی‌رغم توسعه اردکان در چند سال اخیر هنوز مسجد جامع داخل بافت بزرگترین مسجد اردکان محسوب می‌گردد و این نشانگر وسعت نظر سازندگان آن می‌باشد.

مساجد بزرگ داخل بافت دارای دو قسمت به اصطلاح تابستانی و زمستانی «شبستان و گنبد خانه» می‌باشند و به جز مسجد حاج محمدحسین اکثر آنها از خشت و گل ساخته شده‌اند تاریخ بنای قدیمیترین آنها مشخص نیست، ولی آثار موجود در مسجد زیرده و جامع مربوط به اواخر قرن دهم هجری قمری می‌باشد. دیگر مساجد داخل بافت عبارت است از مسجد حاج سعیدا و مسجد حاجی رجبعلی در محله چرخاب، مسجد زین الدین واقع در محله زین الدین، مسجد حاج محمد حسین واقع در کنار بازار بزرگ شهر، مسجد کوشکنو در محله کوشکنو.
علاوه بر مساجد بزرگ تعداد زیادی مسجد کوچک نیز در محلات مختلف وجود دارد که نام بعضی از آنها چنین است: مسجد آرد خرما، مسجد میدان سنگ، مسجد قرائت خانه، مسجد کوچه‌ خاتمی، مسجد حاج محمدرضا، مسجد محله تیران، مسجد سرپل، مسجد حسینیه بازار نو و ...

آسیاب
بطور کلی آسیابهای بزرگ در منطقه اردکان بوسیله آب قنات به چرخش درمی‌آمده و به همین دلیل اغلب آنها در خارج از بافت قرار داشته است. تنها یک آسیاب آبی که بوسیله آب قنات مورتین کار می‌کرده، به نام آسیاب «دزدگ» در داخل بافت قرار داشته است و همچنین تعدادی دستاس یا آسیاب دستی در خانه‌های مردم وجود داشته که برای بلغور کردن گندم و جو، از آنها استفاده می‌شده است.

دربند
یکی دیگر از ویژگیهای بافت قدیم اردکان دربندهای متعدد بوده است. هر دربند متعلق به افراد خاصی بوده که به علت قدرت مالی و نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بوده‌اند که درِ ورودی این خانه‌ها در داخل دربند باز می‌شده است. در ابتدای دربند دری نسبتاً‌ بزرگ قرار داشته که شبها می‌بسته‌اند و خانه‌های داخل دربند از امنیت بیشتری برخوردار بوده‌اند، ‌اغلب دربندهای موجود در اردکان متعلق به اوائل دوره قاجار می‌باشد و در محله چرخاب قرار دارد. مشهورترین آنها عبارت است از: دربند صدرالفضلا، دربند مجد العلما، دربند حاج ملا تقی، دربند سلطان،‌ دربند سنائی و...

بادگیر
بادگیر به عنوان اصلی‌ترین منبع تأمین هوای خنک در بافت قدیم محسوب می‌گردیده است لذا بطور قطع می‌توان گفت که تمام خانه‌ها دارای یک یا چند بادگیر بوده است، ‌تعداد چشمه‌های بادگیر بستگی به وسعت اتاق یا صفه‌ای داشته که بادگیر به آن منتهی می‌شده است. بادگیرهای اردکان یک طرفه و دهانه آنها به طرف شمال می‌باشد و بادی هم که از آن طرف می‌وزد به شَمال مشهور است. بادگیرها اکثر از خشت و گل می‌باشد و در قسمت بالای آن چشمه‌های تعبیه شده و سقف چشمه‌ها اغلب بصورت شیب‌دار در نظر گرفته می‌شده تا باد بهتر به داخل بادگیر هدایت گردد.
اتاق بادگیر یا صفه اگر چه بیشتر در قسمت جنوب خانه قرار داشته امّا در بعضی از خانه‌ها اتاق‌هایی در شمال خانه وجود داشته که دارای بادگیر بوده است.
تعداد چشمه‌های بادگیر اگر چه طبق یک سنت محلی فرد است امّا در بادگیرهای بزرگ بیشتر نشانگر عرض اطاق یا صفه می‌باشد. ارتفاع بادگیر نیز نسبت به ساختمانهای اطراف بسیار موزون و هماهنگ است چنانکه در خط آسمانه بافت قدیم اردکان یک ساختمان ناموزون و نامتناسب وجود نداشته است، ولی در سالهای اخیر ساخت و سازهای داخل بافت این توازن را به هم زده و هر بیننده یا یک نگاه می‌تواند این ناهماهنگی را مشاهده نماید.

ویژگیهای ساخت و ساز
ساخت و ساز در بافت قدیم با خشت و گل صورت می‌گرفته و این کار علاوه بر اینکه نیاز به حمل و نقل مصالح را کم می‌کرده، محاسن عمده دیگری نیز داشته که مهمترین آنها جلوگیری از نفوذ سرما و گرما به داخل ساختمان بوده است، همچنین برای تهیه خشت از گِلِ کفِ حیاط استفاده می‌کرده‌اند، در نتیجه حیاط خانه از سایر قسمتها گودتر می‌شده و این امر سبب می‌گردیده تا رطوبتِ داخل اتاقها و صفه‌های اطراف حیاط از طریق دیوارهای آجری به داخل حیات منتقل گردد و بالظبع دیوارها و کف اطاق‌ها خالی از رطوبت می‌شده است

اشکذر(یزد)

  • جمعیت :
    13957
  • مساحت :
  • کد تلفن :
    352

وجه تسمیه اشکذر
در تاریخ جدید یزد آمده است که بنای اشکذر به دست اشکین زال (اشک بن زال) که از ملوک الطوایف زمان اشکانیان بوده ، بنیانگذاری شده است که اهالی نیز این موضوع را تایید می کنند و لذا پیشوند « اشک» دقبقا به همین علت می باشد در مورد پسوند « ذر» به دلیل نبودن منبع تاریخی اطلاع دقیقی در دست نیست ، ولی به گفته ی اهالی اشک بن زال زنی داشته به نام « آذر» که به گفته ی آنها پسوند « ذر» مخفف همان نام آذر در لهجه ی بومب بوده است.نویسندگان کتب تاربخی ، بنای اولیه ی شهر اشکذر را از زمان اشکانیان می دانند . احمد بن حسن بن علی کاتب یزدی ، مولف کتاب تاریخ جدید یزد می نویسد : « در زمان اشکانیان ، اشک بن زال (اشکین زال) که از ملوک الطوایف بود ، اشکذر را او ساخت » با این توضیح ، اشکذر در زمان اشکانیان به وجود آمده است و قدمت آن به حدود 2000 هزار سال می رسد. عده ای اشکذر را خیلی قدیمی ترمی دانستند و معتقدند که بنای اولیه ی اشکذر به علت حمله ی شنهای روان در زیر خاک مدفون گشته است . بنای موجود اشکذر ، با احداث قنات کویر به دست اشک بن زال که منشا آن در نزدیکی صفاییه کنونی در یزد است ، آغاز و شروع به رشد نموده است و مردم در کمال خوشی و آبادانی به کشاورزی می پرداخته اند . این قنات از زمان احداث حدود 120 قفیز آب داشته و اراضی بسیاری را به زیر کشت می برده است.

آب و هوای اشکذر
این منطقه فاقد کوهستان و در نتیجه دارای آب و هوای صحرایی با طوفان های توام با شن و ماسه می باشد . تپه های هلالی شکل که یکی از پدیده های فرسایش بادی است در تمام مناطق مشاهده می گردد به همین علت از زمان های بسیار قدیم برای مصون بودن روستاها از طوفان های کویری ، خانه ها و اماکن اصلی ده به صورت متمرکز و مزارع و باغات ، مساکن را محاصره کرده اند .

ویژگیهای‌ طبیعى‌
شهرستان اشکذر شبیه‌ مثلثى‌ است‌ که‌ یک‌ رأس‌ آن‌ متوجه‌ جنوب‌ است‌ و در ضلع‌ شمالى‌ آن‌ شهرستان‌ اردکان‌، در ضلع‌ شرقى‌ آن‌ بخش‌ مرکزی‌ و در ضلع‌ غربى‌ آن‌ نیز بخش‌ خضرآباد همین‌ شهرستان‌ قرار گرفته‌ است و با مساحت 45 کیلومتر مربع در 20 کیلومتری شمال غربی شهرستان یزد قرار گرفته است و جمعاً 134 آبادی‌ در خود جای‌ داده‌ است ؛ شهرستان‌ اشکذر در دشت یزد - اردکان‌ واقع شده است‌ . در سراسر این‌ دشت‌ برخانهای‌ (تپه‌های‌ شنى‌ هلالى‌ شکل‌) متعدد که‌ حاصل‌ فرسایش‌ بادی‌ است‌، به‌ چشم‌ مى‌خورد. گفته‌ مى‌شود که‌ منشأ این‌ شنهای‌ روان‌ ناحیة ندوشن‌ و باتلاق‌ گاوخونى‌ است‌. به‌طور کلى‌ این‌ ناحیه‌ دارای‌ ویژگیهای‌ آب‌ و هوای‌ صحرایى‌ است‌. میانگین‌ حداکثر و حداقل‌ دما طى‌ یک‌ دورة کوتاه‌ مدت‌ 6 ساله‌ (1357-1363ش‌) به‌ ترتیب‌ حدود 28 و 10 درجة سانتى‌گراد برآورد شده‌ است‌. میانگین‌ بارش‌ سالانه‌ طى‌ همان‌ سالها 68 میلى‌متر بوده‌ است‌. شهر اشکذر فاقد رودخانة دائمى‌ است‌ و تنها، رودخانة رحمت‌آباد که‌ از ارتفاعات‌ خونزا در شمال‌ باختر یزد سرچشمه‌ مى‌گیرد، در فصل‌ بارندگى‌ دارای‌ جریان‌ آب‌ است‌ .

بروز طوفانهای‌ شن‌ و ماسه‌ و فرسایش‌ بادی‌ حاصل‌ از آن‌ از ویژگیهای‌ این‌ ناحیه‌ است‌ که‌ همراه‌ دیگر عوامل‌ نامساعد طبیعى‌ از جمله‌ کمى‌ ریزشهای‌ جوی‌ و کاهش‌ تدریجى‌ منابع‌ آب‌ زیرزمینى‌، موجب‌ فقدان‌ پوشش‌ گیاهى‌ شده‌ است‌. در این‌ دشت‌ جانورانى‌ مانند آهو، روباه‌، خرگوش‌ و گونه‌هایى‌ از پرندگان‌ مانند کبوتر و تیهو وجود دارند.
شهرستان اشکذر در اواسط نیمة نخست‌ سدة حاضر از بخشهای‌ یازده‌گانة شهرستان‌ یزد به‌شمار مى‌رفته‌، و 22452نفر را در خود جای‌ مى‌داده‌ است. با تغییراتى‌ در حدود سیاسى‌ - اداری‌ کشور، اشکذر هم‌اکنون‌ به عنوان یک شهرستان در استان‌ یزد است‌ و از 134 آبادی‌ آن‌، 26 آبادی‌ دارای‌ سکنه‌ و 108 آبادی‌ خالى‌ از سکنه‌ شده‌ که‌ خود گویای‌ افزایش‌ مهاجرت‌ روستاییان‌ به‌ شهرهای‌ بزرگ‌ است‌ . بر مبنای‌ آخرین‌ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌،29177نفر ( 6277خانوار) در این‌ بخش‌ سکنى‌ دارند که15401تن‌ از آنان‌ مرد و 13776تن‌ زن‌ بوده‌اند. بدین‌سان‌ در مقابل‌ هر 100 زن‌، 111 مرد در این‌ بخش‌ وجود داشته‌ است .

ویژگیهای‌ اقتصادی
فعالیت‌ اقتصادی‌ ساکنان‌ اشکذر و دهستان‌ رستاق‌ ، در رشتة کشاورزی‌، صنایع‌دستى‌، پیشه‌وری‌ و کارگری‌ است. با وجود مشکلات‌ دسترسى‌ به‌ منابع‌، کشاورزی‌ مهم‌ترین‌ فعالیت‌ مردم‌ ناحیه‌ به‌شمار مى‌رود. درگذشته‌ بیش‌ از 50 قنات‌، آب‌ موردنیاز کشت‌ را فراهم‌ مى‌کرده‌اند که‌ در ایجاد و توسعة ی روستاها نقش‌ مهمى‌ داشته‌اند. با حفر چاههای‌ عمیق‌ و نیمه‌عمیق‌ متعدد و بهره‌برداری‌ بى‌رویه‌ از آنها و همچنین‌ کمى‌ بارش‌، به‌تدریج‌ بسیاری‌ از قنات ها خشک‌ و بدون‌ استفاده‌ مانده‌اند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد که‌ در 1358ش‌، از 22 قنات‌ موجود دربخش‌ اشکذر همگى‌ خشک‌ بوده‌اند، در عوض‌ در همان‌ سال‌ از 37 چاه‌ عمیق‌ و 29 چاه‌ نیمه‌عمیق‌ در این‌ نواحى‌ بهره‌برداری‌ مى‌شده‌ است‌. خشک‌ شدن‌ قناتها، خود عاملى‌ برای‌ مهاجرت‌ روستاییان‌ به‌ شهرها بوده‌ است‌. این‌ مهاجران‌ اغلب‌ در شهرهای‌ قم‌، تهران‌، سبزوار و مشهد سکنى‌ گزیده‌اند. عده‌ای‌ نیز در جست‌ و جوی‌ کار به‌ کشورهای‌ حاشیة ی خلیج‌فارس‌ رفته‌اند.
در اشکذر از دیرباز برای‌ اندازه‌گیری‌ آب‌ از واحدی‌ محلى‌ به‌ نام‌ جرّه‌ یا جرعه‌ - معادل‌ 12 دقیقه‌ آب‌ - و برای‌ اندازه‌گیری‌ زمین‌ از مقیاسى‌ به‌نام‌ قفیز استفاده‌ مى‌شده‌ است.

فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ اشکذر به‌طور عمده‌ عبارتند از گندم‌ و جو، نباتات‌ علوفه‌ای‌، دانه‌های‌ روغنى‌، حبوبات‌ و پیاز که‌ در کنار آنها نباتات‌ جالیزی‌، انار، پسته‌، گوجه‌فرنگى‌ و سیب‌ درختى‌ نیز به‌ عمل‌ مى‌آید و اخیراً به‌ علت‌ مساعد بودن‌ زمین‌، تولید پسته‌ رو به‌ افزایش‌ گذاشته‌ است‌. چرخاب‌ یکى‌ از نواحى‌ مساعد کشاورزی‌ بخش‌ اشکذر به‌شمار مى‌آید که‌ به‌سبب‌ برخورداری‌ از آب‌ فراوان‌ و خاک‌ حاصل‌خیز در تولید محصولات‌ کشاورزی‌ و جالیزی‌ اهمیت‌ دارد. به‌طور کلى‌ برخى‌ از فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ بخش‌ اشکذر به‌ نواحى‌ دیگر استان‌ و نیز سایر استانها صادر مى‌شود . در سالهای‌ اخیر، دولت‌ برای‌ تثبیت‌ شنهای‌ روان‌ در این‌ منطقه‌ اقدام‌ به‌ کشت‌ نهال های‌ ویژه ی نواحى‌ کویری‌ مانند تاغ‌ و گز و اسکنبیل‌ کرده‌ است‌ و این‌ خود افزون‌ بر جلوگیری‌ از فرسایش‌ بادی‌ و محافظت‌ از روستاها، در مساعد نمودن‌ نسبى‌ آب‌ و هوای‌ منطقه‌ مؤثر بوده‌ است‌.
پرورش‌ دام‌ و طیور در کنار زراعت‌ از دیگر فعالیتهای‌ اقتصادی‌ مردم‌ این‌ نواحى‌ است‌.
ویژگیهای‌ طبیعى‌ این‌ بخش‌ نیز سبب‌ توسعة صنایع‌دستى‌، به‌ویژه‌ قالى‌بافى‌ به‌ عنوان‌ کمک‌ درآمد خانوارهای‌ ساکن‌ دهستان‌ رستاق‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ کارگاههای‌ نساجى‌ قدیمى‌ (شَعْربافى‌) به‌تدریج‌ به‌ کارگاههای‌ صنعتى‌ بدل‌ شده‌ است‌. هم‌اکنون‌، از کارگاههای‌ متعدد قالى‌بافى‌،گلیم‌بافى‌،ریسندگى‌و بافندگى‌الیاف‌و تولیدپارچه‌بهره‌برداری‌ مى‌شود. علاوه‌ بر صنایع‌ نساجى‌، کارگاههای‌ رنگ‌سازی‌، فیلترسازی‌، اتاق‌ و تانکرسازی‌، موزائیک‌سازی‌، آجر پزی‌، سنگ‌بری‌، مواد پلاستیکى‌ و کفش‌دوزی‌ نیز در این‌ بخش‌ فعالیت‌ دارند. از دیگر تولیدات‌ مهم‌ اشکذر، آجر است‌ که‌ در کارخانه‌ای‌ واقع‌ در سرچشمه‌ تولید مى‌شود؛ همچنین‌ از معدن‌ سنگ‌ گچ‌ واقع‌ در نزدیکى‌ روستای‌ عصرآباد به‌ نحو مطلوبى‌ بهره‌برداری‌ مى‌شود .

ویژگیهای‌ فرهنگى
مجموعه‌ای‌ از شرایط طبیعى‌، اقتصادی‌ و فرهنگى‌ موجب‌ علاقه‌مندی‌ ساکنان‌ اشکذر به‌ تحصیل‌ علم‌ بوده‌ است‌؛ به‌گونه‌ای‌ که‌ هم‌اکنون‌75 دبستان‌، 27 مدرسة راهنمایى‌، 10 دبیرستان‌ و یک‌ مدرسة فنى‌ و حرفه‌ای‌ در آنجا وجود دارد. عده‌ای‌ نیز برای‌ فراگیری‌ علوم‌ اسلامى‌ راهى‌ مدارس‌ علوم‌ دینى‌ دیگر نواحى‌ به‌ویژه‌ شهر قم‌ مى‌شوند .

ساکنان‌ اشکذر، به‌طور عمده‌ مسلمان‌ و شیعه‌ هستند . علاوه‌ بر اماکن‌ متعدد مذهبى‌ مسلمانان‌، یک‌ آتشکده‌ به‌نام‌ «درب‌ مهر»، متعلق‌ به‌ زرتشتیان‌، در روستای‌ الله‌آباد دایر است‌.

آثار باستانی
1)اسفنجریه ی اشکذر (اسفنجرد)
2)مسجد جامع اشکذر (مربوط به دوره ی صفوی)
3)آسیاب آبی اشکذر (مربوط به قرن هشتم ه.ق)
4)مسجد حاجی رجبعلی اشکذر
5)قلعه ی قدیمی اشکذر
6)مسجد ریگ رضوانشهر
7)باغ وزیر حجت آباد
8)بادگیر عصرآباد
9)گنبد تاج‌ در روستای‌ ابراهیم‌آباد
10)قلعه‌ و خندقى‌ در روستای‌ عزآباد 11)خانقاه‌ و آرامگاه‌ سلطان‌ محمودشاه‌
12)امامزاده‌ سیدحسین‌ در روستای‌ بندرآباد 13)ویرانه‌های‌ شهر کهنه‌ در مجومرد

درباره ی شهر تاریخی اشکذر
این‌ شهر مرکز بخش‌ اشکذر در 22 کیلومتری‌ شمال‌ یزد و در 8 کیلومتری‌ باختر جادة یزداردکان‌ واقع‌ شده‌ است‌. طول‌ جغرافیایى‌ آن‌ 54 و 13 و عرض‌ جغرافیایى‌ آن‌ 32 و ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا 1175متر است‌ .

برخى‌ منابع‌ تاریخى‌ یزد، زمان‌ برپایى‌ اشکذر را به‌ دورة ملوک‌ الطوایف‌ِ پارتى‌ و به‌ اشک‌، پسر زال‌ نسبت‌ داده‌اند . بعید نیست‌ که‌ این‌ نسبت‌ به‌ سبب‌ شباهت‌ اسمى‌ بوده‌ باشد . ولى‌ به‌طور قطع‌، اشکذر در دورة اسلامى‌ در ابتدای‌ سدة 8ق‌ وجود داشته‌ است‌، چه‌ بناهایى‌ متعدد مربوط به‌ آن‌ دوره‌ در این‌ شهر برپا بوده‌ است‌. نخستین‌ آنها خانقاهى‌ بوده‌ که‌ شیخى‌ صاحب‌ کرامت‌، به‌نام‌ شیخ‌ تقى‌الدین‌ دادا آن‌ را ساخته‌ بوده‌ است‌. دیگری‌ خانقاهى‌ است‌ منسوب‌ به‌ امیر رکن‌الدین‌ محمد قاضى‌ (د 732ق‌) از اعیان‌ یزد. در این‌ مکانها نیازمندان‌ اطعام‌ مى‌شده‌اند. بسیاری‌ از املاک‌ و قناتهای‌ اشکذر نیز به‌صورت‌ وقف‌ اداره‌ مى‌شده‌، و عایدات‌ حاصل‌ از آنها به‌ مصرف‌ درماندگان‌ و نیازمندان‌ مى‌رسیده‌ است‌ .
اشکذر در اواسط نیمة نخست‌ سدة حاضر قصبة مرکز بخش‌ اشکذرِ شهرستان‌ یزد به‌شمار مى‌آمده‌، و 2943نفر جمعیت‌ داشته‌ است‌ . در نخستین‌ سرشماری‌ عمومى‌ جمعیت‌ کشور در 1335ش‌، جمعیت‌ شهر اشکذر 2220برآورد شده‌ است‌ . سرشماری های‌ مربوط به‌ سالهای‌ 1355 و 1365ش‌ جمعیت‌ شهر را به‌ ترتیب‌ 1776و 9637نفر گزارش‌ کرده‌اند و آخرین‌ سرشماری‌ جمعیت‌ در 1370ش‌، گویای‌ جمعیتى‌ معادل‌ با 10558نفر (2236خانوار) در شهر اشکذر است. بدین‌سان‌ درصد رشد جمعیت‌ بین‌ سالهای‌ 1355 تا 1365ش‌، 1/5% و بین‌ سالهای‌ 1365 تا 1370ش‌ 9/2% بوده‌ است‌. جمعیت‌ فعلى‌ شهر در مساحتى‌ بالغ‌ بر 1/18 کیلومتر مربع به‌ سر مى‌برند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد که‌ در میان‌ افراد 6 ساله‌ و بالاتر ساکن‌ در اشکذر 4/67% با سواد بوده‌اند که‌ این‌ نسبت‌ در بین‌ مردان‌ 6/74% و در بین‌ زنان‌ 3/59% بوده‌ است‌.
ساکنان‌ شهر در گروههای‌ عمدة زیر دارای‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ هستند: 8/17% در کشاورزی‌ و دامپروری‌ و 9/23% در صنعت‌، 8/23% در ساختمان‌ و بقیه‌ در سایر گروههای‌ عمده‌ اشتغال‌ داشته‌اند. در کنار فعالیتهای‌ عمدة اقتصادی‌، صنایع‌دستى‌ از قبیل‌ فرش‌بافى‌، زیلو بافى‌، پارچه‌بافى‌ و یک‌ کارخانة جوراب‌بافى‌ در این‌ شهر دایر است‌ .
براساس‌ آخرین‌ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌ شهرستان‌ یزد از خانوارهای‌ معمولى‌ ساکن‌ این‌ شهر، 6/97% از برق‌ و 7/96% از آب‌ لوله‌کشى‌ و 7% از تلفن‌ در محل‌ سکونت‌ خود استفاده‌ مى‌کنند. آب‌ آشامیدنى‌ 8/97% از خانوارهای‌ شهر از مخزن‌ عمومى‌ تأمین‌ مى‌شود. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ برای‌ پخت‌ و پز در 8/88% از خانوارهای‌ معمولى‌ ساکن‌، گاز و در 3/7% نفت‌ سفید بوده‌ است‌. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ برای‌ ایجاد گرما در محل‌ زندگى‌ 5/95% از خانوارها نیز نفت‌ سفید بوده‌ است‌.
آثار کهن‌ برجای‌ مانده‌ در اشکذر از این‌ قرار است‌: یک‌ آسیاب‌ کهن‌ که‌ سقف‌ آن‌ گنبدی‌ شکل‌ است‌ و برای‌ ساخت‌ آن‌ از آجر استفاده‌ شده‌، و سقف‌بندی‌ و آجرکاری‌ و نقشهای‌هندسى‌ آن‌درخور توجه‌است‌؛ مسجد جامع‌ اشکذر که‌ مربوط به‌ سدة 9ق‌ است‌؛ ویرانه‌های‌ اسفنجرد و یک‌ قلعة کهن‌ که‌ گفته‌ مى‌شود قدمت‌ آن‌ به‌ هزار سال‌ پیش‌ مى‌رسد.

بافق(یزد)

  • جمعیت :
    31046
  • مساحت :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

بافق، مرکز شهرستان بافق، یکی از شهرهای استان یزد در ایران است.
این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیتی برابر با ۳۰٬۸۶۷ نفر بوده‌است.
شهر بافق زادگاه بزرگانی چون شیخ محمد تقی بافقی، شرف الدین علی بافقی، مستفی بافقی، نوائی بافقی، جلالی بافقی، مرادی بافقی، عبدالرضا خان بافقی است. این شهر در فاصله ۱۲۰ کیلومتری جنوب شرق یزد و در چهار راه بین‌المللی خطوط راه‌آهن جنوب به شمال و شرق به غرب قرار گرفته‌است. خط آهن مشهد-بندرعباس و تهران-کرمان در بافق از هم می‌گذرند.
کوهستان‌های بافق در شرق این شهرستان قرار دارند که مهم‌ترین آن بن‌لخت با ۳۰۰۲ متر ارتفاع است. بنابراین مناطق شرق بافق آب وهوای ملایم‌تر و کوهستانی دارد و مناطق غربی، آب و هوای بیابانی و گرم و خشک دارد.
مهم‌ترین رودخانه بافق رودخانه شور است که از ماهان کرمان شروع شده و در کویر در انجیر به گل می‌نشیند. مهم‌ترین بناهای تاریخی بافق عبارتند از آرامگاه امام‌زاده عبدا..، مسجد جامع، پیرمراد، قاضی میر جعفر و قلعه باقرآباد.
این منطقه یکی از قطب‌های معدنی کشور محسوب می‌شود. مهم‌ترین معادن سنگ آهن چغارت، فسفات آسفوردی، سرب و روی کوشک، سه چاهون و… بوده که بخشی از جمعیت را به کار گرفته‌اند و سنگ آهن بافق مهم‌ترین تأمین کننده مواد اولیه مورد نیاز صنعت فولاد و آهن کشور می‌باشد. مهم‌ترین محصولات کشاورزی بافق گندم، جو و روناس می‌باشد. بافق تنها شهرستان استان یزد است که دارای نخلستانهای پهناور می‌باشد.
مهم‌ترین صنایع دستی مردم بافق: قالی بافی، بافت پادری، جارو و بادبزن و حصیر می‌باشد.
کارخانه ذوب روی بافق و کاشی زمرد، نئوپان مقاوم، کارخانه‌های ماکارونی و کارخانه کود شیمیایی فرآیند کود و سم بافق و کاشی آپادانا از مراکز مهم صنعتی بافق است. اجرای طرح توسعه چغارت و احداث کارخانجات مختلف در شهرک صنعتی و صنایع جوار ریلی و جوار معدنی بویژه آگلومراسیون و گندله سازی، توسعه شیلات و کشاورزی و دامپروری خصوصاً مرکز تحقیقات شتر از جمله طرح‌های صنعتی این شهرستان هستند.
این شهر دارای دو محله اصلی لرد و قلعه می‌باشد. به دلیل آب و هوای گرم منطقه می‌توان خرماوپسته را مهمترین محصولات کشاورزی این شهر دانست

بهاباد(یزد)

  • جمعیت :
    7387
  • مساحت :
  • نام قدیمی :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

یکی از شهرهای استان در ۲۲۰ کیلومتری شمال شرقی یزد است. بیشتر مردم آن به کشاورزی و دامپروری مشغول بوده و دین مردم اسلام (شیعه) می‌باشد. از محصولات کشاورزی این منطقه می‌توان به گندم, جو, زیره, پسته, انگور, انار و اخیرا زعفران با کیفیت بالا نام برد. مقبره عالم بزرگ اسلامی ملا عبدالله بهابادی در این شهر قرار دارد. شهر بهاباد قدمتی دیرینه دارد که در تاریخ نقل شده‌است که در زمان مغول‌ها این شهر به کلی نابود شده‌است.و دوباره بازسازی شده‌است.این شهر یکی از شهرهای کویری ایران است که در حاشیه دشت لوت واقع شده‌است ولی با این حال شهری سرسبز است و در بارندگی آن نسبتاً زیاد است. در قدیم انگور بهاباد بسیار معروف بوده‌است ولی اکنون بیشتر باغات این منطقه مربوط به پسته‌است. نام قدیم این شهر تالی بوده‌است و دارای آبهای زیرزمینی فراوان می‌باشد که مقدار زیادی از آن به معدن چادرملو می‌رود که سبب پایین آمدن سطح آب و در نتیجه تلخ شدن آن شده‌است. بنابر اسناد اتاریخی محدوده معدن چادرملو همواره متعلق به این بخش بوده‌است که به دلیل اعمال نفوذ تنی چند به شهرستان اردکان پیوسته‌است. گویش محلی مردم این منطقه بیشتر به گویش مردم استان کرمان نزدیک می‌باشد. به عنوان مثال به آخر کلمات خود حرف «او» اضافه می‌کنند مانند اینو به جای این و کوچکو به جای کوچک. از غذای محلی این شهر می‌توان نون کوتو را نام برد. احمدآباد، کویجان و بنستان، آسفیچ از روستاهای مهم این منطقه‌است. در روستاهای اطراف این شهر به دلیل سردی آب و هوا گردو و بادام پرورش داده می‌شود.

وجه تسمیه :
بهاباد از دو واژه به و آباد تشکیل شده که واژه به با تلفظ فتح به معنی تحسین و با تلفظ کسر به معنی خوب و نیکی و بهتر می شود که در این صورت کلمه بهاباد به معنی بهترین آبادی می باشد . البته شاید نام قبلی آن غیر از این بوده و به علت ویرانی آن و ساختن آبادی جدید به بهاباد تغییر نام یافته که به معنی بهتر از آبادی قبلی معنی می شود.

چگونگی پیدایش و قدمت تاریخی :
شهر بهاباد دارای سابقه طولانی است ولی به علت موقعیت جغرافیایی بارها در جنگلها و یا توسط عوامل طبیعی به کلی نابود شده است. تا قبل از حمله مغول بر ایران بهاباد شهری آباد بوده و فرقه اسماعیلیه در اطراف این بخش قلعه های مستحکمی در ارتباط با قلعه طبس احداث نموده بودند. هلاکوخان برای سرکوب این فرقه به منطقه حمله برده و علاوه بر انهدام قلعه ها شهر را هم با خاک یکسان کرد. آثار خرابه های آن هنوز در چند کیلومتری شهر بهاباد فعلی به نام شهرک قرار دارد.

ازحمله مغول تا دوران صفویه در رابطه با این منطقه اطلاعات دقیقی در دست نیست و مطالب و مدارک تاریخی در مورد این شهر توسط بعضی نویسندگان و مورخین نوشته شده که از آن جمله می توان کتاب امثال جامع جعفری نوشته تراب نائینی, بستان السیاحه نوشته شیخ محمود شبستری, پاورقیهای کتاب حماسه کبیر نوشته پاریزی, کتاب تاریخ کرمان نوشته محمد علی خان وزیری, یادگارهای یزد نوشته ایرج افشار و جامع مفیدی نوشته محمد مستوفی بافقی را نام برد که از عظمت شهر بهاباد در آنها ذکر شده است. بهاباد در سال 1348 مرکز بخش شد و در سال 1362 شهرداری در آن دایر گردید.

آثار و ابنیه تاریخی :
از جمله آثار و ابنیه تاریخی شهر بهاباد می توان مسجد جامع, مزار شیخ ضیاء الدین, مزار ملاعبدالله و برخی آثار دیگر را نام برد. شهر بهاباد دارای ۱۳ مسجد و یک حسینیه بوده و ساختمان 5 مسجد دیگر در حال احداث می باشد

تفت(یزد)

  • جمعیت :
    16454
  • مساحت :
  • کد تلفن :
    352
  • سایت شهرداری :
    www.taft.ir

تفت منطقه‌ای باستانی با پیشینه‌ای بلند مدت است. این شهر از هر لحاظ با یزد پیوند تاریخی داشته و نامش همیشه با آن، همراه بوده‌است.
متأسفانه در مورد شهرستان تفت سوابق تاریخی موجود، نمی‌تواند قدمت واقعی آن را معلوم کند. هر چند رد پای تاریخ و ماقبل تاریخ در گوشه به گوشه این شهرستان قابل مشاهده‌است، از جمله نقاشیهای حک شده بر کوه ارنان در ناحیه پشتکوه که سابقه آن را باستان شناسان حتی به دوازده هزار سال قبل نسبت داده‌اند، یا اسامی مانند روستای توران پشت که بنیاد آن را به توران دخت ساسانی نسبت داده‌اند، چنین قدمتی را مسلم می‌دارد. به هر صورت قدر مسلم این است که (موقعیت منطقه و کشفیات تاریخی آن نیز همین موضوع را اثبات می‌نماید) منطقه عمومی تفت از زمان قبل از اسلام وجود داشته و به تعبیر عبدالحسین آیتی نوسینده کتاب تاریخ یزد (آتشکده یزدان)، یزد بدون تفت هیچگاه وجود نداشته‌است.
واژه تفت، در اوستا «تفته» به معنی «گرم شده» است. مردم تفت بر این باورند که به دو دلیل این شهر، یکی به دلیل که هر دو مورد درست بوده و کاربرد دارند. در دیگر فرهنگ‌ها تفت به معنی قهر و غضب، خرام و خرامان، گیاه دارویی که خوردن بیخ آن مانند تاتوله جنون آورد، نیز آمده‌است. شهر تفت را، که زادگاه علامه تفتازانی است، به دلیل وجود چشمه «نصیری» در پای «چنار سرده»، «تفت نصیری» نیز نامیده‌اند.
تفت، در فرهنگ معین به معنی گرم شدن، حرارت، گرم یا به معنای سبدی چوبین که در آن میوه جای دهند، آمده‌است. نام تفت در منابع تاریخی و عرفانی از قرن نهم هجری به بعد همراه با نام شاه نعمت‌الله ولی آورده شده‌است. در برخی منابع این شهر به دراز شهر معروف است، زیرا تمام خانه‌ها و ساختمانهای آن اطراف یک خیابان طولانی واقع شده‌است و یک رودخانه در طول شهر وجود دارد که سالهاست مردم منتظر دیدن ذره‌ای آب در آن رودخانهٔ خشکیده هستند.
کلمه تفت در غالب کتب لغت به مفهوم: گرم، گرمی، با حرارات، تند، تیز، با شتاب و ... آمده‌است. در کتاب غیاث الغات چاپ هند در مورد واژه تفت آمده‌است: « نام جائی از مضافات یزد و سبدی است که برای نهادن گل و میوه سازند».
با توجه به شرایط جغرافیایی این شهر می‌توان گفت: معنای اخیر به نظر می‌رسد با موقعیت شهر تفت همخوانی بیشتری دارد در فرهنگ دهخدا نیز با مفهومی مشابه آورده شده‌است (سبدی مدور و کم عمق که از ترکه یا برگ سازند و میوه در آن نهاده و سر آن نیز بر ترکه تر برگدار بافته و محکم کنند). در فرهنگ معین مفهوم اخیر به این صورت آمده‌است: «سبد چوبینی که در آن میوه جا دهند». نام چهار محلّه از محلّات تفت شامل: باغ گلابدان، باغ گلستان، باغ خندان، باغ مورتین که با پیشوند باغ شروع می‌شود و محلّات راحت آباد و حوض بلبل نیز مؤیّد مفهوم سبد گل و سبد میوه هستند.
موقعیت شهرستان
شهرستان تفت با وسعت ۵۸۴۶ کیلومتر مربع معادل ۸۶/۷ درصد وسعت استان یزد، در فاصلهٔ ۲۰ کیلومتری مرکز استان یزد در مسیر جادهٔ یزد- شیراز قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵۸۰ متر و متوسط بارندگی آن در سال ۱۸۶ میلیمتر می‌باشد. بر اساس جدید ترین تقسیمات کشوری دارای دو بخش، دو شهر و ۱۰ دهستان (پیشکوه، شیرکوه، نصرآباد، علی آباد، دهشیر، بنادکوک، سخوید، زردین، کهدوییه و گاریزات) است. شهرستان تفت دارای ۱۴۴۴ آبادی است که ۳۳۶ روستای آن دارای سکنه و ۱۱۰۸ آبادی خالی از سکنه می‌باشند.
اقلیم شناسی
از نظر شرایط اقلیمی و کلیماتولوژی، اقلیم شهرستان تفت نیمه خشک و کوهستانی بوده و دارای چهار فصل مشخص است. آب و هوای شهرستان تفت نیمه بیابانی است، که به دلیل قرار گرفتن در دامنه شیرکوه نسبت به یزد، دارای تابستانهای ملایم تر و بارندگی بیشتری است. بیشترین درجه حرارت، در تابستان ۳۴ و کمترین آن در زمستان ۱۲ درجه سانتی‌گراد است. رطوبت در تابستان ۱۵ درصد و در زمستان ۳۰ درصد بوده و میانگین بارندگی سالیانه برف ۷۰ سانتی‌متر و باران تا ۶۰ سانتی‌متر است. شرایط اقلیمی حاکم بر شهرستان تفت به علت وجود عوارض طبیعی گوناگون، متفاوت است. از یک طرف وجود ارتفاعات شیرکوه و از طرف دیگر مجاورت با کویر ابرکوه، شرایط متفاوتی را ایجاد نموده‌است. هر چند منطقه در قلمرو آب و هوای معتدله گرم فوق مداری قرار گرفته، اما وجود ارتفاعات بالای شیرکوه، بارندگی آن را نسبت به استان کویری یزد در وضعیت کاملاً متفاوتی قرار داده‌است. شیرکوه و دامنه‌های آن در روستاهای کوهپایه‌ای واقع در بخش نیر از مهمترین حوزه‌های باران خیز استان است، هر چه از ارتفاعات فاصله بگیریم میزان بارندگی کاهش می‌یابد، به طوریکه از ارتفاعات تا دامنه‌ها و از دامنه‌ها تا کوهپایه‌ها و سرانجام دشتها میزان بارندگی کمتر گشته و در مجاورت کویرها و کفه‌های کویری ابرکوه به حداقل می‌رسد. قلل و ارتفاعات بالای منطقه و به خصوص شیرکوه، محل ریزش برف بوده و در زمستان تشکیل برفخانه کوچکی را می‌دهند که بعضاً آثار آن تا بهار نیز باقی است. میزان نزولات در ارتفاعات ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر و در دامنه‌ها به ۲۵۰ میلیمتر می‌رسد. بیشترین نزولات جوی در زمستان و کمترین آن در مهر ماه است. غالباً جهت باد در فصل گرم از شمال و شمال شرقی و در فصل سرد از جنوب و جنوب غربی است.
مشخه‌های جمعیتی
جمعیت شهرستان تفت به جز دههٔ اوّل انقلاب (۱۳۶۵ - ۱۳۵۵) که رشد داشته‌است در ۲۰ سال اخیر با رشد منفی رو به رو بوده‌است و از ۶۶۸۴۰ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۴۷۲۶۰ نفر در سال ۱۳۸۵ کاهش یافته‌است. ۳۶ در صد از این جمعیت در شهرها و ۶۴ درصد در روستاها سکونت دارند. البته ناگفته نماند از سال ۱۳۸۰ تا کنون، به دلیل افتتاح چند مرکز آموزش عالی و رونق اقتصادی، شهر تفت مهاجر پذیر شده‌است. جمعیّت بومی این شهرستان از نظر مذهبی، شیعه و زردشتی هستند ولی در سه دههٔ اخیر، مهاجرین افغانی و معاودین عراقی که بیشتر از پیروان اهل سنّت هستند، جمعیّت نسبتاً تأثیر پذیری را تشکیل داده‌اند. آمار غیر رسمی ولی نزدیک به واقعیّت، تعداد مهاجرین افغانی را در سال‌های اوّل انقلاب ۲۷۰۰ نفر و معاودین عراقی را در دههٔ ۱۳۵۰ حدود ۸۰۰ نفر نشان می‌دهد که اکثراً از کردهای ایرانی و عراقی به تفت و توابع آن تبعید شدند ولی پس از مدّت کوتاهی اکثریّت آنان مراجعت نمودند و حدود ۲۵۰ نفر از آنان برای مدّت قابل توجّهی در تفت ساکن بودند. در حال حاضر کمتر از ۱۰۰ نفر از معاودین عراقی در تفت سکونت دارند. در کنار افاغنه و معاودین عراقی تعدادی از هموطنان جنگ زده از شهرهای جنوبی کشور (آبادان، اهواز و خرمشهر) به این شهر آمده و رحل اقامت افکنده‌اند. مهاجرت به هند و پاکستان نیز یکی از مشخّصه‌های جمعیّتی مردم این شهر است که تأثیر و تأثّر فرهنگی، اجتماعی خاصّ خود را داشته‌است. این پدیده سابقه‌ای بالغ بر صد سال دارد. اگه چه اوّلین تفتی‌های مهاجر، به انگیزهٔ اشتغال و تجارت به هند و پاکستان رفته‌اند ولی به تدریج عوامل دیگری از قبیل ادامه تحصیل و ازدواج هم مزید بر علّت شده‌است. در حال حاضر تعداد قابل توجّهی از اهالی تفت در کشور هند و پاکستان سکونت دائمی داشته و مشاغل و مناصب مختلفی را برعهده دارند.
نمونه‌هایی از نفوذ فرهنگ هند و پاکستان بر فرهنگ مردم تفت:
۱- به کار بردن تعدادی از واژه‌های هندی در گویش محلّی تفت مانند: اورجین، چپر، تِلی و ....
۲- رواج چند نوع از خوراکی‌های هندی و کاربرد ادویه هندی در رژیم غذایی خانواده‌ها مانند: اَچار ( نوعی ترشی)، کیمه، دال چاول و ...
۳- استعمال بعضی القاب و اسامی شخصی و خانوادگی که به صورت پیشوند یا پسوند به کار می‌رود مانند: هندی، پِکارد، چَشتَه و ....
۴- رواج انواع پوشاک به ویژه زنانه، و برخی از لوازم خانگی در زندگی مردم تفت.
عوارض طبیعی و پدیده‌های جغرافیایی
مهمترین و اصلی ترین ارتفاعات منطقه تفت شیرکوه با ارتفاع ۴۰۷۵ متر است که آن بلندترین نقطه استان یزد و به عبارتی بلندترین کوه یزد محسوب می‌گردد. تفت در دو قسمت انتهایی دره‌ای نسبتاً پهناور و سیلابی (در محل ، معروف به «رود تفت ») قرار دارد. شیب این دره از منتهی الیه جنوب غربی شهر تفت (در ارتفاع ۱۶۰۰ متری) به سمت شمال شرقی (ارتفاع در نزدیکی شهرک قدس : ۱۵۲۰ متر) کاهش می‌یابد. شهر تفت از شمال و شمال غربی با کوههای آقا اعلا و بِن چادر و از جنوب و جنوب غربی با کوههای تفت / تفته کوه و گلوبادام احاطه شده‌است.
شهرستان تفت را رشته کوههای متعدد احاطه نموده‌است، به گونه‌ای که می‌توان این شهرستان را ناحیه عمده کوهستانی استان به شمار آورد. دره‌های واقع در بین ارتفاعات، زیباترین، سرسبزترین و خوش آب و هوا ترین نواحی ییلاقی استان را به وجود آورده‌است. وضعیت ارتفاعات تفت به گونه‌ای است که از قدیم الایام تاکنون سه ناحیه مشخصی را به وجود آورده‌است که در گویش عمومی به نواحی پشتکوه، پیشکوه و میانکوه معروف گردیده‌است. البته در قسمتی از نواحی پشتکوه و میانکوه، شهرستان مهریز نیز سهیم می‌باشد. اما آنچه که به پیشکوه معروف گردیده‌است کلاً در شهرستان تفت قرار دارد.
ارتفاعات و مهمترین قلل در ارتفاعات ناحیه شمالی:
ارتفاعات ناحیه شمالی شهرستان، خط الرأسها و قلل نسبتاً مرتفعی را به وجود آورده‌است که دره سیلابی تفت را در جهت شمالی- جنوبی از دشت وسیع یزد-اردکان مجزا می‌سازد. مهمترین قلل این ارتفاعات از غرب به شرق به ترتیب عبارتند:
کوه تلخستان : ۲۹۲۰ متر
کوه قوچان ۲۸۹۶ متر
کوه مسجد ۳۱۳۳ متر
کوه زربند : ۳۰۹۹ متر
کوه باد آسمان : ۲۵۵۲ متر
کوه کاسه : ۱۶۰۶ متر (که در غرب جاده یزد به تفت قرار گرفته‌است)
کوه سنگ تراش: ۱۶۷۹ متر (که در شرق جاده مذکور واقع شده‌است)
ارتفاعات و مهمترین قلل ( قله‌ها) در ارتفاعات ناحیه جنوبی:
از بهم پیوستن این ارتفاعات، منحنی ای به طول تقریبی ۸۰ کیلومتر به وجود می‌آید که از غرب به شرق کشیده شده و تفت را از حوضه آبریز دشت یزد- اردکان جدا می‌سازد. حد جنوبی تفت نیز از اتصال خط الرأسها و جبال کم ارتفاعی به وجود می‌آید که ۷۵ کیلومتر ادامه داشته و قلل آن از شمال به غرب عبارتند از:
کوه چاه میل ۲۶۰۰ متر
کوه بازرگان ۲۴۴۷ متر
کوه چاه ریز ۲۴۰۰ متر
ارتفاعات و مهمترین قلل ( قله‌ها) در ارتفاعات حد شرقی:
در حد شرقی شهرستان تفت، قلل و خط الرأسهای بسیار مرتفعی قرار گرفته‌است که از بهم پیوستن آنها خط بسیار پرپیچ و خمی حاصل می‌گردد. قلل آن از ناحیه شمال به جنوب عبارتند از:

بخش غربی کوه بهروک - قله اصلی شیرکوه ۴۰۶۰ متر
کوه برفخانه ۳۹۹۰ متر
کوه لاخسه ۳۸۷۳ متر
و...
حد غربی شهرستان تفت، حد شرقی کویر پهناور اصفهان- ابرکوه- سعید آباد می‌باشد که با گسل بسیار بزرگی با امتداد شمال غربی، جنوب شرقی مشخص می‌گردد.
اراضی واقع در بین ارتفاعات این شهرستان اغلب به صورت دره‌های بزرگ و کوچک، مناطق مسکونی و آبادیهای شهرستان تفت را تشکیل می‌دهد که دره سیل گیرتفت و مناطق علی آباد، نصر آباد، سانیج و ناحیه وسیع پشتکوه (واقع در حد واسط ارتفاعات کم عرض جنوبی و ارتفاعات شیرکوه) از آن جمله‌اند.
جاذبه‌های طبیعی (ارتفاعات)
۱- کوه عقاب (عقاب کوه)
یکی از دیدنی‌های تفت، کوه عقاب (عقاب کوه) است. در نزدیکی شهرستان تفت و در فاصله ۳۰ کیلومتری محور یزد به شیراز، کوه نسبتا مرتفع و منفردی قرار گرفته که تصویری شبیه به یک عقاب نشسته را تداعی می‌کند.
۲- کوه تاریخی ارنان تفت
کوه تاریخی ارنان شهرستان تفت یزد که به عنوان نخستین کوه استان در سال ‪ ۷۸‬در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، از جمله جاذبه‌های تاریخی و طبیعی به شمار می‌رود.
کوه ارنان در فاصله یکصد کیلومتری مرکز یزد قرار دارد و ارتفاع آن از دامنه ‪ ۸۴۰‬ متر و محیط آن ‪ ۲۵‬کیلومتر است.سنگهای این کوه از جنس آهکی و گچی و از رسوبات دوران سوم زمین شناسی است. پوشش گیاهی آن بسیار متنوع ، متراکم و فشرده بوده و منبع تغذیه مناسبی برای حیوانات علف خوار و گوشتخوار است.در بررسی بعمل آمده از این کوه، ‪۲۷‬ قطعه سنگ به ابعاد مختلف که بر روی آنها نگاره‌هایی حک شده کشف شده‌است.
این نقوش شامل انواع مختلف بز کوهی،آهو،پرندگان، انسانهای سوار بر اسب ، الاغ و استر و تیر و کمان به دست و همچنین انسان برهنه نیزه به دست و گرز به دست است.
در انبوه این نگاره‌ها دو مورد نگارش با خطوط اسلامی وجود دارد که در یکی عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» و در دیگری دو نام «محمد» و «محمود» نقش بسته‌است. این نگاره‌ها در سال ‪ ۱۳۶۷‬ کشف شده‌است.
دورترین تاریخی که می‌توان برای این نگاره‌ها تصور کرد عصر آهن یعنی ‪ ۱۵۰۰‬ سال قبل از میلاد است. اثر تاریخی سنگ نبشته‌ها و نقوش روی سنگ روستای«دره گازه» تفت نیز که در سال ‪ ۷۹‬ درفهرست آثارملی به ثبت رسید از دیگر آثار چشم نواز این منطقه‌است.در این منطقه، نقوش حیوانی و آیات قرآنی بر روی تعدادی از صخره‌های رسوبی حجاری شده‌است.
صنعت (صنایع) شهرستان تفت:
شهرستان تفت به علت دارا بودن مناسب ترین شرایط آب و هوایی و منابع آب، شهرستانی کشاورزی و مناسب برای فعالیتهای کشاورزی و دامپروری محسوب می‌گردد، اما به علت نزدیکی به مرکز استان و استقبال سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در کانونهای نزدیک به مراکز عمده جمعیت و محورهای حمل و نقل جاده‌ای ریلی و هوائی، در سالهای اخیر این شهرستان در کانون توجهات سرمایه گذاران بخش صنعت قرار گرفته و واحدهای صنعتی در آن (بویژه در محور یزد - تفت) مورد استقبال واقع شده‌است.
صنایع فلزی، فرش ماشینی، کاشی و سرامیک، تولید مواد غذائی و دیگر صنایع بزرگ و کوچک در این شهرستان وجود دارد و فضاهای صنعتی در آن در حال گسترش می‌باشد. تا سال ۱۳۸۱ تعداد ۴۹۹ کارگاه صنعتی در نقاط مختلف این شهرستان در حال فعالیت بوده‌است.
معدن (معادن) شهرستان تفت:
مهم ترین صنایع دستی این منطقه را گیوه‌دوزی و قالی‌بافی تشکیل می‌دهد که توسط زنان و دختران در داخل کارگاه‌ها و یا در منازل مسکونی انجام می‌گیرد.
شهرستان تفت همچنین به خاطر دارا بودن معادن غنی انواع سنگهای ساختمانی بویژه سنگهای چینی، مرمر و مرمریت یکی از فعالترین کانونهای صنایع سنگهای ساختمانی به شمار می‌رود.
آثار تاریخی تفت:
۱-کوه اِرْنان
۲-آسیاب آبی
۳-مسجد شاه ولی
۴-قدمگاه اسلامیه (فراشاه)
۵-حسینه شاه ولی
۶-قلعه اسلامیه
۷-بازار تفت
۸-آسیاب آبی اسلامیه
۹-قدمگاه مرتضی علی (ع)
۱۰-غار اسلامیه
۱۱-مسجد شوده
۱۲-باغ علی نقی خان تفت
۱۳-باغ گلشن تفت
۱۴-چشمه تامهر
۱۵-قلعه شوّاز
۱۶-بقعه شیخ علی بلیمان- بیداخوید
۱۷-چنار قدیمی (اسلامیه)
۱۸-خانه‌های قدیمی
۱۹-مسجد جامع بیداخوید
۲۰-کاروانسرای دهشیر
۲۱-بقعه شیخ جنید توران پشت
۲۲-آب انبار کوهستانی (جادهٔ ده بالا)
۲۳-آب انبار برالسویّه
۲۴-مسجد جامع اسلامیه
۲۵-مسجد جامع طزرجان
۲۶-مسجد جامع ندوشن
۲۷-قلعه ندوشن

حمیدیا(یزد)

  • جمعیت :
    27615
  • کد تلفن :
    351
  • سایت شهرداری :
    www.hamidia.ir

 

حمیدیا شهری است در بخش مرکزی شهرستان یزد استان یزد ایران

 

 

خضرآباد(یزد)

  • جمعیت :
    283
  • کد تلفن :
    352

خِضرآباد شهری است در بخش خضرآباد استان یزد ایران .این شهر دارای 2000 نفر جمعیت است که در 50 روستا ساکن هستند یکی از این روستاها روستای بوز می‌باشد که در شکاف دو کوه بسیار بلند قرار گرفته یکی از این کوهها کوه مسجد نام دارد که 3500 متر ارتفاع دارد روستای بوز روستایی ییلاقی است که دارای باغهای مشجر بوده واهالی استان یزد در ان باغها ویلا هایی ساخته اند وتابستانها به انجا می ایند در زمستانها بعلت سرما وبارش برف همه از انجا می‌روند بجز یک خانواده . درختان گردو بادام زردالو سیب توت وشاه توت و...از میوه‌های ان است.

دیهوک(یزد)

  • جمعیت :
    3003
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    353

دیهوک یکی از شهرهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهر در بخش دیهوک از توابع شهرستان طبس قرار دارد.
جمعیت دیهوک در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۰۰۳ نفر بوده است.
شهر دیهوک در برخوردگاه جاده‌های اصلی کرمان به مشهد و یزد به مشهد قرار گرفته است. این دو جاده پس از رسیدن به دیهوک یکی شده و مسیر به سوی مشهد ادامه می‌یابد.این شهر از توابع استان خراسان بود که در تقسیمات جدید کشوری به استان یزد ضمیمه شده است.
فاصله دیهوک با مرکز استان ۴۷۰ کیلومتر، تا کرمان ۴۴۰ کیلومتر و تا بیرجند ۱۹۸ کیلومتر است. نزدیکی دو روستای مجاور دیهوک و بازک، که هم اکنون دو محله شهر هستند، از عوامل اصلی شکل‌گیری این شهر بوده است.
پیشینه
دیهوک در حدود ۱۵۰ سال پیش به نام دهک نامیده می‏شده است. از محلات قدیمی اطراف دیهوک عباسیه (که بر اثر سیل از بین رفت و سپس بازسازی شد)، محلات خانیک و انتظامیه است که از بخش‏های مشهور و مشخص دیهوک و اطراف آن به شمار می‏رود. دیهوک در سال ۱۳۵۷ بر اثر زمین‌لرزه به کلی ویران شد و اهالی روستا با کمک‏های دولت و احداث خانه‏های سازمانی در پائین‌دست روستا، حلقه اصلی این شهر را بوجود آوردند.
در پی استقرار یک پادگان نظامی در شهر، جمعیت زیادی از کارکنان پادگان به همراه خانواده‏هایشان در شهر سکونت یافته‌اند. به علت کمبود آب آشامیدنی این شهر با رکود رشد روبرو است.
در ۲۰ دی‌ماه ۱۳۸۶ نیز زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۴٫۷ ریشتر حوالی دیهوک را لرزاند

زارچ(یزد)

شهر زارچ (به سکون ر) در ۵ کیلومتری باختر شهر یزد در مرکز ایران قرار گرفته‌است. زارچ مرکز بخش زارچ است.
طول و عرض جغرافیایی آن ۳۱ درجه و ۵۹ دقیقه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۴ دقیقه طول شرقی است.
شهر زارچ تا سال ۱۳۴۲ خورشیدی جزو نواحی روستایی به‌شمار می‌رفت و از این سال بعنوان منطقه شهری شناخته شد و شهرداری آن در همان سال تأسیس گشت که در طبقه‌بندی ویژه شهرداریها در گروه درجه چهار قرار گرفت.
زارچ از مجموع چهارده شهر استان یزد هفتمین شهری است که بعد از شش شهر: یزد، اردکان، بافق، تفت، ابرکوه و مهریز شهرداری آن تأسیس گردیده‌است.

شاهدیه(یزد)

  • جمعیت :
    14374
  • کد تلفن :
    351

شاهدیه شهری است در بخش مرکزی شهرستان یزد استان یزد ایران.
شاهدیه از سه بخش تشکیل شده‌است ابرندآباد، گردفرامرز و نصرت آباد. ابرندآباد بزرگترین بخش از این سه بخش است و مرکز شاهدیه می‌باشد. گردفرامرز بلافاصله بعد از ابرندآباد قرار دارد و نصرت آباد در کنار این دو قرار گرفته‌است.شاهدیه حدودا ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. و تقریبا به شهر یزد چسبیده‌است

طبس(یزد)

  • جمعیت :
    31948
  • کد تلفن :
    353

شهر طَبَس، مرکز شهرستان طبس، شهری کویری است در شمال شرقی استان یزد ایران. این شهر پیشتر جزئی از استان خراسان بود.
این شهر در مدار ۳۳ درجه و ۳۵ دقیقه شمالی و نصف‌النهار ۵۶ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی، در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده‌است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متر است. در شرق شهر طبس رشته‌کوه بلندی به نام رشته کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. معادن غنی ذغال سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگل‌های انبوه و دریاچه‌های بزرگ در گذشته‌های دور در این منطقه می‌باشد. این معادن، طبس را در ردیف یکی از غنی‌ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده‌است.

اماکن دیدنی
باغ گلشن
ارگ
امام زاده حسین بن موسی الکاظم
روستای ییلاقی خرو
آب گرم مرتضی علی
طاق شاه عباس
سد کریت (قدیمی ترین و بزرگ‌ترین سد قوسی جهان)
روستای اصفهک
روستای ازمیغان(شالی کاری و نخیلات)
قلعه و مزار روستای پیرحاجات (قرن ۴ هجری)
کرانه‌های زیبای کویر
روستای دیدنی و تاریخی نای‌بند
روستای جوخواه و کاروانسراهای شاه عباسی متعلق به دوره صفویه در ۱۸کیلومتری طبس.
کال جنی و خانهٔ شریف گرگی در شمال جاده طوفان

عشق آباد(یزد)

  • جمعیت :
    4741
  • کد تلفن :
    352

عشق‌آباد شهری است در بخش دستگردان شهرستان طبس استان یزد ایران.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با 4741 نفر بوده است.
در کمتر از دویست سال پیش در منطقه ای که به جلگه دستگردان معروف بود ، شاید اثری از آبادی به نام عشق آباد یافت نمی شد . روزی شخصی به نام خدابخش رمضان چاله را حفر نمود و از آن آب استخراج نمود . باتوجه به بالا بودن آبهای زیر زمینی برای این کار زحمت زیادی نکشید . وی با همان آب در محلی که اکنون شهر عشق اباد را تشکیل می دهد شروع به کشاورزی نمود و بر اثر علاقه ای که به این کار داشت از آن قنات کوچک روستایی ساخت که مرکز بخش و سپس شهر عشق اباد را تشکیل داد . البته در این منطقه روستاهایی با قدمت زیاد وجود داشت که به دلایلی نتوانستند مرکزیت بخش را به خود اختصاص بدهند . از جمله این روستاها می توان به موارد زیر اشاره کرد : هودر ،‌بادام تک (که در آن زمان که عشق آباد مرکزیت را بدست آورد خالی از سکنه بود و خرابه‌ای بیش نبود)، سریک ، میان آباد ( یکی از روستاهایی که مناسب برای مرکزیت بخش بودو از لحا ظ جمعیت هم از بقیه روستاهای اطراف جمعیت بیشتری داشت ولی به دلیل تعصب بیجا بزرگان یا به اصطلاح ریش سفیدان واملاک داران مبنی بر اینکه موجب شلوغی می‌شود یعنی اول مرکزیت به میان آباد پیشنهاد شد ولی همین بزرگان روستا نپذیرفتند )‌، دستگردان ، ملوند ، دلاکوک ، پاشنه دران ( بنا به بعضی روایات در قدیم در این منطقه شهری وجود داشته که هم اکنون در زیر ماسه های روان مدفون شده است .) و ..... به هر حال هم اکنون شهر عشق اباد که از ترکیب شهر عشق اباد و محله های زیرک آباد ، حاجی آباد و میان اباد تشکیل شده جمعیتی بالغ بر بیش از 4700 نفر را تشکیل می دهد .

عقدا(یزد)

  • جمعیت :
    6521
  • کد تلفن :
    352

عَقدا یکی از شهرهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهر در بخش عقدا از توابع شهرستان اردکان قرار دارد.
جمعیت عقدا در سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۷۵۸ نفر بوده است

مروست(یزد)

  • جمعیت :
    7609
  • کد تلفن :
    352

مَروَست شهری است در بخش مروست استان یزد ایران. جمعیت آن در سال ۱۳8۵ برابر با 7609نفر بوده‌است.
مجموعه ابنیه تاریخی مرکزی مروست نقطه دیدنی تاریخ این شهر است. این مجموعه عبارت است از: مسجد شاه حسین مروست، متعلق به دوران قاجاریه (که در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است)، مسجد حاجی قاسم، گنبدی، قلعه تاریخی 2000 ساله مروست، مسجد جامع، بقعه شیخ عبدالله و کاروانسرای شعبه.
در قدیم
در فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰ آمده‌است: مروست دهی مرکز دهستان هرات - مروست، بخش شهر بابک، شهرستان یزد، واقع در ۹۶ هزار گزی شمال باختری شهر بابک و کنار راه شوسه یزد به مروست، با ۲۵۴۲ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات است.

یزد(یزد)

  • جمعیت :
    432194
  • کد تلفن :
    351
  • سایت شهرداری :
    www.yazd.ir

یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله 677 کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال 1385 مرکز آمار ایران برابر با 423,006 نفر بوده‌است.

یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه‌ها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.

میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانه‌های قدیمی چون خانه لاری‌ها و خانه عرب‌ها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمه‌های زرتشتیان، حمام خان، بازارهای قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبارهای فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعه‌ها، کاروانسراها، تکیه‌ها، مساجد، پیرانگاه‌ها، قنات‌ها، کوچه‌ها، ساباط‌ها، حمام‌ها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است.

پیشینه تاریخی یزد
برخی از مورخان بنای اولیّه شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده‌است و به اعتقاد عده‌ای دیگر از تاریخ نویسان در دوره ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (421-339 م) در این محل شهری بنام «یزدان‌گرد» بنا گردیده‌است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده‌است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می‌باشد. ولیکن یافته‌های باستانشناسی و منابع مختلف نشان می‌دهد حداقل پیشنیه آن به چندین هزار سال می‌رسد و در زمان مادها از شهرهای جنوبی و مرزی ماد بوده‌است و در زمان هخامنشیان چهارراه مهم کشور بوده و دو شاهرا باستانی ایرانی قدیم در این نقطه با هم تقاطع داشته‌اند.
مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را استیخا یا همان ایساتیس خوانده‌اند.
یزد به معنای پاک و مقدس و یزد گرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به معنای شهر خدا و سرزمین مقدس است.

فرهنگ، زبان و گویش مردم یزد
مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره‌ای ویژگی‌های گویشی سخن می‌گویند و بسیاری از واژه‌ها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کرده‌اند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدان به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکانشان سخن می‌گویند و بویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام می‌دهند. گویش یزدی بخشی از فارسی دری (فارسی خالص و اولیه ایرانیان) است.
از دبیرستان‌های قدیمی یزد می‌توان به دبیرستان مارکار، دبیرستان ایرانشهر و دبیرستان کیخسروی اشاره کرد. استان یزد با بیش از 52 درصد مصرف برق صنعتی یک استان صنعتی شناخته شده‌است.

محله‌های قدیم استان یزد
بادگیرمشخص‌ترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌رفته‌است.
بافت و ساخت معماری ویژه منطقه یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه‌های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.
بادگیرخانه‌های قدیمی در جهت قبله ساخته شده‌اند. با این جهت گیری فضاهای تابستانی و اتاق‌های زمستانی به طرزی مفید پیرامون حیاط مرکزی قرار می‌گیرند.
حیاط مرکزی اصلی ترین فضای خانه یزدی است. حوض آب در وسط حیاط قرار گرفته‌است و باغچه‌ها دور تا دور آن با درختانی که نیاز کمی به آب دارند همچون اَنار، اَنگور، اَنجیر و پسته که علاوه بر سبزی خانه و تامین سایه و خنکی هوا از خشکی هوا نیز می‌کاهد.
از جمله نمونه‌های بارز معماری قرنهای گذشته محله فهادان یا یوزداران است که در گویش محلی جنگل یا محل یوزاران نامیده می‌شود. قدمگاه منسوب به امام رضا نیز در این گذر واقع شده‌است.

اقلیت‌های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّه عیش آباد، محلّه نعیم آباد، کوچه بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّه اَهَرستان ساکن هستند.

صنایع یزد
در یزد صنایع بزرگی همچون فرش ستاره کویر یزد و فولاد آلیاژی و مجتمع صنعتی چادرملو و کارخانه فولاد نورد یزد و کارخانه کابل و فیبر نوری شهید قندی و صنایع کاشی و سرامیک و شرکت یزد موزائیک و صنایع غذایی رشد،شرکت پیشگامان کویر جای گرفته‌است که با وجود این صنایع حدود 53 درصد از مصرف برق در تعرفه صنعتی استفاده می‌شود.صنعت زرگری یا طلا سازی در یزد از مهمترین و مشهورترین صنایع یزد در سطح کشور است و سازه‌های زرگران یزدی با محصولات کشورهای خارجی از جمله ایتالیا رقابت می‌کند

ره‌آورد
شیرینی (قطاب، پشمک، باقلوا، کیک یزدی، لوزهای پنجگانه، حاجی بادام، سوهان و نان برنجی و ...)
پارچه شعربافی (ترمه یا انگشت بافت، زری، مخمل، ،دارایی یا ایکات، شمد، چادرشب، روتختی، دستمال یزدی و ...)
روانداز و زمین پوش (قالی، قالیچه، گلیم، سجاده، زیلو، پتو، سفره، بقچه، روفرشی، لنگ، حصیر و ...)
خاکینه (سفال، سرامیک، کاشی و ...)
سایر (انار، ارده، حلوا ارده، گیوه، سریشم، زیورآلات طلا و ...)

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

قاره آسیا:

 پهناورترین قاره جهان با وسعت 44 میلیون کیلومتر مربع به نام قاره آسیاست. در سال 2000 میلادی سرشماری جمعیت بطور تخمینی سه میلیارد و ششصد میلیون نفر بوده.

امروزه آسیا مسکن حدود 60% از جمعیت دنیا است. بیشتر این مردم هنوز روستایی و کشاورزند و در روستاهای کوچک زندگی می کنند. تقریبا 90% مردم آسیا در قسمتهای شرقی و جنوبی آن زندگی می کنند، که بعضی از پر جمعیت ترین نواحی دنیا را شامل می شود.

قاره آسیا به وسیله تنگه برینگ در شرق از قاره آمریکا و به وسیله تنگه باب المندب (عدن) و کانال سوئز و دریای سرخ در جنوب غربی از قاره آفریقا و به وسیله تنگه بسفر و داردانل و دریایی مرمره در غرب از قاره اروپا جدا گردیده است.مرز خشکی آن با اروپا کوههای اورال واقع در نیمه غربی کشور روسیه می باشد.

آسیا سرزمینی استثنایی است؛ بدین معنی که طویلترین رودخانه های جهان، ودر وسط آسیا کوههای عظیم هیمالیا قرار دارد که بلندترین قله جهان به نام اورست در آن است، و همچنین پایین ترین سطح کره زمین که ساحل بحرالمیت (دریای مرده) است، همچنین در این قاره بزرگترین فلات جهان یعنی فلات تبت هم دیده می شود. و همچنین آسیا شامل یکی از مرطبترین نواحی دنیا به نام شریپونگی در هندوستان است. خشک ترین صحراها نیز در این قاره واقع است. ورخویانسک و ایمایا کن در سیبری، سردترین نواحی دنیا هستند. ناحیه ای نزدیک عدن در شبه جزیره عربستان یکی از گرمترین نواحی کره زمین شناخته شده است.

بزرگترین دریاچه جهان (خزر) در این قاره قرار دارد و بزرگترین بیابانهای جهان نیز در قاره آسیا می باشد که از آن جمله: بیابان گبی نیمه جنوبی مغولستان، بیابان عربستان سعودی، کویر لوت و دشت کویر در ایران است.

از لحاظ مذهب تفاوت آسیا با دیگر قاره ها از این حیث قابل تعمق است که همه ادیان بزرگ از آسیا برخاسته اند و سپس به سایر نواحی جهان رفته اند.ادیان عمده مردم قاره آسیا به ترتیب اهمیت عبارتند از: اسلام، بودایی، هندو، آیین کنفوسیوسی، دین برهمایی، مسیحیت و دین یهود.

در قاره آسیا مردم به زبانهای گوناگونی تکلم می کنند.

بیشتر مردم آسیا از نژاد سفید و زرد هستند و فقط عمده کمی سیاهپوست در آسیا زندگی می کنند. نژاد زرد بیشتر در آسیا شرقی، جنوب شرقی و آسیای مرکزی سکونت دارند. سفید پوستان آسیا به دو بخش تقسیم می شوند: آریایی ها و سامی ها؛ سکنه ایران، هندوستان، افغانستان وپاکستان آریایی هستند. اعراب و یهودیها سامی می باشند.

منابع طبیعی این قاره عبارتند از: چای، برنج، نیشکر، ادویه، زغال سنگ، آهن، مس، قلع، نفت خام، کائوچو، خاک سفالگری، پوست جانوران خزدار، پنبه و ابریشم.

قاره افریقا:

دومین قاره جهان پس از قاره آسیا با وسعت 000/310/30 کیلومتر مربع می باشد.و تقریبا جمعیتی حدود 530 میلیون نفر در این قاره زندگی می کنند. این قاره به علت برخورداری از منابع عظیم طبیعی، تولید کننده بخش عظیمی از محصولات کشاورزی و معدنی جهان است.

قاره آفریقا به وسیله تنگه عدن (باب المندب) و کانال سوئز از قاره آسیا و به وسیله تنگه جبل الطارق از قاره اروپا جدا گردیده است. اقیانوس هند در شرق، اقیانوس اطلس در غرب، دریای مدیترانه در شمال و دریای سرخ در شمال شرقی این قاره قرار دارند.

کوههایی در آفریقا وجود دارد که آنقدر بلندند که در تمام طول سال قله هایش مستور از برف است. کوه کنیا یکی از این کوههاست که درست در خط استوا قرار دارد و بلندی آن 17040 پا می باشد، در شمال آن کلیمانجارو که 19340 پا ارتفاع دارد و بلندترین کوه آفریقاست واقع شده است.

در شمال شرقی آفریقا رود نیل سومین رود بزرگ جهان جریان دارد سرچشمه نیل در خط استوا در ویکتوریا نیانزا که دریاچه ای به وسعت ایرلند است قرلر دارد و پس از طی مسافت 4000 میل به دریای مدینترانه می ریزد.

در کنگو آفریقائیها کوتوله های هستند که بلندی قدشان 4 تا 6 پا می باشند که در آنجا زندگی می کنند.

ادیان معتبر این قاره عبارتند از: دین اسلام که 23 کشور این قاره را شامل می شود و در بقیه کشور ها پیروان این دین به طور پرکنده دیده می شوند و ادیان دیگر مانند: مسیحی، برهمائی، بودائی و همچنین در کشورهای این قاره پرستش عوامل طبیعی و مظاهر آن و حتی بت پرستی نیز به چشم می خورد.

زبان عربی در شمال این قاره رایج است و زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و لاتین به علت سلطه استعماری کشور های اروپایی در این قاره تکلم می شود.

قاره آمریکا:

قاره امریکا را همانند قاره اقیانوسیه بر جدید می نامند. ابتدا در سال 1492 میلادی کریستف کلمب این قاره را کشف کرد ولی بدون اینکه آن را بعنوان قاره ای جدید بنامد، سرزمین های شرقی و جزایر بین اقیانوس اطلس و دریای کارائیب فعلی را هندوستان نامیده که به هند غربی شهرت دارند. در اوایل قرن 16 دریانوردی دیگری بنام آمریکووسپوچی این سرزمین را کشف و بنام قاره جدید نامید. در سال 1507 میلادی جغرافیادانی بنام مارتین والدسیمولر نقشه ای از این قاره منتشر و پیشنهاد کرد که این قاره بنام کاشفش امریکا نامیده شود. از تاریخ کشف امریکا تا کنون کمتر از 5 قرن می گذرد.

این قاره که با جزیره گروئلند حدود 43 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد از آبهای اقیانوس منجمد شمالی تا منجمد جنوبی در بیشترین عرض جغرافیایی گسترده شده است. قاره آمریکا از 3 قسمت آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و آمریکای مرکزی تشکیل شده است که کانال پاناما در کشور پاناما (آمریکای مرکزی) این خشکی ها را از هم جدا ساخته است. این قاره به وسیله تنگه برینگ از قاره آسیا جدا گردیده است.اقیانوس اطلس در شرق بین اروپا و آفریقا و این قاره واقع شده و اقیانوس آرام بین این قاره و قاره های آسیا و اقیانوسه فاصله ای طولانی ایجاد کرده است.

در آمریکا شمالی و جنوبی رودخانه های بزرگی وجود دارد، مثلا در آمریکای شمالی رود می سی سی پی که چهارمین رود بزرگ جهان می باشد جریان دارد و در آمریکای جنوبی آمازون و پارانا. همچنین در جنوب آمریکا و شمال آن آبشارهای عظیمی وجود دارد که آبشار معروف شمالی اش نیاگارا در نزدیکی شهر بافالو و آبشار جنوبی اش ایگواتسو در مرز آرژانتین و برزیل است.

زبان اکثریت مردمان قاره آمریکای شمالی انگلیسی و آمریکای جنوبی اسپانیولی، پرتغالی و فرانسوی و مردمان آمریکای مرکزی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی و بیشتر به زبان اسپانیولی صحبت می کنند.

دین اکثریت مردم قاره آمریکا مسیحیت می باشد و مذاهب پروتستان در آمریکای شمالی و مذهب کاتولیک در آمریکای مرکزی و جنوبی پیروان بیشتری دارند.

حکومت کلیه کشور های مستقل قاره آمریکا جمهوری یا جمهوری فدرال می باشد.

در قاره آمریکا 55 کشور وجود دارند که تعداد زیادی از آنها بصورت مجمع الجزایر می باشند. از این تعداد 32 کشور مستقل و بقیه مستعمره کشورهای اروپایی یا آمریکا می باشند.

قاره اروپا:

قاره اروپا نسبتا کوچک و وسعت آن نزدیک به 10 میلیون کیلومتر مربع می باشد. جمعیت این قاره حدودا 807 میلیون نفر می باشد.

این قاره در میان هفت قاره جهان دومین آنها از لحاظ کوچکی پس از استرالیاست. با این حال با وجود کوچکی، هیچ قاره ای در پیشرفت دنیای جدید به اندازه اروپا تاثیر نداشته است.

نواحی شمالی این قاره به آبهای یخ بسته منجمد شمالی و نواحی جنوبی آن به دریای مدیترانه می رسد. در غرب آن اقیانوس اطلس قرار داشته و کوههای اورال در شرق، تعیین کننده مرز آن با آسیا به شمار می رود.

این قاره به وسیله تنگه های داردانل و بسفر و دریای مرمره از قاره آسیا و به وسیله تنگه جبل الطارق از قاره آفریقا جدا گردیده است.

از دریاهای مهم اروپا دریای سیاه، دریای اژه، دریای آدریاتیک، دریای بالتیک و دریای مدیترانه است.

کوههای مهم اروپا سلسه کوه آلپ که بلندترین قله آن مون بلان در مرز سوییس و فرانسه است. سلسه کوه پیرند در مرز فرانسه و اسپانیا قرار گرفته است.

رود های مهم اروپا عبارتند از: رود راین در آلمان، رود سن در فرانسه، رود دانوب در اتریش و آلمان و رود نیپر در اتحاد شوروی.

جزایر مهم این قاره عبارتند از: انگلستان، ایرلند، ایسلند و مالت که این جزایر هر کدام کشورهای مستقلی هستند. جزایر دیگر آن سیسیل و ساردنی متعلق به کشورایتالیا، کرس متعلق به فرانسه، کرت متعلق به یونان، جزائر بالنار متعلق به اسپانیا، شبه جزیره گوتلند متعلق به دانمارک، بروتانی در شمال غربی فرانسه و ...

اکثر زبانهای اروپایی از زبان هند و اروپایی مشتق شده اند. با این حال مردم کشورهای مختلف آن بسختی زبان یکدیگر را می فهمند. زبانهای هند و اروپایی شامل انگلیسی، فرانسه، اسپانیایی، ایتالیایی، آلمانی، سوئدی و دانمارکی است.

قاره اقیانوسیه:

اقیانوسیه کوچکترین قاره جهان با وسعت 608/561/8 کیلومتر مربع که در جنوب شرقی آسیا و بین آبهای اقیانوس آرام و اقیانوس هند واقع شده است.

تمام کشورهای تشکیل دهنده این قاره بصورت جزیره یا مجمع الجزایر می باشند.چون اکثریت این قاره را دو کشور استرالیا و نیوزلند (زلندنو) تشکیل داده اند قسمت شمالی استرالیا به علت نزدیک بودن به خط استوا گرمتر از قسمت جنوبی آن است.مهمترین شهر قسمت غربی استرالیا شهر پرت و مهمترین شهرهای قسمت شرقی آن بریزین و سیدنی است.

از شهرهای معروف دیگر آن ملبورن، اولاید و داورین است.

حکومت استرالیا جمهوری پارلمانی و پایتخت آن کانبرا است که شهر کاملا جدیدی است.

استرالیا از نظر مواد معدنی بسیاری غنی است و علاوه بر نقره، مس، سرب، اورانیوم و آهن، طلا هم دارد ولی کار عمده مردم استرالیا دامپروری است.

نکته:

اگر می شد جمعیت کره زمین را به جمعیت یک دهکده 100 نفری تقلیل داد، با یکسان نگاه داشتن همه نسبت ها و در صدها حاصل کار اطلاعاتی شبیه آن چیزی می شد که در زیر می خوانید:

57آسیایی، 21اروپایی، 14آمریکایی(شمالی و جنوبی) و 8 آفریقایی در این دهکده زندگی می کردند.

از این عده 52 نفر زن و 48 نفر مرد خواهند بود.

70 نفر از آنها غیر سفید پوست و 30 نفر سفید پوست و 70 نفر غیر مسیحی و 30 نفر مسیحی خواهند بود.

6 نفر از این عده 59 درصد از کل ثروت جهان را در اختیار می داشتند و هر 6 نفر آمریکایی بودند.

20 نفر از آنها 80 درصد انرژی موجود را مصرف می کردند و 80 نفر هم در جایی پایین تر از سطح کنونی استاندارد مسکن زندگی می کردند.

50 نفر خواندن نمی داشتند و 50 نفر از سوءتغذیه رنج می بردند.

یک نفر در آستانه مرگ و یک نفر در آستانه تولد بود.

یک نفر (بله، فقط یک نفر) تحصیلات دانشگاهی می داشت و یک نفر هم مالک یک دستگاه کامپیوتر می بود.

 



تاريخ : پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

بسکتبال در چهار دوره ۱۰ دقیقه‌ای (بین‌المللی) یا ۱۲ دقیقه‌ای (اِن.بی.اِی) انجام می‌شود. زمان استراحت بین دوره اول و دوم و بین دوره سوم و چهارم 3 دقیقه و بین دوره دوم و سوم (بین دو نیمه) ۱5 دقیقه‌است. وقت اضافه در بسکتبال ۵ دقیقه می‌باشد. پس از استراحت بین دو نیمه زمین حمله و دفاع دو تیم عوض می‌شود. اصطلاحاً به زمین حریف، زمین حمله و به زمین خودی زمین دفاع گفته می‌شود. زمان‌های گفته شده زمان واقعی بازی است. یعنی زمانی که توپ در جریان نیست وقت بازی متوقف می‌شود. مثلاً زمانی که خطایی رخ داده‌است یا هنگام پرتاب آزاد زمان متوقف می‌شود. به همین دلیل زمان انجام یک بازی کامل بیشتر از مجموع عددی زمان‌های بالا است و معمولاً حدود دو ساعت طول می‌کشد.

قانون دبل (Double)


دریبل کردن از زمانی شروع می‌شود که بازیکن کنترل توپ را دراختیار گرفته و با انداختن و زدن آن در تماس با زمین دوباره آن را قبل از اینکه به بازیکن دیگری برخورد کند لمس نماید. زمانی دریبل خاتمه می‌پذیرد که با دست آن را گرفته و یا اجازه دهد توپ در دست یا دست‌ها استراحت نماید. زمانیکه توپ با دست دریبل کننده در تماس نیست، تعداد گامهای برداشته محدود نخواهد بود. بازیکن مجاز نیست پس از خاتمه دریبل، برای بار دوم اقدام به دریبل نماید. درصورتی‌که این عمل را انجام دهد مرتکب تخلف «دبل» شده‌است.

قانون رانینگ (تراولینگ)


بازیکنی که توپ را دراختیار دارد می‌تواند یک پای خود را به هر سمتی که می‌خواهد، یک یا چند مرتبه حرکت دهد. درصورتیکه پای دیگرش که آن را پای «پیوت» می‌نامند ثابت باشد. رانینگ حرکتی است که بازیکن صاحب توپ در داخل زمین یک یا دو پای خود را بدون توجه به محدودیت فوق حرکت دهد یا گام‌های او با دریبل‌های بازیکن تناسب نداشته باشد.

تخلف های حرکت رانینگ

  • دویدن با توپ بدون دریبل بیش از یک گام
  • برداشتن گام اضافه در سه گام ، لی آپ و پاور موو ( Power move )
  • برداشتن گام ریز در سه گام بطوری که قابل تشخیص نباشد
  • کشیده شدن پا روی زمین برای فاصلهٔ بیش از 5 سانتی متر در هر حرکت
  • پرش با توپ و برگشت به زمین بدون رها کردن آن . برای مثال بازیکنی که به قصد شوت ، پرش جفت می‌کند اگر به زمین برسد و هنوز توپ را رها نکرده باشد ، رانینگ کرده .
  • اگر بازیکن در اوت ، هنگام پرتاب اوت با توپ حرکت کند .

قانون سه ثانیه


زمانی که تیمی کنترل توپ را در زمین حمله موقعی که ساعت در جریان باشد، دراختیار دارد، هیچ یک از نفرات آن تیم نمی‌تواند مدت سه ثانیه در منطقهٔ ذوزنقهٔ حریف یا روی خطوط ذوزنقهٔ حریف بماند (بایستد).

قانون 24 ثانیه


اگر تیمی مالک توپ شده باشد. باید در عرض 24 ثانیه توپ را وارد حلقه حریف بکند یا به طرف حلقه تیم مقابل شوت بزند در زدن شوت توپ باید حتماً به حلقه بخورد تا 24 ثانیه صفر شود اگر توپ به تخته بخورد 24 ثانیه ادامه می یابد و اگر توپ توسط تیم مقابل اوت شود باز هم 24 ثانیه ادامه می یابد. 24 ثانیه موقعی صفر می شود که 1- خطا صورت بگیرد 2- بازیکن تیم مقابل با پا توپ را به اوت بیاندازد. اگر دستگاه 24 ثانیه بوق بزند و توپ از دست بازیکن رها شده و در هوا باشد، اگر گل شود گل قبول می باشد. اگر در هوا با دست بازیکنی لمس شود و گل شود گل مردود می باشد .

قانون هشت ثانیه


زمانیکه یک تیم توپ را در زمین خودی تحت کنترل می‌گیرد، باید در عرض ۸ ثانیه توپ را به زمین حمله بفرستد. تخطی از این قانون، تخلف «هشت ثانیه» نامیده می‌شود و داور توپ را در اختیار تیم مقابل قرار خواهد داد.

قانون پنج ثانیه


بطور کلی هیچ یک از بازیکنان تیم نمی‌توانند توپ را بیش از ۵ ثانیه نزد خود نگه دارند.( در زمان دریبل این شمارش انجام نمیگیرد )

قانون نیمه


زمانی که یک بازیکن در زمین حریف (زمین حمله) مالکیت توپ را در اختیار می‌گیرد، نباید توپ را به زمین دفاعی (زمین خودی) برگرداند. چه با پاس به یاران خود چه با دریبل کردن خودش آن را به زمین خودی برگرداند. این کار یک تخلف است و توپ دراختیار تیم مقابل قرار خواهد گرفت.

تذکری در این رابطه: درهنگامی که فرد حامل توپ به زمین حریف وارد شد حتی اگر پای او یا توپ زیر دستش وارد زمین خودی شود خطای نیمه (half) صورت گرفته‌است. البته نکته بالا [پای او یا توپ زیر دستش وارد اوت (Out) شود] در مورد وارد شدن توپ به اوت (Out) نیز صدق می‌کند.


بلوک Block

موقعی که بازیکنی پرتاب انجام میدهد یاران حریف میتوانند در هنگام سیر صعودی توپ آن را با دست منحرف و اصطلاحا بلاک کنند...در فارسی به آن سد توپ هم گفته می شود...بلاک را بیشتر یاران بلند قامت تیم انجام میدهند تا جلوی امتیازگیری حریف را بگیرند

ریباند (Rebound)

وقتی بازکنی شوت می کند ممکن است توپ وارد حلقه نشود...در این صورت هر کس که توپ برگشتی را مال خود بکند در اصطلاح عمل ریباند رو انجام داده است...اگر بازیکن حمله این کار را انجام بدهد ریباند در حمله و اگر مدافعی ریباند کند ریباند دفاعی انجام داده است

نحوه ی امتیاز گیری

امتیازات در بسکتبال بدین صورت است:
پرتاب منطقه ای درون قوس سه امتیازی:2 امتیاز
پرتاب بیرون از قوس سه امتیازی: سه امتیاز
پرتاب های آزاد یا پنالتی: 1 امتیاز

خطا (Foul)

 

هر بازیکن در طول بازی تنها می تواند 6 خطا انجام دهد(در دنیا 5 خطا می باشد ولی در ان بی ای و بازربیتر 6 خطا) و اگر 6 خطا انجام داد از زمین بازی اخراج و بازیکن دیگری به جای او به زمین می آید...هر خطای فردی به عنوان خطای تیمی هم یادداشت میشود به جز خطای حمله و تکنیکال فول
همچنین هر تیم میتواند در هر کوارتر 12 دقیقه ای 4 خطا انجام بدهد و درصورتی که 4 خطائه شد از آن پس به تیم حریف برای هر خطا دو پرتاب آزاد می دهند

پرتاب آزاد (Free Throw)
پ

 

رتاب آزاد یا پنالتی چند حالت مختلف می تواند داشته باشد:

1.در بسکتبال هر تیم می تواند  در هر کوارتر یا پریود تا سقف4 خطا انجام دهد ، بعد از آن هر خطایی که صورت بگیرد دو پرتاب آزاد به فردی که خطا روی آن انجام شده است داده می شود که پرتاب اول بدون ریباند و پرتاب دوم با ریباند است یعنی بعد از پرتاب دوم با ریباند توپ بازی شکل عادی خود را پیدا می کند

2.در صورتی که بازیکنی اقدام به پرتاب بکند و در هنگام پرتاب رویش خطا انجام شود در صورتی که پرتاب گل نشود بسته به نوع پرتاب (دو امتیازی یا سه امتیازی) به او به همان مقدار پرتاب آزاد داده می شود (دو یا سه پرتاب) و در صورتی که پرتاب اولیه گل شود و خطا اعلام شود ، در هر صورت یک پرتاب اضافی به فردی که رویش خطا شده است داده میشود

3.در صورت اعلام تکنیکال فول (Technical Foul) یا خطای غیر ورزشی شود ، دو پرتاب آزاد بدون ریباند به کاپیتان تیم حریف داده میشود و پس از دو پرتاب مالکیت توپ هم به آن تیم داده خواهد شد

نکته:به جز تکنیکال فول در همه ی مواقعا پرتاب آزاد آخر ریباند دارد

ترنوور (turnover)

 

به هر حرکتی که از طرف بازیکنی صورت بگیرد که تیم حریف را صاحب توپ کند و به اصطلاح توپ را خراب کند ترنوور گویند.
مواردی که ترنوور تلقی می شوند:
1.پاش اشتباه
2.دزدیده شدن توپ توسط حریف
3.رانینگ ، دبل و یا هر تخلف بی مورد دیگری
4.خطای حمله (شارژینگ)
5.دادن اوت بی مورد به حریف

توپ دزدی (Steal)

 

دزدیدن توپ حریف به هنگام دریبلینگ یا پاس دادن و یا در حرکت را توپ دزدی گویند.

خطای حمله (Offensive Foul)

خطای حمله یا شارژینگ به خطایی گویند که یک بازیکن در موقع حمله روی بازیکن تیم مدافع صورت میدهد.

پاس منجر به گل(Assist)

پاسی که بازیکنی در هنگام حمله به یار خود می دهد و آن بازکن با زحمت کمی آن را تبدیل به گل می کند (مانند دریافت پاس و شوت بلافاصله بعد از آن یا پاس در زیر حلقه و پرتاب در پی آن توسط یار)

پست های بازیکنان در زمین


گارد راس (Point Gaurd) پست 1: بازیکنی که مسئول پخش کردن توپ است ، معمولا قد کوتاهی دارد ، دریبلینگ و پاسینگ بسیار قوی ای دارد و شروع بازی معمولا با اوست.در کل بازی گردان تیم است.
شوتینگ گارد(Shooting Gaurd) پست 2: بازیکن بیرونی ای که بیشتر شوتهای سه امتیازی و منطقه ای بر عهده ی اوست و پرتاب کننده ی قوی ای می باشد
فوروارد متحرک(Small Forward) پست 3: بازیکنی که نفوذ های زیادی انجام می دهد و معمولا دریبلینگ و قدرت مانور بالایی دارد.پرتابهای او هم معمولا قوی است
فوروارد قدرتی(Power Forward) پست 4: یکی از بازیکنان بلند قامت تیم که در زیر حلقه متمایل به بیرون بازی می کند و پرتاب های نزدیک به سبد و دفاع داخلی بر عهده ی اوست
سنتر (Center) پست 5: معمولا بلند قد ترین بازیکن تیم است که تماما زیر حلقه کار می کند چه در دفاع و چه در حمله

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢ | ٢:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

آرتیست: هنرمند،بازیگر ماهر

آکتور    : هنرپیشه مرد

آکتوریس: هنرپیشه زن

استودیو: کارگاه و محل تهیه فیلم

ایده: القاء فکر به وسیله فیلم

پرسوناژ: بازیگران تئاتر یا سینما

پروژکتور: نور افکن فیلم

پلان   : صحنه ای از فیلم

پزتیو  : نسخه مثبت حلقه فیلم برداری شده

پیس  : نمایشنامه

تراژدی: صحنه های تاثرآور، حوادث فجیع

تروکاژ: نیرنگ ها و حقه های سینمایی

تکنیک: اصول فنی و شیوه کار

درام : نمایش زندگی عادی که ممکن است شاد یا غمناک باشد.

دکور : تزئینات صحنه

دکوراتور : طراح تزئین صحنه

دکومانتر : فیلم های مستند و حقیقی از پدیده ها و طبیعت

 دوبلاژ    : برگرداندن گفتگوی فیلم از زبانی به زبان دیگر

رل : نقش هنری

سانسور : حذف قسمتی از فیلم و نمایش

سکانس : عملیات ممتد و مداوم بدون مکث و توقف

سن   : صحنه یا محل نمایش

سوژه : موضوع فیلم یا داستان

فستیوال سینمایی : جشن یا نمایشگاه بین المللی سینمایی که برای انتخاب بهترین محصولات سالانه

 در کشورهای منطقه تشکیل میشود.

فون : متن ، مانند موزیک فون که منظور موزیک متن فیلم یا تئاتر است.

کاراکتر  : یک رل در داستان که دارای شخصیتی خاص باشد.

کمپرزیتور:سازنده آهنگها

کمدی   : بیان دراماتیک نکات خنده آور زندگی انسان ها درسینما و تئاتر.

لژ  : محل مخصوص و مجزا

گریم : آرایش چهره بازیگران مطابق شخصیت افراد در سناریو.

ملودرام : فیلم یا نمایشی که آمیخته ای از صحنه های تفریحی و غم انگیز است.

مونتاژ   : مرتبط کردن قطعات فیلمبرداری شده طبق سناریو.

میزانس: کارگردانی،اجرا، رهبری بازیگران و نظارت دقیق بر امور فنی وهنری مربوط به تهیه فیلم.

نگاتیو : نسخه منفی نوار فیلمبرداری شده.



تاريخ : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳٩٢ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

اسلام :