ساکنان شهر تهران هر روز سوار بر وسایل نقلیه و یا اتومبیل شخصی خود می‌شوند و از منزل‌شان به دیگر مناطق تهران مانند گیشا، نیاوران، نارمک و غیره می‌روند. اما وجه تسمیه‌ی این محله‌ها چیست؟ داستان آن‌ها چیست؟ چرا نام یک محله پل چوبی است در صورتی که امروزه هیچ سازه‌ی چوبی‌ای در آن نیست. با کجارو همراه باشید.

saeed

جماران

زمین‌های جماران متعلق به سید محمد باقر جمارانی از روحانیان معروف در زمان ناصر الدین شاه بوده است. برخی از اهالی معتقدند که در کوه‌های این محله از قدیم مار فراوان بوده و مارگیران برای گرفتن مار به این ده می‌آمدند و دلیل نامگذاری این منطقه نیز همین بوده است و عده‌ای هم معتقدند که جمر و کمر به معنی سنگ بزرگ است و چون از این مکان سنگ‌های بزرگ به دست می آمده است، آن‌جا را جمران، یعنی محل به‌دست آمدن جمر نامیده‌اند.

لویزان

این منطقه از گسترش روستای لویزان و شیان شمیرانات به‌وجود آمده که دارای آب و هوای بسیار مطبوع در گذشته و حال است.

کامرانیه

زمین‌های این منطقه ابتدا به میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه‌ تعلق داشت، و سپس کامران میرزا پسربزرگ ناصرالدین شاه، با خرید زمین‌های حصار بوعلی، جماران و نیاوران، اهالی منطقه را مجبور به ترک زمین‌ها کرد و سپس آن جا را کامرانیه نامید.

محمودیه

در این منطقه باغی بوده که متعلق به حاج میرزا آقاسی بوده است و چون نام او عباس بوده آن را عباسیه می‌گفتند. سپس علاءالدوله این باغ بزرگ را از دولت خرید و به نام پسرش، محمودخان احتشام‌السلطنه، محمودیه نامید.

نیاوران

نام قدیم این منطقه گردوی بوده است و برخی معتقدند در زمان ناصرالدین شاه نام این ده به نیاوران تغییر کرده است به این ترتیب که نیاوران مرکب از “نیا” (حد، عظمت و قدرت)؛ ”ور” (صاحب) و “ان‌” علامت نسبت است و در مجموع یعنی کاخ دارای عظمت.

نارمک

نام محله‌ای واقع در شمال شرق تهران است. در گذشته دهی در ۹ کیلومتری جنوب شرقی تجریش و ۵ کیلومتری راه شوسهٔ دماوند به تهران بوده است.

محله نارمک تهران که به محله صد میدان معروف است، دارای ۷/۱۲ کیلومتر مربع مساحت و سه ناحیه شهری است. ۸۹ هزار و ۱۰۳ خانواده با ۳۳۶ هزار و ۷۷۲ نفر جمعیت دارد. این منطقه یکی از قدیمی‌ترین مناطق تهران است که در قدیم، نام آن ده نارمک بوده است، یکی از مناطق خوش آب و هوا و سردسیری تهران به شمار می‌رود. این محله که در ضلع شمالی محله تهران‌نو واقع شده، به همراه محله تهرانپارس در دهه ۲۰ توسط فرانسوی‌ها ساخته شد.

این محله دارای ۱۰۰ میدان سرسبز می‌باشد و میدان نبوت (هفت حوض) در نارمک حالت مرکزی و تجاری دارد و از شمال و جنوب به سی‌متری نارمک (خیابان آیت) و از شرق به غرب به خیابان گلبرگ متصل می‌شود. این محله دارای مسجدهای بسیار است که یکی از مساجد معروف مسجد جامع نارمک در خیابان سمنگان است. نارمکاز شمال به خیابان فرجام از غرب به بزرگراه امام علی (ع) و از شرق به بزرگراه شهید باقری و از جنوب به خیابان دماوند و خیابان نظام‌آباد متصل می‌گردد. خیابان‌های مهم آن آیت، شهید ثانی (۴۶متری نارمک)، هنگام، رسالت، سامان، سمنگان، دردشت، فرجام و مدائن و قنبریان و خیابان شیرمرد … است. این محله در سال ۱۳۳۰ شمسی برای سکونت فرهنگیان آموزش و پرورش ساخته شد.

جوانمرد قصاب

جوانمرد قصاب نام یک شخصیت نیمه افسانه‌ای، نیمه تاریخی، و آرامگاهی (بقعه)‌ در نزدیکی شهر ری است . محله پیرامون این بقعه نیز محله جوانمرد قصاب نام دارد.این محل بسیار زیباست و به نسبت بقیه جاهای تهران از آلودگی کمتری رنج می برد .

ونک

نام ونک تشکیل شده است از دو حرف (ون) به نام درخت و حرف (ک) که به صورت صفت تصغیر ظاهر می‌شود.

یوسف آباد

منطقه یوسف آباد را میرزا یوسف آشتیانی مستوفی‌الممالک در شمال غربی دارالخلافه ناصری احداث کرد و به نام خود، یوسف آباد نامید.

پل چوبی

قبل از این که شهر تهران به شکل امروزی خود درآید، دور شهر دروازه‌هایی بنا شده بود تا دفاع از شهر ممکن باشد. یکی از این دروازه‌ها، دروازه شمیران بود با خندق‌هایی پر از آب در اطرافش که برای عبور از آن، از پلی چوبی استفاده می‌شد. امروزه از این دروازه و آن خندق پر از آب اثری نیست، اما این محل همچنان به نام پل چوبی معروف است.

دزاشیب

روایت شده است که قلعه بزرگی در این منطقه به نام «آشِب» وجود داشته است و در گذشته نیز به این منطقه دزآشوب و دزج سفلی و در لهجه محلی ددرشو می‌گفتند.

شمیران

نظریات مختلفی درباره این نام شمیران وجود دارد. یکی از مطرح ترین دلایل عنوان شده ترکیب دو کلمه سمی یا شمی به معنای سرد و «ران» به معنای جایگاه است و در واقع شمیران به معنای جای سرد است. همچنین در نظریه دیگری به دلیل وجود قلعه نظامی در این منطقه به آن شمیران می‌گفتند و همچنین برخی نیز معتقدند که یکی از نه ولایت ری را شمع ایران می‌گفتند که بعدها به شمیران تبدیل شده است.

فرحزاد

این منطقه به دلیل آب و هوای فرح بخشش به این نام معروف شد. البته نام اصلی آن «فره زاد» بوده و گویا به سبب پیدایش آب در آنجا آن را «توشه با عظمت» شمرده اند.

تهران‌نو

خیابان‌کشی این محله نظم هندسی دارد و خیابان‌های شمال غربی به جنوب شرقی آن با بهره‌گیری از واژه مهر به‌صورت مهربار، مهرافروز، مهرآور، مهرپرور و مهرآگین نام‌گذاری شده‌بود. تهران‌نو دارای پنج میدان به نام‌های آشتیانی، اطلاعات، چایچی، لوزی و امامت(میدان وثوق) است.

گیشا

نام گیشا که در ابتدا کیشا بوده است برگرفته از نام دو بنیانگذار این منطقه آقایان کی‌نژاد و شاپوری می‌باشد.

منیریه

منیریه در زمان قاجار یکی از محله‌های اعیان نشین تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن کامران‌میرزا، یکی از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منیر گرفته شده‌است.

داودیه

میرزا آقاخان نوری صدراعظم این اراضی را برای پسرش، میرزا داودخان، خرید و آن را توسعه داد. این منطقه در ابتدا ارغوانیه نام داشت و بعدها به دلیل ذکر شده داودیه نام گرفت.

تهرانپارس

در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی ارباب هرمز از بزرگترین سرمایه داران زرتشتی شهرکی در شمال شرق تهران ساخت و نامش را تهرانپارس گذاشت. سپس شمار فراوانی از زرتشتیان به آنجا کوچ کردند. ارباب هرمز با یاری چند تن از مهندسان نام‌آور خیابان بندی وجدول کشی آنجا را انجام داد. ساختار شهرسازی تهرانپارس برپایه اصول شهرسازی نوین است که هم اکنون بعنوان یکی از بهترین طرحهای شهری به شمار می‌رود. درگذشته بخش بزرگی از زمین‌های تهرانپارس از آن زرتشتیان بود. اکنون تهرانپارس بسیار گسترش یافته و در منطقه‌های ۴و۸ شهرداری تهران جای گرفته‌است. تهرانپارس دارای چهار میدان و شهرکهایی مانند شهرک امید، شهید بهشتی، فرهنگیان و پارس در آن واقع شده‌است. از خیابان‌های مهم آن بلوار تیرانداز، خیابان جشنواره، خیابان رشید، خیابان استخر و بلوار وفادار و پروین را می‌توان نام برد.

درکه

اگر چه هنوز دلیل اصلی نامگذاری این محل مشخص نیست اما برخی آنرا مرتبط به نوعی کفش برای حرکت در برف که در این منطقه استفاده می شده و به زبان اصلی «درگ» نامیده می شده است دانسته‌اند.

زرگنده

احتمالا دلیل نام‌گذاری این محل کشف سکه‌ها و اشیا قیمتی در آن بوده است. در گذشته این منطقه ییلاق کارکنان روسیه بوده است.

قلهک

کلمه قلهک از دو کلمه”قله‌” و “ک‌” تشکیل شده است که قله معرب کلمه کله، مخفف کلات به معنای قلعه است. عقیده اهالی بر این است که به دلیل اهمیت آبادی قلهک که سه راه گذرگاه‌های لشگرک، ونک و شمیران بوده است، به آن (قله- هک) گفته شده است.

پل رومی

پل رومی در واقع پل کوچکی بوده که دو سفارت روسیه و ترکیه را هم متصل می کرده است. عده‌ای هم معتقدند که نام پل از مولانا جلال‌الدین رومی گرفته‌شده است.

جوادیه

بسیاری از زمینهای جوادیه متعلق به آقای فرد دانش بوده است که اهالی محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعی نیز توسط جواد آقا بزرگ در این منطقه بنا نهاده است که به نام مسجد فردانش هم معروف است.

سیدخندان

سید پیری دانا و شیرین سخن بوده که پیشگویی‌های او زبانزد مردم در سی یا چهل سال پیش بوده است. دلیل نامگذاری این منطقه نیز احترام به این پیرمرد بوده است.

فرمانیه

در گذشته املاک زمین‌های این منطقه متعلق به کامران میرزا نایب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وی به عبدالحسین میرزا فرمانفرما فروخته شده است.

آجودانیه

آجودانیه در شرق نیاوران قرار دارد و تا اقدسیه ادامه پیدا می‌کند. آجودانیه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزیر قورخانه ناصرالدین شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

اقدسیه

نام قبلی اقدسیه (تا قبل از ۱۲۹۰ قمری) حصار ملا بوده است. ناصرالدین شاه زمینهای آنجا را به باغ تبدیل و برای یکی از همسران خود به نام امینه اقدس (اقدس الدوله) کاخی ساخت و به همین دلیل این منطقه به اقدسیه معروف شد.



تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤ | ٩:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()
زبان فارسى در ٢٩ کشور جهان صحبت میشود که در ریف ششم بعد از زبان اسپانیایى و پیش از زبانآلمانى (از نگاه شمار کشور هایی که در آنها فارسى صحبت میکنند) رده بندى شده است.
زبان فارسى زبان دوم کلاسیک جهان پس از زبان یونانى شناخته شده است که همه ویژگى هاى یک زبان کلاسیک را داراست. زبان هاى لاتین و سانسکریت در ردیف هاى سوم و چهارم آمده اند.
فارسى از نظر شمار و تنوع متل (ضرب المثل)، در میان سه زبان اول جهان جاى دارد.
زبان فارسی از نظر دامنه و تنوع واژه ها یکى از پر مایه ترین و بزرگترین زبان هاى جهان است . در کمتر زبانى فرهنگ لغاتى چون "دهخدا" در ١٨ جلد ویا فرهنگ "معین" در ۶ جلد دیده میشود.
زبان فارسى توانایى ساختن "٢٢۵" میلیون واژه را دارد که در میان زبانهاى گیتى بى مانند است.
زبان فارسی سیزدهمین زبان پرکاربرد در محتوای وب است.
زبان فارسى یک سده از لاتین و دوازده سده از انگلیسى جلوتر است.
از ده شاعر برتر جهان پنج تن آن فارسى زبان هستند.


تاريخ : سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٤ | ۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()

 

 

 

 

آبادان(خوزستان)

جمعیت :

219772

کد تلفن :

631

سایت شهرداری :

www.shahrdari-abadan.ir

 

آبادان مرکز شهرستان آبادان، در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان واقع است.این شهر مهمترین شهر خوزستان پس از اهواز است.موقعیت جغرافیایی این شهر در درازای 48 درجه و 17 دقیقه و پهنای جغرافیایی 30 درجه 20 دقیقه و با بلندای 3 متر از سطح دریا و با پهناوری 2796 کیلومتر مربع است. دارای فرودگاه و بندر است که به دلیل داشتن پالایشگاه نفت و راهبردی بودن و هم مرزی با کشور عراق از زمان جنگ جهانی دوم از پراهمیت‌ترین شهرهای خاورمیانه و ایران بوده‌است.

جمعیت شهر آبادان طبق سرشماری سال 1385 برابر با 217,988 نفر و جمعیت نسبی در هر کیلومتر مربع 171 نفر است که بخش عمده ای از جمعیت آن را ایرانیان عرب تشکیل می‌دهند.درمناطق روستایی جمعیت اعراب چیزی در حدود 100% می‌باشد. در آبادان یکی از بزرگ‌ترین پالایشگاه‌های نفت جهان قرار دارد. نفت از اغلب مناطق خوزستان با لوله به این شهر می‌رسد و پس از تصفیه به کلیه جهان صادر می‌شود. نزدیکترین شهر به آبادان، خرمشهر است که حدود 15 کیلومتر با این شهر فاصله دارد. خاک آبادان را آبرفت رودهای کارون و دجله (که به هم پیوسته‌اند) پدید آورده‌است. شهر آبادان درون خشکی ای است که گرداگردش رود است. این خشکی به جزیره آبادان شناخته شده‌است. شهر آبادان و همچنین بخش اروندکنار و نیمی از شهر خرمشهر در این جزیره‌اند. رودهای گرداگرد آبادان که همگی به خلیج فارس می‌ریزند از دو رود بزرگ‌تر پیشیاد دجله و کارون است. بزرگ‌ترین شاخه‌ای که از برخورد این دو رود پدید آمده‌است اروندرود است. بخش دیگر این رود که در آنسوی این جزیره روان است و اهمیت کمتری دارد بهمن‌شیر خوانده می‌شود. رود بهمنشیر در بخش‌هایی از گذرگاهش کارون هم خوانده می‌شود.


نام این شهر در گذشته «عبادان» بوده‌است.در سال 1314 طی مصوبه شورای وزرای وقت نام آبادان رسمی شدبخشی از جزیره آبادان در دوره ساسانیان بهمن اردشیر خوانده می‌شده‌است که نام رود بهمنشیر یادگار آن نام کهن است.اوپاتان نیز که نام کهنتر آبادان است امروز بیشتر زیب شرکتها و سازمانها در شهر آبادان است.به دلیل وجود زیارتگاه کوچکی که ادعا می‌شود خضر نبی در آن دیده شده‌است گاهی به این منطقه نام مذهبی جزیرةالخضر هم داده شده‌است.در نزهت القلوب حمدالله مستوفی آبادان مرز آخر ایران زمین در جنوب غرب معرفی می‌شود و در گذشته دور نیز آبادان را آخرین شهر ایران می‌دانستند و ورای آن جایی دیگر در ایران زمین نمی پنداشتند که مصداق آن مصرعی از منوچهری دامغانی شاعر دوره غزنوی است که بصورت مثل در آمده که می گوی :<< برفراز همت او نیست جای / نیست آنسوتر ز عبادان دهی >>

مردم
بیشتر مردم این شهر از آغاز ساخت پالایشگاه در این شهر از گوشه گوشه ایران و به ویژه از بخش‌های جنوبی، مرکزی و غربی کشور به این شهر کوچ کردند و با هم جامعه و فرهنگ این شهر را ساختند.این مهم در اوایل قرن بیستم اتفاق افتاد که از دهه نخست آن دهه با شکل گیری فعالیت های نفتی در منطقه آبادان مهاجرت مردم از سرتاسر ایران به آن منطقه آغاز شد.تقریبا تمام اقوامی که به آبادان کوچ کردند مساجد و معابد و کلیساها و حسینیه‌هایی برای خود تدارک دیدند که بسیاری از آنان تا به امروز پابرجاست.مانند حسینیه و مساجد لاری ها , بلوچ ها , زنگویی ها , بوشهری ها , عرب ها , اصفهانیها , دوانیها , آذربایجانی ها , بهبهانیها و .. بیشترین مردمانی که در شهر آبادان جاگیر شدند از شمال خوزستان ومنطقه نفتی مسجدسلیمان بودند.با رونق بیشتر این شهر مردم در جستجوی کار از جاهای دورتر به این شهر آمدند.بیشتر ایشان از استان فارس، بوشهر وچهارمحال بختیاری بودند.از آمیزش این مردمان جامعه، لهجه آبادانی پدید آمد؛چنانکه لهجه آبادانی آمیزه‌ای از لهجه‌های مردمان نقاط یاد شده است.روستاهای اطراف شهر عمدتا عرب نشین هستند و برخی از آنها پس از جنگ در شهر بویژه در کناره ساحلی بهمنشیر ساکن شده‌اند.

محله‌های آبادان
از محله‌های مشهور آبادان می‌توان به امیری، بریم، بوارده (شمالی و جنوبی)، (اروسیه)، کوی لاله ، هزاری‌ها، هلندی‌ها، اشاره کرد.
کوی بهار،کوی قدس، کوی بهارستان، کوی گلستان، کوی ذوالفقاری، کوی ملت، کوی بهمن، کوی ولی‌عصر، تانک فارم، جمشیدآباد، سرویس قنواتی، هلال بریم، و 700 دستگاه از دیگر محله‌ها و کوی‌های این شهر هستند.
جزیره شادمانی در رود بهمنشیر و جزیره ارگ در اروندرود نیز از جزیره‌های کوچک درون این شهر هستند.

آب و هوای آبادان
دما و فشار هوا
جنوبی‌ترین نقطه خوزستان هفت درجه از مدار رأس السرطان بالاتر است از این رو اقلیمی مشابه با مناطق استوایی دارد. خوزستان از زمان‌های قدیم به داشتن هوای گرم معروف بوده‌است و آبادان نیز که شهری از شهرهای جنوبی خوزستان است از این ویژگی‌ مانند سایر شهرهای جنوبی استان برخوردار بوده‌است. این شهر دارای آب و هوای گرمسیری است تا جایی که در برخی از کتابها از آن به عنوان شهری که فاقد زمستان است نام برده‌اند، حتی برخی منابع، آبادان را تنها دارای دو فصل تابستان و پائیز می‌دانند. احمد مقدسی در «احسن التقاسیم» آن را «اقلیم حاره» خوانده‌است. اما واقعیت این است که آبادان به علت قرارگرفتن در کنار اروند رود، رود بهمنشیر و رود کارون و کلاً در جوار خلیج فارس دارای تابستانی بسیار گرم و زمستانی معتدل و فرحبخش است چنان که لطافت هوای آن گردشگران زمستانی و نوروزی را به خود جذب می‌کرد.

آبادان در دشت واقع شده و به علت مجاورت با صحراهای بزرگ و سوزان نظیر صحرای بزرگ عربستان و عراق، در مجموع هوای صحرایی گرم دارد. گرمای آن در ماه‌های تیر و مرداد تا 58 درجه سانتی‌گراد بالا می‌رود و در بهمن ماه تا صفر درجه سانتی‌گراد هم پایین می‌آید. حداقل درجه حرارت آن در سال 7/17 و حداکثر 6/32درجه سانتی‌گراد می‌باشد. ایام یخبندان آن حداکثر در طول سال نه روز است.

میانگین درجه حرارت این شهر حد فاصل سال‌های 1326 تا 1337 3/26 درجه سانتی‌گراد، سالهای 38 و 1337 حدود 8/24 درجه و حد فاصل سال 39-1338 به مقدار 7/25 درجه سانتی‌گراد بوده‌است.

در گزارش دیگری که مربوط به سال‌های 1340 تا 1353 هجری شمسی است سانتی‌گراد در ایستگاه«سینوپتیک» و حداقل مطلق آن 5/4- درجه سانتی‌گراد بوده‌است. در این دوره زمانی معدل حداقل، تغییر چندانی نکرده‌است (7/17درجه سانتی گراد)و اما معدل حداکثر درجه حرارت بنی 6/31 تا 6/32 در نوسان بوده‌است.

براساس آمار موجود، حداکثر دمای بهمن ماه و حداقل دمای همان ماه از بقیه ماه‌ها کمتر است. در حالی که حداکثر دمای شهریور از بقیه ماه‌ها بیشتر می‌باشد، حداقل دمای مرداد ماه از بقیه ماه‌ها بیشتر می‌باشد.

به استناد برخی منابع انتشار یافته معدل حداکثر حرارت سالهای پیش از انقلاب در آبادان 51 درجه سانتی‌گراد بوده‌است که فقط 6/4 درجه از حداکثر مطلق در جهان(یعنی 6/56 درجه در تریپولی لیبی)کم‌تر است. این رقم نشانگر گرم و سوزان بودن درجه حرارت آبادان است یا به عبارت دیگر وضع درجه حرارت سالیانه آبادان به طور مشخص جنبه بری دارد و تعداد روزهای یخبندان آن بسیار اندک است. معدل روزهای یخبندان در طول سالهای قبل از انقلاب 1357 در آبادان 7/1 روز در سال بوده‌است.

پراکندگی فشار هوا در آبادان در طی سال، به دو صورت مشخص فصلی در می‌آید بدین ترتیب در آخر فصل پائیز و آغاز زمستان(آذر، دی، بهمن)که درجه گرما پایین است، میزان فشار جو به حداکثر خود می‌رسد و در تابستان(خرداد، تیر، مرداد)که درجه گرما بالا است، فشار هوا به حداقل کاهش می‌یابد.

بادهای آبادان
بادهای آبادان بر سه نوع است. نخست «بادهای منظم فصلی» که در اثر تغییرات فشار هوا در فصل‌های مختلف سال به وجود می‌آیند و معمولاً شدید نیستند، مگر عامل جوی دیگری موجب تشدید آنها شود. اگر هوا خنک باشد، نسیم ملایمی بوجود می‌آید و برعکس اگر هوا گرم باشد، بادی آزار دهنده و سوزان می‌وزد.

دوم«بادهای محلی» که خود بر دو نوع است:«باد شمال» و «باد شرجی» باد شمال از جریان‌های مدیترانه‌ای است که به ایران می‌رسد. این باد در تابستان به طور خشک و دایمی می‌وزد. باد شمال در زمستان اغلب طوفان‌های ناگهانی و خطرناکی بوجود می‌آورد ولی در تابستان از 15 خرداد تا آخر تیر(40 روز)با نظم و شدت فوق‌العاده می‌وزد. وزش ناگهانی و شدید باد شمال، همیشه برای قایق‌های کوچک ماهیگیری خطرناک است. وجود بادهای شمالی در آبادان، رطوبت وسط روز را کاهش داده و گرما را قابل تحمل می‌کند. باد شمال کلاً 9 ماه در آبادان می‌وزد.

باد شرجی از جنوب غربی می‌وزد و با عبور از خلیج فارس مرطوب شده و با توجه به بالا بودن درجه حرارت هوا تا حدود زیادی سنگین می‌شود و نفس کشیدن را به خصوص برای کسانی که مشکلات تنفسی دارند دشوار می‌کند. این باد بسیار نامطلوب است و سبب تغییرات کلی در آب و هوای آبادان می‌شود. این تغییرات آب و هوایی جزیزه آبادان و حوالی آن را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. این باد از زمستان تا اواسط بهار در آبادان می‌وزد، اما معمولاً در اوایل تابستان هم احساس می‌شود. چون معمولاً مرطوب و گاهی توأم با ابر و مه‌است سبب بارندگی می‌شود.

نوع سوم بادهای آبادان «باد سموم»یا «سام» است که از عربستان می‌وزد و همیشه خاک و شن همراه دارد. این باد بسیار خشک، گرم و سوزنده‌است. وزش آن به هنگام تابش آفتاب مخصوصاً در میانه روز شخص را مسموم می‌کند. حمزه اصفهانی مؤلف کتاب«سنی الملوک الارض و الانبیاء» درباره این باد و گذر آن در آبادان می‌نویسد:

«در سال 234 هجری قمری باد سموم شدیدی وزید که مردم مانند آن ندیده بودند. مدت آن زیاد از 50 روز بود. آغازش از سوم حزیران و انجامش آخر تموز، این باد کوفه، بغداد و واسط را فرا گرفت و به عبادان رسید و از اواسط به اهواز رفت و همگی رهگذران و کاروان‌ها را بکشت و چون به همدان رسید، مزارع را بسوخت و در صحرای سنجار موصل هر بشر و شجر و دابه را هلاک کرد و بازارهای موصل چند روز تعطیل شد و راه دهات از شهر منقطع گردید.»

این گونه بادها هر چند سالی یکبار در آبادان می‌وزد و آسمان روز را به مثابه شب کاملا تیره و تاریک می‌کند. البته همه ساله نوع ملایم‌تر آن می‌وزد که با خاک و گرد و غبار توأم است و تا حدودی شرایط عادی زندگی را دچار اخلال می‌کند.

رطوبت
آبادان به طور کلی یک منطقه رطوبتی است. این رطوبت در بهار و تابستان کمتر از پائیز و زمستان است. رطوبت در زمستان حداکثر به 89 درصد می‌رسد اما از آبادان رطوبت100 درصد هم گزارش شده‌است. رطوبت نسبی آبادان در ماه‌های تیر و مرداد 50 تا60 درصد است و در ماههای دی و بهمن به 70 تا80 درصد هم می‌رسد. با توجه به ارقام جدول در هر صورت آبادان یک شهر با میزان بالای رطوبت است.

رطوبت نسبی در آبادان در میانه روز کاهش می‌یابد و در مواقعی که باد از جنوب جریان دارد رطوبت به سرعت بالا می‌رود. رطوبت نسبی آبادان درساعت 30/6 صبح 64 درصد است، ولی همین رطوبت نسبی در ساعت 30/12 به 32 درصد کاهش می‌یابد. کاهش مزبور به علت وزش بادهای شمالی است که رطوبت وسط روز را تقلیل می‌دهد، ولی به طور کلی توأم شدن حداکثر درجه حرارت(50 درجه سانتی‌گراد)با رطوبت نسبی بیش از 50 درصد در آبادان، به طور محسوسی غیرقابل تحمل است.

بارندگی
آبادان از مناطق کم بارش کشور است که عمده همین بارندگی هم به رگبارهای زودگذر باران اختصاص دارد. بعضی مواقع این باران توأم با تگرگ است. میزان بارندگی آبادان در طول ده سال آمارگیری حدفاصل سالهای 1343 تا1353 بین 6/54 تا 7/353 میلی متر در نوسان بوده‌است.متوسط بارندگی سالانه 3/146 میلیمتر گزارش شده‌است. گزارش دیگر این میزان بارندگی را در سال‌های 1355 تا 1357 به طور متوسط بین 200 تا250 میلی‌متر نشان داده‌است.

باران‌های موسمی و گاه بسیار شدید، از آذر تا اردیبهشت برخی مواقع موجب جاری شدن سیل در سطح خیابان‌ها می‌شود. اهمیت این بارندگی‌ها در کشاورزی منطقه حیاتی است. اوج بارندگی آبادان در ماه‌های آبان، آذر و دی است در ماه‌های بهمن، اسفند و فروردین باران نسبتاً مناسبی می‌آید اما شدید نیست و صرفاً در تغییرات جوی مؤثر است. معمولاً در آبادان در ماه‌های خرداد، تیر و مرداد بارندگی وجود ندارد در اردیبهشت و شهریور برخی از سال‌ها بارندگی بسیار خفیف گزارش شده‌است.

دیدنی‌های آبادان
برخی از مناطق دیدنی جزیره آبادان عبارتند از

دانشگاه‌های آبادان
دانشگاه صنعت نفت آبادان 
دانشگاه علوم پزشکی آبادان(پرستاری) 
دانشگاه بین المللی علوم پزشکی خلیج فارس 
واحدبین الملل دانشگاه شهید چمران در آبادان 
دانشگاه بین المللی مهراروند 
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین المللی خلیج فارس 
دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان 
دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر دانشگاهی آبادان 
دانشگاه پیام نور واحد آبادان 
دانشگاه علوم قرآن وحدیث 
حوزه علمیه آبادان 

مکان‌های فرهنگی
موزه هنرهای تجسمی آبادان 
موزه آبادان 
مدرسه مهرگان 
دبیرستان رازی آبادان 
سینما رکس 
سینما نفت 
دانشکده نفت 
باشگاه ایران 
تالار اشراق 
باشگاه پیروز 

مکان‌های تاریخی
تانک فارم 
مناطق عملیاتی آبادان 
سقاخانه خیابان مدرسه 
سقاخانه خیابان اروسیه 
حمام جرمن (گرمن = گرمه) 

مکان‌های ورزشی
زمین گلف‌ آبادان 
باشگاه اسب سواری آبادان 

مکان‌های مذهبی
قدمگاه خضر 
قدمگاه امام رضا 
چاه آب امیرالمومنین 
قدمگاه امام سجاد 
کلیسای سورپ کاراپت 
مسجد مهدی موعود 
حسینیه شاهمرادی‌ها 
حسینیه خاقانی 
حسینیه لاری‌ها 
حسینه آقاجری‌ها 
حوزه علمیه قائمیه 
حوزه علمیه آبادان 
مسجد رنگونی‌ها 
مسجد بلوچها 
مسجد دهدشتی‌ها 
الگو:حسینیه بختیاریها 

آرامگاه‌ها
مرقد سید عباس 
مرقد سید محمد 
مرقد سید ابوورده 
مرقد سید ابوالحسن 
گورستان یهودیان 
گورستان انگلیسی‌ها 
آرامگاه از بین رفته شهید گمنام 

متفرقه
رستوران پاکستانی‌ها

 

 

آغاجاری(خوزستان)

جمعیت :

13175

کد تلفن :

672

آغاجاری شهری است در استان خوزستان و از توابع شهرستان بهبهان. آغاجاری یا آغاجری از مناطق نفت‌خیز اما محروم ایران می‌باشد. جمعیت آن بیش از پنجاه هزار نفر است که از طوایف بختیاری، ترک و عرب تشکیل شده است. اکثر مردم مهاجرینی می‌باشند که قبل از سال 1317 در پی کشف نفت در طلب کار به این منطقه مهاجرت کرده و ماندگار شدند . آغاجاری با دارا بودن مخزن نفتی بالغ بر 10 میلیارد بشکه نفت یکی از بزرگترین مناطق نفتخیز جهان به حساب می آمد.در ابتدا روزانه 256000 بشکه نفت از چاههای این منطقه استخراج می شد.این شهر دارای آب و هوایبسیار گرم می باشد گرمای هوا در تابستان ممکن است از 55 درجه سانتیگراد نیز تجاوز نماید.

 

 

 

اروندکنار(خوزستان)

جمعیت :

9772

کد تلفن :

632

 

بندر اَروَندکِنار شهر و بخشی است در شهرستان آبادان در استان خوزستان.این شهر در پنجاه کیلومتری جنوب شهر آبادان قرار گرفته‌است و دارای ذخایر نفتی است. این شهر بندری، دارای اسکله و امکانات بارگیری لنج‌های کوچک است.

اروندکنار در انتهای جزیره آبادان واقع شده و واپسین بندر ایران در کرانه اروندرود است. پیش از اروندکنار، بندر خسروآباد قرار دارد.

اروندکنار در 52 کیلومتری جنوب آبادان و در حدود 300 متری خاک کشور عراق قرار دارد.

در زمان جنگ ایران و عراق، اروندکنار در منطقه عملیاتی والفجر 8 قرار داشت.

بزرگ‌ترین بندر صیادی ایران در اروندکنار قرار دارد که در سال 1387 به بهره‌برداری رسید. این بندر اسکله‌ پهلوگیری به طول 116 متر، اسکله خدماتی به طول 32 متر و بیش از 60 متر اسکله پلکانی پهلوگیری دارد. این بندر قابلیت پهلوگیری بیش از 160 فروند موتور لنج و افزون بر 330 قایق موتوری صیادی را دارد.

الوان(خوزستان)

جمعیت :

6225

کد تلفن :

642

الوان شهر و بخشی است در استان خوزستان. این شهر در شهرستان شوش قرار دارد. این شهر در سال 1374 با تأسیس شهرداری تبدیل به شهر شد و پیش از آن روستایی بود با نام عبدالخان.

امیدیه(خوزستان)

جمعیت :

58616

کد تلفن :

652

اُمیدیه شهری در استان خوزستان است.
شهر امیدیه بعد از اکتشاف نفت و گاز در سال 1279 خورشیدی آغاز به شکل‌گیری کرد و ابتداء به سی‌برنج معروف بوده است.
این شهر دارای منابع و صنایع بسیاری از جمله نفت و گاز بوده و بیشتر دارای نفت است تا گاز. این شهر یعنی یکی از شهرهای مهم تولید نفت در استان خوزستان است. این شهر مرکز شهرستان امیدیه است.
شهر امیدیه خود از چند منطقه مختلف با فرهنگ های متفاوتی تشکیل شده است که دلیل آن مهاجرت به دلایلی از جمله جنگ که موجب مهاجرت آبادانی هاو خرمشهری ها شده و دلایل اقتصادی و وجود موقعیتهای شغلی بسیار مناسب (شرکت نفت و گاز) است. اولین شهید ایرانی در جنگ ایران و عراق را از شهرستان امیدیه می‌دانند به نام ایرج دستیاری.
این شهر دارای امکانات ورزش کوه‌نوردی و صخره‌نوردی نیز می‌باشد.
شهر امیدیه عمدتا دو گونه مختلف منازل شخصی و شرکتی دارد. منازل شرکتی در مناطق سیتایپ , کارگری ها , بخش میانکوه می‌باشند.از مناطق عمـده شخصی نشین امیدیه می‌توان علی آباد , پاچه کوه و شهرک مطهری را مثال زد.زبان رایج در امیدیه فارسی و دیگر گویش بختیاری ست که بخاطر مهاجرت گسترده از شهرهای آبادان و مسجد سلیمان و آغاجاری درآنجا رواج یافته است. در روستاهای مجنون , چاه سالم و در شهرک یاسر و برخی مناطق درون شهر طوایف و مردم عرب نژاد نیز بسر می‌برند.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد امیدیه در رشته‌های مختلفی نظیر شیمی کاربردی , مهندسی نفت , علوم تجربی , مدیریت صنعتی دانشجو می پذیرد.

 

اندیمشک(خوزستان)

جمعیت :

120177

کد تلفن :

642

اَندیمِشک نام یک شهر و همچنین یک شهرستان در استان خوزستان ایران است. اندیمشک دارای معدن شن، سنگ و گچ در ایستگاه شهبازان است.

راه‌آهن آن گلوگاه راه‌آهن تهران اهواز است و راه‌آهن آن خود، ناحیه مستقلی است. در تابستان گرمای هوای اندیمشک تا حدود 52 درجه سانتی‌گراد نیز رسیده‌است. فصل سرد آن پرباران است. اندیمشک در مسیر جاده ترانزیت کشوری قرار دارد.

تاریخچه
اندیمشک که واژگون شده «هندی مشک» است که در کنار خرابه‌های شهر قدیم «لور» و «اری ترین» ساخته شده است. لور شهری آباد بوده که مورخین نیز از آن نام برده اند، اما از قرون و سطی به بعد از آبادی آن کاسته شده و پس از آن رو به ویرانی نهاده است. در روزگار فتح‌علی‌شاه قاجار شخصی به نام حاج صالح خان مکری(حکمران شوشتر و دزفول) در کنار ویرانه‌های باستانی شهر لور دژی ساخت و آنرا قلعه «صالح آباد» نامید، تا این که در اواخر دوره قاجاریه روستای صالح آباد در 2 کیلومتری این دژ بوسیله ایل «سگوند» ساخته شد که شامل سیاه چادرها و کپرهای این ایل و برخی از مهاجران لر بختیاری بود. اما دیری نگذشت که راه آهن سراسری جنوب افتتاح شد و سیاه چادرها و کپرها از میان رفته و صالح آباد، اندیمشک نامیده شد. در این دوران بود که اندیمشک راه گسترش و پیشرفت را پیمود. شهر اندیمشک شهری توریستی و از نظر موقعیت راه‌های شوسه، اصلی و مرکزی مهم می‌باشد، زیرا تنها شهری است که استان خوزستان، لرستان و کرمانشاهان را به هم ارتباط می‌دهد. در سمت شمال شرقی شهر، دشتی بایر است که از قدیم مردم به آن لور گفته اند و همان سرزمین عیلامِ تاریخی می‌باشد.

معادن سنگ آهک و دولومیت چناره در شمال شهرستان اندیمشک در مجاورت روستای بیدرویه قرار دارد. تخمین زده می‌شود که این ذخایر که در حال حاضر بهره برداری می‌شوند است در حدود 100 سال قابل بهره برداری باشد. این شهرستان دارای چند بخش و شهر است. گستردگی این شهر به حدی است که می‌توان آن را از نظر وسعت یکی از بزرگ‌ترین شهرهای استان نامید.این شهرستان در جلگه واقع شده و آب وهوای آن گرم و خشک است. آب آشامیدنی شهر اندیمشک در نمونه آب شناسی در ایران کم نظیر و بی‌مانند شناخته شده و بهترین نوع آب طبیعی و زلال در این سامان وجود دارد[نیازمند منبع]. شهرستان اندیمشک از نظر موقعیت راه‌های شوسه، اصلی و مرکزی دارای اهمیت بوده و دو سد عظیم دز و کرخه در این شهرستان قرار دارند که سد دز در 23 کیلومتری شمال شرق این شهرستان واقع شده و سد کرخه در 25 کیلومتری غرب شهر اندیمشک قرار دارد. وهمین امر سبب شهرت این شهر به شهر سدهای آبی گردیده است.این شهرستان با داشتن مراتع بسیار در اطراف خود و وجود رودخانه بزرگ دز در فاصله 5 کیلومتری از استعداد بسیاری برای صنعت و کشاورزی و دامپروری برخوردار است.

دوران جنگ
اندیمشک در جنگ تحمیلی دچار حملات وآسیبهای فراوانی گردید که می‌توان به 4 آذر ماه 1365 وحمله هوایی و بمبارانی توسط حدود 150 هواپیمای عراقی در قالب 3 اسکادران و تقدیم یکهزار شهید اشاره کرد همچنین دوکوهه یکی از یادمانهای جنگ ایران و عراق در این شهرستان می‌باشد.

آثار تاریخی و باستانی
سد دز و دریاچه پشت آناین شهرستان به واسطه قرار گرفتن در مجاورت تمدن باستانی ایلام دارای مناطق و اشیای باستانی فراوانی می‌باشد اما متاسفانه این مناطق باستانی به علت عدم توجه مسئولین ناشناخته و در حال غارت است. زیارتگاه شاهزاده احمد از جمله دیدنی‌های منطقه‌است که در دل کوهستان‌های شمالی این شهر قرار دارد. پل صیحه در 10 کیلومتری اتوبان اندیشک شوش نیز یکی از آثار باستانی اندیمشک می‌باشد که از دوران صفوی به یادگار مانده است. قلعه قاسم در شمال اندیمشک همچنین قلعه رزه و ویرانه های شهر ایلامی زعفران دشت از دیگر جاذبه‌های این شهرستان است از مناطق دیدنی دیگر با دره‌ها و چشمه‌های زیبا و صخره‌های دیدنی و مناسب برای صخره‌نوردان است.

کرانه‌های دو دریاچه سدهای کرخه و دز بسیار دیدنی به ویژه در فصول زمستان و بهار است. آب این دریاچه‌ها دارای ماهی‌های بزرگی از نوع شیربت، سونگ و بتک و قزل‌آلای سیاه است.

 

 

اهواز(خوزستان)

جمعیت :

985614

کد تلفن :

611

سایت شهرداری :

www.ahwazcity.com

اَهواز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان خوزستان است. این شهر که بخش مرکزی کلانشهر اهواز می‌باشد، از نظر جغرافیایی در 31 درجه و 20 دقیقه عرض شمالی و 48 درجه و 40 دقیقه طول شرقی قرار گرفته‌است و در جلگه خوزستان به ارتفاع 18 متر از سطح دریا واقع می‌باشد.

شهر اهواز با 220 کیلومتر مربع مساحت، دومین شهر وسیع ایران پس از تهران می‌باشد.جمعیت آن نیز در سرشماری سال 1385 969,843 نفر بوده‌ که اهواز را در جایگاه هفتمین شهر پرجمعیت ایران قرار می‌دهد.

کارون پرآب‌ترین رود ایران، اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده‌است که این امر جلوه زیبایی به این شهر داده‌است. وجود کارخانجات بزرگ صنعتی، شرکت مناطق نفتخیز جنوب و شرکت ملی حفاری ایران در اهواز، این شهر را به یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی ایران تبدیل کرده‌است و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری را در خود بپذیرد.

شهرهای اطراف اهواز عبارت‌اند از: شهرهای تاریخی دزفول و شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب.

اهواز کنونی محور ترانزیتی بسیار مهمی است که از راههای زمینی و ریلی و هوایی دیگر شهرهای ایران را به بنادر مهمی مانند ماهشهر و آبادان و بندر امام خمینی و خرمشهر به عنوان مرزهای آبی و شلمچه و چزابه به‌عنوان مرزهای زمینی با کشور عراق متصل می‌کند که بر این اساس جاده‌های منتهی به اهواز همیشه دارای بار سنگین ترافیکی است.

تاریخچه
پیش از اسلام
در زمان ایلامی‌ها در حدود شهر کنونی اهواز شهری به نام تاریانا قرار داشته‌است. عده‌ای از مورخین متأخر نیز بدون استناد تاریخی عنوان نموده‌اند نام اهواز در دوران باستان اوکسین بوده‌است، در صورتی که چنین چیزی واقعیت نداشته و نام این شهر در دوره ایلامیان تاریانا (Tareiana) بوده. اوکسین احتمالاً تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده می‌شود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام برده‌است. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلامی شکرستان است.

در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده‌است. در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید. اردشیر بابکان مؤسس دودمان ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دو شهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. نخستین هوجستان واجار (خوزستان بازار) و دومی را هرمزداردشیر نام داشت.

شهر اهواز در آن زمان هرمزشهر (هرمزداردشیر) نام داشت.(بازمانده‌های هرمزشهر که در زیر سطح اهواز کنونی قرار دارد به خاطر پروژه مترو با خطر تخریب روبروست.) البته در روزگار ساسانیان رامشهر نیز نامیده می‌شده‌است.

در زمان ساسانیان به ویژه در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز یا شادروان اهواز که به سد خداآفرید هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد. کانال‌های آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری کشتزارها و نخلستانها و در نهایت سرسبزی و خرمی اهواز شده بود. مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارون جدا می‌شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می‌کرد و آن را به دو بخش تقسیم می‌کرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان (گرگر) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود.

حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می‌گفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می‌شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود (حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و 30 متری و باغ معین و خیابان24 متری) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم‌کوشک) و اهواز وجود دارد.

دوران اسلامی
نام کنونی اهواز، به ظاهر بازمانده از دوران اسلامی است ((جمعِ مکسر ”هوز“) به نام «خوزی» (در منابع یونانی ouxioi و در متون هخامنشی huja = عیلام). در وقایع اسلامی اهواز به دست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال 17 هجری قمری اشغال شد. در اثر این حمله بخش اشرافی‌نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز یا سوق‌الاهواز (خوزستان بازار) خوانده می‌شد.

در زمان آل بویه اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سده 4 هجری عضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه‌های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هندوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انبار بصره گفته‌است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره‌ای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد.

یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می‌شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می‌شد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی به طرف شکاره کنونی می‌رفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان 30 متری به معنی آب‌باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره‌است.»

ابن منشاد می‌نویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.»

از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگل‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال 1869 میلادی (1248 هجری خورشیدی) هم‌زمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و در سال 1266 هجری خورشیدی کشتی‌رانی را بر رود کارون برای خارجیان آزاد اعلام کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد.

کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و به ناچار دو بخش بوده‌است. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه جنوبی از اهواز تا خلیج فارس کشتیرانی می‌شده‌است. این امر به این دلیل بوده‌است که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخره‌ای بزرگ قرار داشته که عبور کشتی از آن را ناممکن می‌کرده‌است. همچنین ویرانه‌های سد اهواز نیز مانع دیگری برای کشتی‌رانی بوده‌است. بنابراین کشتی‌هایی که از شوشتر می‌آمده‌اند در محل اهواز بارها را به کشتی دیگری در سمت دیگر صخره منتقل می‌کرده‌اند. این کار باعث به وجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بوده‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بندرهای دنیا است و این امر جز با وجود بندری در کنار صخره پیش‌گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.

به نوشته کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته‌سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بودند منتقل کنند. کم کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت به وجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محله عامری و خیابان 24 متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

اهواز امروز
اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پرجمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس و کیان‌آباد قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هسته مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند.

قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام و آزادگان و شریعتی (30 متری سابق)و باغ شیخ(ادهم) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محله‌های معروف پادادشهر، باهنر، رسالت، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع‌اند.

مردم اهواز از اقوام گوناگونی تشکیل می‌شود. مردمان فارس (از جمله شوشتری، دزفولی، بهبهانی)، بختیاری، لر، عرب، صبی، از جمله مهمترین و پرجمعیت ترین اقوم اهواز هستند. محله‌های زیتون کارمندی، ملی راه، کورش، کیانپارس، کیان آباد، گلستان، شهرک دانشگاه، فرهنگ شهر، پاداد شهر، امانیه و هسته مرکزی و بازاری شهر از جمله محله‌های شوشتری، دزفولی و بختیاری نشین هستند و املاک و مستقلات در این مناطق بسیار گران تر از سایر مناطق اهواز می‌باشد.

مناطق زرگان، کوت عبدالله، خزعلیه، سخیریه، عامری، خشایار، کیان، کوی سیاحی، ملاشیه، عین 2، مشعلی، سیدخلف، زوویه، کوت سید صالح، جنگیه، آخرآسفالت، دغاغله، ویس، لشگر آباد از جمله مناطق عرب نشین اهواز هستند.پروژه‌های بزرگی در اهواز در حال احداث هستند که با افتتاح آنها چهره شهر و وضعیت حمل و نقل شهری اهواز دگرگون خواهد شد. مهم‌ترین این پروژه‌ها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون و مترو اهواز می‌باشند.

تیم‌های فوتبال فولاد خوزستان و استقلال اهواز از جمله تیمهای مطرح در صحنه فوتبال معاصر هستند.

پل‌ها
یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهر اهواز پل‌های اهواز هستند. هم اکنون 7 پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که از این میان پل سفید (پل اول - پل معلق) و پل هفتم به دلیل سبک خاص معماری و طراحی منحصر به فرد، چشم‌انداز زیبایی به شهر داده‌اند. هفتمین پل اهواز با نام پل ششم یا پل فولاد نیز به تازگی به بهره‌برداری رسیده‌است.

همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل جدیدی به روی رودخانه کارون در شهر اهواز در حال اجراست. این پل که بزرگ‌ترین پل کابلی ایران خواهد بود پیچ استادیوم را به خیابان زند در قسمت شرقی شهر متصل می‌کند و تا حدودی از بار ترافیکی دیگر پل‌ها می‌کاهد.

عملیات ساخت دو پل دیگر نیز بر روی اتوبان کمربندی اهواز در حال اجراست که پیش‌بینی می‌شود عملیات ساخت این دو پل تا پایان سال 87 خاتمه یابد.

مشاهیر
به ترتیب حروف الفبا عبارت اند از:

ابونواس اهوازی، شاعر معروف ایرانی عربی‌سرا 
صفر ایرانپاک، فوتبالیست و ستاره تیم‌های پرسپولیس و ملی در دو دهه 
علی بن مهزیار اهوازی، دانشمند بزرگ اسلام و تشیع 
منصورامانی، استاد برگزیده تاریخ و نویسنده برتر در سال‌های 83 و 84 
محمدرضا اسکندری، وزیر جهاد کشاورزی 
حمید زنگنه، شهردار سابق و نماینده مجلس اهواز 
حسین شُکرکُن، پایه‌گذار روان‌شناسی صنعتی و سازمانی در ایران 
علی شمخانی، وزیر سابق دفاع 
کیانوش عیاری، کارگردان 
سید صادق فاضلی، کارگردان برجسته تئاتر 
مهرانگیز کار، فعال حقوق بشر 
پروفسور کرم‌زاده، مرد سال ریاضی جهان و چهره ماندگار کشوری 
حسین کعبی، فوتبالیست تیم ملی 
احمد محمود، نویسنده 
مصطفی مستور، نویسنده 
تورج نگهبان، ترانه‌سرای نامدار ایرانی 
عزت‌الله نگهبان، پدر باستان‌شناسی نوین ایران

 

ایذه(خوزستان)

جمعیت :

104364

کد تلفن :

692

 ایذه مرکز شهرستان ایذه در استان خوزستان است.

ایذه در روزگار ایلامیان آیاپیر ،آنزان نامیده می‌شد. از واپسین روزگاران هخامنشی خاستگاه الیمایی ها(بازماندگان ایلامیان)بوده‌است که هم زمان با دوره سلوکی- پارت، بسته به شرایط قلمرو خود را گسترش می‌دادند. پیکره{مجسمه} مفرغین مرد شمی از آن دوره‌است. در دوره ساسانی به نام ایذه خوانده شد و با گشودن آن به دست مسلمانان ایذج نامیده شد. اتابکان لر که در سده پنجم هجری پدیدار شدند، در دوره ایلخانی- تیموری بدان مالمیر می‌گفتند، نامی که همچنان بر سر زبان هاست. از دهه 1330 شهر دگر باره ایذه نامیده شد.
ایذه، شهر نگارکنده‌های سنگی و صخره‌ای ایران و خاستگاه بختیاری‌های هفت لنگ است.
نام ایذه نامی بسیار باستانی است و از دوران پیش از ساسانیان رایج بوده‌است. این شهر در دوره‌هایی نامهای دیگری نیز داشته‌است نام مالمیر که همان مال امیر است (مال در زبان بختیاری به معنی خانه‌است) بیشتر در زمان هزاراسفیان که به اتابکان لر بزرگ مشهور شده‌اند کاربرد داشته‌است.حافظ نیزدرغزل شماره390 خودازایذج که معرب شده ایذه ومدتها به ایذه گفته اندچنین یادمیکند: بعدازاین نشکفت اگربانکهت خلق خوشت ***خیزدازصحرای ایذج نافه مشک ختن
مردم ایذه باگویش بختیاری صحبت می‌کنند.

میان اصفهان و اهواز پل ایذج قرار دارد این پل از شگفتی‌های قابل توجه جهان است, زیرا با سنگ بر روی بستر رودخانه‌ای خشک و بسیار عمیقی بنا شده‌است. در ایذج زلزله بسیار روی می‌دهد. درآنجا معدن‌های زیر زمینی زیاد است. در این محل , یک قسم گیاه شور (قاقلی) می‌روید که عصاره آن برای معالجه نقرس مفید است. در ایذج آتشکده‌ای قرار داشته‌است که تا زمان هارون الرشید فروزان بوده‌است. شهرستان ایذه در استان خوزستان، با پهنه اى حدود 20 کیلومتر مربع، در دشتى بیضى شکل، در شمال شرقى استان خوزستان قرار دارد. این منطقه در 31 درجه و 50 دقیقه پهناى شمالى و 49 درجه و 52 دقیقه درازاى خاورى نسبت به گرینویچ و ارتفاعى معادل 760 متر واقع شده است. مالمیر سابق (ایذه کنونى) در فاصله 190 کیلومترى جنوب غربى اصفهان و 125 کیلومترى شمال شرقى اهواز قرار گرفته است. ‏شهرستان ایذه بین استان چهار محال بختیاری و استان کهگیلویه و بویر احمد و شهرستانهای مسجد سلیمان و رامهرمز قرار دارد. رود کارون در بخشی از شمال ایذه جاری است. رود کارون رودخانه زرد ، رود الا و رود فصلی هلایجان در توسعه کشاورزی این منطقه نقش مهمی دارند.‏میزان باران سالانه شهرستان ایذه بطور متوسط 400 میلیمتر است که در فصل زمستان گاهی در ارتفاعات به صورت برف نازل می‌شود. متوسط درجه حرارت در شهرستان ایذه 24 است . بواسطه شرایط آب وهوایی مطلوب در این منطقه حدود 180,000 هکتار جنگل طبیعی وجود دارد که بزرگترین مناطق جنگلی خوزستان است. همچنین بعلت وجود مراتع به نسبت غنی در این شهرستان از زمانهای قدیم دامپروری از اهمیت خاصی برخواردار بوده است . این منطقه محل ییلاق ایل بختیاری بوده است. شهرستان ایذه دارای یک بخش مهم به نام دهدز است که 14 دهستان و 1085 آبادی را در بر می‌گیرد.

مردم
مردم ایذه بختیاری اند.ساکنان ایذه از طوایف هپارتیپ یا هپیرتیپ بودند که ظاهراً همان قوم دلیر و شجاعى است که یونانیان از آنها با نام امردیان یا مردیان یاد کرده اند. هرودوت آنان را جزو طوایف بدوى ایران مى داند و دیودور سیسیلى از آنان به عنوان مردمى استقلال طلب یاد مى نماید.ساکنان ایذه از بختیارى با فرهنگ،زبان وموسیقی بختیاری محسوب مى شوند. جمعیت ایذه در سال 1362 خورشیدی 177,822 نفر بوده است.علیرغم آب وهوای مساعد،وجودپتانسیلهای طبیعی وتاریخی گردشگری نظیردشت سوسن،دریاچه سدایذه (کارون3)،اشکفت سلیمان،کول فره،خونگ اژدرودههاموردبکردیگرتاکنون طرح چشمگیری درخصوص این امربرای ایذه ومردمان دلاورآن اجرانشده است ونیازمندنگاه مسئولین می‌باشد.

نام ها
شهر ایذه از روزگار باستان تا امروز به نامهاى ایزج، ایذه، ایگه، ایجهه، اریگ، ایج، ایدج الاهواز، مالمیر یا مال امیر خوانده شده است. کلمه ایذه برگرفته از واژه ایجه یا ایگه فارسى باستان به معنى مسکن و محل زندگى است.به علاوه به دلیل وجود زیج هاى بسیار در این ناحیه، این شهر به نام اریگ یا ایج خوانده مى شده است. به عقیده برخى از محققین این شهر در نیمه دوم هزاره دوم پیش از میلاد «انزان» نامیده مى شد و مرکز ایالت انزان بوده است. مى توان ایذه را تغییر شکل یافته انزان عیلامى نیز دانست.

1- ایدیده یا ایدیذ عیلامی
با توجه به اینکه تمدن عیلام در منطقه کوهستانی فعلی بختیاری قرار داشته است و شهر ایدیده از شهرهای مهم آن بوده است و ایدیذه به معنای شهر کنار آب آمده است و به دلیل قرار گرفتن ایذه کنونی در کنار تالاب شط (منگر) می‌توان گفت که ایدیده همان ایذه کنونی بوده است. شباهت میان حروف ایدیده با حروف ایذه نیز می‌تواند دلیل براین مدعا باشد.

2 - اوجا یا هوجا
اوجا یا هوجا که یونانیان این شهر را به این اسم می خوانند و مردم آنجا را اوجیا می‌گفتند .

3 - ایاپیر یا اجاپیر
ایاپیر یا اجاپیرکه از اسامی باستانی این شهر می‌باشد و در کتیبه‌های اشکفت سلمان نام ایذه آیاپیر یا آجاپیر آمده است.

4 - آنزان یا آنشان
آنزان یا آنشان به معنی دارنده فرآسمانی که این نام از نظر زمانی قبل از آن است که یونانیان این شهر را اوجا یا هوجا بخوانند.

از متون تاریخی چنین برمی آید که انشان یا انزان یکی از ایالت های مهم دولت عیلام بوده است و با توجه به گفته‌های یاقوت حمودی در معجم البلدان می‌توان به این نتیجه رسید که آنزان بر همین منطقه اطلاق می‌شده است زیرا این شهر در روزگار باستان از نواحی آباد بوده و اهمیتی بسزا داشته است و به همین دلیل آنزان که نام این شهر بوده است برتمام ایالت اطلاق شده است.

5 – ایزج یا ایذج
اکثر مورخین در آثار خود این شهر را با نام ایزج ذکر کرده اند چنانکه ابن حوقل در صوره الارض ابودلف در سفرنامه، مقدسی در احسن التقاسیم حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از این شهر با نام ایزج یاد کرده اند.

اصطخری در مسالک و الممالک از ایزج اسم برده و این شهر را جزو خوزستان دانسته است و قزوینی در آثار البلاد به ایزج اشاره نموده و حدود جفرافیایی و آثار تاریخی آن را ذکر نموده است. طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن ایثر در تاریخ کامل این شهر را با نام ایزج ذکر نموده اند.

مولف معجم البلدان نیز از عظمت منطقه بختیاری در روزگار سلوکیان سخن گفته و معتقد است که یونانی ها در این خاک آبادی هایی ساخته بودند . در دوره ساسانیان از احداث و توسعه راه‌ها در منطقه سخن به میان آمده است. عده‌ای از مورخین برخی ایل راه‌های فعلی بختیاری را یادگار آن دوران دانسته اند.

پیشینه تاریخی
از آثار به دست آمده ایذه از جمله نگاره‌ها و نقش برجسته هاى عیلامى (اولین حجارى هاى ایران باستان قبل از هخامنشیان)، مى توان نتیجه گرفت که آنجا مرکز مهمى در زمان عیلامى ها بوده است. این آثار به دو دسته آثار عیلام قدیم و نو تقسیم مى شود که به شرح زیر مى باشند: 1) دوره عیلام قدیم: این دوره به سلسله سیمشکى متعلق است که چندین بار توسط حاکم اور نابود گشت.آثار باقى مانده از این دوره به شرح ذیل است: 
الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جایگاهى باستانى در حومه ایذه است که در آن آثار باستانى از جمله نقش برجسته اى متعلق به دوره عیلام قدیم (قرن 20 ق. م.) واقع شده است. این نقش برجسته به احتمال زیاد نمایانگر صحنه بار عام یک پادشاه یا ابراز بندگى در مقابل یک خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: این جایگاه به خونگ نوروزى نیز معروف است و در نزدیکى دریاچه میانگران (12 کیلومترى شمال ایذه) واقع شده است که نقش برجسته هاى آن مانند شاهسوار حجارى شده است. 2) دوره عیلام نو: ایذه در دوره عیلام نو «آیاپیر» نامیده مى شده است و پادشاهان آن به صورت مستقل زیر نظر سوخالماهو وزیر اعظم عیلام حکومت مى نمودند. حکومت عیلام در این دوران به صورت اتحادیه اى بود و متشکل از تعدادى حکومتهاى محلى مستقل اداره مى شد.
آثار این دوره عبارتند از: 
الف) کول فره (کول فرح): کول فره برسى دره مانند در کوههاى اطراف دشت، واقع در 7 کیلومترى شمال شرقى ایذه است که در عصر عیلام نو به عنوان نیایشگاهى باز مورد استفاده قرار مى گرفته است. در این شکاف 6 نقش برجسته به همراه نوشتارهاى عیلامى (میخى) اطلاعات تاریخى ارزشمندى را در اختیار مى گذارند. بیشتر این نقش برجسته‌ها مراسم مذهبى یا میهمانى هاى هانى شاه، پسر تاهى هى (تاخى هى) حاکم دست نشانده آیاپیر از طرف شوتروک ناهونته را یادآور مى نمایند. از نکات جالب توجه این نقش برجسته‌ها مى توان به آداب و رسوم امور مذهبى عیلام اشاره نمود که در آن کاهنان در حال قربانى کردن حیوانات و نوازندگان در حال نواختن موسیقى و مردم یا بزرگان داراى حالتى خاص (شاید حالت خلسه) در نیایش و حمل خدایان مى باشند.
ب) اشکفت سلمان: تنگه اى در کوه الهک واقع در شمال غربى ایذه است. در این تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد که تمامى آنها به هانى تعلق دارند که بیشتر به خانواده سلطنتى و خدایان اشاره نموده است. در این جایگاه باستانى روزگارى نیایشگاه «تاریشا» وجود داشته است. براساس نظریه برخى مستشرقین و محققین در دوره هخامنشیان به ایذه، اینزان مى گفتند که از مراکز مهم مذهبى و سیاسى آن دوره به حساب مى آمده است.

براساس برخى روایات تاریخى، اسکندر پس از ورود به ایران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفس تیون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد که یالهاى اسب و قاطرها را بچینند و کنگره هاى برج و باروها را برافکنند. سپس غیب گوى وى از طرف ژوپى تر، هفس تیون را نیم خدایى نامید و براى آمرزش وى قربانى طلب کرد. بالاخره اسکندر براى اینکه در جنگ تسلى بیابد، به مملکت کوسى ها رفته و پس از مطیع کردن آنها شکار انسان ترتیب داد و امر نمود تفاوتى بین مرد و زن، بزرگ و کوچک نگذاشته و همه را بکشند و این قصابى وحشت انگیز را قربانى دفن هفس تیون نامید. این حادثه در کوههاى بختیارى در ایذه اتفاق افتاد.از این دوران و سپس از دوران پارتى چندین مجسمه و چند نقش برجسته و... باقى مانده است. از این زمان به بعد، ایذه مستقل اداره و به نام الیمائید خوانده مى شد. 
آثار این دوره عبارتند از: 
الف) خونگ یارعلى وند: در این جایگاه باستانى که در 3 کیلومترى خونگ اژدر واقع شده است، نقش برجسته اى شامل دو فرد الیمایى در یک مراسم آیینى وجود دارد. ب) خونگ کمال وند: این جایگاه باستانى در 4 کیلومترى شمال خونگ یار على وند واقع شده و داراى نقش برجسته اى به همراه کتیبه اى الیمایى است. ج) خونگ اژدر (2): (142 ق. م) درست پشت تخته سنگى که نقش برجسته عیلام قدیم قرار داشت، نقش برجسته اى متعلق به زمان پارتى ها قرار دارد که مهرداد دوم شاه اشکانى را به همراه افراد بلندپایه الیمایى نشان مى دهد. د) قلعه کژدمک: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه اى از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهاى هلالى و سنگى واقع شده که در این ناحیه به «قلعه کژدمک» معروف است. این قلعه احتمالاً در زمان اردشیر ساسانى متروک شده است. ایذه در دوره ساسانى نیز از شهرهاى آباد و پرجمعیت به شمار مى رفت و آتشکده آن تا زمان هارون الرشید برقرار بوده است.از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ایذه عربى شد و آن را ایذج خواندند. اولین رویارویى این مردم استقلال طلب تاریخ ایران با مسلمانان در سال 17 هـ . ق (638 م) رخ داد. در این واقعه نعمان بن مقرن مزنى، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ایذه رفت و با شیرویه حکمران آنجا صلح نمود و شهر تسلیم شد.در سال 22 هـ . ق اولین درآمد حاصل از خراج ایذه و رامهرمز به حکومت بصره تخصیص یافت. در سال 29 هـ . ق مردم ایذه در برابر ابوموسى اشعرى حاکم بصره سر به شورش برداشتند، ولى کارى از پیش نبردند.شهر ایذه در زمان خلفاى عباسى، کرسى ولایت بود و «ایذج الاهواز» خوانده مى شد، تا با محلى دیگر به همین نام در نزدیکى سمرقند اشتباه نشود.این شهر در سده 6 هـ . ق، در دوران مغول، مرکز حکومت اتابکان لرستان یا امراى فضلویه بود که از 550 هـ . ق توسط ابوطاهر در سرزمین لر بزرگ و بخشى از خوزستان حکومت مى کردند و براى نخستین بار آنان بودند که ایذه را مالمیر یا مال امیر (ملک امیر) نامیدند.نخستین بار ابن بطوطه در نیمه نخست سده 8 هـ . ق آن را به صورت مال امیر در سفرنامه خود آورده است: «از تستر (شوشتر) حرکت کردیم. سه روز از کوههاى بلند راه مى رفتیم تا به شهر ایذه رسیدیم، ایذه را مال الامیر نیز مى نامند.»آثار دوره اتابکان لر بنایى از لاشه سنگ است که در اشکفت سلمان پس از حفارى نمایان شد. پس از برافتادن حکومت اتابکان در 857 هـ . ق ایذه رو به خرابى گذارد و ساکنان آن به کوچروى روى آوردند.همچنین آثار دوره ایلخانى و مغول از جایگاه باستانى به نام تاق طویله به صورت بنایى سنگى ـ گچى با آثار گچبرى و کاشى کارى در شهر کنونى ایذه به دست آمده است. از دوره صفویه گورستانى با شیرهاى سنگى در شاهسوار وجود دارد که البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده مى کردند.
اوج شکوفایی تاریخ معاصرایذه مربوط به دوران مشروطیت می‌باشد،درعصرمشروطه مردم ایذه نیزمانندسایرروشنفکران ودلیران بختیاری فتوای روحانیت رالبیک گفتندوعلیه استبدادصغیرقاجاربه فرماندهی سرداراسعدبختیاری(فاتح ملی)قیام کردندوظفرمندانه اصفهان وتهران رافتح نمودند. البته نقش مردم ایذه درملی شدن صنعت نفت و مقابله بااستعمارانگلیس درنفوذبه مناطق بختیاری،مبارزه باطاغوت وشرکت درهشت سال دفاع مقدس استوار همچون شیرهای سنگی مثال زدنی است.

 

باغ ملک(خوزستان)

جمعیت :

21222

کد تلفن :

692

باغ‌ملک شهری است در استان خوزستان. این شهر مرکز شهرستان باغ‌ملک است و در شرق استان قرار گرفته‌است.شهرستان باغ‌ملک، یکی از شهرستانهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. این شهرستان با شهرستانهای رامهرمز، ایذه، و اهواز در خوزستان وبا استان‌های چهار محال بختیاری و کهگلویه و بویر احمد هم مرز است. این شهر در دامنه کوه واقع شده‌است.

این شهرستان تقریبا در شرق استان خوزستان می‌باشد در عرض جغرافیایی 31-31 و طول جغرافیایی 49-51 ارتفاع مرکزی شهر 917 متر از سطح دریا می‌باشدجمعیت این شهر در حال حاضر با احتساب حومه هادر سال85 حدود 104178 وجمعیت شهری آن 35580می باشد .به محله‌هایی شامل رستم آباد ومنجنیق و درویشون مرکزیتقسیم می‌شود و دارای سه شهر به نام قلعه تل و صیدون و میداود می‌باشد مهم‌ترین شهر آن میداود می‌باشدکه به شهر برنج در استان خوزستان معروف است . مردم شهرستان باغملک از بختیاری می‌باشند . دارای مرتفع ترین ارتفاع کوهستانی ( کوه منگشت با ارتفاع 3613 متر از سطح دریا می‌باشد . ای شهرستان دارای آب وهوایی معتدل وسرد در زمستان وتقریبا خنک و سرد کوهستانی در تابستان می‌باشد به همین دلیل در تابستان سیر عظیمی از جمعیت استان خوزستان از این منطقه دیدن می‌کنند به خصوص منطقه زیارتی چون حضرت سلیمان در بخش ابوالعباس ومنطقه امامزاده عبدالله منطقه‌ای کوهستانی در 14 کیلومتری شهر صیدون که به دلیل وجود مرقد امامزاده عبدالله و دریاچه کوچک باغ‌های بسیار بزرگ چشمه‌های آب سرد و از همه مهم‌تر آب وهوای خنک وجود بازارمهم‌ترین منطقه توریستی در این شهرستان می‌باشد.

 

 

بستان(خوزستان)

جمعیت :

7330

کد تلفن :

612

 

بستان شهری است در استان خوزستان. این شهر یکی از شهرها و بخش‌های شهرستان دشت آزادگان در مرز غربی خوزستان در 85 کلیومتری مر کز استان خوزستان شهر اهواز و در مجاورت استان میسان عراق شهر العماره کشور عراق می‌باشد. این شهر در دوران قبل از جنگ از رونق خاصی برخوردار بوده است این شهر از شمال به شهرستان شوش می باشد ودر 20ک.م شمالی این شهر تپه های مرتفع مشداخ می باشد. در این شهر ودر کنار این تپه‌ها جنگل معروف به ام الدبس که محل تفریح ساکنان شهرهای استان در فصل زمستان می باشد.در 20ک.م شمالغرب این شهر بازارچه مرزی معروف چذابه قراردارد که در سال 85 به طور رسمی افتتاح گرددید. بستان به خاطر نبردهای نیروهای ایرانی و عراقی در جنگ ایران و عراق شهرت دارد. نیروهای عراقی به قصدرسیدن به اهواز، در چهارم مهر ماه 1359 شهر بستان را به اشغال خود درآوردند. اما در هشتم مهر ماه 1359 این شهر موقتا آزادگردید. در بیست‌و یکم مهر 1359 برای بار دوم این شهر به اشغال ارتش عراق درآمد و تا عملیات طریق‌القدس در دهم آذر ماه 1360 در اشغال باقی ماند. منطقه چذابه در 16 کیلومتری(شمال)این شهر قرار دارد که تا کنون برای مردم این منطقه به دلیل وجود میادین مین خطر ساز است.

 

بندرامام خمینی(خوزستان)

جمعیت :

67467

کد تلفن :

651

بندر امام خمینی نام یکی از بندرهای ایران در خلیج فارس است. این بندر با داشتن بیش از چهل اسکله فعال، بزرگ‌ترین بندر فعال ایران است.
بندر امام خمینی از نظر تقسیمات کشوری بخشی از شهرستان ماهشهر در استان خوزستان است و بیشتر جمعیت آن در سربندر ساکن هستند. عمده سکنه سربندر در بخش تجارت و بندر و کشتیرانی , گمرک , شیلات و بازار و دوایر دولتی مشغول بکار می‌باشند.مردم این شهر جدید و صنعتی غیر بومی بوده و عمدتا در سالهای دور از الیگودرز , کرمانشاه , مناطق بختیاری , شادگان , ماهشهر و هندیجان و آبادان به این منطقه کوچ کرده اند.دو منطقه شهرک دستغیب و صدوقی عمدتا عرب نشین است.زبان رایج در سربندر در میان مهاجرین امروزه فارسی با لهجه آبادانی است و عربی نیز میان عرب های ساکن شده در سربندر رایج است.بجز یک اقلیت مندایی سایر بومیان سربندر مسلمان و عمدتا شیعه مذهب می‌باشند.دارای یک دانشگاه پیام نور و چند هتل بین المللی است.دارای اداره بندر و کشتیرانی و مجتمع های عظیم پتروشیمی بندرامام و رازی و فارابی و منطقه ویژه اقتصادی و گمرک فعال است.بندر امام خمینی که در سربندر قرار دارد بزرگترین بندر تجاری کشور می‌باشد که راه آهن سراسری آن را به پایتخت پیوند می‌دهد.طول اسکله تجاری بندر امام حدود هفت کیلومتر است و سی میلیون تن کالا را در سال پذیرش می‌کند و ازین رو بزرگترین و مهمترین پایانه تجارتی دریایی کشور است.

این شهر در سال 1385، تعداد 67,467 نفر جمعیت داشته‌است.

 

بندرماهشهر(خوزستان)

جمعیت :

111448

کد تلفن :

652

 

ماهشَهر شهری است در استان خوزستان کشور ایران طول جغرافیایی 49 درجه و 13 دقیقه و عرض جغرافیایی 30 درجه و 33 دقیقه. شهر ماهشهر مرکز شهرستان ماهشهر است. ارتفاع این شهر از سطح دریا 3 متر می‌باشد. ماهشهر کنونی شامل دو بخش می‌باشد، ماهشهر قدیم و دیگری موسوم به ناحیه صنعتی.
این شهر در 18 کیلومتری بندر امام خمینی و 95 کیلومتری آبادان جای گرفته‌است.
از نقاط نزدیک به شهر می‌توان به بندرگاه، کشتارگاه، چهل‌میلی و کمپ پاپلین اشاره کرد.

تاریخچه
تاریخ‌نویسانی همچون حمزه اصفهانی، نام پیشین این شهر را ریواردشیر (ریشهر) نوشته‌اند و نقل کرده‌اند که خط پارسی میانه گشته‌دبیره (گشتگ‌دبیره) که کتاب‌های پزشکی و اخترشناسی را با آن می‌نوشتند از این بندر برخاسته‌است.همچنین نوشته‌اند که گروهی از دبیران ساسانی پس از فتح تیسفون به‌دست عرب‌ها، به ریشهر (ماهشهر) پناه بردند.

نام کهنی که پس از آن در متون برای این شهر دیده می‌شود ماچول است. این نام بعدها به صورت ماشول و معشور درآمده و سپس با تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سال 1344 این نام به ماهشهر تغییر پیدا کرد. مردم بومی به آن مه‌شور می‌گویند.

ماچول منطقه‌ای سرسبز بوده چنان‌که ابن بطوطه جهانگرد اندلسی در سفرنامه خود نوشته‌است: «از بندر ماچول تا هندوان در زیر سایه درختان راه می‌رفتیم و در روز روشن از انبوهی درختان کم‌تر نور آفتاب را می‌دیدیم.» هندوان در این‌جا نامی دیگر باری هندیجان است.

حمدالله مستوفی بنای شهر را به لهراسب کیانی نسبت داده‌است. در ناحیه ریشهر از روزگار ساسانی و اشکانی گمرکخانه وجود داشته‌است. در سده چهارم، فاصله ریشهر تا ارگان (اَرَّجان) و مَهرُبان یک مرحله بود. حمدالله مستوفی آن را «ریصهر» ضبط کرده و گفته‌است که پارسیان آن را ریشهر می‌گفتند و به «بربیان» نیز معروف بود. هوای آنجا گرم و متعفن بود، به طوری که مردمش در تابستان به قلعه‌ها که هوای خوب داشته می‌رفتند.

مردم
زبان بومی ماهشهر نوعی از فارسی با گویش ویژه محلی است که البته تشابهات بسیاری میان این گویش و گویش اقوام بختیاری وجود دارد. امروزه مردم ماهشهر عموماً فارس‌زبان هستند و بخشی به فارسی بختیاری و لری وعربی نیز گفت‌وگو می‌کنند.اکثر فارسی‌زبانان مهاجر بعدی از شهرستان هندیجان و اطراف آن (گویش به زبان محلی) یا کارکنان شرکت نفت از سایر شهرهای مجاور و دیگر مناطق ایران می‌باشند که به ماهشهر آمده‌اند.
تیره‌های بندری و قنواتی،حیاتی وبختیاری از اصلیترین مردم شهر هستند که در زمان‌های پیشینن به ماهشهرآمده اند. اصل قنواتی‌ها ازبهبهان بوده که در برخی نقاط پخش شده‌اند. تیره آل ابوعبیدیان عرب‌زبانان شیعه هستند.بندریان از تیره کعبیان قبان عراق بودند که به خاطر طاعون 1106 از عثمانی به ماهشهر آمدند و پس از مدتی فارس‌زبان شدند.

گویش بومی بندر ماهشهر
گویش اصلی مردم بومی منطقه ماهشهر معشوری است که شباهت زیادی به گویش مردم هندیجان دارد.این گویش که ادامه زبان فارسی بندری رایج در مناطق استان بوشهر است در این منطقه از خوزستان تا اندازه‌ای با گویش مردم رامهرمز و گویش های لری کهگیلویه و گویش بهبهانی آمیخته می‌شود اما آواشناسی و صرف و نحو آن همچنان فارسی است.مانند هرگویش دیگر کلمات اختصاصی خود را نیز دارد که بسرعت درحال فراموشی هستند.از جمله تاثیرات گویش های لری در لهجه بومیان بندر ماهشهر می‌توان به استفاده از پسوند " ال " برای جمع یا پیشوند " ئی" بجای " می " اشاره نمود.این حالات در لهجه مردم شمال استان بوشهر نیز دیده می‌شود.

صنعت
مهم‌ترین صنعت ماهشهر پتروشیمی و کشتیرانی می‌باشد. پتروشیمی بندر امام خمینی جزء بزرگ‌ترین پتروشیمی‌ها در خاورمیانه می‌باشد. بندر ماهشهر همچنین بزرگ‌ترین بندر جنوب غرب کشور است که بخش عظیمی‌از صادرات ایران از این بندر صورت می‌گیرد.

در ده سال اخیر با راه اندازی پروژه‌های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی در ماهشهر این شهر یکی از شهرهای صنعتی نه تنها خوزستان بلکه ایران شده‌است.

مهمترین صنعت ماهشهر پتروشیمی و کشتیرانی می‌باشد مثلا پتروشیمی بندر امام جزء بزرگترین پتروشیمی‌ها در خاور میانه می‌باشد. بندر ماهشهر همچنین بزرگترین بندر جنوب غرب کشور است که بخش عظیمی از صادرات ایران از این بندر صورت می‌گیرد. در ده سال اخیر با راه اندازی پروژه‌های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی در ماهشهر این شهر یکی از شهرهای صنعتی نه تنها خوزستان بلکه ایران شده‌است. شرکت‌هایی چون پتروشیمی تندگویان، فجر، امیرکبیر، مارون، بوعلی، خوزستان و... در منطقه ویژه ماهشهر قرار دارند. وجود صنایع عظیم پتروشیمی دراین شهر مردم بسیاری از شهرهای مجاور و حتی غیر مجاور را به ماهشهر کشانده در سال 84 نیز بزرگترین کارخانه لوله سازی کشور در ماهشهر به بهره برداری رسید. در این شهر دو دانشگاه وجود دارد یکی دانشگاه آزاد اسلامی و دیگری شعبه‌ای از دانشگاه صنعتی امیرکبیر.

 

بهبهان(خوزستان)

جمعیت :

101178

کد تلفن :

671

سایت شهرداری :

www.behbahancity.com

بِهبَهان یکی از شهرهای استان خوزستان در ایران است. به استناد دانشنامه ایرانیکا شهر بهبهان با جمعیت شهری حدود 202,00 نفر (بر اساس سرشماری سال 1986)
مرکز شهرستان بهبهان نیز است.این شهر از دیرباز مرکزیت منطقه ارگان و کهگیلویه را بر عهده داشته است.

پیشینه شهر
ارگان/ آریاگان/ ارجان در زمان ساسانیان در محلی که هم اکنون در بخش شمال بهبهان واقع است و یادگارهایی از تمدن عیلامی را در خود جای داده است بازسازی شده و به نام آریاگان نامیده شد. آریاگان در زمان ساسانیان یکی از چهار شهر مهم ایران بود. زمینهای حاصلخیز و آب کافی که از رودخانه‌های مجاور تامین می‌شد باعث رونق کشاورزی این منطقه شده بود. قرار گرفتن بر راه بین فلات ایران و جلگه خوزستان ارگان را به مرکز تجاری تبدیل نموده بود که اهمیت استراتژیک غیر قابل انکاری داشت. بیشتر زمینهای آریاگان به کشت انگور و زیتون اختصاص داشت و گونه‌های مختلف غلات در ارگان بسیار پربار بودند. ناصر خسرو قبادیانی بلخی در کتاب خود می‌آورد که کشت زیتون در ارگان به اندازه‌ای بود که وقتی از زمین به بالا می نگری دیدن آسمان امکان ندارد. ارگان آخرین شهری بود که در برابر یورش اسکندر مقاومت کرد. سردار محلی ارگان به نام آریابرزن (آریوبرزن) در تنگه‌ای به نام "تنگ تکاب" (شمال بهبهان کنونی) راه را بر اسکندر بست و به همراه تمامی یارانش شهید شدند. بعدها بر اثر زمین لرزه شکستن سدی که بر رودخانه تاب/طاب (مارون کنونی) بسته شده بود ارگان به زیر آب رفت. مردمی که از زلزله و غارت قبایل کوچ نشین مناطق مجاور (کهگلویه کنونی) جان به در بردند در منطقه‌ای که پیش از آن محل نیایششان بود و بهان نامیده می‌شد گرد هم آمدند و برای چندگاهی آنجا زیستند. بعدها گروهی از مهاجرین دیاربکر (در ترکیه کنونی) به این افراد افزوده شدند و در محلی که بهتر از "بهان" بود شهری را بنا کردند که به"بهان" نامیده شد. پس از یکجا نشین شدن عشایر اقوامی از "لر"های کوچ نشین در اطراف بهبهان سکنی گزیدند که زبان و آداب و رسومشان به کلی با بهبهانی ها متفاوت است. در همین زمان و پس از تقسیمات جدید کشوری بهبهان از استان فارس جدا شده و به استان خوزستان پیوست.

امروزه جمعیت بهبهان را ترکیبی از پارسی تبارهای بهبهانی و لرهای مهاجر از اطراف تشکیل می‌دهند. مردم بهبهان فارسی را به لهجه محلی بهبهانی صحبت می‌کنند که گونه‌ای کهن از سخن گفتن پارسی است و شباهت هایی دستوری با گویش مردم بخشهایی از استان فارس (برای نمونه اردکان) و همچنین بخشهایی از استان بوشهر دارد. برای نمونه: جای شناسه فاعلی و مفعولی در گویش بهبهانی با فارسی امروزی متفاوت است. فعل کشتتم به معنای "تو مرا کشتی" می‌باشد و همانگونه که می بینید شناسه فاعلی ("ت" دوم) پیش از شناسه مفعولی (م) به کار برده می‌شود. این روند ساختار سازی در کرد زبانهای منطقه اورامان نیز رایج است. واژگان و الفاظی مثل "کو" شناسه تعریف جمع (بچکو = بچه ها) و "پیرسیک" و "پیرسوک" (به معنای پرنده پرستو) که در استان فارس به چشم می‌آیند در بهبهان نیز رایجند. مردم بهبهان برای فعل "رفتن" هنوز از مصدر " شدن " استفاده می‌کنند که این در نوشتارهای پارسی باستانی و همچنین لهجه‌های قدیمی مردم تنگستان و بوشهر و با اندکی تغییر در استانهای کردستان و کرمانشاه و آذربایجان غربی ("بچیم" به معنای "بشیم" یا "برویم") نیز بگوش می‌رسد.

از شاعران نامی بهبهان می‌توان از میرزای شوقی (دوران قاجار) نام برد که مجموعه اشعار او به تازگی گردآوری و با نام دیوان اشعار میرزای شوقی چاپ شده است.

از موسیقیدانهای بهبهان نیز می‌توان به نکیسا (متفاوت از نکیسای نامی) اشاره نمود که در نوازندگی تار و آواز بسیار چیره دست بوده است.

جاذبه‌های گردشگری
مکانهای تاریخی بهبهان شامل آتشکده چهار طاقی (ساسانی) ، پل و بند ارجان (ساسانی)، حمام بکان (ساسانی) و مدرسه خیرآباد (صفوی) ، ویرانه‌های شهر باستانی ارگان (آریاگان) ، تنگ سورک (اشکانی)، قلعه ارگان و خانه نجف خان می‌باشند. در سالهای اخیر سازمان میراث فرهنگی اقدام به مرمت خانه محسنی‌ها کرده است که متعلق به زمان رضاشاه است. از دیگر جاذبه‌های بهبهان می‌توان به موزه مردم شناسی اشاره کرد. همچنین بهبهان با وجود آب و هوای گرم و خشک منطقه ، از مناظر طبیعی بخصوص در فصل بهار برخوردار است.همچنین منطقه تفریحی خارستان که تازگی ها درست شده یکی از پربازدیدترین مناطق شهرستان می‌باشد


یکی از روستاهای حومه بهبهان روستای برج بمونی آقا می باشد که در هفده کیلومتری جنوب شرقی آن واقع است . در روستای برج بمونی آقا یک برج که بالای تپه مشرف بر رودخانه از بناهای اوایل قاجاریه است هنوزپیداست .علاوه بر این تنوره از زمان گبر در کنار قنات های قدیمی مر بوط به پیش از اسلام و یک آسیاب آبی موجود است . یک پل فلزی نفر رو معلق مربوط به شرکت نفت ایران - انگلیس در روستای برج بمونی قرار دارد. اکثر اهالی ساکن این روستا از خانواده های قره باغی از ایل آقاجری می باشند.

پارکهای شهر
شهرستان بهبهان دارای چندین پارک می‌باشد که از آن جمله می‌توان به پارکها آزادگان - بعثت - پارک کوثر - پارک ملت - پارک پردیس اشاره کرد که در نقاط مختلف شهر پراکنده هستند.

میادین اصلی شهر
مهمترین میدان این شهر میدان شهید جوانمردی است که در مرکز شهر قرار دارد.از دیگر میادین آن می‌توان به میدا بانک ملی - فلکه شیراز - میدان هلال احمر(شیر خورشید سابق) - میدان بید بلند - میدان دانشجو - میدان معلم اشاره کرد.

منطقه شهری بهبهان
از مهمترین مناطق شهری می‌توان به هاشم آباد - منطقه تختی - کوی حجت - کوی پلیس - کوی ذوالفقاری - منطقه مطهری - عدالت - چمنک -محله بقال ها - دانشگاه - کوی شهید محمد جعفری اشاره کرد البته بیشتر جمعیت شهری در مرکزشهر قرار دارند و منطقه‌ای مثل محمد جعفری جز مناطق حاشیه نشین محسوب می‌شود.

 

جایزان(خوزستان)

جمعیت :

2004

کد تلفن :

672

 

جایزان شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش جایزان از توابع شهرستان امیدیه قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 2,004 نفر جمعیت داشته است .از اثار تاریخی آن می‌توان به قلعه‌ای اشاره کرد که محل حکمرانی خوانین در دشت بزرک جایزان بوده است و بیش از یک قرن قدمت دارد.

 

حر(خوزستان)

جمعیت :

7839

کد تلفن :

642

شهر حُر از توابع شهرستان شوش در استان خوزستان است. این شهر در سال 1385، تعداد 7,839 نفر جمعیت داشته است نام پیشین این شهرروستای شیخ خلف حیدرمی باشد.

حسینیه(خوزستان)

جمعیت :

1935

کد تلفن :

642

حسینیه شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش الوار گرمسیری شهرستان اندیمشک قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 1,935 نفر جمعیت داشته است.

حمیدیه(خوزستان)

جمعیت :

22001

کد تلفن :

612

حمیدیه شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش مرکزی شهرستان اهواز قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 22,001 نفر جمعیت داشته است.

 

 

خرمشهر(خوزستان)

جمعیت :

125859

کد تلفن :

632

خُرَّمشَهر شهری است در جنوب غربی استان خوزستان و بسیار نزدیک به شهر آبادان و شهرکوچک مینوشهر. این شهر در زمان حکومت شیخ خزعل مُحمَّره خوانده می‌شد؛ محمره به معنای شهر سرخ است و خرمشهر به این دلیل به این نام خوانده می‌شد که قسمت عظیمی از سواحل شهر، در بیشتر روزهای سال به علّت جزر و مدّ دریا به رنگ قرمز می گرایید. خرمشهر را در زمان جنگ ایران و عراق با نام خونین‌شهر نیز یاد می‌کردند.

 

 

دزآب(خوزستان)

جمعیت :

10171

کد تلفن :

642

سایت شهرداری :

www.dezabcity.com

دزآب شهری است از شهرهای شهرستان دزفول در شمال استان خوزستان. این شهر در بخش مرکزی شهرستان دزفول قرار گرفته است. دزآب در سال 1385، تعداد 10,171 نفر جمعیت داشته است.

 

دزفول(خوزستان)

جمعیت :

235819

کد تلفن :

641

سایت شهرداری :

www.dezfulcity.ir

 

شهر دِزفول از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی(نیمروز باختری) ایران و مرکز شهرستان دزفول است است که در کنار رودخانه دز گسترده شده‌است. این شهر در دامنه‌های زاگرس میانی جای دارد و پیشینه تاریخی آن به زمان ساسانیان برمی گردد اما پیش از ساسانیان هم آباد بوده و بخشی از سرزمین های امپراتوری های ایلام و هخامنشیان به شمار می رفته است.

ویژگی های جغرافیایی و آب و هوا
شهرستان دزفول از دید جغرافیایی در طول(درازا) جغرافیایی 48 درجه و 24 دقیقه خاوری و عرض(پهنا) جغرافیایی 32 درجه و 22 دقیقه شمالی(آپااختری) گسترده شده است و ارتفاع(بلندا) آن از روی دریا 140 متر می باشد. دزفول مانند بیشتر شهرهای خوزستان دارای آب و هوای گرم و شرجی می‌باشد و تابستانی گرم و زمستانی مدیترانه ای دارد. میانگین بارش سالانه باران 250 میلی متر و میانگین دما 3 درجه سانتی‌گراد در زمستان و 49 درجه سانتی‌گراد در تابستان‌ می‌باشد .

ترابری
دزفول دارای یک فرودگاه است که کاربرد آن پیشتر ویژه نیروهای نظامی بوده است اما امروزه یک بخش آن همگانی گردیده و دارای پروازهای روزانه به بسیاری از شهر های ایران می باشد. این شهر به سبب داشتن زمینهای کشاورزی و زیستبوم جغرافیائی ویژه خود به راه آهن سراسری پیوند ندارد و مردم برای سفر به ایستگاه راه آهن شهر اندیمشک می‌روند.

راه‌های زمینی دزفول:
راه‌ آسفالته دزفول – شوشتر به طول(درازا) 67 کیلومتر 
راه آسفالته دزفول – لالی به طول(درازا) 85 کیلومتر 
راه دزفول-شوش به طول(درازا) 25 کیلومتر 
راه آسفالته دزفول به شهیون به طول(درازا) 55 کیلومتر 
بزرگراه دزفول – اندیمشک به طول(درازا) 5 کیلومتر 

شمار مردم دزفول
بر پایه آمار های بدست آمده از سرشماری پایگاه آمار ایران، شمار مردم شهر دزفول در سال 1385، برابر با 228,507 تن بوده است.از دید شمار مردم این شهر در رده سی امین شهر ایران جای دارد و در نمودار شمار مردم شهرهای ایران پس از ملارد و پیش از بروجرد جای گرفته است.

نام و تاریخچه
برپایه نوشته ایرج افشار (شهرهای ایران) دزفول شهری است که پیشینه آن به چندین هزار سال می‌رسد. «دزپل» یا «دژپل» را در گویش بومی دزفیل و دسفیل گویند و عربی شده آن دزفول است. دزفول در دوره ساسانیان همزمان با ساختن پل در کنار آن بر روی رود دز برای پدید آوردن پیوند میان پایتخت تازه (گندی شاپور) و شوشتر ‌بنیان نهاده شد. دژ به چم(معنی) سنگر و سکوی دیدبانی می‌باشد و چنین بر می آید که نام دزفول یا دزفیل از نام دژ ساخته شده در کنار پل گرفته شده‌است . یکی از نام‌های دیگر دزفول اندامش بوده‌است که نام اندیمشک از این نام برگرفته شده‌است. شهر دزفول بر روی تپه‌ای به بلندای 210 متر از رودخانه بنیان نهاده شده است و سرداب‌های ژرفی دارد. شهردزفول پیش از ساسانیان -که ساخت پل کهن دزفول به آن زمان برمی‌گردد- نیز دارای شهرآیین هایی(تمدن) بوده است. از ایلامیان و گوتیان گرفته تا مادها و هخامنشیان همه روزگاری در این سرزمین زیسته اند. دزفول از یورش مغول جان‌ بدربرد و پس از اسلام گاهی آباد و گاهی ویران گردید اما پیشرفت گسترده آن همزمان با ساخت سد دز (سد محمد رضا شاه پیشین) به دست ایتالیایی‌ها در 30 سال گذشته بدست آمد. این شهرستان در زمان جنگ ایران و عراق آسیب‌های زیادی دید اما پس از جنگ بازسازی شده‌است.

گویش مردم دزفول
بیشینه مردم دزفول به گویش دزفولی که یکی از گویش‌های جنوب غربی(نیمروز باختری) زبان پارسی است، سخن می‌گویند. گویش شوشتری نزدیکترین گویش به دزفولی به شمار می‌آید. گویشوران این دو گویش مردم بومی شهرهای دزفول و شوشتر می باشند. گویش‌های لری بختیاری و لری لرستانی نیز در نزد شماری از مردم این شهر به کار می‌رود.

دزفول در زمان جنگ ایران و عراق
با آغاز جنگ ایران و عراق ، دزفول یکی از شهرهایی بود که بیش از 160 بار به آن یورش موشکی شد. در تاریخ 31 شهریور 1359 هواپیماهای عراقی در نخستین روز جنگ به شیوه نیروی هوایی ارتش اسرائیل در جنگ شش روزه به پایگاه‌های نیروی هوایی ایران یورش بردند. پایگاه چهارم شکاری دزفول (پایگاه وحدتی) یکی از این پایگاه‌ها بود.

پس از آن نیروهای عراقی بارها به شهر دزفول با بمب و موشک یورش بردند از این رو شهر دزفول درمیان کشورهای کناره دریای پارس به «بلد الصواریخ» که به چم(معنا) «شهر موشک‌ها» است خوانده می شد. پس از جنگ به پاس پایداری مردم، دزفول شهر نمونه نامیده شد . دزفول در جنگ هشت ساله 2,600 کشته داشت. امام خمینی به پاس جانفشانی بی مانند مردم این شهر گفته است : "شما دزفولی ها امتحان دادید و از این امتحان خوب بیرون آمدید. شما دین خود را به اسلام ادا کردید"

سازه های تاریخی
مهم‌ترین سازه تاریخی دزفول پل کهن دزفول است که شاپور نخست ساسانی به کمک زندانیان رومی آن را بر روی رود دز ساخت است از این رو پل رومی نیز خوانده می شود. این پل پیشینه ای نزدیک به 1700 سال دارد. همچنین دژی نیز برای دیدبانی و پاسداری شهر در کنار پل دزفول ساخته شده بود که امروز هم ویرانه‌های آن در شهر دزفول به چشم می خورد. این پل چندین بار بازسازی شده است از این رو در ساختمان آن رگه‌هایی از معماری(مهرازی) نوین نیز دیده می‌شود.

آسیاب‌های دزفول، مسجدجامع، آرامگاه امام زاده سبزه قبا(ع)، بازار کهنه شهر، آرامگاه "یعقوب لیث صفاری"، تپه های چغامیش، مسجد لب خندق، زیارتگاه شاه ابوالقاسم، مجموعه تاریخی شاه رکن‌الدین، آرامگاه محمدبن‌جعفرطیار، آرامگاه امام زاده ‌رودبند و خانه تیز نو(اداره میراث فرهنگی دزفول) از بخش های دیدنی و تاریخی این شهرستان به شمار می‌آیند.

کار های دستی
ابزار های دست ساز چوبی مانند زیرقلیان، قلیان ، شمعدان، چوب لباسی، نمکدان و ... از سازه‌های دستی شهرستان دزفول به شمار می‌آیند. یکی دیگر از سازه‌های دستی این‌ شهر کارهای دستی بر روی فلز ها می‌باشد که از آن میان می‌توان ورشوسازی، قلم‌زنی روی زر و سیم و زرگری‌ را نام برد. در کارگاه‌های ورشوسازی بازار کهنه دزفول ابزار چای‌خوری و سینی و آتشدان ساخته می‌شود.نمدمالی، خراطی، کپوبافی و گیوه دوزی نیز از دیگر سازه‌های این شهر به شمار می‌آیند.

زیارتگاه‌ها و آرامگاه‌ها
از این دست می‌توان آرامگاه حزقیل پیامبر (به گفتی دیگر "بابا حزقیل") ، آرامگاه امامزاده رودبند، زیارتگاه سبزه قبا برادر تنی امام رضا و همچنین آرامگاه محمد بن جعفر طیار شوهر "ام کلثوم دختر امام علی" را نام برد.

 

دهدز(خوزستان)

جمعیت :

3868

کد تلفن :

692

دهدز شهری است از شهرهای شهرستان ایذه در شرق استان خوزستان. این شهر در بخش دهدز از توابع شهرستان ایذه قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 3,868 نفر جمعیت داشته است .مردم دهدز بختیاری هستند.

 

رامشیر(خوزستان)

جمعیت :

24808

کد تلفن :

692

رامشیر یکی از شهرهای استان خوزستان ایران است. این شهر مرکز شهرستان رامشیر است. رامشیر جمعیتی حدود 80 هزار نفر دارد. از شمال با اهواز و از جنوب با امیدیه مجاورت دارد و در 35 کیلومتری ماهشهر است. رامشیر در تاریخ 13/10/84 به شهرستان تبدیل شد. کار بیشتر مردم آن کشاورزی است و رودخانه‌ای به نام جراحی از کنار شهر می‌گذرد. محصولات کشاورزی شهرستان رامشیر عبارت‌اند از جو، گندم، صیفی‌جات و اماکن دیدنی آن امامزاده سید هاشم -موضیف میر عبداله-باغ مستوفی-سد انحرافی رامشیر-پارک ساحلی امامزاده سید علوان هستند.

نام مستعار رامشیر خلف آباد است که این شهر توسط مولا خلف مشعشعی احداث گردید.

 

رامهرمز(خوزستان)

جمعیت :

50777

کد تلفن :

691

شهر رامهُرمُز در استان خوزستان ایران و شهرستان رامهرمز قرار گرفته‌است.رامهرمز نام شهری از بناهای هرمز پادشاه ساسانی در حوالی شوشتر است که در قدیم به آن «سمنگان» می‌گفته‌اند که آن را ساده کرده، «رامز» و منسوب به آن جا را «رامزی» و «رامی» می‌گویند.رامهرمز بغد از شوش دومین شهر استان می‌باشد که طبق نظر تاریخدانان پایتخت ایران بوده است. یاقوت حموی می گوید که رامهرمز متشکل از دو کلمه رام (به پارسی یعنی مقصود) و هرمز (نام یکی از خسروان ساسانی) بوده است. برخی می گویند رامهرمز نامی کوتاه شده از رامهرمزاردشیر بوده و این شهری است نام دار در خوزستان و عامه مردم خوزستان این شهر را رامزی گویند. برخی نیز گفته اند به دلیل بنا شدن شهر رامهرمز در دوره هرمز ساسانی نام این شهر رامهرمز شده است. در جغرافیای تاریخی قدمت خوزستان را بیش از 6000 سال می‌دانند و پیدایش قدیمی ترین تمدن بشری در شوش مشخص گردیده و در دوران هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان نه تنها بر عظمت منطقه افزوده گشت بلکه شهرهایی نیز در آن دوران ایجاد شده که بدون شک رامهرمز یکی از آن شهرهابوده است. ویرانه‌های «اسک» بین راه رامهرمز و ارجان در راه بهبهان و ویرانه‌های «طاق نصرت» به جای مانده از دوره ساسانی در شهر رامهرمز، گذشته پرشکوه تاریخی آن را نشان می‌دهد. در قرن 4 هـ . ق رامهرمز به سبب کرم ابریشمی که در آن به عمل می‌آمد و به دیگر نقاط صادر می‌شد شهرت جهانی داشت

بانی این شهر را هرمز یکم شاهنشاه ساسانی می‌دانند. این شهر در زمان ساسانیان پررونق بوده‌است. همچنین این شهر زادگاه سلمان فارسی دانسته شده‌است.از انجا که در تاریخ امده است سلمان اهل جی بوده وتنها جی نام روستای در رامهرمز وروستای در اصفهان می‌باشد و با توجه به دوره شکوه رامهرمز در قبل از اسلام ومهمتر از ان پیدا شدن گنجینه بسیار بزرگ در روستای جوب جی در سال 1386که گواه بر عظمت این شهر در ان دوران است و علاوه بر ان نزدیکی بیشتر این شهر به عربستان و مشکلات سفر در ان دوران پس باید به درستی این مطلب ایمان داشت. کتابخانه فرقه معتزله دراین شهر بوده است .مردم آبادیهای رامهرمز را طوایف آل خمیس-بنی رشید -بنی سعید-دیلمی-عتاب-خالدی-آلبوفتیله-عموری-زبیدی و الوار متفرق هستند ومرکز مشایخ آل خمیس تل زرینی بوده است

موقعیت جغرافیایی
شهرستان رامهرمز با 4257 کیلومتر مربع مساحت در خاور استان خوزستان واقع شده که از شمال به شهرستان های ایذه و مسجد سلیمان، ‌از خاور به استان کهکیلویه و بویراحمدی، از باختر به شهرستان اهواز و از جنوب به شهرستان بندر ماهشهر محدود است. مرکز آن شهر رامهرمز است که با 3/7 کیلومتر مربع مساحت در 100 کیلومتری خاور اهواز بین 31 درجه و 16 دقیقه پهنای شمالی و 49 درجه و 37 دقیقه درازای خاوری نسبت به نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد و بلندی آن از سطح دریا 160 متراست. آب و هوای رامهرمز گرم بوده و رودخانه جراحی از خاور رامهرمز می گذرد. رامهرمز بر سر چهارراهی قرار گرفته است. راه آسفالته به سوی جنوب خاوری به درازای 90 کیلومتر تا بهبهان راه آسفالته به سوی شمال خاوری به درازای 57 کیلومتر تا باغملک (جانکی) راه آسفالته اصلی به سوی جنوب باختر تا راه اصلی آسفالته اهواز – بندر ماهشهر به درازای 39 کیلومتر راه اصلی به سوی شمال باختری به درازای 15 کیلومتر فاصله هوایی شهرستان رامهرمز تا تهران 552 کیلومتر است. این شهرستان در سال1385جمعیتی بالغ بر123930نفر را که در 25718خانوار میزیستند را در خود جای داده است.

آثار تاریخی
از جمله آثار مهم این شهرستان:
آرامگاه علمدار (آرامگاه سید میر صالح): قدمت این بنا به دوره سلجوقی می‌رسد. 
آرامگاه هرمز ساسانی : در کنار یکی از خیابانهای اصلی شهر رامهرمز در باغ برده شور واقع است. 
تَل برمی: تل برمی یا برمک در جنوب شهر رامهرمز و نزدیک آبادی کیمه قرار گرفته‌است که در آن مجسمه جانوران و سفالهای منقوش و همچنین اشیای مسین بدست آمده‌است. 
سد جره : بقایای مهم‌ترین سازه آبی تاریخی رامهرمز بوده که قدمت آن به دوره ساسانیان می‌رسد. 
عمارت صمیمی : یکی از زیباترین ساختمانهای دوره قاجاریه در رامهرمز است. 
غار صیدون کبوتری 
قلعه امیر مجاهد : این قلعه در زمان استقرار و سلطه خوانین بختیاری(کلانتر هرمزی ) در منطقه رامهرمز در اواخر قاجاریه ساخته شده‌است. 
قلعه یزدگرد 
شهر مختارک 
جوی آسیاب : قدمگاه امام جعفر صادق، حسینیه ارشاد، آسیاب‌های آبی 
بنه سهراب هم از اماکن تاریخی رامهرمز می‌باشد

 

رفیع(خوزستان)

جمعیت :

3832

کد تلفن :

612

رفیع یا کاوه شهری است در استان خوزستان. این شهر در شهرستان دشت آزادگان قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 3,832 نفر جمعیت داشته است.
شهر کاوه در ? 25?کیلومتری غرب هویزه و 50? کیلومتری جنوب غرب سوسنگرد، مرکز شهرستان دشت آزادگان و در نوار مرزی واقع است. جمعیت این شهر پنج هزار نفر است.که با جمعیت قبل از جنگ قابل قیاس نیست. همه ساکنان این شهر از مردم عرب و شیعه خوزستان می‌باشند. لهجه مردم همانند لهجه استان های جنوبی عراق مثل بصره و عماره و ناصریه است. طایفه بزرگ ساکن این شهر «السواری» با ضم سین هستند، که به سه تیره بزرگ تقسیم می‌شوند: بیت نصر، بیت اعواجه، آلبوناهی.

در گ‍ذش‍ت‍ه‌ ن‍ه‌ چ‍ن‍د‌ان‌ دور ‌ای‍ن‌ ش‍‍ه‍ر ب‍ه‌ دل‍ی‍ل‌ د‌اش‍ت‍ن‌ ‌ام‍ک‍‍ان‍‍ات‌ و م‍ن‍‍اب‍‍ع‌ س‍رش‍‍ار و ‌غ‍ن‍‍ی‌ ‌از ق‍ب‍ی‍ل‌ ‌ار‌اض‍‍ی‌ ک‍ش‍‍اورز‌ی ، د‌ام‍د‌ار‌ی‌، د‌ام‍پ‍رور‌ی، ت‍‍الاب‌ ‌ه‍ور‌ال‍‍ع‍ظی‍م‌ ص‍ی‍د و ص‍ی‍‍اد‌ی‌ ‌از م‍‍ه‍م‍ت‍ری‍ن‌ م‍ر‌اک‍ز ‌اق‍ت‍ص‍‍اد‌ی‌ دش‍ت‌ ‌آز‌ادگ‍‍ان‌ ب‍ود ب‍ه‌ ن‍ح‍و‌ی‌ ک‍ه‌ ‌از ن‍ظر ک‍‍ار ‌ه‍ی‍چ‍گ‍ون‍ه‌ م‍ش‍ک‍ل‍‍ی‌ در ‌ای‍ن‌ م‍ن‍طق‍ه‌ ‌اح‍س‍‍اس‌ ن‍م‍‍ی‌ ش‍د. این شهر ‌از ن‍ظر ت‍ول‍ی‍د‌ات‌ م‍ح‍ص‍ولات‌ ک‍ش‍‍اورز‌ی ، ل‍ب‍ن‍‍ی‌ م‍و‌اد پ‍روت‍ی‍ی‍ن‍‍ی‌ ن‍ه‌ ت‍ن‍‍ه‍‍ا خ‍ودک‍ف‍‍ا ب‍ود ب‍ل‍ک‍ه‌ م‍ق‍د‌ار ق‍‍اب‍ل‌ ت‍وج‍‍ه‍‍ی‌ ب‍ه‌ ش‍‍ه‍رس‍ت‍‍ان‍‍ه‍‍ای دیگر ص‍‍ادر م‍‍ی‌ ک‍رد. ‌ام‍‍ا ب‍‍ا ش‍رو‌ع‌ ج‍ن‍گ‌ ت‍ح‍م‍ی‍ل‍‍ی‌ و ‌ه‍ج‍وم‌ ن‍ی‍رو‌ه‍‍ا‌ی‌ دش‍م‍ن‌ س‍‍اک‍ن‍‍ان‌ ‌ای‍ن‌ ش‍‍‍ه‍ر م‍ج‍ب‍ور ب‍ه‌ ت‍رک‌ خ‍‍ان‍ه‌ و ک‍‍اش‍‍ان‍ه‌ خ‍ود ش‍دن‍د. حدود ? 60? درصد جوانان شهر رفیع از توابع دشت آزادگان بیکار هستند. گفتنی است اولین مسجدی که در این شهر بنا شد توسط علامه آیة الله شیخ علی کرمی فرزند آیة الله شیخ محمد طه کرمی حویزی و برادر مرجع تشیع آیة الله العظمی شیخ محمد کرمی حویزی می‌باشد.

 

زهره(خوزستان)

جمعیت :

1290

کد تلفن :

652

زهره شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش چم خلف عیسی از توابع شهرستان هندیجان قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 1,290 نفر جمعیت داشته است.

 

سالند (سردشت دزفول)(خوزستان)

جمعیت :

2079

کد تلفن :

642

سالَند (نام‌های دیگر سارند، سردشت) شهر تازه و کوچکی است در بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران.
این شهر در 45 کیلومتری شمال شرقی دزفول واقع شده‌است.

سردشت( بهبهان)(خوزستان)

جمعیت :

5067

کد تلفن :

672

سردشت شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش زیدون شهرستان بهبهان قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 5,067 نفر جمعیت داشته است.

 

 

سوسنگرد(خوزستان)

جمعیت :

44016

کد تلفن :

612

سوسنگرد شهری است در استان خوزستان. این شهر در شهرستان دشت آزادگان قرار گرفته است و در زمان جنگ ایران و عراق، برای مدتی به اشغال ارتش عراق در آمده است.سوسنگرد طبق تقسیمات کشوری مرکز شهرستان دشت آزادگان است. جمعیت این شهر بالغ بر 120000نفر می‌باشد. در زمان جنگ ارتش عراق 3 بار برای تصرف سوسنگرد تلاش کرد که بامقاومت شدید مردم مواجه گردید ولی در حمله سوم شهر در محاصره ارتش عراق قرار گرفت. مردم این شهر عرب و پیشه عمده مردم کشاورزی می‌باشد. از جمله طوایف ساکن در شهر می‌توان از زبیدات, بنی طرف ,اهل الیرف, سادات وبقیه نام برد. سوسنگرد در شمال غربی اهواز قرار گرفته هویزه در جنوب غربی سوسنگرد و بستان در شمال غربی سوسنگرد قرار دارند. این شهر در ابتدا روستایی به نام خفاجیه بوده که بعدها در زمان حکومت پهلوی به سوسنگرد تغییر نام یافت که گویند معنای آن عبادتگاه سیاره ناهید در زمان ایران باستان باشد جمعیت سوسنگرد در دهه هشتاد شمسی به هفتاد وپنج هزار نفر رشیده است آیت الله شیخ حسن ساعدی و آیت الله کرمی وشیخ مهدی طرفی از رجال دینی معروفی هستند که در این شهر می زیستند

 

 

شادگان(خوزستان)

جمعیت :

49171

کد تلفن :

632

شادِگان نام شهری است در استان خوزستان ایران. ضمنا شادگان نام دهی زیبا در استان کهگلویه و بویراحمد نیز می‌باشد.
فاصله شادگان از تهران 971 کیلومتر و آب و هوای آن گرم و بیابانی است.در شادگان و پیرامون آن نخلستان‌های گسترده‌ای وجود دارد.

تاریخچه
این منطقه در قدیم با نام دورَگ و بخشی از آن با نام سورَگ شناخته می‌شد. این نام‌ها در زمان ورود عرب‌ها به صورت دورق و سُرَّق تلفظ شد.
رود سورگ در نزدیکی شهر را اردشیر پسر بهمن‌اسفندیار حفر کرده بود.
در جوار شادگان قدیم نیز روستایی به نام بوزی قرار دارد که آن را با باسیان قدیم یکی دانسته‌اند. (یاقوت حموی یکی از تیره‌های ایرانی کرد را باسیان ذکر کرده‌است.)
بعدها طایفه بنی خالد در محل شادگان فعلی نشیمن گرفت و در سال 1160 قمری شیخ سلمان کعبی بر این طایفه غلبه کرد و شادگان فعلی را با نام فلاحیه بنیاد گذاشت.
شادگان نامی باستانی است که رودخانه طاب یا به‌قولی یکی از شاخه‌های رودخانه خیرآباد با این نام نامیده می‌شود. در آغاز دوره پهلوی این نام قدیمی برای دهکده فلاحیه نیز به‌کار رفت. 
مُسَعَّر بن مهلهل در سیاحت‌نامه خود (بنا به نقل یاقوت حموی) می‌نویسد:
از رامهرمز به دورق آتشکده‌ها در دشت این منطقه دیدم و در این ناحیه ابنیه عجیبه و معادن بسیار است. در دورق آثار قدیمه از قباد بن دارا باقی است. آنجا گوگرد زرد دریایی دارد که گوگرد آن در جای دیگر یافت نمی‌شود. قومی از راویان به دورق منسوبند.

 

شوش دانیال(خوزستان)

جمعیت :

54032

کد تلفن :

642

سایت شهرداری :

www.shahrdaryshoush.com

شهر شوش با 5/6 کیلومتر مربع مساحت در 24 کیلومتری جنوب غربی دزفول و115 کیلومتری شمال غربی اهواز بین 32 درجه و2 دقیقه عرض شمالی و47 درجه و1 دقیقه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد. بلندی شهر شوش از سطح دریا 87 متر وفاصله هوایی تا تهران 479 کیلومتر است. فاصله زمینی شوش تا تهران 766 کیلومتر، تا اهواز 115 کیلومتر، تا دزفول 24 وتا اندیمشک 38 کیلومتر است. حدود 1329 هـ.ش به بخش تبدیل شد، شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروفترین شهرهای دنیا، پایتخت چند هزار ساله مملکت عیلام وهمچنین پایتخت زمستانی امپراطوری هخامنشی بوده‌است.حمزه اصفهانی شوش را چنین توصیف نموده : شوش به معنی شهر زیبا، باصفا، خوب ولطیف. در تورات ودر قاموس موسی درباره شوش آمده‌است : شوشن یا شوشان درعبری زنبق بوده، در یونان سوسنای می‌گفتند ونامهای دیگرش «سوسا» «سوس» بوده، قسمت بزرگی از ولایت شوش و عیلام را هم «سوسیانا» یا «سوزیانا» می‌گفتند. شوش یا شوشن نام همه گیاهان تیره سنبل وزنبق ونرگس واسپرغم به شمار می‌رود. شوش در قرون وسطی آباد ومرکزی بزرگ برای خوزستان بوده‌است که در آن روزگار چندین شهر، آبادی وحومه داشته ودر آن شهر قلعه‌ای محکم وقدیمی، بازارهایی با شکوه ومسجدی با ستونهای گرد وجود داشته‌اند. این شهر به داشتن منسوجات ابریشمی خام، ترنج، انارونیشکر معروف بوده‌است. آرامگاه دانیال نبی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم پیامبر خدا در شهر شوش واقع گردیده‌است. شوش در دوره اسلامی نیز مدتها از شهرهای پرجمعیت وپررونق بود، هنگامی که مرکز خوزستان به اهواز منتقل شد شوش کم کم اهمیت خود را از دست داد.در طبقات پایین تر این شهر آثاری بدست آمده که باستان شناسان آنها را مربوط به 8 هزار سال پیش می‌دانند.

اقتصاد شهر شوش
حیات اقتصادی شهر شوش با احداث راه اصلی تهران – خرمشهر و راه آهن سراسری آغاز گردید.اهمیت تاریخی آن نیز موجبات توجه و جذب جهانگردان و مشتاقان زیارت بارگاه دانیال نبی علیه السلام را فراهم آورد به نحوی که با افزایش جمعیت این شهر در سال 1335 دارای شهرداری گردید و با احداث سد دز شبکه خطوط انتقال انرژی، سیستم ابیاری مدرن، ایجاد کشت و صنعت‌ها به خصوص هفت تپه و واحدهای صنعتی متعدد منطقه شمال خوزستان به خصوص ناحیه اطراف، شهر شوش شاهد تحول اقتصادی عظیمی است که جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد ملی و توسعه کشور بدست آورد.با فراهم شدن زمینه‌های مناسب سرمایه گذاری و توسعه فعالیت‌های جدید اقتصادی در منطقه بخش خدمات ویژه بازرگانی و مبادله کالا از یک سو، خدمات بانکی و اداری از سوی دیگر گسترش یافت به نحوی که بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در منطقه را به خود جذب نمود. در شهر شوش نقش بخش خدمات و بازرگانی برجسته تر از سایر بخش‌ها است.

کشاورزی
وجود اراضی مستعد کشاورزی، رودخانه‌های پرآب دائمی، سفره‌های آب‌های زیرزمینی سطح نسبتاًوسیع جنگل در حواشی رودخانه، سواحل و آب بندهای متعدد، مراتع و مراکز کشت و صنعت در شهرستان شوش سبب شده‌اند مه فعالیت کشاورزی (زراعت، دامداری و صید ماهی) مهمترین فعالیت اقتصادی منطقه به شمار آید و بالاترین جمعیت فعال را به خود جذب نماید و در این میان بخش زراعت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است به طوری که 85 درصد شاغلین بخش کشاورزی را به خود مشغول کرده‌است.در بررسی وضعیت دما و بارش شهرستان شوش مشخص شده که این منطقه حداقل در 6 ماه از سال با کمبود بارش مواجه‌است و از آنجایی که سالانه سطح وسیعی از اراضی به زیر کشت زراعت‌هایی چون گندم، نیشکر، ذرت، برنج، چغندرقند و... می‌رود بهره برداری و توزیع آب‌های سطحی منطقه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.به طور کلی شیوه‌های آبیاری زمین‌های زراعی شهرستان به شرح زیر است: الف) اراضی زیر شبکه مدرن آبیاری دز: سطح بسیار وسیعی از اراضی شهرستان شوش زیر پوشش این سیستم ابیاری می‌باشد که از کانال‌های مدرن درجه 1 و 2 تشکیل شده‌است. کل زمین‌های زیر پوشش این شبکه 38994 هکتار می‌باشد که بالاترین رقم مربوط به دهستان حسین آباد است که رقم 12855 هکتار را به خود اختصاص داده‌است. ب) اراضی زیر ایستگاه پمپاژ چاه‌ها: بسیاری از اراضی غرب شهرستان شوش که در غرب رودخانه کرخه قرار دارند به وسیله چاه‌های عمیق و نیمه عمیق آبیاری می‌شوند و انتظار می‌رود با بهره برداری از سد عظیم کرخه و اجرای سیستم کانال کشی آن باعث رشد و توسعه کشاورزی و اقتصادی منطقه گردد.

 

 

شوشتر(خوزستان)

جمعیت :

96732

کد تلفن :

612

شوشتَر از شهرهای استان خوزستان در جنوب غربی ایران است. این شهر در دامنه کوه‌های زاگرس بختیاری قرار دارد.

طبیعت و جغرافیا
شوشتر با مساحت 2436 کیلومتر مربع در شمال استان خوزستان کشور ایران، بین 48 درجه و 35 دقیقه تا 49 درجه و 12 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و 31 درجه و 36 دقیقه تا 32 درجه و 26 دقیقه فرض شمالی از خط استوا قرار گرفته‌است. جمعیت ان 130,840هزار نفر است. و پنجاه وهفتمین شهر از نظر جمعیت در ایران است. موقعیت شوشتر در استان خوزستان مرکز و متمایل به شمال است. از لحاظ طبیعی دامنه‌های پایانی کوههای زاگرس بختیاری ، مرز شرقی این شهرستان و رود دز مرز غربی این شهرستان را تشکیل می‌دهد. میانگین ارتفاع شوشتر از سطح دریا 150 متر و ارتفاع نقطه مرکزی شهر از سطح دریا 65 متر است. کوههای مشرف به شوشتر فدلک نام دارند که پایان چین خوردگیهای زاگرس در جلگه خوزستان هستند. فاصله شوشتر تا اهواز 85 کیلومتر و تا تهران 831 کیلومتر و تا خلیج فارس 222 کیلومتر است.

تقسیمات کشوری
شوشتر تا سال 83 دارای بخش‌های مرکزی و گتوند بود. با تبدیل بخش گتوند به شهرستان گتوند، هم اکنون شهرستان شوشتر دارای بخش‌های مرکزی به مرکزیت شوشتر و شادروان به مرکزیت گوریه‌است. شوشتر از اطراف با شهرستان‌های اهواز،دزفول ،گتوند ، رامهرمز، مسجد سلیمان وشوش هم‌مرز می‌باشد.

رودخانه‌ها
شوشتر به دلیل موقعیت ویژه‌ای که در جلگه خوزستان دارد مهد رودخانه‌های بزرگی چون کارون و دز است. رودخانه دز از غرب شوشتر عبور می‌کند و مرز شوشتر با شوش و دزفول را می‌سازد. اما رودخانه کارون پس از عبور از کوههای بختیاری، پس از سد گتوند وارد دشت عقیلی شده، سپس از تنگه‌ای که بین کوههای فدلک و کوشکک است بطور کامل در جلگه خوزستان جاری می‌شود. این رودخانه پس از عبور از این تنگه با تخته سنگ بزرگی که شوشتر بر آن بنا شده برخورد می‌کند و توسط بند میزان به دوشاخه گرگر و شطیط تقسیم می‌شود. شاخه گرگر- یا دودانگه یا مسرقان- کانالی است که دست کند انسان است و تاریخ کندن آن مشخص نیست اما متون تاریخی نشان می‌دهد که این رودخانه ابتدا به رود دیگری در رامهرمز ملحق می‌شده و به خلیج فارس می‌ریخته و در دوران کوروش هخامنشی آن را در منطقه بندقیر توسط سدی به رودخانه کارون باز می‌گردانند. شاخه شطیط یا چهاردانگه نیز که از سد معروف شادروان شاپوری عبور می‌کند در بالادست سد شادروان شاخه‌ای از آن جدا می‌شود که داریون -داریوش یا دارا- نام دارد. این سه شاخه رودخانه کارون شوشتر را همچون جزیره‌ای محصور نموده و در طول تاریخ دشتی وسیع به نام میاناب را آبیاری کرده‌اند. در نهایت هرسه شاخه -شطیط، گرگر و داریون- در منطقه بند قیر جنوب شهرستان شوشتر به یکدیگر ملحق می‌شوند و در همانجا رود دز نیز به کارون ملحق شده و کارون بزرگ را می‌سازند و به‌طرف اهواز حرکت می‌کند.

آب رودخانه پیش از ورود به شهر به دو شاخه تقسیم می‌شود: شاخه «گرگر» کارون که از داخل شهر عبور می‌کند، آبشارهای زیبایی را تشکیل می‌دهد و بسیاری از تأسیسات آبرسانی قدیم همچون: آسیابها، کانالهای پل، سدبندها، بندها و آبشارها برای آن ساخته شده بوده که از عجایب روزگار به شمار می‌روند و شاخه دیگر «چهاردانگه» است که از غرب به سوی جنوب شوشتر جریان داشته و در محلی به نام «بند قیر» مجدداً به هم پیوند می‌خورد.

منابع و معادن
شوشتر علاوه بر خاک آبرفتی دامنه زاگرس که بسیار حاصلخیز است دارای معادن گچ، آهک، سنگ ساختمانی، شن و ماسه است. جنگلهای بزرگی بصورت بیشه نیز در میان شاخه‌های مختلف رودخانه کارون وجود دارند. بر اساس آمار در سال 74 جنگلها و مراتع شوشتر 175هزار هکتار بوده‌است.

آب و هوا
شهرستان شوشتر جزو شهرهای گرمسیری کشور است، که به سبب قرار گرفتن در منطقه خشک دارای تابستانهای طولانی و بشدت گرم و زمستانهای نسبتاً معتدل است. بالاترین درجه حرارت ثبت شده در شوشتر 52 درجه سانتیگراد و پایینترین آن 6 درجه سانتیگراد زیر صفر است. متوسط بارندگی سالیانه در شوشتر 322 میلیمتر محاسبه شده‌است.

 

شهید چمران(خوزستان)

جمعیت :

18551

کد تلفن :

652

چَمران شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش مرکزی شهرستان ماهشهر قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 18,551 نفر جمعیت داشته‌است.
شهر چمران در بیست کیلومتری شهر ماهشهر و در کنار رودخانه جراحی (تاب پیشین) قرار گرفته‌است.
کوی عمار(تنیده)، کوی یاسر(ماستیک) و کمپ خیام از محله‌های این شهر هستند و شهرک بعثت نیز در نزدیکی آن قرار دارد. بسیاری از کارکنان مجتمع پتروشیمی بندر امام در این شهر زندگی می‌کنند.

شیبان(خوزستان)

جمعیت :

23211

کد تلفن :

612

شیبان شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش باوی شهرستان اهواز قرار گرفته است. شیبان در سال 1385، تعداد 23,211 نفر جمعیت داشته است.

 

صفی آباد(خوزستان)

جمعیت :

8068

کد تلفن :

642

 

صفی‌آباد شهری از شهرهای شهرستان دزفول است و در شمال شهر دزفول قرار دارد. در این منطقه انواع درختان و گیاه‌ها و دام‌ها به صورت تحقیقاتی پرورش می‌یابند. از نکات قابل توجه این منطقه باید به پرورش گردو و کاج توجه کرد که با در نظر گرفتن آب و هوای منطقه امری غیرممکن به نظر می‌رسد که البته این درختان به صورت اصلاح شده در این منطقه پرورش داده می‌شوند و با نمونه اصلی خود تفاوت‌هایی دارند.

این منطقه در سال 1354 (احتمالا) توسط متخصصان آمریکایی و هلندی در دزفول بنا نهاده شد. این شهر با داشتن جمعیتی معادل 88650 نفر در سال 1385 در13 کیلو متری جنوب دزفول و2 کیلو متری شمال دزآب واقع است از اسامی گذشته این شهر می‌توان به کاووس و شریعتی و امام حسین و کوتیان اشاره کرد از مکانهای زیارتی این شهر نیز می‌توان به بقعه سید شهاب الدین قائد معروف به فراش اشاره کرد مسجد موسی بن جعفر این شهر از مساجد نمونه وپیشرو به حساب می‌آید این شهر به هشت طایفه بزرگ وکوچک تقسیم شده‌است اسامی این شش طایفه عبارتند از: فراش وکوتیان ونجف آباد و بنه وبالنگان وعربها ولرها که در ابتدا وانتهای شهر سکونت دارند.

 

صیدون(خوزستان)

جمعیت :

5748

کد تلفن :

692

 

صِیدون شهری است در استان خوزستان. این شهر در بخش صیدون از توابع شهرستان باغ‌ملک قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 5,748 نفر جمعیت داشته است .

 

 

قلعه تل(خوزستان)

جمعیت :

8610

کد تلفن :

692

شهر قلعه تل (Ghale"tol) در استان خوزستان و تقسیمات کشوری بخش مرکزی شهرستان باغملک قرار داردومردمان آن بختیاری هستند. این شهر از قدیم مرکز دهستان قلعه تل و محل آمد و رفت ساکنان اطراف و تأمین خدمات اولیه روستاهای این دهستان بوده است. شهر قلعه تل در سال 1385، 8610 نفر جمعیت داشت که با رشدی برابر 6/2 درصد نسبت به سال 1375 که روستا بود از لاک روستایی به در آمد. رشد جمعیت این شهر حاصل مهاجرت جمعیت روستایی دهستان قلعه تل به این شهر است.

سابقه سکونت
سکونت در شهر قلعه تل با استناد آثار تاریخی بدست آمده در نشستگاه آن به گذشته‌ای بسیار دور در دوره حاکمیت پادشاهی عیلام باز می‌گردد. این پادشاهی که در حدود 5000 سال پیش در پهنه‌ای از جنوب غرب و غرب ایران کنونی وجود داشت از چندین شهر و ناحیه مهم تشکیل می‌شد که معروف‌ترین آنها آنزان یا آنشان بود که گمان بر این است منطبق بر منطقه اطراف شهر ایذه کنونی است. اهمیت این شهر و نزدیکی شهر کنونی قلعه‌تل با آن و نیز احتمال عبور کاروان‌های بین شهر آنزان و شوش از مسیر میانکوهی منطبق بر دشت قلعه تل بر احتمال رونق حیات این شهر در روزگار عیلامیان می‌افزاید. از آثار عیلامی کشف شده در این شهر دو سنگ بزرگ است که سال‌ها پیش هنگام حفر زمین برای ساخت و ساز از زمین بیرون آورده شدند. یکی از این سنگ‌ها پایه ستون و دیگری سنگی منقوش به پیکره چهار نفر است که دو نفر روبروی دو نفر دیگر دست به سینه ایستاد‌ه‌اند.

گذشته از این وجود منابع آب و خاک مناسب برای کشاورزی و مراتع وسیع و غنی در کوه‌‌های اطراف قلعه تل، وجود جمعیت یکجانشین و کوچ‌نشین در این منطقه را محتمل می‌سازد. علاوه بر سابقه حیات دیرین در قلعه‌تل که عمدتاً با هاله‌ای از ابهام همراه است، بخش دیگری از سابقه حیات شهر قلعه تل که از آن زمان تا کنون استمرار دارد، به دوره قاجاریه و اندکی قبل از آن باز می‌گردد. این حیات دارای نماینده‌ای پابرجاست که بر روی تپه‌ای مشرف به دشت و رودخانه جاری در پای آن به شکل قلعه‌ای پر هیبت ولی رنگ و رو باخته خود نمایی می‌کند. این قلعه توسط محمد تقی خان چهارلنگ بختیاری ساخته شد. از این قلعه برای فرماندهی قشون استفاده می‌شد. وصف این قلعه و حیات اجتماعی درون و بیرون آن که نشانی از سکونت در این شهر را به همراه دارد، در سفرنامه سر هنری لایارد ـ شهروند انگلیسی آمده است. در این سفرنامه تنها اشاره اندکی به جمعیت ساکن در خارج قلعه که باید افراد غیر مرتبط با خاندان خان باشند، شد: "در پای تپه ای که قلعه بر فراز آن جای داشت، یک ده با تعدادی خانه گلی وجود داشت" اشاره به بوته‌زارهای پر پشت در اطراف قلعه و گله‌های حیوانات وحشی بخصوص شیر و گراز، در وجود جمعیت زیاد در این محل تردید ایجاد می‌کند.

قلعه تاریخی شهر
شهر قلعه‌تل نخست در اطراف تپه‌ای بنا شده که زیر بنای قلعه موجود شهر است. این قلعه بر روی تپه‌ای طبیعی قرار دارد که بر اساس گفته‌ها بخشی از ارتفاع آن بصورت مصنوعی ایجاد شده است. ناظران در قلعه کاملاً به دشت مشرف هستند و این موقعیت مکانی فرصت مناسبی برای کنترل و دیده‌بانی خروجی‌هایی از کوهستان به دشت که امکان هجوم و حمله از آنها وجود داشت، فراهم می‌کرد. در حال حاضر قلعه تلی از خاک را در خود جای داده که حاصل از ریزش دیوارها و برجهای بلند و اتاق‌های بزرگ آن است. وصفی از این قلعه در سفرنامه لایارد وجود دارد که گویای ارج و ابهت آن در روزگان قدیم است.
" قلعه دارای چهار برج و به شکل مربع ساخته شده و در یکی از زاویه های آن یک عمارت چهار ضلعی احداث شده بود که در طبقه فوقانی آن "لامردون" و یا مهمان خانه قرار داشت. در طبقه تحتانی راهرو مسقف طویلی این ساختمان را به محوطه مرکزی قلعه متصل می‌ساخت. قلعه دارای دو حیاط بود که قسمت بیرونی جهت میهمانان و مستخدمین و گارد محافظ و قسمت داخلی مخصوص خانواده خان شامل خانواده محمد تقی خان و برادرش آکلب‌علی بود.

روی برج ها و دیوارهای قلعه چند قبضه تفنگ سنگین فتیله ای نصب شده بود که هر کدام هشت یا نه پا طول داشته و قابل حمل بودند. این فنگ‌ها روی محور و حلقه های مخصوصی می چرخیدند و با یک نوع گلوله های بزرگ و مقداری گلوله های کوچک و تکه پاره‌های آهن مسلح می‌شدند. گرچه قلعه از سنگ و آجر ساخته شده بود و می توانست در برابر حملات و یورش های غیر منظم محلی پایداری نماید ولی در برابر آتش توپخانه یک نیروی عظیم نمی‌توانست مقاومت داشته باشد."
در سال 1385 اقداماتی برای پاکسازی درون قلعه از نخاله‌های ساختمانی حاصل از ویرانی دیوارها و سقف اتاق‌های قلعه از طرف سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی آغاز شد که هنوز ادامه دارد. در این طرح بخشی از دیوارهای فروریخته بازسازی شده است.


نشانه‌های شهری و منطقه‌ای قلعه‌تل
قلعه بلندترین نقطه و گویاترین نشانه شهر برای تازه‌واردان به شهر یا مسافرانی است که از مسیر ارتباطی اهواز به اصفهان عبور می‌کنند. در پای این قلعه رودخانه‌ای وجود دارد که آب چشمه‌هایی را به رودخانه گلال انتقال می‌دهد. این رودخانه منبع تأمین آب اراضی فراوانی در قلعه تل و بوگری است که عمدتاً زیر کشت صیفی‌جات و برنج هستند. روستای بوگری که اینک به شهر قلعه تل بسیار نزدیک شده یکی از نقاط سرسبز و خوش عطر دشت قلعه‌تل است. یکی از چشمه‌های مسدود شده در پای این قلعه از قدیم مهمترین منبع تأمین آب ساکنان بود که تا مدت‌ها آب پاک و گوارایی داشت.

دره های کوهستانی اطراف دشت که روستاهایی را در کنار یا نزدیک خود به همراه دارند دارای آب و هوایی خنک هستند که برای بسیاری از مردم استان شناخته شده‌اند. دره‌های مال‌آقا، تنگ‌کرد، بیدستان و تمبی آشناترین مناطق کوهستانی اطراف دشت را برای ساکنان و مسافران گریزان از گرمای هوا هستند. نزدیک‌ترین نقطه تفریحی ـ طبیعی به شهر قلعه‌تل در پای کوه قجه قرار دارد که به هفت‌چشمه معروف است. مناطق کوهستانی در تعطیلات نوروزی و تابستان پذیرای جمعیت زیادی از سراسر استان هستند.

 

قلعه خواجه (اندیکا)(خوزستان)

جمعیت :

915

کد تلفن :

682

قلعه خواجه شهری است در استان خوزستان. این شهر در شهرستان اندیکا قرار گرفته است و مرکز این شهرستان است. در سال 1385، تعداد 915 نفر جمعیت داشته است ،مردمان آن بختیاری هستند

 

گتوند(خوزستان)

جمعیت :

21547

کد تلفن :

612

گُتوَند شهری است در استان خوزستان. این شهر مرکز شهرستان گتوند است و در سال 1385، تعداد 21,547 نفر جمعیت داشته است.

گتوند پیش از این در بخش گتوند شهرستان شوشتر قرار داشت که با ارتقاء بخش گتوند به شهرستان، تقسیمات کشوری آن نیز تغییر کرد.

نام
گُت به معنای بزرگ است. گتوند به معنی "از تبار بزرگ" یا "وابسته به بزرگ" است.

 

لالی(خوزستان)

جمعیت :

16458

کد تلفن :

682

لالی شهری است در شمال شرقی استان خوزستان. این شهر در شهرستان لالی قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 38000نفر جمعیت داشته‌است.
مردم لالی از طایفه‌های دورکی، اندکی، بابادی، بهداروند شاخه هفت‌لنگ قوم بختیاری هستند.

 

 

مسجدسلیمان(خوزستان)

جمعیت :

108682

کد تلفن :

681

مسجد سلیمان یا پارسوماش شهری است تاریخی که در میان کوه‌های زاگرس در استان خوزستان واقع شده است.

این شهر از شمال غرب به شهرستان شوشتر، از شمال تقریبأ به بخش لالی، از جنوب شرق به شهرستان ایذه، و از جنوب غرب به شهر اهواز ارتباط دارد. ساکنان این شهر را طوایف مختلفی از قوم بختیاری تشکیل می‌دهند ولی با کشف نفت در منطقه افراد دیگری از سایر مناطق بختیاری بمنظور کسب و کار به این شهر آمده و رفته رفته بصورت دایم در این شهر ساکن شدند .

روستاهای اندیکا و لالی و دشت بزرگ از بخش‌های اطراف این شهر هستند. مسجدسلیمان بدلیل جاذبه‌های تاریخی و بهار زیبایش و رویش لاله‌های وحشی و شب بو در ایام نوروز پذیرای تعداد بیشماری از مهمانان نوروزی می‌باشد.یکی ازتفریحگاهای دیدنی این شهر منطقه‌ای بنام تمبی. یکی ازمهمترین مکانهای تاریخی و باستانی این شهرمنطقه‌ای است بنام معبدسرمسجد که درشمال شرقی شهر مسجدسلیمان واقع شده است.این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که بگفته مورخان مقر حکومتی پارسها بوده است .از دیگر آثار باستانی این شهرستان می‌توان به معبد بسیار کهن برد نشانده نیز اشاره نمود.

هیئت باستان‌شناسی فرانسوی سال 2007 نیز در مسجد سلیمان موفق به کشفیات مهمی شده است. پروفسور گیرشمن رئیس هیئت مزبور عقیده دارد که محل کنونی مسجد سلیمان( پارسوماش وبعدها انشان ) قدیم‌ترین پایتخت پادشاهی هخامنشی بوده‌است. یکی ازعوامل ایجاد و گسترش شهر مسجدسلیمان اکتشاف نفت دراین منطقه است.

چاه نفت شماره یک و نخستین اکتشاف نفت
در تاریخ 28 ماه مه سال 1901 میلادی، در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار، ویلیام ناکس دارسی، تاجر بزرگ طلا در انگلستان امتیاز کشف نفت ایران را از آن خود کرد و برای این منظور جورج برنارد رینولدز را که تجربیاتی در زمینه حفاری نفت در مناطق نفت خیز سوماترا داشت، برای اکتشاف و استخراج نفت به استخدام خود درآورد. رینولدز در پایان سال 1902 میلادی عملیات حفاری اولین چاه در چاه سرخ واقع در قصر شیرین و همچنین شاردین رامهرمز را آغاز کرد و همزمان مقدمات حفاری در منطقه نفتون مسجد سلیمان را مهیا ساخت.

پس از دو سال حفاری در شاردین گروه رینولدز به این نتیجه رسیدند که در این نقطه نمی‌توانند به نفت برسند. اما علائم موجود و وجود آتشگاه و نیز حوضچه‌ای که خود به خود قیر از آن می جوشید و یادداشت های مورخین و باستان شناسان که تصریح کرده بودند در ناحیه نفتون نفت فراوان به دست می‌آید، سرمهندس رینولدز را که از مدتی پیش در آنجا به کار حفاری مشغول بود، امیدوار کرد و به همین علت وسائل و تجهیزات را به منطقه نفتون در مسجد سلیمان منتقل کردند و در پایان ماه ژانویه سال 1908 میلادی حفاری چاه شماره یک این شهر آغاز شد.

سرمایه شرکت که در انگلیس تشکیل شده بود تا در ایران به نفت دست یابد، به علت طولانی شدن دوره حفاری به پایان خود می‌رسید و ویلیام ناکس دارسی که از پیدا شدن نفت در این سرزمین قطع امید کرده بود طی تلگرافی از رینولدز خواست تا حفاری را تعطیل کند. گفته می‌شود تلگراف به دست رینولدز رسیده بود اما چندان به مسجد سلیمان اعتماد داشت که ترجیح داد بدان اعتنایی نکرده به کار خود ادامه دهد. سرانجام در حالیکه اعضای گروه در اوج نا امیدی به سر می‌بردند، در ساعت چهار صبح روز پنجم خرداد ماه 1287 خورشیدی برابر با 26 ماه مه 1908 میلادی، مته حفاری از ضخامت زمینی به قطر 300 متر عبور کرد و آخرین ضربت خود را به صخره عظیمی که روی منبع نفت قرار داشت فرود آورد، در نتیجه در عمق 1180 پا (360 متری) نفت با فشار زیادی تا 50 پا (15 متر) بالاتر از نوک دکل حفاری فوران کرد و کارگران را در خود غرقه ساخت. بدین ترتیب فصل جدیدی در تاریخ کشور رخ داد و ایران به جمع کشورهای نفت خیز جهان پیوست.

این اتفاق، که نخستین اکتشاف نفت در خاورمیانه به شمار می‌رفت، حیات اقتصادی و اجتماعی مسجد سلیمان و ایران را دگرگون کرد، چنانکه از این چاه روزانه 36000 لیتر (معادل 8000 گالن) نفت استخراج می‌شد و بعدها در این شهر حداقل 300 چاه نفت حفر شد. این شهرک باستانی به یک شهر مدرن و پر رونق بدل شد. جمعیت آن افزایش یافته، خانه‌ها و محله‌های جدید برای کارکنان شرکت نفت از مدیران ارشد گرفته تا کارگران ساخته شد. شرکت نفت ابتدا اقدام به ایجاد یک دستگاه آب شیرین کن نموده و سپس برای انتقال آب رود کارون به شهر، لوله کشی منازل را به انجام رساند. همچنین خط آهنی توسط این شرکت تاسیس شد که تا دارخزینه، روستایی در نزدیکی شوشتر، امتداد می‌یافت. بدین ترتیب مسجد سلیمان از یک قصبه به شهری بزرگ بدل شد و مردم از اطراف و اکناف برای کار به این شهر مهاجرت کردند. شبکه آب و برق تکمیل گردید و سیستم فاضلاب شهر به وجود آمد، حمل و نقل زباله مرتب شد و سیستم اتوبوس رانی به کار افتاد. همچنین ورزشگاه بزرگی ساخته شد و مسجد سلیمان چهره یک شهر تازه و متفاوت از سایر شهرها را به خود گرفت.

«چاه شماره یک» هم‌اکنون بصورت موزه تحت نظارت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب قرار دارد.

در تاریخ 5 خرداد 1387 خورشیدی برابر 26 ماه مه 2008 میلادی، چاه شماره یک صد ساله شد. لذا به همین مناسبت در این روز جشن صدمین سالگرد اکتشاف نفت در خاورمیانه و انقلاب صنعتی ایران در این شهر و در چندین نقطه جهان برگزار شد. جشن یکصد سالگی نفت در ایران توسط وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران در محل باشگاه مرکزی این شهر که با افتتاح پالایشگاه نفت مسجدسلیمان همراه بود.


مکانهای دیدنی
منطقه رودخانه تمبی 
پالایشگاه بی بیان 
چاه شماره یک 
کلگه زرین 
قبرستان ارمنی ها 
برد نشانده 
معبد سر مسجد 
مسجد نمره یک 
موزه نفت 
سد شهید عباسپور 
سد مسجد سلیمان 
جزیره سد 
شط شیمبار 
منطقه گدار لندر 
هفت شهیدان 
پیر بابا زاهد (امامزاده) 
پیر شاهزاده عبدالله (امامزاده) 
پیر شاهزاده علی (امامزاده) 
پیر حضرت نوح (منطقه چهار بیشه) 
پل نگین 
قلعه بردی زادگاه کوروش هخامنشی واقع در بخش اندیکا 

معماری
برخی ساختمان‌های مسجدسلیمان که در دوره فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس ساخته شده‌اند سبک معماری انگلیسی داشته که اغلب در اثر گسترش و نوسازی در شهر تخریب شده اند. بخش‌هایی از آن هنوز به نام‌های انگلیسی آن دوره مانند منطقه کمپ کرسنت و اسکاچ کرسنت معروف است.

گذشته و وضع حاضر
اوج شکوفایی تاریخ معاصر مسجد سلیمان به غیر از نفت مربوط به دوران مشروطیت می‌باشد، در عصر مشروطه مردم مسج دسلیمان نیز مانند سایر روشنفکران و دلیران بختیاری فتوای روحانیت را لبیک گفتند و علیه استبداد صغیر قاجار به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتح ملی)قیام کردند و ظفرمندانه اصفهان و تهران را فتح نمودند، البته نقش مردم مسجد سلیمان در ملی شدن صنعت نفت و مقابله بااستعمار انگلیس درنفوذ به مناطق بختیاری، مبارزه با طاغوت و شرکت درهشت سال دفاع مقدس استوار همچون شیرهای سنگی مثال زدنی است، اما در حال حاضر از چاه‌های نفت این شهرستان روزانه نزدیک به 40,000 بشکه نفت استخراج می‌شود. با اینکه سد شهید عباسپور و سد مسجد سلیمان، (از جمله بزرگ‌ترین سدهای ایران) در جوار این شهر قرار دارند، مردم از نظر آب هنوز در مضیقه بوده و بصورت ساعتی (سه تا چهار ساعت در روز) از آب استفاده می‌کنند.

مردم بعضی مناطق مسجد سلیمان به جهت وجود میدان‌های گازی، گاه دچار مسمومیت‌های ناشی از استنشاق بوی گاز می‌شوند و در مواردی ساکنین شهر طی یک برنامه ضربتی مجبور به نقل و انتقال شده‌اند. نشت گاز و نفت در مناطقی از شهر گاهی حادثه ساز شده و باعث بروز انفجار در منازل مسکونی می‌شود.

شخصیتهای معروف
پروفسور امیدعلی کرمزاده استاد بین المللی ریاضیات و چهره ماندگار ایران 
صفر ایرانپاک بازیکن ستاره تیم ملی ایران و نیز تیم پرسپولیس در دو دهه 
مهران کریمی ناصری کسی که فیلمنامه فیلم ترمینال (فیلم) از زندگی واقعی او الهام گرفته شده است 
منصور رشیدی بازیکن سابق تیم ملی 
بهنام محمدی جوانترین شهید دفاع مقدس در ایران 
بهمن علاءالدین یا مسعود بختیاری شاعر و خواننده فولکلور 
توماج فریدونی کارآفرین، سخنران و مشاور حرفه‌ای موفقیت 
بهرام مشیری محقق تاریخ ، مذاهب و ادبیات ایران 
علیرضا اسیوند بازیگر سینما و تلویزیون

 

 

ملاثانی(خوزستان)

جمعیت :

14595

کد تلفن :

612

 

 

میانرود(خوزستان)

جمعیت :

9217

کد تلفن :

642

میانرود شهری است از شهرهای شهرستان دزفول در شمال استان خوزستان. این شهر در شهرستان دزفول قرار گرفته و در سال 1385، تعداد 9,217 نفر جمعیت داشته است . میانرود در فاصله کمی از رودخانه دز و در جنوب شهر دزفول و سمت خاوری شهر شوش قرار گرفته است.
این شهر از شهرهای جدید دزفول و خوزستان است. که اقتصاد آن وابسته به کشت نیشکر از سوی شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه است.
فرهنگسرای شهر میانرود دارای کتابخانه و نیز کلاس‌های آموزشی است

 

مینوشهر(خوزستان)

جمعیت :

1210

کد تلفن :

632

مینوشهر شهری کوچک است که در جزیره‌ای به نام جزیره مینو در نزدیکی دو شهر آبادان و خرمشهر و در مرز آبی با کشور عراق قرار گرفته است. در سالهای نزدیک، این نقطه به نام بخشداری جزیره مینو شناخته می‌‌شد و بخشی از شهرستان آبادان بود. ولی در سالهای بعد دارای شهرداری شد و به «مینوشهر» دگرنامی داد. مینوشهر جزیره کوچکی است و بیشتر کاربرد تفریحی برای مردم دو شهر آبادان و خرمشهر دارد.

 

ویس(خوزستان)

جمعیت :

14040

کد تلفن :

612

ویس شهری است در شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران.
در سال 1376 خورشیدی روستاهای ویس و مویلحه هواشم از توابع بخش باوی شهرستان اهواز در هم ادغام و به شهر تبدیل شده و به عنوان شهر ویس شناخته‌شدند.
زبان رایج آن فارسی (گویش شوشتری) و اندکی عربی است. یکی از علتهای نامگذاری این شهر را وجود قدمگاه "اویس قرنی" در این شهر می‌دانند که هم اکنون نیز قدمگاهی به نام وی در کنار رودخانه کارون در این شهر وجود دارد.

 

 

هفتکل(خوزستان)

جمعیت :

15261

کد تلفن :

692

 

هفتکل شهری است در استان خوزستان. در سال 1385، تعداد 15,261 نفر جمعیت داشته است. هفتکل از اولین شهرهای مدرن در استان خوزستان بوده است.

 

 

هندیجان(خوزستان)

جمعیت :

25202

کد تلفن :

652

هندیجان (هندیون ، هندیان ، هندیگان) یکی از شهرهای تاریخی ایران با قدمتی بیش از 3000 سال، در جنوب شرقی استان خوزستان و در 75 کیلومتری جنوب شرقی بندر ماهشهر در غرب شهرستان بهبهان و در شمال بندر دیلم قرار گرفته است. رودخانه‌ای موسوم به هندیجان یا زهره این شهر را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کند.

هندیجان بندری است که در 30.15 درجه عرض جغرافیایی و 49.43 درجه طول شرقی شهرستان اهواز قرار دارد و ارتفاع این شهر از سطح دریا به 5 متر می‌رسد. آبادیهای هندیجان در قرون اخیر بسیار بوده اند ولی به علت بیماری طاعون در سال 1247 هجری قمری شهر هندیجان رو به خرابی نهاد.

زبان این دیار فارسی با گویش محلی (گویش بندری) است که البته تشابهات بسیاری میان این گویش و گویش اقوام بختیاری وجود دارد.

تاریخچه
آثار بدست آمده در این منطقه نشان می‌دهد که در هزاره چهارم پیش از میلاد انسان متمدن در آن می زیسته است . تپه‌های تاریخی متعدد و نوشته‌های جغرافیدانان قرون اولیه اسلامی نظیر « ابودلف مهلل خزرجی » در مورد آثار تاریخی " هندیجان " که قدیمی ترین سند مکتوب در مورد آثار تاریخی " هندیجان " است شاهد دیگری بر رونق اقتصادی و زندگی اجتماعی سازمان یافته مردم این دیار در هزاره پیش از میلاد است . وجود لغات و اصطلاحات تاریخی که ریشه در زبان عیلامی دارد و آیین های نمادین حاکی از گذشته‌های پربار فرهنگی و غنی آن است .

در نزدیکی " هندیجان " آثار بندرتاریخی « " مهرویان یا مهروبان " » و شهر تاریخی « " ریواردشیر" » قرار داشته است که "مهرویان" از دوره عیلامی تا قرن چهارم هجری و احتمالا تا مدتها بعد نیز بندرتجاری مهمی بوده است که از طریق آن کالاهای سرزمین های دور و نزدیک و حتی کشور چین وارد منطقه می‌شد و نیز مشاهده شده است که در شهر " ریواردشیر" کشتی می ساختند. رونق و آبادانی "هندیجان" علیرغم جابجایی محل شهر به دلیل تغییر مسیر رودخانه پس از اسلام نیز ادامه یافت و این منطقه در قرون اولیه اسلامی بزرگانی چون علی بن مهزیار اهوازی را در دامان خود پرورش داده است .

وجه تسمیه هندیجان
این منطقه در گذشته نامهای مختلفی داشته که از آن جمله می‌توان به " هندیگان " و " هندوان " اشاره کرد. این واژه پس از ورود اسلام به " ایران " به " هندیجان " و " هندیان " تغییر شکل یافته است. از دیدگاه واژه شناسی تمام این کلمات از لفظ « هند » مشتق شده اند. با توجه به دیرینگی این سرزمین به نظر می‌رسد لغت " هند " ریشه در زبان سانسکریت دارد که به معنای آب است . این نظر را وجود رودخانه " هندیجان " که به زهره موسوم و معنای " ایزد آب " هست بیشتر تایید می‌کند. بنابراین با توجه به مستندات دیگری که در این زمینه وجود دارد می‌توان گفت " هندیجان " به معنای سرزمین " آب " است. هرچند وجود عده‌ای از مردم کشور هند در این منطقه به دلیل ارتباط تجاری از طریق خلیج فارس و یا مهاجرت گروهی که در برخی از منابع اشاره می‌شود غیرقابل انکار است. اما بعید به نظر می‌رسد که وجود آنها بر وجه تسمیه " هندیجان " تاثیری گذاشته باشد.

جغرافیای تاریخی هندیجان
آثار قدیمی تپه‌های باستانی پهکن در مدخل شهر هندیجان، تپه‌های مارضا در جنوب هندیجان، ویرانه‌های بندر قدیمی و تاریخی مهروبان در قریه امامزاده عبدالله، تپه باستانی صاحب الزمان، برجی، مردو و شاه ابوالقاسم در روستای دهملا، همچنین ویرانه‌های روستاهای هندیجان که قدمتی 3000 ساله دارند. آثار سد بند قریه بدرانی (لب دریا) و تل گرگ در نزدیکی رودخانه و دریا که پلی نیز در آن منطقه بوده است (بر روی رودخانه زهره)، همچنین آثاری از وجود شهر باستانی بین روستای بزی و کوت مهنا می‌باشد که مورخان آنرا شهر دیرجان نامیده اند. آثار موجود در امامزاده سید یبر در روستای آسیاب، آثار موجود بین بندر مهروبان تا تپه کدوک (روستای باستانی) در جنوب هندیجان، همچنین آثار و پی های خانه‌های موجود از بندر مهرویان (مهروبان) تا هندیجان که به صورت زنجیروار وجود داشته است.(در بین مردم این دیار داستانی رایج است که می‌گوید:"اگر بزغاله‌ای در مهروبان بر روی سقف خانه‌ها حرکت می‌کرده در هندیجان پایین می‌آمده است".)

از دیگر آثار می‌توان اشاره‌ای نمود به ستونهای آجری که در اطراف هندیجان نشان دهنده حصاری بوده اند به دور شهر، یکی از این ستونها پایین تر از روستای چم رحمان در کناره رودخانه مشخص است. این ستون نیمی از آن در آب است و نیمی تا سال 1369 در خاک بود، که بر اثر ریزش کناره رودخانه مشخص شده است. قطر آن در حدود 5،4 متر است. همچنین به نظر می‌رسد که حصاری به شکل نیمی در هندیجان جنوبی و نیمی در هندیجان شمالی و بر دو دروازه در دو سمت رودخانه وجود داشته و نیز پلی مابین آن وجود داشته است. همچنین در سال 1369 در کناره رودخانه هندیجان بالاتر از امامزاده عباس علی سکه‌هایی یافت شد که در حال حاضر در میراث فرهنگی خوزستان وجود دارد. این سکه‌ها که بر روی آنها نوشته شده است آل بویه، نشان دهنده حکمفرمایی فرزندان آل بویه بر این نواحی است. البته اینکه حسن (رکن الدوله) بر فارس حکومت می‌کرده و هندیجان در آن زمان جزو پارس بوده است خود دلیل مستحکمی بر حکمفرمایی فرزندان آل بویه بر این منطقه است. از دیگر آثار باستانی موجود در این منطقه می‌توان به سنگهای نقوش داری اشاره نمود که در بدرانی در اعماق آب و کناره‌های رودخانه دیده می‌شود. قبرستانها نیز که برای باستانشناسان از اهمیت خاصی برخوردارند به 6 قبرستان می‌رسند که هر کدام مربوط به دوره‌ای از تاریخ است. در خصوص قبرهای این قبرستانها آنچه به چشم می‌خورد تفکیکی بودن قبرهاست بدین صورت که جای مردان، زنان و کودکان مشخص است. قدیمی ترین قبرستان روبروی مدرسه شوکت (عندلیب) بوده است که با پیشرفت رودخانه به طرف شمال نیمی از آن را آب برده و نیمی دیگر احتمالاً تا سالهای آینده از بین خواهد رفت.

مردم و اشتغال
ازنظر اقتصادی رودخانه " هندیجان " نقش تعیین کننده‌ای در زندگی مردم داشته و این تاثیر گذاری به میزانی بوده که قلمرو جغرافیایی و منطقه را نیز با نام رودخانه مشخص می‌کردند . رودخانه " هندیجان " که قسمتی از آن از سرچشمه(رشته کوههای زاگرس در استان کهگلویه و بویراحمد) تا " خلیج فارس" طی می‌شود و هشتمین رودخانه کشور است که 490 کیلومتر طول دارد. این آبراه به عنوان یکی از مسیرهای تجارت خارجی از گذشته‌های دور مورد استفاده بوده است و هم اکنون نیز علیرغم کم شدن آب آن در فصول تابستان شناورهای با ظرفیت بیش از صد تن قادر به رفت و آمد در ان هستند . ضمن آنکه حاشیه رودخانه از دو قسمت شمالی و جنوب تا نزدیکی دریا قابل کشت است و با استفاده از آب این رودخانه انواع محصولات کشاورزی از جمله گندم، جو، دانه‌های روغنی، حبوبات و انواع صیفی جات کشت می‌شود.

بخشی از این محصولات به علاوه صنایع دستی که اکثرا از برگ درخت خرما تهیه می‌شود در گذشته به کشورهای " خلیج فارس " صادر می‌گردید . صنعت شیلات از کهن ترین صنایع در هندیجان بوده و می‌باشد که قدمت آن به سالها پیش می‌رسد . منطقه بحرکان که جنوب هندیجان قرار دارد نیز از مناطق مهم گردشگری و صید میگوی صورتی و انواع دیگر میگوهای مرغوب منطقه خلیج فارس به شمار می‌رود که در حوزه صیادی هندیجان واقع است . سالن عمل آوری و کارگاه انجماد و بسته بندی میگوی صادراتی و قایق های مجهز صیادان در این منطقه بیش از نیم قرن است که به صید و عمل آوری و بسته بندی و صادرات میگو اشتغال دارند و تعداد زیادی از اهالی در این راستا به کار مشغولند. ماهی های خوراکی و میگو در صید گاه‌های هندیجان به صورت فراوان صید می‌شوند که از مهم ترین آنها می‌توان به ماهی قباد ، راشگو ، حلوای سفید ( زبیدی )، شوریده، حلوا سیاه، شهری، شانک، هاوور، کوشک، سرخو، میش ماهی، هامور، سنگسر، سبیتی و دختر ناخدا اشاره کرد .

نفت
هندیجان تحت عملیات حفاری جهت کشف نفت قرار گرفت و سال 1967 میلادی وجود نفت در این منطقه ثابت شد . مقدار تولید نفت خام در سال 1973 از پنج حلقه چاه ، هشت میلیون و 335 هزار بشکه در 1974 از هشت حلقه چاه به طور متوسط روزانه 22 هزار بشکه و در سال 1975 از پنج حلقه چاه به طور متوسط روزانه چهارده هزار بشکه و از ابتدا تا پایان سال مذکور چهل و دو میلیون بشکه نفت خام با درجه سبکی 28 استخراج شده است . در سال 1965 میلادی در رگ سفید که از روستاهای هندیجان است دو حلقه چاه توسعه‌ای حفر شد و در سال 1966 تولید نفت خام آن 1/4 میلیون بشکه بوده در سال 1367 شمسی بر حسب بشکه 7/9 میلیون و در سال1968 نفت تولیدی 10/7 میلیون بشکه و در سال 1969 مقدار تولیدی نفت از سه حلقه چاه 8/5 میلیون بشکه و در سال 1970 به چهارده میلیون بشکه رسیده است.سال 1971 از دو حلقه چاه 13/2 میلیون بشکه و در سال 1972 از نه حلقه چاه بیست و یک میلیون بشکه و در سال 1973 از چهارده حلقه 72 میلیون و 352 هزار بشکه در سال 1974 و در سال 1975 از چهارده حلقه چاه به طور متوسط روزانه 214 هزار بشکه ، در سال 1976 از 21 حلقه چاه به طور متوسط روزانه 222 هزار بشکه و از ابتدا تا پایان سال 1976 نفت خام استخراج شده 414 میلیون بشکه با درجه سبکی 29 بوده است . در خلیج بحرکان هندیجان در چند ساله‌ای اخیر با حفر چاه‌های زیر دریایی نفت فراوانی کشف شده است که با ساختن اسکله‌های متعدد و تأسیسات لازم کشتی های نفت کش به آسانی پهلو می‌گیرند و بارگیری می‌کنند و نفت آنها را به خارج صادر می‌کنند و گویا این نفت از قابلیت بسیار خوبی برخودار می‌باشد .

 

 

هویزه(خوزستان)

جمعیت :

14589

کد تلفن :

612

 هویزه شهری است در استان خوزستان. هویزه یکی از شهرها و بخش‌های شهرستان دشت آزادگان در غرب این استان است که بخاطر جنگ ایران و عراق شهرت دارد. این شهر با یورش نیروهای عراقی تصرف شد و بطور صد در صد تخریب گردید. تنها آثار باقی‌ مانده‌ از شهر، قدم‌گاه‌ حضرت‌ عباس‌ و خرابه‌های‌ چند ساختمان‌ است‌.

 



تاريخ : دوشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٤ | ٧:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.