مهردشت(یزد)

 جمعیت :

  • 7207
  • کد تلفن :
    352

 مِهردَشت یکی از شهرهای استان یزد ایران است. این شهر در بخش بهمن شهرستان ابرکوه واقع شده است.شهر مهردشت از تجمیع سه روستای مهرآباد، اِردی و نصرت‌آباد تشکیل شده است. هر کدام از این هسته‌ها خود از محلات مختلف تشکیل شده است. شهر مهردشت در نزدیکی کویر ابرکوه قرار گرفته است.
محله‌ها
اردی:
دروازه ، دوازده امام ، رحمت آباد ، قلعه بی بی . شهرک
مهرآباد:
درب قلعه ، ناد علیا ، باغ دشتی ، باغ رضی ، صدرآباد ، محله بالا ، حاجی آباد ، حسینیه ، دَم امام زاده ، محله پایین ، شیخ حسینی و حاج فصی
نصرت‌آباد:
درب قلعه ، قلعه نو و پشت قلعه

مهریز(یزد)

مهریز یکی از شهرهای استان یزد در ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان مهریز واقع است.این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیتی برابر با ۲۶٬۳۶۴ نفر بوده‌است.
وجه تسمیه
مهریز از نام مهرنگار دختران انوشیروان گرفته شده‌است.
سوغات
انار
پسته
قالی
دانشمندان
سید رضا حسینی نسب، ۱۳۳۹ شمسی،

ملا محمد حسین مهریزی، قرن سیزدهم هجری

میبد(یزد)

  • جمعیت :
    58872
  • کد تلفن :
    352

پیشینه
این شهر دارای پیشینه‌ای چندین هزار ساله است. این شهر دومین مرکز شهری و تجاری استان یزد محسوب می‌شود و به واسطه بافت تاریخی ارزشمند خود تمام شهر در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده. لازم به ذکر است شهرک جهان آباد نیز از عمده ترین مراکز صنعتی این شهر می‌باشدواین شهرستان با تولید نیمی از کاشی وسرامیک کشور قطب این محصول محسوب می‌شود. میبد یکی ازکانون‌های اولیه یکجانشینی درایران است که درواحه پهناوریزد واقع شده‌است. روزگاری درکناردریای ساوه قرار داشته‌است که از ساوه تا حاجی آباد نمک کشیده شده بود و ساکنان آن ازطریق این دریاچه رفت و آمد می‌کردند.(تاریخ یزد، جعفری) با توجه به پیداشدن سکه ضرب میبد دردوره ساسانی مشخص می‌شود که میبد دراواخردوره ساسانی شهری معتبر و با اهمیت بوده‌است زیرا ازیکصدو یازده شهری که در ایران قبل از اسلام شناسایی شده ازتعداد معدودی ازآنها شرایط ضرب سکه و یا اجازه آن را داشته‌اند.(شهرهای ایران، پیکولوسکایا) دلایل متعددی را می‌توان نام برد که میبد و به ویژه نارین قلعه آن بیش ازمناطق دیگریزد، مسکون شده و اولین نقطه یکجانشینی دراین ناحیه بوده‌است. جعفری، اولین مورخ یزدی قرن هشتم درمورد بنای نارین قلعه حکایت اسطوره‌ای و افسانه‌ای عنوان می‌نمایند که نشانگر آن است که حتی درآن زمان هم عامه و خاص ازدیرینه بودن این مکان مطلع بوده‌اند. وی می‌گوید که سلیمان نبی نارین قلعه را برای اختفای دفینه وگنج خود ایجاد نمود.نقش نگاره‌ای که اخیراً درهمین مکان برروی تکه سفال پیدا شده‌است نشانگرواقعیت‌های بسیاری است. نقش نیمه انسان – نیمه حیوان حک شده براین سفال مربوط به نوع اعتقادات مذهبی مردم این ناحیه بوده که شبیه همان نقش نگارهایی است که درتمدن هزاره سوم پیش ازمیلاد عیلامی‌ها می‌باشد.(تاریخ عیلام، شیرین بیانی) نارین قلعه میبد درقرون اولیه اسلامی هم ازعظمت و اهمیت زیادی برخورداربوده ازقلاع غیرقابل نفوذ برای دشمنان بوده‌است.
در مورد نام میبد سه نظر وجود دارد: ۱- در روزگارانی که میبد شهری بندری و مهم و دارای تاکستانهای بسیار وسیعی بوده‌است انگور این تاکستان‏ها به جاهای دیگر صادر می‏شده و لذا آن را صاحب می‌(می‌+ بد) نامیده‏اند. ۲-می بد همان تغییر یافته «موبد» در دین زرتشت می‏باشد. ۳-یزدگرد سوم دارای سه سردار نامدار به نامهای میبدار، بیدار و عقدار بوده که هر کدام به آبادانی میبد، بیده و عقدا کوشیده ‏اند. درتاریخ محلی یزد شهرساسانی میبد به عهد چند تن ازشاهان این خاندان ازجمله یزدگرد، قباد و انوشیروان نسبت داده‌اند و به نام یکی ازسرداران و یا فرزندان شاه می‌خوانند از جمله آنکه یکی ازسرهنگ‌های یزدگرد را بانی شهردانسته‌اند اما احمد کاتب روایتی دارد که بنای مدینه میبد به عهد پادشاهی قباد نسبت داده‌است. بنای مدینه میبد به واسطه شاه موبد شد و چون شاه موبد مدینه میبد تمام کرد او را «موبدگرد» نام نهاد و به مرور ایام (گرد) را محذوف کردند و موبد را میبد گفتند. به طورکلی نام میبد (میبذ) به نوبه خود مهرو نشانی ازدوره ساسانی است، به روایتی دیگر به دلیل مساعد بودن آب و هوای این شهر یکی از سرهنگان یزدگرد همان مهبود ازسپهبدان نامدار عهد قباد و انوشیروان در این شهرسکنی گزیده و نام این شهر درگذر زمان بعد از دگرگونی میبد تغییریافته‌است.البته دیدگاه دیگری بر این باور است که این سرهنگ لقب میبدار را به واسطه فرماندهی این ناحیه بدست اورده‌است نه اینکه میبد بواسطه این سرهنگ. متاسفانه بعلت ندانم کاریها و کوته بینی‌های مقامات شهری، بالاخص شهرداری، عدم درک ارزش آثار باستانی و سلطه نوعی تفکر وهابی گری که در مقابل اماکن مذهبی بقیه آثار قدیمی را بر نمی‌تابد بافت تاریخی شهر که یادگار ایران باستان بوده بطرز فاجعه باری صدمات فراوانی دیده‌است که غیر قابل جبران می‌باشد. سیاستهای ابلهانه تعریض کوچه‌ها، تخریب قلعه و استفاده از زمین آن برای بنیاد مدرسه، احداث خیابان در مرکز محلات، ثبت آثار تاریخی بعنوان املاک فردی و آنگاه تخریب آنها توسط جمعی فرصت طلب و سودپرست و عدم ممانعت از آن توسط ادارات و مقامات فاسد محلی میبد را اکنون بصورت ده-شهری در آورده‌است که اکثر یادگارهای تاریخی آن قربانی شده‌اند.

میبد و صنعت

اساس اقتصاد شهر میبد بر صنعت استوار است. مهمترین صنایع میبد عبارتند از سفالگری، کاشی و سرامیک و ذوب آهن. کارخانه ‏های متعدد کاشی و سرامیک سازی، میبد را به قطب صنعت کاشی و سرامیک ایران تبدیل کرده‌است. هم اکنون بیش از یک چهارم کاشی ایران در میبد تولید می‏شود. سفالگری پیشه دیرینه مردمان این دیار بوده‌است و امروزه نیز سفال میبد به سرتاسر دنیا صادر می‏شود. به طور کلی رونق صنعت سفالگری و کاشی و سرامیک در میبد را باید در چهارچوب پیوند صنعت و سنت ارزیابی کرد. بزرگترین مرکز پرورش بلدرچین کشور که رتبه دوم خاورمیانه را نیز دارا می‌باشد در شهرستان میبد واقع است.

آموزش عالی
میبدیان تقریبا هر ساله از نظر ضریب پذیرش در کنکور سراسری دانشگاه‏ها رتبه اول کشور را احراز کرده‏اند. آمار، رقم پذیرش ۵/۱۶ درصد را به ما نشان می‌دهد. میبد دارای چندین واحد آموزش عالی می‌باشد که نزدیک به ۹۰۰۰ دانشجو در آنها مشغول به تحصیل می‏باشند.

جغرافیا و اقلیم شهرستان میبد
مخوف‌ترین کویرهای جهان در داخل لگن بزرگ و بسته فلات ایران واقع شده‌اند، که دشت رسوبی و پر دامنه یزد، یکی از حوضه‌های شاخص جغرافیایی آن است. گستره این دشت از دامنه‌های شیرکوه در جنوب آغاز می‌شود و با شیب ملایمی تا کویر سیاه‌کوه در شمال، در مسافتی بیش از یکصد کیلومتر ادامه می‌یابد. شهر میبد در بخش میانی این دشت واقع است. به طور کلی رشته کوههایی که دور تا دور فلات مرکزی را در برگرفته‌است سبب شده که دامنه‌های خارجی فلات، از رطوبت بیشتری برخوردار بوده و دامنه‌های داخلی آن خشک باشد. بنابراین کمبود نزولات جوی و آفتاب داغ آسمان صاف ایران، زندگی تب‌آلودی را در حاشیه کویر به وجود آورده‌است. میبد در ۵۴ درجه و ۲ دقیقه و ۱۰ ثانیه طول جغرافیایی و ۳۲ درجه و ۱۴ دقیقه و ۴ ثانیه عرض جغرافیایی واقع بوده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۲۳۴ متر می‌باشد. شهر میبد در شمال غرب شهر یزد، کنار جاده تهران - بندرعباس و راه‌آهن تهران - کرمان و در حاشیه کویر مرکزی ایران قرار دارد. اراضی خاوری آن دشت و هموار است و از سوی غرب به کوهپایه و ارتفاعات جنوبی عقدا منتهی می‌گردد. شهرهای یزد، صدوق و اردکان به ترتیب همسایگان جنوب شرق، جنوب و شمال این شهرستان هستند. مساحت کل شهر میبد بر اساس طرح هادی، ۵/۱۹ کیلومتر مربع (۱۹۵۲هکتار) می‌باشد که از این اراضی بخش‌های کشاورزی و باغات ۲۸۲ هکتار، اراضی مسکونی ۲۶۲ هکتار، موات و بایر ۴۵۲ هکتار است. بررسی میبد و نحوه استقرار آن نشان می‌دهد که توپوگرافی، آبهای تحت‌الارضی و استخراج آب (قنات) در شکل‌گیری شهر نقش مهمی داشته‌است. میبد در کنار مسیل رودخانه‌های قدیمی و در جوار راه قدیمی ری – کرمان به صورت مجتمع‌های زیستی اولیه شکل گرفته‌است. این شهر بر روی شیب طبیعی که از جنوب به شمال بوده قرار دارد. این شیب به صورتی است که روستای رکن‌آباد در جنوب شهر حدود ۲۰ متر بلندتر از روستای عشرت‌آباد در شمال شهر است.

وضعیت اجتماعی شهرستان میبد
این شهرستان به لحاظ تراکم نسبی جمعیت، بعد از یزد قرار دارد. در حال حاضر جمعیت این شهرستان بالغ بر ۶۲۲۸۶ هزار نفر است. شهرستان میبد بر پایه تقسیمات کشوری که توسط دفتر تقسیمات کشوری وزارت کشور انجام گرفته شامل یک بخش مرکزی شهر میبد و دو دهستان: بفروئیه و شهیدیه و ۹۷ آبادی است. کشاورزی میبد رونق دارد و از دیرباز کشاورزی از کارهای مهم آن بوده‌است و هنوز بخش بزرگی از زمین‌های پیرامون شهر در محله‌ها به کشت یا به باغ انار اختصاص دارند. در زمین‌های خارج از محدودهٔ شهری نیز کشت گندم، صیفی، یونجه، پسته، پنبه و دیگر فرآورده‌های کشاورزی رواج دارد. در گذشته کشت‌زارهای پنبه در این ناحیه زیاد بوده‌است، ولی امروزه به دلیل کمی درآمد اقتصادی آن و کم شدن آب میبد جای خود را به باغ‌های انار و... داده‌است. مهمترین نقاط دامپروری میبد، آبادی‌های کوهپایه‌ای باختر و روستای حسن آباد است. همچنین شماری مرغداری نیز در میبد وجو دارد که علاوه بر تأمین نیاز ناحیه به دیگر نقاط نیز مرغ صادر می‌شود. صنایع دستی مردم این دیار زیلوبافی، سرامیک‌سازی، سفال‌سازی، کرباس‌بافی، فرش‌بافی و موتابی است که از گذشته دور در این ناحیه رواج داشته‌است. همه ساله زیلوهای بافت میبد و فرآورده‌های سرامیک‌سازی آن به دیگر شهرهای استان یزد و سایر نقاط ایران صادر می‌شود. دانشگاه آزاد میبد با بیش از ۴۰۰۰ دانشجو در رشته‌های کارشناسی سرامیک، عمران، حقوق، مترجمی زبان انگلیسی، زراعت، مرتع و آبخیز داری، کامپیوتر و... فعالیت دارد. میبد یکی ازکانون‌های اولیه یکجانشینی درایران است که درواحه پهناوریزد واقع شده‌است.روزگاری درکناردریای ساوه قرار داشته‌است که از ساوه تا حاجی آباد نمک کشیده شده بود و ساکنان آن ازطریق این دریاچه رفت و آمد می‌کردند.(تاریخ یزد، جعفری) با توجه به پیداشدن سکه ضرب میبد دردوره ساسانی مشخص می‌شود که میبد دراواخردوره ساسانی شهری معتبر و با اهمیت بوده‌است زیرا ازیکصدو یازده شهری که در ایران قبل از اسلام شناسایی شده ازتعداد معدودی ازآنها شرایط ضرب سکه و یا اجازه آن را داشته‌اند. دلایل متعددی را می‌توان نام برد که میبد و به ویژه نارین قلعه آن بیش ازمناطق دیگریزد، مسکون شده و اولین نقطه یکجانشینی دراین ناحیه بوده‌است. جعفری، اولین مورخ یزدی قرن هشتم درمورد بنای نارین قلعه حکایت اسطوره‌ای و افسانه‌ای عنوان می‌نمایند که نشانگر آن است که حتی درآن زمان هم عامه و خاص ازدیرینه بودن این مکان مطلع بوده‌اند. وی می‌گوید که سلیمان نبی نارین قلعه را برای اختفای دفینه وگنج خود ایجاد نمود.نقش نگاره‌ای که اخیراً درهمین مکان برروی تکه سفال پیدا شده‌است نشانگرواقعیت‌های بسیاری است. نقش نیمه انسان – نیمه حیوان حک شده براین سفال مربوط به نوع اعتقادات مذهبی مردم این ناحیه بوده که شبیه همان نقش نگارهایی است که درتمدن هزاره سوم پیش ازمیلاد عیلامی‌ها می‌باشد.(تاریخ عیلام، شیرین بیانی) نارین قلعه میبد درقرون اولیه اسلامی هم ازعظمت و اهمیت زیادی برخورداربوده ازقلاع غیرقابل نفوذ برای دشمنان بوده‌است. شخصیت‌های میبد: اندیشمندان، ادیبان، سیاست‌مداران و روحانیون بزرگی از این شهر برخاسته‌اند. ازجمله:ابوالفضل رشیدالدین میبدی صاحب تفسیر ارزشمند «کشف الاسرار» در قرن ششم هجری، قاضی میرحسین میبدی، خطیرالملک وزیر دربار سلجوقیان، آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری میبدی بنیانگذار حوزه علمیه قم و استاد امام خمینی، دکتر آیت الله مرتضی حایری و آیت الله مهدی حایری(فرزندان حاج شیخ عبدالکریم)، ایت الله حاج شیخ علی حایری بارجینی، حسین مکی، سرلشکر دکتر فیروزابادی وامامی میبدی... را می‌توان نام برد. متاسفانه بعلت ندانم کاریها و کوته بینی‌های مقامات شهری، بالاخص شهرداری، عدم درک ارزش آثار باستانی و سلطه نوعی تفکر وهابی گری که در مقابل اماکن مذهبی بقیه آثار قدیمی را بر نمی‌تابد بافت تاریخی شهر که یادگار ایران باستان بوده بطرز فاجعه باری صدمات فراوانی دیده‌است که غیر قابل جبران می‌باشد. سیاستهای ابلهانه تعریض کوچه‌ها، تخریب قلعه و استفاده از زمین آن برای بنیاد مدرسه، احداث خیابان در مرکز محلات، ثبت آثار تاریخی بعنوان املاک فردی و آنگاه تخریب آنها توسط جمعی فرصت طلب و سودپرست و عدم ممانعت از آن توسط ادارات و مقامات فاسد محلی میبد را اکنون بصورت ده-شهری در آورده‌است که اکثر یادگارهای تاریخی آن قربانی شده‌اند.

سوابق و پیشینه تاریخی میبد
بر اساس شواهد موجود و یافته‌های بررسی‌ها، بنیاد اولیه شهر میبد متعلق به ادوار کهن تاریخ ایران است. بر اساس یک افسانه، میبد در روزگار «کیومرث» بنیانگذاری شد و نخستین ساکنان این سرزمین یعنی اهالی فیروزآباد، مهرجرد، بیده، میبد و بارجین در دهانه رودخانه‌های قدیمی میبد یا به فاصله‌ای نزدیک از مصب آن‌ها استقرار یافته و از راه آب و دریا به این سرزمین پا گذاشتند. به دلیل آنکه‌ امکان تأمین نیازهای اولیه از جویبارهای دائمی یا فصلی بستر این رودخانه میسر بود. ولی پس از تغییرات اقلیمی و کاهش آب‌های سطحی منطقه، اهالی آن به فنون‌ آب‌یابی و کاریزکنی دست یافتند. «میبد» یکی از نمونه‌های نادر شهرهای باستانی ایران به شمار می‌رود، هرچند که بافت سنتی آن گزندهای فراوان دیده‌است، امّا هنوز بسیاری از پدیده‌ها و عناصر شهری قدیم، مانند راه‌های باستانی، بناها و تشکیلات وابسته به آن، کهن‌دژ، شارستان، بیرونه‌ها و آثار گسترش شهری و بازمانده بناهای کهن را می‌توان در آن تشخیص داد. کهن‌ترین سند هویت تاریخی و آغاز شهرسازی در سرزمین یزد، «نارین قلعه» میبد است. این کهن دژ همچون پیری خسته و خاموش سرگذشت سالیان درازِ رنج و آسایش مردمان این دیار را به یاد دارد. گسترش شهر بر اساس طرح و نقشه سنجیده‌ای صورت گرفت که در آن زمان برای پی‌ریزی یا توسعه شهرها به کار می‌بردند و در همه جای ایران کم و بیش همانند بود. نقشه منظم شهرهای ساسانی بیشتر بصورت شبکه مستطیل مانند با محورهای اصلی متقاطع و فرم چلیپایی بودند که خندق و حصاری محکم آن را فرا می‌گرفت. ابتدا و انتهای محورهای اصلی (شاهراه‌ها - شاهکوچه‌ها) به چهار دروازه می‌رسید. در این دوره، بر اساس یک باور ایرانی بر آن بودند که جهان چهار بخش دارد و شهرها را باید طوری بسازند که درهای آن به چهارسوی جهان گشوده باشد. این چهار سو را «چهارکوستیک» می‌خوانند. طرح گسترش شهر میبد در زمان ساسانیان دارای همین ویژگی‌هاست، تقریباً تمامی شالوده دیوارهای گرداگرد شهر و بخش قابل توجهی از خندق‌ها و دروازه‌های چهارگانه آن هنوز باقی است و با گذشت قرن‌ها و تغییرات گوناگون که غالباً تدریجی و گهگاه سریع و توسط فرمانروایان صورت گرفته‌است، شبکه اساسی شهر در محدوده «شارستان» هنوز آشکارا قابل شناسایی است. سکه‌های به جای مانده از دوران پوراندخت ساسانی که در این شهرستان ضرب می‌شد، از جمله اسناد تاریخی است که اهمیت سیاسی و مدنیت شهرستان میبد را در دوران ساسانی نشان می‌دهد.

میبد در کتب:
احمد بن‌حسین بن علی کاتب در کتاب تاریخ جدید یزد می‌نویسد سه سرهنگ یزدگرد به نامهای بیدار و عقدار و میبدار، در سه منطقه سه دیه به نامهای بیده و عقدا و میبد ساختند. سید عبدالعظیم پویا در کتاب سیمای باستانی شهر میبد می‌گوید نام میبد نیز خود مهر و نشان ساسانی دارد تا آنجا که می‌دانیم نام میبد (میبذ) که از واژه‌های فارسی میانه‌است در دوره ساسانی به این شهر اطلاق گردیده‌است. ابن اثیر مورخ قرن ۶ در گزارش جنگهای داخلی آل‌سلجوق آورده‌است. هنگام محاصره اصفهان توسط برکیارق، خطیر الملک میبدی وزیر سلطان محمد بن ملکشاه از دروازه‌ای که به او سپرده شده بود اصفهان را ترک و به زادگاه خود، میبد رفت. در زیر به شرح آثار و ابنیه میبد که مراد از آن آبادی وسطی این بخش است که به طور مطلق میبد گفته می‌شود و در دو طرف خیابان اصلی قرار دارد، می‌پردازیم:

نارنج قلعه (نارین قلعه)
مهمترین بنای میبد، قلعه تاریخی و قدیمی آن است که ذکر آن در کتب قدیم بدین شرح مذکور افتاده‌است: روایتی که در تاریخ جدید یزد در باب قلعه میبد آمده بدین شرح است: «اما قلعه در زمان سلیمان پیغمبر علیه السلام ساختند و آن چنان بود که در زمان سلیمان علیه السام، فارس تختگاه سلیمان بود.... چنانکه مشهور و مذکور است سلیمان بفرمود که دیوان، در کوهی که قابل قلاع باشد به جهت حفظ خزینه، قلعه بسازند.... دال دیو بدین کوه رسید..... خبر به سلیمان رسید. فرمود که بر این پشته، از گل و سنگ، قلعه حصین دال دیو بسازد. دال دیو به فرمان سلیمان، قلعه میبد بساخت... و چون سلیمان وفات کرد بوم لرزی پیدا شد... و اکنون که حصار او کنده‌اند همچنان سخت ترین قلاع است و او را قلعه دالان خوانند....» مطالب تاریخ جدید یزد که در تاریخ یزد و جامع مفیدی هم با تفاوت‌های مختصر دیده می‌شود، حکایت از قدمت قلعه دارد.مشاهده قلعه و مخصوصاً خشت‌های قطور و بزرگ آن خود نیز موید کهنگی آن است. امروزه در محل، قلعه موجود را با نسبت «دالان» نمی‌خوانند و نامی است که متروک شده‌است. این تسمیه قدیم باید ماخوذ از «دال» باشد که نام مرغان بزرگ شکاری از نوع عقاب است. نظیر این اسم به شکل «دالدون» بر کوهی در نزدیک میمند شهر بابک اطلاق می‌شود. اهمیت قلعه میبد مربوط به عهد سلاطین آل مظفر است که در عمران و آبادی میبد کوشا بودند و قلعه آنجا پناهگاه محلی آنان بود و بنابر قول مولف تاریخ جدید یزد، محمد بن مظفر در سال ۷۳۷ «خزینه‌ای که در یزد بود تصرف کرد و لشکر را مرسوم داد و قلعه دالان میبد را عمارت کرد و خندق دور کرد.» بقایای کنونی قلعه میبد، با وجود خرابی‌هایی که به مرور ایام بر آن روی آورده دیدنی است و متاسفانه در این سال‌ها به سبب ایجاد خیابان، قسمتی از آن خراب و تسطیح شده‌است. قسمت‌های مختلف قلعه بر سطح تپه‌ای در چهار طبقه قرار دارد و هر طبقه بر طبقه دیگر اشراف دارد. بنای ارگ آن در مرتفع ترین نقطه تپه واقع شده‌است و یک طبقه هم در قسمت زیر قرار که اطاقک‌های کنده شده در دل خاک است از نوع بوکن یا بوکنه. اطراف قلعه، خندق عظیمی بوده که بعضی قسمت‌های آن به باغ تبدیل شده‌است.

کاروانسرا
به رباط‌های بزرگ و جامع کاروانسرا می‌گویند چه در شهر و چه در بیرون از آن باشد. کاروانسرا علاوه بر اتاق و ایوان دارای باربند و طویله و انبار است و اغلب ورودی آنرا بازار کوچکی به نام علافخانه تشکیل می‌دهد و بر روی سر در آن چند اتاق پاکیزه قرار دارد که به کاروانسالار اختصاص دارد.

انواع کاروانسراها از لحاظ کاربری خاص

کاروانسراهای شاهی
هزینه بنای این کاروانسراها از موجودی خزانه کشور تامین می‌گشته. این نوع ابنیه باعث آبادی کشور و فزونی اعتبار خزانه شاهی می‌گردید.

کاروانسراهای خصوصی
به وسیله اشخاص یا اوقاف برای استفاده‌های خصوصی برپا شده‌است مانند مسافرخانه‌ها
کاروانسراهای خیریه
این دسته علاوه بر کاروانسرا شامل آب انبار و پناهگاه‌هایی نیز هست که به وسیله اشخاص خیر بنا شده‌است.
کاروانسراهای شهری
اتاق‌های این کاروانسرا به مبلغ دو درصد فروشی که در آنجا انجام می‌گیرد، اجاره داده می‌شد. برای کاروانسراهاعلاوه بر مقررات بالا عواید گمرکی و عوارض دیگری مانند عوارض راهداری هنگام عبور از پل‌ها یا گداره‌های رودخانه یا چشمه را باید اضافه نمود.
انواع کاروانسراها از لحاظ محل احداث
کاروانسراهای کوهستانی
این بناها معمولا شامل اتاق‌های کوچکی هستند که به آسانی گرم می‌شوند و در شب‌های سرد زمستان پناهگاه خوبی به شمار می‌آیند. بندرت در کنار این نوع پناهگاه‌ها حیاط کوچکی قرار دارد و تقریبا تمام این پناهگاه‌های کوهستانی با سنگ‌هایی که در همان جا قرار داشت، ساخته شده‌اند.
کاروانسرا در دشت
این کاروانسراها از یک سو محل اقامت موقت و استراحتی برای مسافران و کاروانیان بودند و از سوی دیگر در بسیاری از موارد مکان‌های بسیار مناسبی برای دفاع در برابر راهزنان به شمار می‌رفتند. در زیر به یک نمونه از معروفترین کاروانسراها که در میبد واقع است، اشاره می‌کنیم:
سامانه کاروانی میبد
سامانه کاروانی میبد، یک مجموعه معماری کهن است که کارکرد اصلی آن تأمین رفاه کاروانیان، خدمات سفر و گردشگری، راهداری و نیز انجام مبادلات پستی و ارتباطی قدیم بوده‌است. این مجموعه در مسیر شاهراه باستانی «ری – کرمان، در پشت دروازه غربی شارستان قدیم میبد شکل گرفته و از دوره‌های دور تاریخی تا پنجاه سال پیش، کارکرد پررونقی داشته‌است. رباط میبد، در واقع یک ایستگاه بزرگ کاروانی در مسیر این معبر شرقی – غربی ایران بوده‌است که از شرق به سوی یزد ـ کرمان و سیستان تا ماوراء النهر و از سوی غرب به عقدا، نائین و اصفهان، کاشان و ری تا بین النهرین می‌رسیده‌است. با توجه به موقعیت دوایالت مهم باستانی ایران یعنی (ری و کرمان) در این مسیر، آن را شاهراه ری – کرمان خوانده‌اند. این راه علاوه بر اینکه معبر دیرین نظامی و بازرگانی منطقه بوده‌است، پس از اسلام، مسیر عمدهٔ رفت و آمدهای زیارتی مکه و حجاز و نیز عتبات کربلا و نجف گردید ؛ چنانکه تا همین اواخر، به نام «راه کربلا» خوانده می‌شد و راهی پررفت و آمد بود با توجه به نیاز حیاتی کاروانیان به «آب» وجود سرچشمه کاریز کهن «کثنوا» را می‌توان عامل اصلی بنیاد این مجموعه دراین نقطه از شهر به حساب آورد. در این ایستگاه کاروانی، طی سده‌ها و سالیان گذشته، بر پایه واقعیت‌ها و نیازها، عناصر متعددی با کارکردهای ویژه پدید آمده که هر یک به نوعی در پایداری این سامانه مؤثر بوده‌اند و عبارتند از: ۱-سرچشمه و بخشگاه قنات ۲-برج و بارو ودروازه شارستان ۳-کاروانسرا (رباط) ۴-آب انبار ۵-چاپارخانه ۶-یخچال خشتی ۷-گورستان
سرچشمه و بخشگاه آب قنات
برای کاروانیانی که از پهنه بیابان می‌رسیدند، آب نخستین و مهمترین نیاز بوده‌است وسامان دهندگان راهها ناگزیر بوده‌اند به هر طریق ممکن، آب مورد نیاز منزلهای کاروانی را تأمین کنند و یا ایستگاهها را در آبگاههای پایدار بنا سازند. با این حساب، وجود سرچشمه کاریز خوش آب «کثنوا» عنصر اصلی و اولیه شکل گیری این سامانه کاروانی در این نقطه بوده‌است.
برج و بارو و دروازه شارستان
بخشی از برج و بارو و خندقها و نیز دروازه غربی شارستان قدیم میبد، درست در ضلع شرقی ستگاه کاروانی و چسبیده به‌آن، دیده می‌شود. این همسایگی بسیار نزدیک با شهر و امکان برخورداریهای گوناگون از آن در دنیای پر بیم و هراس قدیم، موقعیتی بسیار ویژه برای این ایستگاه به شمار می‌آمده‌است ؛ بنا بر این امتیازها، سامانه کاروانی میبد طی سده‌های گذشته همواره پایداری وتوسعه یافته‌است.
کاروانسرا رباط
این کاروانسرا که گویا بر جایگاه کاروانسرای قدیمی تری ساخته شده، از جمله کاروانسراهای سبک صفوی و یکی از کاملترین کاروانسراهای بین راهی به شمار می‌رود. ساختمان کاروانسرا شامل: ساباط (با پوشش یزدی بندی)، ایوانهای بیرونی، هشتی ورودی، حیاط مرکزی، حوضخانه و مهتابی و چهار هشتی زیبا و فضاهای سرپوشیده (سول) شرقی و غربی و جمعاً صد ایوان و اتاق و اجاق برای استفاده کاروانیان بوده‌است. هم اکنون اداره میراث فرهنگی میبد و یک مرکز فرهنگی (کتابخانه مرکز اسناد) در بخشی از بنا استقرار یافته و سول (سالن) شرقی آن جایگاه موزه زیلوهای تاریخی میبد و سول (سالن) غربی آن نیز به عنوان رستوران سنتی و کافی شاپ (سفره سرای شاه عباسی)زیر نظر «شرکت تعاونی جهانگردی جاده ابریشم میبد»مورد استفاده همگانی است.

برج کبوتر خانه
این بنا در جنوب شرقی باروی قدیم میبد واقع است(محل کنونی فرمانداری میبد)بنا از خارج به صورت برجی مدور و آراسته به نقشهای ویژه و از داخل دارای سه طبقه و مجهز به هزاران لانه برای جلب و نگهداری پرندگان مهاجر است.برج کبوتر خان هم به لحاظ حمایت از پرندگان بی پناه و هم به جهت استفاده‌ای که در گذشته از کود آنها برای کشاورزان می‌کردند شایان توجه‌است.

سلطان رشید (سلطون رشید)
در نزدیکی و روبروی قلعه، یک بنای قدیمی قرار دارد که بنا به اظهار مردم محل، مزاری بوده. ظاهر آن نیز همین حکم را می‌کند. همین قسمت بازمانده شباهت تام و تمام به چند بقعه تاریخی و مرتفع یزد و ابرقو و مروست دارد که همه مزار بزرگان و از آثار قرون هفتم و هشتم هجری است. بلندی بدنه باقی مانده که قسمت سردر ورودی است، هشت متر است و از قسمت داخل سفید کاری بوده و مختصری از تزیینات و رنگ آمیزی قدیم آن نیز باقی است.

قلعه بشنیغان
در قسمت شمال بشنیغان، در گودی کنار جاده کنونی، قلعه چهار ضلعی ای با هشت برج قرار دارد که اکنون نیز مورد استفاده برای انبار جنس است. در قسمت بالای برج‌های قلعه، نقوش زیبایی طرح شده‌است. ظاهراً این قلعه از اوایل عصر قاجاری است.

مسجد جامع میبد
مسجد جامع میبد مجموعه‌ای از چند مسجد است که گونه‌های فضایی متنوعی را با طرحهای چندگانه عرضه می‌نمایند. این مسجد از نوع مساجد ایوان دار مرسوم در منطقه یزد است که از صحن مرکزی (حیاط) رو باز با طرح تکرار طاقنما در بدنه‌ها، و فضاهایی چون گنبد خانه و ایوان وسیع و بلند و شبستان‌های کناری به عنوان بخش تابستانه در جهت قبله و شبستان‌های زمستانه (یا گرمخانه) در سه جهت دیگر تشکیل شده و ورودی اصلی آن با سر در نسبتاً بلندی از طرف کوچه شرقی، با گذر از یک فضای تقسیم (هشتی) به صحن باز می‌شود.مسجد کوچک حاجی حسنعلی در نبش شمال شرقی مجموعه، دارای صحن طاقنما دار و شبستانی در جهت شمال می‌باشد که به فضای مخروبه پشت، متصل است. مسجد حسنی (امام حسن ع) در شمال غربی مجموعه دارای گنبد خانه‌ای است، با دو ردیف شبستان در جهت غرب و شرق و یک ردیف در جهت شمال که ورودی این بخش، نیز از همین جبهه‌است. فضای بدون ساخت وساز غربی نیز در گذشته محل مسجدی بوده که اکنون وجود ندارد. به طورکلی ساختمان کهن مجموعه با خشت و گل بنا گردیده وچندان تنوع مصالح ندارد. پوسته داخلی ایوان، پیشانی سرپایه‌های نمای صحن، در چهار طرف و پوسته بیرونی گنبد، با طرحهای ساده هندسی آجری کارشده‌است. حداقل آرایه‌ها در فضای معماری اصیل مسجد به چشم می‌خورد. بر کتیبه کاشی معرق که در بدنه داخلی محراب، انتهای گنبد خانه نصب است تاریخ ۸۶۷ ه. ق و نام دوازده امام و بر کتیبه چوبی درب ورودی تاریخ ۹۱۳ ه. ق و آیه‌ای از قران نگاشته شده‌است. مسجد جامع میبد بنا به نوشته‌های تاریخی و مستندات معماری و باستان شناسی، از جمله مساجد کهن تمدن اسلامی ایران محسوب می‌شود. بنیان مسجد، مربوط به حدود سده دوم هجری است که شواهد و مدارک حکایت از طرح مسجدی شبستانی با صحن و فضای سر پوشیده دارد. عمق شبستان در جهت قبله برابر با دو فرش انداز بوده و نبش پایه‌ها، نیم ستون‌هایی داشته که قوس‌های باربر بر آنها استقرار داشته‌است. مسجد این زمان در کنار مساجد کهن نخستین فهرج، ساوه، اصفهان، دامغان و یزد قرار می‌گیرد. همزمان با تحولات معماری در گستره تمدن ایران و وارد شدن عناصر فضایی ایرانی، در طرح فضایی و نقشه مسجد جامع میبد نیز، تغییر ایجاد شد. به این صورت که بنا از طرح شبستانی به مسجدی گنبدی و ایوان دار تبدیل شده و به سوی غرب گسترش پیدا کرد و مناره‌ای قطور و بلند در انتهای ضلع شمالی به مجموعة فضایی افزوده گردید. (در حدود سده ششم هجری) اما گسترش تاریخی بنای مسجد جامع پس از سدة هفتم اتفاق افتاده‌است. گنبد خانة خشتی و شبستان اطراف آن که به نام امام حسن (ع) شهرت دارد، در شمال غرب به مسجد افزوده و فضای پشت مناره نیز جزء بخش سر پوشیده مسجد شد. مسجدی ایوان دار در سمت غربی مسجد قدیم الحاق گردید که آخرین حد گسترش فضایی بوده که تا چند سال پیش نیز آثار آن در زمین مسطح و خالی فعلی وجود داشت. جهت قبله در فضاهای مربوط به دورة گسترش، نسبت به مسجد قدیمی انحراف دارد. در حدود سدة نهم هجری تعمیرات و تغییراتی در بخشهای مختلف پس از آسیب‌های وارده به بنا صورت گرفته و محراب فعلی جایگزین محراب قدیمی شد؛ تاریخ ۸۶۷ نیز مربوط به همین زمان است. تغییر در طرح صحن مسجد و ساخت شبستان شمالی در جای فضاهای قدیمی و بخشی از مناره، بعدها در بنا بوجود آمد. آخرین تغییرات و تحولات اساسی مسجد مربوط به دورة قاجار می‌شود که شامل ساخت مسجد حاجی حسنعلی در شمال شرقی مجموعه و شبستان زمستانی حاجی رجبعلی در بخش غربی صحن، با جهت قبله‌ای متفاوت از فعالیتهای دو برادر خیّر میبدی است که جایگزین ساختارهای قدیمی گردیدند. مسجدی نسبتاً بزرگ، با حیاط و ایوان تابستانی و گرمخانه مفصل زمستانی است. آثار تاریخی و دیدنی آن به شرح زیر معرفی می‌شود: ۱- در بزرگ ورودی، ساخت سال ۹۱۳ هجری که بر دو لنگه آن در دو کتیبه به خط نسخ کنده شده‌است: قال الله تبارک و تعالی و تقدس، و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا، ۲- در محراب گرمخانه، سنگی قهوه‌ای رنگ به اندازه ۴۵ × ۷۶ سانتی متر نصب و بر سطح آن به کوفی کهنه‌ای عبارات زیر نقر شده‌است: حاشیه:بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد، ... کفواً احد. در قوس:لا اله الا الله، محمد رسول الله زیر قوس:الله اکبر کبیرا، الملک لله ×دنباله اش خوانده نشد. ۳-در محراب ایوان تابستانی یک قطعه سنگ قبر خوش تراش با خطوط کوفی تزیینی و نقوش، مربوط به قبر دختر مولف کشف الاسرار به اندازه ۴۸ × ۷۸ سانتی متر نصب است؛ با این عبارات: حاشیه اول:بسم الله الرحمن الرحیم. ان الذن قالو ربنا الله ثم استقامو، تتنزل علیهم الملائکة الا تخافوا... نحن اولئاوکم فی الحیوة. حاشیه دوم:بسم الله الرحمن الرحیم. الله لا اله الا هو... و ما خلقهم. حاشیه سوم: بسم الله الرحمن الرحیم. شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکة و اولوا العلم قائماً بالقسط، لا اله الا هو العزیز الحکیم. پیشانی: لا اله الا الله، محمد رسول الله. درقوس: بسم الله الرحمن الرحیم. قل هو الله احد، ... کفواً احد. متن: هذا قبر السعید فاطمه بنت الامام سعید رشید الدین ابی الفضل ابن ابی سعد بن احمد مهریزد، رحمة الله علیها، توفی فی جمادی الاولی سنه اثنی و ستین و خمس مائه. ۴- در قسمت فوقانی محراب، کتیبه کاشی معرقی به شکل مربع که وسط آن خالی است قرار دارد و حاشیه‌ای را تشکیل داده که در داخل آن دوازده امام نوشته شده. تاریخ این کتیبه صفر سال ۸۶۷ هجری است. ۵- یک قطعه زیلوی وقفی کهنه در صحن ایوان پهن است به اندازه ۷٫۴۰ × ۳٫۱۴ متر که نقش بیست و چهار سجاده در آن بافته شده‌است: وقف صحیح شرعی نمود جناب ستوده آداب، حاج الحرمین الشریفین، حاجی عبد الرشید خلف مرحوم عبد العلی میبدی این زیلو را بر پلیثه تحت قبه مسجد جامع مزبور. بیرون نبرند مگر در شبستان مسجد مزبور برند. تحریراً فی شهر ربیع الثانی سنه ۸۰۸، عمل استاد علی بیدک ابن حاجی میبدی.

یخدان میبد (یخچال میبد)
نرسیده به نارنج قلعه میبد، بر سر راه، در محله‌ای که به «محله یخدان» شهرت دارد، گنبد زرد رنگ مخروطی شکل نیمه خرابی به چشم می‌آید که سابقاً یخدان بوده‌است و از نظر شناخت یکی از وسایل تمدن و زندگی آن منطقه قابل ملاحظه‌است و مخصوصاً که بنای آن نیز قدیمی است. از این نوع یخدان چند تای دیگر در همین صفحات هست که همه رو به ویرانی می‌رود.

آب انبار کلار
آب انبار کلار روبروی رباط میبد و بر سر راه قدیم، در سال ۱۰۷۰ هجری ساخته شده‌است. سنگ تاریخ آن بر جرز سمت چپ مدخل نصب است؛ با این عبارات: معمار همت رفیع نهمت، خلف دودمان نجابت و شرافت، صاحب خلق وسیع میرزا محمد سمیع المغفور بغفران ربه الکرم حکیم کریما بن میرزا محمد ابراهیم، بنای این برکه عالیه به مقتضای «و من الماء کل شیئ حی» حیوة بخش مترددین گردید، فی سنه سبعین بعد الالف. به سرکاری خواجه محمد تقی فیروز آبادی اتمام یافت. کتبه العبد محمد ×خوانده نشد× الیزدی، غفر الله له. در جوار این آب انبار، ویرانه یک یخدان یا یخچال قدیمی نیز دیده می‌شود.

چاپارخانه
از دیگر ساختمان‌های مهم میان راهی چاپارخانه بوده که عملکرد اصلی آن جهت استراحت چاپارهای دولتی و تعویض اسب‌های خسته با اسب‌های تازه نفس بوده‌است. چاپارها، نامه‌ها و اوامر دولتی را از مرکز به ایالات و برعکس انتقال می‌دادند. سابقه چاپارخانه‌ها نیز در ایران به قرون پیش از اسلام می‌رسد. چنانچه هرودت و گزنفون هر دو در مورد چاپارخانه‌ها ایران توضیحات مفصل داده‌اند. هرودت می‌نویسد: «در منازل، اسب‌های تندرو تدارک شده. به این ترتیب که چابک سوارها نوشته‌های دولتی را از مراکز تا نزدیک ترین چاپارخانه برده، به چاپاری که حاضر است می‌رساند و او فوراً حرکت کرده، آن را به چاپارخانه دوم می‌برد و باز تسلیم چاپاری می‌کند. بدین منوال شب و روز چاپارها در حرکت اند و اوامر مرکز را به ایالات می‌رسانند. راجع به سرعت حرکت چاپارها مورخ مذکور گوید که نمی‌توان تصور کرد که جنبنده‌ای سریعتر حرکت کند.... گزنفون تاسیس چاپارخانه‌ها را به کوروش بزرگ نسبت داده و گوید که برای تعیین مسافت چاپارخانه‌ها از یکدیگر تجربه کردند که اسب در روز چقدر می‌تواند راه برود بی اینکه خسته شود و آن را میزان قرار دادند. اگر هم این گفته اغراق باشد، مسلم است که کسی نمی‌تواند به سرعت چاپارها حرکت کند.» در دوره سلطنت حکومت‌های اشکانی و ساسانی و بعد از اسلام نیز چاپارخانه‌ها برای دستگاه‌های دولتی اهمیت بسیار داشته‌اند و چاپارها علاوه بر انجام مراسلات، چشم و گوش حکومت نیز بوده‌اند و اخبار گوناگون را از نقاط مختلف به مرکز انتقال می‌دادند. «در دوره قاجاری مسافران ترجیح می‌دادند که در چاپارخانه‌ها اقامت کنند چون اطاق‌های آن تمیز تر از اطاق‌های کاروانسرا بوده. چاپارهای این دوره در مقابل دریافت وجهی مسافران را به مقصد می‌رساندند.» همانگونه که در قسمت قبل ذکر شد، تعداد بسیار زیادی از کاروانسراهای بین راهی در ایران باقی مانده؛ ولی چاپارخانه‌های اندکی از دوران قدیم در کشور باقی است و ماکسیم سیرو در کتاب خود دلیل آن را این گونه توضیح می‌دهد: «به علت‌های مختلف، این نوع ایستگاه‌ها اکنون از بین رفته‌اند و اگر اثری از ویرانه‌هایشان باقی مانده باشد زیاد قابل تشخیص نیست. در واقع این چاپارخانه‌ها بیشتر با خشت خام یا چینه ساخته شده بود و در بسیاری از موارد در میان آبادی‌ها سر راه بودند.گاهی نیز گوشه‌ای از آن اختصاص به چاپارها پیدا می‌کرد.» یکی از چاپارخانه‌های قدیمی که نسبتاً سالم مانده در کنار کاروانسرای میبد می‌باشد و همان گونه که در این اشکال مشخص است این ساختمان‌ها نیز مانند کاروانسراها دارای برج و بارو و محافظین، جهت تامین امنیت افراد داخل چاپارخانه بوده‌است. این ساختمان‌ها به تبعیت از سایر ابنیه فلات مرکزی ایران، دارای یک حیاط مرکزی بوده‌اند و آخورها در دورتادور این حیاط قرار داشته‌است. در سه طرف پشت آخورها، اصطبل‌ها قرار داشته که در زمستان و شب هنگام چهارپایان در آنجا نگهداری می‌شدند. در سمت چهارم که بین حیاط و جبهه ورودی ساختمان واقع شده، اطاق‌هایی برای اقامت چاپارها و احیاناً مسافران قرار داشته‌است.همانند کاروانسراها، این نوع تقسیم بندی فضایی و شکل کالبدی چاپارخانه‌ها، علاوه بر تسهیل انجام عملکرد چاپارخانه‌ها و حفظ امنیت آن، فضای داخلی ساختمان را در مقابل شرایط نامساعد اقلیمی محافظت می‌کرده؛ و در داخل چاپارخانه‌ها یک محیط زیست اقلیمی کوچک و مستقل به وجود می‌آورده و شرایط محیطی داخل بنا را در مقابل نوسانات بسیار زیاد درجه حرارت و باد و طوفان مصون نگاه می‌داشته‌است. با ورود اتومبیل و همچنین سیستم پست‌های جدید، عملکرد سنتی چاپارخانه‌ها و در نتیجه کالبد فیزیکی آنها در حال از بین رفتن است.

آب انبار
آب انبارها معمولا در مرکز محله‌های شهر واقع شده و از چهار عنصر اساسی تشکیل شده‌اند: ۱- خزینه- به شکل استوانه (محل ذخیره آب) که در دل زمین ایجاد شده، آب قنات بر آن مسلط است. در عین حال، زمین برای حفظ دمای آب نیز بوده‌است. ۲-گنبد- پوششی به شکل نیمکره بر روی خزینه به منظور حفاظت آب از آلودگیهای محیطی و خنک نگهداشتن آن. ۳-پاشیر- راهرویی پلکانی جهت برداشتن آب از خزینه ۴-بادگیر- وسیله‌ای برای هدایت جریان هوا به درون آب انبار برای جلوگیری از فساد آب است تعداد بادگیرها از یک تا شش با توجه به شرایط کار متفاوت است. یکی از عمده ترین مصالح در ساختمان آب انبار دیمه (deimah) است، که از آهک و خاکستر و ماسه بادی تشکیل شده‌است. این ملات ضمن آب بندی بنا، از فساد آب نیز جلوگیری می‌کند. بیشتر آب انبارها دارای یک ورودی و پاشیر هستند. اما برخی از آنها به لحاظ موقعیت شهرسازی و نحوه استقرار در بافت شهری، دارای دو یا سه ورودی می‌باشند. در منطقه میبد، هم در نواحی مسکونی و هم در کشتزارها و نواحی بیابانی، آب انبارها از عناصر شاخص هر محل هستند وبا توجه به نقش مهمی که در زندگی روزمره مردم داشته‌اند، از اعتبار و موقعیتی ویژه برخوردار بوده‌اند. آب انبارها از لحاظ شکل ساختمان و نحوه بهره برداری دو گونه‌اند: الف) آب انبار دستی یا آب انبار «رو» :شامل یک مخزن سرپوشیده و یک راهرو پلکانی که دسترسی به آب مستقیما از همین راهرو بوده‌است. ب) آب انبار شیری -شامل یک مخزن سرپوشیده و معمولا بادگیردار و یک راهرو پلکانی که در انتهای آن به توسط شیر به آب مخزن دسترسی دارند. آب انبارها را اصولا برای نگهداری و بهره برداری آب آشامیدنی میساخته‌اند، اما مواردی نیز بوده‌است که ازآب آنها برای استفاده‌های دیگر نیز سود میجسته‌اند. مثلا در محلاتی که آب قنات بطور متناوب و چندروز یکبار جریان داشته‌است، برای رفع نیازمندیهای روزمره معمولا در مرکز محلات و درکنار مساجد، مخزنی برای ذخیره آب به نام «انبار» یا «انبارک» وجود داشته‌است. این آب انبارها هر چندروز یکبار پر می‌شده‌اند، اما آب انبارهای آب آشامیدنی را قاعدتا هرسال یکبار پرآب می‌کرده‌اند. درنواحی مختلف میبد با توجه به موقعیت و جمعیت آبادی و مخصوصا دسترسی یا عدم دسترسی به آب شیرین، تعداد ونوع آب انبارها متفاوت است.به عنوان مثال در محوطه حصاربست قدیم یا شارستان با توجه به موقعیت مناسب و دسترسی به جریان آب چندرشته قنات و عدم تراکم جمعیت، بیش از ۴ آب انبار نساخته‌اند، اما در فیروزآباد و مهرجرد با توجه به جمعیت و مشکلات دسترسی به آب آشامیدنی جاری، هریک بیش از ۱۵ آب انبار ساخته‌اند. در بفروئیه به علت تراکم جمعیت و شوری آب قنات، بیش از۶۰ آب انبار بنا شده و تعداد آب انبارهای شورک به همین دلیل بیش از ۱۵ دستگاه بوده‌است. آب انبارهای مراکز مسکونی اصولا در مرکز محلات و در نقطه مناسبی از گذرهای اصلی و در کنار مساجد یا در میدانها میساخته‌اند، ولی آب انبارهای خارج از مراکز مسکونی را معمولا در کنار راهها و به فاصله‌های معینی برای استفاده رهگذران و یا کارکنان کشتزارها میساخته‌اند. در محوطه‌های آب انبارهای نوع دوم، معمولا «ساباط» یافضاهای سایه دار ومناسبی برای استراحت ونماز وتوقفهای کوتاه مدت رهگذران میساخته‌اند. درمیبد، مجموع آب انبارهایی که از دیرباز ساخته‌اند، بیش از ۱۷۰ دستگاه است.

هنرهای سنتی در میبد

سفالگری
سفال‌گری و سرامیک سازی امروزه یکی از پیشه‌های اصلی مردم در میبد است که از پشتوانه فرهنگی و تاریخ پر بار آن حکایت دارد. بررسی‌ها نشان از قدمت هزاران ساله هنر سفالگری در میبد دارد. در سازماندهی فضاهای شارستان کارگاههای سفالگری در محله بالا و در کنار خانه‌های سفالگران جای داده شده و قرنهای متمادی در این محله مستقر بوده‌اند.در اوایل قرن اخیر تعدادی کارگاههای سفالگری به بیرون دروازه شهر منتقل گردید.به تدریج سایر کارگاهها نیز به خارج از شهر انتقال یافت و مجموعه تازه ایی ساخته شد. در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ یک جابجایی تازه صورت گرفت و کارگاهها در مجموعه نوبنیاد اداره صنایع دستی استقرار یافتند. هم اکنون کارگاههای متنوع صنایع سفال و سرامیک میبد در این محوطه گرد آمده‌اند. نقاشی با رنگهای آبی و سبز بر زمینه سفید رنگ بدنه این ظروف، نشانه خاص سفال میبد است. در گذشته نه چندان دور سفال در زندگی مردم میبد کاربردهایی ازاین قبیل داشته‌است : ظروف منازل مثل: کوزه و سبو، تپو، دیگ ودیزی، کاسه، گاودوشه، ظروف لعاب دار مثل بشقاب، قندان، لیوان، دوری و... در معماری برای فرش حیاط، پوشش بامها، ساخت بدنه بادگیرها، تزیین سردرها، سبک سازی بامها آبروها و... از طرحهای معروف سفالهای میبدی که هم اکنون هم رواج دارد می‌توان از خورشید خانم، ماهی، مرغی، شطرنجی شویدی و...نام برد.


زیلوبافی
از هنرها و صنایع دستی خاص منطقه میبد می‌توان به نوعی زیلو که از نظر طرح و شکل، خاص منطقه‌است نام برد.کاربرد زیلو با توجه به اقلیم گرم و پر گرد وخاک منطقه تدبیر مناسبی بوده‌است. امروزه این صنعت که تا چندی پیش از مشاغل عده کثیری از مردم میبد بوده‌است تقریبا به فراموشی سپرده شده و افراد انگشت شماری را می‌توان پیدا کرد که به این حرفه مشغول باشند. از سنتهای حسنه مردم وقف و سفارش بافت زیلو برای اماکن مقدس، همچون مساجد و بقاع متبرکه بوده‌است که در موزه واقع در مجموعه رباط شاه عباسی تعدادی از این بافته‌ها در معرض نمایش عمومی قرار داده شده‌است. از جمله این زیلوها می‌توان به یکی از نمونه‌های زیبایی که متعلق به مسجد جامع میبد می‌باشد اشاره کرد. در حاشیه این زیلو تاریخ ۸۰۸ هـ. ق آمده‌است و ابعاد آن (۱۴/۳ * ۴۰/۷ متر) می‌باشد. رنگهای معمول استفاده شده در بافت زیلوها رنگهای آبی و سفید است. نقشهای متداول این زیلوها معمولأ سجاده‌ای، چلیپایی، و نقش سرو می‌باشد.


قنات‌ها و باغ‌ها
اولین ومهمترین عامل طبیعی در مکان یابی استقرارگاه برای انسان یکجانشین، وجود منابع آب جاری، بکارگیری پتانسیلهای این منابع در جهت ایجاد شهر و روستا وایجاد تدابیری در مقابل طغیان و سیل و ویرانگری آن بوده‌است. تکنولوژی احداث قنات در مناطق مرکزی فلات ایران از گذشته‌های بسیار دور روشی معمول جهت استفاده از منابع آب زیر زمینی است که شهر میبد با شبکه قنات گسترده‌ای که دارد، یکی از کانونهای مطرح در این زمینه‌است. سرچشمه اکثر قناتهای این شهر در ارتفاعات شیر کوه می‌باشد که هر قنات در بخش خاصی از شهر سر از دل زمین بیرون می‌آورد. به طور مثال سر حوض بازار، مظهر قنات خارزار، نقطه ایست که در آن قنات کرنان دهها متر در عمق زمین جریان دارد تا در پایین دست تر در محل آبادی مهرجرد، از دل خاک بیرون بجوشد. بدین ترتیب شیب قنات‌هایی که در اعماق مختلف در جریان هستند به گونه‌ای تنظیم می‌شود که آب، تا حد امکان در درون خاک که بستر طبیعی آن است جریان داشته باشد و تنها در نقطه مورد نیاز، خود را به نمایش بگذارد چهار قنات اصلی خارجار، شاخه‌ای از کثنوا، قنات قطب آباد و قنات صدر آباد در محله پایین و محله کوچک شارستان بر زمین ظاهر شده و آب مورد نیاز خانه‌ها و باغات شارستان را تأمین می‌کرده‌است. محلات بالادست با ایجاد پاکنه و پایاب و گودال باغچه به این قنات‌ها دسترسی دارند. قنات‌های کرنان، محمودی و یخدان پس از عبور از اعماق زمین زیر شارستان، به ترتیب در کشتخوانهای مهرجرد، بیرونه فیروز آباد و بیرونه یخدان در سطح زمین ظاهر می‌شوند قنات در تضمین موجودیت و زندگی انسانی به حدی اهمیت داشته که گاه بعضی افراد خیر و متمول که ساکن میبد یا یزد بوده‌اند، با احداث قناتی موجبات ایجاد یک آبادی را فراهم آورده‌اند که عموماً نام قنات و آبادی، به نام همان فرد نامیده شده‌است، مانند قنات بدر آباد در بیرونه بدر آباد، قنات مبازر آباد در بیرونه ده نو، قنات امیر آباد در بیرونه حسن آباد که موجبات ایجاد دو آبادی امیر آباد و حسن آباد را فراهم آورده‌است. باغ دومین عاملی است که امکان زندگی در دشت تفته کویررا فراهم می‌آورد و موجودیت آن به وجود آب وابسته‌است. در ساختار شهری میبد، باغ‌ها به بعنوان عناصر شهری انفکاک ناپذیر از سایر بخشها عمل می‌کنند بطوریکه بدون وجود آنها مفهوم کالبدی و معنوی این ساختار بطور کل نابود شده و در هم پیچیده می‌شود علاوه بر این گره خوردگی با کالبد شهری، باغات، با کالبد اقتصادی شهر نیز ارتباط تنگاتنگی دارند. معیشت کشاورزی بیرونه امکان حیات شهری شارستان را فراهم آورده و مانند پشتوانه‌ای ارزی از آن حمایت می‌کند. باغ در میبد بر خلاف بسیاری دیگر از شهرها که پیرامون کوشکی سلطنتی شکل گرفته و حالت انحصاری دارد، کاملاً دارای جنبه عمومی و مردمی بوده و به حیات انسانی پیوند خورده‌است. فضاهای مابین هسته‌های زیستی (مثل فضای میان شارستان و بیرونه‌ها)، با لکه‌های سرسبز باغ پر شده که مجموعا، ً باغ شهر میبد را ایجاد کرده‌اند. این گستره سرسبز در میان بیابان بی آب و علفی که پیرامون آن را محاط کرده در طی قرون متمادی ایجاد شده‌است. هر چه جمعیت گسترده تر شده و بر دامنه شهر افزوده گشته، وسعت باغات نیز افزوده شده‌است. بدین ترتیب باغها رکن جدایی ناپذیر از ایجاد وگسترش میبد هستند. از آنجا که تأمین آب برای آبیاری بسیار مشکل است، باغها و زمین‌های کشاورزی در قطعات کوچک تقسیم بندی شده و نسبت به جریان قنات به صورتی قرار دارند که آب در عرض زمین عبور می‌کند و بدین ترتیب با اشغال کمترین طول مسیر قنات امکان آبدهی آنها فراهم می‌شود. انار و انگور معروف میبد محصول اصلی این تعامل انسان با طبیعت است. == آسیاب‌های کویری == ایران- میبد بیشترین را دارد آسیاب در مناطق خشک ایران روی قنات ساخته می‌شود. تنوره آسیاب در ژرفای زمین کنده می‌شود، وحجم آن بستگی به میزان آب قنات دارد. مقدار آبی که از بالا به تنوره می‌ریزد و در آن جمع می‌گردد، سنگ آسیاب را به حرکت در می‌آورد. این گونه آسیاب‌ها آرد مصرفی منطقه را آماده می‌کرد. ایجاد آسیاب در روی قنات این امکان را می‌داده که بخشی و یا تمامی مخارج نگهداری، تعمیر و لایروبی قنات به دست آید و صاحبان قنات مجبور به پرداخت نفقه نشوند. این یکی از چرایی‌ها و شاید عمده ترین دلیل ایجاد آسیاب در روی قنات‌ها بوده‌است. گاه برخی از صاحبان آسیاب در گذشته، فقط با درآمد آسیاب قنات جدیدی ایجاد کرده‌اند. در گذشته بسیاری از مقنی‌ها به جای مزد خود حواله آرد از آسیاب دریافت می‌کرده‌اند. و زمانی که پول نیاز داشتند این حواله‌ها را می‌فروختند. آسیابان‌ها نزد مردم احترامی داشتند و گاه این شغل به فرزندان آن‌ها به ارث می‌رسید. کندن آسیاب گاهی برای آبرسانی به رمین‌های پست تر و اجباری بوده‌است بدین معنی که گاهی مظهر قناتی در دهی بوده‌است. شخص و یا اشخاصی قنات یا بخشی از قنات را خریداری می‌کرده‌اند و می‌خواسته‌اند آب را به زمینی که در پایین دست قرار داشته‌است برسانند، بهترین راه این بوده‌است که آسیابی ایجاد کنند. آب را به تنوره آسیاب بدهند و از تنوره تا محل جدید دالان‌های زیرزمینی بکنند. در حقیقت در اینجا تنوره آسیاب نقش مادر چاه را داشته‌است. گاه ساختن آسیاب هم چون حق عبور بوده‌است. مردم دهی می‌خواسته‌اند قناتی ایجاد کنند و می‌بایست چاه‌های قنات را در زمین‌های دهی دیگر بکنند. این مردم به شرطی رضایت می‌داده‌اند که چاه‌ها در روی زمین‌های آنها کنده شود که آسیابی برای آنها ساخته شود. در حقیقت ایجاد آسیاب حق عبور بوده، البته در بیشتر موارد همان مسیر چاه‌ها خریداری می‌شده‌است. گاه نیز ایجاد برخی از آسیاب‌ها تنهابه علل انسانی و نیاز یک منطقه به آسیاب بوده‌است. آسیاب کار آرد کردن گندم با دست را که بیشتر کار زنان بوده‌است، ساده می‌کرده‌است. فکر ایجاد آسیاب باید بین زن و مرد با هم پیدا شده باشد. کار آبیاری با مرد و کوبیدن گندم با زن بوده‌است و این دو در آسیاب به هم گره می‌خورده‌است. آسیاب هم چنین بین خانه‌های روستا و زمین‌های کشاورزی قرار دارد و گره گاه روستا و باغ و زمین کشاورزی است.آسیاب و چرخ کوزه گری هر دو از ابتکارات و اختراعات زنان است و یا کار مشترک زن و مرد. به گمان نخستین آسابان‌ها و سفالگران تاریخ زنان بوده‌اند. مردان در کار ابیاری و گله داری و کشاورزی بوده‌اند و زنان چرخ و سفالگری و آسیاب و ارابه را ساختند تا زندگی به را بیفتد. پژوهش‌های نخستین نشان می‌دهد که در برخی ازروستاهای یزد پس از ایجاد آسیاب آبی، پارچه بافی، سفالگری زیلوبافی و کارهای دستی رونق بیشتری یافته‌است. یکی دیگر از نتایج ایجاد آسیاب آبیدگرگونی است که در تقسیم کار از نظر جنس بین زن و مرد پدید می‌آید. کار کردن با آسیاب دستی کاری است زنانه و مختص به زن‌ها، و مردها در آن نقش چندانی نداشته‌اند. در برخی ده

ندوشن(یزد)

  • جمعیت :
    2381
  • کد تلفن :
    352

جمعیت
جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۶۵۰ خانوار) ۲٬۳۵۱نفر بوده‌است.
در قدیم
قدیمی ترین اثر تاریخ دار ندوشن منبر چوبی مسجد جامع است که مربوط به قرن ششم هجری است در کتب تاریخی یاد ندوشن در تاریخ یزد بکرات آمده است آل مظفر در شروع کار خود راه داری میبد وندوشن را برعهده داشتند و در دوران اتابکان یزد از شکارگاهای پر برکت ندوشن بارها نام بمیان آمده است وجود رباط خرگوشی که بنا به گفته ایرج افشار بزرگترین وخوش طرحترین رباط عهد شاه عباسی است نشان از اهمیت ندوشن و مسیر عبور آن در عهد مذکور را دارددر برخی از کتب تاریخی راه اصلی پارس به سمت سیستان از ابرقو ندوشن ومیبد می گذشته است. فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ۱۰ در مورد ندوشن می‌نویسد: ده مرکزی دهستان ندوشن بخش خضرآباد شهرستان یزد است، در ۳۴۰۰۰ گزی شمال غربی خضرآباد در منطقه کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۱۹۷۴ نفر سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و کرباس‌بافی است در گذشته‌های دور شغل مردم ندوشن عمدتا استخراج فلز و صنعتگری بوده است آثار وبقایای این امر در معادن باستانی مس وآهن ندوشن مشهود است ولی با تغییر صنعتی این مشاغل در ندوشن رنگ باخته است همچنین بدلیل مراتع مناسب عده‌ای از عشایر به مراتع ندوشن کوچ کرده وسپس در ندوشن سکنی گزیده اند.
آثار باستانی
ندوشن دارای آثار باستانی زیادی است، که می‌توان از منارجنبان ندوشن نام برد[نیازمند منبع]. سایرآثار تاریخی شهر ندوشن شامل: برج وباروهای اطراف شهر قلعه سفیده با قدمت افشاریه خانه قلعه ایها خانه کلانتری خانه استاد حیدری ها باقدمت ایلخانی مسجدجامع با قدمت 636قمری مسجد آمنه گل با سنگ نوشته 777هجری قمری مقبره شیخ زین الدین علی خاموش که به دست مولانا سلطان حسین نوشنی در عهد شاه عباسی بنا شده است امامزاده ماما نیک، معدن استخراج مس، باستانی تپه آسنگلان با خشت های معماری هخامنشی، آسیابهای آبی، دهها سنگ قبر با قدمت 800تا 400ساله، منبر چوبی مسجد جامع با قدمت قرن ششم هجری، دهها منزل مسکونی در بافت قدیم با قدمت ایلخانی تا پهلوی، رباط خرگوشی، حسینه سورک...

نیر(یزد)

  • جمعیت :
    1657
  • کد تلفن :
    352

نَیر nayyer شهری است در بخش نیر شهرستان تفت استان یزد ایران.
نیر شهری است خوش آب و هوا در منطقه‌ای کوهستانی که امروزه با احداث چندین کارخانه رفته رفته به شهری صنعتی تبدیل می‌گردد. همچنین با دارا بودن مزرعه‌های متعدد پرورش گل رز یکی از مراکز اصلی تولید گل رز گلخانه‌ای در استان یزد می‌باشد که اغلب به شهرها و همچنین کشور های همجوار صادر می‌شود. شهر نیر دارای روستا های سرسبز و خوش آب و هوای زیادی می‌باشد که از آن جمله می‌توان از روستای دیدنی و زیبای « زردین » نام برد که هر ساله تعداد زیادی مسافر از آن دیدن می‌کنند. شهر نیر در 90 کیلومتری مرکز استان واقع شده است و دارای آب و هوای کوهستانی است اغلب مردم نیر کشاورز و دامدار هستند بخش نیر دارای 52 روستا است و اینکه اب و هوای نیر با مرکز استان قابل مقایسه نیست در کنار شیر کوه همیشه سرافراز که در خود زمستان را در تابستان جای می‌دهد همچنین دیدنی های همچون گردوی سوخته سنگ عروس درختی باعمر بیش از 3000 سال در ترکان اباد دریاچه خاکی

هرات(یزد)

  • جمعیت :
    10913
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

هرات شهری است در بخش مرکزی شهرستان خاتم استان یزد ایران.شهر هرات دارای تنها رودخانه دائمی استان یزد می باشد که دبی آب آن 360لیتر در ثانیه می باشدکه این رودخانه از مرکز شهر میگذرد  سوغات این شهر زردالو پسته می باشدو مهمترین مرکز کشاورزی استان که در استان یزد رتبه اول و در کشور رتبه دوم را دارد.

 

استان یَزد از استان‌های ایران است. مرکز آن شهر یزد است.یزد منطقه‌ای خشک و بیابانی است.گروه بزرگی از زرتشتیان ایران در استان یزد زندگی می‌کنند
 

 

 

ابرکوه(یزد)

 

  • جمعیت :
    21818
  • مساحت :
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    352
  • سایت شهرداری :
    www.abarkooh.ir

 

ابرکوه (نیز: ابرقو) شهری است در استان یزد ایران. این شهر مرکز شهرستان ابرکوه است و در بخش مرکزی این شهرستان قرار گرفته است.

ابرکوه یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران است که در مرکز ایران و در محدوده استان یزد واقع می‌باشد. در مورد تاریخ این شهر حکایتها و روایتهای بسیاری نقل می‌شود. آنچه مسلم است اینکه این شهر که هم اکنون تقریباً از رونق چندانی برخوردار نیست روزگاری از جمله مراکز پرآوازه و مشهور بوده‌است. آثار باستانی و تاریخی زیادی از روزگاران گذشته در این مکان بجای مانده‌است که نشان از تاریخ کهن منطقه دارد. از آن جمله است درخت سرو کهن سال و بلند است که بر پایه ارزیابی متخصصین (از جمله یک دانشمند روسی) عمر آن به بیش از ۴۰۰۰ سال بالغ می‌شود. این درخت که در مرکز شهر قرار دارد دارای ارتفاعی بالغ بر ۲۸ متر می‌باشد.

جمعیت
بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت شهر ابرکوه در سال ۱۳۸۵ برابر با 21818 نفر بوده است. گنبد عالی ابرکوه به دست عمیدالدین شمس الدوله دیلمی از طایفه هزاراسبیان اشکور یکی از آثار منحصر به فرد ابرکوه می‌باشد.

وجه تسمیه ابرکوه
از آنجا که این شهر ابتدا در پای کوه ساخته شده، آنرا «برِکوه» می گفتند (کنار کوه) که در گویش مردم به «ابرکوه» تبدیل شد و پس از ورود اسلام این نام نیز مانند بعضی نامهای دیگر در گویش عربی ،کاف به قاف تبدیل و «ابرقو» خوانده شده است. نهایتا در سال 1350 این شهربه صورت رسمی «ابرکوه» نامیده شد. نام آن در منابع

 قدیم و جدید به صورت «ابرقو» «ابرکویه» «ابرقویه» «برقوه» و «درکوه» آمده است. «ابر» در فرهنگ دکتر معین چنین تعریف شده :1- بر-به 2-زبر-بالاروی-سر 3-با 4- برسر-در

پیشینه تاریخی
درباره بوجود آمدن و قدمت ابرکوه افسانه‌ها و داستان‌هایی نقل می شود که اغلب سند و مرجع علمی مقبولی ندارند ولی با توجه به آثار و ابنیه باقیمانده می توان پی به قدمت زیاد ابرکوه پی برد .ولی تاریخ دقیق آنرامی بایست در نوشته های پراکنده جستجو کرد.در کتاب «شناخت ابرکوه و قدمت آن» از قول احمدبن حسین بن علی کاتب مولف کتاب تاریخ جدید یزد آمده زمانی که اسکندر کثه(یزد کنونی)به عنوان زندان قرار داد(یعنی زمانی که تازه یزد را بنیان نهاد)نایبی برای خود در «ری» تعیین نمود که از ایالات ابرقو-اصفهان-اصطخر-قم خراج به نزد وی می فرستاد. در صورت صحت این گفته قدمت ابرکوه نه تنها از یزد بیشتر است بلکه در آن زمان هم سنگ و هم رده ایالت اصفهان و اصطخر قلمداد می شده.درباره ابرکوه در نگاشته های قدیم سخن فراوان رفته از آنجمله :« مسالک الممالک» اصطخری، «حدود العالم من المشرق الی المغرب» ،«فارسنامه»ابن بلخی، طمعجم البلدان» یاقوت حموی، «المسالک و الممالک» ابن خرداذبه، «اقلیم پارس»ایرج افشار ،«نزهه القلوب»حمدالله مستوفی ،«ٍسیاحت نامه جنوب ایران»،«فارس نامه ناصری» حاج میرزا حسن فسایی،«کتاب اثار ایران»آندره گدار ،«اقلیم پارس»محمد نقی مصطفوی،«تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده»عبدالرحیم شریف،«لغت نامه دهخدا»،«فرهنگ فارسی معین»

در کتاب آثار ایران درباره موقعیت جغرافیایی ابرکوه آمده:
ابرقو تقریبا در وسط راه استخر به یزد واقع است. بنابر روایت حمدالله مستوفی در ابتدا در پایان کوهی ساخته بوده اند و برکوه می گفتندش و بعد از آن بر صحرایی که اکنون هست این شهر کرده اند. شهری کوچک است. کسی که از راه سورمق یا دهبید بیاید هنوز هم در دامن کوهی سنگی، که در صحرا جامانده است آثار شهر قدیم،‌و در کنار خرابه های عتیق، شهر جدید را که مستوفی اشاره می کند می بیند. ابرقویی که در دشت واقع است از حیث آبادی شباهتی به ابرقوی عهد مغول ندارد بلکه در حقیقت میان آبادی کنونی او و ویرانه های اطرافش تفاوتی نیست، بنابر بعضی اقوال که بسیار متحمل هم است این شهر در حمله افغانها خراب شده است(1135 هجری). ولی علت حقیقی ویرانیش سابق بر هجوم افغانهاست. این شهر هم مثل بلاد بسیاری که پیش از این آباد و سر سبز بوده اند، بدرود حیات گفته یا بحال نزع افتاده است زیراکه تنها علت عمران این بلاد وقوع در سر راه تجارتی بوده و با انحراف تجارت رشته حیات آنها منقطع شده است، راه معروف کاروانی عهد مغول که از خلیج فارس تا دریای سیاه کشیده بود از هرز شروع و پس از عبور کرمان و یزد و سلطانیه و تبریز به سواحل دریای سیاه می رسید و ادویه چین و هند و نیل سوده و مشک و صمغ و اجناس ابریشمی و بنه کرمان و یزد و شیراز و سنگهای قیمتی را که شیراز و هرمز و سلطانیه بازار عمده آن محسوب می شد به اروپا می رسانید.

 

احمدآباد(یزد)

 

  • جمعیت :
    4758
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

 

این روستا در شمال شرقی شهر اردکان واقع گردیده است و فاصله آن تا مرکز شهر نزدیک به 5 کیلومتر می باشد و موقعیت جغرافیایی آن عبارت است از: 55 درجه طول و 33 درجه و 22 دقیقه عرض جغرافیائی و ارتفاع آن از سطح دریا 1020 متر می باشد.

احمدآباد توسط شیخ احمد یزدی «متوفی 635» هجری قمری احداث گردیده است و آیتی در تاریخ یزد در این مورد می نویسد:
شیخ احمد و شیخ محمد دو برادر فاضل و دانشمند بودند که از قریه اسفنجر به شهر مهاجرت کردند و در آنجا ساکن گردیدند و آثار خیری از خود به یادگار گذاشته اند از جمله مسجد روضه محمدیه معروف به حظیره ملا است که توسط شیخ احمد احداث گردیده قناتی در نزدیک اردکان موسوم به احمدآباد احداث نموده آن را وقف بر حظیره کرده است.متن قسمتی از وقفنامه آن چنین است:

وقف نمود تمامی قریه مدعوه دایره به احمدآباد واقعه به سفلی بلوک میبد از اعمال بلده یزد که قریه مذکور در آن ناحیه نزد ملاک به این اسم معروف و مشهور است و به اسم مذکور از حدود و اوصاف مستغنی با توابع و لواحق و منسوبات و مضافات و اراضی و جدران و آبار و جد اول و غیر ذالک مما یتعلق بها شرعاً و عرفاً و جملگی مزرعه دیگر واقعه به ناحیه مذکوره مدعوه به مزرعه مبارزآباد که از نهایت معرفت و غایت شهرت از تحدید و توصیف مستغنی است با آنچه از توابع و لواحق آن مزرعه مزبوره شمرند شرعاً و عرفاً و جملگی طاحونه دایره واقعه به ناحیه مزبوره مشهوره به طاحونه احمدآباد مذکوره که به این اسم از ذکر حدود مستغنی است با تمام لواحق آن از آلات خشبیه و حدیدیه و غیرها.

اما صاحب جامع مفیدی و دیگر متون تاریخی یزد بنای احمدآباد را مربوط به دوران آل مظفر دانسته و یکی از مستحدات امیر مبارزالدین محمد و فرزندان او قلمداد می کنند که در اواسط قرن هشتم احداث گردیده است. و به نظر می رسد هر دو مطلب صحیح باشد زیرا اولین قنات احمدآباد که به احمدآباد وقف مشهور است؛ توسط شیخ احمد احداث گردیده است و بنای اصلی احمدآباد مربوط به دوران آل مظفر می باشد و در متون تاریخی زردشتیان نیز آمده است که چندین خانوار زردشتی نیز در احمدآباد سکونت داشتند و حتی پرستشگاهی «درمهری» نیز در آنجا بنا نموده بودند.

اما به مرور زمان زردشتیان احمدآباد به شریف آباد کوچ نمودند و سنگ آتشدان درمهر احمدآباد نیز به شریف آباد منتقل کردند و هم اکنون در آنجا نگهداری می شود و محلی که قبلاً درمهر زردشتیان بوده بعد از ویرانی به صورت زمین صافی در آمده که تا چند سال قبل آن قطعه زمین به مهرگورها معروف بوده است.

در احمدآباد هیچ آثار تاریخی که نشانگر قدمت آن باشد وجود ندارد و خانه های قدیمی آن تماماً از خشت و گل بوده که بعضی از آنها بازسازی شده است و احداث خیابان و عریض شدن کوچه ها بافت قدیم آن را به کلی تغییر داده است و تنها در شمال این روستا قلعه مانندی وجود دارد که به قلعه حسین آباد مشهور است و بنا به گفته معمرین، بنای آن قبل از احداث احمدآباد بوده و به وسیله نقبی به قلعه «زردگ» متصل بوده است.

اهالی احمدآباد از استعداد ذاتی خوبی برخوردارند و در قرون اخیر مفاخر علمی بزرگی چون:حضرت آیت الله داماد و حضرت آیت الله فکور و حاجی سیدیحیی واعظ و ... از آن برخاسته اند.

احمدآباد در حال حاضر بزرگترین روستای موجود در حوزه شهرستان اردکان می باشد و از امکانات بسیار خوبی از قبیل دبیرستان شبانه روزی، درمانگاه، آب و برق و تلفن، کتابخانه، مدرسه راهنمایی و ابتدایی دخترانه و پسرانه و چند باب مسجد و ... برخوردار می باشد و شغل اکثر اهالی آن کشاورزی می باشد و پسته عمده ترین محصول آن محسوب می گردد

اردکان(یزد)

  • جمعیت :
    52881
  • مساحت :
  • نام قدیمی :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352
  • سایت شهرداری :
    www.ardakancity.ir

اردکان
شهرستان اردکان یکی از شهرستانهای استان یزد در مرکز ایران است. شهر اردکان مرکز این شهرستان است. جمعیت این شهرستان در سال ۱۳۸۵، برابر با  ۷۳٫۲۹۲  نفر بوده است. شهرستان اردکان 32% پهنه استان یزد (بیش از 24 هزار کیلومتر مربع) را در خود جای داده و وسیعترین شهرستان در استان یزد است. این شهر در روزگارآبادانی آن در محلی به نام زردک قرار داشته و دیوارهای تاریخی آن هنوز پا برجا ست. این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، بخش خرانق و بخش عقدا می باشد.معمار گفتگوی تمدنها آقای خاتمی متولد این شهرستان می باشد.

جغرافیا و اقلیم:
شهر اردکان در طول جغرافیایی 53 درجه و 48 دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی 32 درجه و 20 دقیقه شمالی واقع شده است. اردکان بر سر راه تهران به کرمان و بندرعباس واقع شده که این راه از مرکز شهر (جاده سنتو یا دکتربهشتی) می گذرد و در قلب کویر مرکزی ایران جای دارد. موقعیت قرارگیری شهر در دشت یزد- اردکان می باشد. در قسمت غربی شهر آبادی های دهستان عقدا، در قسمت جنوبی دهستان بفروئیه میبد ، درقسمت شرقی دهستان زرین قراردارند.
از نظر توپوگرافی، بخش عمده شهرستان با خط تراز تقریبی 1500 متر محدود می  شود. تنها حدود 5% مساحت شهرستان کوهستانی بوده و ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 1234 متر است. در محدوده شهرستان بلندترین نقطه ارتفاعی مربوط به کوه خوانزا با ارتفاع 3158 متر است. بلندی شهر اردکان از سطح دریا 1035 متر است.
ارتفاعات موجود در شهرستان اردکان به شرح زیر است:
کوه چک چک (ارتفاع 2745): 38 کیلومتری شرقی اردکان(در دامنه غربی آن محل زیارتگاه زرتشتیان، پیرسبز چک چکو )

وضعیت اجتماعی:
در سال 1375 در شهرستان اردکان نسبت شهرنشینی 79% بوده که به دو شهر اردکان و شهر تازه تأسیس احمدآباد اختصاص یافته است (شهر احمدآباد در حدود 4500 نفر جمعیت دارد). شهر اردکان در سال 75 دارای 9472 خانوار معمولی ساکن با 43708 نفر جمعیت بوده و نسبت جنسی شهر معادل 107 مرد در مقابل هر 100 زن بوده است. این میانگین در سطح کشور 4/104 است. شهر اردکان از نظر جمعیت و وسعت پس از مرکز استان (شهر یزد) اولین شهر استان است. جمعیت بافت قدیمی شهر اردکان حدود 8/1 جمعیت کل شهر است.

ویژگی های فرهنگی مردم اردکان:
مردم شهر اردکان سخت کوش، با ایمان، بردبار و پاک اندیش، ساده و بی پیرایه، متعصب در امور دینی و مقید به برپایی عزاداری در چند ماه از سال هستند. تعصب و وابستگی خاص به مذهب، پشتکار و سختکوشی، مهمانوازی، صرفه جویی، سوداگری، همکاری و تعاون، روحیه کار، روحیه قناعت پیشگی و اقتصادی بودن، اهل ریسک نبودن و بی اعتمادی به اقلیم و شرایط آب و هوایی و... ویژگیهایی هستند که تا حدودی متأثر از شرایط اقلیمی خاص منطقه (اقلیم کویری و گرم و خشک) هستند.
مردم اردکان آریایی نژاد و ایرانی الاصل هستند و به زبان فارسی و لهجه شیرین یزدی سخن می گویند. بیشتر مردم شهر مسلمان و شیعه جعفری هستند و شماری زرتشتی نیز در ناحیه زندگی می کنند. از جمعیت شهر اردکان 6/99% مسلمان و 4/0% زرتشتی، مسیحی و... هستند.

سوابق و پیشینه تاریخی:
آنطور که از منابع و مآخذ بر می‌آید، اردکان در گذشته محلی در 10 کیلومتری شمال اردکان واقع شده و اکنون زردک Zardok نامیده می‌شود و به رغم گذشت زمان می‌توان خرابه‌های خانه‌های مسکونی، مسجد و بازار و قلعه و حسینیه قدیمی اردکان را در آن مشاهده کرد. علت تغییر محل شهر را بعضی جاری شدن آب شیرین در محل فعلی اردکان ذکر کرده‌اند. از متون تاریخی قدیم چنین مستفاد می‌شود که رودخانه بزرگی از زابلستان تا کرمان و یزد و نزدیکی نائین ادامه داشته است و همچنین دهها رودخانه فصلی و آبهای سطحی از جنوب به شمال در جریان بوده که اینها همه می تواند منشاء تجمع مردم در این منطقه باشد. از طرفی دیگر شیب ملایم زمین از جنوب به شمال موقعیت را برای احداث قنات مناسب می‌نموده به همین جهت عامل اقتصادی یا آب و زمین مناسب برای کشاورزی باعث بوجود آمدن این شهر کویری گردیده است. اولین هسته شهر فعلی اردکان از قرن هشتم هجری پایه گذاری شده، بطوریکه محلات اطراف میدان قلعه و محله چرخاب از محلات قدیمی و نسبتاً سالم این شهر محسوب می شوند. از شواهد بر می‌آید که پس از تعیین محل جدید شهر اردکان، اولین بنا در محل میدان قلعه فعلی بنا شده است. پس از گذشت مدتی بر اثر ازدیاد جمعیت میدان بالاده را در جنوب و مسجد زیرده از این میدان است. سپس در کنار مسجد جامع، بازار بزرگ و چهار سوق و حمام بازار را بنا کردند.

نخستین باری، که در تاریخ از این شهر یاد شده، سده 7 هـ. ق است که نامی از اردکان و خانقاه ساختن شیخ تقی الدین دادا محمد از بزرگان و سالکان راه دین به میان آمده است. پس از شیخ محمد و پسرانش، اردکان به گونه علم، حکمت و ادب درآمد و از آن پس، درستی واژه «یونان کوچک» به اردکان تحقق یافت و نام اردکان را بیش از پیش روشنایی بخشید. در دوران افشاریه (1163 هـ. ق) علی قلی خان، برادرزاده نادرشاه، علیه شاهرخ شاه افشار شورش کرد و عازم خراسان شد. پس از پیمودن مسیر تا نزدیکی اردکان، از سوی سپاهیان شاهرخ شاه سرکوب و دستگیر و به مشهد فرستاده و در آن جا کشته شد. درسال 1207 هـ. ق لطفعلی خان زند، در جریان جنگ های خود با آقا محمد خان طبسی، سپاه کوچکی تدارک دید و به سوی شیراز رهسپار شد. درنزدیکی یزد، محمد تقی خان یزدی، راه را بر لطفعلی خان بست. لطفعلی خان با دلاوران زند و سپاهیان طبسی، در ناحیه اردکان، برخان یزدی تاخت و آنان را شکست داده و رهسپار ابرکوه شد. در تمامی دوران قاجار، شهر اردکان و پیرامون آن، جزو حکومت یزد محسوب می شد. در سال 1236 هـ. ق شاهزاده محمد ولی میرزا، حکمران یزد شد و حاجی میرزا محمد خان قزوینی را به حکومت اردکان و میبد فرستاد. پس از قزوینی، ‌میرزا مهدی قلی وزیر و پس از او محمد کریم خان، حاکم اردکان شدند.

وجه تسمیه:
اردکان از دو کلمه «ارد» و«کان» تشکیل شده که «ارد» به معنی مقدس و «کان» یعنی معدن می‌باشد و با این ترکیب واژه اردکان به معنای سرزمین مقدس می‌شود، اما در جامع مفیدی «ارد» را به کسر الف به معنی دور معنی کرده و نوشته است چون اطراف اردکان معادن زیاد وجود دارد، در نزد مردم این منطقه به اردکان معروف گشته است.
مقارن با حمله مسلمانان به ایران و فرار ایرانیان از شهرهای بزرگ خراسان به طرف مرکز ایران، آنها در میبد، یزد و سایر مناطق مرکزی ایران ساکن شده‌اند. مردم نواحی اردکان چون این خطه را برای کشاورزی مساعد دیدند به احداث قنوات و بنادر این شهر (اردکان) اقدام نمودند. بنابراین ممکن است بانیان اردکان زرتشتیان بوده باشند. در این صورت ممکن است نام اردکان از کلمه ( ارتاکان) به معنی راستی و درستی آمده باشد که در آیین زرتشتی یکی از ایزدان است.

در کتب:
در کتاب یزد نامه به اردکان اشاره شده و از آن به محل توطن علما و حکما در قدیم الایام (حدود قرن هفتم هـ.ق) یاد شده که به یونان کوچک اشتهار داشته و دارای مساجد، خوانق، عمارات، باغات، بیوتات بوده و محل زندگی علما و فضلا بوده که هر یک منازل دلگشا و بساتین روح افزا در آن ساخته اند. در گذشته دور نیمه شمالی یزد محل دریاچه ای بزرگ بوده که از منطقه حوض سلطان در جنوب ری تا شمال دشت یزد ادامه داشته (دریاچه ساوه) که امروزه اثری از آن باقی نمانده است. خشکیدن این دریاچه را از وقایع هنگام میلاد پیامبر اسلام می دانند و سه دیه ی بیده، عقدا و میبد در کنار این دریا بودند و محل کنونی شهر اردکان زیرآبهای دریای ساوه قرار داشته است.

معادن:
از کارگاه های صنعتی اردکان می توان موزاییک سازی، آجر پزی، سنگ‌بری و برخی صنایع کوچک را نام برد. مهم ترین معادن اردکان و پیرامون آن اورانیوم، ‌باریم، آهن، سرب، روی، گچ و نمک هستند.فرآورده اردکان ارده و حلوا ارده است که در عصاری ها و کارگاه های حلوا ارده سازی، از روغن کنجد تولید و صادر می شوند.در اردکان کارخانه های گندله سازی ، فولاد ارفع ،فولاد غدیر ،فولاد چادرملو ، معدن چادر ملو ،کارخانجات کاشی و کارخانه عظیم شیشه اردکان و کارخانه کیک زرد انرژی اتمی ساخته شده و نیروگاه 800 مگاواتی سیکل ترکیبی در استانه راه اندازی می باشد .  ضمناً هتل باغسرای شهرداری 4 ستاره ، مهمانسرای جهانگردی و هتل کاریز اردکان نیز از مراکز خدماتی می باشد   آماده ارائه اطلاعات و همکاری می باشم.

کشاورزی:
کشاورزی در اردکان به دلیل‌ نداشتن آب کافی رونق چندانی ندارد.از فرآورده مهم این شهرستان می توان انار، روناس، گندم، میوه، یونجه، پنبه و پسته را نام برد. پسته اردکان از گونه پسته مرغوب ایران به حساب می آید. با توجه به آب و هوای اردکان دام‌داری به گونه پراکنده انجام می شود و دام اصلی آن بز است. با این حال گوسفند، گاو، شتر نیز نگه‌داری می کنند و مرغ‌داری نیز در این منطقه رایج است.

آثار تاریخی:
منطقه زردک : که شامل آثاری از بناهای مربوط به قرن پنجم و ششم می باشد.

مسجد زیرده و جامع : از بناهای مربوط به قرن دهم هجری می باشد.

مسجد حاج محمد حسین : مربوط به دوره قاجاریه می باشد.

مسجد جامع عقدا : که مربوط به قرن ششم هجری می باشد.

موزه مردم شناسی اردکان : دارای بخشهای مختلف مردم شناسی، اشیاء عتیقه، گیاه شناسی، جانورشناسی و فرهنگی می باشد.

رباط خرگوشی : از بناهای دوره شاه عباس صفوی می باشد.

رباط شاه زاده و منار جنبان خرانق : دارای جاذبه توریستی می باشند.

پیر سبز چک چک : زیارتگاه زرتشتیان می باشد و همه ساله پذیرای جمع کثیری از زرتشتیان داخل و خارج از کشور می باشد.

پرستشگاه هریشت : از زیارتگاههای زرتشتیان می باشد.

غار شگفت یزدان : در 50 کیلومتری عقدا واقع و دارای ستونهای زیبای استلاگمیت و استلاگتیت می باشد. طول این غار 15 کیلومتر است.

از دیگر اثار تاریخی اردکان را میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
آب انبار دوراه، آب انبار قلعه، آتشکده شریف آباد، آتشکده احمد آباد، ، پیرسوز، چهارسوق، ، حسینیه بازار نو، خانقاه اردکان، دخمه ترک آباد، دخمه شریف آباد، زیارتگاه پارس بانو، زیارتگاه زرتشتیان شریف آباد، مدرسه علمیه ، مسجد کچیب، و میل ترک آباد .

ویژگیهای بافت تاریخی اردکان:
بافت تاریخی اردکان یکی از سالمترین بافتهای قدیمی ایران می‌باشد و به علت قرار گرفتن در موقعیت خاص جغرافیایی تا حد زیادی از حوادث روزگار مصون مانده است. این بافت از ویژگیهای کامل شهرهای کویری برخوردار ودر از بعضی خصوصیات منحصر به فرد می‌باشد. باروی زیبا ، دروازه‌های متناسب ، ساختمانهای موزون ، آب انبارهای متعدد ، کوچه‌های تنگ و باریک ، محلات منسجم ، در بندهای انحصاری و مساجد بزرگ و جالب از ویژگی‌های این بافت تاریخی محسوب می‌گردد.

بافت تاریخی اردکان به علت قرار گرفتن در منطقه کویری دارای ساختمانهای خشتی و گلی خاص مناطق کویری می‌باشد.کمی نزولات آسمانی ، عدم رخداد طبیعی خاص ، دور بودن از مرزهای جغرافیایی کشور و قرار نگرفتن در معرض هجوم بیگانگان باعث گردیده علی رغم گذشت زمان ، بافت تاریخی اردکان تا این اواخر سالم و دست نخورده باقی بماند. با روی کار آمدن رضاخان همراه سیاست به اصطلاح امنیت ملی وی تخریب بافت آغاز گردید و تا امروز نیز ادامه دارد؛ ولی هنوز بخش باقی مانده آن که زیباترین قسمت بافت محسوب می‌گردد دست نخورده و سالم می‌باشد. خوشبختانه اقدامات پیشگیرانه چند سال اخیر موثر واقع شده و در بعضی موارد نه تنها از تخریب بافت جلوگیری کرده بلکه بازسازی و مرمت موجبات احیا و رونق دوباره آن را فراهم آورده است.

نحوه و شکل گیری بافت قدیم:
از آثار موجود چنان بر می‌آید که احداث بافت قدیم اردکان حداقل در سه مرحله انجام شده و قسمت اصلی آن که همان مرکزیت و بخش اولیه بافت می‌باشد در محلی که امروز به میدان قلعه مشهور است بنا گردیده در حقیقت قلعه اصلی یا اولین بنا در اردکان در این منطقه بوده و تاریخ دقیق بنای آن مشخص نیست اما آثار موجود نشان می‌دهد که این قلعه حداقل در قرن ششم هجری قمری موجود بوده است. سپس محلات بالا ده و زیرده به آن اضافه شده است و محدوده اولیه اردکان عبارت بوده از محله زیرده در شمال ، میدان بالاده در جنوب ، رباط و آب انبار رباط در شرق، ولی غرب آن درست مشخص نیست ، طول محدوده تقریباً 450 متر و عرض آن در حدود 250 متر بوده است.
این محدوده کوچک دارای دو مسجد جالب و بزرگ و زیبا می‌باشد. مسجد جامع در جنوب و مسجد زیر ده در شمال و فاصله میدان قلعه تا مسجد جامع درست برابر است با فاصله مسجد زیر ده تا میدان قلعه ، در این بخش کوچک مدرسه علمیه با وسعت بسیار زیاد و حمام زنانه و مردانه ، بازار ، آب انبار و رباط نیز وجود داشته است.

حصار اول
حصار و خندق اولیه بطور کلی از بین رفته و تا اوائل قرن اخیر بخش کوچکی از خندق در ضلع جنوب شرقی در نزدیکی میدان بالا ده هنوز باقی بود که متاسفانه به مغازه تبدیل گردید.

حصار دوم
توسعه بافت قدیم در سالهای بعد بیشتر مربوط به شرق بوده است و خانه‌های دوره ایلخانی در شرق اردکان نشانگر این واقعیت است که در قرن هفتم این منطقه جزئی از بافت بوده است و حدود آن در شمال تا نزدیکی حسینیه کوشکنو و در جنوب تا نزدیکی حسینیه بازار نو امتداد داشته و طول و عرض آن درست مشخص نیست.

حصار سوم
حصار سوم که در واقع آخرین حصار و باروی بافت قدیم اردکان می‌باشدنشانگر توسعه از چهار طرف است: زیرا در شمال و جنوب محلات کوشکنو و بازار نو به بافت افزوده گردیده و در شرق محلات زین الدین و تیران و غرب محلات چرخاب و امیری به بافت اضافه گردیده است. توضیح اینکه قلعه سیف و دروازه سیف نیز در این توسعه در ضلع جنوب و جنوب غربی احداث شده است. در این توسعه طول بافت به 850 متر و عرض آن به 6500 متر رسیده است تاریخ دقیق این توسعه مشخص نیست ولی شواهد و قرائن نشان می‌دهد که در قرن دهم این توسعه صورت گرفته بوده است.

بارو
یکی از ویژگیهای بافت قدیم اردکان وجود باروی بلند و زیبای آن می باشد.این بارو که به طول بیش از سه هزارمتراست، تمام اماکن داخل بافت رادربرمی گرفته است.ارتفاع دیوار7 الی 8 متروضخامت آن در قسمت پایین 5/1 و در بالاترین نقطه 20الی30 سانتیمتربوده است، دورتا دوراین بارو بیش از 50 برج تعبیه شده بوده که از آنها برای حفاظت و نگهبانی استفاده می کرده اند.
مصالح به کار رفته دربارو کلا ازخشت و گل بوده وفقط دربعضی موارد درپای برجها ازچند ردیف آجراستفاده شده است.در قسمت فوقانی باروکنگره هایی ازخشت و گل ساخته شده که به آن زیبایی خاصی می داده ودرپای کنگره ها تیرکش هایی برای تیراندازی و منفذهای متعددی برای ریختن سرب مذاب و غیره تعبیه شده بوده ;برای حفاظت ازاین بارو در قسمت جنوب حصار کوتاه تری به فاصله دومتری بنا گردیده بوده ودربعضی از قسمتها برجهای منفردی که به وسیله یک پل چوبی به بارو متصل می شده وجود داشته که از آن برای دیده بانی استفاده می شده است.

خندق
دور تا دور بارو خندقی به عرض 7 الی 10 متر و عمق 2 الی 3 متر حفر گردیده بوده که در مواقع خطر با آب قنوات آن را پر می کرده اند.تخریب این بارو از اوائل قرن اخیر آغاز شده و در حال حاضر فقط قسمت کمی از آن باروی بزرگ باقیمانده که در سالهای اخیر تعدادی از برجهای آن مرمت و بازسازی گردیده است.

دروازه
برای ورود به شهریا درحقیقت عبورازباروهشت دروازه دراطراف آن تعبیه شده بوده که دارای امکانات حفاظتی مناسب بوده است.
هردروازه دارای دو برج بزرگ در دو طرف بوده که از بناهای اطراف بارو بلندتر بوده است.این دو برج به وسیله سردر دروازه به همدیگر متصل می شده اند و در بالای برجها اطاقی بوده که تیراندازان و نگهبانان دروازه های شهرازآن استفاده می کرده اند.
هردروازه دارای دولنگه دربزرگ چوبی بوده که به وسیله نگهبانان که به دروازبان مشهوربوده اند بازوبسته می شده است.
دروازه بانها معمولا‍ در یک اتاق کوچکی که درکناردروازه قرارداشته اتراق می کردند و طبق معمول صبح زود در بزرگ دروازه بازمی کردند وپس از غروب آفتاب آن را می بستند و اگرکسی در ساعت غیرمقرر به دروازه می رسید حق ورود یا خروج از دروازه را نداشت.
درکنارهردروازه یک آب انبارویک باب مسجدکوچک قرارداشته که هنگام خروج و ورود به دروازه می توانستند ازآن استفاده نمایند.
درزمان هایی که شهرموردحمله قرارمی گرفته درهای دروازه های شهر را می بسته اند و برای اینکه دشمن نتواند آنها را باز کند درپشت درها تپه هایی از خاک می انباشتند و یک یا دو دررا برای ورود وخروج در نظرمی گرفتند و تنها دروازه میرصالح دارای یک درو یک برج بوده که دروازه در وسط برج تعبیه شده بوده است.
دروازه های اصلی اردکان عبارت است از:دروازه کوشکنو، دروازه علی بیک و دروازه امیری در شمال ، دروازه بازار نو و دروازه میرصالح در جنوب ، و دروازه های آخوند و خالو زمان در شرق و دروازه سیف درغرب و درسمت جنوب شرقی نیز در زمانهایی که خطری شهر را تهدید نمی کرد ، دروازه کوچکی تعبیه می کردند که به دروازه سوراخک مشهور بوده است.

منابع تامین آب
آب آشامیدنی داخل حصار بست از طریق آب انبار تامین می شده است.آب غیر شرب نیز توسط چهار رشته قنات که از جنوب وارد بافت می شده و پس از عبور از طول 850 متری بافت از شمال خارج می گردیده تامین می شده است.

این رشد قناتهااز منازل و اماکن عمومی شهر عبور می کرده و مردم با حفر پاکنه که در اصطلاح محلی به آن جوی (جوخ) گفته می شود به آن دسترسی پیدا می کرده اند.
مسیر قناتها تا حدی مستقیم بوده است.خانه ها و اماکن اطراف قناتها نیز با حفر کانالهای انحرافی بخشی از آب را به طرف خانه های خودشان منحرف می نموده اند و که در اصطلاح محلی به مسیر مستقیم قنات راسته و مسیر انحرافی آن کجه و مسیر انحراف دیگر جدا شده باشد کجه بر کجه می نامیده اند.از چهار رشته قنات که از داخل بافت عبور می کرده قناتهای شورآبه ، مورتین و بهاءالدین آباد در زیرزمین قرار داشته ولی قنات نیلی در سطح زمین جریان داشته از دروازه بازارنو وارد بافت شده و پس از عبور از طول بازار از دروازه کوشکنو خارج می شده و به علت عبور این قنات از کنار بازار و سایر اماکن عمومی، ماده تاریخ (آبرو یافت اردکان زین آب) برای آن در نظر گرفته شده است که بر اساس حروف ابجد سال 1040 قمری به دست می آید که سال احداث قنات علی آباد نیلی می باشد.

مراکز اقتصادی
بزرگترین مرکز اقتصادی شهر بازار بزرگ و چهار سوق زیبا و معروف آن بوده که از جنوب به شمال امتداد داشته و طول آن به 750 متر می رسیده است. تاریخ بنای این بازار مشخص نیست ولی صاحب جامع مفیدی (ج 3،ص726) که در سال 1085 کتابش را تدوین نموده از این بازار و چهار سوق و قنات نیلی نام برده است.
در محل چهار سوق دو بازارچه کوچک یکی در غرب و دیگری در شرق قرار داشته که یکی به دروازه آخوند و دیگری به دروازه سیف منتهی می شده است. در داخل بازار علاوه بر مغازه های مختلف چند تیمچه یا تجارتخانه نیز قرار داشته است همچنین در هر محله ای بازارچه کوچکی وجود داشته تامین کننده مایحتاج اهالی محله بوده است.

حسینیه یا میدان
در هر مرحله حسینیه های کوچک یا بزرگی قرار داشته که در اصطلاح محلی به آنها میدان میگفته اند،اگر چه در ماه محرم از این حسینیه ها برای عزاداری استفاده می شده ولی در طول سال اغلب آنها به صورت مراکز تجاری در می آمدن است، زیرا این میدانها در نزدیکی دروازه های ورودی شهر قرار داشته و هیزم و زغال و سایر اقلامی که در داخل مغازه نمی توانستند بفروش برسانند در این میدانها خرید و فروش می گردیده است.عمده ترین میدانهای اردکان عبارت بوده است از: حسینه(میدان) بازلرنو در نزدیکی دروازه بازار نو، میدان کوشکنو در نزدیکی دروازه کوشکنو ، میدان علی در نزدیکی دروازه سیف ، میدان بالاده در نزدیکی دروازه میرصالح ، میدان زین الدین در نزدیکی دروازه آخوند ، میدان علی بیک در نزدیکی دروازه علی بیک. دور تا دور اغلب میدانها نیز مغازه های وجود داشته که از آنها به عنوان کارگاههای زیلوبافی ، لبافی و حلاجی و... استفاده می شده است.

کاروانسرا
کاروانسراها نیز به عنوان مراکز تجارت و اسکان کاروانها محسوب می‌شده‌اند و اغلب آنها در نزدیکی مراکز تجاری بنا شده بودند چنانچه کاروانسراهای حضرتی، گودالگ و کوشکنو در مسیر بازار شمال به جنوب قرار داشته‌ و کاروانسرای میدان علی در مسیر بازار شرق به غرب و کاروانسرای علی بیک در نزدیکی میدان و بازارچه محلی علی بیک قرار داشته است.
در دوره قاجار کاروانسرای سلطان در کنار دروازه سیف و کاروانسرای دیگری در کنار دروازه بازارنو و کاروانسرای علی بیک در بیرون دروازه علی بیک بنا گردیده که این سه کاروانسرا چسبیده به حصار شهر بوده‌اند امّا راه ورودی آنها بیرون از دروازه بوده است.
رباط شاه عباسی هم که در مسیر راه یزد به اصفهان ساخته شده بوده حدود دویست متر تا دروازه بازارنو فاصله داشته است.

اماکن رفاهی
حمام به عنوان عمده‌ترین اماکن عمومی رفاهی در قدیم محسوب می‌گردیده و تمام حمامهای داخل بافت وقفی می‌باشد اغلب آنها برای تعمیر و بعضی از مصارف دیگر آن نیز دارای موقوفات می‌باشند. حمامهای داخل بافت نسبتاً‌ بزرگ و قسمت‌های زنانه و مردانه آن بصورت مجزا و نزدیک به هم بنا شده‌اند. قدیمیترین حمام داخل بافت، حمام بازار است که خوشبختانه تاکنون نیز سالم و مورد استفاده می‌باشد.
دیگر حمامهای داخل بافت عبارت است از: حمام حاج ملاحسن و حمام چرخاب در محله چرخاب، حمام کوشکنو در محله کوشکنو، حمام طالب در محله زین‌الدین و حمام بازار در کنار مسجد جامع و مسیر بازار شرق به غرب بوده است. جالب اینکه تمامی آنها تقریباً در ضلع غربی بافت قدیم قرار داشته‌اند.

آب انبار
آب انبارها به عنوان تأمین کننده آب آشامیدنی داخل و خارج از بافت قدیم بوده‌اند و اغلب آنها توسط افراد خیّر بنا شده بوده و دارای موقوفاتی جهت آبگیری و تعمیرات می‌باشند. این آب انبارها علاوه بر تأمین آب شرب مصرفی مردم، اغلب دارای پاکنه آب قنات بوده که از آنها برای شستشو و تجدید وضو استفاده می‌کرده‌اند و در بالای سردر آنها نیز مسجدهای کوچکی برای برگزاری نماز یا محلی برای استراحت تعبیه شده بوده است. استفاده از آب انبار بطور کلی رایگان می‌بوده و تمام آب انبارها دارای مسیرهایی بوده‌اند که در فصل زمستان از آب قنات صدرآباد و باغستان آبگیری می‌شده‌اند.
آب انبارهای اردکان اغلب دارای سه بادگیر یک طرفه می‌باشند که از این نظر در نوع خود حالت منحصر به فردی دارند که هیچ کجای ایران نظیر آنها دیده نمی‌شود. همچنین سقفهای خشتی و گنبدی شکل خزینه‌های آب انبارها و راه‌پله‌های آجری زیبای آنها نماد معماری اردکان محسوب می‌گردند.
اکثر آب انبارهای داخل بافت قدیم هنوز سالم و قابل بهره‌برداری می‌باشند و در مواقع قطع آب از آنها استفاده می‌گردد.

مسجد
از نکات بسیار جالبی که در بافت قدیم اردکان دیده می‌شود وجود مساجد متعدد و بسیار بزرگ است که علی‌رغم توسعه اردکان در چند سال اخیر هنوز مسجد جامع داخل بافت بزرگترین مسجد اردکان محسوب می‌گردد و این نشانگر وسعت نظر سازندگان آن می‌باشد.

مساجد بزرگ داخل بافت دارای دو قسمت به اصطلاح تابستانی و زمستانی «شبستان و گنبد خانه» می‌باشند و به جز مسجد حاج محمدحسین اکثر آنها از خشت و گل ساخته شده‌اند تاریخ بنای قدیمیترین آنها مشخص نیست، ولی آثار موجود در مسجد زیرده و جامع مربوط به اواخر قرن دهم هجری قمری می‌باشد. دیگر مساجد داخل بافت عبارت است از مسجد حاج سعیدا و مسجد حاجی رجبعلی در محله چرخاب، مسجد زین الدین واقع در محله زین الدین، مسجد حاج محمد حسین واقع در کنار بازار بزرگ شهر، مسجد کوشکنو در محله کوشکنو.
علاوه بر مساجد بزرگ تعداد زیادی مسجد کوچک نیز در محلات مختلف وجود دارد که نام بعضی از آنها چنین است: مسجد آرد خرما، مسجد میدان سنگ، مسجد قرائت خانه، مسجد کوچه‌ خاتمی، مسجد حاج محمدرضا، مسجد محله تیران، مسجد سرپل، مسجد حسینیه بازار نو و ...

آسیاب
بطور کلی آسیابهای بزرگ در منطقه اردکان بوسیله آب قنات به چرخش درمی‌آمده و به همین دلیل اغلب آنها در خارج از بافت قرار داشته است. تنها یک آسیاب آبی که بوسیله آب قنات مورتین کار می‌کرده، به نام آسیاب «دزدگ» در داخل بافت قرار داشته است و همچنین تعدادی دستاس یا آسیاب دستی در خانه‌های مردم وجود داشته که برای بلغور کردن گندم و جو، از آنها استفاده می‌شده است.

دربند
یکی دیگر از ویژگیهای بافت قدیم اردکان دربندهای متعدد بوده است. هر دربند متعلق به افراد خاصی بوده که به علت قدرت مالی و نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بوده‌اند که درِ ورودی این خانه‌ها در داخل دربند باز می‌شده است. در ابتدای دربند دری نسبتاً‌ بزرگ قرار داشته که شبها می‌بسته‌اند و خانه‌های داخل دربند از امنیت بیشتری برخوردار بوده‌اند، ‌اغلب دربندهای موجود در اردکان متعلق به اوائل دوره قاجار می‌باشد و در محله چرخاب قرار دارد. مشهورترین آنها عبارت است از: دربند صدرالفضلا، دربند مجد العلما، دربند حاج ملا تقی، دربند سلطان،‌ دربند سنائی و...

بادگیر
بادگیر به عنوان اصلی‌ترین منبع تأمین هوای خنک در بافت قدیم محسوب می‌گردیده است لذا بطور قطع می‌توان گفت که تمام خانه‌ها دارای یک یا چند بادگیر بوده است، ‌تعداد چشمه‌های بادگیر بستگی به وسعت اتاق یا صفه‌ای داشته که بادگیر به آن منتهی می‌شده است. بادگیرهای اردکان یک طرفه و دهانه آنها به طرف شمال می‌باشد و بادی هم که از آن طرف می‌وزد به شَمال مشهور است. بادگیرها اکثر از خشت و گل می‌باشد و در قسمت بالای آن چشمه‌های تعبیه شده و سقف چشمه‌ها اغلب بصورت شیب‌دار در نظر گرفته می‌شده تا باد بهتر به داخل بادگیر هدایت گردد.
اتاق بادگیر یا صفه اگر چه بیشتر در قسمت جنوب خانه قرار داشته امّا در بعضی از خانه‌ها اتاق‌هایی در شمال خانه وجود داشته که دارای بادگیر بوده است.
تعداد چشمه‌های بادگیر اگر چه طبق یک سنت محلی فرد است امّا در بادگیرهای بزرگ بیشتر نشانگر عرض اطاق یا صفه می‌باشد. ارتفاع بادگیر نیز نسبت به ساختمانهای اطراف بسیار موزون و هماهنگ است چنانکه در خط آسمانه بافت قدیم اردکان یک ساختمان ناموزون و نامتناسب وجود نداشته است، ولی در سالهای اخیر ساخت و سازهای داخل بافت این توازن را به هم زده و هر بیننده یا یک نگاه می‌تواند این ناهماهنگی را مشاهده نماید.

ویژگیهای ساخت و ساز
ساخت و ساز در بافت قدیم با خشت و گل صورت می‌گرفته و این کار علاوه بر اینکه نیاز به حمل و نقل مصالح را کم می‌کرده، محاسن عمده دیگری نیز داشته که مهمترین آنها جلوگیری از نفوذ سرما و گرما به داخل ساختمان بوده است، همچنین برای تهیه خشت از گِلِ کفِ حیاط استفاده می‌کرده‌اند، در نتیجه حیاط خانه از سایر قسمتها گودتر می‌شده و این امر سبب می‌گردیده تا رطوبتِ داخل اتاقها و صفه‌های اطراف حیاط از طریق دیوارهای آجری به داخل حیات منتقل گردد و بالظبع دیوارها و کف اطاق‌ها خالی از رطوبت می‌شده است

اشکذر(یزد)

  • جمعیت :
    13957
  • مساحت :
  • کد تلفن :
    352

وجه تسمیه اشکذر
در تاریخ جدید یزد آمده است که بنای اشکذر به دست اشکین زال (اشک بن زال) که از ملوک الطوایف زمان اشکانیان بوده ، بنیانگذاری شده است که اهالی نیز این موضوع را تایید می کنند و لذا پیشوند « اشک» دقبقا به همین علت می باشد در مورد پسوند « ذر» به دلیل نبودن منبع تاریخی اطلاع دقیقی در دست نیست ، ولی به گفته ی اهالی اشک بن زال زنی داشته به نام « آذر» که به گفته ی آنها پسوند « ذر» مخفف همان نام آذر در لهجه ی بومب بوده است.نویسندگان کتب تاربخی ، بنای اولیه ی شهر اشکذر را از زمان اشکانیان می دانند . احمد بن حسن بن علی کاتب یزدی ، مولف کتاب تاریخ جدید یزد می نویسد : « در زمان اشکانیان ، اشک بن زال (اشکین زال) که از ملوک الطوایف بود ، اشکذر را او ساخت » با این توضیح ، اشکذر در زمان اشکانیان به وجود آمده است و قدمت آن به حدود 2000 هزار سال می رسد. عده ای اشکذر را خیلی قدیمی ترمی دانستند و معتقدند که بنای اولیه ی اشکذر به علت حمله ی شنهای روان در زیر خاک مدفون گشته است . بنای موجود اشکذر ، با احداث قنات کویر به دست اشک بن زال که منشا آن در نزدیکی صفاییه کنونی در یزد است ، آغاز و شروع به رشد نموده است و مردم در کمال خوشی و آبادانی به کشاورزی می پرداخته اند . این قنات از زمان احداث حدود 120 قفیز آب داشته و اراضی بسیاری را به زیر کشت می برده است.

آب و هوای اشکذر
این منطقه فاقد کوهستان و در نتیجه دارای آب و هوای صحرایی با طوفان های توام با شن و ماسه می باشد . تپه های هلالی شکل که یکی از پدیده های فرسایش بادی است در تمام مناطق مشاهده می گردد به همین علت از زمان های بسیار قدیم برای مصون بودن روستاها از طوفان های کویری ، خانه ها و اماکن اصلی ده به صورت متمرکز و مزارع و باغات ، مساکن را محاصره کرده اند .

ویژگیهای‌ طبیعى‌
شهرستان اشکذر شبیه‌ مثلثى‌ است‌ که‌ یک‌ رأس‌ آن‌ متوجه‌ جنوب‌ است‌ و در ضلع‌ شمالى‌ آن‌ شهرستان‌ اردکان‌، در ضلع‌ شرقى‌ آن‌ بخش‌ مرکزی‌ و در ضلع‌ غربى‌ آن‌ نیز بخش‌ خضرآباد همین‌ شهرستان‌ قرار گرفته‌ است و با مساحت 45 کیلومتر مربع در 20 کیلومتری شمال غربی شهرستان یزد قرار گرفته است و جمعاً 134 آبادی‌ در خود جای‌ داده‌ است ؛ شهرستان‌ اشکذر در دشت یزد - اردکان‌ واقع شده است‌ . در سراسر این‌ دشت‌ برخانهای‌ (تپه‌های‌ شنى‌ هلالى‌ شکل‌) متعدد که‌ حاصل‌ فرسایش‌ بادی‌ است‌، به‌ چشم‌ مى‌خورد. گفته‌ مى‌شود که‌ منشأ این‌ شنهای‌ روان‌ ناحیة ندوشن‌ و باتلاق‌ گاوخونى‌ است‌. به‌طور کلى‌ این‌ ناحیه‌ دارای‌ ویژگیهای‌ آب‌ و هوای‌ صحرایى‌ است‌. میانگین‌ حداکثر و حداقل‌ دما طى‌ یک‌ دورة کوتاه‌ مدت‌ 6 ساله‌ (1357-1363ش‌) به‌ ترتیب‌ حدود 28 و 10 درجة سانتى‌گراد برآورد شده‌ است‌. میانگین‌ بارش‌ سالانه‌ طى‌ همان‌ سالها 68 میلى‌متر بوده‌ است‌. شهر اشکذر فاقد رودخانة دائمى‌ است‌ و تنها، رودخانة رحمت‌آباد که‌ از ارتفاعات‌ خونزا در شمال‌ باختر یزد سرچشمه‌ مى‌گیرد، در فصل‌ بارندگى‌ دارای‌ جریان‌ آب‌ است‌ .

بروز طوفانهای‌ شن‌ و ماسه‌ و فرسایش‌ بادی‌ حاصل‌ از آن‌ از ویژگیهای‌ این‌ ناحیه‌ است‌ که‌ همراه‌ دیگر عوامل‌ نامساعد طبیعى‌ از جمله‌ کمى‌ ریزشهای‌ جوی‌ و کاهش‌ تدریجى‌ منابع‌ آب‌ زیرزمینى‌، موجب‌ فقدان‌ پوشش‌ گیاهى‌ شده‌ است‌. در این‌ دشت‌ جانورانى‌ مانند آهو، روباه‌، خرگوش‌ و گونه‌هایى‌ از پرندگان‌ مانند کبوتر و تیهو وجود دارند.
شهرستان اشکذر در اواسط نیمة نخست‌ سدة حاضر از بخشهای‌ یازده‌گانة شهرستان‌ یزد به‌شمار مى‌رفته‌، و 22452نفر را در خود جای‌ مى‌داده‌ است. با تغییراتى‌ در حدود سیاسى‌ - اداری‌ کشور، اشکذر هم‌اکنون‌ به عنوان یک شهرستان در استان‌ یزد است‌ و از 134 آبادی‌ آن‌، 26 آبادی‌ دارای‌ سکنه‌ و 108 آبادی‌ خالى‌ از سکنه‌ شده‌ که‌ خود گویای‌ افزایش‌ مهاجرت‌ روستاییان‌ به‌ شهرهای‌ بزرگ‌ است‌ . بر مبنای‌ آخرین‌ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌،29177نفر ( 6277خانوار) در این‌ بخش‌ سکنى‌ دارند که15401تن‌ از آنان‌ مرد و 13776تن‌ زن‌ بوده‌اند. بدین‌سان‌ در مقابل‌ هر 100 زن‌، 111 مرد در این‌ بخش‌ وجود داشته‌ است .

ویژگیهای‌ اقتصادی
فعالیت‌ اقتصادی‌ ساکنان‌ اشکذر و دهستان‌ رستاق‌ ، در رشتة کشاورزی‌، صنایع‌دستى‌، پیشه‌وری‌ و کارگری‌ است. با وجود مشکلات‌ دسترسى‌ به‌ منابع‌، کشاورزی‌ مهم‌ترین‌ فعالیت‌ مردم‌ ناحیه‌ به‌شمار مى‌رود. درگذشته‌ بیش‌ از 50 قنات‌، آب‌ موردنیاز کشت‌ را فراهم‌ مى‌کرده‌اند که‌ در ایجاد و توسعة ی روستاها نقش‌ مهمى‌ داشته‌اند. با حفر چاههای‌ عمیق‌ و نیمه‌عمیق‌ متعدد و بهره‌برداری‌ بى‌رویه‌ از آنها و همچنین‌ کمى‌ بارش‌، به‌تدریج‌ بسیاری‌ از قنات ها خشک‌ و بدون‌ استفاده‌ مانده‌اند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد که‌ در 1358ش‌، از 22 قنات‌ موجود دربخش‌ اشکذر همگى‌ خشک‌ بوده‌اند، در عوض‌ در همان‌ سال‌ از 37 چاه‌ عمیق‌ و 29 چاه‌ نیمه‌عمیق‌ در این‌ نواحى‌ بهره‌برداری‌ مى‌شده‌ است‌. خشک‌ شدن‌ قناتها، خود عاملى‌ برای‌ مهاجرت‌ روستاییان‌ به‌ شهرها بوده‌ است‌. این‌ مهاجران‌ اغلب‌ در شهرهای‌ قم‌، تهران‌، سبزوار و مشهد سکنى‌ گزیده‌اند. عده‌ای‌ نیز در جست‌ و جوی‌ کار به‌ کشورهای‌ حاشیة ی خلیج‌فارس‌ رفته‌اند.
در اشکذر از دیرباز برای‌ اندازه‌گیری‌ آب‌ از واحدی‌ محلى‌ به‌ نام‌ جرّه‌ یا جرعه‌ - معادل‌ 12 دقیقه‌ آب‌ - و برای‌ اندازه‌گیری‌ زمین‌ از مقیاسى‌ به‌نام‌ قفیز استفاده‌ مى‌شده‌ است.

فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ اشکذر به‌طور عمده‌ عبارتند از گندم‌ و جو، نباتات‌ علوفه‌ای‌، دانه‌های‌ روغنى‌، حبوبات‌ و پیاز که‌ در کنار آنها نباتات‌ جالیزی‌، انار، پسته‌، گوجه‌فرنگى‌ و سیب‌ درختى‌ نیز به‌ عمل‌ مى‌آید و اخیراً به‌ علت‌ مساعد بودن‌ زمین‌، تولید پسته‌ رو به‌ افزایش‌ گذاشته‌ است‌. چرخاب‌ یکى‌ از نواحى‌ مساعد کشاورزی‌ بخش‌ اشکذر به‌شمار مى‌آید که‌ به‌سبب‌ برخورداری‌ از آب‌ فراوان‌ و خاک‌ حاصل‌خیز در تولید محصولات‌ کشاورزی‌ و جالیزی‌ اهمیت‌ دارد. به‌طور کلى‌ برخى‌ از فرآورده‌های‌ کشاورزی‌ بخش‌ اشکذر به‌ نواحى‌ دیگر استان‌ و نیز سایر استانها صادر مى‌شود . در سالهای‌ اخیر، دولت‌ برای‌ تثبیت‌ شنهای‌ روان‌ در این‌ منطقه‌ اقدام‌ به‌ کشت‌ نهال های‌ ویژه ی نواحى‌ کویری‌ مانند تاغ‌ و گز و اسکنبیل‌ کرده‌ است‌ و این‌ خود افزون‌ بر جلوگیری‌ از فرسایش‌ بادی‌ و محافظت‌ از روستاها، در مساعد نمودن‌ نسبى‌ آب‌ و هوای‌ منطقه‌ مؤثر بوده‌ است‌.
پرورش‌ دام‌ و طیور در کنار زراعت‌ از دیگر فعالیتهای‌ اقتصادی‌ مردم‌ این‌ نواحى‌ است‌.
ویژگیهای‌ طبیعى‌ این‌ بخش‌ نیز سبب‌ توسعة صنایع‌دستى‌، به‌ویژه‌ قالى‌بافى‌ به‌ عنوان‌ کمک‌ درآمد خانوارهای‌ ساکن‌ دهستان‌ رستاق‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ کارگاههای‌ نساجى‌ قدیمى‌ (شَعْربافى‌) به‌تدریج‌ به‌ کارگاههای‌ صنعتى‌ بدل‌ شده‌ است‌. هم‌اکنون‌، از کارگاههای‌ متعدد قالى‌بافى‌،گلیم‌بافى‌،ریسندگى‌و بافندگى‌الیاف‌و تولیدپارچه‌بهره‌برداری‌ مى‌شود. علاوه‌ بر صنایع‌ نساجى‌، کارگاههای‌ رنگ‌سازی‌، فیلترسازی‌، اتاق‌ و تانکرسازی‌، موزائیک‌سازی‌، آجر پزی‌، سنگ‌بری‌، مواد پلاستیکى‌ و کفش‌دوزی‌ نیز در این‌ بخش‌ فعالیت‌ دارند. از دیگر تولیدات‌ مهم‌ اشکذر، آجر است‌ که‌ در کارخانه‌ای‌ واقع‌ در سرچشمه‌ تولید مى‌شود؛ همچنین‌ از معدن‌ سنگ‌ گچ‌ واقع‌ در نزدیکى‌ روستای‌ عصرآباد به‌ نحو مطلوبى‌ بهره‌برداری‌ مى‌شود .

ویژگیهای‌ فرهنگى
مجموعه‌ای‌ از شرایط طبیعى‌، اقتصادی‌ و فرهنگى‌ موجب‌ علاقه‌مندی‌ ساکنان‌ اشکذر به‌ تحصیل‌ علم‌ بوده‌ است‌؛ به‌گونه‌ای‌ که‌ هم‌اکنون‌75 دبستان‌، 27 مدرسة راهنمایى‌، 10 دبیرستان‌ و یک‌ مدرسة فنى‌ و حرفه‌ای‌ در آنجا وجود دارد. عده‌ای‌ نیز برای‌ فراگیری‌ علوم‌ اسلامى‌ راهى‌ مدارس‌ علوم‌ دینى‌ دیگر نواحى‌ به‌ویژه‌ شهر قم‌ مى‌شوند .

ساکنان‌ اشکذر، به‌طور عمده‌ مسلمان‌ و شیعه‌ هستند . علاوه‌ بر اماکن‌ متعدد مذهبى‌ مسلمانان‌، یک‌ آتشکده‌ به‌نام‌ «درب‌ مهر»، متعلق‌ به‌ زرتشتیان‌، در روستای‌ الله‌آباد دایر است‌.

آثار باستانی
1)اسفنجریه ی اشکذر (اسفنجرد)
2)مسجد جامع اشکذر (مربوط به دوره ی صفوی)
3)آسیاب آبی اشکذر (مربوط به قرن هشتم ه.ق)
4)مسجد حاجی رجبعلی اشکذر
5)قلعه ی قدیمی اشکذر
6)مسجد ریگ رضوانشهر
7)باغ وزیر حجت آباد
8)بادگیر عصرآباد
9)گنبد تاج‌ در روستای‌ ابراهیم‌آباد
10)قلعه‌ و خندقى‌ در روستای‌ عزآباد 11)خانقاه‌ و آرامگاه‌ سلطان‌ محمودشاه‌
12)امامزاده‌ سیدحسین‌ در روستای‌ بندرآباد 13)ویرانه‌های‌ شهر کهنه‌ در مجومرد

درباره ی شهر تاریخی اشکذر
این‌ شهر مرکز بخش‌ اشکذر در 22 کیلومتری‌ شمال‌ یزد و در 8 کیلومتری‌ باختر جادة یزداردکان‌ واقع‌ شده‌ است‌. طول‌ جغرافیایى‌ آن‌ 54 و 13 و عرض‌ جغرافیایى‌ آن‌ 32 و ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا 1175متر است‌ .

برخى‌ منابع‌ تاریخى‌ یزد، زمان‌ برپایى‌ اشکذر را به‌ دورة ملوک‌ الطوایف‌ِ پارتى‌ و به‌ اشک‌، پسر زال‌ نسبت‌ داده‌اند . بعید نیست‌ که‌ این‌ نسبت‌ به‌ سبب‌ شباهت‌ اسمى‌ بوده‌ باشد . ولى‌ به‌طور قطع‌، اشکذر در دورة اسلامى‌ در ابتدای‌ سدة 8ق‌ وجود داشته‌ است‌، چه‌ بناهایى‌ متعدد مربوط به‌ آن‌ دوره‌ در این‌ شهر برپا بوده‌ است‌. نخستین‌ آنها خانقاهى‌ بوده‌ که‌ شیخى‌ صاحب‌ کرامت‌، به‌نام‌ شیخ‌ تقى‌الدین‌ دادا آن‌ را ساخته‌ بوده‌ است‌. دیگری‌ خانقاهى‌ است‌ منسوب‌ به‌ امیر رکن‌الدین‌ محمد قاضى‌ (د 732ق‌) از اعیان‌ یزد. در این‌ مکانها نیازمندان‌ اطعام‌ مى‌شده‌اند. بسیاری‌ از املاک‌ و قناتهای‌ اشکذر نیز به‌صورت‌ وقف‌ اداره‌ مى‌شده‌، و عایدات‌ حاصل‌ از آنها به‌ مصرف‌ درماندگان‌ و نیازمندان‌ مى‌رسیده‌ است‌ .
اشکذر در اواسط نیمة نخست‌ سدة حاضر قصبة مرکز بخش‌ اشکذرِ شهرستان‌ یزد به‌شمار مى‌آمده‌، و 2943نفر جمعیت‌ داشته‌ است‌ . در نخستین‌ سرشماری‌ عمومى‌ جمعیت‌ کشور در 1335ش‌، جمعیت‌ شهر اشکذر 2220برآورد شده‌ است‌ . سرشماری های‌ مربوط به‌ سالهای‌ 1355 و 1365ش‌ جمعیت‌ شهر را به‌ ترتیب‌ 1776و 9637نفر گزارش‌ کرده‌اند و آخرین‌ سرشماری‌ جمعیت‌ در 1370ش‌، گویای‌ جمعیتى‌ معادل‌ با 10558نفر (2236خانوار) در شهر اشکذر است. بدین‌سان‌ درصد رشد جمعیت‌ بین‌ سالهای‌ 1355 تا 1365ش‌، 1/5% و بین‌ سالهای‌ 1365 تا 1370ش‌ 9/2% بوده‌ است‌. جمعیت‌ فعلى‌ شهر در مساحتى‌ بالغ‌ بر 1/18 کیلومتر مربع به‌ سر مى‌برند. آمار موجود نشان‌ مى‌دهد که‌ در میان‌ افراد 6 ساله‌ و بالاتر ساکن‌ در اشکذر 4/67% با سواد بوده‌اند که‌ این‌ نسبت‌ در بین‌ مردان‌ 6/74% و در بین‌ زنان‌ 3/59% بوده‌ است‌.
ساکنان‌ شهر در گروههای‌ عمدة زیر دارای‌ فعالیت‌ اقتصادی‌ هستند: 8/17% در کشاورزی‌ و دامپروری‌ و 9/23% در صنعت‌، 8/23% در ساختمان‌ و بقیه‌ در سایر گروههای‌ عمده‌ اشتغال‌ داشته‌اند. در کنار فعالیتهای‌ عمدة اقتصادی‌، صنایع‌دستى‌ از قبیل‌ فرش‌بافى‌، زیلو بافى‌، پارچه‌بافى‌ و یک‌ کارخانة جوراب‌بافى‌ در این‌ شهر دایر است‌ .
براساس‌ آخرین‌ سرشماری‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسکن‌ شهرستان‌ یزد از خانوارهای‌ معمولى‌ ساکن‌ این‌ شهر، 6/97% از برق‌ و 7/96% از آب‌ لوله‌کشى‌ و 7% از تلفن‌ در محل‌ سکونت‌ خود استفاده‌ مى‌کنند. آب‌ آشامیدنى‌ 8/97% از خانوارهای‌ شهر از مخزن‌ عمومى‌ تأمین‌ مى‌شود. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ برای‌ پخت‌ و پز در 8/88% از خانوارهای‌ معمولى‌ ساکن‌، گاز و در 3/7% نفت‌ سفید بوده‌ است‌. سوخت‌ عمدة مصرفى‌ برای‌ ایجاد گرما در محل‌ زندگى‌ 5/95% از خانوارها نیز نفت‌ سفید بوده‌ است‌.
آثار کهن‌ برجای‌ مانده‌ در اشکذر از این‌ قرار است‌: یک‌ آسیاب‌ کهن‌ که‌ سقف‌ آن‌ گنبدی‌ شکل‌ است‌ و برای‌ ساخت‌ آن‌ از آجر استفاده‌ شده‌، و سقف‌بندی‌ و آجرکاری‌ و نقشهای‌هندسى‌ آن‌درخور توجه‌است‌؛ مسجد جامع‌ اشکذر که‌ مربوط به‌ سدة 9ق‌ است‌؛ ویرانه‌های‌ اسفنجرد و یک‌ قلعة کهن‌ که‌ گفته‌ مى‌شود قدمت‌ آن‌ به‌ هزار سال‌ پیش‌ مى‌رسد.

بافق(یزد)

  • جمعیت :
    31046
  • مساحت :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

بافق، مرکز شهرستان بافق، یکی از شهرهای استان یزد در ایران است.
این شهر بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ دارای جمعیتی برابر با ۳۰٬۸۶۷ نفر بوده‌است.
شهر بافق زادگاه بزرگانی چون شیخ محمد تقی بافقی، شرف الدین علی بافقی، مستفی بافقی، نوائی بافقی، جلالی بافقی، مرادی بافقی، عبدالرضا خان بافقی است. این شهر در فاصله ۱۲۰ کیلومتری جنوب شرق یزد و در چهار راه بین‌المللی خطوط راه‌آهن جنوب به شمال و شرق به غرب قرار گرفته‌است. خط آهن مشهد-بندرعباس و تهران-کرمان در بافق از هم می‌گذرند.
کوهستان‌های بافق در شرق این شهرستان قرار دارند که مهم‌ترین آن بن‌لخت با ۳۰۰۲ متر ارتفاع است. بنابراین مناطق شرق بافق آب وهوای ملایم‌تر و کوهستانی دارد و مناطق غربی، آب و هوای بیابانی و گرم و خشک دارد.
مهم‌ترین رودخانه بافق رودخانه شور است که از ماهان کرمان شروع شده و در کویر در انجیر به گل می‌نشیند. مهم‌ترین بناهای تاریخی بافق عبارتند از آرامگاه امام‌زاده عبدا..، مسجد جامع، پیرمراد، قاضی میر جعفر و قلعه باقرآباد.
این منطقه یکی از قطب‌های معدنی کشور محسوب می‌شود. مهم‌ترین معادن سنگ آهن چغارت، فسفات آسفوردی، سرب و روی کوشک، سه چاهون و… بوده که بخشی از جمعیت را به کار گرفته‌اند و سنگ آهن بافق مهم‌ترین تأمین کننده مواد اولیه مورد نیاز صنعت فولاد و آهن کشور می‌باشد. مهم‌ترین محصولات کشاورزی بافق گندم، جو و روناس می‌باشد. بافق تنها شهرستان استان یزد است که دارای نخلستانهای پهناور می‌باشد.
مهم‌ترین صنایع دستی مردم بافق: قالی بافی، بافت پادری، جارو و بادبزن و حصیر می‌باشد.
کارخانه ذوب روی بافق و کاشی زمرد، نئوپان مقاوم، کارخانه‌های ماکارونی و کارخانه کود شیمیایی فرآیند کود و سم بافق و کاشی آپادانا از مراکز مهم صنعتی بافق است. اجرای طرح توسعه چغارت و احداث کارخانجات مختلف در شهرک صنعتی و صنایع جوار ریلی و جوار معدنی بویژه آگلومراسیون و گندله سازی، توسعه شیلات و کشاورزی و دامپروری خصوصاً مرکز تحقیقات شتر از جمله طرح‌های صنعتی این شهرستان هستند.
این شهر دارای دو محله اصلی لرد و قلعه می‌باشد. به دلیل آب و هوای گرم منطقه می‌توان خرماوپسته را مهمترین محصولات کشاورزی این شهر دانست

بهاباد(یزد)

  • جمعیت :
    7387
  • مساحت :
  • نام قدیمی :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    352

یکی از شهرهای استان در ۲۲۰ کیلومتری شمال شرقی یزد است. بیشتر مردم آن به کشاورزی و دامپروری مشغول بوده و دین مردم اسلام (شیعه) می‌باشد. از محصولات کشاورزی این منطقه می‌توان به گندم, جو, زیره, پسته, انگور, انار و اخیرا زعفران با کیفیت بالا نام برد. مقبره عالم بزرگ اسلامی ملا عبدالله بهابادی در این شهر قرار دارد. شهر بهاباد قدمتی دیرینه دارد که در تاریخ نقل شده‌است که در زمان مغول‌ها این شهر به کلی نابود شده‌است.و دوباره بازسازی شده‌است.این شهر یکی از شهرهای کویری ایران است که در حاشیه دشت لوت واقع شده‌است ولی با این حال شهری سرسبز است و در بارندگی آن نسبتاً زیاد است. در قدیم انگور بهاباد بسیار معروف بوده‌است ولی اکنون بیشتر باغات این منطقه مربوط به پسته‌است. نام قدیم این شهر تالی بوده‌است و دارای آبهای زیرزمینی فراوان می‌باشد که مقدار زیادی از آن به معدن چادرملو می‌رود که سبب پایین آمدن سطح آب و در نتیجه تلخ شدن آن شده‌است. بنابر اسناد اتاریخی محدوده معدن چادرملو همواره متعلق به این بخش بوده‌است که به دلیل اعمال نفوذ تنی چند به شهرستان اردکان پیوسته‌است. گویش محلی مردم این منطقه بیشتر به گویش مردم استان کرمان نزدیک می‌باشد. به عنوان مثال به آخر کلمات خود حرف «او» اضافه می‌کنند مانند اینو به جای این و کوچکو به جای کوچک. از غذای محلی این شهر می‌توان نون کوتو را نام برد. احمدآباد، کویجان و بنستان، آسفیچ از روستاهای مهم این منطقه‌است. در روستاهای اطراف این شهر به دلیل سردی آب و هوا گردو و بادام پرورش داده می‌شود.

وجه تسمیه :
بهاباد از دو واژه به و آباد تشکیل شده که واژه به با تلفظ فتح به معنی تحسین و با تلفظ کسر به معنی خوب و نیکی و بهتر می شود که در این صورت کلمه بهاباد به معنی بهترین آبادی می باشد . البته شاید نام قبلی آن غیر از این بوده و به علت ویرانی آن و ساختن آبادی جدید به بهاباد تغییر نام یافته که به معنی بهتر از آبادی قبلی معنی می شود.

چگونگی پیدایش و قدمت تاریخی :
شهر بهاباد دارای سابقه طولانی است ولی به علت موقعیت جغرافیایی بارها در جنگلها و یا توسط عوامل طبیعی به کلی نابود شده است. تا قبل از حمله مغول بر ایران بهاباد شهری آباد بوده و فرقه اسماعیلیه در اطراف این بخش قلعه های مستحکمی در ارتباط با قلعه طبس احداث نموده بودند. هلاکوخان برای سرکوب این فرقه به منطقه حمله برده و علاوه بر انهدام قلعه ها شهر را هم با خاک یکسان کرد. آثار خرابه های آن هنوز در چند کیلومتری شهر بهاباد فعلی به نام شهرک قرار دارد.

ازحمله مغول تا دوران صفویه در رابطه با این منطقه اطلاعات دقیقی در دست نیست و مطالب و مدارک تاریخی در مورد این شهر توسط بعضی نویسندگان و مورخین نوشته شده که از آن جمله می توان کتاب امثال جامع جعفری نوشته تراب نائینی, بستان السیاحه نوشته شیخ محمود شبستری, پاورقیهای کتاب حماسه کبیر نوشته پاریزی, کتاب تاریخ کرمان نوشته محمد علی خان وزیری, یادگارهای یزد نوشته ایرج افشار و جامع مفیدی نوشته محمد مستوفی بافقی را نام برد که از عظمت شهر بهاباد در آنها ذکر شده است. بهاباد در سال 1348 مرکز بخش شد و در سال 1362 شهرداری در آن دایر گردید.

آثار و ابنیه تاریخی :
از جمله آثار و ابنیه تاریخی شهر بهاباد می توان مسجد جامع, مزار شیخ ضیاء الدین, مزار ملاعبدالله و برخی آثار دیگر را نام برد. شهر بهاباد دارای ۱۳ مسجد و یک حسینیه بوده و ساختمان 5 مسجد دیگر در حال احداث می باشد

تفت(یزد)

  • جمعیت :
    16454
  • مساحت :
  • کد تلفن :
    352
  • سایت شهرداری :
    www.taft.ir

تفت منطقه‌ای باستانی با پیشینه‌ای بلند مدت است. این شهر از هر لحاظ با یزد پیوند تاریخی داشته و نامش همیشه با آن، همراه بوده‌است.
متأسفانه در مورد شهرستان تفت سوابق تاریخی موجود، نمی‌تواند قدمت واقعی آن را معلوم کند. هر چند رد پای تاریخ و ماقبل تاریخ در گوشه به گوشه این شهرستان قابل مشاهده‌است، از جمله نقاشیهای حک شده بر کوه ارنان در ناحیه پشتکوه که سابقه آن را باستان شناسان حتی به دوازده هزار سال قبل نسبت داده‌اند، یا اسامی مانند روستای توران پشت که بنیاد آن را به توران دخت ساسانی نسبت داده‌اند، چنین قدمتی را مسلم می‌دارد. به هر صورت قدر مسلم این است که (موقعیت منطقه و کشفیات تاریخی آن نیز همین موضوع را اثبات می‌نماید) منطقه عمومی تفت از زمان قبل از اسلام وجود داشته و به تعبیر عبدالحسین آیتی نوسینده کتاب تاریخ یزد (آتشکده یزدان)، یزد بدون تفت هیچگاه وجود نداشته‌است.
واژه تفت، در اوستا «تفته» به معنی «گرم شده» است. مردم تفت بر این باورند که به دو دلیل این شهر، یکی به دلیل که هر دو مورد درست بوده و کاربرد دارند. در دیگر فرهنگ‌ها تفت به معنی قهر و غضب، خرام و خرامان، گیاه دارویی که خوردن بیخ آن مانند تاتوله جنون آورد، نیز آمده‌است. شهر تفت را، که زادگاه علامه تفتازانی است، به دلیل وجود چشمه «نصیری» در پای «چنار سرده»، «تفت نصیری» نیز نامیده‌اند.
تفت، در فرهنگ معین به معنی گرم شدن، حرارت، گرم یا به معنای سبدی چوبین که در آن میوه جای دهند، آمده‌است. نام تفت در منابع تاریخی و عرفانی از قرن نهم هجری به بعد همراه با نام شاه نعمت‌الله ولی آورده شده‌است. در برخی منابع این شهر به دراز شهر معروف است، زیرا تمام خانه‌ها و ساختمانهای آن اطراف یک خیابان طولانی واقع شده‌است و یک رودخانه در طول شهر وجود دارد که سالهاست مردم منتظر دیدن ذره‌ای آب در آن رودخانهٔ خشکیده هستند.
کلمه تفت در غالب کتب لغت به مفهوم: گرم، گرمی، با حرارات، تند، تیز، با شتاب و ... آمده‌است. در کتاب غیاث الغات چاپ هند در مورد واژه تفت آمده‌است: « نام جائی از مضافات یزد و سبدی است که برای نهادن گل و میوه سازند».
با توجه به شرایط جغرافیایی این شهر می‌توان گفت: معنای اخیر به نظر می‌رسد با موقعیت شهر تفت همخوانی بیشتری دارد در فرهنگ دهخدا نیز با مفهومی مشابه آورده شده‌است (سبدی مدور و کم عمق که از ترکه یا برگ سازند و میوه در آن نهاده و سر آن نیز بر ترکه تر برگدار بافته و محکم کنند). در فرهنگ معین مفهوم اخیر به این صورت آمده‌است: «سبد چوبینی که در آن میوه جا دهند». نام چهار محلّه از محلّات تفت شامل: باغ گلابدان، باغ گلستان، باغ خندان، باغ مورتین که با پیشوند باغ شروع می‌شود و محلّات راحت آباد و حوض بلبل نیز مؤیّد مفهوم سبد گل و سبد میوه هستند.
موقعیت شهرستان
شهرستان تفت با وسعت ۵۸۴۶ کیلومتر مربع معادل ۸۶/۷ درصد وسعت استان یزد، در فاصلهٔ ۲۰ کیلومتری مرکز استان یزد در مسیر جادهٔ یزد- شیراز قرار دارد. ارتفاع آن از سطح دریا ۱۵۸۰ متر و متوسط بارندگی آن در سال ۱۸۶ میلیمتر می‌باشد. بر اساس جدید ترین تقسیمات کشوری دارای دو بخش، دو شهر و ۱۰ دهستان (پیشکوه، شیرکوه، نصرآباد، علی آباد، دهشیر، بنادکوک، سخوید، زردین، کهدوییه و گاریزات) است. شهرستان تفت دارای ۱۴۴۴ آبادی است که ۳۳۶ روستای آن دارای سکنه و ۱۱۰۸ آبادی خالی از سکنه می‌باشند.
اقلیم شناسی
از نظر شرایط اقلیمی و کلیماتولوژی، اقلیم شهرستان تفت نیمه خشک و کوهستانی بوده و دارای چهار فصل مشخص است. آب و هوای شهرستان تفت نیمه بیابانی است، که به دلیل قرار گرفتن در دامنه شیرکوه نسبت به یزد، دارای تابستانهای ملایم تر و بارندگی بیشتری است. بیشترین درجه حرارت، در تابستان ۳۴ و کمترین آن در زمستان ۱۲ درجه سانتی‌گراد است. رطوبت در تابستان ۱۵ درصد و در زمستان ۳۰ درصد بوده و میانگین بارندگی سالیانه برف ۷۰ سانتی‌متر و باران تا ۶۰ سانتی‌متر است. شرایط اقلیمی حاکم بر شهرستان تفت به علت وجود عوارض طبیعی گوناگون، متفاوت است. از یک طرف وجود ارتفاعات شیرکوه و از طرف دیگر مجاورت با کویر ابرکوه، شرایط متفاوتی را ایجاد نموده‌است. هر چند منطقه در قلمرو آب و هوای معتدله گرم فوق مداری قرار گرفته، اما وجود ارتفاعات بالای شیرکوه، بارندگی آن را نسبت به استان کویری یزد در وضعیت کاملاً متفاوتی قرار داده‌است. شیرکوه و دامنه‌های آن در روستاهای کوهپایه‌ای واقع در بخش نیر از مهمترین حوزه‌های باران خیز استان است، هر چه از ارتفاعات فاصله بگیریم میزان بارندگی کاهش می‌یابد، به طوریکه از ارتفاعات تا دامنه‌ها و از دامنه‌ها تا کوهپایه‌ها و سرانجام دشتها میزان بارندگی کمتر گشته و در مجاورت کویرها و کفه‌های کویری ابرکوه به حداقل می‌رسد. قلل و ارتفاعات بالای منطقه و به خصوص شیرکوه، محل ریزش برف بوده و در زمستان تشکیل برفخانه کوچکی را می‌دهند که بعضاً آثار آن تا بهار نیز باقی است. میزان نزولات در ارتفاعات ۳۰۰ تا ۳۵۰ میلیمتر و در دامنه‌ها به ۲۵۰ میلیمتر می‌رسد. بیشترین نزولات جوی در زمستان و کمترین آن در مهر ماه است. غالباً جهت باد در فصل گرم از شمال و شمال شرقی و در فصل سرد از جنوب و جنوب غربی است.
مشخه‌های جمعیتی
جمعیت شهرستان تفت به جز دههٔ اوّل انقلاب (۱۳۶۵ - ۱۳۵۵) که رشد داشته‌است در ۲۰ سال اخیر با رشد منفی رو به رو بوده‌است و از ۶۶۸۴۰ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۴۷۲۶۰ نفر در سال ۱۳۸۵ کاهش یافته‌است. ۳۶ در صد از این جمعیت در شهرها و ۶۴ درصد در روستاها سکونت دارند. البته ناگفته نماند از سال ۱۳۸۰ تا کنون، به دلیل افتتاح چند مرکز آموزش عالی و رونق اقتصادی، شهر تفت مهاجر پذیر شده‌است. جمعیّت بومی این شهرستان از نظر مذهبی، شیعه و زردشتی هستند ولی در سه دههٔ اخیر، مهاجرین افغانی و معاودین عراقی که بیشتر از پیروان اهل سنّت هستند، جمعیّت نسبتاً تأثیر پذیری را تشکیل داده‌اند. آمار غیر رسمی ولی نزدیک به واقعیّت، تعداد مهاجرین افغانی را در سال‌های اوّل انقلاب ۲۷۰۰ نفر و معاودین عراقی را در دههٔ ۱۳۵۰ حدود ۸۰۰ نفر نشان می‌دهد که اکثراً از کردهای ایرانی و عراقی به تفت و توابع آن تبعید شدند ولی پس از مدّت کوتاهی اکثریّت آنان مراجعت نمودند و حدود ۲۵۰ نفر از آنان برای مدّت قابل توجّهی در تفت ساکن بودند. در حال حاضر کمتر از ۱۰۰ نفر از معاودین عراقی در تفت سکونت دارند. در کنار افاغنه و معاودین عراقی تعدادی از هموطنان جنگ زده از شهرهای جنوبی کشور (آبادان، اهواز و خرمشهر) به این شهر آمده و رحل اقامت افکنده‌اند. مهاجرت به هند و پاکستان نیز یکی از مشخّصه‌های جمعیّتی مردم این شهر است که تأثیر و تأثّر فرهنگی، اجتماعی خاصّ خود را داشته‌است. این پدیده سابقه‌ای بالغ بر صد سال دارد. اگه چه اوّلین تفتی‌های مهاجر، به انگیزهٔ اشتغال و تجارت به هند و پاکستان رفته‌اند ولی به تدریج عوامل دیگری از قبیل ادامه تحصیل و ازدواج هم مزید بر علّت شده‌است. در حال حاضر تعداد قابل توجّهی از اهالی تفت در کشور هند و پاکستان سکونت دائمی داشته و مشاغل و مناصب مختلفی را برعهده دارند.
نمونه‌هایی از نفوذ فرهنگ هند و پاکستان بر فرهنگ مردم تفت:
۱- به کار بردن تعدادی از واژه‌های هندی در گویش محلّی تفت مانند: اورجین، چپر، تِلی و ....
۲- رواج چند نوع از خوراکی‌های هندی و کاربرد ادویه هندی در رژیم غذایی خانواده‌ها مانند: اَچار ( نوعی ترشی)، کیمه، دال چاول و ...
۳- استعمال بعضی القاب و اسامی شخصی و خانوادگی که به صورت پیشوند یا پسوند به کار می‌رود مانند: هندی، پِکارد، چَشتَه و ....
۴- رواج انواع پوشاک به ویژه زنانه، و برخی از لوازم خانگی در زندگی مردم تفت.
عوارض طبیعی و پدیده‌های جغرافیایی
مهمترین و اصلی ترین ارتفاعات منطقه تفت شیرکوه با ارتفاع ۴۰۷۵ متر است که آن بلندترین نقطه استان یزد و به عبارتی بلندترین کوه یزد محسوب می‌گردد. تفت در دو قسمت انتهایی دره‌ای نسبتاً پهناور و سیلابی (در محل ، معروف به «رود تفت ») قرار دارد. شیب این دره از منتهی الیه جنوب غربی شهر تفت (در ارتفاع ۱۶۰۰ متری) به سمت شمال شرقی (ارتفاع در نزدیکی شهرک قدس : ۱۵۲۰ متر) کاهش می‌یابد. شهر تفت از شمال و شمال غربی با کوههای آقا اعلا و بِن چادر و از جنوب و جنوب غربی با کوههای تفت / تفته کوه و گلوبادام احاطه شده‌است.
شهرستان تفت را رشته کوههای متعدد احاطه نموده‌است، به گونه‌ای که می‌توان این شهرستان را ناحیه عمده کوهستانی استان به شمار آورد. دره‌های واقع در بین ارتفاعات، زیباترین، سرسبزترین و خوش آب و هوا ترین نواحی ییلاقی استان را به وجود آورده‌است. وضعیت ارتفاعات تفت به گونه‌ای است که از قدیم الایام تاکنون سه ناحیه مشخصی را به وجود آورده‌است که در گویش عمومی به نواحی پشتکوه، پیشکوه و میانکوه معروف گردیده‌است. البته در قسمتی از نواحی پشتکوه و میانکوه، شهرستان مهریز نیز سهیم می‌باشد. اما آنچه که به پیشکوه معروف گردیده‌است کلاً در شهرستان تفت قرار دارد.
ارتفاعات و مهمترین قلل در ارتفاعات ناحیه شمالی:
ارتفاعات ناحیه شمالی شهرستان، خط الرأسها و قلل نسبتاً مرتفعی را به وجود آورده‌است که دره سیلابی تفت را در جهت شمالی- جنوبی از دشت وسیع یزد-اردکان مجزا می‌سازد. مهمترین قلل این ارتفاعات از غرب به شرق به ترتیب عبارتند:
کوه تلخستان : ۲۹۲۰ متر
کوه قوچان ۲۸۹۶ متر
کوه مسجد ۳۱۳۳ متر
کوه زربند : ۳۰۹۹ متر
کوه باد آسمان : ۲۵۵۲ متر
کوه کاسه : ۱۶۰۶ متر (که در غرب جاده یزد به تفت قرار گرفته‌است)
کوه سنگ تراش: ۱۶۷۹ متر (که در شرق جاده مذکور واقع شده‌است)
ارتفاعات و مهمترین قلل ( قله‌ها) در ارتفاعات ناحیه جنوبی:
از بهم پیوستن این ارتفاعات، منحنی ای به طول تقریبی ۸۰ کیلومتر به وجود می‌آید که از غرب به شرق کشیده شده و تفت را از حوضه آبریز دشت یزد- اردکان جدا می‌سازد. حد جنوبی تفت نیز از اتصال خط الرأسها و جبال کم ارتفاعی به وجود می‌آید که ۷۵ کیلومتر ادامه داشته و قلل آن از شمال به غرب عبارتند از:
کوه چاه میل ۲۶۰۰ متر
کوه بازرگان ۲۴۴۷ متر
کوه چاه ریز ۲۴۰۰ متر
ارتفاعات و مهمترین قلل ( قله‌ها) در ارتفاعات حد شرقی:
در حد شرقی شهرستان تفت، قلل و خط الرأسهای بسیار مرتفعی قرار گرفته‌است که از بهم پیوستن آنها خط بسیار پرپیچ و خمی حاصل می‌گردد. قلل آن از ناحیه شمال به جنوب عبارتند از:

بخش غربی کوه بهروک - قله اصلی شیرکوه ۴۰۶۰ متر
کوه برفخانه ۳۹۹۰ متر
کوه لاخسه ۳۸۷۳ متر
و...
حد غربی شهرستان تفت، حد شرقی کویر پهناور اصفهان- ابرکوه- سعید آباد می‌باشد که با گسل بسیار بزرگی با امتداد شمال غربی، جنوب شرقی مشخص می‌گردد.
اراضی واقع در بین ارتفاعات این شهرستان اغلب به صورت دره‌های بزرگ و کوچک، مناطق مسکونی و آبادیهای شهرستان تفت را تشکیل می‌دهد که دره سیل گیرتفت و مناطق علی آباد، نصر آباد، سانیج و ناحیه وسیع پشتکوه (واقع در حد واسط ارتفاعات کم عرض جنوبی و ارتفاعات شیرکوه) از آن جمله‌اند.
جاذبه‌های طبیعی (ارتفاعات)
۱- کوه عقاب (عقاب کوه)
یکی از دیدنی‌های تفت، کوه عقاب (عقاب کوه) است. در نزدیکی شهرستان تفت و در فاصله ۳۰ کیلومتری محور یزد به شیراز، کوه نسبتا مرتفع و منفردی قرار گرفته که تصویری شبیه به یک عقاب نشسته را تداعی می‌کند.
۲- کوه تاریخی ارنان تفت
کوه تاریخی ارنان شهرستان تفت یزد که به عنوان نخستین کوه استان در سال ‪ ۷۸‬در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، از جمله جاذبه‌های تاریخی و طبیعی به شمار می‌رود.
کوه ارنان در فاصله یکصد کیلومتری مرکز یزد قرار دارد و ارتفاع آن از دامنه ‪ ۸۴۰‬ متر و محیط آن ‪ ۲۵‬کیلومتر است.سنگهای این کوه از جنس آهکی و گچی و از رسوبات دوران سوم زمین شناسی است. پوشش گیاهی آن بسیار متنوع ، متراکم و فشرده بوده و منبع تغذیه مناسبی برای حیوانات علف خوار و گوشتخوار است.در بررسی بعمل آمده از این کوه، ‪۲۷‬ قطعه سنگ به ابعاد مختلف که بر روی آنها نگاره‌هایی حک شده کشف شده‌است.
این نقوش شامل انواع مختلف بز کوهی،آهو،پرندگان، انسانهای سوار بر اسب ، الاغ و استر و تیر و کمان به دست و همچنین انسان برهنه نیزه به دست و گرز به دست است.
در انبوه این نگاره‌ها دو مورد نگارش با خطوط اسلامی وجود دارد که در یکی عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» و در دیگری دو نام «محمد» و «محمود» نقش بسته‌است. این نگاره‌ها در سال ‪ ۱۳۶۷‬ کشف شده‌است.
دورترین تاریخی که می‌توان برای این نگاره‌ها تصور کرد عصر آهن یعنی ‪ ۱۵۰۰‬ سال قبل از میلاد است. اثر تاریخی سنگ نبشته‌ها و نقوش روی سنگ روستای«دره گازه» تفت نیز که در سال ‪ ۷۹‬ درفهرست آثارملی به ثبت رسید از دیگر آثار چشم نواز این منطقه‌است.در این منطقه، نقوش حیوانی و آیات قرآنی بر روی تعدادی از صخره‌های رسوبی حجاری شده‌است.
صنعت (صنایع) شهرستان تفت:
شهرستان تفت به علت دارا بودن مناسب ترین شرایط آب و هوایی و منابع آب، شهرستانی کشاورزی و مناسب برای فعالیتهای کشاورزی و دامپروری محسوب می‌گردد، اما به علت نزدیکی به مرکز استان و استقبال سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در کانونهای نزدیک به مراکز عمده جمعیت و محورهای حمل و نقل جاده‌ای ریلی و هوائی، در سالهای اخیر این شهرستان در کانون توجهات سرمایه گذاران بخش صنعت قرار گرفته و واحدهای صنعتی در آن (بویژه در محور یزد - تفت) مورد استقبال واقع شده‌است.
صنایع فلزی، فرش ماشینی، کاشی و سرامیک، تولید مواد غذائی و دیگر صنایع بزرگ و کوچک در این شهرستان وجود دارد و فضاهای صنعتی در آن در حال گسترش می‌باشد. تا سال ۱۳۸۱ تعداد ۴۹۹ کارگاه صنعتی در نقاط مختلف این شهرستان در حال فعالیت بوده‌است.
معدن (معادن) شهرستان تفت:
مهم ترین صنایع دستی این منطقه را گیوه‌دوزی و قالی‌بافی تشکیل می‌دهد که توسط زنان و دختران در داخل کارگاه‌ها و یا در منازل مسکونی انجام می‌گیرد.
شهرستان تفت همچنین به خاطر دارا بودن معادن غنی انواع سنگهای ساختمانی بویژه سنگهای چینی، مرمر و مرمریت یکی از فعالترین کانونهای صنایع سنگهای ساختمانی به شمار می‌رود.
آثار تاریخی تفت:
۱-کوه اِرْنان
۲-آسیاب آبی
۳-مسجد شاه ولی
۴-قدمگاه اسلامیه (فراشاه)
۵-حسینه شاه ولی
۶-قلعه اسلامیه
۷-بازار تفت
۸-آسیاب آبی اسلامیه
۹-قدمگاه مرتضی علی (ع)
۱۰-غار اسلامیه
۱۱-مسجد شوده
۱۲-باغ علی نقی خان تفت
۱۳-باغ گلشن تفت
۱۴-چشمه تامهر
۱۵-قلعه شوّاز
۱۶-بقعه شیخ علی بلیمان- بیداخوید
۱۷-چنار قدیمی (اسلامیه)
۱۸-خانه‌های قدیمی
۱۹-مسجد جامع بیداخوید
۲۰-کاروانسرای دهشیر
۲۱-بقعه شیخ جنید توران پشت
۲۲-آب انبار کوهستانی (جادهٔ ده بالا)
۲۳-آب انبار برالسویّه
۲۴-مسجد جامع اسلامیه
۲۵-مسجد جامع طزرجان
۲۶-مسجد جامع ندوشن
۲۷-قلعه ندوشن

حمیدیا(یزد)

  • جمعیت :
    27615
  • کد تلفن :
    351
  • سایت شهرداری :
    www.hamidia.ir

 

حمیدیا شهری است در بخش مرکزی شهرستان یزد استان یزد ایران

 

 

خضرآباد(یزد)

  • جمعیت :
    283
  • کد تلفن :
    352

خِضرآباد شهری است در بخش خضرآباد استان یزد ایران .این شهر دارای 2000 نفر جمعیت است که در 50 روستا ساکن هستند یکی از این روستاها روستای بوز می‌باشد که در شکاف دو کوه بسیار بلند قرار گرفته یکی از این کوهها کوه مسجد نام دارد که 3500 متر ارتفاع دارد روستای بوز روستایی ییلاقی است که دارای باغهای مشجر بوده واهالی استان یزد در ان باغها ویلا هایی ساخته اند وتابستانها به انجا می ایند در زمستانها بعلت سرما وبارش برف همه از انجا می‌روند بجز یک خانواده . درختان گردو بادام زردالو سیب توت وشاه توت و...از میوه‌های ان است.

دیهوک(یزد)

  • جمعیت :
    3003
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    353

دیهوک یکی از شهرهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهر در بخش دیهوک از توابع شهرستان طبس قرار دارد.
جمعیت دیهوک در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۰۰۳ نفر بوده است.
شهر دیهوک در برخوردگاه جاده‌های اصلی کرمان به مشهد و یزد به مشهد قرار گرفته است. این دو جاده پس از رسیدن به دیهوک یکی شده و مسیر به سوی مشهد ادامه می‌یابد.این شهر از توابع استان خراسان بود که در تقسیمات جدید کشوری به استان یزد ضمیمه شده است.
فاصله دیهوک با مرکز استان ۴۷۰ کیلومتر، تا کرمان ۴۴۰ کیلومتر و تا بیرجند ۱۹۸ کیلومتر است. نزدیکی دو روستای مجاور دیهوک و بازک، که هم اکنون دو محله شهر هستند، از عوامل اصلی شکل‌گیری این شهر بوده است.
پیشینه
دیهوک در حدود ۱۵۰ سال پیش به نام دهک نامیده می‏شده است. از محلات قدیمی اطراف دیهوک عباسیه (که بر اثر سیل از بین رفت و سپس بازسازی شد)، محلات خانیک و انتظامیه است که از بخش‏های مشهور و مشخص دیهوک و اطراف آن به شمار می‏رود. دیهوک در سال ۱۳۵۷ بر اثر زمین‌لرزه به کلی ویران شد و اهالی روستا با کمک‏های دولت و احداث خانه‏های سازمانی در پائین‌دست روستا، حلقه اصلی این شهر را بوجود آوردند.
در پی استقرار یک پادگان نظامی در شهر، جمعیت زیادی از کارکنان پادگان به همراه خانواده‏هایشان در شهر سکونت یافته‌اند. به علت کمبود آب آشامیدنی این شهر با رکود رشد روبرو است.
در ۲۰ دی‌ماه ۱۳۸۶ نیز زمین‌لرزه‌ای به بزرگی ۴٫۷ ریشتر حوالی دیهوک را لرزاند

زارچ(یزد)

شهر زارچ (به سکون ر) در ۵ کیلومتری باختر شهر یزد در مرکز ایران قرار گرفته‌است. زارچ مرکز بخش زارچ است.
طول و عرض جغرافیایی آن ۳۱ درجه و ۵۹ دقیقه عرض شمالی و ۵۴ درجه و ۴ دقیقه طول شرقی است.
شهر زارچ تا سال ۱۳۴۲ خورشیدی جزو نواحی روستایی به‌شمار می‌رفت و از این سال بعنوان منطقه شهری شناخته شد و شهرداری آن در همان سال تأسیس گشت که در طبقه‌بندی ویژه شهرداریها در گروه درجه چهار قرار گرفت.
زارچ از مجموع چهارده شهر استان یزد هفتمین شهری است که بعد از شش شهر: یزد، اردکان، بافق، تفت، ابرکوه و مهریز شهرداری آن تأسیس گردیده‌است.

شاهدیه(یزد)

  • جمعیت :
    14374
  • کد تلفن :
    351

شاهدیه شهری است در بخش مرکزی شهرستان یزد استان یزد ایران.
شاهدیه از سه بخش تشکیل شده‌است ابرندآباد، گردفرامرز و نصرت آباد. ابرندآباد بزرگترین بخش از این سه بخش است و مرکز شاهدیه می‌باشد. گردفرامرز بلافاصله بعد از ابرندآباد قرار دارد و نصرت آباد در کنار این دو قرار گرفته‌است.شاهدیه حدودا ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد. و تقریبا به شهر یزد چسبیده‌است

طبس(یزد)

  • جمعیت :
    31948
  • کد تلفن :
    353

شهر طَبَس، مرکز شهرستان طبس، شهری کویری است در شمال شرقی استان یزد ایران. این شهر پیشتر جزئی از استان خراسان بود.
این شهر در مدار ۳۳ درجه و ۳۵ دقیقه شمالی و نصف‌النهار ۵۶ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی، در منطقه‌ای با آب و هوای بیابانی واقع شده‌است. ارتفاع شهر طبس از سطح دریا حدود ۶۹۰ متر است. در شرق شهر طبس رشته‌کوه بلندی به نام رشته کوه شتری قرار گرفته که ضلع شرقی چاله بزرگ طبس را تشکیل می‌دهد. معادن غنی ذغال سنگ این شهرستان حاکی از وجود جنگل‌های انبوه و دریاچه‌های بزرگ در گذشته‌های دور در این منطقه می‌باشد. این معادن، طبس را در ردیف یکی از غنی‌ترین مناطق کشور به لحاظ ثروت ملی قرار داده‌است.

اماکن دیدنی
باغ گلشن
ارگ
امام زاده حسین بن موسی الکاظم
روستای ییلاقی خرو
آب گرم مرتضی علی
طاق شاه عباس
سد کریت (قدیمی ترین و بزرگ‌ترین سد قوسی جهان)
روستای اصفهک
روستای ازمیغان(شالی کاری و نخیلات)
قلعه و مزار روستای پیرحاجات (قرن ۴ هجری)
کرانه‌های زیبای کویر
روستای دیدنی و تاریخی نای‌بند
روستای جوخواه و کاروانسراهای شاه عباسی متعلق به دوره صفویه در ۱۸کیلومتری طبس.
کال جنی و خانهٔ شریف گرگی در شمال جاده طوفان

عشق آباد(یزد)

  • جمعیت :
    4741
  • کد تلفن :
    352

عشق‌آباد شهری است در بخش دستگردان شهرستان طبس استان یزد ایران.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵، برابر با 4741 نفر بوده است.
در کمتر از دویست سال پیش در منطقه ای که به جلگه دستگردان معروف بود ، شاید اثری از آبادی به نام عشق آباد یافت نمی شد . روزی شخصی به نام خدابخش رمضان چاله را حفر نمود و از آن آب استخراج نمود . باتوجه به بالا بودن آبهای زیر زمینی برای این کار زحمت زیادی نکشید . وی با همان آب در محلی که اکنون شهر عشق اباد را تشکیل می دهد شروع به کشاورزی نمود و بر اثر علاقه ای که به این کار داشت از آن قنات کوچک روستایی ساخت که مرکز بخش و سپس شهر عشق اباد را تشکیل داد . البته در این منطقه روستاهایی با قدمت زیاد وجود داشت که به دلایلی نتوانستند مرکزیت بخش را به خود اختصاص بدهند . از جمله این روستاها می توان به موارد زیر اشاره کرد : هودر ،‌بادام تک (که در آن زمان که عشق آباد مرکزیت را بدست آورد خالی از سکنه بود و خرابه‌ای بیش نبود)، سریک ، میان آباد ( یکی از روستاهایی که مناسب برای مرکزیت بخش بودو از لحا ظ جمعیت هم از بقیه روستاهای اطراف جمعیت بیشتری داشت ولی به دلیل تعصب بیجا بزرگان یا به اصطلاح ریش سفیدان واملاک داران مبنی بر اینکه موجب شلوغی می‌شود یعنی اول مرکزیت به میان آباد پیشنهاد شد ولی همین بزرگان روستا نپذیرفتند )‌، دستگردان ، ملوند ، دلاکوک ، پاشنه دران ( بنا به بعضی روایات در قدیم در این منطقه شهری وجود داشته که هم اکنون در زیر ماسه های روان مدفون شده است .) و ..... به هر حال هم اکنون شهر عشق اباد که از ترکیب شهر عشق اباد و محله های زیرک آباد ، حاجی آباد و میان اباد تشکیل شده جمعیتی بالغ بر بیش از 4700 نفر را تشکیل می دهد .

عقدا(یزد)

  • جمعیت :
    6521
  • کد تلفن :
    352

عَقدا یکی از شهرهای استان یزد در مرکز ایران است. این شهر در بخش عقدا از توابع شهرستان اردکان قرار دارد.
جمعیت عقدا در سال ۱۳۸۵، برابر با ۴۷۵۸ نفر بوده است

مروست(یزد)

  • جمعیت :
    7609
  • کد تلفن :
    352

مَروَست شهری است در بخش مروست استان یزد ایران. جمعیت آن در سال ۱۳8۵ برابر با 7609نفر بوده‌است.
مجموعه ابنیه تاریخی مرکزی مروست نقطه دیدنی تاریخ این شهر است. این مجموعه عبارت است از: مسجد شاه حسین مروست، متعلق به دوران قاجاریه (که در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است)، مسجد حاجی قاسم، گنبدی، قلعه تاریخی 2000 ساله مروست، مسجد جامع، بقعه شیخ عبدالله و کاروانسرای شعبه.
در قدیم
در فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰ آمده‌است: مروست دهی مرکز دهستان هرات - مروست، بخش شهر بابک، شهرستان یزد، واقع در ۹۶ هزار گزی شمال باختری شهر بابک و کنار راه شوسه یزد به مروست، با ۲۵۴۲ تن سکنه. آب آن از قنات و محصول آن غلات است.

یزد(یزد)

  • جمعیت :
    432194
  • کد تلفن :
    351
  • سایت شهرداری :
    www.yazd.ir

یَزد مرکز استان یزد و مرکز منطقه وسیع و باستانی و کویری ای با همین نام در کشور ایران است و در فاصله 677 کیلومتری جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال 1385 مرکز آمار ایران برابر با 423,006 نفر بوده‌است.

یزد به شهر بادگیرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه‌ها»، «شهر شیرینی»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نیز شهرت دارد.

میدان امیرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضیاییه)، آتشکده زرتشتیان، ساعت مارکار، برج و باروی شهر، خانه‌های قدیمی چون خانه لاری‌ها و خانه عرب‌ها و خانه مرتاض و خانه رسولیان و خانه ملک التجار و خانه محمودی و ...، دخمه‌های زرتشتیان، حمام خان، بازارهای قدیمی چون بازار خان و بازار پنجه علی و ...، آب انبارهای فراوان چون آب انبار شش بادگیری و رستم گیو و ... و مسجد جامع یزد و بالاخره قلعه‌ها، کاروانسراها، تکیه‌ها، مساجد، پیرانگاه‌ها، قنات‌ها، کوچه‌ها، ساباط‌ها، حمام‌ها، و تمام سطح بافت تاریخی شهر یزد از اماکن دیدنی شهر است.

پیشینه تاریخی یزد
برخی از مورخان بنای اولیّه شهر یزد را به زمان اسکندر مقدونی نسبت می‌دهند که وی زندانی ساخته و نام آن را چنین نهاده‌است و به اعتقاد عده‌ای دیگر از تاریخ نویسان در دوره ساسانیان به فرمان یزد گرد اول (421-339 م) در این محل شهری بنام «یزدان‌گرد» بنا گردیده‌است. نام یزد از همین عنوان گرفته شده‌است و به معنی مقدس، فرخنده و در خور آفرین می‌باشد. ولیکن یافته‌های باستانشناسی و منابع مختلف نشان می‌دهد حداقل پیشنیه آن به چندین هزار سال می‌رسد و در زمان مادها از شهرهای جنوبی و مرزی ماد بوده‌است و در زمان هخامنشیان چهارراه مهم کشور بوده و دو شاهرا باستانی ایرانی قدیم در این نقطه با هم تقاطع داشته‌اند.
مورخین یونانی شهر کهن و باستانی را استیخا یا همان ایساتیس خوانده‌اند.
یزد به معنای پاک و مقدس و یزد گرد به معنای داده خدایی است. شهر یزد نیز به معنای شهر خدا و سرزمین مقدس است.

فرهنگ، زبان و گویش مردم یزد
مردم یزد به زبان فارسی رایج با پاره‌ای ویژگی‌های گویشی سخن می‌گویند و بسیاری از واژه‌ها و ترکیبات زیبای فارسی را در گویش خود حفظ کرده‌اند. در استان یزد برخی ویژگیهای گویشی میان شهرستانهای مختلف محسوس است. معتقدان به آیین زرتشتی در میان خود هنوز به زبان نیاکانشان سخن می‌گویند و بویژه مراسم مذهبی خود را با این زبان انجام می‌دهند. گویش یزدی بخشی از فارسی دری (فارسی خالص و اولیه ایرانیان) است.
از دبیرستان‌های قدیمی یزد می‌توان به دبیرستان مارکار، دبیرستان ایرانشهر و دبیرستان کیخسروی اشاره کرد. استان یزد با بیش از 52 درصد مصرف برق صنعتی یک استان صنعتی شناخته شده‌است.

محله‌های قدیم استان یزد
بادگیرمشخص‌ترین وجهه شهر معماری خاص کویری آن است. بادگیرها، مناره‌ها و گنبدها مشخص‌ترین جنبه ظاهری معماری شهر است. در این معماری از بادگیر برای گرفتن جریان باد و خنک‌کردن فضای ساختمان به کار می‌رفته‌است.
بافت و ساخت معماری ویژه منطقه یزد از بارزترین نمونه‌های معماری خاص اقلیم‌های گرم و خشک در جهان است. تناسب آن با نیازها و شرایط اقلیمی- فرهنگی مردم منطقه، گذشته از زیبایی خاص این معماری، از ویژگی‌های آن است. در مرکز هر محله معمولاً حمام، بازارچه، آب انبار، مسجد، حسینیه، لرد، کارگاه‌های کوچک، جوی آب (برای دسترسی به قنات) قرار دارد که بسیاری از این امکانات هنوز پا برجا هستند.
بادگیرخانه‌های قدیمی در جهت قبله ساخته شده‌اند. با این جهت گیری فضاهای تابستانی و اتاق‌های زمستانی به طرزی مفید پیرامون حیاط مرکزی قرار می‌گیرند.
حیاط مرکزی اصلی ترین فضای خانه یزدی است. حوض آب در وسط حیاط قرار گرفته‌است و باغچه‌ها دور تا دور آن با درختانی که نیاز کمی به آب دارند همچون اَنار، اَنگور، اَنجیر و پسته که علاوه بر سبزی خانه و تامین سایه و خنکی هوا از خشکی هوا نیز می‌کاهد.
از جمله نمونه‌های بارز معماری قرنهای گذشته محله فهادان یا یوزداران است که در گویش محلی جنگل یا محل یوزاران نامیده می‌شود. قدمگاه منسوب به امام رضا نیز در این گذر واقع شده‌است.

اقلیت‌های دینی نظیر یهودیان بیشتر در محله یهودی‌ها در سمت جنوب مسجد جامع ساکن هستند و کنیسه‌ای دارند. زرتشتیان نیز از جمله در محلّه عیش آباد، محلّه نعیم آباد، کوچه بیوک، محلّه نرسی آباد، محلّه اَهَرستان ساکن هستند.

صنایع یزد
در یزد صنایع بزرگی همچون فرش ستاره کویر یزد و فولاد آلیاژی و مجتمع صنعتی چادرملو و کارخانه فولاد نورد یزد و کارخانه کابل و فیبر نوری شهید قندی و صنایع کاشی و سرامیک و شرکت یزد موزائیک و صنایع غذایی رشد،شرکت پیشگامان کویر جای گرفته‌است که با وجود این صنایع حدود 53 درصد از مصرف برق در تعرفه صنعتی استفاده می‌شود.صنعت زرگری یا طلا سازی در یزد از مهمترین و مشهورترین صنایع یزد در سطح کشور است و سازه‌های زرگران یزدی با محصولات کشورهای خارجی از جمله ایتالیا رقابت می‌کند

ره‌آورد
شیرینی (قطاب، پشمک، باقلوا، کیک یزدی، لوزهای پنجگانه، حاجی بادام، سوهان و نان برنجی و ...)
پارچه شعربافی (ترمه یا انگشت بافت، زری، مخمل، ،دارایی یا ایکات، شمد، چادرشب، روتختی، دستمال یزدی و ...)
روانداز و زمین پوش (قالی، قالیچه، گلیم، سجاده، زیلو، پتو، سفره، بقچه، روفرشی، لنگ، حصیر و ...)
خاکینه (سفال، سرامیک، کاشی و ...)
سایر (انار، ارده، حلوا ارده، گیوه، سریشم، زیورآلات طلا و ...)

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.