سراب(اذربایجان شرقی)

 

 

سَراب یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان سراب در شرق این استان است. این شهر با ۴۲٬۰۵۷ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵، هفتمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.شهر زیبای سراب به دلیل واقع شدن در بین دو کوه سبلان و بزقوش، آب و هوایی سرد و کوهستانی دارد. این شهر در منطقه‌ای به وسعت ۱۳ کیلومتر مربع گسترده شده‌است. شهر سراب در ۸۶ کیلومتری غرب اردبیل، ۱۳۴ کیلومتری شرق تبریز و ۶۵۹ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.از آن‌جایی که سراب در کنار رود بنا شده‌است، نام آن را برگرفته از سر + آب می‌دانند.جنگ امیر وهسودان با غزها در سال ۴۳۶ قمری در کنار شهر سراب رخ داد. در حملات چنگیزخان مغول سراب نیز در سال ۶۱۷ ه. به شدت قتل و غارت شد. ترک‌زبان شدن شهرستان سراب از زمان سلجوقیان و کوچ ایل‌های ترک به منطقه آغاز شد.

وجه تسمیه
سراب مانند بسیاری از شهرهای ایران در کنار رود بنا شده‌است و احتمال می‌رود نام خودش را نیز از این جهت گرفته باشد به واسطه وجود آب‌های جاری فراوان که از دامنه کوه‌های سبلان و بزقوش در دشت سراب جاری می‌شود شاید نام سراب را بر این شهر گذاشته اند اما حمداله مستوفی در کتاب معروف خود یعنی نزهع القلوب می‌نویسد سراو شهریست از شرق سبلان مایل به قبله افتاد چو هوایش سرد است و آب آن از رودی که بدان شهر منسوب است از کوه سبلان برخیزد و در دریاچه چی چست (ارومیه) رود مردمش سفید چهره اند و سنی مذهب. یاقوت حموی این شهر را «سراو» یا «سرو» ضبط کرده و گوید در سال ۶۱۷ هجری مغول به آن شهر حمله کرد آن شهر خراب شد و بیشتر اهالی کشته شدند. مورخین نیز سراب را سراو ذکر کرده اند که در کنار رودخانه سراو بنا شده و از این نام اسم شهر را سراو یا سراب گذاشته اند جغرافی نویسان قدیم به جای نام سراب لغت سرالو را ذکر نموده اند. ابن حوقل در وصف این شهر گفته است سراو شهری است نیکو و دارای چند آسیاب و گرداگرد آن مزارع غله خیز و باغستان ها پر فراگرفته و مهمانخانه‌ای پاکیزه و بازار های خوب دارد.استان آذربایجان شرقی یکی از استان‌های ایران است. این استان بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین استان ناحیهٔ شمال غربی ایران (آذربایجان) محسوب می‌شود. استان آذربایجان شرقی از سمت شمال به جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان، از سمت غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی، از سمت شرق به استان اردبیل و از سمت جنوب شرق به استان زنجان محدود شده‌است. این استان دارای آب و هوای سرد کوهستانی بوده و کل محدودهٔ استان را کوه‌ها و ارتفاعات تشکیل داده‌اند. مساحت استان آذربایجان شرقی، ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع است که از این جهت، یازدهمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود. این استان محل اتصال دو رشته کوه مهم و اصلی کوه‌های ایران، یعنی البرز و زاگرس است و بلندترین نقطهٔ آن، قلهٔ کوه سهند است. مرکز استان آذربایجان شرقی، کلان‌شهر تبریز است. از شهرهای مهم و اقماری این استان می‌توان به مراغه، مرند، میانه و اهر اشاره کرد.

 

 

آبش احمد(اذربایجان شرقی)

 

  • جمعیت :
    ۲۳۲۹
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    04274

 

آبش احمد یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش آبش‌احمد شهرستان کلیبر واقع شده‌است.این شهر با ۲٬۳۲۹ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان دومین شهر شهرستان کلیبر و پنجاه و یکمین شهر استان آذربایجان شرقی مطرح می‌گردد.شهر آبش‌احمد در منطقه‌ای سرسبز و خوش آب و هوا و در حاشیه رودخانهٔ ارس واقع شده‌است. نام قدیم این شهر «احمدلو» بوده‌است. البته عده‌ای نیز بر این باورند که بنای این شهر توسط دو برادر به نام‌های «آبش» و «احمد» بوده‌است و این دو برادر اولین ساکنان آبش‌احمد بوده‌اند. از این‌رو نام این شهر را آبش‌احمد گذاشته‌اند.
شهر کوچک آبش‌احمد در 54کیلومتری خمارلو، 34کیلومتری هوراند و ۶۳ کیلومتری کلیبر قرار گرفته‌است. از آثار تاریخی این شهر می‌توان به «قلعه‌کندی» در جنوب شهر اشاره کرد. آب‌گرم معدنی «یل‌سویی» که در شمال شرقی قلعه‌کندی واقع شده‌است، از نقاط دیدنی و تفریحی آبش‌احمد محسوب می‌شود. «سد خاکی ارسباران» در 8کیلومتری این شهر قرار گرفته‌است. همچنین «امامزاده قاسم» نیز در ۱۰ کیلومتری آبش‌احمد واقع شده‌است. شغل اغلب اهالی این شهر کشاورزی و دامداری می‌باشد

آذرشهر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    107579
  • نام قدیمی :
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    04124

آذر شهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان آذرشهر می‌باشد. این شهر با ۳۶٬۸۰۱ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، به‌عنوان هشتمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. شهر آذرشهر در شرق دریاچهٔ ارومیه و غرب کوه سهند واقع شده‌است و آب و هوای بسیار مطبوعی دارد. ارتفاع این شهر از سطح دریا ۱٬۳۹۰ متر می‌باشد. آذرشهر در ۶۰ کیلومتری جنوب غرب تبریز و ۶۸۴ کیلومتری شمال غرب تهران قرار گرفته‌است. 

وجه تسمیه
واژهٔ «آذرشهر» که امروزه به این شهر اطلاق می‌شود، در دورهٔ سلطنت رضاشاه پهلوی و پس از آن‌که روستای قبلی به شهر تبدیل شد و ساختمان شهرداری در آن احداث گردید، بر آن گذارده شد. نام قدیم این شهر «دهخوارقان» بوده‌است که البته به اسامی مختلف دیگر از قبیل «ده‌خرقان» و «توفارقان» نیز مشهور بوده‌است. معنای واژهٔ دهخوارقان همان‌گونه که در خود واژه نیز به آن اشاره شده‌است، ده یا محل سکونت ایل «خوارقان» یا «خرقان» می‌باشد که به احتمال زیاد به‌دلیل سکونت این ایل در منطقهٔ آذرشهر، دهخوارقان خوانده شده‌است.

جغرافیا
شهر آذرشهر در غرب کوه سهند و در شرق دریاچهٔ ارومیه و در منطقه‌ای بسیار حاصل‌خیز واقع شده است. این شهر از یک سو به‌دلیل نزدیکی به کوه سهند از آب و هوایی نسبتاً سرد برخوردار گشته‌است و از سوی دیگر به‌جهت نزدیک ‌بودن به دریاچهٔ ارومیه آب و هوای نسبتاً مرطوب و ملایمی دارد. به‌طور کلی آب و هوای آذرشهر در زمستان‌ها سرد و در تابستان‌ها مرطوب و خنک است.
 

محصولات
عمده‌ترین محصول کشاورزی شهر آذرشهر که در واقع اصلی‌ترین سوغات این شهر به‌شمار می‌آید، لپهٔ آن است که در سراسر ایران باعنوان «لپهٔ آذرشهر» شهرت فراوانی پیدا کرده‌است و به‌عبارت دیگر به مهم‌ترین منبع درآمد مردم این شهر تبدیل شده‌است.
از محصولات دیگر آذرشهر می‌توان به‌گردو اشاره کرد که غالباً در اطراف این شهر و در دهستان‌های قبله‌داغی و قاضی‌جهان ینگجه و نیز در بخش گوگان تولید می‌شود.

مشاهیر
از مشاهیر آذرشهر می‌توان به «آشیق عباس توفارقانلی» و «سعیده آهنگری دهخوارقانی» اشاره کرد

آق کند(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    2029
  • کد تلفن :
    424

آق‌کند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش کاغذکنان شهرستان میانه واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش کاغذکنان است

 

 

اسکو(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    98988
  • کد تلفن :
    412
  • سایت شهرداری :
    www.oskucity.ir

اُسکو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اسکو می‌باشد.این شهر در ناحیهٔ غربی استان و در نزدیکی دریاچه ارومیه واقع شده‌است و از آب و هوای نسبتاً مناسبی بهره‌مند گشته‌است. شهر اسکو در میان باغات مختلفی به‌وجود آمده‌است و منظرهٔ این شهر از کوه‌های مجاور این واقعیت را اثبات می‌کند که اسکو یکی از باغ‌شهرهای ایران می‌باشد. جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بوده‌است که از این جهت پانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.اسکو در ۳۳ کیلومتری جنوب غرب تبریز واقع شده‌است. 

پیشینه
اسکو یکی از قدیمی‌ترین شهرهای آذربایجان است. قدیمی‌ترین منبعی که در آن از اسکو نام برده شده‌است، کتیبه‌ای است مربوط به‌حدود ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح که در لشکرکشی پادشاه آشور نوشته شده‌است. در این کتیبه به وجود قلعه‌ای پیرامون شهر اشاره شده که در حملهٔ سپاه آشور به همراه یک‌صد و یازده روستای دیگر به آتش کشیده شده‌است.
 

مردم
ساکنان شهر اسکو از نژاد ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. دین ساکنان این شهر اسلام و مذهب آنان شیعه دوازده‌امامی می‌باشد.
جمعیت اسکو برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۱۶٬۱۴۰ نفر بوده‌است که از این تعداد ۸٬۰۴۰ نفر مرد و ۸٬۱۰۰ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۴٬۹۲۸ خانوار بوده‌است. براساس همین سرشماری از مجموع ۱۶٬۱۴۰ نفر جمعیت ساکن اسکو، ۱۲٬۷۸۴ نفر باسواد و ۲٬۰۴۹ نفر بی‌سواد بوده‌اند

اهر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    150111
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    426
  • سایت شهرداری :
    www.e-ahar.ir

اهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان اهر است. این شهر با ۸۵٬۷۸۲ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان پنجمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی پس از شهرهای تبریز، مراغه، مرند و میانه مطرح می‌گردد. شهر اهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ ارسباران است و به عنوان مرکز این منطقه شناخته می‌شود.

جغرافیا
شهر اهر در مرکز منطقهٔ سرسبز و خوش آب و هوای ارسباران و در فضایی به وسعت ۱۵ کیلومتر مربع گسترده شده‌است و به همین دلیل، از آب و هوایی خوش بهره‌مند گشته‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا، ۱۳۴۱ متر می‌باشد. شهر اهر در ۸۹ کیلومتری شمال شرقی تبریز و ۷۶۵ کیلومتری شمال غربی تهران واقع شده‌است.

مردم
ساکنان شهر اهر، همانند اهالی سایر شهرها و روستاهای استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. شغل اصلی آنان، باغداری، دامداری و کشاورزی است. البته به دلیل تأسیس ادارات گوناگون دولتی و خصوصی در این شهر، عده‌ای نیز به کار در این‌گونه مراکز مشغولند. طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت این شهر بالغ بر ۸۵٬۷۸۲ نفر بوده‌است که از این تعداد ۴۲٬۷۹۶ نفر مرد و ۴۲٬۹۸۶ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۲۰٬۸۴۴ خانوار بوده‌است.

وجه تسمیه
در دوران پیش از اسلام، این شهر با نام «میمد» خوانده می‌شد که پس از ورود اسلام به ایران، نام آن به اهر تغییر پیدا کرد. معنای لغوی واژهٔ اهر در زبان عربی، گیاه زبان گنجشک است که به احتمال زیاد به دلیل فراوانی این گیاه در این منطقه به این نام، خوانده شده‌است.

محله‌ها
درگذشته، مجموعه شهر اهر از سه محله تشکیل می‌شده‌است: کوی سادات‌لو، کوی نخجوان‌لو و کوی باغبان‌لو. هر سه محله مسکونی بوده و در حدفاصل آن‌ها باغات انبوهی وجود داشته‌است. آب شهر از چند قنات تأمین می‌شده که در محله‌های مختلف شهر مانند قنات محلهٔ چلب‌وردی وجود داشته‌است. امروزه تقریباً همه آن‌ها از بین رفته‌است

ایلخچی(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    13985
  • کد تلفن :
    412

ایلخچی یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش ایلخچی شهرستان اسکو واقع شده‌است. این شهر در ۲۵ کیلومتری جنوب غرب کلان‌شهر تبریز قرار گرفته‌است.جمعیت این شهر، براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۱۳٬۹۲۷ نفر بوده‌است، که از این جهت، شانزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

مردم
طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، از مجموع ۱۳٬۸۲۷ نفر جمعیت ایلخچی، ۷٬۱۵۲ نفر مرد و ۶٬۷۷۵ نفر زن بوده‌اند که در ۴٬۰۱۴ خانوار ساکن این شهر بوده‌اند. هم چنین ۷۷ درصد از مردم باسواد و ۲۳ درصد بی‌سواد بوده‌اند.

اقتصاد
دراین شهر علاوه بر بانک‌های دولتی مؤسسات قرض‌الحسنه فعالیت چشم‌گیری دارند که از جمله صندوق قرض‌الحسنه الغدیر و صاحب‌الزمان از فعال‌ترین آن‌ها می‌باشد. ضمناٌ دانشگاه پیام نور نیز از اول مهر ۱۳۸۶ فعالیت خود را با پذیرش دانشجو شروع کرده‌است با وجود مراکز دانشگاهی و مؤسسات اقتصادی سرعت توسعه این شهر سریع‌تر گشته‌است و همچنیین کارخانه‌های صنعتی در اطراف این شهر، از جمله کارخانه ایران خودرو نیز وجود دارد. شهر ایلخچی علاوه بر قرار گرفتن در جاده ترانزیتی شاهرگ اتصال استان‌های کردستان و آذربایجان غربی به‌وسیله بزرگراه شهید کلانتری که از وسط دریاچه اورمیه می‌گذرد به استان آذربایجان غربی متصل می‌باشد. هچنین به‌وسیله ایستگاه زارعی که در ۳ کیلومتری شهر ایلخچی قرار گرفته به شبکه راه‌آهن سراسری کشور دسترسی دارد

باسمنج(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    10736
  • نام قدیمی :
  • کد تلفن :
    411

باسمِنْج یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده‌است. این شهر در ۱۰ کیلومتری جنوب شرق کلان‌شهر تبریز قرار گرفته‌است.جمعیت شهر باسمنج، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۱۰٬۷۳۶ نفر بوده‌است، که از این جهت، بیست و یکمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

وجه تسمیه
از قرن هشتم به‌بعد، واژهٔ باسمنج به‌صورت‌های «اوسبنج»، «وهوسفنج»، «فهوسفنج»، «اسفنج»، در بعضی متون دیده می‌شود.به‌نوشتهٔ رشیدالدین فضل‌الله، در دورهٔ او، قریهٔ اوسبنج مشهور به«‌ترک‌دیه»، از دیه‌های ناحیهٔ مهران‌رود شمرده می‌شد و حدودش متصل به‌شارع خراسان و به‌اراضی زرنق و شادباد علیا و شارع قریهٔ مرده‌ناب و فتح‌آباد بود.در یکی از قباله‌های مانده از 987، از همنام آن، مزرعه یا ده «اُسفنج» در ناحیهٔ بروانان (در مسیر جادهٔ قدیمی (میانه-بستان‌آباد-تبریز) نام برده‌شده‌است.در منابع تاریخی دورهٔ صفویه نیز نام فهوسفنج آمده‌است. به‌نوشتهٔ اسکندرمنشی در 989 هجری، سلطان محمد خوارزمشاه از سعیدآباد کوچ کرد و وارد فهوسفنج شد.
در زمان سلطان محمد خوارزمشاه، در جنگ میان قزلباش‌ها و سپاهیان عثمانی، در کنار رود فهوسفنج، عثمانی‌ها شکست خوردند و عقب‌نشینی کردند.شاه عباس یکم که در 998، بر اثر صلح با عثمانی، قسمت‌هایی از آذربایجان و شیروان و بنادر دریای خزر و کردستان و لرستان، یعنی متصرفات عثمانی‌ها در فاصلهٔ سال‌های 985 و 998 را به‌آن دولت واگذار کرده‌بود، در 1012، برای بازپس گرفتن آذربایجان از عثمانی‌ها، پیش از ورود به‌تبریز و پس از اقامت در کاروانسرای شبلی، وارد فهوسفنج شد.در 1027 هجری، قوای عثمانی به‌سرداری «خلیل پاشا»، شهر تبریز و در پی آن، قریهٔ فهوسفنج را تسخیر نمودند.در جنگ‌های ایران و روس در زمان فتح‌علی‌شاه قاجار، قشون روس، پیش از معاهدهٔ ترکمانچای، باسمنج را تصرف کرند، ولی پس از مدتی عقب نشست. به نوشتهٔ اعتمادالسلطنه، در 19 شوال 1264 هجری، ناصرالدین شاه قاجار با اردویی مرکب از 10٬000 نفر از شهر تبریز بیرون آمد و وارد باسمنج و در سفر به‌اروپا (از راه میانه-ترکمانچای-باسمنج) وارد شهر تبریز شد.
به‌نوشتهٔ «عبدالعلی ادیب‌الملک»، در دورهٔ ناصری، باسمنج یک حمام و دو مسجد و هفت خانوار رعیت و ده دکان داشت و مالیات دیوانی آن به 160 تومان می‌رسید.باسمنج در جریان جنگ‌های انقلاب مشروطیت و لشکرکشی قوای دولتی به‌آذربایجان، به لحاظ موضع سوق‌الجیشی، مدتی مقر حکم‌فرمایی عین‌الدوله بود و میان قوای ستارخان و قشون دولتی، بارها در آن‌جا زدوخورد روی داد. باسمنج بعدها مرکز بلوک مهران‌رود و جادهٔ تبریز به‌بستان‌آباد از وسط آن می‌گذشت.

مردم
در گذشته، کشاورزی و دامداری از کارهای پررونق و سودآور مردم این شهر محسوب می‌شد که در ۳۰ سال اخیر، به علت تأمین آب مشروب شهر تبریز از سفره‌های زیرزمینی منطقهٔ باسمنج، این مشاغل رونق خود را از دست داده‌اند. امروزه عدهٔ کثیری از اهالی این شهر، در کارخانجات صنعتی شهر تبریز فعال هستند و کارهای قدیمی از رونق افتاده‌اند.

گردشگری
به خاطر سرسبزی و وجود چشم‌اندازهای زیبای طبیعی در کناره‌های رودخانه مهران‌رود، در محور باسمنج به روستای سفیده‌خان و آب‌وهوای لطیف منطقه و همچنین نزدیک بودن این شهر به مرکز استان، در سال‌های اخیر این منطقه از نظر گردشگری اهمیت خاصی پیدا کرده‌است، به طوری که در چند سال گذشته ساخت و ساز ویلاها و سایر مکان‌های تفریحی در کناره‌های رودخانه مهران‌رود چند برابر شده‌است. همچنین در روزهای تعطیل، این شهر پذیرای عدهٔ زیادی از اهالی شهر تبریز است.

توسعه‌ شهر
به منظور اسکان سرریز جمعیت کلان‌شهر تبریز و تصمیم مسئولان امر برای احداث شهرک‌های مسکونی از جمله شهرک‌های شهرک آذران، شهرک خاوران و شهرک مهران‌شهر در مابین حوزهٔ استحفاظی شهرداری‌های تبریز و باسمنج، بر اهمیت این شهر افزوده شده‌است. چرا که با شروع ساخت‌وساز در این ۳ شهرک، شهر باسمنج به مرکز استان آذربایجان شرقی متصل خواهد شد و به‌عنوان منطقهٔ ۹ شهرداری تبریز شناخته خواهد شد. ولی به‌دلیل برخی مشکلات، از جمله طرح تبدیل شهر باسمنج به مرکز بخش، مجوز ساخت‌وساز در این شهرک‌های ۳گانه از سوی مقامات استانی و کشوری صادر نمی‌شود.

رونق شهر
قبل از احداث جادهٔ جدید تبریز - تهران، راه تهران از داخل این شهر می‌گذشت که رونق خوبی هم به شهر داده بود. ولی پس از به راه افتادن جادهٔ جدید، شهر باسمنج از توسعه مطلوب بازمانده‌است. ولی پیش‌بینی می‌شود با افتتاح آزادراه تبریز - زنجان - تهران که از حاشیهٔ جنوبی این شهر می‌گذرد، شهر باسمنج بار دیگر از رونق خوبی برخوردار شود.

محصولات
خیار باسمنج از نظر طعم و مزه بهترین خیار تولید کشور محسوب می‌شود که در گذشته قسمت عمدهٔ آن به خیارشور تبدیل می‌شد. ولی در سال‌های اخیر به علت کاهش شدید تولید، بیشتر به صورت خیار سبز روانهٔ بازار مصرف می‌شود. «خیارشور باسمنج» و «پنیر لیقوان» از مهم‌ترین محصولات تولیدی و تجاری این منطقه می‌باشد

بخشایش(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    5758
  • کد تلفن :
    432

بخشایش  یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان هریس واقع شده‌است. جمعیت این شهر، طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر ۵٬۷۵۲ نفر می‌باشد که از این جهت، سومین شهر پرجمعیت شهرستان هریس و سی و چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.
زبان
زبان مردم بخشایش، همانند سایر اهالی شهرستان هریس و استان آذربایجان شرقی، ترکی آذربایجانی است که در میان مردم به لهجهٔ محلی بخشایش تلکم می‌شود.
 یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی در حوزه فرمانداری شهرستان هریس، بخشایش می باشد که در فاصله 80 کیلومتری مرکز استان – تبریز – و 37 کیلومتری شهرستان بستان آباد واقع شده است. بخشایش در منطقه جلگه ای بنا شده و دارای آب و هوای کوهستانی با تابستانهای گرم و زمستانهای سرد و طولانی است. خاک حاصلخیز بخشایش برای تولید غلات بسیار مساعد است.  این شهر در بین دو رودخانه معروف آذربایجان موسوم به «اوجان چای» و «آجی چای» قرار گرفته است رودخانه اوجان که از ارتفاعات سهند شمالی سرچشمه می گیرد پس از طی مسافتی در نزدیکی این شهر وارد آجی چای می شود و بخشایش را می توان به عنوان محل تلاقی این دو رود معروف شناخت. به علت وجود طبقات نمکی در اراضی مجاور بخشایش آب آجی چای در این منطقه تلخ و غیر قابل استفاده کشاورزی و غیر مناسب برای شرب انسانی است.  همسایگان بخشایش:  بخشایش از طرف شمال با روستای بزرگ اربطان، از طرف جنوب با تازه کند و اشتلق سفلی و علیا، از سمت غرب با بخش نو و جانقور و از سمت شرق با شهر کلوانق همسایه می باشد. بخشایش به عنوان مرکز روستاهای فوق الذکر از شهرت و اعتبار خاصی برخوردار می باشد و این روستاها از لحاظ امور اقتصادی، اداری و خدماتی از طریق بخشایش تأمین و سرویس دهی می گردند.   جمعیت بخشایش:  بخشایش در حدود 25000 نفر جمعیت دارد که حدود 10000 نفر آن در بخشایش و 15000 نفر آن در مراکز تهران، تبریز، کرج، قم و ... زندگی می کنند که نوعاً با زادگاه خود در رفت و آمد و ارتباط دائمی می باشند و اگر در پاره ای از منابع خارجی نفوس بخشایش را 15000 نفر معرفی کرده اند شاید بر این اساس بوده باشد. بخشایش در وضعیت کنونی از شهرهای تابع حوزه فرمانداری هریس می باشد و بزرگترین و پرجمعیت ترین آبادی آن فرمانداری به شمار می رود، که شاید از نظر نفوس کمتر از خود مرکز فرمانداری نباشد.   وضعیت اجتماعی:  بخشایش را با توجه به بافت اعتقادی و مذهبی اش، می توان یکی از شهرهای مذهبی نامید. در این شهر، تمام آداب و رسوم و سنن مردم به مذهب و اعتقادات دینی آنان باز می گردد. این آبادی با توجه به موقعیت جغرافیایی خاصی که دارد و در آخر نقشه جغرافیایی آذربایجان و در یک منطقه بن بست قرار گرفته است، از این رو یک نوع انزوای اجتماعی و فرهنگی بر آن منطقه حاکم بوده و مردم آن نوعاً نتوانسته اند همگام با پیشرفتهای جامعه شهری از پیشرفت لازم برخوردار شوند. حاکمیت ارباب و رعیتی قرون وسطایی با شدیدترین روشهای استبدادی خود، بر افکار و اندیشه های مردم این منطقه سایه افکنده است، به حدی که برخی گفته اند پس از الغای سیستم ارباب و رعیتی خشن، بازهم رعایایی بودند که چندین سال بعد از آن تاریخ، عایدات مالکانه هر ساله را به نمایندگان آنان به صورت پنهانی می پرداخته اند.    بخشایش و همسایگان مجاور آن، به علت انزوا و دور بودن از شریانهای ارتباطی کشور و دور افتادن آنها از مراکز فرهنگی شهری، از نعمت سواد و دانش تا پیروزی انقلاب اسلامی نوعاً محروم بوده اند. در اثر این محرومیت و در پی این عارضه مهم اجتماعی، از تعدادی از حقوق اجتماعی و سیاسی خود محروم مانده اند، به حدی که تا این اواخر پدیده های تمدن مانند برق و تلفن و آسفالت و بهداشت عمومی و آب شهری در آنجاها وجود نداشت.  مردم بخشایش و حومه در حرکت اسلامی و انقلابی که به رهبری امام بزرگوار و مراجع عالیقدر تقلید شروع گردید، همراهی و همکاری کامل نمودند. آنان با تمام وجود به حکم وظیفه دینی و اعتقادی پشت سر مراجع تقلید حرکت نموده و در این راه از بذل مال و امکانات مادی و از بذل جان و نفس و روان دریغ نداشته اند. چه اعیاد و نوروزهایی را به حکم وظیفه دینی و فرمان مراجع به عزاداری و سوگواری پرداختند، و چه راهپیمایی ها و تظاهراتی که در مقابل چشمان تیزبین ساواک و سازمان مخوف دستگاه جبار ستمشاهی انجام دادند و هرگز به جان و مال خویش نیاندیشیدند. تا اینکه در جشن پیروزی انقلاب اسلامی، حضور شادمانه پیدا کردند.  مردم بخشایش با پیروزی انقلاب اسلامی به برخی از منویات و خواسته های قلبی خویش نایل آمدند، ولی هنوز بسیاری از مسائل و مشکلات آنان پابرجاست و در انتظار ایامی هستند که به برکت حاکمیت عدل اسلامی و الهی، به آن خواسته ها و امیال نایل آیند، که بخشی از آن خواسته ها، ریشه کن شدن خودسری ها، حاکمیت قانون الهی، از بین رفتن بیسوادیها در تمام منطقه، تعمیم عدالت اجتماعی و اقتصادی، ایجاد اشتغال برای جوانان، تامین خواسته های واقعی کشاورزان، تسهیل امور ازدواج جوانان و ... می باشد.  تحولات فرهنگی و فعالیتهای آموزشی و تربیتی که اخیراً در آن نقطه و مناطق هم جوار آن از طریق روحانیون متعهد و آموزگاران دردمند و جوانان پرذوق و احساس آغاز گردیده است، نوید بخش تغییرات و تحولات بنیادی است که تمام منطقه، از آن میان بخشایش را در برمی گیرد. ولی برخی از رسوبات باقی مانده از دوران طاغوت، از مهم ترین موانع پیشرفت و ارتقای زندگی مادی و معنوی مردم آن سامان به شمار می رود که با حسن تدبیر از بین رفتنی هستند.  موقعیت اقتصادی:  «بخشایش» یکی از مراکز مهم تولید قالی می باشد و فرشهای آن پس از هریس، از شهرت مطلوبی برخوردار می باشند. در اواسط قرن نوزدهم، قالی ایران به تدریج جای خود را در کشورهای خارجی – مغرب زمین – باز کرد. بازرگانان تبریزی شعبه ای در استانبول داشتند و کار اصلی آنها خرید مصنوعات کشورهای اروپائی و فرستادن آنها به ایران بود. در شهرها و مناطق مهم ایران نیز نمایندگانی داشتند که قالیها را جمع آوری کرده و به خارج می فرستادند. مناطق مهمی که قالیهای آنها بیشتر صادر می شد، عبارت بود از: آذربایجان، کرمان، مشهد، کاشان و ... . منظور از آذربایجان، بیشتر قالیهای شهر تبریز و ناحیه هریس بود.  ناحیه هریس: در چهل میلی شرق تبریز، یکی از جالب توجه ترین و بکر ترین نواحی بافندگی ایران واقع گردیده است، که آن را ناحیه هریس یا گوراوان، مهربان و بخشایش هم می نامند. قالیهایی را که نام روستاها و شهرهای سابق الذکر و سایر روستاها بر آن اطلاق شده، هر روز برای داد وستد به بازار تبریز می آوردند. بعضی از این نامها در کشورهای مغرب زمین نیز متداول است و مورد استعمال دارد. لکن در بین این سی و چند روستا که ناحیه را تشکیل می دهد، هریس بزرگترین و مهمترین آنها محسوب می شود و بهترین قالی از نظر ثبات رنگ و نقشه را تهیه می کند. آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، ناحیه را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فرآورده های دامی، مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی، بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.   سابقه صنعت قالی بافی در بخشایش از سایر روستاهای ناحیه بیشتر است. اغلب طرحهای بافته شده در بخشایش، هراتی است و بیشتر مایه های زیبایی از آبی یا نخودی و یا ارغوانی روشن دارند. چنانچه سراندازه های نخودی رنگ را از نزدیک مورد معاینه قرار دهیم، ثابت خواهد شد که رنگ اصلی آنها قرمز بوده که با گذشت زمان اکسیده شده و به این رنگ درآمده است.  تجار آذربایجان می دانستند که کشورهای مغرب زمین به جای تخته های باریک و دراز با طرحهای تکراری، که تا آن زمان در روستاها تهیه می گردید، خواستار قالیهایی هستند که با طرح ترنج بافته شده باشد. بنابراین ضروری به نظر می رسید که یکی از تجار متهور آن منطقه طرحی از طرحهای معمول گردان یعنی طرح لچک ترنج را به گوراوان یا بخشایش و یا هریس بفرستد و مشاهده کنند که قالیبافان روستایی چگونه از آن استفاده می کنند. آنچه انتظار می رفت، به وقوع پیوست، یعنی قالیبافان این ناحیه روستایی، این طرح را به طرح شکسته تبدیل کردند. یعنی آن را به صورت خط عمودی و افقی و اریب 45 درجه درآوردند. تمایل قالیبافان ناحیه هریس به تغییر خطوط منحنی به مستقیم یا تبدیل طرح گردان به شکسته را امروز می توان در هر یک از روستاها مشاهده کرد.  در بخشایش نیز فرشهایی مشابه با هریس، منتها در بافت خشن تر و تراکم کمتر، اغلب در اشکال شبه چهارگوش و با رنگهای کلاسیک منطقه که نسبت به گذشته تا حدودی ملایم تر شده اند بافته می شوند.  طرح و نقشه قالیهای ناحیه هریس، معمولاً لچک و ترنج است که در اصطلاح محلی به آن «گوشه گوبک» می گویند. حاشیه معروف به «توسباغا» یا «بالوق شاماما» و یا «سماوری» نیز از جمله حواشی متداول و رایج است. نقشه «قاچ خاتون» یا «داش خاتون» با ترنجی کف ساده و حاج عظیمی با ترنجی لوزی و صمدخانی با ترنجی مدور و نوعی اسلیمی و افشان که هر دو با طرحهای اسلیمی و افشان شهری متفاوتند و بالاخره نقشه تاجری از جمله مهمترین نقشه های متداولند.      
بخشایش از نظر تولید کناره های زیبا و دلفریب، که بازی رنگهایی با مایه های آبی و قرمز نخودی و آجری آنها را از زیبایی خاصی برخوردار می سازد، در بین مناطق حوزه هریس دارای مرتبه ای والاست. نقشهای بزرگ گیاهی که از نقشهای هریس الهام گرفته اند بر خلاف تولیدات سراب، در سرتاسر متن تکرار می شوند. تار و پود تمام قالیهای هریس و گوراوان، مهربان و بخشایش از پنبه است و نخها اصولاً زمخت هستند. در بعضی قالیچه ها مثل قالیچه های بیلوردی، به طور استثنا به جای یک پود، دو پود از بالای ردیف گره ها می گذرد: یکی کشیده و پنهان و دیگری به رنگ آبی که از پشت قالی قابل رویت است.  تراکم گره حاکم بر منطقه ترک باف از 600 تا 1000 گره در دسی متر مربع می رسد. در برخی از قالیچه ها که از سفتی و زمختی بیشتری برخوردارند، این تعداد گره از 1000 تا 1500 گره در دسی متر مربع در تغییر است. قالیبافان این مناطق بر حسب عادت به هنگام چیدن پرز آنها را بلندتر می چینند و به اصطلاح آنها را پرگوشت می گیرند. درشت بافی و زمختی از صفات ظاهری و مشخصه فرشهای هریس، گوراوان، مهربان و بخشایش است.  بافت گلیم و قالیچه نیز در زمانهای سابق معمول بوده که کم کم کنار گذاشته شده و جای خود را به فرش داده است. آن زمان قالیچه هایی بافته می شد در قطعهای خیلی بزرگ 3.5 *2.5 متر و 4*3 متر و کناره های 3*1 ذرع و 4*1 ذرع با رج بین 18 تا 25 گره. 
در سالهای پیشین، فرش بخشایش از جایگاه بالایی برخوردار بوده است و علاوه بر منطقه و استان، در کشورهایی چون سوئد، آلمان و ایتالیا نیز از اهمیت و شهرت خاصی برخوردار بود، اکثر فرشهای بافته شده در این شهر به کشورهای آسیایی و اروپایی صادر می شد. آقای آرتور اپهام پوپ، دو تخته قالی قدیمی، یکی در موزه پنسیلوانیا (مجموعه ویلیامز) و دیگری متعلق به ادیب راکفلر مک پورمیک را به ناحیه بخشایش متعلق دانسته است.  کمبود مصالح و مواد اولیه و کمبود راه و امکانات ارتباطی، این امکان را نمی داد تا همه خانواده ها دار قالی را در خانه خود برپا کرده، به بافت قالی بپردازند، لذا به بافت گلیم و جاجیم- که وسایل اندک و ساده تری را نیاز داشت- رو می آوردند. این امر قبل از سالهای 1300 شمسی رواج بیشتری داشت و از هر بیست خانوار، دو الی پنج خانوار به بافت قالیچه می پرداختند که درآمد حاصله از فروش آنها تامین کننده قسمتی از نیازهای خانواده ها میشد.  در فاصله بین سالهای 1320 تا 1335 فرش و قالیچه بخشایش مقام و کیفیت عالی خود را در بین فرشهای شناخته شده استان حفظ کرده بود. فرش بخشایش در این سالها، پس از فرش هریس، دومین مقام را در استان به خود اختصاص داده بود و با اهمیت فوق العاده، جزو فرشهای صادراتی به خارج محسوب می گشت. این سالها اوج ترقی فرش بخشایش از لحاظ کیفیت بافت و رنگ، همچنین میزان صادرات آن به خارج به شمار می آید در این سالها بود که وضع ارتباط جاده های بین شهرها و آبادی ها برقرار، و امکانات و مصالح و مواد اولیه فرشبافی در مقایسه با سالهای قبل پیشرفت داشت. اغلب خانواده ها به تولید فرش و قالیچه اشتغال داشتند و این صنعت منبع درآمد مهمی برای اهالی محسوب می شد. در این سالها کم کم دارهای گلیم و جاجیم جای خود را به بافت فرش و قالیچه دادند. مرغوب ترین و ظریف ترین فرشهای بخشایش مربوط به سالهای 1330 تا 1350 می باشد که الآن تعداد انگشت شماری از آنها را می توان در برخی از منازل یا تجارتخانه ها رویت نمود. از عوامل اصلی رشد و ارتقای کیفیت و نوع بافت فرش در سالهای یاد شده، توسعه بیش از حد این صنعت و خرید و فروش آن در کیفیت و سطحی بالا، همچنین توجه صاحبان حرفه و تاجران فرش به کیفیت تولیدات فرشی بوده است.  فرشهای بافته شده در بخشایش، که رجهای آن از شماره 16 تا 20 تجاوز نمی کند، دارای یک نقشه ثابتی است که اکثر اهالی به بافت این نوع فرشها اشتغال دارند. همه زنان و دختران که با پنجه های سحرآفرین خود اثری ماندگار و زیبا خلق می کنند، این نقشه را در ذهن خلاق خود دارند و نیازی به استفاده از پوستر و نقشه ندارند. این نوع فرشها به «فرشهای خانگی» معروف است. اخیراً برخی از بافندگان که پسران نوجوان نیز جزو این گروه می باشند، فرشهای ریز نقش با شماره رجهای 70-50 نیز می بافند که دارای نقشه های متفاوت با نقشه اصلی فرش بخشایش می باشد و عموماً از نقشه های تبریز، هریس و بناب استفاده می کنند.  نقشه ها: نقشه هر فرش آئینه تمام نمایی از اندیشه و تفکر و میزان خلاقیت بافنده آن است. اصالت، زیبایی و جذابیت هر فرش بسته به نقشه بکار برده شده در آن است. اجرای طرحهای گوناگون، استفاده از انواع رنگها، بر زیبایی هرچه بیشتر فرش می افزاید. نقشه هر فرش در واقع نشان دهنده منطقه بافت آن می باشد، به حدی که اغلب افرادی که در کار خرید و فروش این کالا هستند، با یک نگاه به نقشه و نوع بافت فرش به راحتی تشخیص می دهند که آن فرش مربوط به کدام منطقه یا چه دوره و زمانی می باشد. قالیهای بخشایش دارای دو نوع نقشه با دو نوع بافت متفاوت می باشند. نوع اول که آن را «فرش خانگی» می نامند، دارای بافت تقریباً زبر و خشنی است. این نوع فرش، سابقه ای بس طولانی دارد، یعنی در واقع سابقه اش به بافت نخستین فرش در بخشایش می رسد و نقشه آن نیز سالیان سال است که در ذهن بافندگان آن نقش بسته و آنان در پیاده کردن این نقشه، نیازی به استفاده از طرح ندارند. شهرت صنایع دستی بخشایش نیز به جهت بافت این نوع فرشها می باشد. نوع دوم که چند سالی است در بخشایش رایج شده، دارای طرحها و نقوشی است که بیشتر جنبه صادراتی دارند و اهالی برای بافت این فرشها از طرح و نقشه ای که قبلاً در اختیار می گیرند، استفاده می کنند.  طبع قالی بخشایش سخت و استخوانی است، یعنی اگر به آن دست زده شود، فرش زبر و سفت و خشن است. درشت بافی صفت شخصی و ظاهری این فرش است. پرزهای قالی بلند است و تعداد بافت به نسبت رج در گره کم می شود. رنگهای تند و تلخ در فرش این منطقه به کار می رود. زمینه های قهوه ای سیر و سبز تند و سرمه ای تیره مورد علاقه بافندگان آن شهر است. یعنی طرح قالی اغلب مهندسی است و برای استفاده در اماکن پر رفت و آمد بسیار مناسب است. این فرشها سنگین هستند و حمل و نقل آنها به سختی صورت می گیرد. این قبیل فرشها نوعاً در مساجد و مراکز عمومی و سالنها مورد استفاده قرار می گیرد.    
کشاورزی:  کشاورزی بخشایش با توجه به کم آبی و شوره زار بودن اراضی آن، بسیار محدود و بسیط و چندان تعریف و توصیفی ندارد، و نوعاً به صورت تک محصولی است، با اینکه کشاورزان پرتلاش و زحمتکش فراوانی دارد. کشاورزی بخشایش به دو صورت آبی و دیمی انجام می پذیرد:  الف) اراضی آبی: اراضی آبی به علت داشتن لایه های املاح و شور بودن رسوبات زیرزمینی نوعاً از آبهای سطحی و رودخانه ها استفاده می کنند، چون هرچه به عمق زمین بیشتر نزدیک شویم، به همان مقدار به املاح زیرزمینی نمک نزدیکتر می شویم. از اینرو در بخشایش از چاههای عمیق و نیمه عمیق خبری نیست، فقط از آبهای بهاری و چاههای کم عمق 4 تا 5 متری استفاده می کنند. محصولات مردم در حد متوسط و اغلب در حد نیاز شخصی به دست می آید، از اینرو کمتر کشاورزی یافت می شود که از طریق کشت و کار و فروش محصولات غلات، نیاز ضروری خود را تامین نماید، بلکه نوعاً از طریق صنایع دستی است که امرار معاش می کنند. البته در سالهایی فروش فرش به کندی صورت گیرد، در مضیقه و تنگنا خواهند بود.  ب) اراضی دیمی: بخشایش از زمینهای دیمی وسیع و گسترده ای برخوردار می باشد، به حدی که روند گسترش برخی از آنها در بعضی از محورها 20 کیلومتر نیز فراتر می باشد و چون این اراضی از تپه ها و شیبهای تند برخوردار است، اراضی مسطح و قابل کشت دیمی مرغوب کمتر وجود دارد، و در آن زمینها فقط جو و گندم کشت می گردد و با وسایل ابتدایی و احیاناً کمباین جمع آوری و برداشت می شود. در کنار محصولات عمده کشاورزی که گندم و جو می باشد، صیفی جات از قبیل خربزه و هندوانه و خیار و هویج و کاهو و چغندر نیز در حد مصرف داخلی خود کشاورزان، نه برای صادرات و فروش کاشته می شود. تره بار و سبزیجات بخشایش با توجه به شوره زار بودن خاک آن، از طراوت و شادابی خاصی برخوردار می باشد که کمتر در دیگر مناطق آذربایجان یافت می شود.  دامداری و دامپروری:  مردم بخشایش در کنار کشاورزی کم حاصل و کم عاید خویش، به دامداری و تربیت حیوانات اهلی نیز می پردازند. در بین دامها، گوسفند، بز، گاو و گاومیش از اهمیت خاصی برخوردارند. دامداران به صورت گروهی هر 20 تا 25 نفر چوپانی را به عنوان مسئول چرای گله تعیین می کنند و هر گله نوعاً از پانصد تا ششصد رأس گوسفند و بز و بزغاله تشکیل می شود و به این ترتیب هر سال 10 تا 12 گله گوسفند با مسئولیت چوپان و همیار او به مراتع و چراگاهها می روند. بخشایش دارای مرتعی به نام چمنزار عمومی می باشد که از اموال عمومی است و تمام مردم حق استفاده از آن را دارند، ولی در گذشته این چراگاه در انحصار نمایندگان ارباب و وابستگان آنها قرار داشت که تعداد استفاده کنندگان آن از دو سه نفر تجاوز نمی کرد. در واقع اموال عمومی را غصب و به تصرف شخصی خود درآورده بودند، ولی این چمنزار الآن در اختیار شهرداری قرار گرفته است که درآمدآن صرف هزینه های عمومی آبادانی شهر می گردد.    
نقش زنان در اقتصاد خانواده:  بخش موقعیت اقتصادی را نمی توان بدون اشاره به نقش مفید و سازنده زنان زحمتکش و بردبار بخشایش به پایان برد، چون واقعیت امر این است که اقتصاد خانوادگی مردم هم بدون حضور زن، سامان پذیر نبوده و نیست.  زن بخشایشی بسیار زحمتکش و بردبار و متحمل و مونس همسر در جریان امور زندگی و تولیدی می باشد. چه روزهایی را که تا شب پشت دار قالی به پایان می برد و گاهی چه شبهایی را تا پاسی از آن مشغول بافندگی می گردد. از اینرو اگر در بخشایش 1500 یا نزدیک به 2000 خانه وجود داشته باشد، یقیناً به همان تعداد و شاید بیشتر کارخانه تولید قالی وجود دارد که مدیریت آن مطلقاً از آغاز رنگرزی خامه تا پایان، با زنان و دختران سرفراز و فعال آن ناحیه می باشد.  زن بخشایشی از فعالترین و پرکارترین اقشار جامعه کشورمان به حساب می آید که بدون منت محصول تلاش شبانه روزی خود را در اختیار خانواده اش قرار می دهد. گاهی در عرض 3 ماه، قالی 9 ذرعی را به پایان می آورد و این کار تولیدی، افزون بر مسئولیتهای اداره خانه، تربیت فرزندان، تنظیف و ترتیب امور خانه و سرویس دهی خوراک و پوشاک می باشد. از اینرو با توجه به مسئولیتهای فراوان او، کمتر می توان او را در کوچه، بازار، خیابان و معابر عمومی مشاهده نمود، جز در عروسیها و سوگواریها و بر خلاف اغلب مناطق همجوار، هرگز او در مزارع کشاورزی حضور پیدا نمی کند، ولی در محدوده چاردیواری منزل، در تهیه ابزار کشاورزی و ترتیب غذا و خورد و خوراک کشاورزان و دوشیدن حیوانات و ... کمال همکاری و همدلی را با کشاورزان و دامپروران دارد. از اینرو اگر او را شریک زندگی مرد به معنای واقعی و حقوقی کلمه بدانیم و بشماریم، نه تنها راه دوری نرفته ایم، بلکه بخشی از حقوق و مزایای او را پرداخته ایم، هرچند او با مناعت طبع و گذشتی که در ادامه و استمرار زندگی مشترک دارد، طالب این حقوق و درخواست کننده این مزایا نبوده و نیست

بستان آباد(اذربایجان شرقی)

بُستان‌آباد یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و همچنین مرکز شهرستان بستان‌آباد است. این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۶٬۵۹۲ نفر در سال ۱۳۸۷ خورشیدی، سیزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. آبگرم طبیعی بستان‌آباد، سالانه پذیرای تعداد زیادی از گردشگران داخلی و خارجی است. این شهر در ۵۳ کیلومتری تبریز واقع شده‌است.

تاریخچه
بستان آباد در محل شهر باستانی و گمشده تاریخی «اوجان» بنا شده‌است. اثری از این شهر قدیمی برجای نمانده‌است. نام اوجان از قرن ششم به بعد در اکثر کتاب‌های تاریخی و جهانگردی آمده‌است. اوجان پایتخت ییلاقی در دوره ایلخانان مغول بوده که بعداً در اثر حوادث روزگار، به کلی منحدم شده‌است.

جغرافیا
شهر زیبای بستان‌آباد در بین کوه‌های سهند و بزقوش واقع شده‌است و به همین دلیل در بیشتر ماه‌های سال، آب و هوایی بسیار سرد و کوهستانی بر آن حاکم است. این شهر از سطح دریا، ۱٬۷۴۰ متر ارتفاع دارد.

مردم
اکثر اهالی شهر بستان‌آباد، به کشاورزی و دامداری مشغولند. البته عده‌ای نیز به کار در کارخانجات صنعتی و نیز ادارات دولتی و خصوصی روی آورده‌اند. همچنین قسمتی از مردم شهر، به‌خصوص بانوان، به قالی‌بافی مشغولند.
زبان مردم این شهر، همانند سایر نقاط منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی است که به لهجه محلی بستان‌آباد تلکم می‌شود.
جمعیت شهر بستان‌آباد طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۶٬۵۹۲ نفر بوده‌است که از این تعداد ۸٬۵۰۸ نفر مرد و ۸٬۰۸۴ نفر نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۳٬۹۳۷ خانوار بوده‌است

بناب(اذربایجان شرقی)

بُناب یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان بناب است. این شهر در سال ۱۳۸۵ با ۷۵٬۳۳۲ نفر جمعیت، ششمین شهر پرجمعیت در استان محسوب می‌شود. شهر بناب در فضایی به وسعت ۱۷ کیلومتر مربع در شرق دریاچه ارومیه و در جلگه‌ای حاصل‌خیز واقع شده‌است. این شهر از دو قسمت کاملاً متمایز از نظر فرهنگی «مهرآباد» و «گزاووش» تشکیل گردیده‌است. در شهر بناب یکی از مراکز سازمان انرژی اتمی ایران (تحقیقات کشاورزی) واقع شده‌است.

مردم
جمعیت شهر بناب طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۷۵٬۳۳۲ نفر بوده‌است که از این تعداد، ۳۸٬۴۰۰ نفر مرد و ۳۶٬۹۳۲ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱۹٬۹۲۲ خانوار بوده‌است.

جاذبه‌های تاریخی
براساس نشانه‌ها و آثار شناخته شده در شهر بناب، قدمت تاریخ و تمدن این شهر به شش هزار سال پیش می‌رسد که به‌احتمال زیاد، اولین قوم آریایی، این محل را به‌جهت آب و هوای معتدل و بارندگی‌های سالیانه و زمین‌های مسطح و هموار و قرارگرفتن اراضی در دامنه‌های زیبای سهند و سواحل دریاچه ارومیه، برگزیده باشند.
این نکته لازم به ذکر است که برابر شواهد به‌دست آمده از نقاط مختلف شهر، آثاری از هزاره اول قبل از میلاد، نشانگر غنای تاریخی این شهر در گذشته‌های دور می‌باشند.

از جمله بناهای تاریخی موجود در شهر بناب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
مسجد مهرآباد
مسجد جامع گزاوش
مسجد زرگران
مسجد اسماعیل‌بیگ
مسجد کبود
مسجد قرمز
گرمابه مهرآباد
حمام حاج فتح‌الله
پل پنج چشمه
خانه سیف‌اللعماء

مراکز آموزشی
شهر بناب از لحاظ دارابودن مراکز آموزش عالی، نسبت به شهرهای اطراف خود موقعیت بهتری دارد. دانشکده فنی و مهندسی بناب با دارابودن رشته‌های فنی و مهندسی از جمله مهندسی برق، الکترونیک و کامپیوتر، فضای علمی بناب را متحول کرده‌است. همچنین مجتمع دانشگاه آزاد بناب که اکنون به یک واحد بسیار بزرگی تبدیل شده‌است، سالانه پذیرای چندین هزار دانشجو در رشته‌های مختلف از سراسر کشور است. همچنین بناب دارای دانشگاه پیام نور و دانشگاه علمی و کاربردی (تحت نظر دانشگاه صنعتی سهند) می‌باشد.


کشاورزی
بناب شهری با پیشینه کشاورزی است که سریعاً در حال صنعتی شدن است. موقعیت مطلوب جغرافیایی، باعث رشد شدید کشاورزی منطقه شده‌است. بیشتر محصولات کشاورزی تولیدی بناب را کشمش، پیاز و سیب زمینی تشکیل می‌دهند. به طوری که هر ساله هزاران تن پیاز و کشمش و دیگر محصولات به کشورهای همسایه صادر می‌شود.

غذاهای محلی
امروزه بناب به‌خاطر کباب‌های باکیفیت خود معروفیت دارد. کباب بناب به صورت دستی و سنتی بر روی آتش زغال پخته می‌شود و دارای طعم و عطر بسیار خوبی است. دلیل این عطر و طعم استفاده از گوشت خالصی است که در خود منطقه بناب تولید می‌شود

بناب جدید(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4430
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    492

بناب جدید یکی از شهرهای بخش مرکزی شهرستان مرند در استان آذربایجان شرقی است. جمعیت این شهر در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۴٬۴۳۰ نفر بوده‌است.بناب جدید در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۳ خورشیدی با تصویب هیأت دولت از روستا به شهر تبدیل شده‌است.
از جمله سوغات بناب جدید زعفران می‌باشد. این شهر در ۱۲ کیلومتری مرند و ۷۳ کیلومتری تبریز واقع شده‌است

تبریز(اذربایجان شرقی)

تبریز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال غرب کشور و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود.براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، شهر تبریز با جمعیتی بالغ بر ۱٬۳۷۸٬۹۳۵ نفر، چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد.این شهر به‌دلیل جای‌دادن بسیاری از کارخانجات مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از ۶۰۰ شرکت قطعه‌ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران به‌شمار می‌رود و به‌دلیل صنعتی‌بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود.شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و تقریباً جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرار گرفته‌است. این شهر از سمت شمال شرق به کوه‌های «گوزنی» و باباباغی، از سمت شمال به کوه‌های «پکه‌چین» و عون بن علی، از سمت شرق به «گردنهٔ پایان» و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدود ‌شده‌است.آب و هوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است؛ اگرچه حرارت به‌دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در اطراف شهر تعدیل می‌شود.

نام تبریز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به‌ثبت رسیده‌است. این شهر در طول تاریخ بار‌ها ویران و تجدید بنا شده‌است. بنای تبریز به‌دوران اشکانی و ساسانی می‌رسد؛ ولی در آغاز دوران اسلامی ده کوچکی بیش نبوده‌است.این شهر در طی حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد»، به شکوفایی رسید.اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمرویی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده‌است.شهر تبریز در سده‌های گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک بوده‌است.این شهر پایتخت آق‌قویونلوها و قراقویونلوها، اولین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه برعلیه استبداد محمدعلی شاه بوده‌است.

شهر تبریز به‌سبب موقعیت مناسب خود، در گذشته از مراکز تجاری منطقه بوده‌است و هم‌اکنون نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده‌است و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ و مدرنیزه‌کردن ایران داشته‌است. مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌نمایند. هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی با ریشهٔ غیرترکی در این شهر تکلم می‌شده‌است.

وجه تسمیه
یاقوت حموی در «معجم‌البلدان» گزارش می‌دهد که نام شهر در زمان دیدار یاقوت از تبریز در زبان محلی «تِبریز» تلفظ می‌شده‌است.با توجه به این، مینورسکی معتقد است که تلفظ تِبریز باید به گویش ایرانی آذری قدیم تعلق داشته‌باشد. این گویش به گویش‌های موسوم به گویش‌های ایرانی جنوب دریای خزر وابسته‌است؛ یا به احتمال بیش‌تر، تلفظ تِبریز معرب‌شدهٔ نام شهر در باب فِعلیل (در زبان عربی) است. همچنین شیوهٔ نگارش نام این شهر در زبان ارمنی و تجزیه و تحلیل صیغهٔٔ ارمنی، نمایانگر وابستگی واژهٔ تَوریژ به «زبان پهلوی شمالی» می‌باشد. مینورسکی در پایان چنین نتیجه می‌گیرد که این مسأله نشان می‌دهد که ریشهٔ نام شهر به زمان‌های بسیار دور تا اوایل سلسلهٔ ساسانی یا شاید قبل از اشکانیان برمی‌گردد.

بنابر گفتهٔ مصطفی مؤمنی در دانشنامهٔ اسلامی، اهالی بومی آذربایجان تبریز را توری (چشمه یا رود گرم) می‌خوانده‌اند. تا اوایل قرن چهاردهم خورشیدی نیز روستاییان اطراف تبریز این شهر را توری می‌نامیده‌اند. حتی در حال حاضر مردمان «قنبرآباد» در اطراف تبریز به این شهر توری می‌گویند. در نوشته‌های کهن (برای نمونه ابوالفداء) نام این شهر به‌شکل «تُوریز» آمده‌است و هنوز هم در زبان‌های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به‌کار می‌رود. عده‌ای از شرق‌شناسان و منابع کهن، نام شهر را دارای ریشه‌ای کهن در پارسی میانه و کهن و مرتبط با گرما و فعالیت‌های گرمایی کوه سهند دانسته‌اند. همچنین منابع ارمنی که نام شهر را در قرن پنجم (بلکه چهارم) میلادی، «تورژ» و «تَوْرِش» دانسته‌اند و به‌فارسی هم تَورز تلفظ کرده‌اند و با توجه به‌معنای متداول فارسی «تب‌ریز» و «تب‌پنهان‌کن» و احتمالاً نام تبریز «پنهان‌کنندهٔ تف و گرما» و با «جنبش‌های آتشفشانی کوه سهند» مرتبط بوده‌است.

دانشنامهٔ بریتانیکا نیز نظری مشابه دارد و تبریز را در اصل «تپ + ریز» می‌داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می‌شود و احتمالاً به‌خاطر چشمه‌های آب‌گرم اطراف آن است.

در مورد نام شهر توجیه مصطلح ولی عامیانهٔ دیگری وجود دارد؛ از جمله این‌که زبیده زن هارون‌الرشید به بیماری تب نوبه مبتلا شده‌بود؛ چند روزی در آن حوالی اقامت کرده‌، در اثر هوای لطیف و دل‌انگیز آن‌جا بیماری وی زایل شده، فرموده شهری در آن‌محل بنا کنند و نام آن‌را «تب‌ریز» بگذارند.[۱۶] هرچند احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان توجیهات از این دست را عامیانه و نادرست می‌داند.

پیشینه
ارتباط شهر تبریز با گروهی از شهرها و قلعه‌های همزمان با دوران مادها، در میان محققین مورد مشاجرهٔ فراوان قرار گرفته‌است.تعدادی از محققین بر این عقیده‌اند که دژ «تارویی-تارمکیس»، که نام آن در کتیبهٔ سارگن دوم -پادشاه آشور در بین سال‌های ۷۰۵ تا ۷۲۱ پیش از میلاد مسیح- آمده‌است، در محل شهر کنونی تبریز قرار دارد. این دژ بنابر کتیبهٔ سارگن، محل نگه‌داری اسب‌های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده‌است که در حملهٔ آشوری‌ها ویران شده‌است.

شهر کنونی تبریز برروی خرابه‌های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بنا شده‌است. تورژ یکی از بااهمیت‌ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده‌است و به‌عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته‌است. این شهر در زمان حکمرانان اشکانی‌تبار ارمنستان، پایتخت این منطقه بوده‌است.هرچند ولادیمیر مینورسکی در دانشنامهٔ اسلام این نظریه را رد کرده و بیان می‌کند این داستان که شاه اشکانی‌تبار ارمنستان به‌خاطر انتقام کشته‌شدن اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به‌دست اردشیر بابکان (بنیان‌گذار سلسلهٔ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده‌است، تنها براساس نوشته‌های واردان -تاریخ‌نگار ارمنی در قرن چهاردهم میلادی- در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده‌است و این روایت ریشه‌ای عامیانه دارد.

در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده‌است که شهر تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بنا شده‌است و یا به احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفتم این واقعه روی داده‌است.

از فتح آذربایجان توسط اعراب تا ایلخانان
در زمان فتح آذربایجان به‌دست اعراب در سال ۲۲ هجری، آن‌گونه که در کتاب فتوح (نوشتهٔ البلاذری) آمده‌است، توجه سپاه اعراب بیش‌تر متوجه شهر اردبیل بوده‌است و حتی نامی از تبریز در فهرست شهرهایی که مرزبان پارسی از آن‌ها سربازگیری کرده‌بود، نیامده‌است. چنین پیداست که تبریز همان‌گونه که «فاستوس بیزانسی» اشاره‌کرده‌است، در قرن چهارم میلادی ویران شده‌بود و در زمان حملهٔ اعراب، قریه‌ای کوچک بیش نبوده‌است.

پس از فتح آذربایجان، گروهی از اعراب در آذربایجان ساکن شدند. در زمان خلافت منصور عباسی (۱۳۶ـ۱۵۸)، و در حدود سال ۱۳۷ هجری، مردی به‌نام «رَوّاد» از قبیلهٔ «اَزْد» از قبایل مشهور یمن در تبریز مسکن گزید و پسران او اقدام به ساخت نخستین دیوار شهر کردند.به گفتهٔ یاقوت حموی، تبریز قریه‌ای بود تا آن‌که رواد ازدی در زمان متوکل عباسی به آن درآمد. پس از رواد، پسرش «وجنا» با برادرانش در آن‌جا قصرها ساختند و گرد شهر دیوار کشیدند. سپس مردم به آن شهر درآمدند.نویسندگانی مانند ابن خرداذبه، بلاذری و طبری، تبریز را در بین شهرهای کوچک آذربایجان نام برده‌اند.درحالی‌که مقدسی شهر را تحسین کرده و هم‌عصر او ابن حوقل (حدود ۳۶۷ هجری) تبریز را آبادتر از اغلب شهرهای کوچک آذربایجان می‌شمارد.این شهر از نیمهٔ اول سدهٔ سوم هجری روبه گسترش نهاد و اهمیت آن در منطقهٔ آذربایجان به اندازه‌ای بود که متوکل عباسی پس از زمین‌لرزهٔ سخت و ویرانگر تبریز در سال ۲۴۴ هجری، بی‌درنگ فرمان بازسازی شهر را صادر نمود.تبریز که در دورهٔ فرمانروایی «ابومنصور وهسودان روادی» روبه گسترش و آبادانی نهاده‌بود، در اثر زمین‌لرزهٔ سال ۴۳۴ هجری مجدداً به‌شدت آسیب دید.به‌طوری‌که ناصرخسرو که در ۴۳۸ هجری از این شهر دیدن کرده‌است، مساحت تبریز را ۱۴۰۰ در ۱۴۰۰ گام بیان کرده که بر این اساس به‌نظر نمی‌رسد مساحت شهر متجاوز از یک کیلومتر مربع بوده‌باشد.اعضای خاندان روادیان تا ۴۴۶ هجری با چند وقفه، حاکمان تبریز بوده‌اند. در این سال طغرل سلجوقی، وهسودان روادی را خراج‌گزار خود کرد و به گفتهٔ ابن اثیر، طغرل در سال ۴۵۰ هجری «مملان بن وهسودان» را به حکمرانی آذربایجان گماشت. الب ارسلان (جانشین طغرل) در ۴۶۳ حملان را از حکومت آذربایجان برکنار نمود و نزدیک به چهارصدسال فرمانروایی خاندان روادی را در این سرزمین پایان داد.

در نوشته‌های تاریخی از دوران سلجوقی، اشاره‌های زیادی به تبریز یافت نمی‌شود. در راحةالصدور آمده که طغرل جشن ازدواج خود را با دختر خلیفه در نزدیکی این شهر برپا ساخت.بعد از وفات سلطان محمود غزنوی (به‌سال ۵۲۵ هجری) بین داود پسر سلطان محمود و مسعود برادر وی تنشی جهت تصاحب تبریز پیش آمد که در این میان داود پیروز شد و تبریز را مقر حکومت خود ساخت. آن‌چنان که از شواهد تاریخی برمی‌آید از زمان قزل ارسلان (۵۸۲-۵۸۷ هجری) به بعد تبریز برای همیشه پایتخت آذربایجان گردید.

در ابتدای قرن هفتم هجری مغول‌ها دوبار به تبریز حمله بردند ولی با دریافت غرامت بازگشتند. در سال ۶۲۷ هجری مغول‏ها در نهایت بر تمام آذربایجان و به‌خصوص تبریز دست یافتند.

از ایلخانان تا جنبش مشروطه
اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود؛ یعنی زمانی که این شهر پایتخت قلمرویی بود که از نیل تا آسیای میانه گسترده شده‌بود. تبریز در دوران تیموریان، قراقویونلوها و اوایل سلسلهٔ صفویه نیز پایتخت ایران بوده‌است.این شهر به‌سال ۱۵۰۰ میلادی (۹۰۶ هجری) به تصرف شاه اسماعیل درآمد و اولین پایتخت ایران جدید در دورهٔ صفویه شد. نزدیکی این شهر به مرز ایران و عثمانی موجب شد که تبریز در برابر تهدیدهای این حکومت آسیب‌پذیر شود؛ به‌طوری که چندین‌بار به تصرف عثمانیان درآمد تا این که شاه تهماسب صفوی در سال ۱۵۱۴ میلادی (۹۲۰ هجری) پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل نمود.تبریز در دورهٔ قاجار ولی‌عهدنشین این سلسله بود و ولی‌عهدان سلسلهٔ قاجار در این شهر اقامت می‌گزیدند.

از جنبش مشروطه تاکنون
تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهمی برعهده داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان (سردار ملی)، باقرخان (سالار ملی)، و شیخ‌الاسلام به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد. پس از سرکوب مشروطه توسط محمدعلی شاه قاجار تمام حرکت‌های مشروطه‌خواهانه در تهران خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محلهٔ آن، هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان از این دست‌آورد پاسداری کنند. ستارخان و پیروانش در محلهٔ امیرخیز، باقرخان از محلهٔ خیابان و مارالان و ارامنهٔ این محله‌ها و حدود یک‌صد داوطلب مسلحی که توسط روشنفکران ارمنی شهر از قفقاز سازماندهی شده‌بودند، شروع به مقاومت کردند و به‌تدریج چند محلهٔ دیگر نیز به آن‌ها پیوستند. مقاومت آن‌ها در مقابل نیروهای طرفدار محمدعلی شاه، به سرکردگی امام جمعهٔ تبریز و با حمایت طایفهٔ شاهسون و دیگر مدافعان استبداد، ماه‌ها ادامه داشت تا این‌که در اصفهان و گیلان نیز مردم به‌پا خواستند و مشروطه‌خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند. در واقع شروع قیام مشروطه‌خواهان برعلیه استبداد محمدعلی شاهی، از شهر تبریز بوده‌است.

رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها، به پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده‌است. به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به‌سبب همجواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به راه‌های ارتباطی غرب، نقطهٔ آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده‌است. در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهاد‌های مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت. بسیاری از اولین‌های تاریخ ایران مانند اولین چاپخانه، اولین سینمای عمومی،اولین کودکستان و اولین مدرسهٔ کر و لال‌های ایران، ادبیات نوین، نمایشنامه‌نویسی به زبان فارسی و آذری، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد و... در تبریز بوده‌اند.

در سال ۱۳۲۴ خورشیدی فرقهٔ دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپایی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت‌های این گروه بود. ولی با بیرون‌رفتن نیروهای شوروی، این فرقه نیز با شکست سختی روبه‌رو شد.سیاست دوران شوروی کمونیستی و استالین موسوم به «دیوار آهنین» و بسته‌شدن مرزهای شمالی ایران در این دوران، ضربهٔ بزرگی به رونق شهر -به‌عنوان مرکز مبادلات منطقه با همسایگان شمالی ایران- وارد نمود.در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ خورشیدی، تظاهرات مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز کشته‌شدگان ۱۹ دی ۱۳۵۶ تظاهرات قم به درگیری کشید و معترضین عملاً بیش‌تر نقاط شهر را تسخیر نمودند.در سال‌های نخست بعد از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، طرفداران «حزب جمهوری خلق مسلمان ایران»، برخی ناآرامی‌ها را در این شهر پدید آوردند که با دخالت دولت ایران و تعطیلی حزب مذکور، این ناآرامی‌ها خاتمه یافت. تبریز در سال‌های جنگ تحمیلی عراق با ایران نقش بارزی داشت و حضور نیروهای داوطلب از تبریز در آن دوران درخور توجه بود. بنابر آمار رسمی موجود، شمار شهدا این شهر در این جنگ بیش از ۴٬۲۰۰ تن بوده‌است

ترک(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    2041
  • کد تلفن :
    424

 ترک یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی در شمال غرب ایران است. این شهر مرکز بخش کندوان شهرستان میانه می‌باشد.

ترکمان چای(اذربایجان شرقی)

ترکمان‌چای یکی از شهرهای ایران واقع در استان آذربایجان شرقی است که در بخش ترکمان‌چای شهرستان میانه واقع شده‌است. این شهر در دامنه‌های جنوبی کوه‌های بُزقوش (پرنده خاکستری) قرار دارد و آب و هوای آن کوهستانی و معتدل است، در فصل زمستان به شدت سرد، با بارش فراوان برف همراه است

تیکمه داش(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    2578
  • کد تلفن :
    432

تیکمه‌داش یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش تیکمه‌داش شهرستان بستان‌آباد واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش تیکمه‌داش است. شهر تیکمه‌داش در ۳۰ کیلومتری بستان‌آباد، ۸۳ کیلومتری تبریز و ۵۴۱ کیلومتری تهران، واقع شده‌است.

جمعیت تیکمه‌داش در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۲٬۴۶۸ نفر بوده‌است که از این میان، ۱٬۲۷۰ نفر مرد و ۱٬۱۹۸ نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین تعداد خانوارهای این شهر، ۶۳۳ خانوار بوده‌است.زبان مردم تیکمه‌داش، ترکی آذربایجانی است.

جلفا(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    55166
  • کد تلفن :
    492
  • سایت شهرداری :
    www.jolfa.ir

جلفا یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در شمال شهرستان جلفا واقع شده‌است. این شهر در دشت وسیع جلفا جای گرفته‌است و ارتفاع آن از سطح دریا ۷۱۰ متر می‌باشد. رودخانهٔ ارس از شمال شهر جلفا با جهت غربی-شرقی عبور می‌کند و در چهل‌کیلومتری غرب شهر و در منطقهٔ قزل‌قشلاق، «سد ارس» قرار گرفته‌است. این شهر در سال ۱۳۳۴ خورشیدی به شهر و در سال ۱۳۷۴ خورشیدی به شهرستان تبدیل شده‌است.جمعیت جلفا در سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بوده‌است که از این جهت، سی و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.

شهر جلفا در ۲ کیلومتری جنوب جلفای نخجوان، ۹ کیلومتری شمال هادی‌شهر، ۲۹ کیلومتری غرب سیه‌رود، ۶۹ کیلومتری جنوب شرق پلدشت، ۷۱ کیلومتری شرق قره‌ضیاءالدین، ۱۲۰ کیلومتری شمال شرق خوی و ۱۵۰ کیلومتری شمال غرب تبریز واقع شده‌است.

شهر کوچک و مرزی جلفا در حاشیهٔ جنوبی رودخانهٔ ارس و در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع شده‌است. این شهر به‌دلیل مرزی‌بودن، اهیت ویژه‌ای پیدا کرده‌است و از این‌رو بازارچه‌های متعددی در آن ایجاد شده‌اند. آب و هوای جلفا نسبت به سایر شهرهای آذربایجان، گرم‌تر و ملایم‌تر است و تابستان‌هایی نسبتاً گرم و زمستان‌هایی نسبتاً ملایم و سرد دارد.

اهالی شهر جلفا ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجهٔ محلی خود سخن می‌گویند. شغل اکثر ساکنین این شهر کشاورزی و دامداری است. البته به‌دلیل مرکزیت و اداری بودن جلفا و وجود ادارات مختلف دولتی و خصوصی در آن، عده‌ای نیز به‌کار در این‌گونه مراکز مشغول شده‌اند. جمعیت این شهر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۴٬۹۸۳ نفر بوده‌است که از این میان ۲٬۵۷۴ نفر مرد و ۲٬۴۰۹ نفر زن بوده‌اند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۱٬۳۶۵ خانوار بوده‌است

 

خاروانا(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1962
  • کد تلفن :
    427
  • سایت شهرداری :
    www.kharvana.ir

خاروانا یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش خاروانا شهرستان ورزقان است

خامنه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    3161
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.khameneh.ir

خامِنه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر است.خامنه در ۵ کیلومتری شبستر ۷۵ کیلومتری تبریز قرار دارد.

فرهنگ و امکانات
خامنه دارای فرهنگی کهن می‌باشد اولین مدرسه کل منطقه (مدرسه معرفت خامنه) حدود ۱۲۰ سال پیش در این شهر بنا شده این شهر دارای مساجدی کهن و درخت چناری با قدمت بیش از ۵۰۰ سال می‌باشد.این شهر دارای دانشگاه کارخانه بزرگ نساجی بیمارستان مجهز و هنرستان شبانه‌روزی می‌باشد.طبق آمار سال ۷۵ خامنه پس از شاهین‌شهر و جلفا سومین شهر باسواد کشور شناخته شده‌است که درصد کمی از مردم که بیسواد یا کم سوادند مهاجرانی هستند که برای اشتغال به خامنه آمده‌اند.

بناهای تاریخی
حمام قدیمی خامنه پس از مرمت و بازسازی به موزه هدایای خامنه تبدیل شده‌است. در این موزه علاوه بر اموال اهدایی مهندس موسوی از اهالی خامنه، اموال مربوط به میرپنج که در دورهٔ قاجار در شهر خامنه می‌زیست، به نمایش در می‌آید.

خراجو(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1557
  • کد تلفن :
    422

خَراجو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است.این شهر مرکز بخش سراجو شهرستان مراغه است

خسروشهر(اذربایجان شرقی)

خسروشهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش خسروشهر شهرستان تبریز واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش خسروشهر است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۱۲٬۷۹۴ نفر، نوزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

نام قدیم این شهر خسروشاه بوده که پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، به خسروشهر تغییر نام داد. نام خانوادگی اکثر اهالی این شهر کلمه‌ای دوبخشی است که بخش دوم آن خسروشاهی است همانند کرمی خسروشاهی، صبوری خسروشاهی، محمدی خسروشاهی، مصطفوی خسروشاهی و غیره. خود اهالی شهر معمولا از بخش اول نام خانوادگی برای نام بردن از هم استفاده می‌کنند.

تاریخچه
شهری که اکنون خسروشهر نامیده می‌شود در هزاره اول قبل از میلاد، منطقه مسکونی قبیله‌ای بوده و نامش در آن زمان «آنیاشتانیا» بوده‌است. مطابق نوشته دیاکونف، مورخ مشهور روسی، در دوران حکومت ماد، قلاع این منطقه استراتژیکی بوده است. Anyustania و آنیاشتانیا هم مستثنی از این قاعده نبوده‌است. بنابراین آنیاشتانیا در منطقه‌ای که دارای دیوارهای بلند با ارتفاع ۵ الی ۷ ذرع و عرض ۲ الی ۳ ذرع و برج‌هایی به فاصله ۲۰۰ ذرع از همدیگر به‌صورت مضرس و دندانه‌دار بنا شده بود.

این قلعه را مانند قلاع دیگر، رئیس ویس (قبیله) اداره می‌کرد و کنترل تمامی آن و همچنین باز و بسته بودن دروازه‌ها با دستور رئیس ویس امکان‌پذیر بوده‌است. روزها صبح زود فقط یک دروازه باز می‌شد و دامداران رمه‌های خود را به چرا می‌بردند، اما شب‌ها دروازه بسته می‌شد.

در مراسم و جشن‌های مخصوص کشاورزان و دامداران به‌دستور رئیس قبیله هر دو دروازه باز می‌شد، اما هنگام احساس خطر و حمله قبایل دیگر فوراً دروازه‌ها بسته می‌شد و قلعه حالت جنگی به خود می‌گرفت. در فاصله‌ای نه چندان دور، قلعه دیگری به نام «قلعه دینگو» قرار داشت که در آن قلعه نیز که کوچک‌تر از آنیاشتانیا بوده، قبیله دیگری می‌زیستند که گاهی مورد هجوم قلعه آنیاشتانیا و یا بالعکس قرار می‌گرفتند.

شهر خسروشهر در منتهی‌الیه ارتفاعات کوه‌های سهند قرار گرفته‌است. ارتفاع این شهر از سطح دریا، ۱٬۳۵۷ متر می‌باشد. قسمتی از شهر در داخل دره قرار دارد. این شهر در فاصله بین کوه‌های سهند و دشت تبریز قرار دارد. به‌علت موقعیت ممتاز شهر خسروشهر، کلیه امکانات مورد نیاز مرکز استان از محدوده این شهر و مناطق تابعه آن می‌گذرد. به‌عنوان مثال، آب شرب شهر تبریز، شبکه گازرسانی، خط‌آهن تبریز-تهران، محور تبریز-میاندوآب-سنندج از اهم این موارد است.

مشاهیر
آیت‌الله سیدابولحسن خسروشاهی
آیت‌الله سیدعلی خسروشاهی
آیت‌الله حاج سیداحمد خسروشاهی
آیت‌الله حاج سیدهادی خسروشاهی
آیت‌الله سید ابولفضل خسروشاهی
آیت‌الله حاج میرباقر مرتضوی خسروشاهی
حاج میرزامحمد شیخ‌الشریعه
محمد گازر خسروشاهی (بابا گازر)
طفاجار
شرف‌الدین
یعقوب رومی
مولانا عبدلعلیم
جلال‌الدین اخی شمس‌المحققین
جمال‌الدین احمد
امیراسماعیل شنب‌غازانی
عفیف‌الدین محمد قصاری
عمادالدین وحید
شیخ‌سلار دیلمی
قطب راوندی
مضفر بن وارانی
امیر مضیر بن عجیل

خمارلو(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1373
  • کد تلفن :
    427

خمارلو یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش خداآفرین شهرستان کلیبر می‌باشد

دوزدوزان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    3561
  • کد تلفن :
    432

دوزدوزان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. دوزدوزان از شهرهای بخش مهربان شهرستان سراب است.

موقعیت جغرافیایی
شهر دوزدوزان ۳۲ کیلومتری شهرستان سراب و ۳۷ کیلومتری شهرستان بستان آباد، در قسمت شمال جاده اصلی تبریز – اردبیل که بصورت غربی – شرقی کشیده شده‌است قرار دارد. این شهر یکی از شهرهای چهارگانه شهرستان سراب می‌باشد و از طرف غرب به شهرستان بستان آباد، از طرف شرق به شهرستان سراب، از طرف شمال به شهر مهربان و از طرف جنوب به شهر شربیان محدود می‌شود. همسایه‌های دیوار به یوار شهردوزدوزان از طرف غرب روستای خاکی، از طرف شرق روستاهای ارزنه، دولت آباد و داراب، از طرف شمال روستاهای زنگیل آباد و آردالان و از طرف جنوب شهر شربیان و روستای ایوق می‌باشد.

آب و هوا
شهر دوزدوزان بواسطه قرارگرفتن در منطقه کوهستانی (نزدیکی به رشته کوه بزقوش و ارتفاعات سبلان دارای آب وهوایی سردوکوهستانی است که در تابستان معتدل و در زمستان‌ها دارای آب و هوای سرد می‌باشد و یکی ازنقاط سردسیر کشور به شمارمی رود. تعداد روزهای یخبندان در شهر دوزدوزان حدود ۵ ماه درسال می‌باشد. مقداربارندگی سالانه از ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلی متر متغیر می‌باشد، بارش در جوی‌ها و رودهای فصلی جاری شده و به سمت تلخه‌رود سرازیر و توسط آن ازمنطقه خارج می‌شود

 

خواجه(اذربایجان شرقی)

خواجه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر مرکز بخش خواجه شهرستان هریس می‌باشد.
شهر خواجه در دلتای تلخه‌رود و در مسیر استراتژی جادهٔ اصلی تبریز-اهر قرار گرفته‌است.
از مهم‌ترین محصولات کشاورزی آن می‌توان به هندوانه، گندم و جو اشاره کرد.
مردمان خواجه در بافت قالی مهارت خاصی دارند و درآمد اکثر مردم این شهر از طریق کشاورزی، قالی‌بافی و دامداری است. البته در کنار این‌ها، عده‌ای به‌فعالیت‌های متفرقه‌ای مثل رانندگی و تجارت هم مشغول شده‌اند.
از جاهای دیدنی شهر خواجه می‌توان به «مسجد جامع خواجه» و «مزار خواجه محمد» (معروف به سلطان خوجا) اشاره کرد.
شهر خواجه هم‌اکنون دارای بخشداری، شهرداری، کتابخانهٔ عمومی، ورزشگاه و سازمان‌های بهزیستی، کمیتهٔ امداد امام خمینی و آموزش و پرورش می‌باشد

 

زرنق(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4766
  • کد تلفن :
    432

زرنق یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان هِریس قرار دارد.

شهر رزنق با جمعیتی معادل ۱۲۰۰۰ نفر یکی از شهر‌های زیبای شهرستان هریس است.این شهر از لحاظ صنعتی مهمترین شهر این شهرستان محسوب می‌شود.در این شهر حدود ۲۴کارخانه وجود دارد که ۱۴ کارخانه آن در حال تولید و بقیه نیز در حال اتمام کارهای احداث می‌باشند. فعالیت‌های تولیدی این کارخانه هاعباتند از گل مصنوعی پلی اتیلنی ،گل کاغذی،شانه تخم مرغ،بسته بندی حبوبات،ظروف یخ مصنوعی و... . از لحاظ تاریخی قدمت این شهر بسیارزیاد بوده وهمچون شهر هریس قدمتی بیش از ۲۰۰۰سال دارد، که یکی از آثار قدیمی در این شهر مسجدی است که قدمتی در حدود ۱۳۰۰سال دارد. شهر زرنق به دلیل داشتن منابع آبی بسیار خوب(پنج چشمه که همیشه جاری هستند وبیش از ۱۵عددچاه که پر آب بوده که توانایی آّبرسانی به تمامی زمینهای کشاورزی وتامین آب شرب شهری را دارا هستند)از لحاظ تولیدات کشاورزی در حد مناسبی است. منابع آب شهرزرنق علاوه بر تامین نیازاین شهر در آبرسانی به شهرها وروستاهای همجوار نیز نقشی مهم دارد.

زنوز(اذربایجان شرقی)

زُنوز یکی از شهرهای کوچک استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده‌است.

جمعیت این شهر بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۲٬۶۱۸ نفر بوده‌است که از این تعداد ۱٬۲۴۲ نفر مرد و ۱٬۳۷۶ نفر زن بوده‌اند، که از این که در قالب ۸۲۶ خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.امروزه به‌دلیل مهاجرت بی‌رویهٔ مردم زنوز به‌شهرهای بزرگی همچون تهران و تبریز، جمعیت این شهر روزبه‌روز کاهش پیدا می‌کند.

شهر زنوز در ۲۵ کیلومتری شمال مرند و ۱۰۰ کیلومتری شمال تبریز واقع شده‌است.

اقتصاد
اقتصاد زنوز برپایهٔ کشاورزی، دامداری و زنبورداری استوار است و محصولاتش، به ویژه‌ سیب آبدار زنوز، شهرت جهانی پیدا کرده‌است. صنعت سرامیک‌سازی زنوز، از دیرباز در سطح کشور معروف بوده‌است، ولی امروزه از رونق خوبی بهره‌مند نیست.

معادن
زنوز دارای معادن غنی و سرشار کائولن می‌باشد و ذخایر معادن این شهر، به شهرهای دیگر ایران و به کشورهای دیگر، صادر می‌شود.

شهرداری
شهرداری زنوز از سال ۱۳۲۲ خورشیدی دایر شده‌است و این شهر، یکی از اولین شهرهای استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود که صاحب شهرداری شده‌اند. اولین شهردار زنوز، «علی‌اکبر احمدی زنوز» بوده‌است

 

سردرود(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    24932
  • کد تلفن :
    411
  • سایت شهرداری :
    www.sardroud.net

سَردْرود‌یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان تبریز واقع شده‌است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 24,853 نفر، دومین شهر پرجمعیت شهرستان تبریز و یازدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.نام محلی این شهر، سَردَری است.سردر نام یکی از قرائ شهر بخارا در جمهوری ازبکستان است و سردری یعنی منسوب به سردر.در سال‌های اخیر با توجه به گسترش محدوده کلان‌شهر تبریز و نزدیک‌شدن آن به این شهر، طرح تبدیل شهر سردرود به یکی از مناطق تبریز در دستور کار مسئولین استانی و کشوری قرار گرفته‌است، ولی تاکنون این طرح عملی نشده‌است.

این شهر دارای باغ‌های بسیار زیبا و پرمحصول می‌باشد که یکی از میوه‌های معروف آن که محصول همین باغ‌ها است، گوجه سبز می‌باشد. پارک جنگلی مره‌خونی نیز از گردشگاه‌های بسیار زیبا و دیدنی این شهر است.

قالی‌‌بافی
در این شهر علاوه بر بافت و تولید فرش‌های معمولی در ابعاد و اندازه‌های مختلف، قالی‌های حجمی، برجسته، دورویه، دو فرش در یک فرش با رج‌شمار متفاوت (که صرفاً جنبه هنری دارند) نیز بافته می‌شود.

قالی‌های کنونی سردرود دارای تاریخچه حدود یکصدساله ‌است. طبق تحقیقات به عمل آمده، قالی‌بافی در دهه‌های گذشته، نخستین بار توسط «محمود آقاحکیم» وارد زندگی اهالی سردرود شده‌است و بعد از آن، توسط افراد دیگری مانند «حاج میرباقر اسحقی»، «کربلایی عباس‌علی مقیمی»، «اعلاباف» و... پیگیری و گسترش یافته‌است. سردرود را می‌توان به عنوان مهد هنر تابلوفرش دستباف جهان نام برد و دلیل بر این مدعا، وجود حداقل 15,000 دار قالی تابلوفرش، فقط در خود سردرود و برگزاری اولین نمایشگاه تابلوفرش در سطح کشور و برگزاری دومین جشنواره گره زرین آذربایجان و ایجاد اشتغال‌زایی حداقل بر 50,000 نفر در چندین استان کشور و شهرها و مناطق محروم ار جمله استان کردستان و مناطق کردنشین کشور، دلیل محکمی بر اصالت و ارزش تابلوفرش‌های این شهر می‌باشد.[نیازمند منبع]

سهند(اذربایجان شرقی)

شهر جدید سَهَند یکی از شهرهای جدید استان آذربایجان شرقی است. این شهر که در ناحیه شمال غربی شهرستان اسکو واقع شده‌است، براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، با جمعیتی بالغ بر 13,610 نفر، هجدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.[1] هدف از احداث این شهر، اسکان دادن سرریز جمعیت کلان‌شهر تبریز بود که با استقبال گسترده مردم این کلان‌شهر رو به رو شد. شهر جدید سهند در تاریخ 5 تیر 1387 خورشیدی، با افتتاح ساختمان شهرداری و انتخاب شهردار، به عنوان پنجاه و هشتمین شهر استان آذربایجان شرقی و سومین شهر شهرستان اسکو، پس از شهرهای اسکو و ایلخچی شناخته شد.

جغرافیا
شهر جدید سهند در 20 کیلومتری جنوب غربی تبریز و بر سر راه آذرشهر واقع شده‌است. ارتفاع آن از سطح دریا 1600 متر می‌باشد و در شهرستان اسکو قرار دارد. شهر جدید سهند در دامنه رشته‌کوه‌های سهند و تحت تأثیر آب و هوای کوهستانی واقع شده‌است. این شهر بسیار خوش‌منظر، در دره‌های سرسبز منطقه واقع شده‌است.

سیس(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    5130
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.siscity.ir

سیس یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است.
این شهر در بخش مرکزی شهرستان شبستر قرار دارد. این شهر در 14 کیلومتر شبستر واقع شده.

سنگ قیزیل‌داشن، مزار پیر رجب و مسجد محمد حنیفه از دیدنی‌های تاریخی سیس است.دامنه میشو و چشمه‌های آن و طبیعت ظهرآباد نیز از دیدنی‌های طبیعی آن است.

سیه رود(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    1511
  • کد تلفن :
    492

سیه‌رود یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش سیه‌رود شهرستان جلفا واقع شده‌است. این شهر در کناره جنوبی رودخانه ارس و در شمال کوه کیامکی‌داغ قرار گرفته‌است. این شهر مرکز اداری بخش سیه‌رود بوده و صاحب بخشداری می‌باشد. در آن سوی ارس و در مقابل سیه‌رود، شهر اردوباد که یکی از شهرهای جمهوری آذربایجان می‌باشد، قرار گرفته‌است. جاده مرزی جلفا-پارس‌آباد از سیه‌رود می‌گذرد.

جمعیت شهر سیه‌رود برپایه نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن مرکز آمار ایران در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 1354 نفر بوده‌است که از این جهت سومین شهر کم‌جمعیت استان آذربایجان شرقی پس از شهرهای نظرکهریزی و خمارلو محسوب می‌گردد. بر همین اساس شمار خانوارهای ساکن این شهر در این سال بالغ بر 366 خانوار بوده‌است. همچنین شمار افراد باسواد سیه‌رود بالغ بر 983 نفر و شمار افراد بی‌سواد بالغ بر 229 نفر بوده‌است.

اهالی سیه‌رود مسلمان و پیرو مذهب شیعه دوازده‌امامی هستند. زبان آنان همانند ساکنان سایر نواحی منطقه آذربایجان، زبان ترکی آذربایجانی می‌باشد. همچنین اهالی زبان فارسی را به‌دلیل رسمی‌بودن و تدریس آن در مدارس به‌راحتی درک کرده و قادر به سخن‌گفتن به این زبان می‌باشند؛ البته پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به‌دلیل نفوذ نیروهای این حکومت در منطقه و رفت‌وآمد روزانه آن‌ها در سطح شهرها و روستاها، اهالی سیه‌رود و به‌خصوص افراد مسن، به زبان روسی نیز تا حدودی آشنایی دارند. شغل اکثر اهالی شهر کشاورزی و دامداری می‌باشد؛ به‌طوری که آلوی سیه‌رود در سراسر آذربایجان شهرت پیدا کرده‌است و قسمتی از این محصول جنبه صادراتی دارد و به خارج از کشور صادر می‌شود.

شبستر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    14412
  • کد تلفن :
    471
  • سایت شهرداری :
    www.shabestar.ir

شبستر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان شبستر واقع شده‌است. این شهر، مرکز شهرستان شبستر است. شبستر در 30 کیلومتری صوفیان و 60 کیلومتری تبریز، واقع شده‌است.

مردم
ساکنان شهر شبستر، همانند سایر مناطق آذربایجان، به‌زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. جمعیت این شهر، در سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 13,857 نفر (7,080 نفر مرد و 6,777 نفر زن) بوده‌است که از این‌جهت، هفدهمین شهر پرجمعیت در استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. همچنین 11,641 نفر از مردم شهر، باسواد و 1,051 نفر، بی‌سواد بوده‌اند. اهالی شهر شبستر به کشاورزی، دامداری و قالی‌بافی می‌پردازند. البته به‌دلیل اداری‌بودن شهر، عده‌ای نیز در ادارات و سازمان‌های دولتی، مشغول به‌کارند.

مشاهیر
از مشاهیر شبستر، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
شیخ محمود شبستری (شاعر و صاحب کتاب گلشن راز)
شیخ محمد خیابانی (مبارز دوران مشروطیت)
مهندس میرحسین موسوی (از مسئولان نظام)
پرفسور زهتابی
میرزا علی معجز شبستری (شاعر

شربیان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4374
  • کد تلفن :
    432

شَرَبیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش مهربان شهرستان سراب قرار دارد.

شربیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که از مرکز استان حدود 100 و از سراب 40 کیلومتر فاصله دارد از لحاظ آب و هوا دارای آب و هوای سرد زمستانی و معتدل تابستانی و دارای طبیعتی بسیار بکر و سرسبز و منطقه‌ای حاصلخیز است.با این وجود در سال های اخیر بعلت فروکش نمودن سطح آبهای زیرزمینی بواسطه استفاده وسیع از منابع آبی زیرسطحی، آینده کشاورزی به شیوه کشت آبی در این منطقه با چالش جدی روبرو شده است.

شربیان مرکزیت روستاهای ایوق، برنج‌آباد، لنجوان، اسماعیل‌آباد، سرچشمه، و راه ارتباطی دهدولان و کهدولان به مرکز استان و شهرستان است.

عمده محصولات آن شامل گندم، جو، سیب زمینی و سیب درختی و از صنایع دستی مهم آن می‌توان به فرش شربیان اشاره کرد.

در سال های اخیر اکنون دیگر فقط شربیان با فرش هایش شناخته نمی‌شود

شرفخانه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    3880
  • کد تلفن :
    472

بندر شَرَفخانه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان شَبـِستَر قرار دارد.

این بندر در جوار دریاچه ارومیه و رشته‌کوه می‌شو واقع است و از نظر آب‌وهوا تحت تأثیر این ارتفاعات آّب هوای آن نسبت به اطراف به دلیل رطوبت حاصل از تبخیر دریا معتدل تر می‌باشد.واز نظر کشاورزی نیز حائز اهمیت است. این بندر با روستاهای تابعه در حدود 15 هزار نفر جمعیت دارد.

امکانات
این بندر دارای ایستگاه راه آهن و همچنین اسکله برای رفت و آمد کشتی‌ها (نه چندان بزرگ) می‌باشد. همچنین در این بندر هتل به نسبت بزرگی وجود دارد که از امکانات رفاهی نسبتاً خوبی برخوردارست.

در قدیم
فرهنگ جغرافیایی ایران جلد 4 در مورد شرفخانه می‌نویسد:
شرفخانه قصبه مرکز دهستان شرفخانه بخش شبستر شهرستان تبریز واقع در 18 کیلومتری باختری بخش است. سکنه آن 1436 تن و آب آن از چشمه و رودخانه‌های محلی تامین می‌شود. محصول عمده آنجا غلات و حبوب و بادام و زردآلو، آلبالو ، گیلاس ،گلابی ، آلوچه و سیب است. این قصبه در ساحل خاوری دریاچه رضائیه واقع و دارای اسکله برای راه آهن و کشتی‌رانی و مدرسه و شعبه پست و تلگراف و ژاندارمری ، مرکز بهداشت و ایستگاه هواشناسی می‌باشد.این شهر در سالهای حمله ارتش روسیه به ایران محل ذخیره غلات ارتش روس بوده است

شندآباد(اذربایجان شرقی)

شندآباد یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش مرکزی شهرستان شبستر واقع شده‌است. برپایه آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 8,797 نفر، بیست و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی و دومین شهر شهرستان شبستر -پس از مرکز شهرستان- محسوب می‌گردد. شندآباد در ساحل شمالی دریاچه ارومیه و در جنوب کوه‌های میشو واقع شده‌است. این شهر در 5 کیلومتری جنوب غرب شبستر، 71 کیلومتری شمال غرب تبریز و 695 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.

پیشینه
باتوجه به وجود آثاری چون قوچ سنگی کنار مسجد جامع باقی مانده از دوران قراقویونلوها، وجود محله سادات، آرامگاه امام‌زاده داود شندآباد، مسجد جامع سابق شندآباد (معماری این مسجد براساس الگوی مسجدالقصی طراحی شده بود که براثر سهل‌انگاری مسئولان میراث فرهنگی تخریب و نوسازی گردید) و محله‌های قدیمی شهر شندآباد، تاریخ آن را می‌توان تا قبل از دوران گورکانی و قرون هشتم و نهم هجری تخمین زد.

وجه تسمیه
در زبان محلی قدیم به آن «شیندیوار» یا «شن دیوار» اطلاق می‌شد (مکانی که دیوارهای آن شنی می‌باشد). علت آن نیز این بود که خاک شندآباد برای کشاورزی خوب ولی برای ساخت دیوار مناسب نبود و دیوارهای منازل آن ترک‌ها و منافذ فراوانی داشت که باعث جلب توجه کسانی که از خارج وارد آن می‌شدند، می‌گردید.

مردم
مردم این شهر اکثراً به شغل کشاورزی مشغول هستند. طبق سرشماری سال 1385 خورشیدی، از مجموع 8,797 نفر جمعیت این شهر، 4,244 نفر مرد و 4,553 نفر زن بوده‌اند که در قالب 2,220 خانوار ساکن این شهر بوده‌اند. براساس همین آمار 71 درصد از جمعیت این شهر باسواد و 29 درصد بی‌سواد بوده‌اند.

فرهنگ
از نظر فرهنگی، عموم شندآبادی‌ها مردمانی معتقد و متدین می‌باشند که همچون مناطق همجوار، مراسم فرهنگی و رسم و رسومات خود را انجام می‌دهند و همانند اکثریت مردم فرهنگ‌دوست شهرستان شبستر به امور خیریه و مدرسه‌سازی اشتغال دارند. از جمله خیرین آن می‌توان به مرحوم حاج حیدر شفائی اشاره نمود و از شخصیت‌های مهم مذهبی شندآباد می‌توان به «سید اسماعیل اصفیایی شندآبادی» و فرزند وی اشاره نمود.

در سال‌های اخیر بی‌کاری سبب مهاجرت بسیاری از جوانان این خطه به شهر‌های بزرگ به‌خصوص تهران گردیده‌است. البته در کنار این، شندآباد مهاجرپذیر نیز بوده و در سال‌های اخیر تعدادی از ساکنان جزیره اسلامی و نیز تعداد زیادی کرد از شهرستان بوکان در این شهر سکنی گزیده‌اند.

محصولات
از مهم‌ترین محصولات آن می‌توان به میوه‌های سردرختی در انواع مختلف اشاره نمود که مهم‌ترین آن‌ها میوه هلو با بیش از صد نوع تنوع می‌باشد. مرغوبیت هلوی شندآباد به‌حدی است که شهرت کشوری یافته و به بازارهای اقصی‌نقاط کشور و کشورهای همجوار صادر می‌شود.

البته در کنار محصولات باغی، محصولات جالیزی و صیفی‌جات شندآباد هم مرغوبیت و محبوبیت خاص خود را در میان مردم شهرستان شبستر داراست.

اقتصاد
در سال‌های اخیر با رونق‌گرفتن کار باغداری در شندآباد، وضعیت اقتصادی و معاش ساکنان آن بهبود یافته و باعث نوسازی اماکن و منازل شهری و مسکونی گردیده‌است. البته مشکلاتی همچون خشکیدگی عمومی درختان هلو از جمله عواملی است که بر روند رونق و شکوفایی شندآباد تأثیر منفی می‌گذارد. از دیگر مشکلاتی که برامر توسه شندآباد تأثیر می‌گذارد، فرار سرمایه‌ها به سمت مرکز شهرستان می‌باشد. شندآبادی‌ها بیش‌ترین سهم را در سرمایه‌گذاری‌هایی که طی سالیان اخیر در مرکز شهرستان صورت گرفته، دارا می‌باشند.

ایجاد شهرک صنعتی در منطقه شندآباد، فرصت بزرگی برای این شهر و آبادی‌های اطراف آن محسوب می‌گردد که در صورت برنامه‌ریزی اصولی و بلندمدت می‌تواند باعث اشتغال‌زایی، کاهش مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ و عمران و آبادی هرچه بیش‌تر شهر شندآباد گردد

صوفیان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    8980
  • کد تلفن :
    472

صوفیان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش صوفیان شهرستان شبستر واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش صوفیان است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، صوفیان با جمعیتی بالغ بر 8,733 نفر، بیست و هفتمین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی و سومین شهر پرجمعیت شهرستان شبستر، پس از شهرهای شبستر و شندآباد محسوب می‌گردد.[1] شهر صوفیان در بین محور ارتباطی تبریز به مرند و تبریز به شبستر واقع شده‌است. این شهر در 20 کیلومتری شرق شبستر، 45 کیلومتری شمال تبریز و 679 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.

پیشینه
شهر صوفیان به‌استناد نوشته برخی مورخان -ازجمله «رحیم رییس‌نیا» مؤلف کتاب «آذربایجان در سیر تاریخ»- همان شهر سوبیا یا صوفیای ماد بوده‌است که در لشگرکشی سارگن دوم پادشاه آشور(716 سال قبل از میلاد مسیح) به اورارتو، از این شهر یاد شده‌است.

حمدالله مستوفی در توصیف تبریز و نواحی اطراف آن، از ناحیه ارونق و قصبه صوفیان یادکرده‌است و چنین نوشته‌است: «چهارم ناحیت ارونق بر غرب شهر (تبریز) است آغازش سه فرسنگی شهریست تا پانزده فرسنگی وعرضش پنج فرسنگی باشد و حاصلی نیکو دارد از غله و انگور میوه، مدار تبریز بر ارتفاعات آن‌جا باشد وسی پاره دیه‌است واکثرش معظم که هریک قصبه‌ایست چون سیس و شبستر و وایقان و کوزه‌کنان و صوفیان و غیره.»

در سفرنامه ونیزیان (1471-1478 میلادی مطابق با 876-883 هجری قمری) که در زمان حکومت اوزون‌حسن آق‌قویونلو به‌ایران آمده‌است، چنین نوشته‌است: «به‌فاصله یک‌روز از مرند به‌محل کوچک دیگری به‌نام صوفیان که در دشت تبریز در دامنه کوهی قرار دارد رسیدیم. صوفیان روستایی است زیبا و جوی و باغ فراوان دارد.»

«ژان پاتیست تاورنیه»، جهانگرد فرانسوی که در فاصله سال‌های 1632 -1668 میلادی 6 بار به‌مشرق‌زمین سفر کرده‌است و در این سفرها 9 بار از ایران دیدن کرده‌است (در زمان شاه عباس یکم، شاه عباس دوم و شاه سلیمان)در سفرنامه خود نوشته‌است: «شهر صوفیان به‌قدر کفایت بزرگ است و تا داخل آبادی نشوند شهر پیدا نیست. به‌واسطه اشجاری که در کوچه‌ها و اطراف آن کاشته شده‌است، به این جهت قیافه آن جنگل می‌نماید تا به‌شهر.»

«شوالیه شاردن» سیاح فرانسوی که در حدود سال 1665 میلادی به‌ایران مسافرت کرده‌است، در سفرنامه خود می‌نویسد: «صوفیان به‌طور حیرت‌آوری حاصل‌خیز است. بعضی مؤلفین عقیده دارند که این همان شهر صوفیای ماد باستان است؛ ولی برخی دیگر مدعی هستند که این کلمه مشتق از صوفی می‌باشد و هنگامی که شاه اسماعیل یکم، اردبیل را ترک گفت و دربار را به تبریز انتقال داد، صوفی‌ها در محل مذکور سکونت گزیدند.»

«جملی کارری» سیاح ایتالیای که در زمان شاه سلیمان به‌سال 1694 میلادی برابر با سال 1105 هجری قمری به‌ایران آمده‌است و در مراسم تاج‌گذاری شاه سلطان حسین شرکت کرده‌است، در سفرنامه خود می‌نویسد: «در شهر صوفیان که از دور مثل جنگل به‌نظر می‌رسید، پیش راندیم. این شهر واطراف آن به‌قدری از اشجار متنوع مستور بود که حتی دیواره‌های منازل را هم از چشم پنهان می‌ساخت.»

این شهر به‌خاطر قرارداشتن بر سر راه اروپا، هموراه مورد بازید سیاحان بوده‌است و نیز به‌خاطر موقعیت راهبردی آن، هموراه مورد تاخت‌وتاز نیز قرار داشته‌است که حمله عثمانی‌ها در زمان صفویه و افشاریه (نادر شاه افشار در سال 1140 هجری قشون مصطفی پاشا را در سهلان شکست داد) حمله روس‌ها در زمان قاجار و در جنگ‌ جهانی اول و جنگ‌ جهانی دوم، این شهر تحت اشغال قرار داده‌بود. صوفیان درسال 1341 به‌شهر تبدیل و در سال 1372 مرکزیت بخش صوفیان را دارا شد.

مشاهیر
از مشاهیر این شهر می‌توان به باله خلیل صوفیانی عارف نامی قرن پنجم اشاره کرد که یکی از چهار عارف ناظر بازسازی شهر تبریز بعداز زلزله ویران‌گر سال 434 هجری به‌دستور «امیر وهسودان» حاکم وقت تبریز بود. مزار این عارف نامی به عنوان «امامزاده ابراهیم خلیل» در شهر صوفیان واقع شده و هم‌اکنون مورد ارادت خاص‌وعام است .ازدیگر چهره‌های دینی این شهر می‌توان به «حجت‌الاسلام نوروزی»، مفسر معاصر قرآن و مرحوم «حجت‌الاسلام ابوترابی» اشاره نمود. همچنین می‌توان از «دکتر حسن حسن‌زاده» فوق تخصص اورولوژی و رییس سابق بیمارستان صوفیان و «محمود عکاسی» شاعر معاصر وسراینده منظومه «اسکوندوزدانیشماسی» که از چهره‌های روشن‌فکر منطقه محسوب می‌شوند نام برد.

نقاط دیدنی
چشمه معدنی صوفیان
مجسمه‌های سنگی
پارک ملت صوفیان
مسجد جامع صوفیان
مسجد ولیعصر صوفیان
ساختمان سابق شهرداری صوفیان
آبشار زیبای گوورچین نیق در روستای مهتر احمد

اقتصاد
در حومه شهر صوفیان، به دلیل نزدیکی به کلان‌شهر تبریز، صنایع بسیار بزرگی فعالیت می‌کنند. صنایعی مانند کارخانه سیمان صوفیان، کارخانه آذریت، کارخانه آجرماسه آهکی آذربایجان، کارخانه گچ گروس، کوره‌های آهک‌پزی، شهرک مصالح ساختمانی با تولید انواع آجرهای ساختمانی و نما و سایر مصالح ساختمانی و نیز شهرک سرمایه‌گذاری خارجی که درآن انواع کارخانجات از قبیل کامیون‌سازی، خودروسازی، لوازم خانگی، گونی‌بافی، تولید کنسانتره و سایر صنایع از این قبیل هستند.

از لحاظ کشاورزی، کشت گندم، جو، آفتابگردان و پیاز در منطقه رواج دارد. برزگ‌ترین سیلوی استان، در این شهر قرار دارد. از صنایع غذایی صوفیان می‌توان به کارخانه‌های ماکارونی، کیک، لواشک و آردسازی اشاره کرد. این شهر به لحاظ موقعیت جغرافیایی و قرارگرفتن در تقاطع مسیر شبستر و مرند و تبریز و جاده ترانزیتی ایران و اروپا و مسیر تردد زائران سوریه، دارای اقتصاد توریستی نیز است

تسوج(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    7437
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.tasujcity.ir

یکی از شهرهای شهرستان شبستر در غرب استان آذربایجان شرقی و همچنین مرکز بخش تسوج می‌باشد. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر ۷٬۳۳۲ نفر، بیست و نهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی و چهارمین شهر پرجمعیت شهرستان شبستر -پس از شهرهای شبستر، شندآباد و صوفیان محسوب می‌گردد. این شهر در ۲۱ کیلومتری غرب شبستر، ۸۷ کیلومتری غرب تبریز و ۷۲۱ کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.نام تسوج عربی‌شده تسوگ فارسی است که در زمان ساسانیان به معنای دهستان بوده‌است. تسوج به معنای ساحل دریا می‌باشد

عجب شیر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    26847
  • کد تلفن :
    422
  • سایت شهرداری :
    www.ajabshir.ir

عَجَب‌شیر یکی از شهرهای غربی استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان عجب‌شیر است. این شهر کوچک و سرسبز در 35 کیلومتری شمال غرب مراغه، در 37 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی، 45 درجه و 55 دقیقه طول شرقی و در ارتفاع 1330 متری از سطح دریا قرار گرفته‌است. دریاچه ارومیه در سمت غربی عجب‌شیر قرار گرفته‌است و آب و هوای آن محلی بوده و منابع آب آشامیدنی و کشاورزی این شهر از طریق رودخانه دیزج‌رود، چشمه‌های موجود در پیرامون شهر و نیز چاه‌های نیمه‌عمیق تأمین می‌شود.

عجب‌شیر با 26,235 نفر جمعیت در سال 1385 خورشیدی، به‌عنوان دهمین شهر استان آذربایجان شرقی شناخته می‌شود.[1] بسیاری از ساکنان این شهر کشاورز هستند؛ البته برخی نیز به قالی‌بافی و تولید صنایع دستی مشغول‌اند. از مهم‌ترین محصولات کشاورزی عجب‌شیر می‌توان به بادام، حبوبات، غلات، کشمش و میوه‌های درختی اشاره کرد.

قلعه باستانی بارازلو که در روستای بارازلو قرار گرفته‌است، یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی عجب‌شیر به‌شمار می‌رود و قدمت آن به دوره ساسانیان و اوایل اسلام برمی‌گردد. در یک حفاری که در محوطه این قلعه صورت گرفته‌بود، اشیای برنزی متعددی مربوط به سده‌های ششم و هفتم هجری پیدا شده‌بودند. از دیگر آثار تاریخی عجب‌شیر می‌توان دژ و روستای تاریخی جنباداق، قلعه باستانی رویین و مسجد جامع عجب‌شیر را نام برد.

این شهر تا حدود یک قرن پیش روستایی کوچک و عقب‌افتاده بود؛ ولی امروزه پیشرفت بسیاری کرده‌است و از امکاناتی نظیر آب و برق، ادارات دولتی، ایستگاه راه‌آهن، پادگان ارتش، درمانگاه، راه آسفالت، کتابخانه، کتابفروشی، مدرسه و مراکز خرید بهره‌مند گشته‌است.

قره آغاج(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4892
  • کد تلفن :
    424

قَره‌آغاج یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان چاراویماق واقع شده‌است و مرکز این شهرستان می‌باشد. جمعیت این شهر برطبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی بالغ بر 4,157 نفر می‌باشد که از این جهت، پرجمعیت‌ترین شهر شهرستان چاراویماق و سی‌ونهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی به‌شمار می‌آید.شهر قره‌آغاج در 70 کیلومتری جنوب هشترود و 193 کیلومتری جنوب تبریز واقع شده‌است.

وجه تسمیه
واژه قره‌آغاج در زبان ترکی آذربایجانی به‌معنی درخت نارون است که به‌دلیل رشد درختان بلند نارون در این منطقه و مخصوصاً در اطراف شهر قره‌آغاج، این شهر بدین نام معروف شده‌است. البته عده‌ای به‌اشتباه واژه قره‌آغاج را به‌معنی «درخت سیاه» معنا می‌کنند؛ در حالی‌که این معنی کاملاً اشتباه می‌باشد. چنین اشتباهی در مورد قره‌چمن نیز دیده می‌شود که آن‌را به اشتباه به‌معنی «چمن سیاه» یاد می‌کنند، در حالی‌که نام این روستا حکایت از زیادی چمنزارهای اطراف آن دارد

کشکسرا(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    7446
  • کد تلفن :
    492

کُشک‌سَرای یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان مرند قرار دارد.
این شهر در مسیر جاده ابریشم قرار دارد.

اطلاعات قدیمی
لغتنامه دهخدا به نقل از جلد چهارم فرهنگ جغرافیایی ایران می‌نویسد: کُشک‌سرای دهی است از دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند واقع در 18هزار گزی باختری مرند و پانصد گزی شوسه خوی به مرند دارای 2892 تن سینه. آب آن از رودخانه و قنات و راه شوسه است

کلوانق(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    6344
  • کد تلفن :
    432

کلوانق یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان هریس قرار دارد.

کلوانق دارای جمعیتی در حدود هفده هزار نفر می‌باشد و دارای 21 کارخانه صنعتی و تو لیدی می‌باشد ویکی از شهرهای مهم و صنعتی شهرستان هریس می‌باشد. دارای یک گورستان قدیمی که حدود 1500سال قدمت تاریخی می‌باشد و همچنین سنگهایی که ایات قران در ان به خط تقریباً نااشنا درج شده‌است در این مکان وجود دارد . تاکنون بعلل متفاوت از جمله سیل و زلزله سه بار (حداقل) تغییر مکان داده‌است.

کلوانق شهری است از شهرهای شهرستان هریس که بر اساس سرشماری سال 1385 به عنوان دومین شهر پرجمعیت شهرستان هریس، دارای 6344 نفر جمعیت می‌باشد. این شهر به علت قرار گرفتن در بین شهرهای بخشایش از طرف غرب و شهر زرنق از سمت شرق، بهترین موقعیت را جهت دارا بودن بخشداری به خود اختصاص داده است. اکثر قریب به اتفاق مردمان این شهر به کشاورزی، آرماتوربندی، قالب بندی بتنی ساختمان و تعداد اندکی نیز به دامداری اشتغال دارند. وسعت زمین های حاصلخیز این شهر در بین سایر شهرهای شهرستان هریس بی همتا و از لحاظ مرغوبیت خاک و مقدار آبهای زیرزمینی موقعیتی استثنایی را دارا می‌باشد. از بزرگترین افتخارات این شهر، می‌توان به اشتغال جوانان آن و وجود کمترین جرم و جنایت در بین شهرهای شهرستان اشاره داشت. چرا که جوانان این شهر اغلب در شهرهای مختلف برای کسب روزی حلال خود در کارهای سنگین و فنی ساختمان سازی و برج سازی اشتغال داشته و کمتر کسی از روی بیکاری به بزهکاری روی می‌آورد. کلوانق دارای یک قبرستان قدیمی است که وجود سنگ های بزرگ که دارای خطوط عربی و اسلامی فراوانی است، نشان از قدمت بلند این شهر دارد. بزرگترین افتخار کلوانق، تقدیم 8 شهید بزرگوار بسیجی در جنگ تحمیلی است که به عنوان داوطلب در مقدم ترین خط جبهه‌ها با رشادت تمام به سنگر سازی برای رزمندگان اسلام همت گماشته و خون پاک خود را فدای میهن کرده اند. عبور مهرانرود از حاشیه جنوبی این شهر، جلوه زیبایی از طبیعت سبز را در طول مسیر این رود در کلوانق بوجود آورده است.

 

 

کلیبر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    9700
  • کد تلفن :
    427

کَلِیبَر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان کلیبر است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 9,030 نفر، بیست و پنجمین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی می‌باشد. کلیبر در منطقه سرسبز ارسباران واقع شده است. این شهر در 63 کیلومتری شمال غرب اهر، 210 کیلومتری شمال شرق تبریز و 812 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده است و دور ترین مرکز شهرستان به مرکز استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.

شهر کلیبر دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است و سراسر پیرامون این شهر را جنگل های تنک و مراتع پوشانیده است

کوزه کنان(اذربایجان شرقی)

 این شهردر قسمت غربی شهرستان شبستر و در بخش موسوم به گونئی مرکزی قرار دارد. گونئی به معنای آرانک و در نهایت ارونق می باشد.یاقوت حمدی در معجم البلدان آورده است که در کوزه کنان 75000 خانوار زندگی می کنند . مسلما این ارقام قابل توجه و در واقع حکایت از قدمت و اهمیت کوزه کنان دارد کلاویخو در سفرنامه خود راجع به این روستا آورده است که : شب را در کوزه کنان که سابقا محل بزرگی بوده و فعلا بیشتر قسمتهای آن ویران است خوابیدم گویند باعث این ویرانی ، امپراطور طغتمش خان بود که از امیر تیمور شکست یافت و از قدرت افتاد . در کوزه کنان بسیاری از ارمنیان را دیدم که در آنجا مسکن داشتند .  از جمله مشاهیر این خطه می توان از : نقشبندی کوزه کنانی ، ملتجی کوزه کنان ، همت کوزه کنانی و ملا ابو محمد کوزه کنانی حاج مهدی کوزه کنانی رجل مشهور قاجار که خانه اش در تبریز به خانه مشروطیت شناخته شده و تاکنون پابرجاست نام برداهالی شهر معتقدند که : همانگونه که از مرحوم آیت الله نجفی مرعشی روایت شده است بعد از اسلام سه سادات اصیل به آذربایجان قدم نهاده اند که از آن سه یک نفر در کوزه کنان سکنی گزیده است و از این جهت کوزه کنان را دروازه سید نیز نام نهاده اند ظاهرا کوزه کنان همانگونه که ازنامش پیداست مهد سفالگری بوده چرا که در حفاریهای مختلف این روستان ، کوزه های بزرگی که غالبا درحدود 100 لیتر آب در خود جای می دهند به ضخامت 7-6 سانتی متر بدست آمده است . برای مثال(خرابه لر ) که در قسمت جنوب شرقی روستای کوزه کنان قرار دارد . ابتدا مسکونی بوده اما مشخص نیست چه حادثه ای رخ داده که مردم از آن ناحیه کوچ کرده اند . به هرترتیب به هنگام حفاری زمین در این منطقه و یا به هنگام کشاورزی در اراضی همجوار با خرابه آثار سفالینه زیبا و قابل توجهی بدست آمده است

گوگان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    11103
  • کد تلفن :
    412

گوگان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش گوگان شهرستان آذرشهر واقع شده‌است. جمعیت این شهر بر پایه سرشماری سال 1385 خورشیدی بالغ بر 10,949 نفر بوده‌است که از این لحاظ نوزدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی و دومین شهر پرجمعیت شهرستان آذرشهر -پس از مرکز شهرستان- محسوب می‌گردد.

نام قدیم این شهر «گاوگان» بوده‌است که بعدها به «گوگان» تغییر نام داده‌است. شهر گوگان در 4 کیلومتری غرب آذرشهر، 60 کیلومتری جنوب غرب تبریز و 694 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است. این شهر در ساحل شرقی دریاچه ارومیه واقع شده‌است و ارتفاع آن از سطح دریا 1340 متر می‌باشد.

از محصولات تولیدی گوگان می‌توان به گردو اشاره کرد که به نقاط مختلف کشور صادر می‌شود. پیش‌شماره تلفنی این شهر 0412 می‌باشد. شهر گوگان در سال 1336 خورشیدی با ارتقای درجه از روستا به شهر، صاحب شهرداری دولتی شده‌است و هم‌اکنون یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.

تاریخچه
شهر باستانی لیلان که پس از اسلام به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان مطرح می‌شد، بر اثر زلزله‌ها، سیل‌ها و سایر بلایای طبیعی از بین رفته‌است و امروزه تنها شهری متروکه در معرض دید قرار دارد. تاریخ شهر کنونی لیلان بسیار کوتاه است. در واقع سال‌ها پیش، یکی از ایلات، در نزدیکی شهر باستانی لیلان سکنی گزیده‌اند و مسئولین کشوری به‌دلیل نزدیکی این روستا به شهر باستانی لیلان، نام لیلان بر آن گذاشته‌اند. در سال‌های اخیر هم با توجه به باستانی بودن منطقه، کاوشگران و مورخان بسیاری در محل شهر باستانی لیلان مشغول به تحقیق و جست‌وجو شده‌اند. این خود عاملی برای جذب جمعیت در این روستا شده‌است، تا جایی که علاوه بر این که تعداد بسیار مردودی از اهالی روستا به سایر نقاط کوچیدند، مهاجرانی نیز از روستاهای مجاور وارد این روستا شدند. تا این‌که در سال 1374 خورشیدی بر اساس آمارهای جمعیتی که جمعیت آن بیش از 5,000 نفر برآورد شده بود و با توجه به باستانی بودن منطقه، روستای لیلان به شهر تبدیل شد. امروزه لیلان پیش‌رفت‌هایی را متحمل شده‌است و در واقع لیلان امروزی، وارث آن شهر باستانی است.

هانری راولین سون (افسر انگلیسی در حدود سال 1254 هجری قمری) می نویسد: در دوره های خیلی قدیم ناحیه گوگان در ردیف مراکز بسیار زیبا و خرم آن روزگار بوده است و از چندین دهکده آباد و پیوسته به هم تشکیل شده است. روزبهی و ترقی گوگان را باید از آنجا قیاس و محاسبه کرد که معمولاً میزان مالیات هر خانواده 8 تا 9 تومان به پول روزگاران قاجاریه (شاهزاده عباس میرزا) بوده است.    این جغرافی دان آماری دقیق از باغها و وضعیت معاش گوگان ارائه نموده است و می گوید باغداران و بازرگانان در مقابل هر طناب زمین یا 96 ذرع مبلغ یک پناباد (ده شاهی و نصف یک ریال) به دولت مالیات می دادند.    
چالز استوارت جغرافیدان و جهانگرد انگلیسی در سال 1251 قمری (1835 میلادی) به ایران آمده و اینگونه می نویسد: عطر گل سنجد به قدری در هوا آمیخته بود که هر مسافری را از خود بیخود می کرد ، هوا پاک و طرب افزا و آسمان صاف به محیط اطراف و دشت گوگان لطفی وصف ناپذیر بخشیده بود ، خاک زمینهای حاصلخیز و مستعد، آب کافی ، چشمه ها ، رودخانه ها و چاهها ، هوای معتدل ، فعالیت مردم گوگان ، همه و همه گوگان را به صورت یک منطقه زراعی در آورده بود. و یکی از مراکر کشاورزی ، باغداری و دامپروری آذربایجان محسوب می شود.   
یاقوت حموی سیاح و جهانگرد رومی در باره گوگان می نویسد: ده نجیر جان یا اخیر جان (اخی جهان) یکی از روستاهای نزدیک گاوگان در 3 کیلومتری آن قرار دارد که درقدیم شاه نشین بود و خزانه شاه در حدود قوم باغی (باغی نزدیک روستای فیروز سالار) به زیر خاک فرو رفته و پادشاه ترک آن دیار کرده است.    
یکی از بزرگترین و قدیمی ترین روستاهای بخش ، روستای تیمورلو می باشد که بنابر شواهد و قراین و نقل قول قدما حدوداً 13 قرن سابقه تاریخی دارد. وجود سنگ نوشته های بزرگ در روستا و وجود قبرستان مجوسان در کنار قبرستان بزرگ روستا و نیز مقبره دو نفر از شهیدان صدر اسلام در اراضی بالوجای تیمورلو و حفاریهایی که در سطح روستا در عمق ده متری انجام شده و وجود سفالها و تنورها حاکی از این ادعاست که در اثر پس روی و پیشروی آب دریاچه ارومیه به دفعات مکرر زیر آب رفته و تخریب و بازسازی شده است.    
در زمان حمله مغول گوگان نیز مانند سایر شهرهای ایران مورد تجاوز و قتل و غارت قرار می گیرد ، در زمان هلاکو خان که شهر مراغه پایتخت ایلخانیان شده بود گوگان و دهستانهای اطراف آن به علت آب و هوای خوش و باغستانهای پر میوه جهت استراحت و خوشگذرانی مورد توجه خانان مغول قرار می گیرد . بعد از زوال ایلخانان به احتمال قوی خزائن خانان مغول پای کوه قزل داغ در میان دره ای به خاک سپرده می شود.    

موقعیت جغرافیائی منطقه گوگان
 

این منطقه از لحاظ ساختمانی و وضعیت طبیعی زمین ، به صورت کفة گسترده ای است و بر روی مخروط افکنة رودخانه نوشین چای (توفارقان چای-گنبرچای) قرار گرفته است که در مجموع جلگه رسوبی و آبرفتی شرقی دریاچه ارومیه را تشکیل می دهد و با شیب ملایمی از ارتفاعات حاشیه غربی سهند تا ساحل دریاچه کشیده شده است . این جلگه فاقد چین خوردگی وارتفاع بلند است و غالبا پستی وبلندی قابل ملاحظه ای ندارد . زمین آن تقریبا مسطح وهموار ،خاک آن حاصلخیز و یکی از مراکزمهم کشاورزی به شمار می رود .    
- نزدیکی روستاهای اطراف (کمتر از 3 کیلومتر ) با محصولات کشاورزی و دامی فراوان چون تیمورلو ، دستجرد ، فیروز سالار ، قاضی جهان ... و همجواری شهرک صنعتی شهید سلیمی و دانشگاه تربیت معلم آذربایجان همچنین برپائی هفته بازار پنجشنبه ها بر رونق اقتصادی منطقه اهمیت بسزائی داشته است .     - زمستانها در منطقه گوگان مثل اکثر شهرهای استان زودرس و سرد و طولانی است و از آذرماه شروع وتا نیمه دوم فروردین ( اکثر سالها ) ادامه دارد . تابستانها هم به لحاظ وجود باغات فراوان حاصل از مستعد بودن منطقه و نزدیکی به دریاچه ارومیه ملایم و مطبوع می باشد .   
- بارندگی سالیانة این منطقه حدود 260 میلیمتر بوده ، حداقل مطلق دما در ماه ژانویه (دی ماه ) حدود 30- درجه و حداکثر مطلق دمایی ثبت شده در ماه اوت (مرداد ماه) حدود 43 درجه می باشد . حداکثر بارش در اردیبهشت ماه و حداقل آن در تیرو مرداد بوده و همچنین تبغیر وتعرق پتانسیل سالانه حدود 750 میلیمتر وحداکثر آن نیز در تیرماه و 170میلیمتر می باشد .
 منطقه گوگان فاقد جنگل می باشد البته باغات اطراف رودخانه را می توان بعنوان اراضی نیمه جنگلی بحساب آورد. مراتع بخش حدود 8450 هکتار واکثر گونه های گیاهی در این مراتع عبارتنداز تیپ گون ، اسفند ،خارشتر، شیر سگ ، خانواده گرامینه و ...     خاکهای مرغوب زراعی جلگه آذرشهر که منطقه گوگان نیز بر روی آن قرار دارد حاصل نزولات جوی دوران چهارم و جریانات رودخانه ای ناشی از نزولات فوق می باشد که با فرسایش ارتفاعات ، موجب تراکم نهشته های سطحی در محل فعلی مخروط افکنه آذرشهر شده است و ارتباطی با اقلیم فعلی ندارد. آب وهوای منطقه طبق نقشه بیوکلیماتیک ایران جزء مناطق استپی سرد محسوب می شود.    وجه تسمیه گوگان  به اعتقاد برخی اصل این کلمه به صورت گیوکان که از ترکیب دو کلمة گیو به معنی پهلوان ، دلیر و رشید و کان به معنی سرزمین می باشد.( سرزمین پهلوانان و دلیران)   
در مقابل ، نظریة دیگری هم هست که چنین عنوان شده است : قبل از استیلای اعراب به ایران و آذربایجان مناطق زیادی بودند که به پسوند گان ختم می شدند مانند: زنگان ، زدگان ، گوگان ، گاوگان و . . . که بعد از استیلای عرب ها رواج یافته است از آنجا که در خط و رسم عرب بجای گ از حرف ج استفاده نموده‌اند که در نتیجه زنگان به زنجان تغیر می یابد و کلمه گوگان یا گاوگان به کوکان و یا کاوکان تغییر می یابد.    نظریه سوم: در این منطقه بدلیل نزدیکی به دریاچه ارومیه و وجود مزارع و آبهای روان محل پرورش گاو بوده است که کلمة گان نیز بمعنای محل پرورش یا محل و میهن بوده است که جمع کلمه به معنی سرزمین پرورش می باشد ولی در این مورد مدرک مستندی در دست نمی باشد و خود اهالی منطقه نیز این نظریه را تأیید نمی کنند.    اما به نظر می رسد کلمه گاوگان از کلمة بکاول که مخفف کلمة کاوُل (به معنی سفره چی باشد) که ترکان به آن اطلاق می کردند گرفته شده باشد و با توجه به اینکه مسیر جادة باستانی ابریشم از این شهر می گذشته و بر سر راه کاروانیان و گذرگاهان بود به معنی سفره‌چی ها آمده باشد و همچنین به احتمال قوی گاوگان از کلمة کاوگان که در شاهنامه فردوسی آمده است گرفته شده و منسوب به خاندان کاوگون باشد که در این مناطق می زیسته‌اند:    سپهدار چون قارَن کاوگان به پیش سپاه اندرون آوکان  پتانسیل گردشگری گوگان  - مخزن تغذیه مصنوعی فیروز سالار: که دارای ظرفیت 3 ملیون متر مکعب بوده وآب به صورت کانال انحرافی از رودخانه به آن وارد می شود . پرورش ماهی و ماهیگیری در آن رونق دارد .  
3- چشمه معدنی شورسو: این چشمه به فاصله اندکی از ائل میدانی واقع شده ودر فلات آهکی قرار دارد . آب و املاح آن برای بسیاری از دردهای مفصلی مفید است .  
4- معادن غنی سنگهای مرمر و تراورتن (لیموی وگردوئی وقرمز ) در اطراف شهر علاوه بر استخراج آن مناظر زیبای را نیز بوجود آورده اند که خود حاصل چشمه های معدنی چون شورسو وتاپ تاپان در روی فلات آهکی می باشد .   
5- مقبره زینب خاتون (زوجه پیامبر اکرم وبه روایتی مادر اسامه بن فرقه) در کوهپایه های روستای دستجرد که سالانه پذیرای خیل عظیم عاشقان اهل بیت عصمت وطهارت می باشد .   
6- مقبره صدیقه خاتون خواهر زینب خاتون در روی تپه ای مشهور به شوشلی در قسمت جنوبغربی گوگان.   
7- مسجد جامع گوگان که قدیمی ترین ساختمان بجا مانده از دوره ولیعهدی عباس میرزا که معماری آن منحصر به فرد می باشد.   
8- زیارتگاه مسجد حضرت ابوالفضل : این مسجد یکی ازمساجد مهم شهر بحساب آمده و از نقاط مختلف استان برای زیارت آن و دادن نذری ، بخصوص در ماههای محرم و صفر به این مسجد می آیند .   
9- غارهای مختلف در روی فلات آهکی در گوگان – دستجرد و قاضی جهان که به عنوان نمونه می توان به یددی کهل (هفت غار) وساری کهل (غار زرد )اشاره نمود .   
10- وجود اراضی و باغات در اطراف رودخانه گنبرچای این منطقه را به صورت یک منطقه نیمه جنگلی به حساب آورده و در بهار و تابستان پذیرای گردشگران مختلفی از اقصی نقاط استان به این منطقه میباشد   
11- وجود آثار باستانی چون کوحنه دیمان (آسیاب خرابه) دلیحلی داش (سنگ سوراخ) وآثار با قیمانده از قناتهای قدیمی می تواند مناطق خوبی برای گردشگری و افراد علاقمند به طبیعت باشد .   
12- پلایای گوگان که در انتهایی ترین قسمت جلگه قرار گرفته ودارای اشکال کم نظیری از نمک و همچنین کویر در آن قابل مشاهده است (تا نزدیکی دریاچه ارومیه).

مردم
اکثر مردم شهر لیلان به کشاورزی و باغداری مشغولند. زبان مردم این شهر، همانند سایر نقاط منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی است. طبق آمار سال 1385 خورشیدی از مجموع 6,079 نفر جمعیت این شهر، 2,962 نفر مرد و 3,117 نفر زن هستند که در مجموع، 1,468 خانوار را تشکیل می‌دهند. هم‌چنین طبق همین آمار، 71 درصد از مردم این شهر باسواد و 29 درصد بی سواد هستند.آمار مردان و زنان شهر، نشان‌دهنده این است که به‌علت این‌که شغل اکثر مردان پیمانکاری است، در سایر نقاط کشور ساکن می‌باشند

لیلان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    6091
  • کد تلفن :
    422

لِیلان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش لیلان شهرستان ملکان واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش لیلان است. لیلان در 20 کیلومتری جنوب شرق ملکان، 163 کیلومتری جنوب غرب تبریز و 678 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است. جمعیت این شهر، بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی،بالغ بر 6,079 نفر بوده‌است که از این جهت، سی و دومین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد.

تاریخچه
شهر باستانی لیلان که پس از اسلام به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای آذربایجان مطرح می‌شد، بر اثر زلزله‌ها، سیل‌ها و سایر بلایای طبیعی از بین رفته‌است و امروزه تنها شهری متروکه در معرض دید قرار دارد. تاریخ شهر کنونی لیلان بسیار کوتاه است. در واقع سال‌ها پیش، یکی از ایلات، در نزدیکی شهر باستانی لیلان سکنی گزیده‌اند و مسئولین کشوری به‌دلیل نزدیکی این روستا به شهر باستانی لیلان، نام لیلان بر آن گذاشته‌اند. در سال‌های اخیر هم با توجه به باستانی بودن منطقه، کاوشگران و مورخان بسیاری در محل شهر باستانی لیلان مشغول به تحقیق و جست‌وجو شده‌اند. این خود عاملی برای جذب جمعیت در این روستا شده‌است، تا جایی که علاوه بر این که تعداد بسیار معدودی از اهالی روستا به سایر نقاط کوچیدند، مهاجرانی نیز از روستاهای مجاور وارد این روستا شدند. تا این‌که در سال 1374 خورشیدی بر اساس آمارهای جمعیتی که جمعیت آن بیش از 5,000 نفر برآورد شده بود و با توجه به باستانی بودن منطقه، روستای لیلان به شهر تبدیل شد. امروزه لیلان پیش‌رفت‌هایی را متحمل شده‌است و در واقع لیلان امروزی، وارث آن شهر باستانی است.

جغرافیا
شهر لیلان در ناحیه جنوب شرقی دریاچه ارومیه و در منطقه‌ای حاصل‌خیز و پر‌آب پدید آمده‌است. آب و هوای این شهر در بیش‌تر ماه‌های سال سرد است و تنها در اواخر فصل بهار و اوایل فصل تابستان از شدت سرمای آن کاسته می‌شود. رودخانه فصلی لیلان‌چای، از دامنه‌های کوه سهند سرچشمه می‌گیرد و پس از گذشتن از شهر خراجو و تعدادی روستا، از داخل شهر لیلان عبور می‌کند و سپس به دریاچه ارومیه می‌ریزد.

مردم
اکثر مردم شهر لیلان به کشاورزی و باغداری مشغولند. زبان مردم این شهر، همانند سایر نقاط منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی است. طبق آمار سال 1385 خورشیدی از مجموع 6,079 نفر جمعیت این شهر، 2,962 نفر مرد و 3,117 نفر زن هستند که در مجموع، 1,468 خانوار را تشکیل می‌دهند. هم‌چنین طبق همین آمار، 71 درصد از مردم این شهر باسواد و 29 درصد بی سواد هستند.آمار مردان و زنان شهر، نشان‌دهنده این است که به‌علت این‌که شغل اکثر مردان پیمانکاری است، در سایر نقاط کشور ساکن می‌باشند

مراغه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    149929
  • کد تلفن :
    421
  • سایت شهرداری :
    www.maraghe.com

مَراغه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مراغه است. مراغه در کنار رودخانه صوفی چای و در مشرق دریاچه ارومیه و بر دامنه جنوبی کوه سهند قرار گرفته‌است. این شهر با 149,929 نفر جمعیت و 20 کیلومتر مربع مساحت، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر استان آذربایجان شرقی پس از کلان‌شهر تبریز است. شهر مراغه در 135 کیلومتری مرکز استان، واقع شده ‌است.

تاریخچه
اوج شهرت نام مراغه به عهد هلاکوخان می‌رسد. در دوره هلاکوخان و در زمانی که مراغه به عنوان پایتخت برگزیده شده بود با تقاضا و تشویق دانشمند بزرگ ایرانی خواجه نصیر الدین طوسی معتبرترین مرکز علمی جهان یعنی رصدخانه مراغه در یکی از تپه‌های شمال غربی مراغه احداث گردید که قبل از ویرانی یکی از بزرگ‌ترین مراکز پژوهشی و نجومی زمان خود در جهان بود.

مردم
زبان اصلی اهالی شهر مراغه، همانند سایر ساکنان منطقه آذربایجان، ترکی آذربایجانی می‌باشد.

آب و هوا
وجود ارتفاعات بر تغییرات آب و هوای شهر تاثیر گذاشته، آب و هوای شهر را معتدل (متمایل به‌سردی و نسبتاً نیمه مرطوب) ساخته‌است. حداکثر درجه حرارت در این شهر در روزهای گرم تابستان، 35 درجه سانتی‌گراد و حداقل آن در روزهای سرد زمستانی (20-) درجه سانتی‌گراد می‌باشد.

بارندگی
بارش برف در این شهر معمولاً از دی ماه شروع و تا اواسط اسفند ماه ادامه دارد که در بعضی از سال‌ها بارش برف از آذرماه شروع و تا اواسط فروردین ماه مخصوصاً در قسمت‌های کوهستانی ادامه می‌یابد که خود بر عوامل آب هوایی منطقه موثر است.

بارش باران‌های بهاری که در اصطلاح محلی به «لیسان» مشهور است از اوایل فروردین ماه شروع شده و تا اواسط اردیبهشت ماه، ادامه می‌یابد. متوسط سالانه بارش در شهر مراغه، حدود 300 تا 1000 میلی‌متر می‌باشد و ایام یخبندان آن، حدود 114 روز در سال است. شما اگر از فراز بلندی به شهر مراغه نگاهی بیندازید. شهر را ساختمانی در قلب یک باغ خواهید دید. مراغه را بزرگترین باغ شهر ایران نیز لقب داده‌اند.

آثار باستانی
از آثار تاریخی شهر مراغه، می‌توان به‌موارد زیر اشاره کرد:
رصدخانه مراغه
گنبد سرخ
گنبد کبود
گنبد مدور
گنبد غفاریه
کلیسای هوانس
معبد مهر
مقبره اوحدی مراغه‌ای
مقبره آقالار (موزه سنگ‌نگاره‌ها)
مقبره مادرهلاکوخان
مساجد مراغه
کاروانسراها و خانه‌های قدیمی مراغه
موزه‌های مراغه
قلعه و غار قیزقلعه‌سی
گویجه قلعه
حمام صفوی
تپه‌های باستانی مراغه
یخچال مرادیان
پل مردق

موزه‌ها
موزه تخصصی ایلخانی
موزه سنگ‌نگاره‌ها
موزه تاریخ طبیعی و فسیل شناسی
موزه صحرایی فسیل‌ها

جاذبه‌های طبیعی
غار کبوتر (هامپوئیل)
دریاچه سد علویان
منطقه فسیل مراغه
کوه سهند
چشمه‌های معدنی مراغه
رودهای مراغه
دهکده توریستی
روستاها و چشم‌اندازهای طبیعی مراغه
چشمه‌های معدنی معروف اطراف شهر مراغه : شورسو، گشایش، ایستی‌بلاغ، قره‌پالچیق و ساری‌سو
موزه تخصصی نجوم ایران

مراکز آموزش عالی و تحقیقاتی
سردر دانشگاه پیام نور مراغهدانشگاه مراغه
مرکز تحقیقات نجوم و اختر فیزیک ایران
مرکز تحقیقات فسیل شناسی ایران
مرکز تحقیقات کشت دیم غرب آسیا
دانشگاه آزاد اسلامی مراغه
دانشگاه پیام نور مراغه
دانشگاه جامع علمی کاربردی مراغه
جهاد دانشگاهی مراغه
دانشکده پرستاری و مامایی مراغه

رسانه‌هامرکز صدا و سیمای مراغه
باشگاه خبرنگاران جوان مراغه
دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی
هفته‌نامه رصد
هفته‌نامه بهاریه
هفته‌نامه سیمای مراغه

مرند(اذربایجان شرقی)

مرند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان مرند است. این شهر با 114,165 نفر جمعیت در سال 1385 خورشیدی، سومین شهر پرجمعیت و بزرگ استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز و مراغه محسوب می‌گردد. شهر مرند با مساحتی بیش از 20 کیلومتر مربع، در 65 کیلومتری شمال غرب تبریز، واقع شده‌است.

پیش از اسلام
یر اساس اسناد اورارتویی، سابقه شهرنشینی در مرند تا اواسط هزاره سوم قبل از میلاد می‌رسد، در حالی که در تپه‌های باستانی «گرگر»، ظروف سفالی و ابزارهایی از هزاره پنجم قبل از میلاد دیده شده‌است. هم‌چنین در تپه خاکستری (قلعه مرند) نیز آثاری از هزاره چهارم قبل از میلاد به دست آمده‌است. «ولادیمیر مینورسکی» با استفاده از نظر باستان‌شناسان، این قلعه خاکی فروریخته را از سلسله قلاع خاکی اورارتویی می‌داند.

آن‌چه از مدارک و نظرات باستان‌شناسان و مورخین به دست می‌آید، این است که شهر مرند در روزگار پادشاهی مادها از رونق بسیاری برخوردار بوده و به دلیل اهمیت خاصی که در ایالت آتورپاتکان داشته، همواره مورد توجه حکومت مرکزی بوده‌است. هم‌چنین در دایرة‌المعارف اسلامی آمده‌است که مرند مرکز حکومت اقوامی مهم در دوره «کلده» و «آشور» بوده‌است.

پس از اسلام
آن‌چه که از مدارک تاریخی بر می‌آید، فتح آذربایجان به دست اعراب در سال‌های 18 تا 22 هجری قمری صورت گرفته‌است، اما مورخین اسلامی از مرند برای نخستین بار در سال 160 هجری نام برده‌اند. بنا به نوشته بلاذری، مرند در هنگام فتح آذربایجان، قریه کوچکی بود که «ابوالبیعت حلبس» به آبادی آن‌جا همت گماشت و پس از او پسرش محمد در سال 200 هجری، حاکم مرند شد و برای توسعه شهر کوشش بسیار کرد. این مرد فرهنگ دوست، دلیر و شجاع بود و بنا به نوشته طبری، او شعرهایی به زبان فارسی آذری داشته که در آذربایجان معروف بوده‌است.

در روزگار قیام بابک خرمدین به سال 201 هجری، شهر مرند سال‌ها یکی از مناطق تحت نفوذ وی بوده‌است. چند سلسله مهم و محلی در این زمان بر مرند حکومت می‌رانده‌اند که از جمله آن‌ها «سالاریان»، «روادیان» و «شدادیان» را می‌توان نام برد. در اواخر قرن چهارم هجری، در کتاب‌های «حدودالعالم» و «صورة‌الارض»، از مرند به عنوان شهری آباد یاد شده‌است و ابوعبدالله مقدسی نیز مرند را شهری مستحکم نامیده و حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب نوشته‌است: «مرند شهر بزرگی است که دور بارویش 800 گام است و باغ‌های پرمیوه دارد. بالاخره شاردن، سیاح فرانسوی می‌نویسد: «مرند شهر خوبی است و دارای 2500 باب خانه و باغچه می‌باشد و بوستان‌هایش بیش‌تر از عمارت و آبادی است»‍. هم‌چنین بسیاری از مورخین اسلامی از جمله ابن حوقل بغدادی، یاقوت حموی، حمدالله مستوفی قزوینی، ابراهیم اصطخری، الفداء قزوینی، ناصر خسرو قبادیانی، ابن واضح یعقوبی، یحیی بلاذری و ابن خرداذیه، همگی در کتب خود از مرند یاد کرده و آن را توصیف کرده‌اند.

در سال 602 هجری قمری، مرند در یک یورش سهمگین توسط گرجیان به ویرانی کشیده شد و در سال 622، «سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه» در مرند استقرار یافت.

در دوره ایلخانان بر رونق و آبادی مرند افزوده شد. به طوری که بنای کاروانسرای آیراندیبی و قلعه هلاکو در شمال مرند نیز از بناهای اواخر دوره ایلخانی، یعنی زمان ابوسعید بهادرخان به سال 731 است که کتیبه محراب مسجد جامع مرند نیز شاهد این مدعاست.

مرند در زمان حکومت امرای محلی قراقویونلوها، محل پیکارهای مختلفی واقع گردید. در سال 807 هجری، مرند به دست سپاهیان «میرزا ابوبکر گورکان» غارت گردید. قرایوسف در سال 809، پس از جنگ با ابوبکر در مرند، زمستان را اتراق کرد. در سال 837، شهر مرند پس از نبردی طولانی بین آق‌قویونلوها و تیموریان به دست آق قویونلوها فتح گردید. جهانشاه میرزا قرایوسف، هنگام جنگ با برادر خود -اسکندر میرزا- در مرند اقامت گزید. در دوره صفویه، هنگام جنگ بین شاه تهماسب صفوی با عثمانیان، مرند مرکز فرماندهی سپاه ایران بود. در سال 1011 هجری، شاه عباس صفوی حکومت مرند را به «جمشید سلطان دمبلی» سپرد. در سال 1014 تا 1016 در هنگام جنگ بین صفویه و عثمانیان، شاه عباس مدتی در مرند مستقر شد. در بین سال‌های 1045 و 1135 هجری، شهر مرند در جنگ‌های بین ایران و عثمانی مورد تعرض و قتل و غارت قرار گرفت. در زمان ضعف دولت صفویه و حکومت نادرشاه افشار، شهر مرند به دست حکام خاندان دنبلی اداره می‌شد. در دوره زندیه، کریم خان زند در سال 1205 هجری توانست آذربایجان، از جمله مرند را از دست حکام محلی درآورد. در دوره قاجاریه نیز حسین خان دنبلی حاکم مرند و خوی از فتحعلی شاه قاجار پذیرائی کرد. در زمان عقد معاهده ترکمانچای به سال 1243، نماینده عباس میرزا با «پاسکویچ»، فرمانده روسی در مرند ملاقات کرد. در دوره مشروطیت، سردار ملی سال‌ها در مرند با «میرزا حسین خان یکانی» و «رضاقلی سرتیپ یکانی» فرزند «زال خان» روابط نزدیک داشته‌است. از دیگر مجاهدین آزادی خواه دوره مشروطیت در مرند از اشخاص زیر می‌توان نام برد: «میرزا عیسی حکیم‌زاده»، «اسماعیل یکانی»، «نورالله یکانی»، «حبیب‌الله شاملوی مرندی»، «حاج ابراهیم ذوالفقارزاده»، محمدولی صراف»، «حاج حسین صراف»، میرزا محمود»، برادران «میرزا صابر مرندی» معروف به مکافات، صاحب روزنامه مکافات به سال 1327 هجری در خوی، «حاج جلال مرندی»، «محسن خان»، «مصطفی خان اسفندیاری»، «حاج ملاعباس واعظ قره‌آغاجی»، «حاج علی‌اکبر صدیقی»، «میرزا کریم‌زاده» و «میرزا نصیر رئیس‌السادات» و پسرش «میرزا احمد رئیس‌السادات».

جغرافیا
شهر مرند در ناحیه شمال غربی استان آذربایجان شرقی و در شمالی‌ترین منطقه ایران واقع شده‌است که از سمت شمال و جلفا، از سمت شرق به ارسباران، از سمت جنوب به تبریز و شبستر و از سمت مغرب به استان آذربایجان غربی محدود شده‌است. این شهر در 45 درجه و 46 دقیقه طول شرقی و 38 درجه و 26 دقیقه عرض شمالی قرار گرفته‌است و حدود 20 کیلومتر مربع وسعت دارد.


مردم

اهالی شهر مرند، همانند ساکنان سایر نواحی استان آذربایجان شرقی، به زبان ترکی آذربایجانی و با لهجه محلی خود سخن می‌گویند.

شغل اکثر مردم این شهر، کشاورزی است. کشاورزی در این منطقه ترکیبی از باغداری و کشت گندم و جو است. از محصولات مهم این شهر می‌توان به گیلاس، زردآلو، گلابی و سیب اشاره کرد.

شهر مرند نسبت به شهرهای دیگر استان، بیشتر جنبه تجارتی دارد. به‌طوری‌که بیشترین پاساژها و مراکز خرید پس از مرکز استان در این شهر قرار دارد. افزودنی است که بزرگترین بازار مدرن شمال غرب کشور در این شهر در حال ساخت می‌باشد.

جمعیت شهر مرند در سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 114,165 نفر بوده‌است که از این میان 57,151 نفر مرد و 57,014 نفر زن بوده‌اند که در قالب 29,755 خانوار، ساکن این شهر بوده‌اند.

این شهر جمعیت زیادی حاشیه‌نشین دارد که این جمعیت از خدمات شهری محرو‌مند. محله‌های حاشیه‌نشین شهر مرند عبارتند از: آغ زمین، باغ عراقی و باغ سرهنگ


وجه تسمیه

بطلیموس، جغرافیادان یونانی که قبل از میلاد می‌زیسته، از این شهر به نام «ماندگار» نام برده و آن را یکی از آبادترین شهرها در تاریخ می‌خواند. در روایات باستانی ارامنه آمده‌است که حضرت نوح(ع) در مرند مدفون شده و کلمه مرند از یک فعل لغت ارمنی به معنای تدفین اشتقاق یافته‌است.

ولی ارامنه امروزی را اعتقاد بر این است که نوح(ع) بعد از طوفان در نخجوان فرود آمد و در این شهر نیز مدفون شد و قبر همسرش هم در مرند واقع شده ‌است.

مطابق نوشته‌های تورات، مادر حضرت نوح(ع) در مسجد بازار مرند مدفون است. برخی نیز بنای شهر مرند را به امر دختر ترسائی به نام «ماریا» می‌دانند و بنای اولیه مسجد جامع فعلی مرند را نیز، کلیسایی می‌شمارند که وی بنا کرده‌است و نام مرند را هم برگرفته از نام ماریا با اندکی تغییر می‌دانند.

قالی‌بافی
شهر مرند همانند سایر شهرهای منطقه آذربایجان، یکی از کانون‌های مهم قالی‌بافی در سطح کشور محسوب می‌شود. در شهر مرند و نیز در تمام شهرها و روستاهای حومه آن، کارگاه‌های بزرگ و کوچک بافت قالی و قالیچه، گلیم و خورجین دایر است. این صنعت به استناد منابع تاریخی، قرن‌هاست که در این منطقه رواج داشته و همواره یکی از منابع عمده درآمد مردم محسوب می‌شده‌است. قالی‌ها و قالیچه‌های نفیس بافت مرند و روستاهای حومه‌اش، نه تنها در بازارهای فرش داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز شهرت بسیار دارد و از نظر صادرات نیز اهمیت بسزایی دارد. صنعت قالی‌بافی در شهر مرند به صورت کارگاهی و در روستاها به صورت تک‌بافی، یکی از مشاغل فراگیر مردم به شمار می‌رود و محصولات آن‌ها در طرح‌ها و نقش‌های متنوع و بافت‌های گوناگون به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می‌شود.

سبدبافی
از دیگر صنایع دستی شهر مرند، بافت انواع سبدها برای حمل نان و میوه از ساقه گندم است که به نوبه خود از شهرت زیادی برخوردار است.

فانوسکابافی
روستای هوجقان، یکی از مناطقی است که سال‌های سال، مردم آن‌جا در بافتن فتیله‌های چراغ، مهارت کامل داشته و تولیدات خود را به سراسر کشور عرضه می‌کردند. با گسترش نیروی برق و روشنایی الکتریسیته و رکورد فروش فتیله، مردم صنعت‌گر این روستا به بافتن «فانوسقه» یا کمربندهای نظامی و نوار کفش پرداختند و در حال حاضر، یکی از مراکز مهم تولید این محصول می‌باشد.

سفال‌گری و سرامیک‌سازی
محصولات سرامیک، در چند کارگاه شهر زنوز تولید می‌شود. استادکاران سرامیک زنوز، از نوعی خاک مرغوب (کائولن یا خاک چینی) استفاده می‌کنند و به نقاط دیگر جهت فروش، صادر می‌نمایند. علاوه بر کارگاه‌های سرامیک‌سازی، کارگاه‌های سفال‌گری نیز در بعضی از مناطق شهر مرند و روستاهای اطراف وجود دارند.

کتابخانه‌ها

در داخل شهر مرند تعدادی کتابخانه وجود دارد که «کتابخانه پارک شهر مرند»، بزرگ‌ترین کتابخانه این شهر و جزء کتابخانه‌های درجه یک کشور است که در سال 1378 خورشیدی، در محوطه پارک شهر مرند با زیربنای 1200 متر مربع، افتتاح گردیده و دارای 2 سالن مطالعه و یک مخزن کتاب و یک سالن آمفی تئاتر و اتاق اینترنت است. تعداد کتاب‌های این کتابخانه به حدود 15,000 جلد در موضوعات متنوع و تعداد اعضای آن 3,700 نفر بوده و کلیه خدمات فنی به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد و همه روزه از ساعت 7 و نیم شب، آماده ارائه خدمات می‌باشد. بیشتر مراجعین این کتابخانه را دانش‌آموزان و دانشجویان تشکیل می‌دهند.

«کتابخانه عمومی کوثر» واقع در خیابان امام خمینی مرند، در سال 1330 با زیربنای حدود 200 متر مربع تأسیس گردیده‌است. در حال حاضر این کتابخانه دارای یک مخزن و یک سالن مطالعه به ظرفیت 120 نفر است که مجموعه کتاب‌های آن به حدود 6,500 جلد می‌رسد و تعداد اعضای آن 2,700 نفر می‌باشد. این کتابخانه مخصوص خواهران است و روزانه حدود 150 نفر مراجعه کننده دارد و همه روزه از ساعت 7 و نیم صبح لغایت 8 و نیم شب، آماده ارائه خدمات به مراجعین می‌باشد. کلیه خدمات فنی این کتابخانه به روش رایانه‌ای صورت می‌گیرد.

اماکن تاریخی و دیدنی
از اماکن تاریخی و باستانی این شهر می‌توان به قلعه مانداگارانا، مسجد جامع مرند، تپه سیوان و بازار کوزه‌چیلر اشاره کرد. در تپه سیوان، یک ته‌ستون ترکان اورارتو و سفالینه‌های ترکان پارتی یافته شده‌است.پیوند مرده

از مناطق بسیار زیبا و تفریحی مرند نیز می‌توان به گردنه پیام، روستاهای ملایوسف و کندلج در 5 کیلومتری شمال مرند و چشمه باش کهریز و قنات بزرگ و بسیار معروف بَی گوزی (=چشمه داماد) در شمال روستای دیزج‌ علیا که از دل کوه میشو بیرون می‌آید اشاره کرد.

آب و هوا
از آن‌جایی که مرند در منطقه‌ای کوهستانی واقع شده‌است، از آب و هوایی هر چند سرد و خشک، ولی نسبتاً مساعد برای کشاورزی بهره‌مند گشته‌است. از اوایل پائیز، تمام مناطق کوهستانی اطراف این شهر را برف سنگینی فرا می‌گیرد که تا اواخر بهار در قلل کوه‌ها باقی می‌ماند.

کارخانجات
در سال‌های اخیر با توجه به پیشرفت‌هایی که شهر مرند داشته‌است، کارخانجات مختلفی در اطراف این شهر احداث شده‌اند که از این میان، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:کاشی تبریزکف
خاک‌چینی
آناکنسرو
آبمیوه تکدانه
پارس پروفیل
رب سانیا
پلاستوفوم فخر مرند

ملکان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    24680
  • کد تلفن :
    422

مَلِکان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان ملکان است. این شهر با 23,989 نفر جمعیت در سال 1385 ، به عنوان دوازدهمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی محسوب می‌گردد. نام قدیم شهر ملکان، «ملک کندی» بوده است که پس از تبدیل آن به شهر، به نام کنونی تغییر نام داد. این شهر در 41 کیلومتری مراغه، 143 کیلومتری تبریز و 658 کیلومتری تهران واقع شده است.

محصولات
شهر ملکان به دلیل آب و هوای خوش و زمین حاصل خیز، محصولات کشاورزی و باغی فراوانی دارد. از جمله آن ها می‌توان به میوه، غلات و خشکبار اشاره نمود. مهم ترین محصول تولیدی در شهر ملکان، انگور است که به کشورهای خارجی نیز صادر می‌شود

ممقان(اذربایجان شرقی)

ممقان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش ممقان شهرستان آذرشهر واقع شده‌است. جمعیت این شهر در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 12576نفر بوده‌است که از این جهت بیستمین شهر پرجمعیت استان محسوب می‌گردد. تاریخ بنیاد ممقان دقیقاً معلوم نیست؛ ولی قدمت زاویه «باباجابر» -که قدیمی‌ترین اثر تاریخی این شهر محسوب می‌گردد- به سده هفتم هجری می‌رسد. از آثار تاریخی ممقان می‌توان به «آرامگاه پیرحیران»، «مسجد حاجی‌یعقوب» و «بیجووور» اشاره کرد. «آشاقی کوچه»، «امشج»، «یوخاری محله» و «مزیدلو» از مهم‌ترین محله‌های این شهر به‌شمار می‌روند.

مردم
هم‌اکنون بیش‌ترِ مردم ممقان به کشاورزی، دامداری و پخت و فراوری نخود مشغول هستند و جو، خربزه، زردآلو، گندم، نخودچی و هندوانه از عمده‌ترین محصولات کشاورزی این شهر محسوب می‌شوند. همچنین «سوزن‌دوزی»، «جاروبافی» و «قالی‌بافی» نیز از مهم‌ترین صنایع دستی این شهر به‌شمار می‌روند. از جمله مشاهیر شهر ممقان می‌توان به «شیخ محمدحسن ممقانی»، «ملایوسف ممقانی» و «آیت‌الله ممقانی» اشاره کرد.

اماکن مهم
از اماکن مهم این شهر می‌توان به «ایران‌خودرو آذربایجان»، «پارک بزرگ ایرینجی»، «دانشکده فنی سما»، «دانشگاه آزاد اسلامی ممقان»، «دانشگاه پیام نور ممقان»، «دانشگاه تربیت معلم آذربایجان»، «دانشگاه جامع علمی-کاربردی ممقان»، «شهرک صنعتی شهید سلیمی»، «فولادسرام»، «مادخودرو» و «معدن دیاتومیت» اشاره کرد.

وجه تسمیه
نقل قول‌های مختلفی درباره وجه تسمیه ممقان ذکر شده‌است؛ از جمله این‌که نام واقعی این شهر «مامقان» و به‌معنای «شهر مادر قازان‌خان» بوده‌است و بعدها به «ممقان» تغییر یافته‌است. عده‌ای نیز بر این عقیده‌اند که نام واقعی ممقان «مامغان» و به‌معنای «شهر مغان» بوده‌است. نقل قول دیگری که معقول‌تر به‌نظر می‌رسد، حاکی از آن است که نام شهر در گذشته «مامگان» بوده‌است و پس از یورش اعراب به «مامقان» و بعدها به «ممقان تغییر پیدا کرده‌است.

مهربان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    6258
  • کد تلفن :
    432

مِهرَبان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مهربان شهرستان سراب واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش مهربان است. برپایه آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، شهر مهربان با جمعیتی بالغ بر 6,000 نفر، دومین شهر شهرستان سراب و سی و سومین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.این شهر در سال 1341 خورشیدی از روستا به شهر تبدیل شده‌است، ولی با این وجود امروزه به‌عنوان یکی از شهرهای کوچک و کم‌جمعیت ایران به‌شمار می‌رود. مهربان در 30 کیلومتری غرب سراب، 100 کیلومتری شرق تبریز و 600 کیلومتری شمال غرب تهران واقع شده‌است.

مردم
اهالی شهر مهربان به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. برپایه سرشماری سال 1385 خورشیدی، از مجموع 6,000 نفر جمعیت این شهر، 3,013 نفر مرد و 2,987 نفر زن بوده‌اند. شمار خانوارهای این شهر نیز 1,542 خانوار بوده‌است. برپایه همین آمار از مجموع کل جمعیت شهر مهربان، 4,275 نفر باسواد و 1,168 نفر بی‌سواد هستند. به‌عبارت دیگر بیش از 70 درصد از مردم این شهر باسوادند.

شغل قسمت عمده‌ای از اهالی شهر مهربان کشاورزی و دامداری است. البته قالی‌بافی نیز در بین گروهی از اهالی (به‌خصوص بانوان) رایج است؛ به‌طوری که قالی مهربان در سطح منطقبرپایه آذربایجان شهرت فراوانی پیدا کرده‌است و در بازارهای تبریز با قیمت بسیار بالایی به فروش می‌رسد.

مکانهای دیدنی
امامزاده حاج‌علمدار
برج ایل‌باغی
مسجد اسنق
مسجد جمال‌آباد

میانه(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    89796
  • کد تلفن :
    423
  • سایت شهرداری :
    www.miyaneh.ir

میانه یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان میانه می‌باشد. این شهر با 87,385 نفر جمعیت در سال 1385 خورشیدی، به‌عنوان چهارمین شهر پرجمعیت استان آذربایجان شرقی، پس از شهرهای تبریز، مراغه و مرند محسوب می‌شود.ارتفاع شهر میانه از سطح دریا 1,100 متر است. نام قدیم این شهر میانج بوده‌است و امروزه به‌عنوان «دروازه آذربایجان» شناخته می‌شود.

از محصولات کشاورزی شهر میانه می‌توان به گوجه فرنگی و خیار اشاره نمود که در شهرهای مختلف ایران توزیع می‌شود. مهم‌تر از همه برنج این شهر است که به‌خصوص در میان ساکنین آذربایجان شهرت فراوانی دارد.

از آثار باستانی میانه می‌توان به «مسجد سنگی ترک»، «پل دختر»، «قلعه دختر»، «شهر سوخته کاغذکنان»، «کاروانسرای جمال‌آباد» و «بقعه امامزاده اسماعیل» اشاره کرد.

پیشینه
پیشینه و سابقه تاریخی شهر میانه به ده‌ها سال قبل از میلاد مسیح باز می‌گردد و بعضی نوشته‌ها سابقه تاریخی میانه را تا 720 سال پیش از میلاد نیز نقل می‌کنند. وجود کتیبه‌های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه‌های سفالین در شهر میانه، قدمت تاریخی آن را به دوره‌های پیش از تشکیل دولت ماد می‌رساند. در پی حفاری‌هایی که در سال 1352 شمسی در یکی از قریه‌های اطراف میانه به‌نام آرموداق انجام گرفت یک مجسمه سفالین مربوط به دوره ساسانیان کشف شد. این تندیس توسط رئیس اداره باستان‌شناسی وقت به موزه باستان‌شناسی تبریز منتقل گردید.

در کتاب‌های تاریخی و سفرنامه‌های جهانگردان نام این شهر را میانج (که گویا میانه عربی شده آن است) ثبت کرده‌اند چون این شهر به نوشته برخی، پیش از میلاد مسیح در خط مرزی دو سرزمین ماد و پارت قرار گرفته بود.دکتر معین در فرهنگ خود این گونه می‌نویسد: «میانه یکی از شهرهای قدیمی است و نام آن به‌واسطه واقع شدن در میانه راه زنجان و تبریز است» و در زیر عنوان «میانج» نیز به همین شهر و دهی در «دهستان انگوران» استان زنجان اشاره می‌کند. با این حال شهر میانه در قرن‌های هفتم و هشتم هجری علاوه بر میانج نام دیگری چون «گرمرود» داشته و در برخی از کتاب‌های آن زمان برای شناسایی آن از هر دو نام (گرمرود و میانه) استفاده شده‌است

نظرکهریزی(اذربایجان شرقی)

نظر کهریزی از شهرهای ایران در استان آذربایجان شرقی است. این شهر در بخش نظرکهریزی شهرستان هشترود قرار دارد.
جمعیت این شهر در سال 1385، برابر با 1,887 نفر بوده است
این شهر در سال 1383 با ارتقاء روستای نظر کهریزی به شهر، تأسیس شده‌است

 

وایقان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4091
  • کد تلفن :
    472
  • سایت شهرداری :
    www.vaighan.ir

وایْقان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است. این شهر مرکز بخش مرکزی شهرستان شبستر است.شهر وایقان در 3 کیلومتری جنوب شرقی شهر شبستر واقع شده‌است. جمعیت آن بالغ بر 5 هزار نفر ودر فصل کاری (خرداد-تیر-مرداد-شهریور) حدود 4500 نفر جمعیت شناور به آن اضافه می‌شود. کار و فعالیت اکثریت مردم وایقان، آجرپزی بوده و اکثر خانواده‌ها دارای کوره آجرپزی هستند و برخی نیز به کشاورزی و دامپروری مشغول می‌باشند

ورزقان(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4088
  • کد تلفن :
    427
  • سایت شهرداری :
    www.varzeghan.ir

وَرْزَقان یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان ورزقان واقع شده‌است و مرکز این شهرستان می‌باشد. جمعیت این شهر برپایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 3,549 نفر بوده‌است که از این جهت چهل و ششمین شهر استان آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.شهر ورزقان در 40 کیلومتری غرب اهر و 78 کیلومتری شمال تبریز واقع شده‌است. از مشاهیر این شهر می‌توان به ستارخان (سردار ملی) و باقرخان (سالار ملی) اشاره کرد.

وجه تسمیه
واژه «ورزقان» با شکل قدیمی‌تر «ورزگان» نامی فارسی و به معنای «محل برزگری» است. گمان‌های عامیانه کوشیده‌است واژة? «قان» ترکی به معنی خون را در بخش دوم آن ببیند و آن را برپایه حدس به جنگ‌هایی در زمان اورارتوها نسبت بدهد.

مردم
اهالی ورزقان از نژاد ترک آذربایجانی بوده و به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. لهجه ورزقانی‌ها قره‌داغی می‌باشد که تفاوت‌های اندکی با لهجه تبریز دارد.

شغل اکثر اهالی شهر ورزقان کشاورزی و دامداری می‌باشد؛ همچنین عده‌ای در مراکز دولتی مستقر در این شهر مشغول به‌کار هستند.

جمعیت شهر ورزقان در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 3,549 نفر بوده‌است که از این میان 1,776 نفر مرد و 1,773 نفر زن بوده‌اند؛ همچنین شمار خانوارهای این شهر 930 خانوار بوده‌است.

برپایه سرشماری سال 1385 خورشیدی، از مجموع 3,549 نفر جمعیت شهر ورزقان، 2,678 نفر باسواد و 449 نفر بی‌سواد بوده‌اند

هادیشهر(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    28555
  • کد تلفن :
    492

هادی‌شهر یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی است که در بخش مرکزی شهرستان جلفا واقع شده‌است. جمعیت این شهر در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 27,842 نفر بوده‌است که از این جهت نهمین شهر پرجمعیت استان محسوب می‌شود.شهر هادی‌شهر از اتصال دو شهر «گرگر» و «علمدار» تشکیل یافته‌است.

هریس(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    10057
  • کد تلفن :
    432

هِریس یکی از شهرهای کوچک و باستانی استان آذربایجان شرقی و همچنین مرکز شهرستان هریس است. طبق آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال 1385 صورت گرفته‌است، این شهر با جمعیتی بالغ بر 9,513 نفر، پرجمعیت‌ترین شهر شهرستان هریس و بیست و دومین شهر پرجمعیت آذربایجان شرقی محسوب می‌شود.جمعیت شهر هریس در طی سال‌های گذشته، ثابت باقی مانده‌است که به‌دلیل مهاجرت مردم این شهر به شهرهای بزرگ‌تری نظیر تبریز و تهران بوده‌است. این شهر در 82 کیلومتری اهر و 65 کیلومتری تبریز واقع شده‌است.

نام هریس در وقف‌نامه ربع رشیدی، در زمان حکومت غازان خان مغول، قید شده‌است که این امر از قدمت تاریخی این شهر در گذشته‌های دور حکایت می‌کند.

فرهنگ
هریس مهد هنر و دانش در اعصار گذشته بوده‌است.فرش هریس با تاریخی چند هزار ساله و شهرتی جهانی جلوه خاصی به‌نام هریس بخشیده ‌است.

از سوغات شهر هریس می توان فطیر سنتی وقالیچه کوچک (پشتی)و ماست گاو میش نام برد.

آثار باستانی
از جمله نقاط باستانی شهرستان هریس می‌توان به‌ این مناطق اشاره نمود: بقعه شیخ اسحق در روستای خانقاه، حوضلی‌قلعه در روستای اسماعیل کندی که بزرگترین بنای ارکی آذربایجان به حساب می‌آید، آی‌قلعه‌سی در شیران که مربوط به عصر حجر و زمان اورارتوها می‌باشد، بقعه آرمیای پیغمبر در روستای شهرک، گورستان تاریخی هیق، و گورستان‌های خانقاه، مینق و نمرور، آرامگاه خواجه محمد خوشنام، برج خشتی چنار و ... . اما نقاط طبیعی شهرستان عبارتند از: آب معدنی اکوزداغی، دربند هرزه ورز و چشمه آب معدنی آن، آبشار شیرلان و طبیعت بکر آن، آبشار اسماعیل کندی، آبشار بلند و زیبای دربند گوراوان، کوه ساپلاغ، چشمه سوقالخان و ... .

هشترود(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    19655
  • کد تلفن :
    424

هشترود (سراسکند) یکی از شهرهای جنوبی استان آذربایجان شرقی و مرکز شهرستان هشترود است. این شهر در بین مختصات جغرافیایی 36 درجه و 45 دقیقه و 37 درجه و 24 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 25 دقیقه و 47 درجه و 24 دقیقه طول شرقی واقع شده و به‌طور متوسط 1150 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. هشترود در 101 کیلومتری غرب میانه و 134 کیلومتری جنوب شرق تبریز واقع شده و مساحت آن 6,24 کیلومتر مربع می‌باشد.

جمعیت این شهر برپایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 خورشیدی، بالغ بر 18,413 نفر برآورد شده‌است که از این جهت، سیزدهمین شهر آذربایجان شرقی محسوب می‌شود. برطبق همین آمار، از مجموع جمعیت شهر هشترود 9,337 نفر مرد و 9,081 نفر زن بوده‌اند؛ همچنین شمار خانوارهای این شهر 4,493 خانوار بوده‌است.

هشترود به وسیله چند رودخانه فرعی سیراب می‌شود. در این میان، رودخانه قرانقوچای که از پیرامون این شهر می‌گذرد، بزرگ‌ترین رودخانه منطقه بوده و یکی از شاخه‌های سفیدرود محسوب می‌شود. همچنین در هشترود و اطراف آن، چندین چشمه آبگرم معدنی وجود دارد.

کوه‌های هشترود که در امتداد کوهستان سهند کشیده شده‌اند، در سمت غربی این شهر قرار گرفته‌اند؛ از میان این کوه‌ها، ارتفاع پنج کوه بیش از 2000 متر بوده و بلندترین آن‌ها «آق‌داغ» با 2950 متر ارتفاع است. در لایه‌های مختلف این کوه‌ها ذخایر معدنی متعددی نظیر آهک، آهن، گچ و نمک یافت می‌شوند.

آب و هوای هشترود کوهستانی بوده و میانگین سردترین دمای آن 3- درجه سانتی‌گراد و مربوط به ماه ژانویه و میانگین گرم‌ترین دمای آن 34+ درجه سانتی‌گراد و مربوط به ماه اوت است. همچنین متوسط بارندگی سالیانه در این شهر بین 300 تا 500 میلی‌متر متغیر است.

برپایه اولین تقسیمات کشوری در ایران، هشترود از شهرهای تابعه شهرستان مراغه به‌شمار می‌رفت؛ در سال 1948 از این شهرستان جدا شده و به شهرستان تبریز پیوست؛ سرانجام در سال 1960 مستقل شد و به‌عنوان یکی از شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی شناخته‌شد.

عموم ساکنان هشترود به زبان ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند و غالب آن‌ها پیرو مذهب شیعه دوازده‌امامی هستند. از محصولات تولیدی این شهر می‌توان به حبوبات، عسل، غلات، کره، میوه‌جات، علوفه و محصولات حیوانی اشاره کرد.

صنعت در هشترود ضعیف بوده و درآمد حاصل از آن بسیار ناچیز است و از این شهر از این نظر یکی از عقب‌مانده‌ترین شهرهای استان محسوب می‌شود؛ با این وجود، قالی‌بافی در هشترود و روستاهای تابعه آن بسیار پررونق است

هوراند(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    4142
  • کد تلفن :
    427

هوراند یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی که در بخش هوراند شهرستان اهر واقع شده‌است. این شهر مرکز بخش هوراند است.
جمعیت شهر هوراند در سال 1385 خورشیدی بالغ بر 3,876 نفر بوده‌است که از این تعداد، 1,946 نفر مرد و 1,930 نفر زن بوده‌اند. هم‌چنین تعداد خانوارهای این شهر، 907 خانوار بوده‌است.
قلعه پشتاب از آثار تاریخی روستای پشتاب، در نزدیکی هوراند است.

وجه تسمیه
واژه «هوراند»، از واژه فارسی «اهوراوند» ساخته شده‌است که در طول هزاران سال به هوراند تبدیل شده‌است. گفته می‌شود که معنی واژه اهوراوند، خدای زیبایی‌ها است که شاید به‌دلیل زیبایی کم‌نظیر این شهر، به این نام خوانده شده‌است

یامچی(اذربایجان شرقی)

  • جمعیت :
    9320
  • کد تلفن :
    492

یامچی یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی ایران است. این شهر مرکز بخش یامچی شهرستان مرند است.
یامچی واژه‌ای مغولی به معنای چاپارخانه است

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.