معرفی

استان اصفهان یکی از استان‌های کشور ایران است. این استان با مساحتی حدود ۱۰۵٬۹۳۷ کیلومتر مربع بین ۳۰ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۳۴ درجه و ۲۷ دقیقه عرض شمالی خط استوا و ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۵۵ درجه و۳۱ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این استان که در مرکز ایران واقع شده‌است و از شمال به استان‌های مرکزی، قم و سمنان؛ ازجنوب به استان‌های فارس و کهگیلویه و بویراحمد؛ از غرب به استان‌های لرستان، خوزستان و چهارمحال و بختیاری و از شرق به استان یزد محدود است.

 

آران بیدگل(اصفهان)

معرفی و تاریخچه آران و بیدگل          
موقعیت جغرافیایی و آب و هوا   شهرستان آران و بیدگل از توابع استان اصفهان با وسعت 6051 کیلومتر مریع،در شمالی‎ترین نقطه استان اصفهان واقع است که حدود 90000جمعیت را در خود جای داده است و در پنج کیلومتری شمال کاشان قرار دارد. این شهرستان که در حاشیه جنوب غربی کویر مرکزی ایران واقع شده از شمال به دریاچه نمک و استانهای سمنان و قم، از مشرق به شهرستان‎های نطنز و اردستان و از جنوب و غرب به شهرستان کاشان محدود می‎شود.  ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 912 متر و در مختصات 51 درجه و 29 دقیقه طول جغرافیایی و 34 درجه و 14 دقیقه عرض جغرافیایی می‎باشد.شهرستان آران و بیدگل بخش وسیعی از دشت آبرفتی حوضه جنوبی دریاچه نمک بوده و شیب آن از جنوب به شمال است. در قسمت‎های شرق و شمال آن، تپه‎ های ماسه ‎ای به صورت نوار از جنوب شرقی به شمال غرب کشیده شده که طول آن در حدود 120 کیلومتر و عرض متوسط ان 25 کیلومتر و ارتفاع آن بین 800 تا 1000 متر است و در اصطلاح محلی به «بندریگ» شهرت دارد.    
در نواحی جنوب و جنوب غربی این شهرستان، دشت‎های کاشان و راوند واقع ‎اند و در میان آنها خشک رودهایی به وجود آمده که سیلابهای پراکنده و آبهای اضافی دامنه ‎های شمالی ارتفاعات جنوبی کاشان را به دریاچه نمک منتقل می‎کنند. شهر آران و بیدگل با دارا بودن مرکزیت شهرستان به همین نام با مساحتی برابر 3/6051 کیلومتر مربع در شمال شرقی استان به نام دشت کاشان قرار گرفته که تا قبل از سال 1355 جز استان مرکزی بوده و پس از آن به استان اصفهان الحاق گردیده است.    
فاصله این شهر تا مرکز استان 210 کیلومتر و نزدیکترین شهر به آن کاشان با کمتر از 6 کیلومتر می باشد. شهرستان آران و بیدگل در 50 درجه و 15 دقیقه تا 52 و 29 دقیقه طول شرقی و 33 درجه و 30 دقیقه تا 34 درجه و 27 دقیقه عرضی شمالی قرار دارد. ارتفاع متوسط شهر از سطح دریا 912 متر می باشد.    
شهر آران و بیدگل در خط هم باران مابین 100 تا 150 میلی متر در سال قرار گرفته و با ضریب خشکی 5/4 جز منطقه فراخشک محسوب می گردد. با بررسی نقشه هم تبخیر ، شهر آران و بیدگل در گراف 3200 میلیمتری قرار گرفته یعنی پتانسیل تبخیر منطقه حدود 2/3 متر در طول سال می باشد. این شهرستان از شمال به کویر نمک و دریاچه قم از جنوب به شهرستانهای نطنز و برخوار و میمه از شرق به دشت کویر و از مغرب به شهرستان کاشان محدود می گردد. پس از جدا شدن بخش آران و بیدگل ‏‏، دهستان سفید دشت به 9 آبادی و دهستان کویرات با 25 آبادی دارای سکنه از شهرستان کاشان ، شهرستان آران و بیدگل تشکیل یافته است. این شهرستان از شمال به دریاچه نمک و استانهای تهران ‏, سمنان و قم , از غرب به شرستان کاشان ، از جنوب به نطنز و از شرق به شهرستان اردستان محدود می گردد. این شهرستان دارای دوبخش مرکزی وکویرات می باشد وشهرهای نوش آباد - سفید شهر وابوزید آباد از توابع آن است. موقعیت جغرافیایی شهر و اطراف آن شهر آران و بیدگل با طول جغرافیایی 51 درجه و 29 و عرض جغرافیایی 34 درجه و 14 دقیقه شمالی از طرف شمال به واسطه یک کویر شن زار به دشت کاشان می رسد و در اثر هجوم شنهای روان به سوی این شهر و محدود شدن اراضی کشاورزی و عدم استافده از منابع طبیعی موجود آهنگ رشد این شهر همچنان بطئی باقی مانده است. این شهر با حدود 900 هکتار مساحت و بالغ بر ۶۰ هزار نفر جمعیت از ادغام دوشهرقدیمی به نام آران و دیگری بیدگل در زمینهای کشاورزی کاشان بوجود آمده است که شبکه ارتباطی ( راه آران و بیدگل – کاشان ) توسعه خطی آن را به سمت جنوب و جنوب غربی تشدید نموده است. ازطرف غرب جاده آران وبیدگل به نوش آباد بافاصله کمتر از ۳کیلومتر ودرادامه به سفیدشهر با۱۸ کیلومتر فاصله قرار گرفته است واز طرف شرق جاده ابوزیدآباد با۳۵ کیلومتر فاصله آران وبیدگل رابه مرکز بخش کویرات وبعدز آن بادرود متصل می کند.واز طرف شما جاده شوسه که امتداد آن به دریاچه نمک - کاروانسرای مرنجاب وقصر بهرام ونهایتا ورامین در جنوب تهران می رسد. ارتفاع این شهر از سطح دریا بین 898 تا 917 متر در نوسان است که ارتفاع متوسط از سطح دریا در حدود 912 متر می باشد . هر چه از شمال و غرب به سمت جنوب و شرق برویم به ارتفاع زمین افزوده می شود بنابراین شیب عمومی منطقه از جنوب و شرق به سمت شمال و غرب است که این امر به دلیل وجود چاله نمک ( دریاچه نمک) در شمال و ارتفاعات کرکس در جنوب و غرب و نوار بند ریگ در سمت مشرق شهر است. اصولا در شهر آران و بیدگل شیبهای موثری مانند بقیه شهرهای ایران وجود ندارد تا از نظر ایجاد تاسیسات شهری موانعی را بوجود بیاورد. تپه ماهورهایی در اطراف و یا بافت شهر وجود دارد از جمله این تپه ماهورها تپه های موسوم به وشاد است که در شمال غرب شهر در مجاورت محله وشاد قدیم و در حال حاضر چسبیده به محله عباس آباد قرار داردحداکثر ارتفاع این تپه ها حدود 6 متر از زمینهای اطراف اسبت. تپه ماهورهای شمال بیدگل معروف به حامدآباد با حداکثر ارتفاع 4 متر از زمینهای اطراف در جنوب شرق بیدگل و نیز تپه ماهورهایی در مجاورت جاده قدیم وجود دارد که حداکثر دارای 3 متر اختلاف از زمینهای اطراف خود می باشند. علاوه بر تپه ماهورهای فوق در حاشیه شهر تپه ماهورهای منفرد و پراکننده دیگر در گوشه و کنار یافت می شود که به علت توسعه شهر تپه ها برداشته شده اند و یا ارتفاع قابل ملاحظه ای نداشته اند. مهمترین عارضه تپه ماهوری مهم که بر روی بافت و سیمای شهر تاثیر گذاشته در میانه بخش جنوبی شهر آران موسوم به آبگاه است که حداکثر ارتفاع آن نسبت به اراضی اطراف حدود 11 متر می باشد که طول و عرض تقریبی 600 متر مربع را در بر گرفته و شهر از دو طرف این تپه ماهورها به گسترش خود ادامه داده است که در حال حاضر شهر آنها را احاطه کرده و به دلیل بالا رفتن قیمت اراضی در برخی مواقع منهدم شده و زیر ساخت و ساز رفته اند و با بخش اعظم آنها به احداث پارک اداری اختصاص یافته اند.    
به علت موقعیت دشتی شهرستان ارتفاع قابل ملاحظه ای در سطح شهر و کل شهرستان دیده نمی شود حداقل ارتفاع در این شهرستان حدود 765 متر در حاشیه دریاچه نمک و حداکثر ارتفاع توده گدازهای معروف به کلنگ علامتدار در فاصله 33 کیلومتری شمال شرقی شهر با حداکثر ارتفاع 1138 متر از سطح آبهای آزاد می باشد این توده آتشفشانی در متهی الیه شمال شرقی ( بندریگ) توسط تپه های شنی محصور گردیده است. اما ارتفاع متوسط از سطح دریا در شهر همان 912 متر می باشد. توده گدازه ای مرتفع موسوم به کوه سرگردان در 49 کیلومتری شمال شرق واقع در دریاچه نمک می باشد که ارتفاع آن توده آتشفشانی از سطح دریا ی آزاد 808 متر است. علاوه بر آن تپه های ماسه ای به صورت نواری از جنوب شرق شهرستان به سمت شمال غرب کشیده شده اند که طول آن 120 کیلومتر و عرض آن حدود 25  کیلومتر و ارتفاع از 850 متر تا 1070 متر ( متوسط ارتفاع حدود 1000 متر ) در نوسان است که 21 درصد از سطح شهرستان را شامل شده و در اصطلاح محلی به آن بندریگ می گویند. ارتفاعات منفصل دیگری در سطح شهرستان و جود دارند از جمله توده کوهستانی یخاب با ارتفاع 2388 متر در 60 کیلومتر شرق شهر و کوه ( آبریزان ) در حدود 60 کیلومتری شمال شرق شهر وجود دارند به علاوه پیشکوههای سلسله جبال زاگرس موسوم به کوههای کرکس در حدود 20 کیلومتری جنوب و غرب شهر قرار دارد و به طول کلی شهرستان آران و بیدگل را می توان از نظر خصوصیات عمومی توپوگرافی به سه بخش تقسیم نمود :    
1- بخش شمالی : این بخش از تپه های ماسه ای بهم چسبیده تشکیل گردیده و شیب آن بین 5 تا 40 درصد تغییر در منتهی الیه کویر و در مجاورت نوار بند ریگ قرار دارد.    
2- بخش شمال شرقی و شمال غربی : اختلاف ارتفاع در این بخش که تشکیل شده است از تپه های ماسه ای متفرق به اندازه ها و جهات مختلف کم و شیب عمومی منطقه ملایم است .    
3- بخش جنوبی و مرکزی در این بخش تپه های ماسه ای در منطقه به ویژه در قسمت مرکزی کمتر دیده می شود. این بخش دارای شیب ملایمی می باشد.    
4- منابع طبیعی ( جنلگها ، مراتع ، معادن ) شهرستان آران و بیدگل از نظر منابع طبیعی فقیر می باشد :     پوشش گیاهی منطقه فقیر از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ریشه بین 10 تا 15 متر درمنه آشینیان و حاشیه می باشد.    
سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتی به میزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخیز 500 کیلومتر مربع . وسعت شنهای روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بیابانها 000/420 هکتار می باشد.    
1- طرح اول به نام بندریگ کاشان واقع در شمال شهرستان هست که طحل کشت بادام کوهی را در دست اجرا دارد.  
2- طرح مرتعداری هم رود در سال 75 که کشت بادام کوهی در طرحهای مورد نظر در حال انجام است.    
تقسیم بندی محله ای و نواحی در بافت قدیم " آران " ، هفت دروازه به نام های:دروازه کاشان، قدمگاه، نوش‎آباد، احمدآباد، زیارت، اوقانی و علی‎جه و در " بیدگل " نیز شش دروازه به نام های: دروازه هادی، درب سلمقان، سوراخ‎باره، دربریگ، مخلص و مختص‎آباد وجود داشت. مردم " آران " قدیم در 17 محله به نام های: مسلم‎آباد، آران‎دشت، عباس‎آباد، آب‎پخش، سرمحله، بازار، سرکوچه در‎از، دهنو، زیر ده، دربند، جنگلته، چهارسوق، میدان بزرگ، قاضی و سرگنگه زندگی می کردند و در" بیدگل " قدیم نیز تقسیم بندی محله ای با نام های 12 گانه یزلان، علی اکبر، درب سلمقان، باغ علوی، درب مختص‎آباد، دربریگ، ویرانه، فخارخانه، دروازه، توی‎ده و خانقاه ، بوده است . همزمان با رشد جمعیت و کمبود فضای مناسب برای احداث واحدهای مسکونی و خدماتی، در اولین مرحله از سال 1303 خورشیدی در خارج از برج و بارو و آن سوی قلعه و دیوار آران و بیدگل، بنای ساختمانهای جدید مسکونی آغاز شد و به تدریج در اطراف دروازه‎ها، محله‎ هایی به وجود آمد که از لحاظ شکل و نما با سبک ساختمانهای قدیمی تفاوت داشت. 
با توسعه شهر در جنوب و غرب ، شهرک های جدید مسعودآباد، قاسمیه، قاسم‎آباد، مصطفی خمینی و احمدآباد احداث شد. ودرقسمت شرق نیز محله های جدید قاسم آباد شرقی ُ میر عماد ومعین آبا دوشهرک رسالت نیز احداث گردیده است .در تمامی محله‎های قدیمی و جدید ، مجموعه‎های فرهنگی، مذهبی، رفاهی و خدماتی وجود دارد. مسجد و حسینیه نقش محوری دارند و مردم ساکن شهرک ها از بافت قدیم مهاجرت کرده ، پیوند عمیق خود را با محله‎های قدیمی حفظ نموده‎اند. هم اکنون بر اساس طرح جامع شهری، شهر آران و بیدگل به دو ناحیه ی 1 و 2 تقسیم شده است.   

وجه تسمیه و مذهب و زبان  

وجه تسمیه:
    

اسامی "آران"، "آرو"، "آرُ" ، "بیدگل" و "وِیگل" نامهای رسمی و محلی این منطقه است . درباره سبب این دو نامگذاری نظریات متعددی ابراز شده که به برخی از آنها اشاره می شود. کلمه "آران" به معنای جایگاه مقدس ، مکان گرمسیر و ... آمده و اصل آن از "آرین" (نام دیگر قوم آریا یا "ایریا") بوده و "بیدگل" به معنای مکان بی گل یا از کلمه "بی بی گل" یا "ویگل و بی گل" گرفته شده است. همچنین درباره نامگذاری آران چنین آمده است: "... و آران بن قاسان اکبر بوده است که پدر او قاسان اکبر باشد. بنابر قولی بانی اصل بلد کاشان بوده است و آران مذکور آن قریه را بنا کرد و به اسم خود موسوم ساخت و گویا همان قنات مزرعه آران دشت را هم آران بن قاسان جاری نموده باشد و به اسم خود مسمی کرده باشد، یعنی دشت آران."    
همچنین کلمه بیدگل نام اصلاح شده ویگل که شهر قدیمی در مجاورت شهر هراسکان در شرق آران وبیدگل می باشد روزگاری این شهرپر از گل وبید بوده است. 

نژاد و زبان:    
مردم بومی این شهرستان از نژاد اصلی آریایی اند. مردمی خوش صورت، نیک سیرت ، با استعداد و پرکارند.    
زبان اهالی آران و بیدگل ، فارسی رایج ولی دارای لهجه های متفاوتی هستند.زبان محلی این منطقه که در اصطلاح به آن زبان « دهی» می گویند از زبانهای پهلوی قدیم است که تا این زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهای حاشیه کویر(نطنز، بادرود، زواره و ... ) با اندک تفاوت در لهجه رایج است و با زبانهای دیگر ایرانی چون ترکی ، لری، کردی و مازندرانی وجوه مشابهی دارد. به طور کلی گویشهای پهنه کاشان ، خواه روستاهای درون کوهساران و خواه آبادیهای گسترده در کویر و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوری و آوایی اهمیت خاصی دارد. در سالهای اخیر تحقیقات پراکنده ای درباره گویش آران و بیدگل صورت گرفته که مفصل ترین آن در زمینه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلی، کتاب « زبان کویر » تالیف عباس علیجان زاده است.    
دین و آیین:    
درباره دین و آیین مردم آران و بیدگل در دورانهای قبل از اسلام خبر و اثری نیست ولی آثار باقیمانده از آتشکده های نیاسر و خرمدشت در اطراف کاشان و گورهای ساخته شده به شیوه آیین زرتشتی که در بعضی نقاط آران بر اثر گودبرداری نمایان گردیده، دلیل این مدعاست که مردم این منطقه قبل از اسلام دارای آیین زرتشتی بوده اند. با طلوع خورشید اسلام و فتح نواحی غرب و مرکز ایران به دست سپاهیان اسلام، شهرهای قم، ری کاشان در زمره اولین مناطق مرکزی بودند که به اسلام گرویدند و از همان قرون اولیه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزیدند، چون روح اسلام واقعی را نزد آنان یافتند و ازآنها نیز پیروی نمودند.     قرار گرفتن آران و بیدگل در میان شهر های ری ، قم و کاشان و ارتباط این دیار با شهر های یاد شده و نیز مهاجرت سادات و علویان از حجاز و عراق به ایران و اقامت در این مرکز و وجود بقاع متبرک و زیارتگاههای آنان در این شهر و ابراز علاقه و ارادتهای خالصانه اهالی، از نشانه های بارز و آشکار گرایش به اسلام محمدی و تشییع علوی و مذهب جعفری بوده است.    
اخلاق و آداب:    
ساکنان کویر به طور عموم و مردم این شهرستان بالخصوص ، مردمانی مهربان، گشاده رو، ساده، قانع، مهمان نواز، مقاوم و خدا جویند.روابط خانوادگی با ازدواج تداوم پیدا می کند . میانگین سن ازدواج در مرد ها 25 سال و زنها 18 سال است . زنان دوشادوش مردان با تفاهم زندگی می کنند و به قول استاد نظام وفا: زن و مرد آن پاک و پاکیزه دل به یکدیگر از جان و دل متصل دل هر یک از مهر گنجینه ای فروزان تر از پاک آئینه ای در اداره امور خانه تشریک مساعی دارند و اغلب از طریق قالیبافی ، توانایی مالی خانه را افزایش می دهند. افراد خانواده نسبت به سالخوردگان احترام می گذارند و آنها را مایه خیر و برکت می دانند و چنانچه اختلافی پیش آید، بزرگ خاندان را به عنوان قاضی و حکم انتخاب کرده، رای او را می پذیرند. روابط بین همسایگان در همه اوقات به گونه ای است که در رفع حوایج یکدیگر بر می آیند. خوراک مردم، بیشتر از غذاهای سنتی ، آبگوشت، و از میوه ها تره بار است. پوشاک مردان در گذشته بیشتر پیراهن بی یقه و زیر شلواری مشکی و پوشش رسمی زنان چادر بوده است. در بیماری های ساده از گیاهان دارویی و در بیماریهای سخت علاوه بر مداوای پزشکی، اغلب به دعا، نذر و توسل روی می آورند. اهالی این سامان به کارهای عام المنفعه توجه خاصی دارند و هر کس سعی دارد تا در کارهای خیر به نوعی شریک باشد. رسم نیکوی نذر برای رفع گرفتاریها و شفای بیماران و امثال آن به صورت ذبح حیوان و توزیع گوشت آن بین مستمندان، پرداخت پول برای هزینه های مساجد و تکایا ، تقدیم پول به ضریح امامزاده ها، پختن آش حسین ، آش حضرت ابوالفضل (ع) و توزیع نقل و نبات ( مشکل گشا) به عنوان تبرک و شفا، پای بوسی آستان مقدس امام رضا(ع) یا امامزاده های حومه تحقق می یابد. سنت وقف نیز بصورت عام و خاص جریان دارد و نیکوکاران با وقف بخشی از املاک یا مزارع و اموال خود ، اصل یا درآمد های بدست آمده از آن را صرف احیای آثار و مراسم دینی یا تهیه لوازم و اسباب مورد نیاز مساجد، حسینیه ها، و بقاع متبرک می کنند. عزاداری به صورت روضه خوانی ، حرکت دسته ها و هیئتهای سینه زنی ، زنجیر زنی، سنج زنی، تعزیه و شبیه خوانی و اطعام سوگواران در ماههای محرم و صفر و ایام شهادت حضرت علی و فاطمه زهرا با شکوه هرچه بیشتر برگزار می گردد. حضور در زیارتگاهها و بقعه ها که عالی ترین مراکز بروز عواطف انسانی و احساسات ملکوتی و ارتباط قلبی با خداوند متعال می باشند ، همچنین حاضر شدن در کنار مقابر علما و شهدا و اموات ، در شب و روز جمعه و مناسبتهای مذهبی و ملی( اعیاد فطر، قربان، نوروز و ... ) از رسوم پسندیده مردم این منطقه است . به طور خلاصه در تمامی روابط فردی و خانوادگی و اجتماعی ، انگیزه مذهبی حاکم و محسوس است.    

تعلیم و تربیت:
    

از گذشته سواد آموزی و فراگیری قرآن و معارف دینی ، بطور غیر رسمی، در کنار آموزش حرفه ها و صنایع دستی متداول در خانه ها تا پیش از تاسیس مدارس رسمی به عنوان « مکتب خانه» محل تدریس و آموزش علوم معارف دینی قلمداد می شد.اولین مکتب خانه در آران ( به سبک قدیم ) توسط مرحوم روح الامین دایر گردید و پس از او پسرش ( ابن روح)، و سپس محمدرضا فلاح ، ملا رمضانعلی صحافی، ماهر فروغی، سمیعی و ... تا تاسیس مدارس جدید، آن را ادامه دادند. مکتب خانه های بزرگی نیز دربیدگل وجود داشته که افرادی مانند آقای احمدی -اقای مهیمنی وآقای تمسکی آنها رااداره کرده وتاثیر زیادی بر رونق علم وادب در آن داشته اند. در این مکتب خانه ها ، کودکان و نوجوانان ابتدا خط و زبان فارسی و پس از آن مقداری ادبیات عرب را فرا می گرفتند و سپس به آموختن مقدمات و دروس حوزوی می پرداختند.با آغاز دوره تحول در ساختار آموزشی ایران و تاسیس آموزشگاههای جدید، مراکز تعلیم و تربیت در آران و بیدگل نیز به سبک جدید بنا نهاده شدو به تدریج بر تعداد مدارس در مقاطع سه گانه ابتدایی، راهنمایی و متوسطه افزوده شد. هم اکنون در این شهرستان ۱۲۱ واحد آموزشی با ۱۷۰۰۰ نفر دانش آموز دایر است. 1700 نفر دانشجو در مرکز آموزش عالی شهرستان یعنی ( دانشگاه پیام نور آران و بیدگل ) در هفت رشته به تحصیل اشتغال دارند. ودانشگاه جامع علمی کاربردی آران وبیدگل ‍ذیرای صدها دانشجو دررشته های کامپیوتر - فرش ومعماری و... می باشد. حوزه علمیه المهدی و امیر المومنین (ع) و مکتب الزینب از دیگر مراکز آموزشی شهرستان است که صدها طلبه در آن به فراگیری علوم دینی مشغولند. وجود بیش از سی مرکز و موسسه آموزشی و فرهنگی در این منطقه ، گویای رشد و بلوغ فرهنگی است. از جمله آنها: انجمن اهل قلم ، موسسه فرهنگی عبادی زینبیه و بیت الزهرا ، انجمنهای ادبی و مداحان ،موسسه خیریه صالحون - موسسه خیریه امام رضا-دارالارشاد فرهنگی مسجد صاحب الزمان- مجمع قاریان و حافظان قرآن هلال، مجمع رزمندگان ، جمعیت نیکوکاران ، کانون دانشجویان و کانونهای محلی و ... قابل ذکرند. کتابخانه های عمومی و امامزاده محمد هلال (ع) و نوش آباد بزرگترین کتابخانه های شهرستان و کتابخانه های محلی امام زمان ، - صادقیه - مسجد صاحب الزمان -قائمیه ، ولی عصر، شهدا ، محمد باقر و ... از دیگر پایگاههای فرهنگی به شمار می روند .  اکنون بسیاری از جوانان شهرستان که به مدارج عالی علمی دست یافته اند به عنوان استاد در دانشگاههای داخل و خارج از کشور مشغول به تدریس هستند همچنین روحانیانی فاضل و فعال ، مدیرانی کارآمد و پزشگان و. مهندسانی بر جسته در مراکز علمی ، پژوهشی و آموزشی کشور به خدمت اشتغال دارند.     گفتنی است در سال جاری مرکزی با نام مرکز پژوهش های فرهنگ عامه که به معرفی آداب و رسوم و پوشاک مردم می پردازد ، تاسیس شده است.     منابع طبیعی آران و بیدگل     در اعماق و سطح زمین های نواحی شمال این شهرستان ، معادن غنی و فراوانی وجود دارد که مهمترین آنها حوزه های وسیع و دست نخورده نفت و دریاچه نمک با وسعت 2000 کیلومتر مربع به عنوان بزرگترین و بهترین منبع ذخیره نمک آبی ( خوراکی و صنعتی) و ترکیبات منیزیم می باشد که مورد استفاده قرار گرفته و در حاشیه آن ، معادن خاک رس مرغوب ، کائولن ، سولفات سدیم ، سیلیس ، باریت و خاک های صنعتی وجود دارد که در صنایع نسوز و سرامیک سازی ، شیشه ، ریخته گری ، مواد شوینده ، آلیاژها و صنعت پزشکی در داخل و خارج کشور کاربرد فراوان دارد . عادن فولاد و نفت ‏، همچنین معادن شن و ماسه نرم این شهرستان در حال بهره برداری است . شش گیاهی منطقه فقیر از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ریشه بین 10 تا 15 متر درمنه آشینیان و حاشیه می باشد. سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتی به میزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخیز 500 کیلومتر مربع . وسعت شنهای روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بیابانها 000/420 هکتار می باشد. توصیفی ازدریاچه نمک آران و بیدگل دریاچه نمک آران و بیدگل که با نامهای مختلفی مانند دریاچه نمک قم و... معرفی شده است و در اکثر نوشته ها از آن با نام دریاچه نمک یاد شده است. دریاچه نمک از شمال به دشت ورامین و از جنوب به شهرستان آران و بیدگل و از مشرق به سیاه کوه و از مغرب به استان قم محدود می شود. طول دریاچه 80 کیلومتر و عرض آن حدود 30 کیلومتر است که مساحت آن بالغ بر 2400 کیلومتر مربع می باشد. ارتفاع این دریاچه از سطح دریا حدود 800 متر است که به وسیله گسل هایی که در سمت مشرق و مغرب روند شمال غرب- جنوب شرق دارند و در جنوب به وسیله گسلی تقریباً شرقی - غربی محدود است که عامل تشکیل این دریاچه احتمالاً در اثر فرونشستگی و بازی همین گسله ها می باشد. وسعت و شکل این دریاچه، متناسب با واردات آب و میزان بارندگی در فصوی مختلف سال فرق دارد. درمواقع بارندگی وسعت آن زیاد، ولی در تابستان و پائیز وسعت آن کاهش می یابد.     به این ترتیب سطح آب دریاچه در نوسان است. در مواقع پرآبی سطح بادریاچه گسترش بیشتری پیدا می کند و اراضی شوره زار و باتلاقی پیرامون خود را می پوشاند. در این حالت با حوض سلطان و حوض مره ارتباط پیدا می کند. توجه به شکل مزبور و مورفولوژی اطراف ، چنین استنباط می شود که دریاچه نمک در پلیوسن وسعت بیشتری داشته واحتمالاُ گودهای حوالی ساوه ، ایوانکی ، قم ، کاشان ، آران وبیدگل را احاطه کرده است . وجود رسوبات تبخیری درزمینهای این نواحی ، به ویژه در بیابانهای جنوب ورامین و شهرستان آران وبیدگل که به صورت گچ ، نمک استخراج می شوند ، تاًییدی بر این ادعا است . آب دریاچه نمک چنانکه از اسم آن بر میآید در مقایسه با آب دریا درجه شوری بالاتری دارد (100 تا 200 گرم در لیتر که حدود 50 برابر آب دریا است ). این شوری به علت وجود لایه های نمک میوسن زمینهای اطراف و املاح زیادی است که به وسیله رودخانه ها وارد آن می شوند. در فصل تابستان که واردات آب در آن کم و تبخیر زیاد است ، آب دریاچه غلیظ تر ، و قطعات نمک برروی آن شناور می شوند ، که از این پدیده طبیعی برای استخراج نمک طعام استفاده می کنند.
 
رودهای مهمی که به این دریاچه وارد می شوند :    
در سمت شمال و مغرب قرار دارند و عبارتند از رود شور ، رود کرج ، جاجرود ، حبله رود و قره سو . در کف دریاچه نمک ، رسوبات نمک و گچ همراه با سیلت ، رس و مارن به تناوب وجود دارد که خود متناسب با بارندگی و خشکسالی ، ضخامت های متفاوتی دارند.    

اهمیت منیزیم ومصارف آن :    
منیزیم هشتمین عنصر از نظر فراوانی در پوسته ز من است (2.09درصد)و اصولاً پوسته زمین از سیبلیکاتهای سبک مثل سیلیکاتهای آلومینیم ؤ سدیم ، پتاسیم ، کلسیم و منیزیم تشکیل شده است . عنصر منیزیم در کانیهای زیادی دیده می شود که در بین آنها می توان منیزیت mgco3و بروسیت mg(oh)2، دولومیت camg(co3)2نام برد.     عنصر منیزیم در آب دریا ودریاچه ها نیز وجود دارد .(که نسبت به منابع دیگر از نظر فراوانی در رده سوم قرار دارد ). منیزیت سوز آور بیشتر در صنایع ساختمانی است . تولید منیزیت خام هم اکنون 16 میلیون تن و تولید منگنزیای نسوز و سوز آور به ترتیب 7 و 0.5 میلیون تن است.    

املاح موجود در دریاچه نمک :مهمترین ترکیباتی که در دریاچه نمک وجود دارد عبارتند از :کلرید سدیم ، سولفات سدیم ، کلرید منیزیم ، سولفات منیزیم و .... با توجه به مواد سازنده دریاچه و موارد استفاده گوناگون در صنعت می توان طرح جامعی را برای بهره برداری از دریاچه نمک جهت جداسازی نمکها و تولید انبوه سولفات سدیم ، کلرید منیزیم ، سولفات منیزیم ، کلرید سدیم نسبتاً خالص ارائه کرد . که باید کارهای تحقیقاتی در این زمینه انجام شود. البته کارهای مقدماتی توسط کارشناسان بومی و بعضی گروها انجام شده است که با توجه به این نتایج می توان کارهای اصولی و تحقیقاتی را در این زمینه شروع کرد. مزایای دریاچه نسبت به آب دریا :1. درجه شوری بسیار بالا (درجه شوری آب دریا در حدود 35 گرم در لیتر و آب دریاچه کویر در حدود 200-150 گرم بر لیترمتغییر می باشد) .  2. در صد منیزیم بالا (در هر تن آب دریا 13 کیلوگرم کلراید منیزیم وجود دارد که در آب دریاچه این مقدار در حدود 6 تا 10 برابر متغییر است). . وجود نمکهای به صورت جامد. 4. وجوژد محلول نمکهای غلیظ و اشباع .  5. متغییر بودن ترکیبات در حواشی و میانه دریاچه.  6. تفاوت ترکیب آب دریاچه و نمکهای جامد آن .     7. مرکزیت دریاچه از لحاظ جغرافیایی در کشور.  مواد تشکیل دهنده شورابه های دریاچه نمک     مطالعه موردی تولید صنعتی منیزیم ،کلسیم هیپوکلریت از منابع عظیم دریاچه نمک . دریاچه نمک بعنوان یکی از عظیم ترین معادن سطحی کشور به وسعت تقریبی 3000 کیلومتر مربع ، حدفاصل سه استان ، اصفهان ، قم و تهران قرار دارد.     تاکنون به شیوه های سنتی ، تنها از نمک طعات موجود در این عرصه بسیار گسترده جهت مصارف صنعتی ، مورد استفاده قرار گرفته است. این در حالی است که به استناد تحقیقات انجام گرفته در خصوص ترکیبات تشکیل دهنده نمکهای دریاچه ، موادی از قبیل سدیم کلرید، سدیم سولفات ، منیزیم کلرید و منیزیم سولفات از جمله بارزترین و مهمترین ترکیبات تشکیل دهنده این منبع عظیم خدادادی به شمار می آید.     بنابراین باتوجه به اهمیت مواد شیمیایی نظیر منیزیم بویژه در زمینه های مختلف صنعتی همچون داروسازی و صنایع فولاد ، تحقیقات گسترده ای در این خصوص با همکاری شرکت ملی فولاد ایران انجام گرفت ، براساس دستورالعمل های تدوین شده در طرح تحقیقاتی ترکیبات شورابه های دریاچه نمک ، ابتدا در عرصه 3000 کیلومتر مربعی دریاچه ، نقاطی جهت نمونه برداری مشخص شد و باتوجه به ابزار و امکانات پیشرفت شرکت ملی فولاد ایران، سکوهای بتنی به فواصل چند کیلومتر از یکدیگر در نقاط از پیش تعیین شد ه ، احداث گردید و همزمان با آن ، عملیات حفاری و نمونه برداری انجام گرفت. نمونه ها را پس از کد گذاری به روش دقیق آنالیز دستگاهی و آزمایشگاهی مورد آنالیز ترکیبات شیمیایی قرار گرفت و میزان درصد منیزیم در هر نمونه مورد بررسی و تحلیل واقع شد.     منیزیم از نظر فراوانی هشتتمین عنصر در قشر خارجی زمین به شمار می آید و اغلب این فلز ، بصورت ترکیبهای محلول در آب دریاها و یا بصورت سنگ معدن منیزیم کلرید ، در طبیعت یافت می شود . میزان منیزیم استحصالی از آب دریا تنها 2/0 تا 3/0 درصد می باشد. نتایج حاصل از تحقیقات انجام گرفته پیرامون ترکیبات منیزیم دریاچه نمک ، میز ان منیزیم استحصالی را 35 تا 50 برابر منیزیم آب دریا ( یعنی 10 تا 7/14 درصد ) نشان می دهد. بنابراین شورابه های دریاچه نمک یکی ازغنی ترین معادن و منابع عظیم تولید منیزیم به شمار می آید. علاوه بر این مزیت استحصالی منیزیم دریاچه نمک از لحاظ اقتصادی حتی قابل مقایسه با منیزیم حاصل از آب دریا نمی باشد و از هر 100 کیلوگرم نمک ، 10 تا 14 کیلوگرم منیزیم بدست می آید. گزارش و محاسبات ذیل اهمیت میزان سود دهی سرمایه گذاری این پروژه عظیم ملی را اثبات می کند.     به ازای هر 100 کیلوگرم نمک دریاچه 10 تا 14 کیلوگرم mg ، 20کیلوگرم -mgo ، 84کیلوگرم - ، ءmgc12 6h20، 58کیلوگرم - mgc12 6h20افزون بر این ، مصرف سالیانه هیپو کلریت کلسیم ca ( clo)2در ایران بالغ بر 000/000/75 کیلوگرم پیش بینی می شود که تنها مقادیر کمی از این ماده توسط شرکت پتروشیمی ملی ایران تولید می شود و مابقی آن از سایر کشورهای جهان جهت مصارف صنعتی وارد می شود . از جمله موارد کاربرد این ماده در صنایع نساجی ، رنگرزی، تاسیسات آبرسانی ( بعنوان ماده گندزدایی) ، ضدعفونی کننده و سفید کننده در انواع شوینده ها (پودر لباسشویی) و صنایع کاغذ سازی به مصرف می رسد. قیمت تقریبی هیپو کلریت حدود 2 دلار است ، از طرفی ماده اولیه این نیز ، نمک طعام و آهک بوده که منابع عظیم آن در بیابانهای مرکزی کشور موجود می باشد بعنوان مثال معادن وسیعی از سنگ آهک در مجاورت دریاچه نمک وجود دارد که باید از این نعمت خدادادی بهره برداری نمود. بنابراین با مشارکت ملی می توان از این دو ذخیره معدنی (نمک طعام و آهک) ده ها فرآورده من الجمله سود سوز آور (naoh) کلر (c12) سدیم هیپوکلریت (naclo) یا آب ژوال ، کلسیم هیپوکلریت (ca)clo)2)، پر کلرین و... تولید نمود که ارزش افزوده فرآورده های حاصله ، صدها برابر ماده اولیه است.   برحسب میزان محمولات محلول و معلق انواع مختلفی ازچاله های تدفینی بوجود می آیند زمانیکه موادمحلول نسبتا فراوان باشند ،برروی گلهای رسی،قشری سخت تشکیل می دهند که گل را از خشک شدن حفظ می کنند، عمل خشک شدن کند شده وگاهی باعث تشکیل چندضلعیهای درقشر سخت نمکین می شود. به اعتقاد گابریل (١٩٩٨) چهره کویرهای ایران،سبخاهائی -شوره زار - غنی از نمک میباشد.تبلور نمک بر رس فشار میاورد وانرا متورم میسازد لذا چینهایی باشعاع زیاد وطول موج تقریبی ۴٠٠متربوجودمیاورد که پس از استقراق ، مجددا در محلهای مختلف تشکیل میشود.ورقه هائی ازنمک بابرآمدگیهای کوچک رسی که گاهی برفی ازنمک بر روی آن دیده می شود وگاهی نیز بصورت دانه دانه میباشد، بطورمتناوب قرار میگیرند. برآمدگیهای دانه ای درمعرض بادخوردگی میباشد ، خشک شدن نیزموجب تشکیل چند ضلعیهایی در رس میشودکه پوشش نمک را نیز قطع می کند در این صورت چهره ای از تکتیر تشکیل میشود. محققین شوروی نیز از جمله ویژگیهای بارز چاله های تشتکی شور و رسی را بدین صورت ارائه داده اند که،سطح این مناطق خشک شده وبصورت شکافهای در می آید،تبخیر آب شور مابین شکافهای چند ضلعیها،منجربه باقی ماندن تجمع نمک مخصوصادرمرزچندضلعیهابه طورمشخص دیده میشود،کویرهادرنواحی ایرانی-تورانی توسعه خوبی دارداین نواحی که معمولا پست ترین نقاط میباشندنقطه انتهائی حوضه مسیلها را تشکیل میدهند.لذاتوسعه رژیم بارندگی وسیلابهای مناطق بالادست(ارتفاعات)تغذیه شده ودرزمستانها،اغلب درزیر آب قرار گرفته اند و مقادیر نمکهای محلول بدان واردمیشوند،درفصل گرما و تابستان ، فرصت خشک شدن بوجودمی ایدوهمراه با ان ، موجب تشکیل پوسته ها و چند ضلعیها میگردد ، بنابراین کویرهاازتبخیرآب سطحی نتیجه میشوند و اغلب درنواحی استقرارمیابد که درمعرض سیلهای نسبتا عظیم قرار داشته باشند،بعنوان مثال کویردریاچه نمک آران و بیدگل.     نفت در آران و بیدگل به دنبال انتشار یک بلوک نفتی در منطقه مرکزی ایران، پس از حضور یک حلقه چاه اکتشافی در شهرستان آران وبیدگل در اوایل 1382،فوران نفت از چاه نفت شماره 1 آران نشان داد که پس از 50 سال از آخرین اکتشاف در منطقه مرکزی ایران می توان در این منطقه به نفت دست یافت.  نفت اکتشاف شده در آران و بیدگل که شرکت چینی ” ساینوپک شگنلی“ توانست در عمق 4 هزار متری به آن دست یابد با درجه سبکی 40 apl از نوع بسیار مرغوب در جهان است. سومین چاه اکتشافی نیز از اوایل سال 1383 در منطقه فخره آران و بیدگل آغاز شده است که به نتایج مثبتی برای وجود نفت در این حوزه دست یافته اند،که شاهد تحولی بزرگ در مناطق مرکزی کشور به ویژه شهرستان آران و بیدگل خواهیم بود. صنعت آران وبیدگل وجود شهرک های صنعتی هلال وسلیمان صباحی در غرب وشرق شهر آران وبیدگل ومنطقه صنعتی نوش آباد باحدود۳۰۰ واحد تولیدی که اکثریت آن رافرش ماشینی وصنایع نساجی تشکیل می دهد در سال های اخیر آران وبیدگل رااز چهره یک شهر باسیمای کشاورزی وفرش دستباف به صورت یک شهر صنعتی تغییر داده

ابریشم(اصفهان)

اَبریشَم یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر در بخش مرکزی شهرستان فلاورجان قرار دارد.جمعیت آن در شال 1383 برابر با 14,888 نفر برآورد شده و در سال 1386 در حدود 20 هزار نفر.
این شهر از شمال به شهر اصفهان ، از جنوب به شهر بهاران و کلیشاد و از شرق به شهر اصفهان و از غرب به اتوبان ذوب آهن و رودخانه زاینده رود محدود می‌باشد.
شهر ابریشم در تاریخ 4 تیرماه 1375 از ادغام روستاهای یزدآباد، حسن‌آباد و باغ ابریشم از توابع بخش مرکزی شهرستان فلاورجان تأسیس شد. شهردار آن نیز از آغاز تا سال 78 قدرت‌الله قاسمی، از 78 تا 82 حسین پناهی بوده و از 82 تا کنون مهدی نصیری است.
در روزگار تیمور میرزا روستای باغ ابریشم، باغ بزرگی بوده‌است. این شهر دارای یک پاسگاه انتظامی به آدرس ابریشم - باغ ابریشم - جنب زمین های شهرک نور - کلانتری 16 انتظامی فلاورجان .
اهالی این شهر خواستار این هستند هر چه زودتر به شهر اصفهان بپیوندند .

صنایع
کارخانجات سیمان اصفهان، کارخانه داراکار (تولیدکننده شیلنگ های آب و لوله‌های پولیکا) و ده‌ها واحد صنعتی کوچک و متوسط دیگر

ابوزید آباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    5166
  • کد تلفن :
    362

ابوزیدآباد از توابع شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان ایران است.
ابوزیدآباد (نام محلی: بیذُوُی "Bizovoy") و روستاهای اطراف آن حسین آباد، قاسم‌آباد، یزدلان، کاغذی، امین‌آباد، محمدآباد، ریجن، علی‌آباد، شهریاری و فخره در 30 کیلومتری شرق (جنوب شرقی) کاشان در یک منطقه بیابانی (تپه‌های ماسه‌ای‌) در منطقه‌ای جلگه‌ای کم ارتفاع شهرستان کاشان واقع شده است که بین 33 درجه و 50 دقیقه تا 33 درجه و 55 دقیقه عرض شمالی و همچنین 51 درجه و 40 دقیقه تا 51 درجه و 52 دقیقه طول شرقی قرار دارد که با این ترتیب حسین‌آباد شیبانی در جنوبی‌ترین و شرقی‌ترین قسمت این محدوده واقع شده است.[۱] ریجن و شهریاری و فخره، شمالی‌ترین و امین‌آباد غربی‌ترین مرز این محدوده را تشکیل داده‌اند. مردم این منطقه به گویش بیذوی صحبت می‌کنند که یکی از گویش‌ها در شاخهٔ زبان‌های ایران مرکزی است. نام این منطقه در زبان محلی، بیذُوُ ی می‌باشد و مردم کاشان و فارسی زبانان اطراف کاشان تا دلیجان آن را بوزآباد می‌خوانند. بوز در زبان دری زرتشتیان یزد به معنی «بوی» است‌. بنابراین بیذوی به معنی بوی آباد است.

اردستان(اصفهان)

  • جمعیت :
    15284
  • کد تلفن :
    362
  • سایت شهرداری :
    www.ardestan.org

اَردِستان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر مرکز شهرستان اردستان است. جمعیت شهر اردستان بنا بر سرشماری نفوس و مسکن سال 1385 برابر 15,284 نفر است.

اردستان در 110 کیلومتری شمال شرقی شهر اصفهان و در مسیر کاشان به سمت نایین و یزد قرار گرفته‌است.

جغرافیا
اردستان در حاشیه کویر نمک قرار دارد. این شهر کویری دارای دو نوع آب و هوای کوهستانی در جنوب و جنوب غربی بوده که اکثر ییلاق‌های این شهر در این منطقه قرار دارد و در بخش شمالی و شرقی دارای آب و هوای گرم و سوزان کویری می‌باشد و عمده بخش کشاورزی منطقه که به‌ویژه بعد از انقلاب با حفر چاههای عمیق بوجود آمده در این منطقه قرار دارد.


آثار تاریخی
برجسته ترین اثر تاریخی اردستان، مسجد جامع آن است. این مسجد یکی از مساجد معتبر و دیدنی وخوش طرح ایران است. این مسجد یکی از باشکوه ترین وزیبا ترین آثار تاریخی و معماری اسلامی ایران به شمار می آید. گنبد دو پوسته ‚کتیبه هایی بخط کوفی و ثلث گچ بریهای روی آجر ومحراب های بسیار زیبا و چشم نواز و هنرمندانه که به دست هنر مندان مسلمان و ایرانی خلق گردیده همچون نگینی بر تارک میراث فرهنگی کشور می درخشد. مسجد جامع اردستان با مساحتی بالغ بر 3750 متر مربع و محیط 245 متر و باارتفاع یک متر از سطح زمین اطراف قرار گرفته است

اژیه(اصفهان)

  • جمعیت :
    3315
  • کد تلفن :
    312
  • سایت شهرداری :
    www.ezhieh.ir

اِژیه یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 4500 نفر در بخش جلگه شهرستان اصفهان قرار دارد.محل این شهر در خاور استان اصفهان و در منطقه‌ای کویری است.
شهر اژیه فاقد هرگونه معدن، کارخانه یا واحدهای تولیدی و صنعتی است و شغل اغلب مردم این شهر کشاورزی و دامپروری است.
1- موقعیت جغرافیائی شهر اژیه شهر اژیه از توابع شهرستان اصفهان واقع در بخش جلگه در فاصله 75 کیلومتری شرق اصفهان و در مرکز منطقه حاصلخیز رودشتین فی مابین پنج مرکز بخش جلگه ،کوهپایه،بن رود،جرقویه علیاوجرقویه سفلی برروی مدارهای 45/22/52طول شرقی و30/26/32عرض شمالی در ارتفاع 1480متری سطح دریا قرار دارد ، 0 رودخانه زاینده رود که از سلسله جبال زاگرس سرچشمه میگیرد پس از مصفا نمودن شهر اصفهان راهی دیار شرق میگردد و اولین شهر ی که زاینده رود از وسط آن میگذرد شهر اژیه است0 اژیه بر سر چهار راه ارتباطی مراکز بخش و نقاط شهری ، روستائی شرق اصفهان واقع شده است و از همین لحاظ رفت و آمد از سایر نقاط به این شهر بسیار سهل و آسان صورت میگیرد 0 اژیه یکی از شهرهای منطقه شرق اصفهان است که مناسبترین کانون طبیعی فرهنگی اقتصادی و اجتماعی این محدوده شناخته میشود 0 وجود برجهای کبوترخان در حاشیه زاینده رود پل قدیمی شهر صحرای سرسبز و مردمی فعال و سخت کوش و خوش فکر از ویژگیهای دیگر این شهر است0
2- وجه تسمیه ،قدمت و تحولات اژیه : اژیه در اصل ((ژی )) به معنای تالاب آبگیر و زمین گود بوده و معرب آن جی میباشد که هنوز در زبان محلی مردم شرق اصفهان باهر دو نام ( ژی ،‌ جی ) تلفظ میشود و در کتب تاریخی و لغت نامه دهخدا به مناسبتهای مختلف از جی زیاد نام برده شده است 0 قدمت اژیه به ماقبل از اسلام بر میگردد و در بعضی از کتب تاریخی مسطور است که سلمان فارسی در این شهر متولد شده است شواهد نشان می دهد که در طول تاریخ و هزاره های گذشته حوادث گوناگون مانند سیل و حمله افاغنه تغییر و تحولات عظیمی در این شهر بوجود آورده است بطوریکه کلیه محلات و کوچه و بازار قدیمی اژیه که در قسمت شرقی شهر فعلی و در زمینهای گود قرار داشت بر اثر این علل از بین رفته و تبدیل به مزارع و باغات گردیده و زمینهای بلندی که گورستان را تشکیل میداد به محلات مسکونی تبدیل شد که آثار مسکونی بودن در مزارع مذکور و آثار گورستان بودن در محلات مسکونی قدیمی فعلی مشاهده میشوند
3- شخصیت های اژیه : شهر اژیه زادگاه و موطن بزرگان و دانشمندانی است که نامشان در صفحات تاریخ میدرخشد و ایران و ایرانی بر وجودشان افتخار دارد 0 سلمان فارسی یکی از چهره های درخشان اسلام و یکی از یاران صدیق رسول اکرم (ص) است که بعضی از مورخین زادگاه آن حضرت را جی رویدشت اصفهان می دانند و این ادعا بسیار قرین به حقیقت است زیرا آثاری به این نام در اژیه وجود دارد 0 آخوند ملاشریف استاد علامه مجلسی ، علامه فاضله حمیده خاتون که بر کتاب شرح استبصار حاشیه نوشته است ، آخوند ملا حیدر اثنی عشری حافظ قرآن مجید ، فاضل هندی یکی از اکابر زمان و دانشمندان که بنا بر درخواست سلطان وقت برای تبلیغ دین مبین اسلام به کشور هندوستان سفر کرده است ، آیت الله حاج میرزا حسین اژه ای امام جماعت مسجد علی اصفهان ، آخوند ملا عبدالله اژه ای ، آخوند ملا علی اکبر اژه ای مؤلف کتب و رساله های متعدد من جملله کتاب زیده المعارف فی الاصول عقاید و رساله نماز شب ، آیت الله میرزا علی محمد اژه ای ، شهید بزرگوار علی اکبر اژه ای ، حضرت حجت الاسلام حاج آقا مهدی اژه ای و حضرت حجت الاسلام دکتر جواد اژه ای ، حضرت حجت الاسلام حاج محمدعلی نظامزاده و حضرت حجت الاسلام حاج غلامحسین محسنی و……… از بزرگان بنام این دیار هستند 0
4- آثار باستانی و اماکن سیاحتی زیارتی اژیه : آثار باستانی شهر اژیه شامل : برجهای کبوترخانه به تعداد زیاد، پل قدیمی رودخانه زاینده رود، مسجد آقاصالح ، قلعه قدیمی طالجرد و ……… از اماکن متبرکه شهر اژیه امامزاده شهباز ، مقبره شاه صفی الله ، مقبره آخوند ملاشریف ، مقبره آخوند ملاحیدر علی در داخل شهر،بقعه بابا پیر محمدواقع درغرب اژیه و بقعه متبرکه حضرت امامزاده سید محمد که در کیلومتر 3 جاده اژیه به ورزنه قرار دارد و بسیار مورد اکرام و احترام مردم است و در تمام ایام سال مخصوصا روزهای زیارتی از اطراف و اکناف بویژه از بخشهای واقع در شرق اصفهان به این آستانه مبارکه جهت زیارت و سیاحت روی میاورند و با توجه به امکانات موجود این آستانه از قبیل آب ، برق ، زائر سرا ، سرویسهای بهداشتی و استخر شنا و پارکهای بزرگ و مشرف بودن به فضای سبز اطراف اغلب زائرین شبها در کنار مرقد مطهر بیتوته می نمایند 0
5- وضعیت فرهنگی اژیه: از آنجا که از قدیم الایام همواره علما و بزرگانی چند در اژیه می زیسته و مردم را ارشاد می نمودند مردم این شهر از فرهنگ غنی اسلامی و قرآنی برخوردار و آشنا و آگاه به مسائل روز بوده و هستند.
6- وضعیت اقتصادی اژیه : از نظر وضعیت اقتصادی با توجه به وجود رودخانه زاینده رود و زمینهای حاصلخیز شغل اغلب مردم این شهر کشاورزی و دامداری است و گرچه زمینه مستعد تولید هر گونه محصولی است ولی عمده محصولات کشاورزی شهر اژیه شامل گندم ، جو ، چغندر قند ، پنبه و علوفه میباشد بطوریکه در سال 1374 این شهر از نظر تولید و تحویل گندم به سیلو در سراسر کشور مقام اول را کسب نمود 0 صنایع دستی و قالیبافی یکی دیگر از منابع درآمدی مردم این شهر میباشد 0 وضعیت جمعیت فعال شهر اژیه فعال اقتصادی 44درصد، شاغل 41درصد
7- هواشناسی و وضعیت آب و هوائی اژیه : شهر اژیه دارای آب وهوای بری خشک و از لحاظ اقلیم شناسی قبلی خشک می باشد و به علت مجاورت با کویر دارای شرایط کویری یعنی تابستانهای گرم و زمستانهای سرد است ، رطوبت نسبی در اواخر ساعات شب و صبحها بیشتر از سایر ساعات شبانه روز است وقبل از طلوع آفتاب به حداکثر و بعد از ظهر به حداقل میرسد ، ماههای مرداد و شهریور به عنوان خشکترین ایام سال که تقریباً هیچگونه بارندگی وجود ندارد0 جهت وزش بادهای غالب نیز ازغرب به شرق میباشد0 درجه حرارت روزانه 1/12 سانتیگراد ومعدل حداکثر درجه حرارت در تیرماه 37 درجه سانتیگراد و معدل حداقل درآذرماه 6/5 درجه سانتیگراد است0
8- وضعیت فضای سبز شهر اژیه : با توجه به وضعیت آب و هوائی ووجود رودخانه زاینده رود و همچنین نوع خاک منطقه طبق بررسیهای به عمل آمده بیشتر به کشت گونه های غیر مثمر از قبیل کاج . اقاقیا ، توت زینتی و زبان گنجشک اختصاص یافته است ، درخصوص کشت گونه های مثمر میتوان پسته را نام برد0 ضمناً گونه های زراعی از جمله گندم .جو.پنبه.و صیفی جات را در اراضی مذکور میتوان کشت نمود
0 9- روستاهای واقع در حوزه نفوذ اژیه : روستاهای واقع در حوزه نفوذ اژیه شامل : سیان.گیشی.قلعه بالا.فارفان.کفران.ابوالخیر.طهمورثات.رنگده میباشد0
10- وضعیت جمعیت اژیه : اژیه حدود 4000نفر جمعیت دارد 0 نرخ رشد اژیه 4/0 پیش بینی میگردد 0
11- شیب اراضی اژیه : شیب اراضی اژیه تابع شیب کلی منطقه واز ناحیه غرب به شرق 5/0 درصد و ازناحیه جنوب به شمال 1درصد است 0
12- سیل وحوزه آبریز اژیه : حوزه آبریز اژیه درواقع حوزه دشت رودشت است 0 حوزه آبریز رودشت از ناحیه غربی و از ارتفاعات کوه زرد و کوه باریکه در غرب شهرضا و مهیار ، کوه محمد نوجوان ، کوه خورشید ، کوه سنگ زیره در جنوب و کوه شاهکوه در کلاه قاضی و میان کوه در شمال شروع و به ناحیه اژیه می رسد0 و دارای دو مسیل اصلی در محدوده اژیه به هم نزدیک و در صورت بارندگی شدید امکان وقوع سیل در منطقه وجود دارد0
13- زلزله : منطقه اژیه از لحاظ خطر نسبی زلزله در محدوده متوسط قرار گرفته و در محاسبه ساختمان هابه خصوص ساخت و سازهای عمومی می بابیست ضوابط و مقررات مربوطه رعایت گردد0
14- مراحل توسعه شهر اژیه : شهر اژیه با توجه باینکه در حاشیه جنوبی رودخانه زاینده رود واقع شده مانند هرمرکز با قدرت تاریخی منطقه از هنگام پیدایش این گوهر گرانبهای دشت و این آب آشکار حاشیه کویر بوجود آمده است 0
15- سیمای شهری و محله بندی اژیه : شهر اژیه دارای محله های ، محله نو، محله پاسنگ ، محله اسد، محله میان ده ، محله چگلان ، محله روریگ می باشد که محله های پاسنگ و اسد اهمیت طبیعت در فرهنگ ساکنین و قدرت و اقتدار مردم این شهر را در ارتباط با ادامه حیات در منطقه حاشیه کویری و سخت نشان می دهد 0
16- وضعیت شهرداری و سال تأسیس : شهرداری اژیه در سال 1375 تأسیس و ساختمان آن در ورودی شهر واقع در بلوار بسیج جنب حاشیه رودخانه زاینده رود می باشد0
17 جاذبه های اژیه : با توجه به تبدیل باتلاق گاوخونی به مرکز توریستی و گردشگری و اعزام گردشگران و توریستها جهت بازدید از باتلاق گاوخونی و به لحاظ بعد مسافت مرکز استان تا باتلاق و ضرورت استراحت در بین مسیر به نظر میرسد شهر اژیه به لحاظ داشتن جاذبه های طبیعی و خصوصا مسیر رودخانه و پارک ساحلی و استحقاق سرمایه گذاری در امر ساخت بلاژ در غالب طرح بردیس و یا توسط نهادها و سازمانها ی دولتی و افراد حقیقی و شناساندن ابنیه های تاریخی خصوصا برجهای کبوترخان به بازدید کنندگان از طول مسیر رودخانه و تالاب گاوخونی زمینه جذب اردوهای تفریحی فرهنگی سیاحتی و زیارتی و همچنین توریستهای داخلی و خارجی به منطقه را بیشتر فراهم نمائیم 0 لازم به توضیح است در حال حاضر امامزاده طالجرد که در مسیر 3 کیلومتری جاده اژیه به ورزنه واقع شده است از نظر بذیرائی و استراحت مسافران بهترین مکان بوده و کلیه امکانات لازم بر مهمانان از نظر بیتوته کردن در شب ، سرویسهای بهداشتی ، فضای سبز ، استخر شنا ، تلفن ، قهوه خانه سنتی و سایر موارد را دارد .
 18-ورزشگاهها و تفریحگاهها : شهر اژیه دارای یک سالن سرپوشیده ورزشی و همچنین قطعه زمینی خاکی با مساحت تقریبی 3 هزار متر مربع جهت ورزش فوتبال می باشد .

اصفهان(اصفهان)

اصفهان (پارسی میانه: سپاهان؛ فارسی دری: اصفهان)شهری باستانی در مرکز ایران است که به فاصله 420 کیلومتری جنوب تهران، پایتخت ایران، قرار دارد. شهر اصفهان، مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است، و در فرهنگ ایرانی به «نصف جهان» مشهور شده‌است. به لحاظ جمعیت بعد از تهران و مشهد سومین شهر بزرگ ایران می‌باشد.این شهر طبق سرشماری نفوس و مسکن، در سال 1385، 1,583,609 نفر جمعیت داشته‌است.‎این شهر از دیر باز از مهمترین مراکز شهر نشینی در فلات ایران بوده‌است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آنها بعنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌است.
اصفهان در منطقه‌ای نیمه‌کویری در مرکز ایران و در کنار رودخانهزاینده‌رود قرار گرفته‌، و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران است. آب و هوای آن معتدل و دارای فصول منظم است.

پیرامون واژه
پیشینه نام اصفهان
شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای: صفاهان، صفویان، پارتاک، پارک، پاری، پاریتاکن، پرتیکان، جی، دارالیهودی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده‌است.
بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.
این شهر دارای واژگان کهنتری است که با نام کنونی آن، هیچ‌گونه پیوندی ندارد، مانند: گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گاب

تاریخ
در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را بطور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آنکه در دوران پیش از اسلام نقطه ثقل امپراتوری‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی امپراتوری‌ها و بخصوص بین النهرین بود، این شهر در کانون توجه این سلسله‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نامهای مختلف، محلهای مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پیگیری نمود.هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیویی‌ها بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده‌است.[5] در قرون اولیه اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جِی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جَی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود.بعد از اسلام این شهر رو به پیشرفت نهاد. در دوره سلجوقی این شهر به عنوان پایتخت سلجوقیان برگزیده شد.اوج شکوفایی اصفهان به زمان صفویان بر می‌گردد؛ هنگامی که شاه عباس کبیر پایتخت صفویه را به این شهر منتقل نمود.

سوغات شهر
معروفترین سوغات اصفهان گز است. گز یک نوع شیرینی است که با گز انگبین یا ترنجبین شکر بادکا و مغز پسته، بادام، فندق یا گردو و سفیده تخم مرغ و گلاب ساخته می‌شود. در گز از هیچ ماده شیمیایی استفاده نمی‌شود.

معماری و آثار تاریخی اصفهان
اصفهان سرشار از آثار هنری و تاریخی است که میدان نقش‌جهان، مِنارْ جُنبان، هتل عباسی، برج کبوترخانه، گذر چهارباغ عباسی، سبزه میدان، کاخ چهلستون، آتشگاه اصفهان، کاخ عالی‌قاپو، کاخ هشت‌بهشت و مدرسه چهارباغ از بارزترین آنها هستند.

پل‌های تاریخی :
پل جویی، پل شهرستان، پل مارنان، سی و سه پل یا پل الله وردیخان و پل خواجو
بازارهای تاریخی :
بازار اصفهان، بازار قیصریه اصفهان یا بازار صفویه یا بازار سلطانی، بازار شاهی یا بازارچه بلند بازار دردشت، بازار بیدآباد، بازار و ریسمان، بازار غاز، بازارهای معروفی اطراف میدان نقش‌جهان: بازار مسگرها، بازار ترکش‌دوزها، بازار کلاهدوزها، بازار لواف‌ها و بازار آهنگرها

مساجد تاریخی:
سجد علی، مسجد امام، مسجد حکیم، مسجد حاج‌ محمدجعفر آباده‌ای، مسجد علیقلی‌آقا، مسجد قطبیه، مسجد ایلچی، مسجد آقا نور، مسجد رکن الملک، مسجد سید، مسجد رحیم خان، مسجد صفا، مسجد ذوالفقار، مسجد خان، مسجد شیخ لطف الله، مسجد مصری، مسجد جمعه، مسجد لنبان و مسجد مقصودبیک
مسجد امام-نقش جهان
از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه تنها بنای برپا و برجا همین پل شهرستان است.
بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دوره اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دوره سلجوقی و دوره صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.

دوران سلجوقیان
ایوان شمالی مسجد جامع
معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است.
آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد.

دوران صفویان
عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود.شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند.
از ویژگیهای مهم در شیوه معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود.
معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی آن را پدید آورده باشد.

صنعت و اقتصاد
اگر ما امروزه اصفهان را با گذشته ای ماندگار مشاهده می کنیم دال بر رونق اقتصادی این دیار از گذشته تا بحال می باشد . امروزه بدون اغراق باید گفت صنایع این استان در رتبه های بالای کشوری قرار دارد و تنوع تولید و صنایع از میزان بالایی برخوردار است .
اقتصاد سنتی استان مبتنی بر صنایع دستی چون قالی بافی ، ابریشم بافی ، سفال گری ، قلمزنی ، قلم کاری ، مینیاتور ، سیم کشی ، زربافی ، پولک دوزی ، خاتم کاری و … از صنایع زیبای اصفهان است که امروزه هم رونق خوبی در بخش جهانگرد و توریست دارد .
صنایع بزرگی چون ذوب آهن ، مجتمع فولاد مبارکه ، پالایشگاه ، پلی اکریل و همچنین کارخانه جات متعدد سرامیک و کاشی سازی و معادن سنگ و سنگبری از علل صنعتی شدن و اقتصاد قوی استان محسوب می شود .از صنایع دیگر استان که می توان فهرست وار به برخی اشاره نمود : ظروف چینی ، سرامیک ، تولید لوازم خانگی ، کارخانه تولید سیمان ، ایرانیت ، صنایع خودروسازی ، صنایع نظامی ، صنایع هواپیماسازی ، ساخت لوازم و تاسیسات گازی ، صنایع مواد غذایی ، فرآورده های لبنی ، ریسندگی و نساجی و …می باشند .
این صنایع علاوه بر تولید و ایجاد اشتغال ، چرخه امور اقتصادی دیگری نظیر بازرگانی داخلی وخارجی ، حمل ونقل ، صنایع تبدیلی و … را سرعت بخشیده که در بهبود وضعیت اقتصادی کشور سهم بسزایی دارند .

افوس(اصفهان)

افوس یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.

این شهر با جمعیت 6 هزار نفر (برآورد (1385خ.) در بخش بوئین و میاندشت شهرستان فریدن قرار دارد.شهر افوس دارای یک سرچشمه زیباست که از اوایل اردیبهشت تا پایان تیرماه منظره‌ای بسیار زیبا دارد. اکثریت مردم آن گرجی میباشند.

افوس در 38 کیلومتری غرب شهر داران مرکز فرمانداری فریدن بین روستاهای شش جوان، بوئین، داش گسن و خویگان واقع است.

افوس در دامنه کوه قوسی شکل به همین نام ایجاد شده این کوه بلند و برف گیر است برفش همگی و بدین علت جویبارهای زیادی از این کوه سرچشمه می‌گیرد.

از مجموع جویبارهای این کوه، آب سرچشمه که منبع اصلی آب زراعی افوس است تأمین می‌گردد. جوی سرچشمه راه خود را در دره‌ای مشجر و با صفا بطرف شمال باز می‌کند.

خانه‌های افوس در مغرب این درة پردرخت در امتداد شمال به جنوب گسترش یافته‌است و زمینهای زراعی در مشرق و جنوب درة فوق توسعه یافته‌است.

آب و هوا
آب و هوای افوس معتدل کوهستانی است زمستانش سرد و پربرف و تابستانی ملایم و مطبوع دارد. کوهستانی بودن افوس و تغییرات ناگهانی حرارت سبب وزش بادهائی باسامی: باد قبله، باد توغان، وزمه باد، باد مشرق و باد مغرب می‌گردد در نزد افوسی‌ها مفیدترین آنها وزمه باد است که خوش یمن نیز می‌باشد موقع وزش آن از اواخر اسفند ماه تا اوایل فروردین ماه است که بیش از 20 روز ادامه دارد. وزش این باد برفهای سنگین را می‌برد واشجار را بارور میسازد.

تنوع آب و هوا و جنس خاک سبب رویش گیاهان علفی و بوته‌ای خودرو در افوس می‌گردد وجود این گیاهان سبب می‌شود که در فصل گرم، صحرا و بیابان افوس سبز و خرم باشد

انارک(اصفهان)

  • جمعیت :
    1294
  • کد تلفن :
    324
  • سایت شهرداری :
    www.anarak.ir

اَنارَک، یکی از بخش‌های شهرستان نائین است که در شرق استان اصفهان در دل کویر واقع شده‌است.

تاریخ این شهر در زمان ساسانیان برمیگردد، واحه‌ای بر سر راه معدن سرب و نقره نخلک بوده‌است. دوره‌های پس از آن (در زمان حال)، یعنی در زمانی که دیگر معدن نخلک به معادن متروک بدل گشته بود، انارک یک شهر ارتباطی بین جنوب و مرکز به شمال ایران بشمار می‌آید، خط سیری که از نائین شروع و به انارک، خور , طبس و سپس مشهد منتهی می‌شو. بنای اولین خشت انارک را به اعتبار سخنی منقول، به زمان شاه عباس منسوب می‌دارند. تنها سند معتبر راجع به ساخت و سازهای انارک، نامه میرزا تقی خان امیرکبیر مبنی بر پرداخت وجهی برای ساخت قلعه‌ای به منظور تأمین امنیت محل از دستبرد راهزنان خطاب به کدخدایان انارک می‌باشد.

بقایای برج و بارو، در و دروازه، کوچه و پس‌کوچه‌های باریک و پرپیچ و خم این شهر نشان از اندیشة امنیتی- دفاعی در ساخت بافت شهر دارد. این مجموعه شامل کاروانسرا، مسجد جامع، حمام، حسینیه و خانه‌های مسکونی است که هریک با بهره گیری از معماری سنتی ساخته شده‌اند. کالبد قدیمی انارک، شامل هفت محله‌است که بر اساس وضعیت طبقاتی، موقعیت مکانی و کاربری محلات نامگذاری شده‌است و شامل محلات بیابانک، بیک‌علی، حصار، عرب‌ها، سراب، قافله‌گاه و جوباره می‌گردد.

بادگیرهای بلند، صفه‌های رسمی بندی‌ها و تزئین‌های آجرکاری, فضاهای داخلی و خارجیِ بناها را مزین نموده‌اند. در این مقاله بافت سنتی و معماری روستایی کویر با تکیه بر آثار و بناهای تاریخی مورد بررسی و معرفی قرار گرفته‌است.

زبان
زبانی که در انارک به آن صحبت می‏شود از گویش‌های مربوط به زبان‌های ایران مرکزی است.

ایمانشهر(اصفهان)

  • جمعیت :
    13554
  • کد تلفن :
    335
  • سایت شهرداری :
    www.imanshahr.ir

ایمانشهر یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 5923 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش مرکزی شهرستان فلاورجان قرار دارد. اطلاعات مربوط به جغرافیای شهر و موقعیت اقتصادی و فرهنگی این شهر از تلفیق دو روستای مینادشت و اشترجان در سال 79 ایجاد و در جنوب استان اصفهان قراردارد.

بادرود(اصفهان)

  • جمعیت :
    14415
  • کد تلفن :
    362
  • سایت شهرداری :
    www.badrood.ir

بادرود شهری تاریخی - مذهبی است در بخش امامزاده از شهرستان نطنز در استان اصفهان در مرکز ایران که در کوهپایه شمالی کوه کرکس قرار دارد.

این بخش در 135 کیلومتری شمال اصفهان، 25 کیلومتری شمال نطنز، 60 کیلومتری جنوب شرق کاشان و 55 کیلومتری غرب اردستان در کنار شاهراه ترانزیت تهران - بندرعبارس و همچنین اتوبان قم-اصفهان قرار دارد. باستان شناسان آثار تمدن 6000 ساله را در اطراف روستای اریسمان یافته‌اند. دیاکونوف در کتاب تاریخ ماد از حمله آشور ناسیراپال (پادشاه آشور) به بادرود نوشته‌است.
جمعیت شهر بادرود در 14391 نفر است که با روستاهای اطراف آن 23211 نفر می‌شود.
گویش محلی مردم بادرود «گویش بادرودی» است که جزئی از زبان‌های ایرانی مرکزی و از شاخه زبان‌های ایرانی شمال غربی و هم خانواده با زبان مادی مانند کردی است.
دو امام‌زاده آقا علی عباس و شاهزاده محمد (از فرزندان موسی کاظم) در نزدیکی این بخش قرار دارد.
آب و هوای بادرود خشک و کویری است که تابستان‌های گرم و زمستان‌هایی سرد دارد.
شغل بیشتر مردم بادرود باغداری و کشاورزی است گرچه بخش صنعت و خدمات هم در آن رونق دارد. محصول مهم شهر بادرود انار است که به خارج از کشور هم صادر می‌شود. پس از انار میوه‌هایی مانند انجیر، انگور و سیب هم در آن تولید می‌شود.

باغ بهادران(اصفهان)

باغ بهادُران یکی از شهرهای کوچک استان اصفهان , و از توابع شهرستان زرین شهر در مرکز ایران است. این شهر مرکز بخش باغبادران هم می‌باشد. محصول گردو و بادام آن معروف است و سوغات مخصوص و منحصر به فرد آن پولکی باغبادران است که بیشتر با چای مصرف می‌شود. این شهر به قرار گرفتن در ساحل زاینده رود آب و هوایی معتدل و لطیف دارد و در روز های تعطیل پذیرای بسیاری از مهمانان از شهرهای دیگر است. در گذشته شغل اصلی اغلب مردم کشاورزی بوده. در سالهای گذشته مردم این شهر مهاجرتهای گسترده‌ای به شهرهای بزرگتر از جمله اصفهان داشته اند که به دلیل بالا رفتن سطح زندگی مردم این شهر به خاطر اشتغال اغلب ساکنان آن در کشور کویت می‌باشد.
این شهر با جمعیت 8043 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش باغ بهادران شهرستان لنجان قرار دارد

 

برزک(اصفهان)

  • جمعیت :
    3264
  • کد تلفن :
    362

برف انبار(اصفهان)

  • جمعیت :
    5056
  • کد تلفن :
    372
  • سایت شهرداری :
    www.barfanbar.ir

بَرف‌اَنبار یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. شهر برف‌انبار در بخش مرکزی شهرستان فریدون‌شهر قرار دارد.
این شهر در سال 1383 جمعیتی برابر با 1375 نفر داشت که امروزه به 5320 نفر رسیده است.
شهر برف‌انبار در دامنه‌های کوه‌های زاگرس قرار گرفته و یکی از شهرهای کوهستانی و برف‌گیر ایران است. شهرداری این شهر در تاریخ 24 شهریور 1382 تشکیل شد.
روستای سنگباران و خمسلو از قسمت‌های مهم این شهر تازه است.

بویین میاندشت(اصفهان)

بوئین و میاندشت نام یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
موقعیت جغرافیایی و تاریخچه مختصر شهر بوئین میاندشت
بویین میاندشت از جمله شهرهای شهرستان فریدن ، واقع در 25 کیلومتری داران(مرکز شهرستان) می باشداین شهر در غرب استان اصفهان واقع شده و در حقیقت بخش بوئین میاندشت مرز بین استانهای اصفهان و لرستان است. اکثریت مردم آن گرجی میباشند. هسته اولیه شهر از دو مکان جغرافیایی بویین ( به مختصات جغرافیای 04/33 عرض و 09/50 طول جغرافیایی و ارتفاع 2400 متر از سطح دریا) و میاندشت (مختصات جغرافیایی 05/33 عرض و 09/50 طول جغرافیایی و ارتفاع 2420 متر از سطح دریا) تشکیل شده است .
این دو مکان در گذشته ای نه چندان دور با فاصله ، و در دو سوی رودخانه قرار داشتند احداث شاهراه اصفهان ، لرستان ( در سالهای قبل از 1350 ) و عبور آن از کنار این مراکز روستایی ، رشد و توسعه این دو مرکز را فراهم نمود و ایجاد تأسیسات خدماتی ، بازرگانی ، ساختمانها و اماکن فاصله این دو مرکز را از میان برداشته و به هم پیوستن این دو مکان ، هسته اولیه شهر بویین و میاندشت را ایجاد نمود . بویین را صاحب نظران به معنای انبار دانسته اند . مولف سیمای شهر اراک به نقل از استاد دهگان گوید : نام اولیه شهر آستانه ، بویین کرج بوده که به آن بویین کره نیز می گفتند . بویین به معنای انبار و کره به معنای محصول می باشد . میاندشت که به سبب واقع شدن در میان دشت نسبتاً وسیعی به این نام موسوم گشته است در میان گرجیهای فریدن به نام توللی یا تورلی موسوم است که یک کلمه گرجی است . معانی متعددی بر آن آورده اند از آنجمله به معنای ماه و نیز پرجاذبه،چشمگیر می باشد .

از جمله علل وجودی این مکان جغرافیایی می توان بهره برداری از آب رودخانه و چشمه های متعدد اطراف و نیز زمینهای حاصلخیز اطراف رودخانه را نام برد . وجود تعداد 12 رشته قنات و 15 دهانه چشمه نقش منابع آب را در ایجاد و توسعه این مکان به خوبی روشن می سازد از سویی دیگر این مکان از دیر باز مرکزیتی بوده است برای داد و ستد کالا و نیز ارتباطات بین روستاها و نیز تأمین مایحتاج اولیه عشایر چهارلنگ در ییلاق را تا حدودی عهده دار بوده است . بر اساس نتایج سر شماری نفوس و مسکن سال1385 ،بخش بویین میاندشت دارای 6666 خانوار و 27856 نفر جمعیت بوده است . 9933 نفر نیز جمعیت شهر در سال 85 بوده است.

بهاران(اصفهان)

  • جمعیت :
    10325
  • کد تلفن :
    335

بهاران‌شهر یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 3081 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش پیربکران شهرستان فلاورجان قرار دارد.`

بهارستان(اصفهان)

بهارستان شهری تازه‌ساز است در بخش مرکزی استان اصفهان ایران.
طراح این شهر سید هادی میرمیران، معمار برجسته ایرانی و دارای «نشان دولتی درجه یک فرهنگ و هنر» بوده‌است.
در طرح است تا قطار شهری کلانشهر اصفهان در آینده به بهارستان هم برسد.این شهر یکی از شهرهای پایلوت و ششمین شهر الکترونیک ایران است.

پولادشهر(اصفهان)

  • جمعیت :
    55664
  • کد تلفن :
    334

 

پیربکران(اصفهان)

  • جمعیت :
    10856
  • کد تلفن :
    335
  • سایت شهرداری :
    www.pirbakran.ir

پیربکران یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.این شهر با جمعیت 5464 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش پیربکران شهرستان فلاورجان قرار دارد.
نام این شهر از نام آرامگاهی به نام "پیربکران" گرفته شده که گور محمد بن بکران، از پارسایان نامور این ناحیه است. این آرامگاه که در 30 کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار دارد میان سال‌های 703 تا 712 هجری ساخته شده‌است.

تودشک(اصفهان)

  • جمعیت :
    3947
  • کد تلفن :
    312
  • سایت شهرداری :
    www.toodeshk.ir

شهر تودِشک یکی از شهرهای استان اصفهان واقع در مرکز جغرافیایی ایران است. شهر تودشک در شرق بخش کوهپایه شهرستان اصفهان قرار دارد.

این شهر در سال 1386 جمعیتی برابر با 4200 نفر داشته‌است.شهرداری این شهر در سال 1380 خورشیدی تشکیل شد.

تاریخچه
نقاط تودشک و تودشکچویه ظاهراً از پیشینه تاریخی یکسانی برخوردار می‌باشند و به علت قرارگیری در کنار همدیگر داری هماهنگی فرهنگ و آداب و رسوم می‌باشند.لغت تودشک (Toudeshk) از کلمه تودشتک (Toudeshtak) بوده به این مفهوم که به لحاظ وجود ارتفاعات اطراف این نقطه فضای بازی جهت کشاورزی به وجود آمده و تقریباً نسبت به اطراف حالت دشت داشته‌است و به مرور زمان به تودشک تغییر نام یافته‌است تودشکچویه به معنای تودشک کوچک می‌باشد. البته در نگارش Toodeshk و Tudeshk هم نوشته می‌شود اما نگارش صحیح Toudeshkاست و همخوانی با تلفظ صحیح آن بیشتری به لهجه محلی تودشکی دارد. در خصوص وجه تسمیه نقطه صادق آباد، بانی و شکل دهنده آن دارای اهمیت است و در زمینه نقاط مزرعه کهنه و نو شکل گیری تمدن و تقدم و تاخر آنها قابل توجه‌است و وجه تسمیه رجان مشخص نیست. منشا پیدایش نقاط تودشک و تودشکچویه کاملاً مشخص نیست ولی سابقه نقاط مذبور بسیار طولانی است به نحوی که برخی این سابقه را به زمان قبل از میلاد نیز می‌رسانند. این پیشینه را با بررسی گویش و ساختار معماری منطقه و همچنین نوع کشاورزی و زندگی مردم این منطقه بوضوح مشخص می‌باشد. همچنین در اطراف این منطقه مدارکی مبنی بر ارتباط قوی مردم این منطقه با کرمان، شیراز، نایین، یزد، زابل دارد. همچنین بهاء الدین پدر خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی (حدود 727-792 هجری قمری)، شاعر و غزلسرای بزرگ قرن هشتم ایران و یکی از سخنوران نامی جهان تاجر و از اهالی تودشک یا تودشکچو بوده است. البته محل تولد حافظ شهر شیراز بوده است و در شیراز زندگی نموده و نیز وفات یافته‌است. پس از وفات پدر حافظ در سن هشت سالگی و دوران طفولیت به همراه مادرش به شیراز مهاجرت نمود و نزد خانواده مادری دوران کودکی را سپری کرد. بسیاری حافظ شیرازی را بزرگ‌ترین شاعر ایرانی تمام دورانها می‌دانند. گفته شده که حافظ در تمام عمر در شیراز ماند و هرگز به سفر نرفت، تنها یک بار قصد کرد تا از زادگاه پدری خود دیدار نماید که به هر حال این سفر بدلایلی انجام نشد. بدنبال شکل گیری نقاط تودشک و تودشکچو مزارع صادق آباد، مزرعه نو و کهنه و رجان به عنوان مراکز فعالیت کشاورزی شکل پذیرفته‌اند روند توسعه نقاط تودشک و تودشکچویه به صورتی است که دو بخش قدیمی و جدید در آن وجود دارد، بخش قدیمی بافت با سابقه‌ای را تشکیل می‌دهد و بافت جدیدی سابقه کمتری دارد. در هر دونقطه تودشک و تودشکچو بافت جدید شامل محله‌هایی است که عمدتاً در سالهای پس از انقلاب شکل گرفته‌است از این محله‌های می‌توان از محله نوبنیاد جنوب غربی تودشک و محله نوبنیاد شمال غربی تودشکچویه نام برد. سایر نقاط تودشک به علت توسعه کم کالبدی و فیزیکی از تقسیم بندی قابل توجهی برخوردار نیستند. وجود اراضی بایر در جنوب غربی تودشک و نیز در شمال غربی تودشکچویه جهت توسعه مناسب را برای نقاط مناسب را برای نقاط مذبور زمینه سازی نموده‌است. به نحوی که شکل گیری محله نوبنیاد در جنوب غربی تودشک و واگداری قطعات زیادی از پلاکهای مسکونی به متقاضیان و شکل گیری برخی از آنها به خوبی توسعه فیزیکی تودشک را به سمت جنوب غربی نشان می‌دهد. همچنین شکل گیری واحدهای خدماتی و منازل مسکونی با تصرف اراضی بایر شمال شرقی تودشکچو و تشکیل محله نوبنیاد زمینه سازی‌های توسعه کالبدی آن را به سمت شمال شرقی کاملاً روشن می‌دارد.

موقعیت جغرافیایی
شهرتودشک در بخش کوهپایه از شهرستان اصفهان ودر فاصله 90 کیلومتری شرق مرکز استان قرار دارد. این شهر در سال 1380 از تلفیق نقاط تودشک، تودشکچوئیه، صادق آباد، رجان، مزرعه نو و مزرعه کهنه و دهکده‌های کوچک‌تر در منطقه (قندی، انگرود، انجیران و لاگزی) شکل پذیرفت. دو نقطه تودشک و تودشکچوئیه در امتداد محور ارتباطی اصفهان – نائین قرار دارد وسایر نقاط سکونتگاهی در جنوب محور ارتباطی با فاصله 500 تا یک کیلومتر نسبت به همدیگر استقرار دارند. تودشک در سمت شرقی بخش کوهپایه قرار گرفته‌است از طرف شمال به شهرستان اردستان، از شرق به شهرستان نائین و استان یزد، از جنوب به بخش‌های جلگه و بن رود و به دهستان جبل بخش کوهپایه محدود می‌شود. این محدوده در عرض جغرافیایی 32 درجه و 23 دقیقه و 32 درجه و 49 دقیقه و طول جغرافیایی 52درجه و 31 دقیقه تا 52 درجه طول شرقی قرار گرفته‌است. ارتفاع از سطح دریا در سمت جنوبی 1080متر و در قسمت شمالی 2400 متر می‌باشد که با شیبی ملایم به سمت جنوب (زاینده رود سرازیر می‌شود. مرکز دهستان شهر تودشک می‌باشد که در 20 کیلومتری شهر کوهپایه در موقعیت 32 درجه و 42 دقیقه عرض شمالی و 52 درجه و 40 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ در کنار جاده ترانزیت اصفهان، به پنج استان جنوب و جنوب شرقی کشور قرار دارد. بر این اساس بطور مستند می‌توان گفت از لحاظ موقعیت جغرافیایی شهر تودشک در مرکزی ترین نقطه کشور ایران قرار گرفته است.

آب و هوا
این منطقه دارای آب و هوایی نیمه صحرایی است بر اساس آمار منتشر شده از ایستگاه هواشناسی شهر ورزنه در بین سال‌های 1369-1360 میانگین حداکثر دما 37 درجه سانتیگراد بالای صفر و میانگین حداقل دما 6/5 درجه سانتیگراد زیر صفر می‌باشد. میانگین حداقل دما 7/6 درجه سانتیگراد و میانگین حداکثر دمای سالیانه 6/24 درجه است.

میزان بارندگی: متوسط میزان بارندگی 5/68 میلی‌متر است که حداثر آن در ماه دسامبر برابر با 5/13 میلیمتر می‌باشد و ماههای ژوئن و ژوئیه و اوت ماههای بدون بارندگی و خشک محسوب می‌شوند. تعداد روزهای بارانی کمتر از 1 میلیمتر در روز به تفکیک فصول مختلف سال عبارت‌اند از:
زمستان 6 روز / بهار 6 روز /تابستان صفر / پاییز 2 روز.
تعداد روزهای بارانی بیشتر از 10 میلیمتر در زمستان 2 روز، بهار 1 روز، تابستان صفر و پائیز 1 روز است که مجموعا 4 روز می‌باشد.
نم نسبی: متوسط سالانه نم نسبی 7/33 درصد، متوسط حداقل در ماه ژوئن برابر با 8/20 درصد و حداکثر در ماه ژوئیه (دیماه) برابر با 8/55 درصد می‌باشد.
باد: باد غالب منطقه بادهای غربی است که در تابستان جهت شرقی و آرام پیدا می‌کند. و بدون تأثیر در منطقه نمی‌باشد.
یخبندان: تعداد روزهای یخبندان برابر با 111 روز، در ماه دسامبر 5/28 و 5 ماه سال را شامل می‌شود.

راههای ارتباطی
مهم‌ترین محور ارتباطی که با عنوان ریسمانی تمام سکونت گاه هارا به همدیگر پیوند می‌دهد محور ارتباطی اصفهان – نائین است. این محور از مرکز منطقه گذشته و سکونتگاههای شمالی و جنوبی را به همدیگر ارتباط می‌دهد. جاده جشوقان که از سمت جنوب و در کنار شهر تودشک به محور ارتباطی وصل می‌شود دومین محور ارتباطی است. طول این محور از شهر تودشک به سمت جنوب تا جشوقان 7 کیلومتر است. نکته‌ای تاریخی و قابل توجه در مورد این جاده این است که بخش‌هایی از این محور دوم در امتداد نخستین راه ماشین رو اصلی بین تهران-بندر عباس ساخته شده‌است.
جاده جندابه به شهر تودشک نیز به عنوان یک محور ارتباطی دیگری است که سکونتگاههای روستایی دولت آباد، عشق آباد، برز آباد، خیر آباد، جندابه، جلال آباد، دستگرد، کی و باقر آباد را به شهر تودشک ارتباط می‌دهد. طول این محور از آخرین روستایی که در حوزه نفوذ تودشک می‌باشد تا شهر حدود 10 کیلومتر است. این محور در ادامه مسیر خود به جاده‌های فرعی روستایی و مسیرهای جیپ رو ختم می‌شود. محور فرعی دیگری در شمال شهر تودشک وجود دارد که سکونتگاه‌های روستایی دستگر د، وج، بادافشان و حسن آباد را به محور ارتباطی اصلی یعنی جاده اصفهان – نائین ارتباط می‌دهد، این محور در کنار روستای یزد آباد به جاده می‌پیوندد. سایر آبادی‌ها و سکونتگاههای پیرامونی از طریق محورهای ارتباطی خاکی که محور ارتباطی اصلی و شهر ارتباط می‌یابند.

مردم شناسی
شهر تودشک با جمعیت 2062 نفر (برآورد 1383خ.) در شرق بخش کوهپایه شهرستان اصفهان قرار دارد. از لحاظ جمعیتی در اکثر نقاط دنیا پراکنده شده‌اند و به مشاغل گوناگون اشتغال دارند. اغلب مردم محلی به مشاغل خدماتی، کشاورزی، قالیبافی اشتغال دارند. از نقوش مورد استفاده در قالیبافی سبک نایین، اصفهان، کاشان و تبریز با مواد و الیاف مرغوب از جنس ابریشم می‌باشد. آثار بی نظیری از سالهای دور توسظ هنرمندان این شهر خلق شده و در حال حاظر در موزه‌های مهم دینا از این آثار نفیس نگهداری می‌شود. مهاجرین در مراکز مختلف مشغول به تحصیل یا فعالیت در امور اقتصادی، علمی و سیاست می‌باشند.از فامیلهای اصیل تودشک می‌توان به تودشکی،اعتمادی تودشکی، حسینی تودشکی، محمدی تودشکی، کنعانی تودشکی، عباسی تودشکی، حمامی تودشکی، قاسمی تودشکی، قاسمی تودشکچو، فیروزی تودشکی، حیدری تودشکی، مردانیان تودشکی و عمو حیدری نام برد. همچنین اقوام سلطانی، مصطوفی، علویپور رفسنجانی، قاسم زاده، العکراوی، باقری، قاسمی زاده و... بتدریج از دوران حکومت صفویان در زمان پایتختی اصفهان بین سالهای 880 تا 1111 خورشیدی تا کنون به این شهر مهاجرت نموده و این منطقه خوش آب و هوا را برای سکونت انتخاب نموده‌اند. همچنین در دوره اشغال ایران پس از وقوع جنگ جهانی اول در نیمه اول صفر 1333 قمری تعدادی از تجار و بازرگانان برای حفظ مال و ناموس خود از چنگ دولت‌های انگلیس و روسیه و در امان ماندن از خطر تجاوز شهر تودشک را که تنها منطقه داری ثبات در این دوره تاریخی بود برای سکونت انتخاب نمودند. سابقه سکونت این نقاط به دوران قبل از اسلام می‌رسد. جمعیت شهر تودشک در سال 1375، 3723 نفر در قالب 893 خانوار بوده‌است که در سال 1381 این جمعیت به 4124 نفر در قالب1031 خانوار رسیده‌است. در سالهای دور تا چند سال گذشته دین این منطقه زردتشتی و یهودی (کلیمی) بوده که حدود قرن ششم هجری قمری اسلام با مهاجرت اقوام مختلف و داد و ستد و ازدواج با مردم نواحی تودشک به تدریج وارد این منطقه شده‌است. اکنون دین اکثریت مردم اسلام است و تعداد انگشت شمار از شاخه‌های انحرافی از شیعه نیز در این شهر زندگی می‌کنند. شهر تودشک با تقدیم 40 شهید و تعدادی جانباز و برخوردار از مراکز فرهنگی تربیتی جایگاه ویژه‌ای را در منطقه به لحاظ مذهبی فرهنگی داشته و زبان مردم فارسی با گویش نائینی است که ریشه زردتشتی (زبان اوستا) داشته و با گویش معمول فارسی تا حدودی متفاوت است.

جمعیت
بررسی جمعیت نقاط سکونتگاهی منطقه از سال 1335 الی 1375 بر اساس آمارهای رسمی مد نظر قرار گرفته‌است. در دهستان شصت نقطه سکونتگاهی قرار دارد که در یک جمع بندی ویژگی جمعیتی آنها در دهستان به صورت جدول زیر مورد بررسی قرار گرفته‌است. سال 1335 – 4646 نفر، سال 1345-5723 نفر، سال 1355 – 5945 نفر، سال 1365 – 7426 نفر، سال 1375 – 9149 نفر روند تحولات جمعیت نقاط سکونتگاهی دهستان تودشک نشان می‌دهد که ظریب ماندگار جمعیت در کلیه دوره‌های مورد بررسی بالاتراز 100 نفر بوده‌است به نحوی که این روند برای دهه 45 -1335، 123 درصد، دهه 55-1345، 103 درصد، دهه 65-1355، 125 درصد و دهه 75-1365 برابر با 123 درصد بوده‌است. بالا بودن ضریب ماندگاری جمعیت در دهستان نشان می‌دهد که اولا جمعیت دوره قبلی سرشماری شده در دهستان باقیمانده و ثانیا جمعیت مازاد دوره‌های بعدی نیز تا حدودی تثبیت شده‌است. که میزان ظرفیت تثبیت جمعیت با عنایت به بالاتر بودن ضریب، نسبت به عدد 100 قابل تحلیل است.

گویش محلی
علاوه بر زبان فارسی با لهجه یزدی، بسیاری از مردم محلی به گویش نایینی و تودشکی هم صحبت می‏کنند که گویش‌هایی هستند از گویش‌های مرتبط با زبان‌های ایرانی مرکزی

 

تیران(اصفهان)

  • جمعیت :
    15744
  • کد تلفن :
    332
  • سایت شهرداری :
    www.diyarema.com

تیران یکی از شهرهای استان اصفهان و مرکز شهرستان تیران و کرون است.
این شهرستان در 45 کیلومتری غرب اصفهان می‌باشد و مردمان آن فارس هستند. انگور این شهر شهرت دارد و از محصولات دیگر آن گردو بادام است . از شخصیت‌های این شهر می‌توان آیت‌الله العظمی مظاهری از مراجع تقلید و رئیس حوزه علمیه اصفهان و آیت‌الله امامی امام جمعه سابق این شهرستان را نام برد.
نام قبلی شهر تیران، تهران است و در کتب تاریخی به نام طهران اصفهان شهرت دارد. اخیرا کتابی درباره تاریخ ان به نام تیران از گذشته‌های دور تا امروز تالیف شده‌است.
در 170 کیلومتری شهر شیراز نیز مردمانی هستند از توابع شهرستان فسا است که به پارسیان تیرانی مشهورند. در گذشته‌های دور نام این شهر نیز تیران بوده‌است که بعداً زاهدان و زاهدشهر نامیده شده. هنوز گویش اصلی این شهر به پارسی تیرانی است

جندق(اصفهان)

  • جمعیت :
    3967
  • سوغات :
  • کد تلفن :
    324

جَندَق شهری در حاشیه جنوبی دشت کویر ایران می‌باشد. شهر در شمال‌شرقی استان اصفهان با 34°0? شمالی و 54°25? شرقی واقع شده است.
جندق از توابع بخش خور و بیابانک و شهرستان نایین می‌باشد.
جندق شهری کوچک در حاشیه جنوبی کویر مرکزی ایران در شمال شرقی استان اصفهان و از توابع شهرستان نائین است. وجه تسمیه جندق از دو کلمه جنب ( کنار ) و دق ( دشت ، کویر و زمین ) به دست آمده است . اهل ادب و هنر شاعر نام آشنای قرن دوازدهم هجری قمری یعنی «یغمای جندقی» را می‌شناسند. اما اطلاعات کمی درباره شهرجندق و منطقه کویری ایران منتشر شده است. جندق برای گردشگران داخلی و خارجی، منجمان، مورخان و دوستداران میراث فرهنگی نام آشنایی است و با وجود کوچکی دارای ویژگی مثبت بسیاری است که می‌توان گفت شهر هزارخوبی و هزارچهره است.
قدمت شهر جندق براساس آثار باقیمانده از ادوار گذشته به 2 هزار سال می‌رسد. شهری که در حاشیه مسیر جاده معروف و تاریخی ابریشم قرار داشته و به عنوان بندرگاه کویر محل استراحت کاروان های عبوری بوده است. در جندق قلعه انوشیروان وجود دارد که تنها قلعه‌ای در کشورمان محسوب می‌شود که هنوز هم در آن مردم سکونت دارند. قلعه انوشیروان یکی از بزرگ ترین قلعه‌های تاریخی کشور به شمار می‌رود که از یک چهار دیواری که در هر گوشه آن برجی دارد، تشکیل شده است. این قلعه تاریخی و دیدنی، دارای دروازه‌ای است که خود دو برج به ارتفاع 22 متر که به سمت شرق باز می‌شود دارد. قلعه انوشیروان با معماری منحصر به فرد خود در میان بافت تاریخی جندق واقع شده است و دارای ویژگی های خاصی است. اگر در میانه فصل تابستان که گرمترین هوا در جندق است از قلعه انوشیروان بگذرید هوای مطبوع و خنکی را تجربه خواهید کرد و اگر در فصل زمستان در کوچه‌های قلعه قدم بزنید هوای نسبتاً گرمی را تجربه خواهید کرد. این قلعه دارای خانه‌های بسیار زیبا و قدیمی است که هنوز هم مردم جندق در آن ساکن هستند اما با وجود ویژگی های منحصر به فرد آن مورد بی مهری قرار گرفته است. علی اعتباری شهردار جندق در این باره به «ایران» می‌گوید: قلعه انوشیروان جندق تنها قلعه مسکونی ایران منتظر عنایت مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری است. این قلعه بزرگ می‌تواند با مرمت و احیا به یکی از جاذبه‌های ویژه گردشگری و میراث فرهنگی کشور تبدیل شود.

در قلعه انوشیروان مسجد جامع جندق و خانه تاریخی یغمای جندقی شاعر و مدیحه سرای ایران قرار دارد. مسجد جامع جندق از سال 960 هجری قمری محل تجمع مؤمنان بوده است و دارای میدانی است که هم اکنون در ماه محرم از آن برای عزاداری سالار شهیدان امام حسین(ع) استفاده می‌شود. همه مردم جندق شیعه دوازده امامی و مذهبی هستند. با وجود جمعیت کم (حدود 6 هزار نفر) هر ساله شاهد اعزام کاروان های مذهبی این شهر به عربستان، عراق و سوریه هستیم. همچنین در بین خانه‌های قلعه انوشیروان منزل یغمای جندقی دارای معماری خاصی است. در جندق صفه نیزه گاه (نیازگاه) که در یک فرسنگی جنوب شرقی شهر برفراز تپه‌های مزرعه‌ای با ایوان گنبدی و دیوارهای کاهگلی واقع شده است که زیارتگاهی برای جندقی هاست چرا که شنیده شده که روزی در این مکان امام زمان(عج) را زیارت کرده اند. همچنین اهالی جندق به خود می بالند که در زمان مبعوث شدن پیامبراکرم (ص) بزرگان این شهر نزد رسول خدا رفتند و هدیه جندقی ها را تقدیم وی کردند. شهردار جندق در این باره می‌گوید: در کتاب «حدیقة الشیعه» مرحوم مقدس اردبیلی روایتی ذکر شده که در آن گروهی از مردم جندق نزد پیامبراکرم (ص) می‌روند و فرشی ابریشمی که در جندق بافته شده بود را به رسول خدا هدیه می‌دهند. این حدیث که به حدیث بساط معروف است در صفحات 381 الی 384 کتاب حدیقة الشیعه نگاشته شده است.

روستای توریستی مصر که میزبان گردشگران داخلی و خارجی بسیاری است در 40 کیلومتری جندق واقع شده است. این روستا حدود 150 سال پیش توسط شخصی به نام یوسف بناشده و به نام کشوری که حضرت یوسف(ع) در آن فرمانروایی می‌کرده یعنی مصر نامگذاری شده است. روستای مصر به علت موقعیت جغرافیایی و وجود تپه‌های ماسه بادی زیبا مورد توجه طبیعت گردان و بیابانگردان قرار گرفته است. در این روستا کاروان های شتر سواری برای استفاده گردشگران مهیاست. گذشتن از تپه ماسه‌های بادی زیبا تجربه‌ای فراموش نشدنی است که با حضور در جندق و روستای مصر محقق خواهد شد. همچنین کاروان های توریستی مصر شب را در میان بیابان می‌گذرانند تا گردشگران ، پرستاره ترین شب ها را تجربه کنند. ستاره‌ها در شب های کویر آنقدر زیبا و نزدیک به نظر می‌رسند که بیننده برای درآغوش گرفتن آنها، بارها دست های خود را باز می‌کند. گردشگران خارجی که به این نقطه از کویر مراجعه می‌کنند از دیدن این همه شگفتی هیجان زده می‌شوند.

زعفران یکی از محصولات مهم جندق محسوب می‌شود. این شهر دارای مرغوب ترین زعفران کشور است اما به علت کمبود آب در این منطقه این محصول تنها برای استفاده بومی برداشت می‌شود. اعتباری در این باره می‌گوید: مردم جندق دوست دارند مرغوب ترین زعفران ایران را به نقاط دیگر ارسال کنند که به همین علت برای توسعه کشاورزی در این ناحیه احداث چند سد برای تأمین آب پیشنهاد شده است. اگر با این طرح ها موافقت شود کشاورزی این شهر رونق دوباره پیدا می‌کند. به غیر از زعفران، سیر، نعناع و انار از دیگر محصولات کشاورزی این ناحیه محسوب می‌شود. شهردار جندق ادامه می‌دهد: در این شهر مرغوب ترین فرش های نائین و ایران بافته می‌شود اما بنا به دلایلی از جمله کمبود بودجه از رونق افتاده است. فرش جندق در زمان قدیم از معروف ترین قالی های ایران به شمار می‌رفت. همچنین به علت مسافت بسیار و دوری امکانات، اشتغال، از بزرگ ترین مشکلات این ناحیه به شمار می‌رود. مردم جندق با کشاورزی، کار در کوره‌های آجرپزی و بافت فرش نائینی امرارمعاش می نمایند. همچنین در اطراف جندق معادن بسیاری وجود دارد که جوانان در آن اشتغال دارند. جندقی ها انتظار دارند با رونق گردشگری و ایجاد قطب گردشگری در دل کویر، این شهر بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

مردم جندق بسیار خونگرم، سختکوش، میهمان نواز، قانع با فرهنگ غنی اسلامی و مذهبی هستند. شرح حال جندق و مردم این منطقه در آثار مورخان و نویسندگانی مثل ناصرخسرو، در کتاب سفرنامه، حمدالله مستوفی در کتاب نزهة القلوب مقدسی در احسن التقاسیم و حکمت یغمایی در کتاب بر ساحل کویر نمک وجود دارد. جندق در سال 1320 صاحب پاسگاه شد اما در سال 1350 این پاسگاه بی رونق جمع آوری شد چرا که در این 30 سال حتی یک پرونده درگیری و تخلف هم در این شهر گشوده نشد . 5 سال است که پاسگاه جندق بازگشایی شده اما علت آن وقوع تصادف های جاده‌ای است و بس. اهالی جندق دلی به بزرگی کویر دارند و پذیرای گردشگرانی هستند که از ابتدای پائیز تا اواسط بهار هر سال که آب و هوای مطبوعی در این ایام دارد به این شهر وارد می‌شوند؛ گردشگرانی که می خواهند از میراث تاریخی تا میراث طبیعی بهره کافی را ببرند

جوشقان و کامو(اصفهان)

شهر جوشقان وکامویکی از شهرهای استان اصفهان وشهرستان کاشان است که از 4مرکز جمعیتی جوشقان قالی – کامو- چوگان –شهرک وحدت تشکیل گردیده است.درسال 1379طی مصوبه شماره /15288ت 21357ک مورخ 79/4/20هیئت محترم وزیران شکل گرفت ودر تاریخ 79/12/23مصادف با شب عید غدیر خم (سال مولا علی ع ) افتتاح گردید. برابر سرشماری نفوس ومسکن سال 1385جمعیت شهر جوشقان وکامو 6000 نفر می باشد. 67 %جمعیت شاغل این شهررا بخش کشاورزی – 18%بخش صنعت وساختمان و15% رابخش خدمات تشکیل می دهد.
برای کسب اطلاعات دقیقتر ،کتاب تاریخ ، فرهنگ و هنر جوشقان قالی نوشته رحمت اله زرگری را به شما معرفی میکنیم.
صنایع دستی شهر:
فرش دستباف جوشقان که قدمت آن به زمان صفویه برمی گردد.نقوش آن به صورت فی البداهه بوده وسالهاست که در موزه های دنیا خودنمایی می کند.
سفره های سنتی کامو قرن هاست که زینت بخش نانهای کامویی هاست.
میراث فرهنگی:
1-برج میرزاخان کامو(که ر فهرست آثارملی به ثبت رسیده و مربوط به دوران قاجاریه می باشد.)
2-برج حسن تعریفی (معروف به حسن کر که در سال 1388 درفهرست آثار ملی به ثبت رسیده و به دوران صفویه برمیگردد.)
3-خانه تاریخی همایونیها(که مالکین آن اخیرا رضایت شفاهی خود را برای مستند نگاری و ثبت اعلام نموده اند.)
4-حمام عمومی محله پایین جوشقان( در سال 1388 به ثبت رسیده است.)
5- بقعه میرعلاءالدین جوشقانی(مربوط به قرن دهم هجری و به ثبت آثار ملی رسیده است.)
6-برج حسینقلی خان
7-خانه رضا قلی خان وآسیاب آبی که چهار اثر در فهرست آثار ملی قرارگرفته است.
8- خانه تاریخی ارباب در منطقه کامو
منابع طبیعی گردشگری :
سرچشمه کامو - قنات قهاب -  قنات سلطان بایزید
فاصله شهر تا مرکز استان اصفهان 120کیلومتر،تا مرکز شهرستان 80کیلومتر،در منطقه ای کوهستانی (در میان کوههای کرکس ) واقع شده وارتفاعات آن را از سه جهت محدود کرده است وتنها از جنبه جنوب غربی دارای دسترسی سهل تر با آبادیهای پیرامون خود است.
ارتفاع شهر از سطح دریا قریب به 2350 متر بوده واز لحاظ خصوصیات اقلیمی جزء مناطق سردوخشک ایران محسوب می گردد.
گل وگلاب – فرش دستباف جوشقانی – گلیمهای دستباف – گردو و بادام این شهر در نوع خود بی نظیر است.
زیارت امامزاده قاسم ومحمدازنوادگان امام موسی کاظم – بقعه میرعلاءالدین – برجهای قدیمی – خانه همایونی ها- مناظر سرسبزوطبیعی شهرو... ازجمله اماکنی است که دیدن آنها خالی از لطف نیست.
کوههای کرکس همچون یک جزیره دراز در وسط کویر مرکزی ولوت هستند که در ساحل جنوبی آن شهر جوشقان وکامو در لابلای شیارها ودره های آن پنهان شده اند.
از مزارع جوشقان وکامو سالیانه 500تن گل محمدی بدست می آیدو به خاطر هوای خوب اینجا ،بوته های گل محمدی تا 60روز گل دارند.
شهرجوشقان و کامو در دور دوم سفر ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران دکتر محمود احمدی نژاد به استان اصفهان بعنوان منطقه نمونه گردشگری شناخته شد و در هیئت محترم دولت به تصویب رسید.همینک برنامه هایی در راستای توسعه صنعت گردشگری و جذب توریسم در حال انجام می باشد. از جمله میتوان به تهیه طرح احداث کمپینگ اقامتی در ورودی شهر ، تهیه طرح جامع احداث منطقه گردشگری قنات قهاب و ... اشاره کرد.
شهرداری جوشقان و کامو با همکاری میراث فرهنگی در نظر دارد تا سفره های سنتی کامو را احیاء نماید.

 

 

چادگان(اصفهان)

  • جمعیت :
    7609
  • کد تلفن :
    372

چادگان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 7207 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش مرکزی شهرستان چادگان قرار دارد.

چرمهین(اصفهان)

  • جمعیت :
    12304
  • کد تلفن :
    335

چـِرمَهین از شهرهای استان اصفهان در بخش باغ بهادران، شهرستان لنجان در مرکز ایران است. موقعیت جغرافیایی آن در ("26 "20 °32) شمالی و ( "47 "11 °51) شرقی قرار دارد.

نزدیک ترین شهر به چرمهین باغ بهادران است که در ساحل زاینده رود قراردارد.

جمعیت چرمهین 11,335 نفر (سرشماری سال 1383 خورشیدی) است.
از نام‌های قدیم‌تر آن قلعه چَرمی بوده‌است.
از بزرگان این شهر می‌توان به آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اشاره کرد.

سرکوب دراویش گنابادی (1387)
از وقایع مهم چرمهین می‌توان به تخریب حسینیه و منزل مسکونی معلمی به نام رحمت الله جوادی که محل برگزاری مراسم مذهبی دراویش گنابادی بود همچنین درگیری های خونین آن، بین دراویش و نیروهای انتظامی ، اطلاعات، بسیج و لباس شخصی های نظام در سال 1387 اشاره نمود.
این سومین تخریب حسینیه دراویش بعد از واقعه تخریب حسینیه دراویش در قم و بروجرد بود

معابر و نقاط دیدنی
معابر و محلات اصلی: بلوار بسیج، خیابان گلستان شهدا، محله مرادآباد، خیابان یاس، محله فرهنگیان، بلوار آیت‌الله ارباب، بلوار امام خمینی، خیابان استقلال، میدان شهدا.
آبشار شاه‌لولاک و پارک گل‌ها از نقاط دیدنی شهر هستند.

چمگردان(اصفهان)

چم گردان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.این شهر با جمعیت 17000 نفر (برآورد 1385خ.) در بخش مرکزی شهرستان لنجان قراردارد. درکنارساحل زاینده رود، جایی در35کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان جلگه گسترده زیبایی است که درآن جا درمیان طبیعت سرسبز، هرسال در ابتدای بهار زندگی دوباره از نو آغاز می‌شود. به درستی معلوم نیست که آغاز حیات بشری در این خطّه ازچه زمانی بوده‌است امّا آنچه هست لفظ «چَم گُردان» فارسی است واحتمال قریب به یقین مربوط به پیش از اسلام.{{در منطقه اصفهان و چهار محال و بختیاری و لرستان وجود مکانها نظامی کاملاً قابل تشخیص است. همانند «چَمگـُرد» (چَمگـُردان امروزی)، «دژگـُرد» (شهرکرد امروزی)، «چـِلگـُرد» (چـِلگـِرد) و «بروگـُرد»(بروجرد امروزی).}}چَمگُردان درجنوب دشت طبس (محل استقرار کارخانه ذوب آهن) ودرشمال زاینده رود استقرار یافته وزاینده رود ازجنوب آن می‌گذرد. اگر تاریخ چمگردان را ورق بزنیم به نام بِـوِه برمی خوریم وآن روستایی بوده درغرب چمگردان کنونی که درزمان آبادی برای خود آب وملک مشخص وقلمرو معیّن داشته‌است وبنابر اقوال محلّی باحمله افغان‌ها درپایان دوره صفوی وبه قولی باحمله مغول ویران شده واندک بازماندگان آن به مناطق دیگر کوچیده‌اند.گفته می‌شود که چمگردان، هم‌زمان با «بوه» ایجاد شده وپس ازویرانی بوه با جذب مهاجران آن گسترش یافته‌است. هم اکنون مزارع کشاورزی موجود، عناوینی مثل «صحرای بوه» و«صحرای گُردان» دارند واین، خود، گویای جدایی جغرافیایی این دو آّبادی قدیمی است.بدون بزرگنمایی، برنج چمگردان مرغوب ترین برنج لنجان است وکشاورزان این دیار درکاشت، داشت وبرداشت آن استاد وزنان هنرمندش درپختش ماهر وبا سلیقه‌اند. جمعیت چمگردان بنابر آخرین سرشماری (1385) بالغ بر 17000 نفر شمارش شده‌است که ساکنان بومی ومهاجرانی اغلب بختیاری و اهل استان فارس ترکیب جمعیتی آن راتشکیل می‌دهند ولی اکثریت مطلق با بومیان است. شخصیتهای ادبی:شاعر حماسه سرا ، نویسنده و پژوهشگر معاصر زنده یاد تیمسار بهمن کرمی (متخلص به خاک چمگردانی) دیدنی های این شهر از قبیل دریاچه‌های حسین آباد و پارک ساحلی و منظره زیبای شهر و کارخانه ذوب آهن می‌باشد که برای دیدن آن باید از فراز کوه کلاهدان واقع در جنوب شهر چم گردان نظاره گر آن بود.در ضمن قناتهای کمال آباد و قلعه بوه هم از دیدنیهای این شهر می‌باشد.

حبیب آباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    9088
  • کد تلفن :
    312

حَبیب‌آباد یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 8,005 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه قرار دارد.
حبیب آباد یکی از شهرهای استان اصفهان که در 10 کیلومتری شمال شرقی شهر اصفهان واقع شده‌است.
کار اصلی مردم حبیب آباد کشاورزی - دامداری - و کارمند سازمانهای آموزش پرورش - دانشگاه اصفهان می‌باشند.
از بزرگان این شهر می‌توان معلم حبیب آبادی - آیت الله شیخ عباسعلی ادیب حبیب آبادی - دکتر عباس ادیب را نام برد.
از نقاط دیدنی حبیب آباد می‌توان غار حبیب آباد - امامزاده - مسجد جامع و پارک جنگلی این شهر را نام برد. از شاعران برجسته گذشته می‌توان از محمدعلی مکرم،محمد علی محسنی محور حبیب آبادی واز شاعران کنونی از افرادی چون پرویز بیگی حبیب آبادی و حاج نعمت الله طالبی نام برد و دراین راستا انجمن ادبی کانون فرهنگی تربیتی شهید باهنر با نام انجمن ادبی معلم حبیب آبادی چند سالی است که این رسالت را بر عهده دارد.

حسن آباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    4353
  • کد تلفن :
    312

حسن‌آباد یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 4738 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش جرقویه علیا شهرستان اصفهان قرار دارد

حنا(اصفهان)

  • جمعیت :
    5368
  • کد تلفن :
    322

حنا یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 4153 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش مرکزی شهرستان سمیرم قرار دارد.

خالدآباد(اصفهان)

خالدآباد شهری است درشمال استان اصفهان در مرکز ایران. این شهر در بخش امامزداده از توابع شهرستان نطنز قرار دارد.
جمعیت خالد آباد در سال 1385، برابر با 3308 نفر بوده است

خمینی شهر(اصفهان)

خمینی‌شهر یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر قرار دارد. جمعیت آن طبق سرشماری سال 1385 مرکز آمار ایران برابر با 287265 نفر بوده‌است.

بخش‌ها و محله‌ها
علی رغم اینکه این شهر در تقسیم بندی به سه محله بزرگ ورنوسفادران و خوزان و فروشان تقسیم می‌شود باید گفت چند محله بزگ دیگر هم با قدمت چند هزار ساله در این شهر وجود دارد اما به علت وجه تسمیه نام قدیم این شهر که سده‌ است گمان برده شده باید از سه ده تشکیل شده باشد و محلات دیگر را نام نمی‌برند.

از جمله محله‌های قدیم این شهر :دستگرد، اسفریز، اندآن، هرستان، آدریانف درچه پیاز، ولاشان، زازران، تیرانچی، کوشک، قلعه امیریه، قرطمان، اصغرآباد، جوی آباد، وازیچه می‌باشد و از بخش‌های جدید آن منظریه و هفتصد دستگاه را می‌توان نام برد.

صنایع و مشاغل
از صنایع این شهر می‌توان سنگبری و ریسندگی و دباغی و کشاورزی را نام برد. خمینی شهر از بزرگترین شهرهای استان اصفهان بوده و از نظر موقعیت علمی دانشگاهی و صنعتی قابل توجه می‌باشد. دانشگاه صنعتی اصفهان از دانشگاه‌های معتبر کشور در این شهر قرار گرفته‌است

بناهای تاریخی
از بناهای تاریخی خمینی شهر می‌توان از مزار ورنوسفادران، مسجد جامع خوزان، خانه سرتیب، خانه مجیری‌ها نام برد.

مشاهیر
از مشاهیر و بزرگان خمینی شهر می‌توان از افراد زیر نام برد:
ریحان میردامادی پدر سرم شناسی ایران
محسن امیریوسفی کارگردان تئاتر و سینما
آیت اله اشرفی اصفهانی پنجمین شهید محراب
سروش اصفهانی
شهید موذنی
سعید بیابانکی شاعر و نویسنده
اصغر حاج حیدری شاعر محلی
اصغر فرهادی نویسنده و کارگردان سینما
فیض السلام اولین مترجم نهج البلاغه
محمد قورچانی از اولین پیشکامان تکواندو در ایران

خوانسار(اصفهان)

  • جمعیت :
    21313
  • کد تلفن :
    371
  • سایت شهرداری :
    www.khansar.ir

خوانسار شهری است واقع در شمال‏غرب استان اصفهان, ایران. این شهر مرکز شهرستان خوانسار است.

خوانسار شهری است خوش آب و هوا در عرض جغرافیایی 33 درجه و 13 دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 50 درجه و 19 دقیقه شرقی با ارتفاع 2250 متر بالاتر از سطح دریا و پوشش گیاهی متنوع که لاله‌های واژگون آن معروف هستند.

خوانسار در ناحیه‌ای نه چندان دور از کویر مرکزی ایران در فاصله حدود 150 کیلومتری شمال‏غرب شهر اصفهان واقع شده‌است.

متوسط بیشترین دمای هوای خوانسار درگرمترین ماه تابستان به 31 درجه سانتی گراد می‌رسد و متوسط دمای شبانه روز در همین ماه بیست و چهار درجه سانتی گراد است.در زمستان سرمای آن دلنشین همراه با ریزش انبوه برف است.

گلستانکوه از مناطق دیدنی شهرستان خوانسار است که در اردیبهشت ماه با لاله‌های بسیار جلوه زیبایی می‌گیرد. گلستانکوه در مسیر خوانسار به اصفهان در 15 کیلومتری شهر خوانسار واقع شده‌است.

از دیگر جاذبه‌های شهر خوانسار پارک سرچشمه‌است که با چشمه‌های زیبا که از دل کوه بیرون می‌ایند همه ساله تعداد زیادی گردشگر را به خود جذب می‌کند. یکی از شهرهای مذهبی ایران با قدمت دیرینه می‌باشد. از اماکن مذهبی این شهر می‌توان به شازده احمد، امامزاده سید صالح، بابا ترک و بابا پیر اشاره کرد. این شهر دارای محلات زیادی می‌باشد که از جمله موریزان، شیرک، ارسور.وادشت، پایتخت -بیدهند- سونقان- چهار باغ و... می‌باشد.

خوانسار زادگاه مشاهیر هنری، ادبی و مذهبی بسیاری بوده که از آنها می‌توان به استادان آواز ایران محمودی خوانساری و ادیب خوانساری اشاره کرد، اشرف الکتاب خوانساری از خوشنویسان بنام متولد این شهرستان بوده است. در طول تاریخ علما و فقهای بزرگی از این دیار بر خواسته و پرچم دار جهان تشیع بوده اند که می‌توان به حضرات آیات عظام :آیت الله سید احمد خوانساری ، آیت الله سید محمد تقی غضنفری خوانساری،آیت الله سید محمد تقی اسدی خوانساری،آیت الله علوی، آیت الله نجفی خوانساری،آیت الله صفایی خوانساری و آیت الله ابن الرضا اشاره کرد و همچنین در حال حاضر یکی از استوانه‌های مرجعیت شیعه که از دیار خوانسار پا به عرصه گیتی نهادند مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد هادی غضنفری خوانساری مدظله العالی (صاحب کتاب کبیر مصادر الاجتهاد و مبانی الاسنباط عند الامامیه)می باشند. عزاداری ایام محرم از ویژگی های منحصر به فرد شهرستان خوانسار است.در این ایام صد ها هزار نفر از تهران و سایر شهرها به خوانسار سفر می‌کنند تا در این مراسم که از 6 محرم آغاز شده و تا 12 محرم ادامه دارد شرکت کنند.صدها اسب و صدها شتر جهت برگزاری مراسم نمادین ویژه خوانسار که توسط دهها هیئت عزاداری برگزار می‌شود به شهر منتقل می‌گردند.جمعیت خوانسار حدود 50 هزار نفر است که در ایام عزاداری محرم احتمالا 500 الی 600 هزار نفر مسافر نیز به آن افزوده می‌شود.

نام
نام خوانسار به صورت خونسار بوده که به معنی چشمه‌سار است.خان، خانی و خُن در فارسی به معنی چشمه است که واژه کردی کانی (چشمه) نیز با آن هم‌ریشه‌است. حاج رجبعلی نصیری خوانساری قدیمی ترین داروساز و صاحب اوّلین داروخانه در خوانسار است که در سال 1285 هجری شمسی متولد و در سال 1376 دار فانی را وداع گفته است.

خور(اصفهان)

  • جمعیت :
    6369
  • کد تلفن :
    324
  • سایت شهرداری :
    www.khourcity.ir

خور مرکز شهرستان خور و بیابانک از توابع استان اصفهان که دارای فرهنگ غنی و پر باری است. تاریخ شکل گیری آن بدرستی معلوم نیست ولی آنه از شواهد و قراین و دست نبشته‌های قدیمی استنباط می‌شود حد اقل تا قرن پنجم و ششم هجری می‌توان آثاری هر چند نا محسوس را مشاهده کرد. خور شرقی‌ترین نقطه استان اصفهان است و ارتفاع آن از سطح دریا 845 متر است و با استان‌های خراسان و یزد و سمنان همسایه است.

خور در گویش زرتشتی همان فرشته نگهبان آفتاب است و البته به معنای خورشید و آفتاب هم بکار می‌رود.

ناصر خسرو در سال 444 هجری در سفر نامه خود از بیاذه و گرمه (جرمق) نام برده است .وی مجموع آبادی‌های منطقه را 12 مورد تخمین زده و از بیاذه (بیاضه) به عنوان مرکز و یکی از پایگاه‌های اسماعیلیه نام برده است و از قلعه‌ای در بیاضه نام برده که هنوز آثارش موجود است.
قنات‌های خور
کلاغو یا کلاگو : قنات کلاغو که یکی از طولانی‌ترین قنات‌های ایران است در مسیری 7200 متری از مادر چاه تا خور کشیده شده و قدمتی 900 ساله دارد به عقیده اهالی حفر کننده این قنات «میرکلان» نامی بوده‌است.
دهزیر : قنات دهزیر که از پرآبترین قنات‌های کویری است حدود 4000 متر از خور فاصله داشته و قدمت آنه به بیش از 1000 سال می‌رسد و دارای 65 حلقه چاه می‌باشد و از زیر شهر می‌گذرد و اهالی با حفر پایاب به آب آن دسترسی دارند.درچند سال اخیر اکثر پایاب ها که نمادی از شهر خور بود توسط شورای شهر مسدود گردیده است و درحال حاضر پایاب لرد که یکی از پایاب های باقیمانده می‌باشد و درفلکه مرکزی شهر قراردارد مورد بهره برداری قرار می گیرید .
شورو یا غفورآباد : قدیمی‌ترین قناتی است که در خور حفر گردیده و بعدها توسط شخصی بنام غفور مرمت گردیده‌است. و به نظر می‌رسد در حال حاضر اثری از آنها باقی نمانده است .

پوشش‌های گیاهی مهم
بادام تلخ : در کویش خوری «سِریت» تلفظ می‌شود. مغز بادام تلخ را برای از بین بردن سم آن چندین بار در آب می‌جوشانند. موژو نام دیگری است که به این درخت می‌دهند. از چوب آن برای تهیه بیل، کلنگ، عصا و زغال استفاده می‌شود و از شاخه‌های آن سبد بافته می‌شود. از ریشه‌ آن که به روس معروف است برای دباغی پست مشک استفاده می‌کنند.
تاغ: تاغ زرد: درختی با تنه قطور و انشعاباتی با رنک سبز روشن.
تاغ سیاه: شبیه تاغ زرد با ساقه‌ای محکم‌تر.

گز: سرخه گز: با رنگ سبز متمایل به قرمز با برگ‌های باریک و رشته مانند.
شوره گز: با رنک سبز متمایل به سفید و برای استفاده احشام آنرا در آب می‌شویند تا شوری آن از بین برود.
کوره گز: بزرکتر از 2 گز دیگر است و برای دام مناسب نیست و برای جلوگیری از نفوذ شن در مزارع بکار می‌رود.

اشنان( اشنون - اشنیان): این گیاه از خانواده اسفناجیان است و بوته‌ای می‌باشد و ارتفاع آن تا 150 سانتی متر هم می‌رسد. برگ رسیده‌ آنرا آسیاب کرده و به عنوان پودر رختشویی بکار می‌ببرند.

خوراسگان(اصفهان)

  • جمعیت :
    87282
  • کد تلفن :
    311
  • سایت شهرداری :
    www.khorasgan.ir

خوراسگان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیتی بالغ بر 100,000 نفر (برآورد 1386خ.) در بخش مرکزی شهرستان اصفهان قرار دارد و چسبیده به شهر اصفهان است. مساحت این شهر 70 کیلومتر مربع می‌باشد .

خوراسگان ، سرزمین خورشید قرن ها پیش از این ، در عصر پیشدادیان ، در جلگة شمالی رود همیشه جوشان و خروشان زاینده رود ، جائی که از پس دیواره شرقی کوه هایش خطة خشک کویر مرکزی آغاز می شود ، سرزمینی بود آباد و مسکون که « گابایاگی » اش می نامیدند و در بعضی از متون کهن از آن با عنوان « رشورجی » نام برده اند .

بطلمیوس ، جغرافیدان یونانی از آن به « اصبدانه » یاد کرده است و بعدها و به عصر هخامنشیان « اسپادانا » نامیده شد و آن جائی بود که سپاه ملوک ایران باستان ، در آن جمع می شدند و از آنجا به اطراف و اکناف ایران زمین گسیل داده می شدند . گویند اسپادانا از کلمه « اسپاه » است و آن به معنی « سپاه » آمده و « ان » آن برای نسبت بوده است .

این کلمه بعدها در تداول کلام عامه ، تبدیل شد به کلمة « اسپاهان » و در نهایت به « اصفاهان » و « سپاهان » و « اصفهان »‌ تغییر یافت .

و اصبدانه خود مرکب بود از دو شهر بزرگ و آباد و همجوار و هر دو بر ساحل شمالی زاینده رود . یکی « شهرستان » و دیگری « جی » ؛ و هم از آن عهد کهن در حاشیة شرقی جی ، قصبه ای بود آباد و معمور که چون هر بامداد از پشت کوه های شرقی اش ، خورشید سربر می کشید و به بلندای آسمان نیلگون دامن می کشید ،‌ « خور – اسکان » اش می نامیدند . که بعدها ساده تر شده « خوراسگان » گفته شد و چون بر سر راه اصفهان به خاوران و یزد و کرمان واقع شده بود ، « دروازه شرقی » و همچنین « دروازة خور » اش نامیدند و آن دهی بود آباد و پرجمعیت ، با خاکی حاصلخیز و مردمانی زراعت پیشه و سلیم النفس . بعدها و به عصر حضور اسلام در ایران ، همه مسلمان و شیعه مذهب ؛ و گویند مردمی بوده اند مهربان و مهمان نواز ، همچنان که امروزه نیز بر همین خصلت استوارند . و معمرین و کهنسالانش افسانه ای به یاد دارند حاکی از اینکه به عصر صفوی ، وجود همین روحیه و منش ، این خطه را از حملة افاغنه در امان داشته است.

واژه خوراسگان از سه جزء خور + آسه ( آس ) + گان تشکیل شده است . خور مخفف خورشید است و کلمه آس و یا آسه با کسرة نیمه ملفوظ همان است که درواژه خراسان داریم و اگر امروز خراسان را «خوراسان» نمی نویسیم از باب مسامحه است و الا خراسان هم از دو جـزء « خور+ آسان» تشکیل شده است ، جزء اول به معنی خورشید است و جزء دوم « اسان » همان صفت فاعلی از مصدر آمدن است . بمعنی « آیان » است .بنابراین خوراسگان همان خوراسان (‌خراسان ) است که در مشرق اصفهان قراردارد و از آنجا خورشید برمی آید سوی اصفهان .

آثار تاریخی این شهر عبارتند از:برج های کبوتر پارون ، کنگاز و گورت ، منار راران ، مسجد جامع هفت شویه ، قنات پارون و کنگاز و امارت خان. همچنین این شهر دارای چند امام زاده نیز می‌باشد که در این میان بارگاه حضرت ابوالعباس ، از نوادگان قمر بنی هاشم ابوالفضل ـ العباس ( ع ) به تنهائی جلوه گاه هنر معماری و آئینه کاری و نقاشی قرون و اعصار است که به همت هنرمندان معاصر خوراسگانی بازسازی شده است .

و در کنار آن بارگاه امامزاده اسحق و امامزاده شاه میرقوام الدین و امامزاده سیدمحمدباقر ، در خیادان و امامزاده مختار در چنگان ، هر دو در حومة خوراسگان که اینک جزئی از شهر شده ، بر قداست این شهر می افزاید .

دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در این شهر واقع شده است.
شهری با این قدمت و این موقعیت ، بدیهی است که نمی توانسته خالی از چهره های شاخص فرهنگی و علمی و هنری باشد و به رغم کوچکی و در حاشیه بودنش ، از دیرباز مهد پرورش چهره های علمی بوده و رجال بزرگی را به فرهنگ ایران هدیه کرده است که از جمله می توان از : احمدبن شهدل خوراسگانی ، شرف الدین محمد سفروه ، ابوالفتح محمد بن حسینی ، محمدباقر سمسوری ، میرزامحمدنصیر خوراسگانی ،‌ وثوق العلماء ، معین خیادانی ، محمد شفیع خوراسگانی ، میرزا بابای حکیم ، میرزا محمد پزشکی ، حسن مشفقی و شیخ غلامرضا و مهندس احمد صالحیان خوراسگانی و منصور اعتباریان ملغب به آیسور نام برد

خورزوق(اصفهان)

  • جمعیت :
    20311
  • کد تلفن :
    312

خورزوق (تلفظ: khorzoogh) یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر در 32 درجه و 48 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 51 درجه و 37 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ با 1572 متر ارتفاع از سطح دریا قرار دارد که از ارتفاع اصفهان 3 متر کمتر است. خوروزق یکی از شهرهای شهرستان برخوار می‌باشد که با مرکز شهرستان فاصله چندانی ندارد. این شهر در دو کیلومتری شمال اصفهان و تا تهران 410 کیلومتر فاصله دارد.

این شهر در بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه قرار دارد.و جمعیت آن 20237 نفر است.

شهر خورزوق در مجاورت شهر اصفهان و در بخش برخوار واقع شده‌است. جمعیت آن امرزوه بالغ بر بیست و نه هزار نفر است. خورزوق در زبان عامیانه خورزوک گفته می‌شود.در واقع خورزوق معرب خورزوک است. خور به معنی خورشید و روشنایی و زوک به معنی سرزمین است. (خورزوک یا سرزمین آفتاب). مردم خورزوق به زبان محلی که از زبان‌های ایرانی مرکزی است صحبت می‌کنند. این زبان در شهر گز و چند نقطه دیگر استان هم صحبت می‌شود. مسجد جامع خورزوق حدود 700 (هفتصد سال) قدمت دارد و در مرکز شهر خورزوق واقع شده است. ساختمان سلطان حضرت خورزوق که حدود200 سال قبل احداث گردیده و بر روی فراری قرار دارد که یکی از اولیا در آن دفن گردیده است. مسجد جامع آقا و مسجد سبزعلی از مساجد قدیمی شهر خورزوق می باشد.
محله‌های قدیمی این شهر عبارت‌اند از : محله درب مسجد بزرگ ، محله عربها ، محله درب حمام نو
آب و هوای این شهر به خاطر کشتزارهای پیرامون آن خنک‌تر از مناطق شهری اصفهان است. این کشتزارها به مرور به مناطق مسکونی و صنعتی تبدیل می‌شوند.
وجود اراضی کشاورزی و رشته قنوات متعدد و قرار گرفتن بین مراکز عمده جمعیتی از عمده ترین عوامل پیدایش خورزوق در گذشته ذکر شده‌است . خوروزق در گذشته قلعه بزرگی بوده که چندین نهر و باغ بویژه کوچه‌های سرپوشیده و تنک و باریک در وسط شهر وجود داشته‌است . حصار آن خورزوق را از دستبرد و تهاجم اشرار و سارقین مصون می‌داشته‌است . خانه‌های مسکونی خشت و گلی که علاوه بر سکونت انبار غله و نگهداری حیوانات نیز بوده‌است.

داران(اصفهان)

  • جمعیت :
    19583
  • کد تلفن :
    372

داران مرکز شهرستان فریدن یکی از شهرستانهای استان اصفهان است. داران در غرب استان اصفهان و در منطقه‌ای کوهستانی از رشته کوه‌های زاگرس قرار دارد. زبان مردم شهر فارسی است ولی روستاهای زیر مجموعه به لهجه‌های بختیاری ، لری،ترکی,گرجى و ارمنی نیز تکلم می‌کنند. داران یکی از مرتفع ترین و سرد ترین شهرهای ایران است. مشخصات جغرافیایی داران، مرکز شهرستان فریدن، با پهنه ای حدود 5 کیلومتر مربع، ‌در باختر استان اصفهان، د‌ر 32 درجه و 58 دقیقه و 45 ثانیه پهنای شمالی و 50 درجه و جود آورده است. پوشش گیاهی شهرستان را گون، گز، کرفس کوهی و درختان پراکنده بلوط تشکیل می دهند. این شهر در ایران باستان به نامهای پاری تاکن و پرتیکان خوانده می‌شده است و از اهمیت زیادی برخوردار بوده .

دامنه(اصفهان)

  • جمعیت :
    4513
  • کد تلفن :
    372

دامنه یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 10000 نفر (برآورد 1385خ.) در بخش مرکزی شهرستان فریدن قرار دارد.

درچه پیاز(اصفهان)

دُرچه‌پیاز یا درچه یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 33,356 نفر (برآورد 1383خ.) در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر قرار دارد.
دُرچه در 12 کیلومتری جنوب غربی اصفهان واقع شده است. در حال حاضر گفتگوهایی در سطح شورای اسلامی شهرهای درچه و اصفهان جهت الحاق این شهر به اصفهان در حال انجام است.اکثرا درچه را مروارید کوچک خمینی شهر می دانند.

دستگردبرخوار(اصفهان)

دَستگِرد یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
دستگرد ،     شهرى در بخش برخوار در شهرستان برخوار استان اصفهان.این شهر در مشرق شهرستان، در ارتفاع حدود 571،1 مترى و در حدود سیزده کیلومترى شمال شهر اصفهان، در کنار راه اصلى اصفهان  ـ دولت‌آباد (مرکز بخش برخوار)، و در دشت بلندى قرار دارد. آب و هواى آن معتدل خشک است. بیشترین دماى آن ْ42 در مرداد، کمترین آن ْ2ر12- در بهمن، و میانگین بارش سالیانۀ آن 6ر121 میلیمتر است ..پیش از 1329ش، آبادى دستگرد، مرکز دهستان برخوار بود و برخوار بخش حومۀ شهرستان اصفهان و تابع استان دهم (اصفهان) بود. در این سال، آبادى دستگرد شهر شد و با تشکیل شهرستان برخوار و میمه در تیر 1368 و بخش برخوار در فروردین 1379، تابع شهرستان و بخش مذکور گردید . در سرشمارى 1375ش، جمعیت شهر 021،14 تن ضبط شده است (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، ص هفتاد و چهار). اهالى آن شیعۀ دوازده امامی‌اند و به فارسى سخن می‌گویند (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 71، ص 117).دستگرد از طریق دو راهىِ حبیب‌آباد، به اردستان و نائین مرتبط می‌شود. بزرگراه اصفهان به شاهین‌شهر و تهران از کنار آن می‌گذرد (مهریار، ج 1، ص 387). فرش‌بافى با طرحهاى اصفهانى و نائینى در آن رواج دارد (فرهنگ جغرافیائى آبادیها، ج 71، ص 118).شهر داراى زیارتگاهى به نام امامزاده ادهم است (همانجا).  نام آن به صورتهاى دَسْتْجِرْد و دستگردبرخوار هم ضبط شده است (رجوع کنید به جابرى انصارى، ص 438؛ مهریار، ج 1، ص 386). آبادیها و شهرهاى بسیارى در استان اصفهان و نیز در استانهاى دیگر، از جمله خراسان، به این نام خوانده شده‌اند. جزء گرد/ کرد/ جرد در این اسامى، از «کرت» فارسى باستان، به معناى ساخته و پرداخته، گرفته شده است و دستگرد یعنى شهر ساخته دست. از جمله شهرهاى قدیمى با این نام، دستکره‌الملک* است (رجوع کنید به مهریار، ص 385ـ386؛ نیز براى اطلاع بیشتر از معانى این واژه رجوع کنید به جعفرى زند، ص 93ـ96).دستگرد در ناحیه قدیمى برخوار* قرار داشته است و در دورۀ ناصرى از روستاهاى بزرگ و معروف بلوک برخوار محسوب می‌شد (رجوع کنید به افضل‌الملک، ص 78؛ اصفهانى، ص 300). جابرى انصارى (متوفى 1335ش) آن را قریه‌اى با چهار هزار سکنه ذکر کرده است (رجوع کنید به ص 438). در حدود 1330ش (رجوع کنید به رزم‌آرا، همانجا)، دستگرد 119،5 تن جمعیت داشت، از تولیداتش غلات و پنبه و پشم و روناس بود و بافت قالى و کیش (نوعى پارچه کتانى) در آن رواج داشت.  علاوه بر دستگردِ یاد شده چندین آبادى به نام دستگرد وجود دارد، از جمله دستگردِ قَدّادِه/ دستجرد غداده، مرکز دهستان ماربین سفلا در شهرستان خمینی‌شهر؛ دستگردِ مار، در دهستان بَرَان شمالى در شهرستان اصفهان؛ دستگرد مهرآوران، از آبادیهاى دهستان گَرکَن در شهرستان لِنجان؛ آبادى قدیمى دستگرد یا دستجرد خیار، که به علت داشتن مزارع خیار و زود به عمل آمدن این محصول آن را به این نام می‌خواندند، و امروزه از محلات شهر اصفهان به شمار می‌رود (رجوع کنید به جعفری‌زند، ص 96؛ مهریار، ص 387). به گفتۀ اصفهانى، دستگرد از روستاهاى معروف بلوک جِى بود که خیار خوب اصفهان از مزارع آن تهیه می‌شد و باغهاى زردآلو و آلوچه و شلیل و هلو، و انواع انگور آن مشهور بود.
جمعیت
براساس سرشماری سال 1385جمعیت این شهر 15,524نفر (4,028خانوار) بوده است.

دولت آباد(اصفهان)

دولت‌آباد شهری است در بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه استان اصفهان ایران.
نگاهی به لغت نامه ارزشمند دهخدا به ما نشان میدهد که در این سرزمین آباد و اجدادیمان 62 محل از محلات کنار شهرهای مختلف ایران نام دولت آباد برخوار دارند که تنها از میان این تعداد فقط شهر دولت آباد برخوار اصفهان عنوان شهر یافته است و دیگر نامها همچنان به صورت دهی بخشی از شهرهای مختلف ایران  را تشکیل داده است . شهر دولت آباد با وسعت  985 هکتار واقع در شمال شهر اصفهان و دارای آب و هوای گرم و خشک  می باشد.   فاصله این شهر از مرکز استان 10کیلومترو در  51 درجه و 40 دقیقه طول شرقی و 32 درجه و 49 دقیقه عرض شمالی و ارتفاع  1560متری قرار گرفته است .  جمعیت این شهر  35000 نفر و ساکنین شهر به زبان فارسی سخن میگویند.دین ساکنان این منطقه اسلام و مذهب شیعه و اعتقادات مذهبی محکمی دارند.  موقعیت طبیعی این شهر با داشتن 33 رشته قنات در گذشته و بالغ  بر 27 رشته قنات کشاورزی از نظر منظر طبیعی در جایگاه قابل توجهی قرار دارد

دهاقان(اصفهان)

  • جمعیت :
    16934
  • کد تلفن :
    322
  • سایت شهرداری :
    www.dehaghan.ir

دِهاقان یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 17,170 نفر (برآورد 1383خ.) مرکز شهرستان دهاقان است.
شهر دهاقان، در طول جغرافیایی 51 درجه و 39 دقیقه و عرض جغرافیایی 31 درجه و 56 دقیقه و به فاصله 110 کیلومتری از مرکز استان قرار داردو ارتفاع آن از سطح دریا 2050 متر می‌باشد. شهر دهاقان ازنظر موقعیت جغرافیایی بین چند کوه قرار داردکوه قلاری در جنوب، کوه برآفتاب درغرب وکوه دزجا درمرکز وشمال شهر دارای جلگه‌ای کم وسعت با شیب ملایمی ازظرف جنوب به سمت شمال وازغرب به شرق است. شهرستان دهاقان شامل شهر دهاقان و روستاهای تابعه، جزء شهرستان دهاقان و استان اصفهان است. این شهرستان از شرق به شهرضا، از غرب به شهرستان بروجن، از شمال به شهرستان مبارکه و از جنوب به شهرستان سمیرم محدود می‌شود. شهرستان دهاقان در 20 کیلو متری غرب شهرضا و در 35 کیلومتری شرق بروجن قرار دارد.

دهق(اصفهان)

  • جمعیت :
    7845
  • کد تلفن :
    322
  • سایت شهرداری :
    www.dehagh.ir

دِهَق یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.
این شهر با جمعیت 8066 نفر (برآورد 1383خ.) در مهردشت شهرستان نجف‌آباد قرار دارد.
این شهر دارای یک شهر صنعتی است که در 80 کیلومتری شهر اصفهان واقع شده‌است.
 

آنچه مسلم است از دیر باز زندگی و حرکت در دهق وجود داشته است . غار بافته های متعددی از کوههای اطراف آن به دست آمده است که چون توسط باستان شناسان تاریخ آن مشخص و ثبت نگردیده ، ما هم نمی توانیم به آنها استناد کنیم . اما آثار و علائمی مانند رودخانه ای که هم اکنون از جنوب آن می گذرد ، همچنین باقیمانده از دروازه های متعددی که در دهق و وجود قلعه ، بر روی سنگ نوشته های قبور و آدب و سنن قومی آن مواردی است که ما متقاعد به قمت این شهر می نماید. بر روی سنگ قبرهای گورستان عمومی شهر تاریخی از 12 و یا 143 هجری قمری حک گردیده است ولی بر روی بعضی از اسناد و یا سنگ نوشته های مشابه تاریخ بعد از الف را مشاهده نموده ایم که معنای بعد از هزار است . برای مثال بر روی سنگ قبری تاریخ 299 بعد از الف (ه.ق) را نوشته بودند .
در سمت شمال دهق کوهی است که به نام کوه کافرها لقب گرفته است و مردم آن معتقدند زمانی که اسلام به ایران آمده عده ای از مردم دهق دین اسلام را نپذیرفته اند و پس از سالها زندگانی در کوهستاندها به تدریج از میان رفته یا پایین کوه سرازیر شده  و به اسلام گرویده اند.

تاریخچه تاسیس شهر و توسعه آن

همانگونه که در تاریخ شهری ذکر گردیده ، دهق دارای سابقه تاریخی زیادی است ( بیش از 2000 سال ) ولی بعلت در دست نبودن مدارک کتبی نمی توان در مورد فهرست آن صراحت اظهار نظر نموده و یا یک دید وسیع به اطراف دهق و شاهد قلعه های مخروب و خانه های قدیمی و گورستان عمومی آن همچنین مظهر قنوات و رشته قناتهایی که سالیان سال از ویرانی آنها می گذرد می توان به قدیمی بودن آن پی برد، همانگونه که در جغرافیایی طبیعی اشاره گردید اطراف دهق را رشته کوههایی فرا گرفته است.

در جنوب آن کوه مکه یا کوه امامزاده لافرح قرار دارد که مقبره امامزاده نقی بن موسی بن جعفر قرار گرفته است . در پایین کوه رودخانه ای که هم اکنون مصلی است و به احتمال قریب به یقین این رودخانه دائمی بوده در سمت شمال رودخانه چاهی که امروز در جنوبی ترین منطقه دهق است محلی به نام محله پشته قرار داشته که هم اکنون تعداد از مساکن آن مرمت گشته و دارای سکنه است . این محله را می توان قدیمی ترین محله دهق دانست که بعد از محله پشته در سمت شمال آن محله میانده و در شمال و شمال غربی محله بالاده تشکیل شده است . محله بالاده با مانع فیزیکی مسیل طبیعی که هم اکنون در قلب دهق قرار دارد ، محدود گشته و در سمت شمال مسیل یعنی خارج از دهق آن را تا گورستان عمومی شهر واقع شده است.
از آن پس همانگونه که می دانیم تا در سال 1343 هیچ گونه توسعه ای در اطراف شهر صورت نگرفته و در حقیقت حالا محلات پشته ، میانده و بالاده را در آن زمانی می توان بعنوان هسته مرکزی شهر تلقی نمود . با توجه به افزایش جمعیت در دهق به تدریج زمینهای کشاورزی و باغات سمت شمال مسیل به مسکونی تبدیل شده است و همچنین در سمت جنوب غربی دهق اتفاق مشابهی روی داده و در نهایت بعد از 1359 تفکیکهایی توسط سازمان اراضی شهری در شمال دهق و در دامنه کوه صورت گرفته  و محلات جدید و سازی به این شهر اضافه گردیده است . هم اکنون با موانع فیزیکی و همچنین وجود باغات ، اراضی کشاورزی که پیرامون بافت مسکونی دهق وجود دارد که این شهر با کمبود زمین روبرو است

دیزیچه(اصفهان)

دیزیچه شهری است در بخش مرکزی شهرستان مبارکه استان اصفهان ایران. دیزیچه در 5 کیلومتری شمال شهر مبارکه (مرکز شهرستان)، 35 کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان (مرکز استان) و 10 کیلومتری شرق زرین‌شهر و (مرکز شهرستان لنجان) و در حاشیه رودخانه زاینده‌رود واقع شده‌است.

این شهر در تاریخ 4 آذر 1372 و از ادغام روستاهای دیزیچه، وینچه، قلعه میرزا زمان، نکوآباد و حسن‌آباد تأسیس شد.
دیزیچه با کارخانجات و صنایع سبک و سنگین استان از جمله ذوب آهن اصفهان و مجتمع فولاد مبارکه مجاور است و کارخانه سیمان سپاهان به نوعی در دل شهر جای گرفته‌است.

گذر دو خط راه آهن از حاشیه و مرکز شهر همچون کمربند قسمتی از شهر را در خود جای داده‌است.

اقتصاد مردم شهر در درجه اول به کشاورزی و فعالیت‌های جنبی و سپس اشتغال در بخش صنعت (به ویژه حمل و نقل سیمان) وابسته‌است.

دیدنی‌ها
قلعه بزی (قلعه خان لنجان)، متعلق به دوره ساسانی

آرامگاه چهل‌دختران
قلعه اکبرآباد
قلعه حسن‌آباد
امام‌زاده سلیمان
امام‌زاده محمد
آمام‌زاده سید تقی (پیر حاجات)
شاهزاده محمد
مساجد و کتابخانه عمومی این شهر نیز فعالیت زیادی دارند.

رزوه(اصفهان)

رزوه شهری است در استان اصفهان. این شهر در بخش مرکزی شهرستان چادگان قرار دارد و جمعیت آن در سال 1385 برابر 4927 نفر گزارش شده‌است.

رضوانشهر(اصفهان)

  • جمعیت :
    3812
  • کد تلفن :
    332

زاینده رود(اصفهان)

  • جمعیت :
    9891
  • کد تلفن :
    334

زاینده‌رود شهری است در بخش مرکزی شهرستان لنجان استان اصفهان ایران.
شهر زاینده رود مشتمل بر 5 محله بنامهای بیستجان-باباشیخعلی-بهجت اباد-کله مسیح و کله مسلمان می‌باشد. که البته این پنج محله پنج روستای جدا از هم بوده که در سال 1380 بهم پیوسته و یک شهر راتشکیل داده‌اند. جمعیت این شهر بالغ بر15000نفر می‌باشد. کل ساکنین این شهر بومی بودهودر اصطلاح(لنجانی)محسوب می‌شوند. عمده ساکنین در شرکتهای ذوب اهن اصفهان-صنایع دفاع اصفهان و فولاد مبارکه اصفهان و یا شرکتهای دیگر مشغول بکارند و قسمت دیگری از انها به کشاورزی مشغولند. محصول عمده کشاورزی این شهر برنج است. شالیزارهای سرسبز این شهر دیدنی و جالب توجه می‌باشد. امامزاده سید احمد و مقبره عارف برجسته قرن پنجم شیخ علی رودباری از اماکن دیدنی این شهر می‌باشد. شیر سنگی محله کله مسلمان که از اثار با ارزش دیرین می‌باشد و در ضلع جنوبی قبرستان محله بهجت آباد وکله مسلمان واقع بود در تیر ماه 1386 بسرقت برده شد. (تپه و چنار)محلی زیبا در میان شالیزارهای بیستجان است که مردم در روز سیزدهم فروردین هر سال در انجا تجمع می‌کنند.تفریح گاه محله بهجت آباد از باصفاترین وزیباترین نقاط شهرستان لنجان است که در مسیر وحاشیه زاینده رود قرار گرفته ومحل مناسبی است برای استراحت وتفرج خانواده‌ها می‌باشد ساختمان شهرداری زاینده رود در این محله قرار دارد برنج بهجت آباد خوش طمع وخوش بو ترین برنج لنجان است که برای میهمانان خارجی از این محصول غذایی استفاده می‌شود.

 

 

زرین شهر(اصفهان)

 

 

زَرّین‌شَهر (ریز سابق) یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر مرکز شهرستان لنجان استان اصفهان است. جمعیت زرین‌شهر بر اساس سرشماری سال 1385 خورشیدی برابر با 56,375 نفر بوده‌است.

زرین‌شهر، در 41 کیلومتری اصفهان واقع شده‌است و از آب و هوایی خشک با فصول نامنظم برخوردار است. میزان بارندگی در این شهر بطور متوسط سالیانه 115 میلی‌متر و متوسط درجه حرارت سالیانه 14+ درجه سانتیگراد می‌باشد.

اماکن تاریخی این شهر عبارتند از: مسجد جامع و مسجد صباحی که مسجد صباحی مربوط به سده پنجم هجری و حضور اسماعیلیان در این منطقه می‌باشد.

رودخانه زاینده‌رود از کنار آن عبور می‌کند. آب وهوای آن خنک بوده ولی به دلیل مجاورتش با کارخانه‌هایی چون ذوب آهن و صنایع دفاع آب و هوایش آلوده شده‌است.

آبشار شاه‌لولاک در نزدیکی این شهرستان واقع است. مسجد صباحی از جاذبه‌های گردشگری آن می‌باشد.

شهر زرین‌شهر به دلیل مجاورتش با کارخانه ذوب آهن اصفهان مورد موج مهاجرت اقوام مختلف از سراسر ایران قرار گرفته که بیشتر آنها را قوم بختیاری تشکیل می‌دهند. سنتی ماندن برخی از محل‌ها از جمله قهوه‌خانه‌های مجاور رودخانه جلوه خاصی را به این شهر داده‌است.
پارک زرین‌شهر در حاشیه زاینده‌رود از مکان‌های دیدنی آن است.

کشاورزی
از جمله محصولات مهم این منطقه برنج لنجان است که در زرین شهر و شهرهای اطراف کشت می‌شود.در بیشتر مناطق کشاورزی و شالیکاری (به زبان محلی: تولِکی) هنوز به صورت سنتی و با دست انجام میپذیرد.از جمله مناطق مهم کشت برنج در زرین شهر می‌توان به قروق، طوله شوغالی و باغ آقا اشاره کرد.

تاریخچه
مرکز شهرستان لنجان به سبب مجاورت با زاینده رود در سال 1336 طبق مصوبه شورای شهر ریز، با الهام از نام کهن زرین‌رود به زرین‌شهر تغییر نام یافت.
به گفته باستان‌شناسان، اشیاء کشف شده در تله‌های باغ محمود، باغ دراز و تله کافر که در جنوب این شهر و در مجاورت مادی کهن ریز قرار دارد، برآمده از دل معدودی از تپه‌های باستانی مسیر زاینده رود می‌باشد که از لحاظ تاریخی همدوره با تمدن سیلک کاشان است.
از دیگر آثار تاریخی فرهنگی این منطقه می‌توان به مسجد صباحی (مسمی به رییس فرقه اسماعیلیه) حمام صحرایی با کتیبه 800 ساله، قلعه اعراب، پل شاه نشین و تالار کهن ریز، آسیاب‌ها، کبوتر خانه‌ها و عصار خانه، حمام‌های خزانه‌ای، قلعه‌های دفاعی و مساجد گوناگون اشاره کرد که به جز مسجد رحیم خان (جامع) قلعه حسین آباد و باغ برجی شرق ریز مربوط به دوره قاجار و حوزه علمیه قدیمی ریز کلیه آثار ذکر شده در هجوم صنعت و توسعه بی حساب همچون دیگر نمادهای تاریخی فرهنگی شهر از صفحه روزگار محو گردیده‌اند.

بزرگان
فیلسوف اسماعیل ابن محمد ریزی (از دانشمندان قرن هفتم هجری قمری)صاحب کتب رساله نصرتیه و حیات النفوس، علامه ملا عبدالوهاب ریزی صاحب چند جلد تعلیقات مفصل بر کتاب القسطاس المستقیم و رسالاتی در احکام متوفی 1281(ه-ق)، علامه شیخ مرتضی ریزی(پیشوای دینی اهالی اصفهان و اطراف و رهبر مبارزات آنان در مقابل تعدیات ظل السلطان و ارسال کننده حکم درخواست انفصال ایشان از حکومت اصفهان و پشتیبان مردم تاخلع نهایی او از حکومت اصفهان) مدفون در تکیه ریزی تخت فولاد اصفهان متوفی1329(ه-ق)، شیخ ابوالمعالی ریزی اولین استاد حضرت آیت الاه بروجردی مرجع اعلای تشیع، مجتهد و فقیه اصولی آقاشیخ ابوالفضل ریزی (مدفون در تکیه ریزی تخت فولاد متوفی 1339 ه-ق)، شیخ ضیاء الدین ریزی از علمای برجسته حوزه نجف اشرف، ملا حسن ریزی شاگرد خاص حوزه درس حاجی آباده‌ای و مدفون در تکیه آباده‌ای تخت فولاد اصفهان متوفی(1299 ه-ق)، آقا سید اسماعیل ریزی از علمای برجسته سامرا ونجف اشرف و شاگرد میرزای بزرگ شیرازی در سامرا (از رهبران مشروطیت و نماینده اولین دوره مجلس شورای ملی)و فقیه وارسته مریم ریزی صاحب کتاب وزین و مرجع مطالب السوال، شیخ جعفر ریزی پدر فقیه وارسته مریم ریزی، سید آقاجان نوربخش جد اعلای دکتر محسن نور بخش وزیر اقتصاد و دارایی و رییس بانک مرکزی، ملا لطف اله شمس الواعظین ریزی صاحب کتب جواهر الکلام و شمس طالعه، ملا ابوالقاسم ریزی، ابوالحسن ریزی و حضرت آیت الله شیخ محمود شریعت ریزی در سده‌های گذشته و همچنین هنرمندان، صنعتگران و شخصیت‌های اجتماعی برجسته همچون سردار جعفرقلی خان ریزی (رهبر اهالی ریز درمبارزه علیه تعدی‌های شاهزادگان قاجار)، میرزا عبدالجواد خطیب از خطاطان برجسته اصفهان و صاحب دیوان اشعار با قریب بر سه هزار بیت شعر و استاد نامدار حاج علی پرورش سازنده اولین پل معلق کشور بر روی زاینده رود با ابزار ساده آهنگری قدیم و میرزا احمد نقاش استاد حاج میرزا آقا امامی معروف از نقاشان برجسته کشور در دوره قاجار اشاره کرد که همه و همه به عنوان زیر ساختار جامعه علمی فرهنگی شهر در عصر نوین منجر به ظهور چهره‌های شاخصی همچون پروفسور عبدالرحیم رجایی ریزی، حمید رجایی ریزی،دکتر هوشنگ رجایی ریزی، پروفسور مهدی پرورش ریزی و دکتر خدامراد مرادیان از چهره‌های ماندگار علمی و بین المللی و دهها چهره برجسته علمی فرهنگی دیگر گردیده‌است.

زواره(اصفهان)

  • جمعیت :
    7924
  • کد تلفن :
    362

زَوارِه شهری کوچک در حاشیه جنوبی دشت کویر ایران است.
این شهر در مختصات جغرافیایی 33°27? شمالی و 52°27? شرقی و در فاصله 120 کیلومتری اصفهان واقع شده‌است.
زواره از آبادیهای کهن ایران است و نام آن از نام برادر رستم گرفته شده‌است. در آن بناهای تاریخی همچون منار زواره در مسجد امام حسن مجتبی (که گفته می‌شود قبل از اسلام آتشکده بوده‌است) قلعه مغول مسجد جامع چهار ایوانی زواره (قدیمی‌ترین مسجد چهار ایوانی ایران) که در آن کتیبه‌هایی نیز وجود دارد. در زواره اغلب ساکنین سید طباطبایی هستند.
زواره ساختاری گلی و دارای معماری ایرانی اصیل بوده که امروزه در حال تخریب این آثار هستند.
زواره در شمال شرقی استان اصفهان و در مجاورت کویر مرکزی قرار دارد.
در مرکز شهر زواره دورنمای گنبد کاشیکاری شده بارگاه امامزاده یحیی (ع) فرزند امام موسی بن جعفر(ع) نظرها را به خود جلب می کند. در جوار مرقد مطهر این امامزاده جلوه های هنر معماری چون بازار ، حسینه های سرپوشیده و سرباز بزرگ ، مدرسه علمیه، آب انبار ، مسجد کرسی، حمام و با اندک قدمی فراتر از آن بازارچه، مسجد جامع، حسینیه‌های سرباز و سرپوشیده کوچک ، بنای تاریخی هشت بهشت و بقعه پیر عارف سید بهاءالدین حیدر، خانه های چهار صفه‌ای ، و مسجد نیکویه و مناره تاریخ قلعه ها، یخچال ، برج و باروهای به یادگار مانده از دوران گذشته به چشم می خورد.
مسجد زواره اولین مسجد چهار ایوانی در معماری اسلامی جهان است که در زمان سلجوقیان ساخته شده است

زیبا شهر(اصفهان)

  • جمعیت :
    9097
  • کد تلفن :
    335
  • سایت شهرداری :
    www.zibashahr.ir

زیباشهر شهری است در بخش گرکن جنوبی شهرستان مبارکه استان اصفهان ایران.
این شهر در 5 کیلومتری شهر مبارکه (مرکز شهرستان) قرار دارد و در سال 1381 از بهم پیوستن سه روستای خولنجان، آدرگان و لنج تبدیل به شهر شده‌است.
در کنار این شهر کارخانه تولید مواد نسوز (کوره‌ها) قرار دارد. عمده شغل مردم کار در کارخانجات منطقه کشاورزی بازاری و... می‌باشد. این شهر همچنین مرکز بخش گرکن جنوبی نیز می‌باشد و تا اصفهان حدود 30 کیلومتر فاصله دارد شهری سرسبز است و در کنار زاینده‌رود قرار دارد.
در سال‌های اخیر شهرداری تلاش وسیعی را برای زیباسازی و بخشیدن چهره شهری انجام داده‌است

سده لنجان(اصفهان)

سده لنجان شهری است در بخش مرکزی شهرستان لنجان استان اصفهان ایران. اکثریت ساکن آن لنجونیهای فارس هستند.

قنات فیروزشاه
روزنامه کیهان در تاریخ 27 دیماه 1338، از از یافتن جانوری در نهر خورجان در سده اصفهان خبر داد و نوشت که "نهر خورجان به قنات فیروزشاه که در پنج فرسخی آبادی از زیر کوه بیرون می‌آید منتهی می‌شود و قنات فیروز شاه که قدمت آن به‌زمان ساسانیان می‌رسد چهار متر پهنا و یک متر عمق دارد." فردای آن‌روز عکسی از جانور را که 15/1 متر طول داشته و بر اثر زدوخورد با اهالی و نیز ناراحتی‌های دیگر مرده بود، چاپ کرد. گویا جوانان روستا با کمین بر سر راه این هیولا آن را به دام انداخته بودند. این جانور یک Otter بود که در کنار رودخانه‌ها و نوعی از آن در کنار دریاها زندگی ‌می‌کند و به‌واسطه بزرگ شدن دست‌وپا و پیدایش پرده‌هایی در میان انگشتان و همچنین با استفاده از دم به‌آسانی در آب شنا می‌کند. روزنامه نامبرده از قول پیران کهنسال نوشته بود که "حدود یک‌صد سال پیش هم یکی از این جانوران از قنات فیروزشاه بیرون آمده و یک شبانه‌روز با مردم شهر جنگ کرده و سرانجام به‌دست پهلوانان شهر کشته شده است! سه ماه بعد هم جانور مشابهی را در رودخانه‌ای از حدود قم صید کرده بودند".

سفیدشهر(اصفهان)

تاریخچه سفیدشهر:
سفیدشهر نام قبلی آن روستای نصرآباد کویر است . از توابع شهرستان آران و بیدگل و در قسمت شمال شرقی شهرستان کاشان و در مجاورت منطقه ای قدیمی به نام درم قرار دارد . در سال 1381 بعد از تبدیل شهر آران و بیدگل به شهرستان ، روستای نصرآباد کویر به شهر تغییر وضعیت داد.در مورد قدمت شهر منقول است ساکنین اولیه شهر نصرانی  و مسیحی بوده اند  .و تسمیه شهر بنام نصرآباد برگرفته از کلمه نصرانی بوده است . و قبوری در گورستان شهر مشاهده شده که حاکی از حضور افرادی غیر مسلمان در شهر در گذشته ای بسیار دور بوده است . عده ای نیز عقیده دارند که موسس شهر شخصی به نام نصر بوده است که نام نصرآباد برگرفته از نام این شخص می باشد ، ولی مدرک مستندی در این زمینه هنوز دریافت نشده است .   

مهمترین و قدیمی  ترین مدرکی که در مورد نصرآباد در دست می باشد مطلبی است که در کتاب تاریخ قم از حسن بن قمی در سال 378 هجری قمری به آن اشاره شده است . در این کتاب که 1042 سال قبل نوشته شده است ، در ذیل قاسان(کاشان) نصرآباد را نیز از توابع آن ذکر نموده اند  . نکته مهم دیگر در بحث تاریخچه سفیدشهر آن است که محل اولیه شهر در مکان دیگری موسوم به <<چاله غم >>بوده است . در حال حاضر کشاورزان در این منطقه مشغول کشت و زرع می باشند  . آنگونه که از عنوان بر می آید می بایستی حادثه ناگوار  و تلخی در این منطقه اتفاق افتاده باشد که عنوان چاله غم به آن داده اند  .
وجه تسمیه شهر:
قدیمی ترین نامی که برای شهر سفیدشهر ذکر شده است نصرآباد سربشت و یا سر پشت است که این نام در زمان سلطنت جهانشهاه قره قویونلو از سلسله قره قویونلوها در سال 579 انتخاب شده است . وزیر جهانشهاه امیر عمادالدین که طبق فرمان او نیمی از قنات مزرعه نصرآباد وقف مسجد میر عماد کاشان شده است و متن آن به سنگی حک شده که در آن نصرآباد سربشت تصریح گردیده است . که این نام در کتاب کاشان در آئینه گذشته و حال ذکر شده است .

از جمله نامهای دیگر نصرآباد که در بین مردم گفته می شده است نصرآباد خربزه می باشد که شهرتی می باشد که شهر در تامین محصولات خربزه ء قم و کاشان و اطراف داشته است . شهرت دیگر این شهر نصرآباد کویر است که این نام برگرفته از مناطق کویری است که اطراف شهر را احاطه کرده است  و قبل از تبدیل شده روستا به شهر در اسناد و مکاتبات رسمی بکار می رفته است .
در حال حاضر نام کنونی در تقسیمات جدید شهری در سال 1381 مصوبه وزارت کشور جمهوری اسلامی مقرر گردید تا روستای نصرآباد به شهر تبدیل گردد براین اساس ، نصرآباد که قبلا از توابع شهر کاشان محسوب می گردید در حال حاضر جزء توابع شهرستان آران و بیدگل به شمار می آید . 
از میان اسامی مختلف پیشنهادی به وزارت کشور ، نام سفیدشهر انتخاب و جایگزین نام نصرآباد کویر شد. قابل ذکر است که این نام یادآور سابقه این منطقه در  تولید پنبه می باشد که به دلیل حجم و میزان تولید بالای پنبه ، این منطقه از دیر باز شهره بوده است . و در السنه خاص  و عام به منطقه سفید دشت معروف بوده است . 
جمعیت:
با توجه به سرشماری جمعیت تا اسفندماه سال 1378 شهر حدود 4417 نفر جمعیت داشته که بر اساس سرشماری جدید در سال 1385 این رقم به حدود 6000 نفر رسیده است . بر اساس این آمار  جمعیت شهر مشتمل بر 1004 خانوار است و میزان رشد جمعیت در سال 1378  ،  2% بوده که نسبت به سالهای قبل کاهش محسوسی داشته است .

در حال حاضر بیش از 70% سکنه شهر زیر 30 سال سن دارند  .
موقعیت اقتصادی:
از لحاظ اقتصادی مردم منطقه همچون گذشته به کشاورزی و قالی بافی اشتغال دارند  . تعدادی از جوانان در کارگاه های صنعتی مشغول بکار هستند . محصولات کشاورزی که تولید می گردد عبارت است از غلات،پنبه،گندم،جو،خربزه، هندوانه و حبوبات می باشد . در کتاب فرهنگ لغت فارسی معین به محصولات دیگر سفیدشهر از جمله تنباکو و ابریشم نیز در کنار این محصولات اشاره نموده است . با توجه به مطالب نقل شده در بالا محصولات تولیدی سفید شهر به دو گرده زراعی و دستی (فرش ) تقسیم می شود. نکته ای که در اینجا بسیار جالب و قابل تامل است این است که دهخدا تنباکو و ابریشم را از محصولات سفیدشهر می داند . البته امروزه در حالی که سایر محصولات ذکر شده کشت می شوند اما تولید تنباکو و ابریشم از چند سال گذشته متوقف شده است  .

اما از لحاظ کشت و تولید محصول چنبه این شهر دارای رتبه استانی و کشوری می باشد که بسیار حائز اهمیت می باشد  که علت نامگذاری این شهر (سفیدشهر ) بدین لحاظ می باشد .
موقعیت جغرافیایی:
سفیدشهر در 21 کیلومتری شمال غربی شهرستان آرا ن و بیدگل و در 21 کیلومتری شمال غربی شهرستان کاشان قرار گرفته است . این شهر  در مختصات 51 درجه و 21 دقیقه و 10 ثانیه طول شرقی نصف النهار گرینویچ  و 34 درجه و 17 دقیقه و 40 ثانیه عرض شمالی از خط استوا در بخش مرکزی آران و بیدگل قرار دارد . از شمال به راه آهن ، از جنوب به روستای یزدل  و جاده ترانزیت قم و آزاد راه امیر کبیر، از شرق به روستای محمد آباد و علی آباد و از غرب به جاده ترانزیت قم – کاشان و شهر مشکات منتهی می شود

سگزی(اصفهان)

  • جمعیت :
    4397
  • کد تلفن :
    312

سگزی شهری است در بخش کوهپایه شهرستان اصفهان استان اصفهان ایران.
جمعیت
براساس سرشماری سال 1385جمعیت این شهر 4,392نفر (1,216خانوار) بوده است

سمیرم(اصفهان)

  • جمعیت :
    26795
  • کد تلفن :
    322
  • سایت شهرداری :
    www.semirom.com

سمیرُم شهری است در بخش مرکزی شهرستان سمیرم استان اصفهان ایران.
 

شهرستان سمیرم با مساحت 5224کیلومترمربع در جنوب غربی استان اصفهان با مختصات جغرافیایی 51 درجه و17 دقیقه تا 3 دقیقه طول شرقی و30 درجه و42 دقیقه تا 31 درجه و51 دقیقه عرض شمالی وبا ارتفاع متوسط 2400متر ازدریا ،،بین چهار استان اصفهان ،چهار محال بختیاری ،کهگیلویه وبویر احمد وفارس واقع شده است .از شمال به شهرضا ،از شرق به آباده واقلید فارس ،از جنوب غربی وغرب با مرز طبیعی رشته کوه های دنا با استان کهگیلویه وبویر احمد ،از غرب به بروجن ولردگان (چهار محال وبختیاری)محدود می شود .فاصله مرکز شهرستان تا اصفهان 150 و تا تهران 435کیلومتر می باشد.  این شهرستان 9/4در صد مساحت و65/1در صد جمعیت استان اصفهان را شامل می شود .از نظر موقعیت قرار گیری در حاشیه جنوب شرقی رشته کوه های زاگرس قرار گرفته به طوری که رشته کوههای دنا به صورت حصاری در غرب وجنوب غربی آن کشیده شده است.  آب وهوا  توده های هوا   شهرستان سمیرم از توده های هوای زمستانی پر فشار آزور در اقیانوس اطلس شمالی که تروپیکال بوده متاثر می گردد.   بارندگی    بیشتر بارندگی منطقه طی 7ماه از سال از آبان ماه تا اردیبهشت سال بعد به سورت برف باران است ،تغیرات بارندگی در سطح منطقه به ارتفاع وفاصله از کانونهای پر بارش کوهستانی وابسته است ،چنانجه در ارتفاعات شمالی میزان بارندگی سالانه بین 350تا450 میلیمتر ،در شرق بین 310 تا410ودر مغرب بین 310تا430میلیمتر متغیر است. حداکثر بارندگی سالانه در ارتفاعات شمالی به میزان 450 میلیمتر وحداقل در نقاط پست شرقی به میزان 290میلیمتر می باشد.  باتوجه با اینکه نواحی جنوب وجنوب غربی منطقه (بخش پادنا)مرتفع ترند میزان بارندگی آن در بعضی نقاط مسکونی به 600 میلیمتر هم می رسد وهرچه از ارتفاعات اطراف شهرستان به طرف قسمت میانب حرکت کنیم به علت کاهش ارتفاع از میزان بارندگی کاسته می شود.  میانگین متوسط بارندگی شهرستان در دراز مدت 1/398میلیمتر می باشدو بالاترین میزان بارندگی سالیانه که تاکنون گزارش شده مربوط به سال زراعی 81-80بوده که رقم جالب توجه 4/827میلیمتر رانشان می دهد.  از لحاظ توزیع فصل بارندگی پر بارش ترین فصل زمستان می باشد که 2/57کل بارندگی را شامل می شود وبعد از آن فصول پاییز ، بهار تابستان به ترتیب 2/27،2/13و2در صد بارندگی منطقه را در بر می گیرد .   دما ورطوبت   به علت کوهستانی بودن منطقه ووجود ارتفاعات متعدد وهمچنین اختلاف ارتفاع در نقاط مختلف شهرستان دما ورطوبت در سطح منطقه نوسانات زیادی رانشان می دهد .   وضعیت تابش و ابرناکی   سالیانه حدود 165کیلو کالری بر سانتیمتر مربع نتیجه تابش آفتاب در شهرستان سمیرم است که حداکثر در ماه های تیر ،خرداد ،وحداقل در آذر ودی ماه می تابد ،ضمن اینکه متوسط سالیانه پوشش ابر در منطقه 67/1اکتادو می باشد.   یخبندان   تعداد روز های یخبندان بین 125تا130روز در سال متغیر بوده که از مهرماه شروع شده وتا اواخر اردیبهشت ادامه می یابد .اولین سرما در اثر یخبندان در اواخر مهر وآخرین سرما تواما در اثر یخبندان انتقالی وتشعشعی در اواخرفرودین ماه اتفاق می افتد.  باد  بادهای عمومی در منطقه سمیرم از جهت وزش در فصل بهارپر طلاطم ودر فصل پاییز آرام ترند ,حداکثر در سرعت باددر منطقه به 30 کیلو متر در ساعت می رسد .ضمن اینکه بادهای محلی که تاثیر شگرفتی بر روی محصولات کشاورزی وزراعی وتا حدودی آب وهوای منطقه می گذارد شامل نسیم کوه ودره ,باد چوم , باد چپ وباد چوقون می شود.  درکل با توجه به پارامترهای اقلیمی ارائه شده وهمچنین با عنایت به ارتفاع نسبتا بالای منطقه ,برطبق طبقه بندی اقلیمی کوپن ,آب وهوای شهرستان سمیرم معتدل سرد با تابستان خشک و از دیدگاه دکتر مهدی کریمی نیمه مرطوب معتدل با زمستان سرد ذکر شده است .   خاک ومنابع ارضی   تحقیقات وبررسیهای منابع خاک واراضی سمیرم مبین این امر است که در محدوده شمال شرقی وشمال غرب وغرب خاکها کم عمق بدون تکامل پروفیلی وجوان وسنگریزه دار که برروی مواد آهکی قرار گرفته است .منابع ارضی این محدوده را تپه های نسبتا فرسایش یافته با قلل مدور وتشکیلات سنگهای آهکی ومارنی تشکیل می دهند .  عمق زیاد وبافت سنگین تا خیلی سنگین خاکها در دشت دامنه ای ورسوبات باشیب ملایم با سنگریزه های سطحی از مشخصات خاک ومنابع ارضی این قسمت است .ضمن خاک اطراف حنا روی دو گونه اراضی دشت دامنه ای وواریزهای سنکدار تشکیل شده واز جهت عمق وبافت متفاوت است.  پوشش گیاهی ومرتع   از مجموع 440800هکتار کل عرصه های ملی شهرستان سمیرم که معادل 5/5در صد از عرصه های ملی استان است,393000هکتار معادل 89درصد آن را مراتع ییلاقی شامل می شوند که با کیفیتهای مختلف در سطح منطقه پراکنده شده اند ,ضمن اینکه 47800هکتار باقیمانده عرصه های ملی شهرستان شامل جنگلهای طبیعی ودشت می شود.  مهم ترین تیپ ها وگونه های گیاهی مراتع منطقه شامل انواع گون وقیاق سریش ,کنگر ,خوشک ,جووحشی ,جاشیر ,فستوکا وقیاق ,جاز واستپا می باشدضمن اینکه 25000کیلو گرم در سال در منطقه موجود می باشد .  پوشش جنگلی منطقه نیز مشتمل برگونه های ارجن,بادام کوهی ,سیب وگلابی ,زالزالک داغداران وگز بوده که به علت مصارف سوختی ,ساختمتنی وچرایی بیش از حد عشایر روستائیان از بین رفته است وتنها گونه های چوبی باقیمانده منطقه شامل شیر خشت ,پسته وبادام وحشی , افرا ,زرشک وبید می شود.  منابع آب   آبهای سطحی  منابع سطحی شهرستان سمیرم از دو حوضه ابریز رود خانه خرسان در مرکز ونیمه جنوبی وحوضه آبریز رودخانه ونک -سولکان در نیمه شمالی شهرستان تشکیل شده است .این دو حوضه بخشی ازسر شاخه های رود خانه کارون در شرق سلسله جبال زاگرس را تشکیل می دهند.   موقعیت حوضه آبریز رود خانه خرسان  این حوضه توسط ارتفاعات واقع درمنطقه به چندین ریز حوضه تقسیم می شود که سه حوضه از آن با (مساحت 3865کیلومتر مربع در محدوده شهرستان سمیرم می باشد وعبارتند از حوضه آبریز حنا,سمیرم سیستان)ومابر که پس از اتصال به هم در نزدیکی روستای رود آباد وخارج شدن از آخرین محدوده شمال غربی شهرستان سمیرم یعنی روستای آب ملخ تحت عنوان رود خانه خرسان تغییر نام داده و÷س از گذشتن از روستا وتنگ خرسان با رود خانه بشار کهگیلویه وبویر احمد یکی شده وبدین شکل یکی از سرشاخه های کارون را تشکیل می دهند.   موقعیت حوضه آبریز رود خانه ونک -سولکان  این حوضه آبریز با مسافت 1315کیلو متر مربع با جهت شمالی -جنوبی شامل منابع آب های سطحی مناطق شمال شهرستان سمیرم واقع در دهستانهای وردشت وونک می باشد ,این حوضه آبریز شامل سر چشمه های قره آقاج , گرم آباد , مورک کاسگان بوده که در مجموع رودخانه سولکان یا حسین آباد خوانده می شود .این رود خانه بادریافت آب رود خانه آق بلغ ,شمس آباد ونک ورود خانه جاغ جاغ تحت نام حوضه ابریز سولکان در تنگ گله گاو از محدوده سمیرم خارج وبا حوضه های آبی بخش گندمان بروجن به سمت رود خانه بزرگ خرسان حرکت می کند .دبی متوسط مجموع رود خانه های این حوضه بر روی هم 91/6متر مکعب بر ثانیه وحجم تخلیه سالانه آن حدود 363 میلیون متر مکعب می باشد.  آبهای زیر زمینی   به علت منابع عظیم آبی وگسترش لایه های آهک های کار ستیک در محدوده شهرستان سمیرم منابع آب های زیر زمینی منطقه دارای آبدهی قابل توجهی می باشد. آب های زیر زمینی مورد استفاده در شهرستان سمیرم از چشمه ها,قنات ها وچاه های سطحی ,نیمه عمیق وعمیق تامین می گردد ومجموعا حدود 8/158میلیون متر مکعب از تخلیه سالانه آن ها در بخش کشاورزی به مصرف می رسد.  تقسیمات سیاسی وکشوری  شهرستان سمیرم که قدمت آن به بیش از 2700سال می رسد از دیر باز جز مناطق ومحدوده فارس بوده واز زمان قانونی شدن تقسیمات کشوری در سال 1316 جزء شهرستان آباده محسوب می گردد ,به دنبال جنگ خونینی که با حمله توام حمله عشایر ترک قشقایی ولر های بویر احمد در تیر ماه 1322در منطقه صورت گرفت ,در سال 1342 سمیرم از استان فارس وشهرستان آباده جدا شد وبه صورت بخش به فرمانداری شهرضا واستان اصفهان ملحق می گردد و سرانجام در مهرماه 1342به مسافرت اسداله علم نخست وزیر وقت به شهرستان تبدیل شد واکنون از جهت رتبه بندی شهرهای ایران در ردیف شانزدهم شهر های استان ویکصدو هشتاد وپنجم کشوری قرار دارد . براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال 1380این شهرستان به دو بخش مرکزی و پادنا و شش دهستان به شرح زیر می گردد:  بخش مرکزی ؛  این بخش قسمتهای مرکزی وشمالی شهرستان را شامل می شود و8/61 درصد مساحت شهرستان را به خود اختصاص داده است ودهستان های تابع این بخش عبارتند از :دهستان ونک به مرکزیت شهر ونک ,دهستان وردشت به مرکزیت روستای فتح آباد ودهستان حنا به مرکزیت شهر حنا .  بخش پادنا ؛  این بخش که 2/38درصد مساحت شهرستان را شامل می شود قسمتهای جنوب شرقی را در برمی گیرد .دهستانهای شامل این بخش عبارتند از دهستانهی پادنا ی علیا به مرکزیت روستای بیده ,پادنای وسطی به مرکزیت شهر کمه که مرکزبخش نیزمی باشد وپادنای سفلی به مرکزیت روستای چهارراه.این شهرستان که6/7درصد مناطق محروم استان را شامل می شود دارای چهار نقطه شهری سمیرم ,حنا ,ونک وکمه ,108روستا دارای سکنه ,279مزرعه مستقل ,13 منطقه تابع 16 مکان مستقل و16 نقطه فرعی می باشد .شهر زیبا وسنتی سمیرم واقع در مرکز شهرستان است که با ارتفاع 2,460متر از سطح دریا تحت عنوان بام ایران به صورت دشت نیمه همواری باارتفاع زیادوشیب فراوان توسط کوههای سربه فلک کشیده محصور شده درسال1329 با احداث شهرداری به نقطه شهری تبدیل گردیده است.  وجه تسمیه   ویژگیهای جغرافیایی وشرایط آب وهوای شهرستان سمیرم وهمچنین حساسیتهای قومی وقبیله ای که در ادوار مختلف به تاریخ این خطه اضافه گردیده است ,سبب طرح نام سمیرم در متون وکتب جغرافیایی وتاریخ شده است .در خصوص وجه تسمیه شده این خطه تعابیر وتفاسیر مختلفی به کار برده شده چنانچه در کتاب آثار الوزراء آمده است :گویند سمیرم از ولایات اصفهان است وآب تلخ را از آنجا آورده اند وحال خراب گشته .مردم آن به واسطه استیلای کرد وشول جلا نمودند واما در عجائب المخلوقات چنین آورده شده که بانی آن سام ابن ارم نوح بوده وآن را سام آرام واز کثرت استعمال سمیرم گویند .نقل قول دیگری که حکایت از قدمت تاریخی منطقه دارد وبیشتر از آن بوی افسانه به مشام می رسد از این قرار است که سام پادشاه کیانی در حال عبور از این منطقه بوده که درد وعرضه ای بر او مستولی شدهودر این خطه آرام می شود وسبب نام گذاری سمیرم می گردد که همان تغییر واژه سام آرام می باشد .عده ای نیز براین عقیده هستند که وجه تسمه منطقه از کلمه زمیران است که اشاره دارد به زمهریر وسرمای بسیار سخت که زمستانهای سمیرم بدان متصف می باشد ومی توان آن را مهمترین ومستند ترین عامل نام گذاری این خطه به حساب آورد.  جمعیت   برطبق آمار موجود در سال 1375جمعیت شهرستان بالغ بر64,918نفر بوده که ازاین تعداد32054 نفر مرد و ,32846نفر زن بوده است .جمعیت شهرستان داری ترکیب سنی بسیار جوان است به طوری که 9/48در صداز کل جمعیت در بین گروه سنی زیر 14 سال قرار گرفته که توجه به آینده آن بخصوص در مورد وضعیت اشتغال نیاز به یک برنامه ریزی دقیق وهمه جانبه را می طلبد .میزان با سوادی در نقاط شهری 5/87 درصد ودر نقاط روستایی 8/71در صد می باشد که در مجموع 2/87در از مردان و3/73درصد از زنان را شامل می شود .با توجه به اینکه وسعت آن 5,224کیلو متر مربع وزمین های قابل کشت منطقه حدود 50789 هکتار برآورد گردیده است تراکم نسبی در شهرستان 5/12نفر در کیلو متر مربع می باشد که به علت کوهستانی بودن منطقه وشرایط آب وهوایی سرد نسبت به استان اصفهان که 37 نفر می باشد ,بسیار کمتر است. ضمن اینکه تراکم بیولوژیک در منطقه 2/1هکتار می باشد که با توجه به بافت کشاورزی منطقه واشتغال اکثریت جمعیت منطقه به فعالیت های کشاورزی با عنایت به قابلت های زراعی وباغی ومنابع آب منطقه نیاز به توسعه وبرنامه ریزی اصولی دارد.  بخش های عمده اقتصادی شهرستان   کشاورزی  براساس آمار سال 1382,شهرستان سمیرم دارای حدود50 هزار هکتار زمین زراعی آبی ودیم می باشد که از این میزان ,سطح زراعت آبی حدود 16 هزار هکتار ,زراعت دیم 4/9هزار هکتار ,آیش آبی 13 وآیش دیم 12 هزار هکتار می باشد.  زراعت : شهرستان سمیرم دارای 4,200 هکتار گندم دیم قابل برداشت با متوسط عمکرد 1/1تن در هکتار می باشد .در سال زراعی 82-81 تولید گندم 19هزار تن بوده که از این مقدار 9850 تن توسط سازمان تعاون روستایی شهرستان خریداری شده است .همچنین سطح کشت چغندر قند در سالهای مختلف وبا توجه به شرایط جوی وعملکرد کارخانجات قند بین 2500تا 3500هکتار متغیر می باشد .در سال زراعی 82-81 میزان تولید چغندر قند منطقه 105 هزار تن با متوسط عیار 5/17بوده که از لحاظ امتیاز وعیار در سطح استان رتبه اول را داشته است ,سایر محصولات زراعی منطقه شامل سیب زمینی ,جو,عدس ,نخود وسیاهدانه می باشد .   باغبانی :سطح کل باغات منطقه حدود 5/16هزار هکتار است که اغلب آن محصول سیب (95در صد)ودر ردیف های بعدی گردو,بادام ,آلبالو , هلو وزردآلومی باشد .طبق برآورد انجام شده در حدود 64/73در صد کل در آمد ناخالص محصولات آبی و09/68در صد کل محصولات کشاورزی شهرستان به سیب درختی اختصاص دارد .وجود درختان وحشی سیب در کوه آلمالو در شمال روستای ورق از توابع دهستان وردشت نشان از قدمت واستعداد بالقوه این منطقه در پرورش سیب دارد. اولین باغ سیب در سال 1338 در شهرستان سمیرم احداث گردید واز سال 1350به بعد کاشت واحداث آن سیر صعودی پیدا کرد به طوری که در حال حاضر حدود 12 هزار هکتار باغ بارور با عملکرد متوسط 20تن در هکتار و4هزار هکتار نهال سیب در سطح شهرستان در سه منطقه وردشت ,شهر سمیرم وبخش پادنا در کوهپایه های زاگرس با بیش از 5/6میلیون اصله درخت در خور توجه است.اقتصادی بودن این محصول باعث گسترش باغات سیب گردیده وتولید سالیانه آن را به حدود 300هزار تن رسانیده است وپیش بینی می شود تا سال 1385به 350 هزار تن برسد وعده باغداران آن به 6هزار نفر برسد .واریته های سیب منطقه از ارقام پایه بذری شامل رد وگلدن ,دلیشز, گلاب اصفهان ,گلاب کهنز ,سلطانی ,شفیع آبادی, گرن اسمیت , چهار,اسرائیلی وآستارا می شود واز ارقام پایه کوتاه مالینگ نیز می توان به ارقام فوجی ,گالاوآیلارداشاره کرد.   خدمات  علیرغم رشد سهم بخش خدمات به 3/16در صد در سال 1375,به علت عدم وجود زیر ساخت های اساسی وپایین بودن کیفیت کاری و همچنین به علت مشکلات ارتباطی که بیشتر ناشی از عوامل طبیعی است ,خدمات رسانی بویژه از لحاظ خدمات عالی وترویج در سطح منطقه چندان مناسب نیست .ولی با این حال نسبت به بعضی از مناطق همجوار از وضعیت بهتری برخورداراست .هم اکنون 99در صد از مناطق روستایی شهرستان دارای آب وبرق وبیش از 90درصد دارای خدمات ارتباطی به صورت دفاتر مخابراتی ومراکز خودکار هستند. همچنین در مرکز دهستانها ادارات وسازمانهای مختلف شهرستان به صورت نمایندگی مشغول خدمات رسانی است از لحاظ راههای ارتباطی تقریبا 90 در صد راه های روستایی تقریبا رضایت بخش است ,اما در کل وضعیت خدمات اساسی وزیر بنایی در سطح منطقه چندان مناسب نیست.  صنعت  با وجود معادن ومنابع فراوان ونیز با وجود تولید سالیانه بیش از 300 هزار تن سیب درختی وبی از180هزار تن سایر محصولات کشاورزی در سطح منطقه ,بخش چندان رشدی ننموده وتنها 1/0در صد کل صنایع استان را شامل می شود .صنایع موجود در منطقه بیشتر شامل صنایع دستی همچون قالی , گلیم وجاجیم بافی ونمد مالی می شود واز لحاظ وجود صنایع وکارخانجات موجود در منطقه می توان به کارخانه خاک نسوز پشته , گچ ونک, شرکت صنایع جانبی سیب اروم سانکوک ودو سرد خانه 5هزار تنی وحدود 30 تا 40 کارگاه متوسط وکوچک صنایع تولیدی همچون صندوق سازی وبلوک زنی اشاره کرد که با توجه به ظرفیت ها واستعداد های بالقوه وبالفعل منطقه بسیار نا چیز است.   معادن   معادن موجود در سطح شهرستان سمیرم در 3 گروه طبقه بندی می شود که عبارتند از :معادن سنگهای تزئینی :معدن سنگ مرمریت قبر کیخا با ذخیره 75,000 تن واستخراج سالیانه 8,750تن سنگ مرمریت کهنور چه با ظرفیت 1,250,000تن واستخراج سالیانه 7,000تن ومعدن سنگ مرمریت مهرگرد با ظرفیت 450,000متر مکعب استخراج سالیانه 15,000متر مکعب .معادن خاک نسوز : معدن خاک نسوز شمالی با ظرفیت 2,437,000تن واستخراج سالیانه 15,000تن معدن خاک نسوز جنوبی با ظرفیت 165,000تن واستخراج سالیانه 1000تن ,ومعدن سنگ گچ ونک سمیرم که این معدن از نظر زمین شناسی متعلق به سازندگچساران بوده وبا آهک ومارن همراه می باشد .میزان ذخیره این معدن 5/1میلیون تن ومیزان تولید آن روزانه 300تن می باشد .معادن مس و سرب خانقا , معدن مس چاه پلنگ ,و معدن مس و سرب آب باغ کهرویه (کیلو متر 23 جاده سمیرم شهرضا )با نوع ماده گالن که تاکنون 6هزار تن از آن استخراج شده است.  مناطق دیدنی سمیرم   **آبشار زیبای آب ملخ (تخت سلیمان )شاید یکی از بی نظیر ترین منا طق دیدنی ایران این آبشار زیبا باشد.  **دنا ار بلندترین قله های ایران در 70 کیلومتری سمیرم   سمیرم شهرستانی در 160 کیلومتری اصفهان دارای آب وهوای معتدل تابستانی ومناطق طبیعی سرشار وغنی می باشد حدود صدها گونه گیاهان این منطقه در دنیا منحصر به فرد می باشد.  نمونه ای از مناطق تفریحی سمیرم :  الف - آبشار معروف سمیرم در 5کیلو متری شهر سمیرم ,آب وهوای خنک.  ب-آبشار تنگ خشک در 45 کیلومتر سمیرم محیط زیبای طبیعی   ج-سد حنا 30کیلو متری سمیرم دیدنی وجالب  د-آبشار خفر در حدود 70کیلو متری سمیرم منطقه های جذاب وبکر , طبیعی در پناه کوه های سر به فلک کشیده دنا ,هنوز مقداری برف در کنار این آبشارطراوت خاصی به آن می بخشد.  ه-چشمه نول در حدود 140کیلو متری سمیرم در پناه کو های دناچشمه ای بسیار زیبا که از زیر دل برفها بیرون می زند.  و-چشمه بابا زرنگ در 45 کیلومتری سمیرم منطقه ای زیبا ودیدنی نزدیک شهر کمه.  به هر سمت این شهرستان که می روی رودی جاری ,چشمه ای جوشان,کوهی سر به فلک کشیده   چرا سمیرم   در مورد وجه تسمیه سمیرم سخنان زیادی گفته اند که می توانیم به جرات بگوییم هیچکدام از آنها قطعیت ندارد بجز یک مورد که در اینجا به چند مورد آن اشاره می کنیم .  1-بنا به قولی سمیرامیس مله بابل به این منطقه آمده است واین سهر را بنا نهاده است وبه همین دلیل به سمیرم موسوم شده است که مخفف نام سمیرامیس می باشد.2-بنا به نقلی از فردوسی در شاهنامه گویا مادر بهرام گور از سمیرم بوده است واواین شهر را بنا نهاده وبه ان افتخار می کند ومی گوید .  زمادر سمیرم نبیره شهم زمردی همی با هنر همرهم   3-عده ای معتقدند که سام نریمان(جد رستم )در حال عبور از کشور کسالت شدید داشته است (دچار دندان درد شدید )بوده است وقتی که به این ناحیه می رسد آرام می گیرد وگفته اند سمیرم یعنی جای که سال آرام گرفته است که این سه مورد همان طور که گفتم در حد نقل قول می باشد وسندیت ندارد .  می گویند به علت اینکه این ناحیه دارای آب وهوای کوهستانی وبسیار سردی بوده است در این مورد به سخنان احمد کسروی در کتاب«نام شهر های ایران »اشاره می کنم که گفته است سمیرم از دو جزء سمی یا شمی به معنی سرد ورام به معنی محل .در نتیجه به سمیرم یا سمیران به معنی جا ومکان سرد است که این مورد به حقیقت نزدیکتر است .  5-ونقل دیگر این است که معروف ترین وجه تسمیه آن به علت آب وهوای سرد این منطقه سمیران گفته اند (زمیران )که بعدها به سمیرم تبدیل شده وبه معنای سر سیر است وشاید تلفظ صحیح کلمه به قول یاقوت حموی سمیرم بوده است .  اماکن مقدس سمیرم   امام زاده سلطان ابراهیم (ع)  از فرزندان امام موسی کاظم (ع) حدود 800 سال پیش تبلیغات احکام دینی به ناحیه آمده است که همزمان با خلافیت عباسیان بوده می گویند مخالفان این امام زاده اورا در دامنه کوه شیدان به شهادت رسانده اند - ....  از قراری که امیر تیمور گورکانی در کتاب بحر النساب خود ذکر است وملاحظه شده است که:امام زاده علمدار -امام زاده شمس الدین - امام زاده عبدالله امام زاده حسن -امام زاده قاسم (ع)پسران امام زلده اقطر ملقب به امام زاده سلیمان بن اسماعیل

شاهین شهر(اصفهان)

شاهین‌شَهر از شهرهای استان اصفهان است. این شهر در شهرستان شاهین شهر و میمه قرار دارد. شاهین‌شهر در 17 کیلومتری شمال شهر اصفهان و در حد فاصل دو اتوبان معلم و آزادگان که از دو جهت جاده اصفهان را به تهران متصل می‌کند، واقع شده‌است.
شاهین‌شهر در منطقه‌ای به نام امیرآباد بنیان نهاده شده، به علت اینکه نقشه آن به صورت یک شاهین بود، شاهین شهر نامیده شد. دانشگاه صنعتی مالک اشتر و نیز هواپیما سازی ایران در این شهر قرار گرفته‌است. .
ارامنه مسیحی نیز از اقلیتهای قومی این منطقه به‌شمار می‌آیند از ساکنین قدیمی این شهرستان می‌باشند.
از نظر تولیدات صنعتی رتبه دوم را پس از شهرستان اصفهان دارد.

شهرضا(اصفهان)

  • جمعیت :
    109601
  • کد تلفن :
    321
  • سایت شهرداری :
    www.shahreza.ir

شهرِضا یکی از شهرهای استان اصفهان ایران است. این شهر در 75 کیلومتری جنوب غربی اصفهان واقع شده‌است. آب و هوای آن نسبتاً گرم و خشک است. آب آشامیدنی آن از چاه تأمین می‌شود اما به تازگی قرار است آب آشامیدنی آن از سمیرم به شهر منتقل شود.

نام
نام پیشین آن «کوم شه»، «کُمشه» یا «قُمشه» بوده‌است. کوم شه به معنی شکارگاه است. همچنین گفته می‌شود که این شهر را اقوام یزدگرد سوم ساسانی بنا نمودند. لـذا به نام قوم شاه نامیـده شد.

تاریخ
این شهر با سابقه طولانی از جمله شهرهای قدیمی و با اهمیت استان اصفهان است. مساعد بودن آب و هوا و سرسبزی محیط در شکل گیری هسته اولیه شهر نقش داشته‌است. بافت قدیم شهر بارها تجدید بنا گردیده اما اصولا حیات و هویت آن حفظ شده و در حال حاضر از نظر ترکیب و بافت فیزیکی با بخش‌های میانی و جدید شهر تفاوت دارد. به احتمال زیاد بافت نخستین این شهر به پیش از اسلام برمی‌گردد.
مرحله بعدی گسترش شهر مربوط به زمان صفویه می‌باشد که اصفهان به عنوان پایتخت انتخاب گردید. قرار گرفتن این شهر در محور جاده اصفهان به فارس که یکی از راههای مهم تجاری بوده موجب رونق اقتصادی آن گشته‌است. از طرف دیگر به خاطر نزدیکیش با اصفهان نوعی عملکرد نظامی نیز داشته‌است. در این دوره به دلیل امنیت نسبی بافت فیزیکی شهر توسعه یافت.

مرحله بعدی گسترش شهر مربوط به دوره قاجاریه است. در این دوره شهر به شکل قلعه مانند و دارای دروازه بوده که هفت محله در آن جای می‌گرفته‌اند. مجموعه دروازه‌ها با عناصر تشکیل دهنده محله، نظیر بازارچه گذر، مسجد، تکیه، آب انبار و حمام در عین استقلال نسبی به کل شهر نیز وابسته بوده‌است. بازار در مرکز شهر قرار داشته و به عنوان کانون اصلی مبادلات اقتصادی و تجاری، همه شریانها را به خود متصل نموده‌است.

در دهه چهل ایجاد امنیت نسبی در کل کشور و تبدیل شهرضا به مرکز شهرستان موجب رشد شهرنشینی گشته، به طوریکه رشد کالبدی شهر در این دهه چشمگیر بوده‌است. در این دوره از حیات، شهر به دلیل ایجاد مناسبات جدید اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی شهر از حالت ایستا خارج شده و به یک رشد نسبتاً سریع شهرنشینی دست یافت و صنایـع که تا این زمان تنهـا در مقیاس سنتـی آن مطـرح بوده جای خود را به کارخانه‌های نسبتاً بزرگ سپرد. جهات گسترش شهر در این دوره در بخش‌های شمال غربی بوده‌است و بافت فیزیکی آن به عنوان پیوند دهنده بافت قدیم و جدید کاربرد شهری خود را حفظ نموده‌است.

آثار تاریخی
مسجد جامع: از آثار مربوط به عهد سلجوقیان در ابتدای بازار شهرضا واقع شده، دارای گنبدی مرتفع و یک مناره می‌باشد که از آجر ساده می‌باشد. در مورد تاریخ بنای مسجد بر لوحه‌ای چنین آمده: بر دالان مسجد جامع، بر یک لوحه سنگی، وقف نامه‌ای موجود است که مقداری از آب و ملک صحرای موقان شهرضا را وقف مسجد نموده‌است.
امامزاده شاهرضا: از جمله آثار دیدنی این شهر امامزاده شاهرضا است. گفته می‌شود شاهرضا در زمان امام رضا از دست ماموران حکومت وقت گریخت و به کوه این شهر پناه برد. ماموران اورا در غاری درآن کوه کشتند و سرش را برای حاکم اصفهان بردند.

بقعه مذکور از آثار با ارزش اسلامی در عهد صفویـه می‌باشد. ساختمان اولیه این بقعه متعلق به عهد شاه اسماعیل اول مؤسس سلسله صفویه (950ـ930) هجری قمری است.شاه بویه: در کنار محله حصور آباد شهرضا، مکانی به نام شاه بویه معروف است. شاه بویه تا سال 1317 شمسی دارای گنبد رفیع آجری بـوده که در این سال بـدون توجـه به اهمیت آن از نظـر تاریخـی و معمـاری خراب می‌گردد. شاه بویه یکی از شاهزادگان مظفری است که در سال 795 هجری قمری به دست امیر تیمور کشته شده‌است. در سالهای اخیر شاه بویه مجدداً وقف گردیده و در ایام محرم و روزهای مذهبی در آن روضه خوانی صورت می‌گیرد.
بقعه سید خاتون: در شمال شرقی شهرضا بقعه‌ای قرار دارد که دارای یک صحن نسبتاً وسیع می‌باشد که در اطراف آن اتاقهایی ساخته شده‌است. در حد شرقی این بقعه مکان دیگری وجود دارد، دو قبر دیگر در آن واقع شده که به احتمال زیاد این دو قبر مربوط به دو تن دیگر از افراد آل مظفر است. در مورد بی بی خاتون به نقل از فارسنامه در سالنامه فرهنگی چنین آمده‌است: شاه شجاع و شاه منصور، فرزندان امیر مبارزالدین برسر جانشینی پدر اختلاف کردند و بین آنها کشمکش و جنگ در گرفت و چون خان سلطان خاتون، زوجه شاه محمود به قصد انتقام از قتل عم خود امیر شیخ می‌خواست مظفریان را از میان بردارد. شاه شجاع را تحریک به تسخیر اصفهان نمود و شاه محمود بر این راز آگاه گردید، منکوبه خود را با آنکه جمالی مرغوب و کمالی مطلوب داشت، بکشت.

ایوان حسینیه سادات

بازار بزرگ و چهار سوق آن: این بازار که از جمله بازارهای قدیمی کشور محسوب می‌شود به شکل زیبایی در دل بافت قدیمی شهر طی قرون گذشته گسترش یافته‌است. این بازار دارای کاروانسراها و اماکن قدیمی است. در مرکز بازار چهار سوقی قرار دارد که گنبدی آجری بر فراز آن ایجاد گردیده که از جمله آثار تاریخی این شهر محسوب می‌شود.
مسجد نو در خیابان حکیم فرزانه
مسجد حاج عبدالحمید و تکیه خان
قدمگاه خواجه خضر

صنایع دستی
هنر-صنعت سفال گری و سرامیک سازی در شهرضا پیشینه‌ای طولانی دارد و سالیان درازی است که شیوه ارتزاق برخی از مردمان این دیار است. این پدیده در این منطقه به شیوه خاص خود تکوین یافته به گونه‌ای که امروزه از ویژگی‌های منحصر به فردی برخوردار بوده و شهرضا نیز در کنار میبد و لالجین همدان دارای سبک خاص خود در سرامیک و سفال گشته‌است. ویژگی‌های تمایز دهنده و مشخصه‌های اصلی این پدیده در شهرضا در طرح‌ها و نقش‌ها و نیز در نوعی رنگ لاجوردی خاص خود را نشان می‌دهد.

آب و هوا
درجه حرارت هوای شهرستان از جنوب به سمت شمال شرق افزایش می‌یابد به طوری که میانگین سالانه دما در جنوبی ترین قسمت شهرستان حدود 10 درجه سانتیگراد و در قسمت شرق به 16 درجه سانتیگراد می‌رسد. میزان تبخیر سالانه از 1400 میلیمتر در جنوب غرب تا حدود 220 میلیمتر در ناحیه شمال شرق شهرستان افزایش می‌یابد.

بارندگی شهرستان تحت تاثیر جریانات جوی است که از سمت غرب وارد منطقه می‌شوند. توده‌های هوای باران‌زائی که از سطوح وسیع آب مانند دریای مدیترانه، دریای سیاه و اقیانوس اطلس سر چشمه می‌گیرند، منشا اصلی بارشها هستند. میانگین بارش سالانه در شهرستان از حدود 400 میلیمتر در جنوب غرب تا 119 میلیمتر در شرق شهرستان متغیر است.

مشاهیرحسین الهی قمشه‌ای
مهدی الهی قمشه‌ای
آقا محمد رضا صهبای قمشه‌ای (حکیم صهبا)
بهرام سیاره (پریش شهرضایی)
حکیم ابوالمعارف محمد علی زاهد شهرضایی
حکیم اسدالله شهرضایی
حمید مصدق
عمادالدین باقی
غلامرضا طاهر
قاسم سیاره (آشفته شهرضایی)
شهید حاج محمد ابراهیم همت
مصطفی ملکیان
حاج شیخ عبدالرحیم ملکیان(ناصح قمشه‌ای)
ملا محمد هادی فرزانه (حکیم فرزانه)
نصرالله زارعان (حکیم نصرالله)
پرویز ولندانی
محمد رحیمیان(استاد دانشگاه تهران)
دکتر تقدیسی(استاد دانشگاه تهران)
دکتر محمد حسین تقدیسی(استاددانشگاه علوم پزشکی ایران)
مرحوم دکتر نورالله کسایی (استاد دانشگاه تهران)
عبدالرسول کاظمپور
پروفسور نواب(استاد برق وکامپیوتر)
مرحوم دکتر ولی اله طحانی(استاد دانشگاه صنعتی اصفهان )
عبدالمجید رضایی(استاد دانشگاه صنعتی اصفهان)
عبدالحسین دباغ(استاد دانشگاه صنعتی اصفهان)
دکتر احسان ملکیان (عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تهران)
دکتر محمد حسن باستانی(استاد دانشگاه صنعتی شریف)
پروفسور هدایت (پدر علم تغذیه در ایران)
دکتر حسین نواب (بنیانگذار دندانپزشکی نوین در ایران)
شهید محمد حسین نواب
شهید سید علی سپهر
حجت السلام والمسلمین دکتر علی زمانی قمشه‌ای
دکتر محمد حسن شیرعلی شهرضا (استاد دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
مهندس ناصر خالقی (وزیر سابق کار وامور اجتماعی)

 

 

طالخونچه(اصفهان)

موقعیت جغرافیایی و تاریخچه
طالخونچه شهری است در استان اصفهان و در منطقه مبارکه. این شهر با قدمتی هزار ساله آثار تاریخی دوره‌های مختلف را در خود جای داده و از آن جمله می‌توان به مساجدی با معماری دوره صفویه، قلعه‌ها و بناهای قدیمی اشاره کرد. نام اصلی این شهر «طالقان جی» بوده که به دلیل خونریزی قوم مغول در این محل، نام آن به طالخونچه معروف گردید. این شهر همچنین زادگاه صاحب بن عباد یکی از وزرای مسلمان بوده است.[۱] در شماره 201(تیرماه سال 1382) کیهان از سیدمصطفی مجرد باعنوان «صاحب‏بن عباد؛ دانشمندی سیاستمدار» چاپ شد که ازجمله بحثی بود درباره زادگاه وی «طالخونچه» که در شماره 207 جوابیه‏ای از محمدعلی جعفریان ذیل «صاحب‏بن عباد؛ طالقانی یا اصفهانی؟» آمده است. اکنون سومین نوشتار در این باب که حاوی اطلاعات و دریافت‏های تازه‏ای است نسبت به دو مقاله قبلی درباره طالقان و طالخونچه از دکتر محمدجواد شریعت تقدیم می‏شود. دوست عزیز و دانشور ما جناب آقای محمدعلی جعفریان که از آثار فاضلانه ایشان بسیار بهره‏مند شده‏ایم،

در شماره 207 مجله کیهان فرهنگی، در مقاله‏ای انتقادی به آنچه آقای سیدمصطفی مجرد در شماره 201 همان مجله راجع به صاحب‏بن عباد و قریه طالخونچه (که اکنون تبدیل به شهرستان شده است) نوشته بوده‏اند (و من توفیق دسترسی به آن ترا نیافتم) ایرادهایی گرفته‏اند که به‏نظر قاصر این بنده هیچ مدان، جای تأمل دارد. و بنده سعی می‏کنم در این مقاله، رافع شبه‏های موجود باشم. سال‏ها پیش از این، زنده‏یاد احمد بهمنیار؛ استاد دانشمند و پرآوازه که خدایش غریق رحمت خود فرماید، کتاب مفصلی درباره زندگی و آثار صاحب‏بن عباد نوشت و جزو سلسله انتشارات دانشگاه تهران به‏چاپ رسید و درآن کتاب، زادگاه صاحب‏بن عباد، قریه طالخونچه اصفهان ذکر شده است که گویا آقایان سید مصطفی مجرد و محمدعلی جعفریان هیچکدام آن کتاب را ندیده‏اند، زیرا به‏طوری که از مقاله انتقادی جناب جعفریان برمی‏آید جزو م‏آخذ هیچکدام ذکری از آن کتاب به‏میان نیامده است. قابل ذکر است که در زمان قدیم در ایران، سه طالقان وجود داشته است. یکی طالقان خراسان که موءلف «حدودالعالم» محل آن‏را میان طخارستان و ختلان و در سرحد گوزکانان، و یاقوت در «معجم‏البلدان» بین بلخ و مروالرود یاد می‏کند. اصطخری گوید: «بزرگترین شهرستان طخارستان طالقان است؛ این شهرستان در زمین همواری واقع شده و فاصله آن تا کوه یک‏تیر پرتاب است، نهری بزرگ و باغ‏های بسیار دارد وبه اندازه ثلث بلخ باشد.گروهی از فضلا بدان انتساب دارند. این همان طالقان است که در شاهنامه فردوسی از آن سخن به‏میان آمده است: سوی طالقان آمد و مرورود / سپهرش همی داد گفتی درود دگر طالقان شهر تافاریاب / همیدون به بخش اندرون فاریاب سوی طالقان آمد و مرورود / جهان پرشد از ناله نای‏و رود اصولاً پادشاهان این ناحیه لقب (طالقان) داشتند. در این ناحیه، نوعی پارچه ابریشمی تولید شده است که آن‏را طالقانی یا اللبودالطالقانیه می‏نامیدند.
از افراد منسوب به این طالقان، یکی ابواسحاق‏بن اسماعیل، محدث معروف خراسانی است که ساکن بغداد بود. دیگری ابوبکر سعیدبن یعقوب از محدثین خراسانی است و از نزدیکان احمد حنبل است، دیگری، ابوالحسن علی‏بن المفضل، صاحب «رساله الامثال البغدادیه» است. و دیگری ابومحمد محمودبن خداش طالقانی، محدث ساکن بغداد است. طالقان دوم شهرستانی است که از شمال و مشرق محدود است به مازندران، و از جنوب به ساوجبلاغ و از مغرب به قزوین که ناحیه‏ای است کوهستانی وقسمت مهم آن در دره شاهرود واقع شده است، این طالقان را در قدیم صالقان‏ری و در ازمنه جدیده طالقان قزوین نامیده‏اند. از این طالقان است ابوالخیر احمدبن اسماعیل یوسف طالقانی واعظ، که از دوستان سمعانی صاحب کتاب «الانساب» است و سمعانی در کتاب خود، او را دوست و همشاگردی خود می‏داند و از او به نیکی یاد می‏کند. دیگری ابوعبدالله سیدی طالقانی است که سمعانی او را از طالقان ری می‏داند و می‏گوید: او از کبار مشایخ و بزرگان علم حدیث بوده است؛ و ابوعبدالرحمن سُلمی او را از بزرگان صوفیه می‏داند. شخص دیگری که سمعانی در کتاب «الانساب» خود نام می‏برد و چنین وانمود می‏کند که از اهالی طالقان ری است، ابوالحسن عبادبن عباس بن عباد طالقانی است که پدر صاحب بن عباد بوده. سمعانی می‏گوید: ابوالعلا احمدبن محمد بن فضل حافظ به زبان خود در اصفهان از قول محمدبن طاهر مقدسی حافظ به من گفت که کتابی از تألیفات ابوالحسن عبادبن اسماعیل طالقانی پدر صاحب اسماعیل‏بن‏عباد در شهرری دیدم درباره احکام قرآن. سومین طالقان، طالقان جی است، توضیح آن که نام قدیم یا لقب قدیم شهر اصفهان جی بوده است (رجوع کنید به معجم‏البلدان ج 2 ص 202 چاپ دارالکتب العربی- بیروت) این بنا بر بعضی م‏آخذ قدیم من جمله «معجم‏البلدان» اطلاق جزء بر کل بوده است، به این معنی که جی قسمتی از اصفهان بوده است و قسمت دیگر آن «یهودیه» بوده است که از «جی» بزرگتر بوده، اما ناحیه جی (که در زبان فارسی باستان در زمان هخامنشیان به آن «گی» می‏گفته‏اند) آبادتر بوده است و دهات منسوب به آن به تعداد روزهای سال بوده است. طالقان جی همان است که اکنون «طالخونچه» نام دارد و از نظر تبدیل حروف به یکدیگر، طبق قواعد زبانشناسی، هیچ مانعی در تبدیل طالقان جی به طالخونچه وجود ندارد، تبدیل طالقان به طالقون «بنابر تبدیل الف به (واو) قبل از حرف (ن) که در زبان فارسی جریان دارد، و در لغت‏نامه‏ها و معجم‏های مکان‏ها که همه طالقون را به (طالقان) ارجاع داده‏اند؛ عادی است.
تبدیل حرف «قاف» به «خ» نیز فراوان است: یقه (یخه) چقماق (چخماخ) ذقن (زنخ) تاق (تاخ). تبدیل «جی» به «چه» نیز فراوان است و در متون قدیم اغلب به جای «چه» (جی) آمده است (رجوع کنید به کتاب‏هایی از قبیل «ترجمان‏البلاغه» و «تفسیر سورآبادی» و «الابنیه» و «ذخیره خوارزمشاهی» و...)اما خود کلمه (طالقان) معرب (تالأَن) یا (تارگان) است که «تار» در این ترکیب به معنی و مبدل (دار) به معنی درخت (عموماً) و سپیدار (خصوصاً) است و «گان» پسوند مکان است، بنابراین، طالقان به شهر یا دهی گفته می‏شود که دارای درخت‏های زیاد یا دارای درخت سپیدار زیاد باشد. استاد دانشمند اصفهانی جناب آقای محمد مهریار در کتاب «فرهنگ جامع نام‏ها و آبادی‏های کهن اصفهان» که به تازگی منتشر کرده‏اند، ذیل نام «تالخونچه» مرقوم فرموده‏اند: «تالخونچه» که امروز برخی به غلط آن را «طالخونچه» می‏نویسند و بی‏شک درست نیست... اما در چندین عبارت بعد چنین مرقوم فرموده‏اند: با دقت در این واژه می‏بینیم که از دو جزء «طال» معادل «تال» و «قان» معادل «کان» قدس سره‏کذا ]ترکیب یافته است. اما در مورد واژه «طال» بی‏شک اصل آن (تار) است به حکم این که حرف (ل) و (ر) در زبان پهلوی دارای یک علامت بوده است. بنابراین کلمه (طال) تلفظ دیگری از واژه (طار) است و طار معادل (تار) است که معنی آن بر ما واضح است. و جزء دوم همان پسوند (گان) که در تعریب به صورت (قان) درآمده است. بنابراین، طالقان همان (تارگان) یعنی جایی که (تار) بدان منسوب است. و (تار) معادل (دار) است به معنی درخت، اتفاقاً با واژه (طار) معادل (تار) محل‏های بسیاری در اطراف کشور آمده است مثل طار (نطنز و گنبدکاووس) و طاران (سراب) و غیره. ولی ظاهراً طالقان معرب تالأَن است... بنابر آنچه استاد دانشمند پس از اظهارنظر اول خود آورده‏اند، معلوم می‏شود که طالقان معرب است و در تعریب حرف (ط) به جای (ت) می‏آید. از طرف دیگر، بسیاری از لغات فارسی با حرف (ط) به جای (ت) نوشته می‏شوند، مانند طپانچه، طهران، طپیدن، طوس و مانند آنها و خود استاد نیز (طار) را معادل (تار) می‏دانند نه معرب آن. بنابراین، نوشتن طالخونچه با حرف (ط) اشتباه نیست و اگر کسی اعتراض کند که جمع حرف (ط) با (چ) که از چهار حرف مخصوص فارسی است جایز نیست، در پاسخ او باید به کلمات (طپیدن) و (طپانچه) اشاره کرد. بدون شک «طالقان» معرب (تارگان) است زیرا در کلماتی مانند طبرستان (تبرستان) و طنجه (تنگه) حرف «ت» به «ط» تبدیل شده و در کلماتی مانند ابتهال (ابتهار) اثلم (اثرم) هدیل (هدیر) حرف«ر» به «ل» تبدیل شده و در کلماتی مانند دهقان (دهگان) خانقاه (خانگاه) قصار (گازر) دانق (دانگ) حرف «گ» به «ق» تبدیل شده است. اما آنچه در یکی از روزنامه‏ها (گویا روزنامه ایران) نوشته شده است که طالخونچه در اصل طالقانچه یعنی طالقان کوچک است، کاملا نادرست است و درست آن این است که در مقابل طالقان خراسان و طالقان ری، در ناحیه اصفهان طالقان جی وجود دارد. و در همان روزنامه آمده است که پس از کشتار هلاکوخان در مراکز اسماعیلیه، طالقانچه به صورت طالقان‏خونی و طالخونی درآمد، که آن هم نادرست است و طالخونچه در گفتار عوام و به صورت مختصر به صورت طالخونی درآمده است. البته بعضی عقیده دارند که «ی» در آخر طالخونی جانشین «جی» یا «چی» است که شباهتی به «چی» علامت نسبت ترکی داردقدس سره‏مثل گاری‏چی و درشکه‏چی و...[. تا اینجا مشخص شد که در ایران، سه طالقان وجود داشته است که اولی، طالقان خراسان است و دومی، طالقان قزوین یا طالقان ری است و سومی، طالقان جی (بر وزن طالقان ری) است که از نظر ساختمان لغوی تبدیل به طالخونچه شده است و کلمه طالقان به معنی ده یا شهر پردرخت عموماً و ده یا شهر پر از درخت سپیدار خصوصاً باشد و طالخونچه درنظرگاه اول در چند سال پیش چنین جایی بود. محمد مهدی بن محمد رضا الاصفهانی صاحب کتاب «نصف جهان فی التعریف اصفهان» اسم این محل را (تالی خونی) آورده و ضمن توصیف شرایط اقلیمی به نوعی خربزه به نام کریم خانی اشاره دارد و آن را با خربزه گرگاب اصفهان به لحاظ کیفی برابر دانسته است. در لغت نامه دهخدا آمده است که خانه‏های این آبادی بیشتر به صورت قلاع ساخته شده است. ساختمان این ده که اکنون به صورت شهر درآمده، حاکی از آن است که اولاً پیدایش آن تدریجی بوده. ثانیاً، شباهت‏های زیادی با ساخت شهرهای پیشین ایران دارد. مساجد و خانه‏های این محل از نظر مطالعه ساز و ساخت قابل توجه است، از مسجدی به نام مسجد خیبر یا مسجد طالار خرابه‏ای بیش نمانده است اما همین خرابه یادآور مسجد جامع شهر اصفهان است. پل‏ها و قلعه‏های طالخونچه نشان دهنده عظمت و قدمت شهر است. طالخونچه محل سکنای تیره‏ای از شرکت‏های یلمه است که قالی‏های آنان در سراسر ایران مشتری‏های فراوان دارد و اصولاً قالی بافی و چاقوسازی و ساخت گیوه‏های معروف اصفهانی و ایجاد صنایع دستی از شغل‏ها و مشغولیات این محل است.
اما آنچه باعث انتساب صاحب بن عباد به این محل شده است یکی اظهارنظر ثعالبی (429 هجری قمری) در کتاب «یتمة‏الدهر» است که ضمن شرح زندگی کافی الکفاة‏ابوالقاسم، اسماعیل بن ابی الحسن عباد بن عباس بن عباد معروف به صاحب وزیر و کاتب رکن الدوله امیر شیعی مذهب آل بویه می‏نویسد «طالقان» که صاحب را بدان نسبت داده‏اند از قرای اصفهان است. دیگر نظر شهر آشوب (480 هجری قمری) در «معالم العلما» است که به همین معنی اشاره دارد. از دیدگاهی دیگر هم می‏توان چنین حدس زد که، اگر صاحب بن عباد در طالقان ری هم متولد شده باشد در زمان انتقال به اصفهان از نظر علقه به محیطی همانند مسقط الرأس خود طالقان جی را مورد توجه قرار داده و اقامت در آنجا را بر جای دیگر ترجیح داده است. جالب توجه این است که در نزدیکی طالخونچه، ده کوچکی به نام اسماعیل طوخان (یاترخان) وجود دارد که گویا محل اختصاصی اقامت صاحب بوده است و طرخان (یاترخان) به معنی رئیس و سرکرده و بزرگوار است. پس این محل به نام اسماعیل بن عبادی است که در آنجا رئیس و سرکرده و بزرگوار بوده است. و جالب توجه تر این است در آن طرف‏ها، ضرب‏المثلی وجود دارد که حاکی از روایت توأم با ظرافتی است و آن ضرب‏المثل این است که می‏گویند:«آینه و اسماعیل طرخان؟» یعنی مگر ممکن است در اسماعیل طرخان آینه پیدا شود و این اشاره‏ای است به این که، شایع بوده است که صاحب بن عباد گفته است من در آینه نگاه نمی‏کنم، زیرا اگر نگاه کنم یک ایرانی در آن می‏بینم! و نشان می‏دهد که این مطلب اولاً از حد یک شایعه تجاوز می‏کند، ثانیاً جای پایی از صاحب بن عباد در این محل را نشان می‏دهد. من خود یکی از فرزندان این محل هستم و پدر من اهل این محل بود (اما مادرم از اهالی شهر اصفهان بود) پدر من روحانی این محل بود و در مسجدی که اکنون به نام اوست (مسجد الرضا) اقامه نماز می‏کرد و مرجع مذهبی اهالی طالخونچه بود و من تا کلاس ششم ابتدائی در طالخونچه تحصیل کردم و بقیه تحصیلاتم در اصفهان و تهران بوده است، اما در تعطیلات زمان تحصیل، در طالخونچه به سر می‏بردم و اکنون که در اصفهان ساکن هستم، گاهی به آنجا سر می‏زنم و عموزادگان من هم اکنون در آنجا زندگی می‏کنند و ما در آنجا خانه پدری را حفظ کرده‏ایم. اماکن تاریخی شهر از اماکن تاریخی شهر، می توان به قلعه سردار یاوری، قلعه ابراهیم خان، مسجد خیبر(که به دلیل عدم رسیدگی و بازسازی؛ فقط خرابه‌ای از آن باقی‌است.)، مسجد حضرت قائم و اماکن تاریخی دیگر که به علّت عدم رسیدگی توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در حال فرسایش‌اند. چندی پیش نیز سردر قلعه سردار یاوری خراب شد. باغ سردار یاوری نیز که در روبروی قلعه قرار دارد، کاملاً خشک شده امّا احتمال جان‌گرفتن این باغ و سرسبزی آن وجود دارد

عسگران(اصفهان)

عسگران شهری است در بخش کرون شهرستان تیران و کرون استان اصفهان ایران می باشد

علویجه(اصفهان)

  • جمعیت :
    5940
  • کد تلفن :
    332
  • سایت شهرداری :
    www.alavijeh.ir

علویجه شهری است در بخش مهردشت شهرستان نجف‌آباد استان اصفهان ایران.
علویجه شهری قدیمی است که با ساختار اصولی شهرک سازی در حال پیشرفت است. زبان گفتاری مردمش نیز با ظهور نسل جدید رو به انقراض است. دارای جمعیتی برابر با 6692 نفر می‌باشد(در آمار سال 85) که اکثریت این افراد را غیربومی‌ها تشکیل می‌دهند چرا که به علت خشکسالی‌های چند سال اخیر بیشتر مردمان آنها به شهرهای دیگر کوچ کرده‌اند. علویجه دارای یک شهرک صنعتی نسبتا بزرگ می باشد.
در دهه‌های اخیر میوه هلوی علویجه زبانزد خاص و عام بود ولی به علتهایی ناشناخته و شاید داغی زمین این میوه دیگر در علویجه پرورش نمی‌یابد. بیشتر باغات آن به زمینهای بایر تبدیل شده و بیشتر جوانان آن در کارخانه‌ها شاغل هستند. این شهر دارای دو دانشگاه پیام نور و جامع علمی کاربردی، دو هنرستان کاردانش، دو دبیرستان و دو آموزشگاه راهنمایی تحصیلی و چهار مدرسه ابتدایی دخترانه و پسرانه می‌باشد.
مصطفی زمانی علویجه و محسن رضایی از جمله قهرمانان این شهر بودند که در درگیری با ساواک شهید شدند

فریدونشهر(اصفهان)

فریدون‌شهر نام شهری در غرب استان اصفهان در ایران است.
شهر فریدونشهر با 13,592 نفر جمعیت مرکز بخش مرکزی شهرستان فریدون‌شهر است.اکثریت مردم فریدونشهر گرجی می باشند. از حدود 400 سال پیش گرجی هایی که در زمان صفویان کوچانده شده اند در فریدون شهر زندگی می کنند.

جغرافیا
شهر فریدونشهر با پهنه‌ای حدود پنج کیلومتر مربع در غرب استان اصفهان در 32 درجه و 56 دقیقه و 15 ثانیه پهنای شمالی و 50 درجه و7دقیقه و 15 ثانیه درازای شرقی نسبت به نیمروز گرینویچ قرار دارد.
فریدونشهر منطقه‌ای است کوهستانی که بین دو رشته کوه از رشته کوههای زاگرس درست در محلی از قسمت اعظم راههای منطقه بختیاری به آن می‌پیوندد قرار گرفته و از دیرباز مرکز خرید و فروش عشایر ایلهای بختیاری بوده‌است. منطقه‌ای بسیار خوش آب و هواست به طوری که بسیاری از کارمندان شرکت نفت در منطقه خوزستان مدت 5 ماه از بهار و تابستان را در این منطقه می‌گذرانند و بعضی از آنها ساختمانهایی نیز احداث کرده‌اند. زمستانهای پربرف و تابستانهای دل انگیز دارد. در نزدیکی شهر یک پیست اسکی نیز وجود دارد.اکثریت جمعیت آن گرجی است و به زبان گرجی تکلم می‌کنند. فریدونشهر دارای شهرداری و فرمانداری ، بخشداری ، پاسگاه ژاندامری ، اداره جنگل بانی و کشاورزی، آمار، بانکهای صادرات، ملی، کشاورزی، پست و تلگراف و تلفن و از زمانهای خیلی پیش به علت موقعیت جغرافیایی دارای شیکه بی سیم و مراکز ارتباطی دیگر بوده‌است. موقعیت جغرافیایی و شرایط طبیعی فریدونشهر ایجاب می‌کند که بیشتر کارها در این منطقه به صورت دسته جمعی انجام گیرد و جنبه تعاون داشته باشد زیرا مدت 5 ماه از سال بیشتر منطقه از برف پوشیده شده‌است و تا چند سال پیش خود فریدونشهر نیز مدت 3 تا 4 ماه بر اثر بارندگی ارتباطش با سایر نقاط قطع می‌شد. بر اثر گذشته زمان از تعدد کارهای تعاونی کاسته می‌شود واین گونه کارها تغییر شکل و فرم داده جنبه انفرادی به خود می‌گیرد.

نام
بر اساس مدارک و شواهد مکتوب و شفاهی، فریدونشهر در طول تاریخ اسامی مختلفی یافته‌است. شهر فریدونشهر تا سال 1359ه ش «آخوره بالا» نامیده می‌شد نام فریدونشهر در گذشته آخوره بوده‌است که در سال58 از میان نامهای پیشنهادی همچون گرجی شهر، گل شهر، فریدنشهر و فریدونشهر نام اخیر انتخاب و تصویب گردیدواژه «آخور» یعنی آخر و آخره فعل امر آخره یعنی آخوربریا آخورسالار رئیس اصطبل در دوران ساسانیان بوده وآن را دستوربان و آخورسالار را آخوربذ در این دوران می‌گفتند فارسی زبانان به ویژه بختیاریها با اقتباس به شاهنامه فردوسی آن را شهرفریدون پیشدادی می‌دانندبقعه ای نیزدرروستای مشهدکاوه است که آنرامحل دفن کاوه آهنگرمیدانند... چون فریدونشهر در گذشته بزرگ‌ترین ناحیه جمعیتی در آخرین بخش فریدن بوده‌است به نام «آخره» و اندک اندک به صورت آخره وآخوره درآمده‌است وچون دو آبادی در نزدیکی هم بوداند آخوره بالا را فریدونشهر ودیگری را آخوره پایین (وحدت آباد کنونی) نامیده‌اند در روزگار باستان نواحی فریدن و فریدنشهر «پرتیکان» به معنای محل با شکوه نامیده می‌شد. چون واژه فریدونشهر هم به معنی با شکوه وجلال است به این محل «فریدونشهر» گفته‌اند. پرتیکان در اصل یکی از طایفه‌های قوم پارس بودند که در منطقه نشیمن گزیدند.

گرجی ها در ابتدای ورود به این منطقه در عصر شاه عباس اول صفوی به یاد ناحیه‌ای زیبا در گرجستان روستای سکونت خودرا مارتقوپی نامیدند (که از منابع تاریخی از آن به عنوان مردانقوب یاد شده‌است) بعد از مدتی این نام فراموش و لفظ سوپلی (آبادی) جایگزین شد که گرجیان اکنون این شهر را به این نام می‌خوانند

فلاورجان(اصفهان)

  • جمعیت :
    38224
  • کد تلفن :
    335

فِلاوَرجان شهری است در شهرستان فلاورجان استان اصفهان ایران.
نام این شهر عربی‌شده واژه پل‌آورگان فارسی است.
شهرستان فلاورجان دارای دو بخش مرکزی و گرگن شمالی است.شامل شهرهای فلاورجان ، قهدریجان ، ‏‏کلیشاد وسودرجان ‏‏‏‏وابریشم و ایمانشهر می‌باشد. دارای روستاهایی مانند جوجیل و می‌باشد.دراین شهر شاعران بزرگی همچون جعفر آغشءی و داریوش رمی نیز در سده دوازدهم ه.ق درعرصه ادبیات زیست داشته اند

قمصر(اصفهان)

قمصر سکونتگاهی است که به لحاظ موقعیت هندسی ،َ26  0 51  طول شرقی و َ45  0 33  عرض شمالی واقع شده است . این شهر با ارتفاع متوسط 1900 متر از سطح دریا هم چون کمربندی سبز با بازوهای متعدد در امتداد دره های کم شیب کوه های بخش مرکزی ایران ، تنیده شده است.
قمصر از نظر حدود جغرافیایی در محدوده سیاسی – اداری استان اصفهان بوده، و به لحاظ تقسیمات استانی ، زیر مجموعه شهرستان کاشان است .
قمصر به عنوان نقطه ی شهری و مرکزی بخش قمصر در دامنه های کوهستانی جنوب شهر کاشان است . بخش قمصر با 25 آبادی دارای سکنه ، شامل دو شهر است به نام های قمصر و جوشقان کامو و دهستانهای قهرود و مسلم آباد و حسین آباد ، قزاآن و الزگ و کلوخ می باشد .
قمصر در فاصله 30 کیلومتری کاشان و در فاصله 160 کیلومتری از شهر اصفهان – از مسیر جاده قهرود – قرار دارد و 180 کیلومتری اصفهان از طریق اتوبان تهران-کاشان- اصفهان قراردارد که با عنایت به همت و حمیت خیر بزرگوار جناب آقای منوچهری در ایجاد بزرگراه قمصر کاشان ، مسافران و گردشگران به سهولت و امنیت می توانند به این ملی شهر سفر کنند.
قمصر را در مباحث اقلیمی می توان اینگونه بر شمرد :
میزان بارش قمصر ضمن اختلاف فاحش با بارندگی منطقه کاشان، حتی نسبت به سایر ایستگاه های کوهستانی ، از میانگین بالایی برخوردار است.

در مجموع به لحاظ اقلیمی ، در درون بافت باغ شهر ، زیر سایه درختان و کنار جوی های آب روان حتی شرایط مطلوب تری وجود دارد و در اثر رطوبت بالای نسبی هوا ، زمستانهای سرد ولی با سرمائی آرام و ملایم و تابستانهای معتدل ، شرایط آب و هوائی مطلوب و دلپذیری را در حاشیه کویر برای منطقه به ارمغان آورده که ممتازترین ویژگی این شهر محسوب می گردد، زیرا در تمام عرصه های تاریخی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی به عنوان عنصری مثبت در توسعه شهر مطرح بوده است.

قمصر و خصوصیات کلی حوضه آبریز رودخانه قمصر
حوضه از ارتفاعات جنوبی شهر قمصر سرچشمه می گیرد. این ارتفاعات سرد و برف گیر بوده که بلند ترین قله آن گرگش (قله رفیع)با ارتفاع 3588 متر ، (در ردیف کرکس) پایدارترین کانون آبی و منبع تغذیه کننده آبهای سطحی و زیرزمینی منطقه قمصر و مناطق اطراف می باشد. رودخانه قمصر از ارتفاعات 300 متری جنوب جوره شروع شده ، با عبور از وسط قمصر در ارتفاعات 1100 متری به دشت کاشان و در نهایت به پایاب خود ، مسیله قم می ریزد.

در بین آبهای سطحی این حوضه ، مهمترین جریان آب سطحی رودخانه قمصراست که از یک سو در تمام ایام سال دائماً در جریان است، و از دیگر سو ، تغییرات دبی بسیار زیادی دارد که براساس تقسیم بندی تاریخی و ملکی ، که طبق حد متوسط آب دهی در فصل تابستان صورت گرفته (6 دانگ)،شامل 6 جوی است.
منابع آبهای زیرزمینی (قنات و چاه)
قنات
مطالعه درباره پراکنش جغرافیایی و تعداد قنوات دره سبز قمصر بیانگر نکات مهمی است دراین کانون آب گیر ، گستره فعالیت های ساکنان به اندازه ای بوده است که با وجود منابع زیاد آب منطقه و جمعیت کم ، بیش از92 رشته قنات کوچک و بزرگ حفر گردیده و تا حد امکان از منابع زیر زمینی قابل دسترس استفاده گردیده است. این قنوات از انتهایی ترین ، قسمت حوضه یعنی فرفهان و درلا در شمال، تا انتهای دره های مشرف به چشمه سربیشه و جوره رودخانه در جنوب قمصر گسترش دارد. در زمینه مشخصات کلی آن ها می توان گفت: طول این قنوات از چند متری شروع شده و بزرگترین آن ، قنات توت و سپس قنات جزاوند (بالا) که به بیش از 1100 متر می رسد و عمق چاه مادر آن نیز حداکثر 54 متر است.

 چاه
سابقه بهره برداری از منابع آب زیر زمینی به شکل چاه درقمصر ،به دوران اخیر باز نمی گردد ، چاههای معدودی در گذشته وجود داشته ، که از حد مصرف شرب خانگی و عمق کم فراتر نمی رفته است. با ورود الکترو پمپ به منطق – خاصه از دهه پنجاه به بعد حفر چاهها ی مختلف عمیق و نیمه عمیق در تمام نقاط این دره کم وسعت افزایش روز افزون دارد. بر اساس مطالعات انجام شده ، بیش از 350 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق در سطح شهر حفر گردیده است. این روند فزاینده به نحوی است که اکنون ضمن گسترش تعداد چاه های نیمه عمیق ، برمیزان چاه های عمیق – که بیشتر سازمان دهی دولتی آن ها را حفر می کنند افزوده می شود. درپایان می توان گفت: بیش از 25 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق دولتی و خصوصی با دبی بالای 5 لیتر در ثانیه در سطح شهر، فعال هستند و بقیه نیز در سطحی کم تر این گونه اند. نتیجه چنین فرایندی کاهش حداکثر 20 متر سطح ایستابی آب های زیرزمینی در دو دهه اخیر و همچنین خشک شدن و یا افت شدید دبی اکثر قنوات منطقه است که تبعات آن روز به روز افزایش می یابد، به نحوی که در طرح جامع آب شهرستان ، این منطقه از نظر ایستابی ، بحرانی اعلام شده است.

براساس تقسیمات ساختمان زمین شناسی ایران ، محدوده زمین ساختی قمصر روی کمربند آتشفشانی – رسوبی ، یعنی قسمت غربی زون (zone ) ایران مرکزی واقع شده است. که در برخی از نوشته های جغرافیایی به عنوان رشته کوه های مرکزی ایران توصیف می شود. ویژگی اصلی این ارتفاعات حاکمیت سنگ ها ی آتشفشانی – رسوبی " دوره سنوزوئیک " به ویژه " ائوسن " است که بر روی سنگ های چین خورده قدیمی تر قرار گرفته ، و تعداد زیادی توده های نفوذی بزرگ و کوچک در دوران سوم این کوه ها را قطع کرده است.

وضعیت توپوگرافیک (ناهمواری ها)
در جنوب و جنوب غربی قمصر، مجموعه ارتفاعا ت3000 متری است که درنهایی ترین ارتفاعات آن – با حداقل 10 کیلومتر فاصله از شهر -  ارتفاعات گرگش درکنار جوره با ارتفاع 3588 متر، است ، که به عنوان مرتفع ترین نقطه ارتفاعی منطقه کاشان معرفی می شود. مجموعه عظیم این توده های گرانیتی چون سدی ارتباط جنوب قمصر را با نواحی پیرامون کامو- جوشقا ن و امکان ایجاد راه عبوری را از قمصر سلب کرده است . البته نباید فراموش کرد که در آب و هوا ی منطقه تأثیرات مثبت زیادی داشته است.

در قسمت غرب شهر قمصر نیز مجموعه کوه های اسبی (3120 متر)، در شرق میدان و کوه سم با ارتفاع 2570 متر ، در شمال شهر کوه اشک با ارتفاع 2230 متر ، گسترده وار ، شکل گرفته و عامل مسدود کننده بین شهر با دشت کاشان است. در قسمت های شرقی نیز کوه های لارفات با ارتفاع 2370 متر شهر را محدود ساخته است. در بین این مجموعه کوهستانی که همچون دیواری دور تا دور شهر را احاطه کرده است ، دره جنوبی – شمالی ، که محور اصلی شیب داخل شهر و مسیر رودخانه را تشکیل  می دهد، قرار دارد که از پای کوههای گرگش شروع شده ، با عبور از داخل شهر از طریق دره تنگ و متعددی به این جریان اصلی منتهی می شود. درنتیجه درابتدای تکوین، شهر بر پادگانه های آن جوانه زده ، در طی زمان رشد کرده است.

بافت شهر در همین سطح (1700-2000 ) و با ارتفاع متوسط 1900 متر، در طول زمان به شکل ستاره ای با تبعیت از این توپوگرافی بر آبرفت های کم شیب ، درون دره ها تنیده در نهایت با برخورد به دامنه های پرشیب متوقف گردیده است. در مجموع در چنین فضایی به غیر از مدخل ورودی شهر ، هر گونه ارتباط با فضای خارج از شهر سلب شده است.

درباره آثار مثبت این کوهستان ها باید گفت : ناهمواری ها ، آب و هوای کوهستانی و ریزشهای به نسبت زیاد برف و باران ، از سویی تبخیر و حرارت کمتر، اعتدال بی نظیر آب و هوایی را برای قمصر به ارمغان آورده است ؛ به گونه ای که با تغذیه و تأمین آب های سطحی و زیرزمینی کافی ، امکان حیات و فعالیت مطلوب را برای ساکنان خود فراهم ساخته و به طور تاریخی علت پی ریزی شهر قمصر است.

زبان و لهجه
ساکنان قمصر اساساً زبان فارسی است. البته در بیان مطالب و نحوه تلفظ لغات و به کاربردن صدای حروف (کسر و فتح و ضم) تفاوت هایی دیده می شود که این خود متأثر از رواج و نفوذ گویش مشهور مردم کاشان است. از دیدگاه زبان شناسی علمی نیز زبان ساکنان قمصر را باید فارسی ، ولی با گویش کاشانی نام نهاد . از حیث زبان شناسی تاریخی ، زبان و گویش ساکنان برخی از روستاهای بخش قمصر نظیر قهرود کاملاً با زبان فارسی امروزی متفاوت است و به طور کلی به علت در حاشیه ماندن این روستا از تحولات تاریخی و دگرگونی های فرهنگی و روحیه مقاومت و پایداری در برابر تجدد زبان کنونی ساکنان این روستا زبان پهلوی ساسانی است و بطور کامل رواج دارد. در پایان خاطر نشا ن می شود که در محاوره معمول ساکنان قمصر ، الفاظ، لغات خاص و غیر مرسوم و نامأنوس زیادی به کارمی رود که تعداد آنها اندک نیست و این در جای خود نیازمند معرفی اساسی است .

تعیین محدوده محلات و معرفی ویژگیهای آن ها
محلات شهر قمصر به علت جدایی از یکدیگر در طول زمان ، تمام عناصرعمومی و اجتماعی لازم را در خود پرورانیده اند؛ به نحوی که هر محله دارای مساجد و تکایای بزرگ و منظم ، حمام، آب انبار، مدرسه ابتدایی، مراکزتجاری و ...است. و در اینجا لیست بعضی از محله های شهر قمصر را نام می بریم: بالا، بن رود، پائین، سادات، سردشت، سررود، فرفهان، مازگان و میان ده.

 آثار تاریخی
قمصر در هزار توی تاریخ خود ناگفته هایی چنان گنجینه های گرانبها دارد که تاکنون بر اثر عوامل گوناگون مهجور و ناشناخته مانده است. آوای قمصر بر آن است از این شماره به مساعدت محققین و دانشجویان به این مهم پرداخته و دیوان گذشته را در برابر دیدگانتان ورق زند.
 در 5 کیلومتری شمال قمصر و 30 کیلومتری جنوب کاشان، در تنگنای رودخانه قمصر به طرف جلگه کاشان سدی موسوم به سد قمصر ساخته شده است.

تاریخ ساخت سد را به دوره سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی (485-465 ه-ق) نسبت داده اند. با توجه به شباهتهای بسیاری که میان طرح و معماری ساختمان فعلی سد قمصر با سد قهرود وجود دارد این نتیجه حاصل می شود که سد مربوط به ملکشاه سلجوقی به مرور زمان تخریب گردیده و مجدداً در دوره صفویه (شاه عباس اول) سد فعلی برروی شالوده سد باقی مانده از سد دوره سلجوقی احداث شده است.

دیوار سد در عمق دره در حدود 40 متر طول و در سطح فوقانی در حدود 80 متر طول و 22 متر ارتفاع دارد. ضخامت دیواره سد ظاهراً در مرحله اول ساخت حدود 14 متر بوده که بعداً به حدود 26 متر افزایش یافته است . مصالح مورد استفاده در سد سنگ و ملات ساروج می باشد. دیواره اصلی سد در قسمت زیر آب و در وسط دارای جزر پشتیبانی محکمی بوده ، که دیواره را در مقابل فشار وارده از طرف مخزن حمایت می کرده است . ظاهراً این جزر کافی نبوده و مجدداً در قسمت زیر آب و به فاصله 5/12 متری دیواره اصلی ، دیواره دیگری به ضخامت 3 تا 4 متر کشیده شده است . سپس فاصله بین آن دو را با سنگ و ملات پر نموده اند . در حاشیه شرقی سد، رأس بقایای آب گذاری باقی مانده که ظاهراً آب اضافی و طغیانی سد از طریق آن خارج می گردیده است . معمار سد جهت تنظیم بموقع آب پشت سد و جلوگیری از فشار وارده بر دیواره آبگیر از طریق آن خارج می گردیده است . معمار سد جهت تنظیم به موقع آب پشت سد و جلوگیری از فشار وارده بر دیواره آبگیر (مخزن) اقدام به ساخت دو دریچه برجی شکل به فاصله حدود 20 متر از یکدیگر بر روی دیواره سد نموده است.

این دو دریچه یکی سالم و دیگری تخریب شده است. دریچه های برجی شکل سد از نظر طرح و ساختمان قابل قیاس با این دریچه برجی شکل سد قهرود می باشد. بدین صورت که داخل هر برج به صورت دو لوله استوانه ای متداخل در هم ساخته شده و دور تا دور لوله داخلی ، راه پله مارپیچ قرار گرفته که از طریق آن به دریچه خروجی آب دسترسی پیدا می کرده اند. وظیفه لوله خارجی علاوه بر تأمین روشنایی برای راه پله مارپیچ ، جلوگیری از تخریب برج بوسیله جریان آب بوده است ، زیرا زمانی که آب با فشار زیاد در داخل تونل جریان می یافته و نیروی مکندگی دریچه خروجی آب نیز بالا بوده ، این استوانه بوسیله مرتبط ساختن قسمت داخلی تونل با هوای خارجی مانع از اثر تخریب جریان آب می شده است. در مواقع نیاز به آب سد ، تخته های دریچه خروجی آب را بوسیله دیلمی که به طنابی محکم متصل بوده و به اندازه دلخواه بال کشیده و آب را در تونل به جریان می انداخته اند شدید و مخرب از رسوب گل و لای سیلاب تابستانی سال 1335 شمسی انباشته می شود

قهدریجان(اصفهان)

موقعیت جغرافیائی شهر قهدریجان
براساس تقسیمات کشوری شهر قهدریجان یکی از نقاط شهری شهرستان فلاورجان است که در24 کیلومتری شهر اصفهان و پنج کیلومتری فلاورجان قراردارد. شهر قهدریجان در دشت وسیعی قرار گرفته که از هر سو اراضی زراعی آن را احاطه نموده‌است. در شمال آن اراضی زراعی منتهی به کهریزسنگ و در جنوب اراضی منتهی به فولاد شهر ودرشرق اراضی منتهی به روستای جوجیل و دشتچی وشهر فلاورجان ودر غرب اراضی منتهی به دشت نجف آباد قرار دارند.

قهدریجان با 1680 متر ارتفاع از سطح دریا در طول جغرافیایی 51 درجه و 30 دقیقه وعرض جغرافیایی 32 درجه و 30 دقیقه در دشت همواری قرار گرفته که در جهت شرق به غرب فاقد شیب بوده و تنها در جهت جنوب به شمال و غرب به شرق از شیب ملایمی برخوردار است.

سابقه تاریخی قهدریجان
به دلیل تحقیقات ناکافی و منابع بسیار اندک فعلا در این زمینه اطلاعات چندانی قابل ارائه نیست. با این حال برخی مطالب پراکنده مربوط به سابقه تاریخی شهر قهدریجان از منابع مختلف جمع آوری شده که در این قسمت ارائه می‌گردد. به نقل از برخی منابع تاریخی و برخی تحقیقات صورت گرفته بعد از خشک سالی ای که در روستائی به نام زارچان (در قدیم‌الایام در نزدیکی محل کنونی شهر قهدریجان واقع بوده) روی می‌دهد اهالی این روستا به قهدریجان مهاجرت می‌کنند. همچنین نقل شده‌است که روستائی دیگر به نام (فهران) نیز در حوالی محل کنونی شهر قهدریجان وجود داشته که دارای سابقه تاریخی طولانی بوده و بعد از حمله افاغنه به اصفهان این روستا نیز نابود می‌شود و مردم آن دیار نیز به قهدریجان مهاجرت می‌نمایند. البته پیش از این مهاجرت‌ها نیز احتمالاً قهدریجان خالی از سکنه نبوده‌است. در کتب و رسالات قدیم همچون صورت‌الارض نوشته ابن حوقل و معجم‌البلدان یاقوت حموی به کرات از خولنجان (خان لنجان) سخن به میان آمده‌است «از ایالات جبال است و مشتمل بر روستاهای بسیاری است» از جمله این روستاها که در گذر ایام رشد و توسعه یافته قهدریجان است که در قرن هشتم هجری حمدا... مستوفی در کتاب خود (تاریخ گزیده) هنگام بحث درباره ولایات اصفهان از آن نام می‌برد. در گذشته قهدریجان به عنوان یکی از روستاهای آباد لنجان بوده‌است. و در حالی که جمعیت ایران در دوره قاجاریه به شدت کاهش می‌یابد. به نوشته تاریخ مسعودی (نوشته ضله سلطان) جمعیت آن بالغ بر سه هزار نفر می‌شده‌است.

منقول است که در عهد قاجار قهدریجان قلعه‌ای بوده که دیوارهائی آن را محصور می‌نموده واین قلعه دارای چهار دروازه بوده که در حال حاضر آثاری از آن باقی نیست و خانه‌های مسکونی قلعه توسط کوچه‌ها و گذرها از هم جدا می‌شده‌اند که به دو بخش علیا و سفلی تقسیم می‌شده که این گذر پس از افزایش جمعیت و از بین رفتن قلعه تبدیل به خیابان اصلی شهر می‌شود. همچنین از مالکین بزرگ قهدریجان در عهد قاجار ظل‌السلطان بوده که در قهدریجان صاحب کاخی نیز بوده‌است.

آنچه گفته شد همگی دلالت بر قدمت و حکایت ازجهات تاریخی قابل توجه و قابل تحقیق قهدریجان دارند.

گرچه اکنون جمعیت قهدریجان از سی هزار فزونتر است معذالک گوئی که بدلیل غالب بودن فعالیت کشاورزی بین اهالی آن هنوز ویژگی (معظم قری) بودن خود را حفظ کرده‌است.

چرا که سه عامل مهم یعنی خاک مناسب , آب زاینده رود و مردم زحمت‌کش, قهدریجان را مبدل به یکی از قطب‌های مهم کشاورزی منطقه و حتی کشور نموده‌است.

قهدریجان در سال 1347 با افزایش جمعیت نام شهر به خود گرفت و شهرداری آن تاسیس گردید که در بدو تاسیس، شهرداری کار خود را در منزل شخصی خیر بنام حاج محمود شفیعی آغاز نمود و در سال 1348 با واگذاری قطعه زمینی به مساحت بیست هزار مترمربع در غرب شهر از طرف مردم ساختمان اداری شهرداری با مساحت پانصد متر مربع در آن احداث گردید. و درسال 1350 شهرداری از منزل حاج محمود شفیعی به محل جدید انتقال یافت که از سال تأسیس شهرداری (1347) تاکنون شانزده شهردار تصدی آن را عهده دار بوده‌اند.

شهردار فعلی قهدریجان آقای علی مشرفی نیز در تاریخ 31/5/82 از سوی شورای اسلامی شهر قهدریجان و تأیید استانداری محترم اصفهان به عنوان شهردار قهدریجان منصوب گردیدند.

وجه تسمیه شهر قهدریجان
نام قدیمی شهر قهدریجان در گذشته کدرگان بوده (به لهجه محلی «کدرگون») که به نظر برخی محققان این نام از آن جهت گذاشته شده که مردم قهدریجان اغلب کشاورز بوده‌اند و گونه‌های آنها بر اثر آفتاب کدر شده‌است و کدرگون هم به معنی کدرگونه‌است که هنوز هم در گویش عامه افراد مسن در قهدریجان و روستاهای اطراف این محل را کدرگان(کدر گون) می‌خوانند. در مورد نام کنونی قهدریجان دو نظر وجود دارد. یکی اینکه نام قدیمی قهدریجان در اصل به صورت کدرگون وبه معنی کدرگونه نیست بلکه به صورت کدرگان بوده وبه معنی محلی است با خاک تیره و کدر (اتفاقا صحرایی با نام قدیمی سیاهه و کنونی زارچان در شمال قهدریجان وجود دارد که در دوره‌های قدیم سکونتگاه قومی بوده که بعدها بنا بر دلایلی در قهدریجان سکنی گزیده‌اند.) و مثل لارگان که گان به جان تبدیل شده, در این لغت یعنی کدرگان نیز چنین تغییری صورت گرفته و به صورت کدرجان در آمده و کثرت استعمال در بیان عوام آن را به صورت قدرجان در آورده‌است و علت استعمال لغت فعلی یعنی قهدریجان به واسطه صحیح نوشتن و صحیح گفتن و ازحالت عامیانه خارج کردن لغت قدرجان است.

نظر دوم بدین شرح است که ظله سلطان که در زمان قاجار حاکم اصفهان بوده‌است. به جهت شجاعت زیاد مردم قهدریجان و علاقه زیادی که به مردم.این محل داشته این محل(کدرگون) را قدرجان نامیده به این معنا که «من مردم این محل را به قدر جانم دوست دارم» و قدرجان به تدریج تبدیل به قهدریجان شده‌است. که نظر دوم بیشتر نقل می‌شود و به نظر می‌رسد بیشتر به واقعیت نزدیک باشد. همچنین گفته می‌شود در بازسازی بنای مسجد بزرگ قهدریجان که قدیمی ترین مسجد شهر است نیز سنگ نوشته‌ای یافت شد که از قهدریجان با نام کهدریگان نیز نام برده شده‌است اما اکنون هیچ اثر یا اطلاعی از آن در دست نیست. قابل ذکر است که قبلا شهر به صورت قلعه‌ای با چهار دروازه بوده که بعضی نام قهدریجان را با در نظر گرفتن «جان» به عنوان پسوند و «ی» میانوند هم ریشه یا مرتبط با لغت «قلعه» می‌دانند.البته این نظر تقریباً هیچ مدافعی ندارد!

کاشان(اصفهان)

  • جمعیت :
    253509
  • کد تلفن :
    361
  • سایت شهرداری :
    www.kashan.ir

شهر کاشان مرکز شهرستان کاشان است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران برابر با ۲۴۸٬۷۸۹ نفر بوده که در فاصله ۲۷۰ کیلومتری از جنوب تهران، پایتخت ایران، ودر بین دامنه کوه کرکس نطنز و دشت کویر سکنی دارند.این شهرستان از شمال بهآران و بیدگل ، از جنوب به نطنزو اردستان، از غرب به کوه کرکس و سیاه کوه و شهرستان محلات و اراک و از شرق به کویر مرکزی ایران محدود است. کاشان از نظر جمعیت بیستم و در رده یازدهمین شهر صنعتی ایران قرار می‌گیرد که دلیل آن وجود کارخانجات متعدد فرش ماشینی (بیش از یکصد کارخانه)، کارخانه تولید ورق گالوانیزه و کارخانجات تولید قطعات خودرو و مونتاژ است.در همین 3 الی 4 سال اخیر کارخانه ی تولید لوله های نشکن داکتیل هامون نایزه و همچنین کارخانه تولید خودرو سایپا کاشان تاسیس شده است. قدمت صنایع نساجی در این شهر به تولیدات شعربافی شامل مخمل بافی، زربافی و حریربافی برمی‌گردد که هم اکنون بیش از چند هزار نفر در کارخانجات نساجی مشغول به کار می‌باشند.

شهرت این شهر بیشتر به واسطه گلاب و فرش دستباف وآثار باستانی و جاذبه‌های توریستی متعدد آن است. کاشان به دارالمومنین، شهر عقرب‌ها، دروازه کویر...مشهور است.از محصولات کشاورزی آن می‌توان به انواع غلات و میوه‌های فصلی اشاره نمود. غذای مورد علاقه در بین مردم این شهر آبگوشت و بالاخص گوشت و لوبیا می‌باشد.

آثار تاریخی و دیدنی فراوانی در این شهر وجود دارد که از آن میان می‌توان به باغ فین، مسجد و مدرسه آقابزرگ، خانه عامری‌ها، خانه عباسی‌ها، خانه طباطبایی، خانه بروجردی، حمام سلطان امیراحمد و قبر شاه عباس صفوی... اشاره نمود.

کرکوند(اصفهان)

  • جمعیت :
    7002
  • کد تلفن :
    335

کرکوند یکی از شهرهای استان اصفهان در ایران است. این شهر در بخش مرکزی شهرستان مبارکه قرار دارد.
کرکوند از طریق اسکان یک قبیله کوچ نشین و به احتمال قوی در دوره مغول و به‌دنبال اصلاحات غازان خان بوجود آمده است این مطلب را ساختار دستوری واژه کرکوندکه دارای پسوند اتصاف قبیله‌ای و عشیره‌ای است نیز تأیید می‌کند در اسناد و مدارک باقیمانده از دوره صفوی بویژه در طومار شیخ بهایی کرکوند با همین نام آمده است . شواهدی وجود دارد که مرکزیت این محل در اوایل دوره صفویه و پیش از آن در شمال محل فعلی در سمت غرب ده کهنه باغ معروف به باغ نواب بوده است.

در سمت غرب باغ نواب که تا چندی پیش در سال قبل هنوز بعضی از سنگ مزارهای آن موجود بوده است . تاریخ سنگها و موقعیت محل گویای برجسته خاندان صفوی بنام میرزا رضی نوه دختری شاه عباس اول می‌داند و او همان کسی است که به جرم تصرف در موقوفات بدستور شاه عباس دوم اموالش توقیف و خودش کور شد . خیر آباد ا... قلی خان یکی از محله‌های کرکوند روستائی است که در دوره صفویه به همین نام موسوم بوده است سیاهبوم در آن زمان رمضان آباد و باغشاه یکی از مزارع محله سورچه پائین از روستای دوره قاجار که تابع سمیرم و در اوایل دوره پهلوی جرو دهستان اشیان و تابع لنجان علیا بوده است.

جمعیت شهر کرکوندطبق آمارسازمان مدیریت و برنامه ریزی در سال 1379 بالغ بر 6840 نفر و طبق آمار خانه بهداشت بالغ بر 9000 نفر می‌باشد درصد جمعیت باسواد این شهر 84,9 درصد و این نسبت برای افراد لازم التعلیم 98,7 درصد بوده است . مردم از فرهنگ و روحیه اشتراک مساعی خوبی با یکدیگر برخوردارند . وجود مقبره امامزاده حلیمه خاتون در این شهر از ویژگیهای دیگر آن می‌باشد که اهالی وجود آن را برای شهر و ساکنین موجب برکت و حفظ شهر در مقابل خشکسالی و بلایای مختلف می‌دانند .

کتابخانه عمومی شهرکرکوند با جذابیت بسیارمطلوب از ویژگیهای فرهنگی این شهرمحسوب می‌گردد. شهر کرکوند متشکل از محلات کرکوند ، سورچه پائین ، خیر آباد ، سیاهبوم و شهرک محمدیه با جمعیتی در حدود 7200 نفر در حاشیه جلگه سر سبز زاینده رود در 65 کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان و 5 کیلومتری غرب شهر مبارکه و در بین ارتفاعات زاگرس شرقی مابین چاله سنندج به سیرجان بر روی طول جغرافیایی 48,51 شرقی و عرض جغرافیایی 22,32 واقع شده و از جنوب به مجتمع فولاد مبارکه ، از غرب به شهرستان لنجان و از شرق و شمال به شهرستان مبارکه محدود می‌شود و عبور مسیر ترانزیتی گذرگاه غرب از مرکز این شهر می‌باشد.

کمشجه(اصفهان)

  • جمعیت :
    4395
  • کد تلفن :
    312

کُمِشْجــِه شهری است در بخش برخوار شهرستان برخوار و میمه استان اصفهان ایران.
این شهر دارای معدن گچ خاکی است

کمه(اصفهان)

  • جمعیت :
    2310
  • کد تلفن :
    322

کُمه شهری است در بخش پادنا شهرستان سمیرم استان اصفهان ایران.
کمه جنوبی‌ترین شهر استان اصفهان است. این شهر در کوه‌پایه‌های خاوری قله دنا (واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد) قرار گرفته و منطقه‌ای سردسیر است.
چشمه بابازرنگ از نقاط دیدنی کمه است.
در سال 1386 تنها کتابخانه بخش پادنا که در کمه دایر بود به علت مشکلات مالی تعطیل شد

کوشک(اصفهان)

  • جمعیت :
    11271
  • کد تلفن :
    312
  • سایت شهرداری :
    www.kooshk.ir

کوشک شهری است در بخش مرکزی شهرستان خمینی‌شهر استان اصفهان ایران

کوهپایه(اصفهان)

  • جمعیت :
    4700
  • کد تلفن :
    312

کوهپایه شهری است که در 70 کیلومتری شرق شهر اصفهان واقع شده‌است .این شهر از طرف شمال با شهرستان اردستان از طرف جنوب با بخش‌های جلگه ، بن رود و جرقویه علیا و سفلی و از طرف شرق با شهرستان نائین و از طرف غرب با شهرستان اصفهان در ارتباط است این شهر از نظر تاریخی قدمت زیادی داردونیز شامل روستاهای زیادی می‌باشد که از جمله مهمترین انها عبارت است از امامزاده قاسم که در 15 کیلومتری شرق این شهر واقع شده و محل زیارت امامزاده قاسم فرزند موسی بن جعفر و برادر امام رضا می‌باشد.این روستا در ایام محرم و به خصوص در روز عاشورا پذیرای تعداد زیادی از مشتاقان می‌باشد

کهریزسنگ()

  • جمعیت :
    8267
  • سایت شهرداری :

گز( گزبرخوار)(اصفهان)

گز شهری است در بخش مرکزی شهرستان برخوار و میمه استان اصفهان ایران.
گز شهری است در استان اصفهان که بین شهر اصفهان وشاهین شهر قرار دارد.
بیشتر ادامه نام خانوادگی مردم گز را «جَزی» تشکیل می‌دهد. مردم گز زبانی به نام گزی دارند که این زبان در حال حاضر رو به نابودی است. زبان گزی تا 50 الی 60سال پیش در میان مردم گز رواج داشته‌است. این زبان کاملاً ایرانی بوده و اصالت خود حفظ کرده. برخی می‌گویند نزدیکی بسیاری به زبان پهلوی دارد. اما امروزه فقط افراد خاصی زبان گزی را بلد هستند. این افراد به دو دسته تقسیم می‌شوند:کسانی زبان گزی را می‌فهمند ولی نمی‌توانند سخن بگویند.
کسانی که هم می‌فهمند و هم می‌توانند سخن بگویند.
شهر تاریخی گز برخوار در دشت نسبتاً مسطحی قرار گرفته که فاقد عوارض طبیعی است. این شهر به فاصله 15 کیلومتری شمال اصفهان و کنار اتوبان اصفهان – تهران واقع شده است. از نظر تقسیمات کشوری از توابع شهرستان «شاهین‌شهر و میمه» از استان اصفهان محسوب می‌گردد. طول شرقی شهر گز از نصف‌النهار گرینویج 51 درجه و 39 دقیقه و 40 ثانیه و عرض شمالی آن از خط استوا 32 درجه و 38 دقیقه و 30 ثانیه است. ارتفاع آن نسبت به سطح دریا حدود 1500 متر و جمعیت آن بالغ بر بیست هزار نفر می‌باشد. از نظر آب و هوایی دارای آب و هوای نیمه‌صحرایی و از لحاظ اقلیم‌شناسی جزء اقلیم نیمه‌بیابانی خفیف به شمار می‌رود. بارندگی آن کمتر از شهر اصفهان و تبخیر آن زیادتر است. خاک‌های منطقه عموماً از جنس رس با چسبندگی نسبتاً زیاد با کمی شن و ماسه است.
اقتصاد شهر گز در گذشته مبتنی بر زراعت و دامداری و صنایع دستی بوده است ولی در حال حاضر تعداد کثیری از افراد فعال این شهر در فعالیت‌های کارگاهی و خدماتی و صنعتی مشغول هستند. کشاورزی شهر گز در گذشته، معروف بوده است. وجود قنوات متعدد در منطقه، حاکی از سابقه‌ی طولانی و پرتحرک مردم در امر کشاورزی است، لیکن به‌واسطه‌ی خشکسالی‌های متوالی و حفر چاه‌های عمیق در منطقه که به مبدأ قنوات نزدیک بوده و نیز به‌واسطه‌ی عدم نگهداری و لایروبی به‌موقع، قنوات این شهر دچار کم‌آبی و رکود کشاورزی و از بین رفتن باغات و در نتیجه روی آوردن کشاورزان به شهرها و تغییر شغل آنها را سبب شده است. محصولات عمده‌ی کشاورزی آن که به طور مختصر تولید می‌شود شامل: غلات، چغندر قند، صیفی‌جات به‌ویژه خربزه می‌باشد. از محصولات سردرختی می‌توان به پرورش درختانی نظیر پسته و انگور اشاره نمود.

از صنایع دستی و خانگی این شهر صنعت قالی‌بافی است که بیشتر زنان در ایام فراغت، جهت بالا بردن سطح در آمد خانواده بدان مشغول می‌باشند. از صنایع کارگاهی این شهر، صنایع تولید مصالح ساختمانی شامل: کوره‌های آجرپزی و نیز واحدهای سنگبری است. تعدادی از شهروندان گز در بخش خدمات شامل: فعالیت‌های مربوط به خدمات آموزشی، بهداشتی، ورزشی، تجاری، تعمیراتی و تولیدی مشغول هستند.
قدمت و کهن‌سالی گز به قبل از ظهور اسلام می‌رسد. بافت این شهر قدیمی بوده و به صورت سنتی بنا گردیده است ولی در سال‌های اخیر تغییراتی یافته و سبک جدید معماری در آن متداول شده است. حمدالله مستوفی در کتاب نزهه‌القلوب می نویسد: «بهمن بن اسفندیار در این ده آتشکده‌ای ساخته است.» این آتشکده گویا بعد از حمله‌ی اعراب به ایران و نفوذ اسلام در این شهر به مسجد تبدیل شده است.

از اماکن تاریخی و مذهبی این شهر مسجد جامع آن است. مسجد مزبور دارای چهار ایوان است ولی بر اثر تجدید ساختمان، امتیازات زمانی خود را از دست داده است. نمای آجری و محراب آن از عهد سلجوقی است. در دوره‌ی صفویه، تعمیراتی در نمای آن به‌عمل آمده است. مقدار کمی کاشی‌کاری دارد ولی صحن آن بزرگ نیست و به‌صورت مربع و با طول و عرض 12متر می‌باشد. ایوان‌های شمالی و جنوبی، شرقی و غربی آن دوبه‌دو قرینه‌ی یکدیگرند و آثار قابل توجه آن از دوره سلجوقیان، در ایوان غربی مشاهده می‌شود. محراب سلجوقی آن در ضلع جنوبی قرار گرفته و در قسمت فوقانی آن جای یک کتیبه دیده می‌شود ولی اثری از خود کتیبه نیست. در ضلع شمالی و غربی ایوان، تزئیناتی باقی مانده که فاقد تاریخ است و احتمال دارد مربوط به دوره‌ی صفویه باشد.
از آثار دیگر تاریخی این شهر می‌توان از کاروانسرا و رباط معروف شاه‌عباس یاد کرد که در مجاورت این شهر قرار دارد. بنایی جالب توجه است که بعضی از قسمت‌های آن خراب شده و در حال حاضر به همت سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری، در حال مرمت می‌باشد. در بعضی از قسمت‌های شهر نیز آثار برج و باروی شهر به چشم می‌خورد که قسمت‌های اعظم آن از بین رفته است.
اهالی شهر گز به گویش محلی که به گویش گزی مشهور است تکلم می‌کنند. این گویش وجه تشابهی با گویش‌های اردستانی و نائینی دارد و یکی از اصیل‌ترین گویش‌های ایرانی به‌شمار می‌رود که قبل از ظهور اسلام، زبان رایج ایران مرکزی به شمار می‌رفته است و شعبه‌ای از فارسی باستان و پهلوی می‌باشد.
در رشته‌های مختلف علوم، دانشمندان و شعرایی از این شهر برخاستند که به‌عنوان مثال در علم فقه و اصول می توان به آیت‌الله آقا شیخ عبدالکریم گزی اشاره نمود. مرحوم آخوند ملا عبدالکریم جزی معروف به آیت‌الله گزی فرزند مرحوم آخوند مهدی گزی هم‌زمان با مرحوم حاج شیخ محمد تقی نجفی مشهور به آقا نجفی اصفهانی می‌زیسته است. وی با بزرگانی نظیر سیدمحمد باقر درچه‌ای و برادرش سیدمهدی درچه‌ای، هم‌کلاس و هم‌دوره بوده است. وی در مدرسه‌ی کاسه‌گران مشغول تحصیل و تدریس بوده و او را تألیفاتی است من‌جمله کتاب مشهور «تذکره‌القبور» و «عقود و ایقاعات» که در سال 1335 هجری قمری به رشته‌ی تحریر درآمده است. وفات آن بزرگوار در سال 1339 هجری قمری بوده است. ازشعرای معروف این شهر درویش عباس گزی است که دیوانی به زبان محلی به‌نام «ارشادالولد» دارد

گلپایگان(اصفهان)

""گلپایگان""" شهری در استان اصفهان ایران است.
شهر گلپایگان مرکز بخش مرکزی شهرستان گلپایگان است.گلپایگان، یکی از شهرستانهای استان اصفهان می‌باشد که از شمال به شهرستان محلات و خمین، از جنوب به شهرستان خوانسار، از شرق به میمه و از غرب به شهرستان الیگودرز محدود می‌باشد. این شهر براساس سرشماری سال 1385 دارای 48987 نفر جمعیت می‌باشد و از شهرهای بزرگ استان اصفهان به حساب می‌آید.رودخانه قمرود از میان شهر عبور می‌کند که سد بزرگ کوچری بر روی آن به بهره برداری خواهد رسید. مردم این شهر هم در بخش کشاورزی و هم دربخش صنعت مشغول به کار هستند. ازکارخانه‌های مهم این شهر می‌توان به سایپا (ساخت قطعات)-دیار خودرو- بهران محور-وهمچنین کارخانه بزرگ مواد لبنی پگاه گلپایگان اشاره کرد. گلپایگان شهری بسیار کهن است وپژوهشگران قدمت آن را تا 7000 سال نیز تخمین زده اند.از آثار مشهور باستانی این شهر می‌توان به : مسجد جامع 900 ساله- ارگ تاریخی گوگد- مناره دوران سلجوقی- و آرامگاه هفده تن اشاره کرد.

بر اساس آنچه که از متون تاریخی مانند نزهت القلوب نوشته حمد ا... مستوفی بر می‌آید: گلپایگان 5225 سال بعد از هبوط آدم توسط همای چهر آزاد، دختر بهمن کیانی (بهمن دراز دست) پور اسفندیار رویین تن، که به تخت پادشاهی جلوس کرده بود ساخته شد و از ابتدا این شهر را به نام خود چهرآزادگان و یا گلبادگان نامید.(حمدالله مستوفی، 1366، ص75) بر اساس شواهد باستان شناسی و بررسی‌ها انجام گرفته بر روی سنگ نبشته‌های تاریخی، سابقه سکونت انسان اولیه در دشت گلپایگان به حدود هفت هزار سال قبل می‌رسد ولی شروع مدنیت را می‌بایست هم زمان با اواسط حکومت سلسله هخامنشی دانست که کاربری این شهر به عنوان یک پادگان بزرگ تغییر یافت و حتی گروهی را اعتقاد بر این است نام اولیه این شهر گردپاذگان بوده‌است.(برهان قاطع، 1361، ذیل گلپایگان)، گروهی دیگر نام اصلی آن را گَرپادگان به معنی کوهپایه می‌دانند. «گَر» در زبان پارسی میانه به معنای کوه‌است. (گریوه و گریبان هم از همین ریشه هستند).

به هرحال پس از حمله اعراب مسلمان گروهی از آنان در اطراف این شهر ساکن شده و نام آنرا معرب گردانیده، جرفادقان نامیدند. در دوران بعد از اسلام علی الخصوص در دوران عباسیان گلپایگان از مناطق معتبر و آباد کشور بوده‌است، ولی اوج شکوفایی و آبادانی آن در زمان حکومت سلجوقیان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقی بوده که آثار و ابنیه زیادی از جمله مناره و بازار و مسجد جامع را از خود باقی گذاشته‌است.

از آن پس به دنبال آشوب‌های اسماعیلیه و فتنه مغول و یورشهای تیمور این شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت و تنها در زمان اوزون حسن بود که مجدداً نامی از آن بر سر راه تجاری همدان به اصفهان به میان می‌آید.آخرین دوران طلایی آن که آثار و ابنیه تاریخی موجود، مبین رونق شهر در آنزمان می‌باشد، مقارن با دوران حکومت شاه عباس کبیر و امارت امامقلی خان سردار بزرگ صفوی در گلپایگان می‌باشد.

با شروع فتنه افغان گلپایگان که مقر فرماندهی علیمردان خان بختیاری و محل تجمع نیروهای کمکی به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جویی واقع گشت و نه تنها اکثر اهالی آن از دم تیغ گذشتند بلکه اغلب آثار و ابنیه و تاسیسات کشاورزی و قنوات آن هم تخریب گشت و دیگر هرگز این شهر به اعتباری که در گذشته داشت، دست نیافت. شهری که بنا به گفته ظل السلطان زمانی از حدود 200 الی 300 هزار نفر جمعیت برخوردار بود، هرچند که به این اظهار نظر باید با دیده تردید نگریست، در زمان حکمرانی ظل السلطان به زحمت حدود 15 هزار نفر جمعیت ساکن را در خود جای داده بود ونمای شهر به ویرانه‌ای بزرگ می‌ماند. (اشراقی، 1383، ص157 به نقل از تاریخ مسعودی نوشته ظل السلطان)

گلدشت(اصفهان)

گل‌دشت شهری است در بخش مرکزی شهرستان نجف‌آباد استان اصفهان ایران

 

گلشهر(اصفهان)

 

  • جمعیت :
    9973
  • کد تلفن :
    372

 

گل‌شهر شهری است در بخش مرکزی شهرستان گلپایگان استان اصفهان ایران.
شهر گل‌شهر تازه‌بنیاد است و از ادغام روستاهایی به مرکزیت روستا کنجدجان تأسیس شده‌است.گل‌شهر در شمال غربی استان اصفهان واقع شده و با جمعیت 9966 نفر در سال 1381 از تجمیع چهار روستای کنجدجان، فیلاخص، ورزنه و وداغ تشکیل شد.
پارک سید نصیرالدین، پارک تفریحی قلعه تاریخی وداغ، و پارک گل سرخ فیلاخص از نقاط دیدنی این شهر هستند

گوگد(اصفهان)

  • جمعیت :
    6697
  • کد تلفن :
    372

گوگد شهری است در بخش مرکزی شهرستان گلپایگان استان اصفهان ایران.
ارگ گوگد از بناهای قدیمی و تاریخی این شهر است.
جمعیت
این شهر بر اساس سرشماری سال 1385 جمعیتی برابر با 6686 نفر داشته است.

مبارکه(اصفهان)

مُبارَکه شهری است در بخش مرکزی شهرستان مبارکه استان اصفهان ایران.
جمعیت این شهر 71 هزار نفر است و از مناطق مسجد جامع-قهنویه-سرارود-درچه-شیخ آباد-نصیر آباد-قلعه و تشکیل شده. این شهر دو تیم فوتبال با نام‌های سپاهان مبارکه و سپاهان نوین مبارکه دارد

محمدآباد(اصفهان)

محمدآباد شهری است در بخش جرقویه سفلی شهرستان اصفهان استان اصفهان ایران. این شهر در 65 کیلومتری شهر اصفهان واقع شده‌است. بیشتر مردم این شهر فرهنگی و کارمند آموزش و پرورش می‌باشد و در ادارات دولتی مشغول می‌باشند. شغل دیگر مردم این شهر کشاورزی و دامداری است. این شهر در حدود 6 هزار نفر جمعیت دارد.

این شهر درای یک هسته قدیمی شهری می‌باشد که یک قلعه قدیمی دارد و در کنار این قلعه قدیمی کاخی به نام باغ میر می‌باشد که دارای دو بادگیر بلند است که در نوع خود در استان اصفهان بی نظیر می‌باشد این شهر درای یک قلعه بسیار قدیمی با برجهای بسیار زیبا بود که در سالهای گذشته در پی خیابان کشی کاملاً ویران شد این قلعه کل هسته قدیمی شهر را پوشش می‌داد. در حال حاضر تنها قلعه باقی مانده این شهر در حال بازسازی می‌باشد.

مسجد جامع محمدآباد
بانی و سازندگان بنا: بنا به اظهارات اهالی روستا مسجد به دست محمد میر پنج مالک تمامی منطقه جرقویه احداث شده‌است و پس از مرگ وی پسرانش به ترتیب حاج سرهنگ و حاج سرتیپ ادامه بنا مسجد را تا پایان کار پیگیری کردند.
سیر تحول بنا: این مسجد در حدود 110 سال پیش ساخته شده و در مراحل بهدی سنگ ازاره‌های شبستان و حیاط توسط روستاییان نصب شده‌است بنا به گفته رییس شورای روستا طی تغیراتی در نمای ساختمان در سال 1363 ه.ش کاشیکاری‌های معلقی و کتیبه‌های قرآنی به آن اضافه شده و احداث مناره روی ایوان جنوبی مربوط به همان سال است حسینیه مجاور مسجد در حدود 300 سال پیش و به هنگام شکل گیری روستا احداث گردیده که اکنون قسمت‌هایی از آن به صورت مخروبه در آمده‌است

مشکات(اصفهان)

مشکات شهری است در استان اصفهان در مرکز ایران. این شهر در بخش خرمدشت از توابع شهرستان کاشان قرار دارد.
جمعیت مشکات در سال 1385، برابر با 4970 نفر بوده است.

منظریه(اصفهان)

  • جمعیت :
    5649
  • کد تلفن :
    321

مَنظَریّه شهری است در بخش مرکزی شهرستان شهرضا استان اصفهان ایران

مهاباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    4091
  • کد تلفن :
    362
  • سایت شهرداری :
    www.mahabad.ir

 مهاباد یکی از شهر های استان اصفهان و با قدمت پیش از اسلام و پایتخت سلسله مهابادیان در شمال و فاصله 130 کیلومتری شهر اصفهان و 22 کیلومتری شمال غربی اردستان واقع شده است و حدود مشخصات آن از شمال به کویر نمک از شمال غربی به شهربادرود از غرب به شهر نطنز از جنوب به ارتفاعات خارزن از رشته کوههای زاگرس واز شرق به شهر زواره در طول جغرافیائی 52 درجه و 13 دقیقه و در عرض جغرافیائی 33درجه و 33 دقیقه و مساحت آن5/ 1437کیلومتر مربع است . از نظر موقعیت جاده ای مهاباد در مسیر جاده ترانزیت تهران – بندر عباس قرار گرفته و همچنین در مسیر جاده ریلی قطار تهران – کرمان ودر حقیقت مهاباد در بین جاده ترانزیت عبور ومرور اتومبیلها وقطارها قرار دارد . فاصله مهاباد با شهرهای همجوار بدین شرح می باشد . شهر اصفهان 130کیلومتر – استان قم 160کیلومتر – استان یزد 250 کیلومتر – ودر همسایگی شهرهای بزرگ کاشان – نطنز – اردستان – نائین – اصفهان و همچنین فاصله آن تا تهران 280 کیلومتر می باشد و عبور و مرور به شهر مهابادبا امکانات موجود جاده های ترانزیتی به راحتی امکان پذیر است به همین جهت می تواند دانشجویان زیادی را ازاقصی نقاط کشور ظرف مدت کوتاهی پذیرا باشد.   

موقعیت کشاورزی
مهاباد با توجه به قدمت تاریخی و از جمله شهرهای معروف قدیم به نام لیلاز مقر حکمتی پهلوان ملی ایران رستم که این مورد از اسامی مه آباد ، زواره – اردستان بر می آید با توجه به دریای خشک شده که هم اکنون کویر است مرکز کشاورزی و حمل و نقل از گذشته تاکنون بوده و هست – البته گذشته آن بسیار پر رونق تر آب شهر از چند رشته قنا ت که کوههای کرکس سرچشمه می گیرد حاصل شده علاوه بر آن از بسیاری چاههای عمیق این منطقه کویر سرسبز باقی مانده است مهاباد اطراف آن مرکز کشت غلات که هر ساله شرکت تعاونی مهر خریدار بیش از بیست هزار تن محصول غلات مازاد بر استفاده مردم منطقه بوده که به سیلوهای اصفهان و کاشان تحویل می گردد و همچنین مرکز باغات مثمر انار و انجیر که هرساله قسمت وسیعی از بازار های استان اصفهان – قم ، تهران و چهار محال بختیاری را پوش می دهد علاوه بر اینکه مقدار ی ازمحصولات انار به خارج از کشور صادر می گردد.   کشت سبزی و صیفی جات مهاباد و منطقه اطراف از معروفیت خاصی چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی برخوردار می باشد که در تمام طول تابستان علاوه بر اشتغال زایی بیشتر بازار های کشور حتی استانهای غربی همچون تبریز را به نوعی پوشش می دهد هم اکنون طرح های کشاورزی جدید به سبک مدرن در منطقه ایجاد و به سبب جواب دهی مثبت بسیار رونق گرفته که از جمله می توان به طرح کشت پسته امام رضا که بیش از 40 هکتار از اراضی با بهره دهی فراوان به صورت ممتاز به ثمر نشسته که از جمله طرح های ملی است که مورد بازدید جناب آقای هاشمی رفسنجانی و جناب آقای حبیبی و وزرای کشاورزی قرار گرفته و مشابه طرح در منطقه در حال گسترش است طرح کشت زعفران که مهاباد مرکز تهیه و تولید زعفران در استان می باشد و طرح در حال گسترش می باشد طرح های دانه های روغنی گلزا –آفتاب گردان و غیره که رونق خاصی به کشاورزی بخشیده است منطقه های کشاورزی متصل به منطقه مها باد منطقه کشت چهار میل که در سطح ملی معروف است منطقه کشت قلعه گوشه که هر کدام از این رو منطقه دارای چاههای عمیق زیادی می باشند و مقصود اینکه شهر مها باد در بین دشت های حاصل خیز کشاورزی و مرکز کشاورزی منطقه قرار گرفته است 

دامداری
یکی از مجموعه های کشاورزی دامداری است که مها باد با توجه به موقعیت کشاورزی و اشراف مردم آن به مناطق کوهستانی و کویری سبب ایجاد دامداری در دو طیف –کوچ-و ثابت قرار گرفته است و قطعا مها باد بزرگترین مرکز دامداری و دامپروری دشت شمالی استان اصفهان می با شد و تعداد دامهای شهر مها باد بالغ بر دویست هزار راس می با شد علاوه بر آن دام های شتر و شتر مرغ در مها باد جایگاه خاصی دارد و از قدیم الا یام مرکز حمل ونقل و بار بری محصو لات و مصنوعات از نقاط مختلف ایران به دیگر جاهها بوده است و این مهم به واسطه شترهای اهالی انجام گرفته هم اکنون با توجه به رونق از دست رفته شتر به عنوان فراورده گوشتی دو باره مورد اهتمام قرار گرفته است و همچنین بزرگترین مرکز پرورش شتر مرغ که بازده خوبی داشته در این شهر داراست و در حال گسترش می باشد و کشتارگاهی به عنوان کشتارگاه شتر مرغ در شهر مها باد ایجاد شده است محصولات لبنی مها باد مخصوص و بسیار ممتاز است روغن –پنیر –کشک-قراقوروت  امکانات صنعتی- مها با د با توجه به اینکه در کنار جاده ترانزیت قرار گرفته در سال های اخیر توجه صنعتگران را جهت ایجاد کارگاه ها و کار خانه های صنعتی سبب شده است هم اکنون کار خانه بزرگ ریسندگی مهاباد ریس که در سطح خاور میانه بی نظیر است کار خا نه ماشین سازی ماشینهای سنگین که مراحل ساختمانی و نصب دستگاه ها انجام شده و به تولید آزمایشی اقدام نموده است فراهم شدن مقدمات تا سیس کار خانه فولاد –موکت بافی و همچنین شهرک صنعتی مها باد دارای چندین کار گاه که فعلا با فندگی آن فعال است شهر مها باد از امکانات آب شیرین – گاز طبیعی بر خوردار می باشد و با توجه به کاوش های انجام شده دارای مخازن نفتی غنی می باشد که آینده شهرهای کویری همچون مها باد زواره –آران و بید گل را روشن تر می کند نکته مهم که در شهر مها باد موجود است استعداد بسیارجوانان و هوش سرشار متولدین شهرهای زواره و مها باد و باد رود می باشد که درصد زیادی از تحصیل کردگان در راس امورات دولتی قرار گرفته و هدایت این استعداد ها می تواند برگ برنده ای در سطح ملی برای کشور عزیزمان ایران باشد

میمه(اصفهان)

  • جمعیت :
    5739
  • کد تلفن :
    312

مِیمه شهری است در بخش میمه شهرستان برخوار و میمه استان اصفهان ایران

نایین(اصفهان)

  • جمعیت :
    25516
  • کد تلفن :
    323
  • سایت شهرداری :
    www.naein.ir

نائین یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر مرکز شهرستان نائین محسوب می‏شود. این شهر در منطقه دشت کویر قرار گرفته‌است و آب و هوایی خشک و کویری دارد.
نائین شهری کوچک و قدیمی است که در گذشته وسیع و آباد بوده است. قدمت آن را می‏توان از بنای بزرگ و کهن نارین قلعه یا نارنج قلعه دریافت. مسجد جامع نائین از لحاظ قدمت دومین مسجد پابرجا در ایران است.
علاوه بر زبان فارسی، بسیاری از مردم محلی به گویش نائینی هم صحبت می‏کنند که گویشی از زبان‌های ایرانی مرکزی است.
فرش نائین شهرت جهانی دارد.

نام
درباره نام نائین سخنان بسیار گفته‌اند که همگی سست و بی‌اساس‌اند. از جمله این که گفته‌اند نام نائین از گیاهی باتلاقی به نام «نی» برگرفته شده، یا یهودیانی که از اورشلیم به مشرق زمین کوچانده شدند، این شهر را به یاد موطن خویش بنا کرده و بدین نام خوانده‌اند و... ولیکن آنچه مسلم است عناوینی چون «شهر مساجد»، «قصبه طیبه»، «مدینه العرفا» و... که برای نائین برشمرده شده نشان دهنده اهمیت این شهر در دوره‌های مختلف تاریخ بوده‌است.نائین را با القاب و عناویین مختلفی مانند قصبه طیبه، دارالعرفان و مدینه العرفا یاد کرده‌اند.

جغرافیای نائین
نائین شهری کویری‌ست و در زمینی صاف و هموار قرار گرفته‌است. ارتفاع نائین از سطح دریا 1580 متر، عرض جغرافیایی آن 32 درجه شمالی و طول آن 52 درجه شرقی است.
کوهسارهای آن هیچکدام از 18 کیلومتر نزدیک تر نیستند. کوه‌های سمت شمال رشته‌ای است به نام کوه سرخه که دنباله آن به رشته‌ای به نام بید کوه منتهی می‌شود. در سمت جنوب غربی رشته‌ای به نام کوه سره با ارتفاع 2330 متر از سطح دریا مرتفع ترین کوههای اطراف نائین است. رشته کوه سارو نیز در سمت جنوب غربی نائین قرار دارد که به رشته‌های ((پرویز)) و ((بنوید)) در جنوب نائین می‌پیوندد.

تاریخ
تاریخ بنای اولیه شهر نائین به دوران قبل از اسلام باز می‌گردد. صحت این مدعا را علاوه بر نوشته‌های مورخین و جغرافیا نویسان قدیم، گویش محلی خاص مردم نائین تقویت می‌کند. این گویش هنوز نیز متداول و مرسوم است. مولف کتاب مسالک و ممالک فارس را ایالت قدیمی ایران و محل تشکیلات دولت هخامنشی ذکر می‌کند که دوره ساسانیان و پس از اسلام به پنج ولایت یا استان تقسیم می‌شده‌است. که هر قسمت «کوره» نامیده می‌شد. در دوره‌های ساسانی و پس از استقرار اسلام، شهر نائین جزء یکی از این کوره‌ها به شمار می‌آمد. بیشتر پژوهشگرانی که درباره نائین بررسی و تحقیق کرده‌اند به آبادی و آبادانی آن در ادوار قبل از اسلام اشاره کرده‌اند. اما در مقدمه کتاب تذکره سخنوران نائین شهر نائین شهرکی کاروان انداز معرفی شده که قافله‌ها برای استراحت و فراهم ساختن زاد سفر در آن بار می‌انداخته‌اند. ساربانان نیز شتران خود را در نائین هنارگیری می‌کرده‌اند. به هرحال، با مراجعه به منابع مختلف می‌بینیم نائین در قبل از اسلام مرکز اداری و خدماتی بخشی از ناحیه یزد بود.

بااستقرار اسلام، در بیشتر شهر‌های ایران و ورود این آیین به نائین، شهر نائین موقعیت خود را همچون گذشته حفظ کرد. یکی از نویسندگانی که در قرن چهارم هجری کتاب خود را تألیف کرده‌است نائین را شهری آباد و پرجمعیت ذکر می‌کند.
در قرن پنجم هجری، شهر نائین مانند دیگر شهرهای نزدیک به اصفهان مورد توجه قرار گرفت. در نیمه اول این قرن ناصر خسرو، در سفر مشهورش از نائین عبور کرد و به این شهر اشاره نمود. در سفرنامه ناصر خسرو درباره اوضاع اجتماعی نائین مطلب تازه‌ای ارائه نشده‌است، همانگونه که یاقوت حموی نیز تنها به نقل قولی از اصطخری اکتفا کرده‌است.

در دوران مغول، با روی کار آمدن ایلخانان و حکومت غازان و سلطان محمد اولجایتو که پس از درآمدن به دین اسلام به لقب «خدا بنده» ملقب شد در نائین نیز تحولاتی به وقوع پیوست. در دوران حکومت این دو ایلخان که با وزارت خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی مقارن است اصلاحات اساسی در اکثر شهرهای ایران به وجود آمد. در این دوران آثار مهم و با ارزشی مانند مسجد بابا عبدالله، عمارت امامزاده سلطان سیدعلی و مناره مسجد جامع در نائین ساخته شد.

در نیمه اول قرن هشتم هجری، ملک اشرف پس از شکست از شیخ ابواسحاق اینجو در شیراز و فرار به یزد، بیشتر آبادی‌ها و شهرهای یزد را خراب کرد و به نائین رسید. در جنگی که در سال 744 هجری در نائین بین او و امیر مبارزالدین از امرای آل مظفر به وقوع پیوست ملک اشرف شکست خورد. این جنگ باعث خرابی نائین شد و خلقی عظیم کشته شدند.

در اواخر قرن هشتم هجری، در روزگاری که امیرتیمور خود را برای حمله به شهرهای مرکزی ایران آماده می‌کرد باردیگر نائین گرفتار درگیری شاه منصور و شاه یحیی مظفری شد. در سال793 بین این دو برادر جنگی درگرفت که بیشتر روستاها و قصبات بین اصفهان و یزد و کرمان تخریب شدند. نائین نیز آسیب فراوان دید.

در قرن نهم نیز جنگ و کشتارهائی بین خاندان‌های آق قویونلو و قراقریونلو بوقوع پیوست. نائین بر سر راه شهرهای مهم، مورد نزاع واقع شده بود بنابراین در این درگیری نیز از آسیب و تخریب‌ها در امان نماند. اما در همین سالها، دولت شاه سمرقندی در تذکره‌ای که به نام خود اوست و در سال892 هجری تالیف کرده نائین را «قصبه‌ای خوش آب و هوا» معرفی می‌کند که «بعضی محصولات آن بی نظیر است».
در اوائل قرن دهم، بار دیگر جنگی عظیم بین سران اق قویونلو به وقوع پیوست. محل این نبرد نیز حوالی نائین بود. به نوشته کتاب احسن التواریخ این جنگ باعث شد تا محمد میرزا آق قویونلو بر فارس استیلا یابد.

در دوران حکومت ترکمانان اق قویونلو ونیزیان از نائین عبور کردند اما گزارش سفر آنها نکته مهمی از اوضاع نائین را به دست نمی‌دهد.
در دوران حکمرانی ایلخانان نائین از اصلاحات و تحولی که در بسیاری از شهرهای ایران آغاز شده بود بی بهر ه نماند. رونق اقتصادی دوره مغول نائین را که در کنار شاهراه خلیج فارس و ری و سلطانیه قرار گرفته بود به صورت شهری پر جمعیت و آباد درآورد. در این زمان، و بخصوص در عصر حکومت غازان و سلطان محمد اولجایتو و وزارت خواجه رشیدالدین فضل‌الله در نائین آثار با ارزشی ساخته شد. برخی از این آثار در عداد بناهای کم نظیر به شمار می‌روند و نمایانگر پیشرفت معماری اسلامی ایرانی آن عصر می‌باشند. این رونق و پیشرفت نسبی علاوه بر آن که باعث احداث مساجد و بناهای متعددی گردید اقوام و خانواده‌های مختلفی را نیز از دیگر شهرهای ایران به نائین سرازیر کرد. از جمله این اقوام، عده‌ای از امیرزادگان و امراء مغول بودند که به همراه خانواده‌ها و اقوام و ملازمین خود به نائین آمدند و در این شهر و روستاها و قصبات اطراف آن ساکن شدند.

در اوایل قرن دهم ه. ق سران آق قویونلو در حوالی نائین با یکدیگر به ستیز برخاستند که از رهگذر این جدال‌ها، شهر پریشان شد و ویرانی بسیار دید. در دوره صوفیان نائین رونق یافت. در این دوره، باروی شهر مرمت شد و بناهای جدیدی در آن احداث گشت. در سال 1000ه.ق هنگامی که اصفهان به پایتختی ایران برگزیده شد نائین که در زمانی تابع یزد بود، در محدوده اداری اصفهان جای گرفت. از وقایع مهم دوران صفویه در نائین دعوای نعتی و حیدری بود که این اختلاف‌ها در عصر مشروطیت هم ادامه یافت. با سقوط اصفهان به دست افغان‌ها (در سال 135 ه.ق) شهر نائین که بر سر را ه سربازان مهاجم قرارداشت، بسیار آسیب دید ولی بر اثر مقاومت مردم نائین، شهر به دست افغان‌ها نیافتاد، در این زمان گروهی از سادات طباطبایی ساکن اصفهان و زواره به نائین کوچ نمود.
در دوره قاجار نائین مورد بی‌مهری پادشاهان وقت قرار گرفت. در این دوره نائین سخت آشفته و ناامن گشت زیرا در این زمان نائین یا صحنه جنگ شیخی‌ها و «بالاسری»‌ها و یا میدان نزاع‌های حیدری و نعتی بود که در دوره صوفیان در تمام شهرهای ایران آغاز گشته و دامن زده می‌شد و همچنین محل تاخت و تاز یاغیانی همچون نایب حسین کاشی بود.
در سال 1327 شمسی نائین رسماً شهرستان اعلام شد و بخشداری آن به فرمانداری تبدیل گشت. از نائین مردان بزرگ و نامداری برخاسته که هر یک در علوم و فنون مختلف جایگاهی بس بلند یافته‌اند و از این رهگذر نائین بخصوص در تاریخ یکصد ساله اخیر ایران نقش بسیار زیادی داشته‌است. از این رو همواره برای این منطقه منزلتی بیش از یک شهرستان معمولی قائل بوده‌اند.
از نائین مردان بزرگ و نامداری برخاسته که هریک در علوم و فنون مختلف جایگاهی بس بلند یافته‌اند و از این رهگذر نائین بخصوص در تاریخ یکصد ساله اخیر ایران نقش بسیار زیادی داشته‌است. از این رو همواره برای این منطقه منزلتی بیش از یک شهرستان معمولی قائل بوده‌اند چنانچه بر اثر خاندان پیرنیا حتی در قانون اساسی پس از مشروطه این شهر ر ا از شرط حد نساب نفوس برای بر خوداری نماینده‌ای مستقل در مجلس شورای ملی معاف کرده بودند. یکی از فرزندان بزرگ این سرزمین دکتر حسین فاطمی است که در نهضت ملی شدن نفت تا آخرین نفس پایمردی کرد و به دکتر مصدق وفادار ماند و جان و سر را در راه آزادیخواهی فدا کرد.

معماری و بافت شهری
بافت شهری قدیم نائین با تاثیر پذیری از عواملی مانند محیط طبیعی، آب و هوا، نیازهای شهر، لزوم امنیت شهر در برابر تهاجم بیگانگان طراحی شده و به طور کلی دارای معماری بسته و درونگرا است. عموم فضای معماری و آثار تاریخی در ترکیبی متراکم در کنار یکدیگر و متصل به هم استقرار یافته‌اند. طراحی شهر به گونه‌ای بوده‌است که فضای مسکونی بدون آن که از نظر کاربردی دچار اشکال شوند در کنار عناصر شهری مانند مسجد جامع و دارا لحکومه و بازار و حسینیه و مدرسه و حمام مستقر شده‌است.

بافت قدیم نائین از هفت محله تشکیل شده‌است. این محلات که هر یک حسینیه‌هایی دارد عبارتند از:محله چهل دختران
پنجاهه
نو گاباد یا نو آباد
باب المسجد یا در مسجد
سرای نو
کوی سنگ یا گودالو
محله کلوان

امروز نائین به دو قسمت نائین جدید و قدیم تقسیم می‌شود. اکثر مردم خانه‌های قدیمی را خراب کرده و به قسمت نوساز شهر نقل مکان کرده‌اند.
چشم انداز محله محمدیه از جذاب‌ترین مناطق بخش مرکزی نائین است. این محله به خاطر موقعیت و نمای زیبا مورد توجه گردشگران است. در مرکز این محله تپه‌ای قرار گرفته که بر بالای آن قلعه زیبای آشورگاه ساخته شده‌است. در پایان تپه کارگاه عبا بافی در دل زمین کنده شده‌اند. مردم محل این کارگاه را «سرداب» می‌نامند. محله محمدیه دارای سبط‌های متعدد و گذرها و گنبدهای زیبا و بناهای تاریخی بسیار است.

بازار نائین
بازار شهر نائین به صورت خطی مستقیم از دروازه چهل دختران شروع می‌شود وبه مسجد خواجه ختم می‌شود طول این بازار در حدود340 متر است. همه مراکز محلات (حسینیه‌ها) با کوچه ‌های فرعی و اصلی به آن مربوط می‌شوند. در امتداد راسته بازار دو چار سو وجود دارند که محل تقاطع بازار با دو معبر هستند. بازار نائین تا چند سال پیش دائربود ودر آن فعالیتهای بازرگانی انجام می‌شد اما درحال حاضر به علت انتقال مغازه‌ها به خیابان تقریبا حالت نیمه متروک درآمده‌است بازار نائین دکان‌های با طرح‌های متفاوت دارد. راسته بازار مسقف است که قسمتی از سقف آن چند سال قبل فرو ریخت. اخیراً سازمانهای مسؤل قسمتهای بازار را مرمت کرده‌اند. بازار ناییین در دوره ایلخانان بیش از هر زمان دیگر توسعه یافت. ورودی بازار یکی از مهم‌ترین دروازه‌ها شهر محسوب می‌شده ‌است. این مجموعه دارای دو کاروانسرا نیز هست. سقف این بازار گنبدی و طاق ضربی است که نورگیرهایی دایره‌ای شکل در وسط طاق‌های آن پیش‌بینی شده‌است. به طور کلی بازار نائین یکی از آثار زیبا و قابل توجه شهر نائین بشمار می‌رود، زیرا چند اثر مهم شهر مانند مسجد شیخ مغربی و مسجد خواجه و حسینیه چهل دختران درآن واقع شده‌اند.

مصلی
از دیگرآثار جالب و قابل توجه نائین ساختمان مصلا است که تا چند سال پیش باغ وسیع و مشجر آن تفرجگاه مردم درایام تعطیل بوده‌است و بقعه داخل آن نیز زیارتگاه نائینی‌ها بشمار می‌رفت گنبد زیبای مصلی روبه روی گنبد امامزاده سلطان سید علی واقع شده و خیابانی این دو محل بهم ارتباط می‌دهد. عمارت مصلی مدفن سید نوربخشی بزرگ سلسله نوربخشیه‌است مزار این عارف مشهور روبروی درب ورودی باغ مصلی قرار گرفته و سنگ مرمری با تاریخ 953 هجری بر مزار او نصب شده‌است. در وسط باغ مصلی مقبرهای به صورت هشت گوش با اتاقهای قرینه وبه صورت چهار ایوانه واقع شده که گنبد بسیار زیبایی از کاشی به رنگ آبی بر روی آن خودنمائی می‌کند. در زیر این گنبد آرامگاه حاج عبدالوهاب نائینی فرزند حاج عبدالقیوم واقع شده که در سال 1212هجری در این محل درگذشته‌است. مزار دیگری متعلق به مرحوم حاج محمد حسن آذربایجانی است که درسال1250 هجری در گذشته و دراین محل به خاک سپرده شده‌است. در مورد چگونگی احداث این بنا نیز برخی از منابع نوشته‌اند در سفری که محمد میرزای قاجار به عنوان فرزند ولیعهد از کرمان به تهران می‌رفت در این محل میهمان مرحوم حاج محمد حسن شد و وی سلطنت اورا پیش بینی کرد چون گفته‌های او مقرون به حقیقت می‌شود محمد شاه برای سپاس از او دستور می‌دهد این بقعه را بر مزاراو بسازند. مساحت باغ مصلی 18جریب است و دور تا دور آن به صورت غلام گردش می‌باشد درضلع غربی مصلی آب انبار بزرگی که در نوع خود بسیار جالب توجه‌است. از دیگر زیبائی‌های این عمارت وجود دو بادگیر است که در تابستانها باعث سردی و گوارائی آب این آب انبار می‌شود. ورودی مصلی وعمارت مصلی بصورت دو طبقه‌است. عمارت مصلی نائین در آبانماه 1365 به شماره 1719 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده‌است

نجف آباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    284000
  • کد تلفن :
    331

نَجَف‌آباد یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است.

پیشینه
این شهر در زمان شاه عباس صفوی در 30 کیلومتری غرب شهر اصفهان تاسیس شده‌است.
نقل شده که شاه عباس صفوی مقداری پول و جواهرات جهت مقبره حضرت علی اختصاص داد و تصمیم به ارسال آن به شهر نجف گرفت. با تدبیر شیخ بهایی از خروج این ذخایر از ایران جلوگیری شد و به کمک آن بنیان شهر جدیدی به نام نجف‌آباد گذارده شد.ارگ شیخ بهایی   برج های کبوترصفا  حمام اخوت  عصارخانه اقا بزرگ  مدرسه شیخ ابراهیم ریاضی  کاروانسرای حسنیجه  امامزاده ساره مریم جوزدان  امامزاده شمس الدین محمد  
 تفریحی:  کوه پنجی  پارک کوهستان  باغات  منطقه حیات وحش قمشلو

میراث فرهنگی وتمدن
از آثار باستانی این شهر می توان برج کبوتر و ارگ شیخ بهایی در خیابان بهارستان را نام برد.مردم این شهر همانگونه که در زمان های پیشین مردمی اسلامی بوده اند امروزه نیز برخلاف شهرهای بزرگ تمدن ودین خو را حفظ نموده است.

دانشگاه آزاد نجف آباد
در سراسر ایران دانشگاه آزاد نجف آباد حداقل یکبار به گوش دانشجویان خورده است. این دانشگاه کتابخانه ای به وسعت زیاد را در خود گنجانده که در خاور میانه تک است. مدارس سما این شهر نیز در دانشگاه آن بنا شده است.

اقتصاد این شهر بر پایه کشاورزی، تجاری و دامداری بوده‌است لکن امروزه با تاسیس شهرک‌های صنعتی متعدد در حاشیه شهر تبدیل به اقتصاد صنعتی شده‌است با اینکه هنوز ماهیت تجاری خود را از دست نداده‌است.

ابراهیم اسرافیلیان مرد سال ریاضی سابق جهان
ابراهیم امینی
مهناز بدیهیان شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی/آمریکایی
ابوالقاسم پاینده مورخ و نویسنده و مفسر قرآن
کیومرث پوراحمد فیلمساز و تهیه کننده
محمود حجتی
بهرام صادقی نویسنده (رمان و داستان کوتاه)
احمد کاظمی سردار سرلشکر پاسدار
فتح الله معین
محسن میردامادی
قربانعلی دری نجف‌آبادی
علی فلاحیان
امید نجف‌آبادی
مهدی هاشمی
مصطفی ایزدی نویسنده
منوچهر غیوری نورازنده موسیقی سنتی
غلامرضا صالحی فرمانده شهید جنگ ایران و عراق

نصرآباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    5751
  • کد تلفن :
    312

نصراباد، شهری در بخش مرکزی جرقویه سفلی می‌باشد که در جنوب شرقی شهر اصفهان قرار دارد

نطنز(اصفهان)

  • جمعیت :
    12509
  • کد تلفن :
    362

شهر نَطَنز، مرکز شهرستان نطنز، از شهرهای تاریخی و مرکزی ایران است که در استان اصفهان و در میانه راه کاشان به اصفهان در دامنه کوهستان کرکس قرار دارد.

جغرافیا:
در تقسیمات رسمی کشوری، نطنز مرکز شهرستان نطنز است. ارتفاع شهر نطنز از دریا 1600 متر است. نطنز دارای آب وهوای معتدل کوهپایه‌ای است.

تاریخ، مردم و فرهنگ:
سمعانی در کتاب «انساب» همانند یاقوت در کتاب معجم البلدان، نطنز را «بلیده» یعنی شهر کوچکی از توابع اصفهان خوانده‌است.
زبان : زبان مردم نطنز یکی از گویشهای کهن زبانهای ایرانی است، ولی در روستاهای نطنز و بخش‌های مختلف آن شاهد هستیم که مردم در تلفظ کلمات و بیان جملات هر کدام بنحوی کش و قوس‌های خاصی در تلفظ کلمات می‌دهند.
مراسم: پنجشنبه بازار که از اعصار گذشته در قصبه مرکزی نطنز برگزار می شده، محلی بوده برای دادوستد که این سنت تا به امروز کماکان ادامه داشته، که می‌توان زیبائی خاصی را از حضور روستائیان مشاهده نمود.دیگر مراسم مرسوم در نطنز همان مراسمهای رایج در ایران بوده منتها با یک ویژگیهای خاص مثلاً بیشتر در گذشته مراسم عروسی در روستاها برگزار می‌گردید با یک شوروحال خاصی بود بطوریکه چند روز طول می کشید مانند مراسم حنابندان، طبق کشی و...، مراسم مذهبی مانند بلندکردن نخل در روز عاشورا و دور چرخاندن آن می‌باشد که همچو دیگر نقاط است و از دیگر مراسم رفتن به زیارت امامزادگان و اهل قبور در شبهای «برات» است که به شب نیمه شعبان گفته می‌شود یعنی در بعدازظهر روز چهاردهم ماه شعبان اهالی بر سر قبور رفتگان خود خیرات و نذورات گذاشته.
لباس : در مورد لباس مردم نطنز باید گفت که امروزه بجز ابیانه (آخرین روستای واقع در رودخانه برزرود)که بخش عمده‌ای از فرهنگ گذشته خود را هنوز حفظ داشته، دیگر نقاط به صورت معمول است.
صنایع دستی : یکی از صنایع موجود در مرکز نطنز چینی آن است که هنوز به روش دستی تولید می‌گردد، همچنین یکی دیگر از مشاغل گذشته نطنز حلاجی یا همان پارچه بافی ست، که هنوز بعضی از این دستگاه‌های قدیمی موجود می‌باشد. ریسندگی و قالی بافی یکی دیگر از کارهای دستی مناطق نطنز است که دومی یعنی قالی بافی آن هنور در روستاها رایج بوده و تولیدات آن به بازار فرش کاشان گسیل می‌گردد، شیلونگری یکی از کارهای قدیمی موجود در بازار نطنز بوده. بازار شهر نطنز شامل دو قسمت می‌باشد که محله قدیمی آن که به پشت بازار معروف است روزگاری بازار قصبه مرکزی نطنز بوده، که در آن آهنگری، شیلونگری(قفل سازی)، نجاری و خراطی از کارهای متداول آن عصر بوده، که تا چند سالی پیش پیرمردهای بازمانده از آن دوران هم چنان در آن کار می‌کردند.

تحفه نطنز:
تحفه نطنز در فرهنگ عامه کنایه از نمونه‌ای نادر و کمیاب است که می‌تواند در مورد هر شخص یا هر شیء مصداق پیدا کند، اما قریب به اتفاق سالخوردگان و راویان تاریخ و فرهنگ اجتماعی و ادبیات نطنز براین عقیده‌اند که تحفه نطنز به نوعی محصول خشکبار اطلاق می‌شود که متشکل از میوه‌ای به نام الگ(از خانواده هلو است که بسیار شیرین است و فقط در آبادی‌های نطنز به دست می‌آید) و مغزگردوی آسیاب شده و خاک قند است که در اصطلاح محلی به آن «جوزقند» می‌گویند و برخی به آن گرد دارچین و هل نیز اضافه می‌کنند. اما بسیاری دیگر از مردم «گلابی» را تحفه نطنز می‌دانند، چرا که «گلابی» نطنز از نظر طعم و مزه در نوع خود بی نظیر است و این بخاطر ترکیبات خاک و آب و هوای ویژه نطنز است، چرا که نهال‌های گلابی نطنز را در مناطق دیگر تکثیر کرده‌اند، اما محصول آنها چنین کیفیتی ندارد...
به طور کلی آب و خاک و هوای مساعد خطه نطنز، به گونه ای ست که شرایط برای رویش و تولید بهترین نوع محصولات کشاورزی زمینی و باغی را فراهم کرده و در یک کلام می‌توان گفت، تمامی محصولات گیاهی نطنز جنبه «تحفه» دارند و این در شرایطی است که به دلیل نبودن صنایع تبدیلی در این شهرستان هر سال مقدار زیادی از این محصولات از بین می‌روند.

جاذبه‌های تاریخی:
آتشکده: این آتشکده بنایی از عهد ساسانی است که در حوالی مسجد جمعه (جامع) و در میان باغی قرار دارد. ارتفاع این بنا از سطح زمین به 2 متر می‌رسد. آثار کمی از این بنا که شباهت بسیار کاملی به بناهای دوران ساسانی دارد، شامل چهارستون از هفت ستون اولیه و یک اتاق از چهار اتاق آن بجا مانده و بقیه فروریخته‌است. دو طاقچه از چهار طاقچه‌ای که سطح مربع بنا را به تاق فوقانی گنبد متصل می‌کند هنوز باقی است. ابعاد هر یک از اضلاع خارجی بنا 35 /11 متر بود، و ضلع داخل بنا 7 متر طول درد. دهانه هر تاق 5/69 متر است. اصل بنا با سنگ لاشه و پوششی از گچ ساخته شده‌است.
مسجد جمعه (جامع): مسجد جمعه یا مسجد جامع نطنز مجموعه‌ای از چندین بنا است که این بناها در دوران الجایتو خدابنده و پسرش ابوسعید بهادرخان به ترتیب زیر ساخته شده‌است: - مسجد بین سالهای 704 تا 709 هجری. - بقعه شیخ عبدالصمد به سال 707 هجری. - ایوان جلوخان خانقاه در سال 716 و 817 هجری. - مناره که تاریخ پایان بنای آن سال 725 هجری نوشته شده‌است. یکی از مورخان به نام «آندره گدار» درباره بنای مسجد جمعه نطنز که از نظر سبک معماری در نوع خود کم نظیر است و نشانه‌هایی از معماری چند دوره را در خود حفظ کرده‌است، می‌نویسد: «مسجد که نسبتاً از خرابی محفوظ مانده مرکب است از یک شبستان هشت ضلعی گنبددار مشرف برصحنی که چهار ایوان دارد. اضلاع صحن را دهلیزها و نمازخانه‌های مختلف به هم متصل می‌سازد. این مسجد از سمت شمال و مشرق و جنوب محدود است به کوچه باریکی که چون به مدخل بزرگ مسجد و مقابل مناره و درگاه خانقاه می‌رسد، وسعت یافته مبدل به میدان کوچکی می‌شود. در سمت غرب ویرانه خانقاه دیده می‌شود، مسجد 3 مدخل دارد، یک مدخل جنوبی و دو مدخل شمالی، مدخل‌های سمت شمال هم سطح حیاط هستند، ولی مدخل جنوبی دهلیزی است که با 12 پله بلند به کف راهرو مسجد می‌رسد...» از نقاط دیدنی مسجد، مکانی در میان صحن مسجد است که با چند پله به کانال قنات آبی می‌رسد که از زیربنای مسجد عبور می‌کند. اصل بنای مسجد با آجر و ملات ساخته و با آهک پوشیده شده‌است. برپهنه چندین کتیبه و سنگ نبشته در گوشه و کنار مسجد، تاریخ تعمیرات، بانیان، معماران و استادان مجرب و مشهوری که در مرمت و بازسازی این مسجد فعالیت داشته اند؛ به خوبی عنوان شده‌است.
بقعه شیخ عبدالصمد نطنزی: بنای این بقعه با مسجد جمعه چنان مربوط و متصل است که به نظر می‌رسد مقارن یکدیگر یعنی در سال 707 هجری ساخته شده‌اند. محور اصلی بقعه و محراب آن که با محور مسجد نزدیک به 10 درجه انحراف دارد و نیز موقعیت راهرو، مقبره و دهلیز مسجد دلیل دیگری است برآن که هر دو بنا در یک زمان ساخته شده‌اند. گنبد این بقعه هرمی شکل و هشت ضلعی است. براساس لوحه‌ای در بقعه شیخ عبدالصمد، ساخت این بقعه به اسماعیل بنای اصفهانی نسبت داده شده‌است. در راهرو مشترک مسجد و مقبره شیخ عبدالصمد سردر مخصوصی برای خانقاه ساخته شده که کتیبه آجری آن به خط ثلث برجسته به خوبی قابل خواندن است. برضریح چوبی روی آرامگاه شیخ عبدالصمد نیز کتیبه‌ای به خط ثلث به چشم می‌خورد با این مضمون «عمل استاد حسین بن استاد اسماعیل سرشگی النطنزی فی تاریخ نه اربع و سنین و الف سنه 1064 کتیبه عبداللطیف.» و بر لوح سنگی روی قبر شیخ چنین حکاکی شده‌است: «هذا الغفور الرحیم الرحمن اللهم صل علی النبی و الولی و الحسن و الحسین و العباد و الباقر و الصادق و الجعفر و الکاظم الموسی و الرضا و التقی و النقی و العسگری و الحجته القائم محمدالمهدی الغازی صاحب الزمان(عج)» همت مصروف داشت عصمت پناه صالحه خدیجه سلطان بنت شمس طلا در سنه 1045 و این اثر خیر از او باقی ماند. گفتنی است؛ قسمتی از بالای محراب آرامگاه شیخ عبدالصمد هم اکنون در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن نگهداری می‌شود. قسمت‌هایی از این محراب در اواخر قرن گذشته به سرقت رفته بود.
رباط شاه عباس: این رباط در عهد شاه عباس اول توسط میرابوالمعالی برزرودی یکی از امرای مقرب دربار (وزیر حضور و مجلس نویس شاه) ساخته شده و دارای جلوخان و سردری با کتیبه سنگ شیشه‌ای به خط ثلث زیبایی است که متأسفانه قسمتی از آن تخریب و ربوده شده و آنچه باقی مانده به لحاظ دیواره سازی در مدخل کاروانسرا اکنون به دشواری قابل خواندن است.
گنبد باز:گنبدی است بر قله کوهی کم ارتفاع مشرف به شهر. در کتاب تاریخ زندگانی شاه عباس اول درباره چگونگی ساخت این گنبد چنین آمده‌است: «شاه عباس اول اغلب تمرینات لشگری خود را در دشتی بین نطنز و اردستان انجام می‌داد و شکارگاه‌هایی نیز در این حوالی بود ودر این شکارها، بازهای جنگی و شکاری شرکت داشتند، در سال 1001 هجری قمری که شاه عباس به اردستان و نطنز رفته بود، یکی از بازها که مورد توجه شاه بود و به«بازلوند» شهرت داشت در جنگ با عقابی زخمی شد و پس از چندی مرد و موجب ملال خاطر شهریار سرافراز گشت... و در حین توجه، اشاره علیه براین موجب صادر گشت که حکومت پناه«نجم الدین محمود بیک» حاکم نطنز در مقامی مرتفع عمارت عالیه‌ای جهت دفن «بازلوند»طرح اندازد... و جناب حکومت پناه اطاعت حکم نمود و برقله کوهی رفیع (در همان مکان که عقاب، باز را صید کرده بود) گنبدی عالی طرح افکند و در عرض اندک زمان به اهتمام او به اتمام رسید... و اگر کسی ملاحظه آن عالی بنا بنماید، می‌داند که چه زحمت در اتمام آن بنا رفته و چه مبلغ زر در آنجا خرج شده... و مصالح آن تمامی از شهر نطنز برقله آن کوه که یک فرسنگ است به پشت آدمی برده‌اند...»

جاذبه‌های طبیعی:
درخت چنار چند صد ساله: این درخت در یکی از محله‌های شهر نطنز که به کوی رهن معروف است واقع شده‌است.قدمت این درخت تنومند طبق گفته اهلی قدیمی محل به زمان امام حسن عسگری (ع)می رسد.قطر تنه درخت درقسمت پایین حدود 6متر و ارتفاع آن به حدود 30 متر می‌رسد.
کوهستان کرکس :کوهستان کرکس، بخشی از نیمه شمالی رشته‌ کوههای مرکزی ایران است. کوه کرکس حاصل گدازه‌هایی است که از راه شکاف‌های موجود در سطح زمین به بیرون راه یافته‌اند.قله‌های کوهستان کرکس به علت ارتفاع زیادی که دارند تقریباً در نیمی از سال پوشیده از برف بوده و منبع اصلی چشمه‌های متعددی است که در دامنه‌های این کوهستان جریان دارند. بر اساس گزارشهای سازمان حفاظت محیط زیست ایران، هم اکنون کل و بز، قوچ و میش وحشی، گراز، گرگ و پایکا در منطقه کرکس زندگی می‌کنند.کوهستان کرکس جزو مناطق حفاظت شده‌است.

مشاهیر نطنز:
بدیع الزمان نطنزی معروف به ادیب نطنزی متوفی497ه ق صاحب المرقات، دستوراللغة در معانی لغت عربی به فارسی
نورالدین عبدالصمدبن علی نطنزی وفات سال699 ه ق از عرفا که خانقاه وی کنار مسجد جامع نطنز است
شیخ عزالدین محمودبن علی نطنزی متوفی سال 735 ه ق صاحب مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه
معین الدین نطنزی مورخ دوره تیموری صاحب منتخب التواریخ معینی در تاریخ ملوک شبانکاره و زندگی اسکندرمیرزا
سیدحسن بن حسین الحسینی نطنزی(سید واقف) متوفی به سال 859 هجری قمری از عرفای قرن نهم
محمودبن هدایت ا...افوشته نطنزی متولدسال 938 ه ق مورخ دوره صفوی صاحب نقارت الآثار فی ذکر الاخبار
میرزاسلمان حسابی نطنزی مستوفی دوران صفوی صاحب اوصاف البلاد در توصیف عجایب وغرایب
ملااوجی نطنزی ازشعرای عهدصفوی درقرن11 که نسخه‌هایی ازدیوان شعر او در موزه کتابخانه بریتانیا می‌باشد
میرزا زین نطنزی از اهالی ابیانه، شاعر دوره صفوی که آثاری از وی بجای مانده
ملامحمدتقی مجلسی(مجلسی اول)متوفی سال 1070 ه ق از روحانیون بنام که فرزند مقصودعلی نطنزی می‌باشد
محمود بن صدر الدین نطنزی از منبت کاران برجسته و زبردست
محمد بن احمد نطنزی محدث و صاحب کتاب خصائص الائمه
حسین نطنزی متوفی 1270 هجری قمری صاحب کتاب نورالانوار
محمد رفیعی سرشکی احداث اولین بیمارستان و مدرسه ومسجد.

نوش آباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    10485
  • کد تلفن :
    362
  • سایت شهرداری :
    www.nooshabad.ir

نوش‌آباد شهری است در بخش مرکزی شهرستان آران و بیدگل استان اصفهان ایران. نوش‌آباد میان شهرهای آران و بیدگل و سفیدشهر واقع شده‌است. وضع طبیعی آن به صورت جلگه و دشت همواری است که عوارض طبیعی در آن به چشم نمی‌خورد. جمعیت آن در حال حاضر بیش از 12 هزار نفر است. قلعه سی‌زان، امام‌زاده محمد، مسجد جامع و مسجد علی و شهر زیرزمینی نوش آباد از نقاط دیدنی این شهر هستند

نیاسر(اصفهان)

  • جمعیت :
    2003
  • کد تلفن :
    362

بخش نیاسر از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان است. مرکز این بخش، شهر نیاسر است که در 25 کیلومتری شهر کاشان واقع شده است . بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش نیاسر شهرستان کاشان در سال 1385 برابر با 9010 نفر بوده است

نیک آباد(اصفهان)

  • جمعیت :
    4324
  • کد تلفن :
    312
  • سایت شهرداری :
    www.nikabad.ir

نیک‌آباد شهری است در بخش جرقویه سفلی شهرستان اصفهان استان اصفهان ایران. در سال 1366 خورشیدی روستای ینگ‌آباد به درخواست اهالی با مصوبه هیئت وزیران به نیک‌آباد تغییر نام یافته و به مرکزیت بخش جرقویه سفلی برگزیده شده‌است و سرانجام در سال 1372 بر اساس مصوبه هیئت وزیران به نقطه شهری شناخته شده و در سال 1374 شهرداری شهر نیک‌آباد راه‌اندازی شد

ورزنه(اصفهان)

  • جمعیت :
    11520
  • کد تلفن :
    312

ورزنه یکی از شهرهای استان اصفهان در مرکز ایران است. این شهر با جمعیت 9946 نفر
(برآورد 1383خ.) در بخش بن‌رود شهرستان اصفهان قرار دارد. این شهر در نزدیکی باتلاق گاوخونی واقع شده است و بهترین محل برای دسترسی به باتلاق است . از خصوصیات بارز فرهنگی مردم در شهر ورزنه نوع پوشش و حجاب زنان و دختران شهر است که در دنیا منحصر به فرد می‌باشد. زنان و دختران با حجاب کامل و با چادر سفید که از زمانهای قدیم از پشم و کرباس تهیه می‌شد در شهر ظاهر می‌شوند. هم اکنون نیز با حفظ فرهنگ خود از چادر سفید ولی از جنس تتران و سایر الیاف استفاده می نمایند.

ورنامخواست(اصفهان)

وَرنامخواست شهری است در بخش مرکزی شهرستان لنجان استان اصفهان ایران .ورنامخواست در 50 ک‍ی‍ل‍وم‍ت‍ری‌ ج‍ن‍وب‌ باختری شهر اص‍ف‍‍ه‍‍ان‌ ق‍رار دارد.
نام ورنامخواست دیگرگون‌شده نام قدیمی وَردانخواست است. وردان و پسرش مهر شَهرب‌ها (والیان) اردشیر بابکان ساسانی در منطقه النگان (لنجان) و مناطق پیرامون بودند و نام وردانخواست به معنای «پدیدآمده در پی خواست وردان» است.
بیشتر نیروی کار این شهر در کارخانجات فولاد مبارکه، ذوب آهن اصفهان، صنایع دفاع و دیگر کارخانه‌های مجاور مشغول به‌کارند. با وجود این صنایع، شهر ورنامخواست با امر مهاجرپذیری روبه‌رو نبوده و بیشتر ساکنان آن بومی این شهرند.
از نقاط دیدنی آن پ‍‍ارک‌ ش‍‍ه‍ر ورن‍‍ام‍خ‍واس‍ت‌ است که در کنار ب‍‍ارگ‍‍اه‌ ‌ام‍‍ام‍زاده‌ س‍ی‍د اب‍راه‍ی‍م‌ از ن‍وادگ‍‍ان‌ ام‍‍ام‌ م‍وس‍‍ی‌ ک‍‍اظم‌ قرار دارد.
بزرگان:
سردار سرلشگر محمدعلی شاهمرادی، فرمانده لشگر قمر بنی هاشم.
حاج آقا محمود خاشعی، از استادان دکتر بهشتی

وزوان(اصفهان)

وزوان شهری است در بخش میمه شهرستان برخوار و میمه استان اصفهان ایران.این شهر قدیمی در 90کیلومتری شمال اصفهان و در میان دشت میمه و وزوان <بزرگترین دشت جلگه‌ای استان اصفهان> واقع گردیده‌است. ارتفاع آن از سطح دریا در حدود 1900متر و به همین علت از سردترین نقاط استان اصفهان و گاهی ایران می‌باشد. وزوان از شمال با میمه از جنوب با روستای ونداده از غرب با روستای ازان و از شرق با روستاهای مراوند و ابیانه همسایه می‌باشد. مردمان این شهر کوچک همانند سایر اهالی بخش میمه دارای گویش خاصی هستند که البته به وسیله لهجه‌ای آن را از گویش سایر اهالی بخش میمه متمایز می‌کنند.
این شهر اگرچه تابعی از شهر همجوار خود میمه می‌باشد اما از لحاظ وسعت و جمعیت با مرکز بخش برابری می‌کند و از نظر شهرت در برخی نقاط ایران به ویژه در قسمتهایی از تهران <پایتخت ایران> از میمه پیشی گرفته‌است. قنات بزرگ وزوان از سوی یونسکو به عنوان یکی از اعجاب انگیزترین قنات‌های جهان شناخته شده و قلعه اعظمی‌ها از آثار دیدنی این شهر می‌باشد. تنها مرکز آموزش عالی در این شهر مرکز پیام نور است.

ونک(اصفهان)

  • جمعیت :
    2516
  • کد تلفن :
    322
  • سایت شهرداری :
    www.vanak.ir

شهر ونک در 190 کیلومتری اصفهان و در 33 کیلومتری شهرستان قراردارد دارای آب و هوای معتدل کوهستانی می باشد از جاهای دیدنی این شهر عبات از 1- امامزاده زیدبن علی در 17 کیلومتری جاده ونک به سمیرم 2- امامزاده معصومه خاتون در 2 کیلومتری غرب شهر 3- چشمه ناز ونک و منطقه شمس آباد 4- سد کمانه 5- مناطق دیدنی دیگر که شامل مناطق کشاورزی می باشد عبارت از 1- عقدک 2- سرتنگ 4- چمه 5- نخودان 6- حنا علی شاه 7- جسور 8- مندک و سهران 9- و اطراف خود شهر

هرند(اصفهان)

  • جمعیت :
    6842
  • کد تلفن :
    0312
  • سایت شهرداری :
    www.harand.ir

هَرَند شهری است در بخش جلگه شهرستان اصفهان استان اصفهان ایران. این شهر در بخش خاوری استان اصفهان در 85 کیلومتری شهر اصفهان بسوی نائین، در سرزمینی که کوه و کویر به هم می پیوندند، جا گرفته است...
این روستای بزرگ که مردم آن خوش می‌دارند که آن را شهر بنامند، فاصله 52 درجه و26 دقیقه طول جغرافیایی از نصف النهار گرینویچ وپهنای جغرافیائی 32 درجه و33 دقیقه و بلندای 1540 متری از روی دریا است . از شمال به دشت و از جنوب به رودخانه زاینده رود می‌رسد و راه آهن سراسری اصفهان ، کرمان از 5 کیلومتری وجاده سراسری اصفهان نائین- یزد از 18 کیلو متری شمال آن ورودخانه زاینده رود از 13 کیلومتری جنوب آن می‌گذرد.این شهر در سال 1372 هـ.ش توسط تقسیمات کشوری به‌عنوان مرکز بخش جلگه گریده شد.
چنین می نماید که این روستا در هزاره‌های گذشته، گودالی بزرگ بوده است که آب باران بدان می ریخته و این آب برخی را بسوی خود کشانده و به کشت و کار واداشته است. سپس نیاز بیشتر مردم به آب، سبب کندن قنات شده است. در هرند، کوه و کویر به هم می‌رسند و این چگونگی سبب شده است زمین آن آبریزگاه کوه‌های جبل باشد و زمینه مناسبی برای آب ارزان فراهم کند. سپس مردم با ساختن مزرعه هایی چون خوادینان وبشنوقباد و جزء آب و دژچه، به کشاورزی و دامداری پرداخته اند.
ساختمان های کهن و برج و باروها و قنات ها و مزرعه‌ها و کشت زارهای باستانی آن گویای کهنسالی این روستای خشک و کویری ست. مزرعه خوادینان ، حسین آباد، بشنو قباد ، جزء آب و دژچه، در زمزه این نمادهای باستانی ست. از مردان نامدار این دیار می‌توان از "آبسا"، که یکی از وزرای اردشیر بابکان بوده است نام برد. مردم هرند، پیش از یورش عربها به ایران، زرتشتی بوده اند. مسجد جامع محله کُشته در این روستا، تاریخی ترین بنای دوران پیش از اسلام است که گویا آتشکده‌ای بزرگ بوده است و موبد موبدان درآن پیش نیایشگر آن بوده است.
روزگاری مردم در پگاه هر بهار به "باغ آبروان"، که در سده گذشته " باغ دو سید" نام گرفت، می‌رفتند و آنجا گام زنان به کشتزار کهنسال و دلگشایی بنام " هرند آفرین" می‌رفتند وپس از این گشت و گذار به کار روزانه می‌پرداختند.

جوزدان(اصفهان)

  • جمعیت :
    6536
  • نام قدیمی :

شهر جوزدان با قدمت 800 ساله یکی از قدیمی ترین شهر های استان اصفهان به شمار میرود که بهترین دلیل بر این مدعا سنگ های قدیمی موجود در ساختمان مسجد جامع که قدمت این مسجد به دوران مغولی – تیموری میرسد و قنوات کهن و گنبد های خشتی و همچنین آستان متبرکه امام زاده ساره مریم جوزدان که بر اساس شواهد ذکر شده این بنای مقدس متعلق به خواهر ناتنی بزگوار حضرت امام رضا(ع) میباشد و مردم جوزدان بسیاری از خواسته ها ونیاز های معنوی خود را از این آستان مبارک طلب حاجت می نمایند. شهر جوزدان در 8کیلومتری جنوب شرقی نجف آباد واقع شده و از جنوب شرق به شهر جدید فولاد شهر و از غرب به زمین های کشاورزی و شهرک صنعتی نجف اباد و جنوب به تپه ها و کوهای امتداد یافته رشته کوههای زاگرس موسوم به کوه پنجی مشرف میشود هسته اولیه روستا را اهالی گرگ آباد ( منطقه ای در مسیر کوه فشارچه کنونی) تشکیل داده اند که به دلیل وجود گرگ های وافر در این منطقه به این نام شهرت یافته است به علل نامشخص گرگ آباد منطقه ی مناسبی برای زندگی نبوده و ساکنانش این محل را ترک گفته (وجود خرابه هایی از حمام عمومی و چند دیوار گلی در صدهً قبل شاهد براین مدعا میباشد .بسیاری از آنها به حوالی تهران مهاجرت میکنندو هنوز مهاجران گرگ آبادی در تهران پسوند فامیلی جوزدانی را همراه فامیل خود دارند و بقیه ساکنان زندگی را در کنار گرگ آباد( جوزدان فعلی) ادامه میدهند که جوزدان کنونی را به وجود می آورند.     وجه تسمیه شهر جوزدان :    جوزدان متشکل از دوکلمه ی جوز به اضافه دان میباشد کلمه جوز در لغت عرب به معنی گردو میباشد و این روستا بعلت دارا بودن از درختان گردو فراوان ، جوزدان نام گرفته که دان آن پسوند دارا بودن میباشد . جوزدان ترکیب یافته از نام های مختلف است که به ترتیب عبارتنداز جوزجان – جوزان ( به نقل از کتاب مرده کشان جوزان نوشته ابوالقاسم پاینده) - جوزدان میباشد البته بعضی ها نیز این چنین استنباط میکنند بعلت گرمای زیاد و خشک بودن هوای این روستا به جزدان معروف بوده است و کم کم به جوزدان تغیر نام داده است ولی این برداشت ریشه و سند معتبر ندارد.   
موقیعت جغرافیایی شهر جوزدان :   
شهر جوزدان برروی دشت بنا شده است و ارتفاع آن از سطح دریا 1635 متر میباشد . کوههای جنوبی روستا موسوم به کوه فشارچه میباشد و مرتفع ترین آنها کوه پنجی میباشد که از شمال غربی نجف آباد به جنوب شرقی ان کشیده شده است . اقتصاد روستا بر پایه کشاورزی و دامداری بنا شده است ، کشاورزی مهمترین و اساسی ترین قطب اقتصادی این منطقه میباشد آب کشاورزی این روستا از چاههای حفر شده توسط اهالی و سه رشته قنات کهن که حدودا هرکدام 10کیلومتر طول دارند تامین میشود که به راستی حکایت از همت بلند مردم دارد؛ همچنین کانال آب رسانی جوزدان که منشعب شده از رودخانه زاینده رود است . و قلب حیاتی کشاورزی جوزدان است . این کانال از زاینده رود سرچشمه گرفته و پس از گذشتن از شهرها وروستاهای مختلف و سیراب کردن اراضی منطقه وارد جوزدان میشود و زمین های زراعی را پوشش میدهد و سپس به راه خود ادامه داده ودر سر راه خود زمین های کشاورزی شرق کانال را نسبتا مشروب میکند سپس دو شاخه میگردد ( یکی به طرف خمینی شهر و دیگری به طرف قهدریجان) و مجددا به زاینده رود میریزد.     کشاورزی :     زمین های کشاورزی جوزدان به کاشت انواع گونه های گیاهی جواب میدهد از جمله غلات ، صیفی جات و انواع درختان میوه در قدیم جوزدانیان به کاشت خشخاش اشتغال داشته اند و محور اقتصادی زندگی آنها بر این گونه ی گیاه می چرخیده است که این گیاه برای پذیرایی از درباریان استفاده میشده است البته درآن زمان گشت تریاک مرسوم بوده و هنوز هم از تریاک جوزدان به بهترین نوع آن یاد میشود در زمان محمد رضا شاه باتوجه به این که تریاک زیاد گشت میشده وبرای اهالی منطقه خطرافرین بوده جنبه اقتصادی آن نادیده گرفته شده و کشت آن ممنوع گشت . و تمام تریاک های موجود درخانه های اهالی توسط امنیه های دولتی کشف و ضبط گردید که البته کاشت این گیاهان مذکور منسوخ شده و مردم روستا بیشتر به کشت غلات مهمی که برای آنها صرفه ی اقتصادی دارد همت گماشته اند از جمله غلاتی چون گندم ، جوو بویژه برنج لازم به ذکر است که برنج جوزدان از مرغوبیت و معروفیت خاصی برخوردار است و در بازار به برنج لنجان معروف است و نه تنها در کشور ایران مورد استفاده قرار میگیرد بلکه به خارج از ایران نیز صادر میشود همچنین باید متذکر شویم که مردم تمام نیازهای کشاورزی خود را ، خود برآورده میکنند واز این نظر خود کفا میباشند.     دامداری :    از دیر باز در جوزدان دامداری رواج داشته است و تاکنون ادامه دارد کشاورزان در کنار کشاورزی از حرفه دامداری نیز بهره میبرده اند و برخی فقط به صورت حرفه ای کار دامداری را ادامه میدهند تااکنون که در اطراف جوزدان دامداری های صنعتی رواج پیدا کرده است .    

جمعیت :
   

طبق آمار گرفته شده از مرکز آمار ایران در سال 1365 جمعیت حوزدان دارای 908 خانوار و 4987 نفر بوده است که طی سال های متمادی در اثر مرگ ومیر و زاد وولد ومهاجرت جمعیت کاهش یا افزایش یافته است بر اساس سرشماری نفوس و مسکن سال 1385 تعداد خانوار ها به 1643 و جمعیت آن درحدود 6536 نفر بوده است . لازم به ذکر است زبان اصلی مردم فارسی سلیس کمی رو به گویش محلی است و برای عموم قابل فهم میباشد البته در سال های اخیر گویش های محلی از زبان رفع شده و بارشد فرهنگی و ارتباط با دنیای شهر نشینی گویش محلی در زبان کمتر ملموس میباشد.    

مردم شناسی :
    

مردم این روستا انسانهای بسیار سخت کوش ، باغیرت ، مهمان نواز ، و باهوش و درایت میباشند .و آنچه از مکاتبات نویسندگان استنباط میشود . و به دیده نظر گماشته میشود و گنجینه ای که از پیشنیان سینه به سینه و نسل در نسل به مارسیده است جوزدانیان انسانهای باهوش و ذکاوت بوده اند که زیرکی خاصی در رفتار آنها نمایان بوده و افکاری که در سر می پروارنده اند حاکی از فکر وسیع آنها بوده شاید جو حاکم برآن زمان و شرایط حاکمه باعث میشده آنها جهت رفع مشکلات و معضلات خود هوشمندانه عمل نمایند اما بااین وجود آنها با راهکارهای شاهکار و زیرکانه خود دست به اقدامات منحصر به فر دی زده اند جوزدان در قدیم الایام دارای چهرهای مشهور و شخصیت های برجسته ای بوده نظیر حاج آقا باقریین و حجت الاسلام علی محمد هاشمی که درزمان پهلوی و دردوران خفقان به قم میرفته اند و دروس حوزوی را فرا میگرفته اند سپس به روستا می امدند و به ارشاد و راهنمایی مردم می پرداختند آنها دراین راه زحمات زیادی را متحمل شده اند که قابل قدردانی و سپاس گذاری است همچنین در جوزدان شعرا و عارفان بزرگی که از آنها به ملا های ده تعبیر شده است می زیسته اند که به دلیل نبود امکانات و تحصیلات متاسفانه نامی از این بزرگ مردان بر جای نمانده است درکنار این شخصیت های بزرگ میتوان از کسانی نام برد که نامشان لرزه بر اندام مردم می انداخته ، افرادی نظیرسارم دوله( مالک روستا از قاجاریان) و فرزند آن اصغر مسعود ( اصغر میرزا) و رضا خان جوزدانی که از خوانین آن دوره میباشند یاد کرد ومیتوان گفت که رضا خان جوزدانی یکی از یاغیان آن زمان بوده که برخلاف جثه کوچک و اندام ضعیف فردی با رشادت و خوش استعداد، باغیرت ، وناموس پرست بود که در سال 1329 قمری ( 1290شمسی ) از زندان فرار میکند و در منطقه به طرفداری از شهریان می پردازد ، سال های 35 تا 37 قمری اوج رشادت و سلطه گری این شخص بر مردم بوده و موجب رعب ووحشت کاروانیان بوده است او درگردنه ها بر سر راه کاروانیان کمین میکرده و به تاراج اموال آنان میپرداخته.( شرح مفصل در کتاب دیار نون اثر علی یزدانی نجف آبادی ) این شخص پس ازجنگ جهانی اول وطی جنگهای درون منطقه ای توسط علی خان فلاردی واقامحمودبابااحمدی دستگیر شدودرزمان رضاشاه به داراویخته شد.در زمان رضا شاه با توجه به اعتقادات مذهبی مردم سادات صادق و عارفی مثل حاج آقا موسوی که بعنوان پیشوایان جوزدان مردم را هدایت میکردند و مورد احترام اهالی بوده اند در این روستا میزیسته اند .    

آثار تاریخی :
    

1- امام زاده ساره مریم که در قسمت شمال غربی ورودی روستا میباشد از دیر باز مورد توجه اهالی مردم کل منطقه بوده است که درکنار آن مزارع شهدا واقع شده و قبرستان روستا در جوار این امام زاده شریف میباشد و تا این زمان مردم برای زیارت و ادای نذورات خود به این محل میایند . درزمانهای گذشته بازارهای مرسوم در جوار امام زاده روزهای پنج شنبه برپا بوده است این بازار ها معروف به « درپنج شنبه» بوده مردم هم برای زیارت و هم برای خرید مایحتاج درروز پنجشنبه به این مکان می آمدند کم کم با شکل گیری انقلاب اسلامی این پنجشنبه بازار هم برچیده شد.   
2- در کنار این امام زاده بقعه ای وجود دارد معروف به بقعه آغا شاهزاده ( آغا بیگم ) که در حال حاضر متروکه شده است و پدر این بزرگوار در یزد دارای زیارتگاه می باشد .   
3- در قسمت شمال شرقی روستا برج کبوتر خانه می باشد که مدتی به جهت دیده بانی شکارگاه منطقه ای وبعداً جهت برداشت فضولات پرندگان استفاده می شده ظل السلطان حاکم اصفهان که شکارچی ماهری بوده است وباخوانین زمان خوددراین منطقه شکارمیکرده است در مورد جوزدان گفته است که جوزدان ده بسیار بزرگ وشکارگاههای مناسبی داردو مانند قمشلو شکارش تعریف دارد. برج کبوترخانه به دلیل بی توجهی اهالی ومسئولین روبه تخریب نهاده بود که درسال 1385 و 1386 با همت امور میراث فرهنگی ترمیم وباز سازی گردید.    
4- مسجد جامع: مهمترین واصلی ترین مکان تاریخی جوزدان که گویای هویت وقدمت روستا میباشد، تقریباً درمرکز روستا قرار دارد وبه مرور زمان در اطراف آن ساخت وسازهایی صورت گرفت از وجود سنگ قبرهای موجود در این مسجد می توان به قدمت دیرین آن پی برد.    
در ضلع جنوب غربی این مسجدبقعه ای وجودداردبنام بقعه شیخ محمد.شیخ محمدعالم بسیار بر جسته ای بوده که از صوفبان زمان خود به حساب می رفته. در کنار این عالم بزرگوارتنی چند از علمای ان زمان نیز مدفون میباشند،از جمله شیخ صفی الدین شیخ ملکشاه متوفی هشتم جمادی الثانی 1101ه.ق به گفته ی مردم روستا درزمانهای قدیم تاجری با کاروان خود ازاین محل عبور میکرده که با شرایط بد جوی مواجه مشودوعبورش راازاین مکان ناممکن میسازد این اتفاق درخندق مجاورمسجد جامع رخ میدهدتاجرباخودمی اندیشد که چگونه راهی برای گذشتن پیدا کندپس باخود عهدمی بنددکه اگر موفق به عبورازاین منطقه شد مسجدی در کنار خندق بنا کند.وی موفق به عبور میشود وبنا بر عهد خود بنای اولیه مسجد را پایه گذاری میکند.و طی سالها مردم مسجد را مرمت می کنند تا به امروز که دارای بنای زیبایی میباشد مسجد دارای سردرب بسیار زیبایی بوده اما به دلیل نزولات جوی و گذشت زمان تخریب شده و به دلیل ناآگاهی برخی مسئولین مربوطه و پیگیری نشدن سازمان میراث فرهنگی تخریب شد اما گنبد اصلی هنوز پابرجا است ، لازم به ذکر است که این مسجد ابتدا مکتب خانه بوده و امام جمعه وقت اصفهان دراین مکان مدفون میباشد همچنین شش نسل قبل از حاج آقا باقریین نیز در این مکان به خاک سپرده شده اند که روحانیان معتبر آن زمان بوده اند.54- باغ شاهزاده : در زبان عامه از آن به باغ شازده تعبیر میشودکه درقدیم مقرحکومتی بوده. که شخصی به نام سارم الدوله آن را بنا نموده پس از آن باغ به پسرش اصغر میرزا به ارث میرسد. در وسط باغ امارت زیبایی و در پشت آن حمام و اتاق های خدمه میباشدکه این اتاق ها و حمام تخریب شده ( نمونه ی ساخت بنا و حمام آن مشابه به حمام ساخته شده در کاشان میباشد). هنوز کاج های بنا شده در زمان پهلوی پابرجا هستند و امارت وسط باغ هم بازسازی شده و در کنارآن استخر بزرگی بوده که هم اکنون هم وجود دارد و بقیه زمین برای امور تفریحی استفاده میشودکه پس از انقلاب اسلامی قسمتی از آن توسط سپاه پاسداران و قسمتی دیگر از آن توسط آموزش و پرورش مورد استفاده واقع شد

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : kourosh hasanpour | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.