معرفی استان خراسان جنوبی

استان خراسان جنوبی در شرق کشور با مساحتی حدود ۹۵ هزار و ۳۸۵ کیلومتر مربع واقع شده که از حیث وسعت ، جزو هشتمین استان ایران به شمار می رود. این استان از شمال با استان خراسان رضوی، از غرب با استان یزد، از شرق با کشور افغانستان، از جنوب با استان سیستان و بلوچستان و از جنوب غربی با استان کرمان همسایه است. مرکز استان خراسان جنوبی، شهر بیرجند است و از شهرهای مهم آن می توان؛ قاینات، درمیان، سرایان، سربیشه و نهبندان را نام برد

موقعیت جغرافیایی 

استان خراسان جنوبی از لحاظ ناهمواری ها، به دو قسمت «کوهستانی و مرتفع»‌ در شمال و شمال غرب و قسمت «پست و هموار» در دشت های مرکز و جنوب استان تقسیم می شود. بلندترین قله های استان به نام های «کمر سرخ» با ارتفاع ۲,۸۴۲ متر در شمال و «شاه کوه» با ارتفاع ۲,۷۳۷ متر در جنوب قرار گرفته است.
کوه های خراسان دنباله ارتفاعات البرز به سمت شرق است که به صورت قوس های موازی از «شاه کوه» آغاز شده و در جهت شمال غربی به سمت جنوب شرقی تا ارتفاعات «هندوکش افغانستان» امتداد می یابد.
حاصلخیزترین بخش این استان در قسمت شمال و شمال غرب واقع شده است؛ ولی دشت های جنوبی و جنوب غربی به دلیل مجاورت با حاشیه شمال لوت، دارای آب و هوایی خشک و خشن بوده و در معرض جریان شن های روان هستند.
آب و هوای استان خراسان جنوبی «خشک و بیابانی» است، ولی با توجه به نحوه قرار گرفتن مناطق پست یا مرتع به دو دسته «‌آب و هوای خشک و گرم»‌ و «‌آب و هوای خشک و ملایم» تقسیم می شود. آب و هوای خشک و گرم بیشتر در دشت ها، مناطق هموار مرکز ، غرب و جنوب غرب و آب و هوای خشک و ملایم در بخش های مرتفع شمالی، شمال غربی استان و اطراف بیرجند مشاهده می شود.
از آنجا که استان خراسان جنوبی در ناحیه آب و هوای بیابانی قرار گرفته است، رودخانه های موجود در این منطقه از نوع فصلی بوده و رودخانه دائمی وجود ندارد.

 

پیشینه تاریخی

اسپاخوخراسان جنوبی شامل محدوده‌ای از خراسان بزرگ است که در سده‌های پیش «قهستان» نامیده می‌شد. براساس کتیبه‏ هاى به جا مانده از دوره هخامنشى و به گفته بعضى از مورخان یونانى،«قهستان» سکونتگاه قوم ساگارت، از اقوام آریایى بود. هرودوت مورخ یونانى مى‏ نویسد: آن‏ها در ردیف اقوام شرقى هستند و از سکنه «ساتراپ چهاردهم هخامنشیان» به شمار مى‏ روند. مارکوپولو نیز در سفرنامه خود، از این منطقه با نام «تونوکاین» - تون و قاین- یاد کرده‌است. واژه «قهستان» را اکثر پژوهشگران، معرب «کهستان» دانسته اند که به دلیل محیط جغرافیایی خاص و وجود کوهستان ها به آن اطلاق می شد. « کهستان » را بر وزن «کوهستان» هم گفته اند. از اواخر قرن پنجم هجرى «قهستان» به یکى از مراکز مهم فعالیت «فرقه اسماعیلیه» به رهبرى «حسن صباح» تبدیل شد. از آنجایى که این ناحیه از موقعیت مناسب اقلیمى و طبیعى برخوردار نبود و مورد بى‏ توجهى حکومت‏ هاى مرکزى بود، براى فعالیت‏هاى «فرقه اسماعیلیه» داراى شرایط مساعدى بود. لذا، بعد از منطقه الموت، قهستان به مهم ‏ترین مرکز فعالیت اسماعیلیان تبدیل شد، که قلمروى در حدود «ترشیز یا کاشمر» تا «نهبندان» را دربرمى‏ گرفت. با روی کار آمدن حکومت صفوی، امنیت نسبتی در این منطقه بوجود آمد که باعت رونق و گسترش تجارت شد. استان خراسان جنوبى تا ۱۳۸۳، بخشى از استان پهناور خراسان بود، ولى در این سال با مصوبه مجلس شورای اسلامی و براساس تقسیمات جدید کشورى، از آن منفک شد و خود به استانی مستقل تبدیل گردید.
 

اقوام و زبان

همانطور که اشاره شد؛ این منطقه زیستگاه یکی از اقوام آریایی نژاد به نام «سارگات» بود. زبان و نژاد مردم سرزمین بزرگ خراسان، کمتر دچار آمیختگی و اختلاط شده است و دلیل آن، داشتن شرایط خاص آب و هوایی و اقلیمی است که چندان مورد توجه و تاخت و تاز افراد بیگانه در طول تاریخ قرار نگرفته است. زبان رسمی و اصلی مردم استان، فارسی است. این زبان در هر نقطه شهری و روستایی با لهجه خاص ومنسوب به همان محل بیان می شود مثل لهجه بیرجندی، لهجه قاینی، لهجه سرایانی، لهجه نهبنـدانی و غیر ه که البته این لهجه ها با تفاوت هایی در واژه ها، جمله بنـدی ها و تاکیـد بر روی هجاها همراه است.
 

موقعیت اجتماعی و اقتصادی

زرشکشرایط اقلیمی منحصر به فرد استان خراسان جنوبی باعث شده تا امکان تأمین درآمد مناسب و معقول باغداران استان در کاشت و تولید محصولاتی از قبیل عناب، زرشک، زعفران و سنجد شود. به طوری که این استان رتبه اول تولید محصولات باغی زرشک و عناب و رتبه دوم تولید زعفران را در سطح کشور دارا است. انار ، پسته، بادام، سیب، گلابی، به، گیلاس، آلبالو، زردآلو، هلو، خرما، توت، شاتوت، گردو، انجیر و سنجد از دیگر محصولات باغی این استان است. همچنین در بخش محصولات زراعی، مردم این منطقه به کشت گندم، جو، پنبه، حبوبات، محصولات جالیزی و گیاهان علوفه‌ای مشغول هستند و در تولید چغندر قند، رتبه هشتم کشور را به خود اختصاص داده است.
قالی بافی، سفالگری، رنگرزی، آهنگری، مسگری، حصیربافی، سبدبافی، نمدمالی، زیلوبافی ، پارچه بافی، نوغان داری، ریسندگی، گلیم بافی، جاجیم بافی ، زرگری، دباغی و سوزن‌دوزی، از جمله صنایع دستی استان خراسان جنوبی هستند.
 
آرین شهر (سده)(خراسان جنوبی)

آرین شهر شهری است در استان خراسان جنوبی. این شهر در بخش سده از توابع شهرستان قائنات قرار دارد.

جمعیت این شهر در سال 1385 برابر 3199 نفر گزارش شده است.

آیسک(خراسان جنوبی)
  • جمعیت :
    5084
  • کد تلفن :
    562

شهر آیَسْک، مرکز بخش آیسک شهرستان سرایان در استان خراسان جنوبی می‌باشد. در سال 1385، جمعیت این شهر 5,084 نفر بوده است.
شهر آیسک در مسیر جاده ارتباطی شهرهای فردوس- سرایان- بیرجند قرار دارد

اسدیه(خراسان جنوبی)
  • جمعیت :
    4839
  • کد تلفن :
    562

اسدیه شهری است در استان خراسان جنوبی. این شهر مرکز شهرستان درمیان است. جمعیت آن در سال 1385 برابر 4839 نفر گزارش شده است

اسفدن(خراسان جنوبی)
  • جمعیت :
    3365
  • کد تلفن :
    562
  • سایت شهرداری :
    www.esfeden.ir

اسفدن شهری است در استان خراسان جنوبی. این شهر در بخش مرکزی از توابع شهرستان قائنات قرار دارد.
جمعیت این شهر در سال 1385 برابر 3365 نفر گزارش شده است

اسلامیه(خراسان جنوبی)

اسلامیه‌، شهرى است در بخش مرکزی شهرستان فردوس (استان خراسان جنوبی‌). جمعیت این شهر در سال 1385 شمسی‌، 5,247 نفر بوده است.
موقعیت
شهر اسلامیه، در 34 درجه و 2 دقیقه عرض جغرافیایی شمالی و 58 درجه و 13 دقیقه طول شرقى و در ارتفاع 1330 متری از سطح دریا قرار گرفته است. این شهر در 5 کیلومتری شمال شرقی شهر فردوس و در مسیر جاده فردوس-مشهد واقع است.

نام‌گذاری
پیش از پایه‌گذاری این شهر، «باغو» (که در لهجه محلی، معادل باغان است که همان باغ‌ها معنا می‌دهد) معرف این محدوده بوده‌است. دلیل این نام‌گذاری این بود که در گذشته باغ‌های مردم فردوس در این محل قرار داشته و در واقع محل اقامت تابستانی اکثر آنها نیز همین باغ‌ها بوده است. لذا مردم فردوس نام «باغو» (باغها) را در برابر «شهر» (که همان فردوس و محل اصلی زندگی آنان می‌باشد) استفاده می‌کرده‌اند. نام« باغو» به مرور از رواج افتاد و در حال حاضر به جز عده معدودی (که اکثراً معمرین فردوسی هستند) دیگر از این نام استفاده نمی‌شود. نام «اسلامیه» در بعضی از نقشه‌هایی که پیش از زلزله سال 1347 از منطقه تهیه شده بود، مندرج است. این نام بر خیابانی که امروزه کمتر مورد استفاده است، نهاده شده بود.

پیشینه
اسلامیه در سال 1329 شمسى‌ که روستایى بیش نبود، تنها دارای 221 نفر سکنه بود. این شهر تا پیش از زلزله سال 1347، به صورت دو آبادى مقصودآباد و بهشت‌آباد از ییلاقات فردوس به شمار مى‌رفت و جمعیت ساکن ثابت چندانی نداشت. پس از زلزله که با تخریب کامل فردوس همراه بود، یکى از علما و روحانیون بزرگ خراسان، مرحوم دانش سخنور که در آن زمان در فردوس از محبوبیت بالایی برخوردار بود، مردم فردوس را ترغیب به مهاجرت به این منطقه و ساخت شهر جدید فردوس در محل فعلی اسلامیه نمود. به ‌این ترتیب، تعدادی از مردم فردوس به این منطقه مهاجرت کردند ولی بخش عمده مردم در محلی که در نزدیکی شهر قدیمی ساخته شده بود ساکن شدند.

اسلامیه از گذشته به سبب برخورداری از باغ‌های زیبا، محل گردشگاهى اهالی فردوس به شمار مى‌آمد. خیابان طویلى که آب در دو طرف آن جاری بود و چنارهای کهنسال آن را سیراب مى‌کرد، زیبایی خاصى به این نقطه ییلاقى داده بود.

پوشش گیاهى طبیعى محل شامل کلپوره‌، شاه‌تره‌، درمنه‌، پودنه و گیاهان مرتعى است و جانوران وحشى از جمله گرگ‌، شغال‌، روباه‌، خرگوش‌، کبک و سینه‌سیاه در پیرامون آن زندگى مى‌کنند.

بشرویه(خراسان جنوبی)
  • جمعیت :
    14196
  • کد تلفن :
    535

شهر بُشرویه، مرکز شهرستان بشرویه واقع در استان خراسان جنوبی می‌باشد.

ویژگی‌های کلی
این شهر در موقعیت 33 درجه شمالی و 57 درجه شرقی، در شرق ایران و در غرب استان خراسان جنوبی و در لبه کویر واقع است. به دلیل این موقعیت جغرافیایی، آب وهوای این شهر گرم و کویری است. بشرویه به دلیل حفظ بافت سنتی زیبای خود و بادگیرهای زیبای آن به شهر بادگیرها در خراسان معروف بوده‌است. جمعیت شهر بشرویه در سال 1385، 13,778 نفر بوده‌است.
بشرویه از شهرهای تاریخی و قدیمی با عمری چند صد ساله است.بیشتر مردم این دیار به حرفه کشاورزی اشتغال دارند. کشاورزی مبتنی بر منابع زیرزمینی آب و زمین‌های مستعد این منطقه است و عمده محصولات به عمل آمده پنبه، جو، گندم و پسته می‌باشند که در این بین کشت و برداشت پسته اگرچه از قدیم انجام می‌شده، ولی به تازگی رونق ویژه‌ای گرفته‌است.

نام
کلمه «بُشرویه» مرکب از دو بخش «بُش» و «رویه» است و دلالت دارد بر منطقه‌ای که محل رویش «بُش» است و بُش در نظر اهالی و معمرین شهر، بوته‌ای خودرو از تیره گیاهان کم‌آب کویری و بیابانی بوده که برای ادامه حیات خود احتیاج به آب فراوانی نداشته و دراصطلاح مردم «ترخ» یا «درمنه» نامیده می‌شده‌است که در اصل «دِرِمنه» است.

نظامی در این باب گوید:
چون درمنه دِرَم ندارد هیچ باد در پیکرش نیارد پیچ

آثار تاریخی بشرویه
در بشرویه آثار تاریخی فراوانی وجود دارند که پیشینه تاریخی تعدادی از آنها به قبل از اسلام برمی‌گردد و خوشبختانه برخی از آنها هنوز به جا مانده‌اند. از ویژگی‌های بارز این ابنیه، تاریخ‌گذاری و وجود لوحی است که معمولاً پیشینه و سازنده آن را نشان می‌دهد و هیچ شک و تردیدی برای شناخت گذشته آن باقی نمی‌گذارد. این آثار عبارت‌اند از:

قلعه دختر: این قلعه بر بالای قله‌ای مخروطی شکل قرار گرفته‌است. درباره پیشینه تاریخی این قلعه نظراتی وجود دارد مبنی بر این که این بنا از دوره ساسانیان بر جای مانده و همچنین این که این قلعه در زمان فرقه اسماعیلیه بنا شده‌است.

آب‌انبار میان ده: این حوض اولین حوض ساخته شده در بشرویه است.این بنا دارای استحکام و زیبایی خاصی است که در ساخت آن صورت گرفته به طوری که با گذشت 400 سال از ایجاد آن هنوز کوچک‌ترین تغییری در آن رخ نداده‌است.

حسینیه میان ده (حسینیه حاج علی اشرف): از دیگر مکان‌های مقدسی که در میان بشرویه ساخته شده، حسینیه‌ای است که مدور بنا گردیده و دارای دو ایوان است که به صورت قرینه و به سبک معماری هندی ساخته شده‌اند. دور تا دور این عمارت ایوان‌های کوچکی ساخته شده‌اند. این ساختمان دارای دو طبقه است. طبقه پایین ویژه مردان و طبقه بالا ویژه بانوان است. سازنده این بنا شخصی به نام حاج علی اشرف از اهالی ده خانیک واقع در غرب بشرویه بوده و زمان احداث آن، بر اساس شواهد، دوران حکومت افشاریه در خراسان بوده‌است.

مدرسه علمیه: این بنا که معروف به مدرسه طلاب علوم دینی نیز هست، در میان ده روبروی مسجد جامع میان ده و حسینیه حاج علی اشرف و در جهت غرب حوض انبار واقع شده و بنایی است که در ساخت آن به طور کامل خشت و گل به کار رفته‌است. دارای دو ایوان بزرگ در سمت شمال و جنوب است که ایوان شمالی جهت استفاده در فصل زمستان و ایوان جنوبی که از عمق و ارتفاع بیشتری برخوردار است جهت استفاده در فصل تابستان بنا شده‌اند.

مسجد جامع میان ده: این مسجد در گذشته‌های دور در زمان سلسله صفوی بنا شده و سبک معماری آن زمان را به خوبی نشان می‌دهد. این بنا به طور کامل از گل و آجر ساخته شده‌است. بنا دارای کاشی‌کاری نیست ولی در ایوانی بزرگ، آیاتی از قرآن مجید که به خط کوفی بسیار زیبا نوشته شده‌اند به چشم می‌خورد. سقف ایوان‌ها و شبستان مسجد کاملاً هلالی‌شکل است و در سردر ورودی آن، روی سنگ بزرگی اشعاری بیان‌کننده بر زمان ساخت بنا حک شده‌است.

امام زاده هوگند: در فاصله حدود 12 کیلومتری غرب بشرویه و در دامنه کوه، ساختمانی زیارتی وجود دارد که به نام امام زاده محمد بن اصغر هوگند معروف و مشهور است. از سابقه و شخصیت مدفون در این محل هیچ اطلاع تاریخی در دست نیست و آن چه اهالی به آن اعتقاد دارند، این است که این جا محل دفن یکی از اولاد امام موسی کاظم (ع) است.

مسجد جامع رقه: این مسجد در سمت شرق دهستان رقه و در منطقه‌ای که اصطلاحاً به «پایین محله» مشهور است، قرار دارد. این مسجد در طول زمان آسیب‌های فراوانی دیده و در حال حاضر در حد دیواره‌های بیرونی مسجد و بقایای به جا مانده از سه ایوان شرقی، غربی و جنوبی است. سقف ایوان‌های غربی و جنوبی کاملاً تخریب شده و ایوان ضلع شرقی از بقیه کامل‌تر است.

از دیگر بناهای تاریخی بشرویه تپه کرند، رباط اصفاک و نیگنان، قدمگاه ساغند، زیارتگاه بی‌بی نجمه خاتون مجد و قلعه‌های نظامی و دفاعی بشرویه و بند ریز که در مجاورت قلعه دختر واقع شده می‌باشند

بیرجند(خراسان جنوبی)
  • جمعیت :
    166138
  • کد تلفن :
    561
  • سایت شهرداری :
    www.birjand.ir

شهر بیرجَند مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است. این شهر در سال 1385، تعداد 157,848 نفر جمعیت داشته‌است.

شهر بیرجند، اولین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود.این شهر همچنین دومین شهری در ایران است که در سال 1302 و پیش از تهران ، از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید.

مدرسه شوکتیه این شهر، سومین مدرسه آموزش به سبک جدید، بعد از دارالفنون و رشدیه تبریز است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک شهر بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال 1312 پس از قلعه مرغی و بوشهر، در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم ، دو کنسولگری انگلستان و روسیه در بیرجند، مشغول فعالیت بوده‌اند.

نام
نام اصلی این شهر، بیرجند است که به صورت‌های برجند، برجن، برکن و بیرگند نیز در نوشته آمده‌است.

پنج وجه تسمیه برای بیرجند بیان شده‌است.

بیرجند یعنی نصف شهر/نیم شهر
بیرجند یعنی شهر بلند
بیرجند یعنی شهر چاه
بیرجند یعنی شهر طوفان
بیرجند یعنی برزن
آقای رجبعلی لباف خانیکی در مقاله خود تحت عنوان "تأملی در نام بیرجند"، بیرجند را مرکب از دو جزء "بیر" و "جند" می‏داند. "بیر" در پارسی باستان به معانی رعد و برق، صاعقه و طوفان و "جند" که معرّب "کند" است به زبان فرارودی به معنی مکان و شهر آمده‌است. با توجه به نامهای مناطق و شهرها در خراسان بزرگ ، مانند تاشکند، خجند، سمرقند و ...، این وجه تسمیه درست تر به نظر می‌رسد.

تاریخ

پیش از اسلام
علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی ، بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .

اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای در بافت قدیمی شهر، کاوشهای به عمل آمده از قلاع دختر در "بند دره" و "قلعه دره"، و نیز کتیبه به‏دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، "تخته سنگ لاخ مزار" واقع در روستای کوچ ، سنگ نگاره و کتیبه‏های پهلوی اشکانی در دره "استاد تنگل"، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد.

همچنین علاوه بر وجود گورستانهای زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا .که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و ...

پس از اسلام
قدیمی ترین اثر درون شهری بیرجند، مسجد جامع آن است که در سال 750 هجری قمری بنا شده‌است.

احتمالا یاقوت حموی اولین جغرافیدانی است که از «پیرجند» به عنوان یکی از شهرهای منطقه قهستان یاد کرده‌است. حمدالله مستوفی «بیرجند» را از شانزده ولایت قهستان و مرکز ولایتی با توابعی چند دانسته که در آن مقدار فراوانی زعفران, انگور, میوه و اندکی غله به دست می‌آمده‌است.

زین العابدین شیروانی, بیرجند را قصبه‌ای شهر مانند از توابع خراسان و دارالملک قهستان معرفی کرده و افزوده‌است که قریب به چهار هزار خانه دارد. آب بیرجند از کاریز تأمین می‌شود و مردم

/ 0 نظر / 244 بازدید